جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 669
رابطه طهارت و معرفت در حکمت متعالیه صدرایی
نویسنده:
نعیمه حمزه مصطفوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده نظر به اینکه آیات و روایات بسیاری در متون اسلامی ، چه در قالب توصیه و چه در قالب توصیف ، بر رابطه طهارت نفس و معرفت تأکید می کنند و حکمت صدرایی نیز بر مبنای مشی خود در باب اتّحاد قرآن و برهان و عرفان به آموزه های دینی و کلامی تا حد زیادی عنایت داشته و در مباحث فلسفی خود در رابطه با مراحل شکل گیری معرفت بر اتحاد عقل و عاقل و معقول و حضوری و افاضه ای بودن علم در همه مراتب حکم کرده است ، بر این باور رفته که نفس در شائبه عدم طهارت از درک حضور غافل می ماند . به باور نگارنده درک این رابطه و تلازم میان طهارت و معرفت با شناخت صحیح نفس و معرفت میسر بوده است که ایجاد تصور صحیح طرفین آن رابطه ، به تصدیق آن می انجامد . زیرا وقتی حدوث جسمانی نفس و تجرد علم را با لزوم سنخیت عالم و معلوم در رابطه اتحادی عالم و معلوم برای حصول علم ، در نظر آوریم ، طهارت نفس جز به رفع هر گونه علاقه و پیوستگی با ماده متصور نخواهد بود و عامل این طهارت نیز خود نفس است . لذا هر آنچه به عنوان مقدمه در تحقق معرفت مطرح شود ، عامل طهارت نیز خواهد بود . بر این مبنا معرفت ابتدایی مستلزم طهارت است که با مقدمات و ابزارهایی چون اخلاق و عمل حاصل می شود . در این حال نفس آمادگی دریافت فیض معرفت از فیاض و عالم بالا را می یابد. به بیان دیگر در مسیر تحقق علم ، هم نفس باید تمرین داده شود و هم موانع باید رفع گردند تا آینه نفس از غلاف موانع خارج شده و زنگار آن زدوده ، آنگاه آماده دریافت حقایق شود . تنها در این شرایط ، عوامل تحقق معرفت می توانند موثر افتند. نکته لازم به تذکر آنکه ، از نظر حکیمانی چون ملاصدرا علم نیز از سنخ وجود است ، به تشکیک آن مشکک بوده و بر این اساس عمل و طهارت نیز اموری مشکک‌اند . بدین ترتیب با توجه به رابطه طهارت و معرفت در می یابیم که هر مرتبه علمی موجب طهارت عینی شده و هر درجه از طهارت نیز مقدمه مرتبه بعدی علم است تا در مراتب عالی و مقام وحدت نفس ، هر دو عین یکدیگر گردیده و به وحدت و عدم تعدد رسند.
مباحث عقلی تغییر و تکامل نفس انسان در عالم برزخ و قیامت بر مبنای حکمت متعالیه
نویسنده:
منصوره السادات وداد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از نظر فلسفی عوالم اخروی خالی از هرگونه ماده و قوه انفعالی است. از همین رو حرکت و تغییر که به معنای از قوه به فعل شدن است، در آن عوالم بی معناست. تکامل نیز چون قرین با حرکت است، همین حکم را خواهد داشت. اما ملاصدرا از هیولی و قوه اخروی سخن به میان می‌آورد. همچنین در عباراتی از تبدّلات و استکمالات اخروی سخن می‌گوید. از طرف دیگر به نظر می‌رسد آیات و روایات وجود تکامل و تغییر در عوالم اخروی را تأیید می‌کنند و حتی از عوامل و موجبات آن سخن به میان می‌آورند. نگارنده در این رساله به دنبال یافتن منظور ملاصدرا از چنین عباراتی و مقایسه دیدگاه وی با کلمات معصومین علیهم السلام و قرآن کریم است. پاسخ به این پرسش‌ها، چشم انداز کلی ملاصدرا را به عالم آخرت و نظام آن روشن می‌سازد.به این منظور، کلمات وی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و معلوم شده است که از نظر او ماده بعید اخروی، نفس انسانی و مواد قریب آن قوه خیال و یا ملکات حسنه یا سیئه انسان است که با نفس متحدند و منظور وی از قوه در آخرت، به معنای قدرت و توان وجودی است. همچنین دانسته شد وی در معنای تکامل و تغییر لزوماً حرکت را لحاظ نمی‌کند بلکه معنایی اعمّ از حرکت از آن ها دارد. و بالاخره بر اساس این مبانی امکان تکامل و تغییرات دفعی در آخرت و نیز استکمالات علمی و وقوع آن‌ها در بهشت و دوزخ معلوم شده است. در ادامه نیزعوامل و موجبات تکامل اخروی بر اساس مبانی ذکر شده از حکمت متعالیه بحث گردیده است.
نقش عقل فعال در مراحل مختلف حیات انسان از منظر ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه زارع
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل فعال، موجودی برتر از عالم طبیعت، عاری از ماده و احکام آن، قائم به نفس، غیر ذی وضع، و فعلیت صرف است. این عقل، به عنوان آخرین عقل از عقول عشره از منظر ابن سینا و آخرین عقل از عقول طولی بی شمار از منظر ملاصدرا، افعال و وظایفی را در عالم کون و فساد ایفاء می کند. عقل فعال از سوی ابن سینا و ملاصدرا، به عنوان حلقه ی ارتباط بین مجردات و مادیات، مبدأ صدور کثرات جهان مادی و کد خدای عالم تحت القمر مطرح شده ویکی از برجسته ترین نقش های آن،ارتباط با نفس ناطقه به عنوان کامل ترین موجود عالم ماده می باشد. نفس ناطقه، متشکل از دو بعد روحانی و مادی (نفس و بدن) است و به جهت بعد روحانی اش، ارتباط برجسته ای با عقل فعال دارد و این عقل، در تمام مراحل حیات آدمی، از حدوث نفس تا مفارقت آن از ماده و حتی پس از آن، در استکمال نفس، نقش بی واسطه و با واسطه دارد. اولین نقش و وظیفه عقل فعال در ناحیه حدوث نفس است. به گفته هر دو فیلسوف، وقتی مزاج بدن مستعد دریافت نفس گردید، نفس ناطقه از جانب واهب الصور بر آن بدن افاضه می گردد. دومین وظیفه و نقش عقل فعال، در ناحیه قوای نفس به ویژه نقش عقل فعال در تعقل و فعلیت مراحل عقل نظری است. سومین نقشی که عقل فعال دارد، نقشی است که در مسأله نبوت و نزول وحی بر عهده می گیرد. از نظر هر دو فیلسوف، این عقل یکی از ارکان نبوت و وحی است تا آنجا که عنوان ملک وحی را می پذیرد. عقل فعال، تنظیم کننده ارتباط نفس ناطقه با عالم غیب خواه در خواب و یا در بیداری می باشد. چهارمین نقشی که عقل فعال در ارتباط با نفس ناطقه بازی می کند، در مسأله بقای نفوس بعد از مرگ است که از نظر ابن سینا این بقاء، ناشی از اتصال نفس با عقل فعال است که مربوط به نفوس کامل در علمو عمل می باشد و نفوس کامل به بقای عقل فعال که علت آنها است، باقی می مانند. از نظر ابن سینا، نفوس ناقصی که در مرحله عقل هیولانی مانده اند، با تعلق به نفوس فلکی مراحل تکامل خویش را طی می کنند، اما ملاصدرا بر اساس مسلک متعالیه معتقد است که نفوس ناقص به عالم خیال تعلق می گیرند و نفوس کامل هم متحد با عقل فعال و باقی به بقای علت خود (عقل فعال) هستند. ابن سینا و ملاصدرا در هر یک از مراحل مذکور، وجوه اشتراک و نیز اختلاف نظر هایی دارند که به تفصیل در رساله به تبیین و شرح آن خوهیم پرداخت.
تکامل نفس در حکمت سهروردی
نویسنده:
شکوفه عنایتی خرزوقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اینکه نفس موجودی روحانی از عالم اعلی است و استعدادهایی در او نهاده شده که با بالفعل شدن آن با ابزار مادی، کمال او حاصل می شود و آنگاه از این دنیا رخت بربسته، با مبادی عالیمتصل گشتهو به وطن اصلی خود باز می گردد، مورد اتفاق اکثر فلاسفه اسلامی است و هر کس به طریقی آن را تبیین می کند. سهروردیکه موسس حکمت اشراقی است ونور را اساس و پایه فلسفه خود قرار داده است َسیر تکامل نفس را بر اساس این حکمت به نحوه خاصی مبتنی بر اصالت نور تبیین می کند. نگارنده در این رساله خواهان آن است که نحوه ی تکامل نفس انسانی را به عنوان نوری از انوار الهی در آثار این حکیم بررسی کند و چشم انداز کلی او را در این زمینه به نمایش بگذارد. به این منظور آراء وی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و معلوم شده است که از نظر وی نفس نوری مجرد است که تعلق به دنیا باعث جدایی او از عالم نور که موطن اصلی اوست، شده است. از نظراو علم و عمل سالک از یک طرف و اتصال با عقل فعال و جذبه ربانی حق تعالی از طرف دیگر، در دنیا عامل تکامل اوست.سالک با طی مراحل سلوک درونی،قادر خواهد بود از ماده قطع علاقه کرده و با موت ارادی عالم نور را مشاهده کند و هر چقدر تجرد او از ماده بیشتر باشد، به مبادی عالی تر که همان انوار قاهر اند،مشابهت یافته و نوعی اتحاد روحانی و استغراق علمی با آنها یافته و در نتیجه به کمال شایسته خود نائل خواهد شد و در آخرت به لذت ناشی از آن دست مییابد و در مراحل بالاتر کمال، با فناء در ذات مقدس الهی به بقاء خواهد رسید.
ساحت معرفت شناختی عقل نزد ارسطو
نویسنده:
حسن قنبری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در این نوشتار نگاه ارسطو به عقل را در دو مبحث نظریه شناخت و نفس بررسی می کنیم. در نظریه شناخت گفته خواهد شد که مکانیسم شناخت نزد ارسطو چهار مرحله دارد؛ حس، یادآوری، تجربه و کلی. کلی نزد ارسطو همان شناخت عقلی است که منتزع و برگرفته از سه مرحله پیشین است؛ بر همین اساس است عبارت معروف منقول از ارسطو که "من فقد حسا فقد علما". در مبحث نفس ضمن تبیین معنای نفس نزد ارسطو، عقل به عنوان قوه ای از نفس شناخته می شود که عهده دار تمامی مراحل چهارگانه شناخت است. در پایان درباره عقل منفعل و فاعل به تفصیل بحث خواهد شد و تفسیر مشهور از عقل فعال به عنوان عقل مفارق از انسان نقد خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 43 تا 54
بررسی تطبیقی چیستی آگاهی از دیدگاه فیلسوفان ذهن معاصر و فلسفه اسلامی با تأکید بر حکمت متعالیه
نویسنده:
مهدی کریمی نودهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فلسفه ذهن، با گشودن راه‌های تازه‌ای پیشاروی فیلسوفان، زمینه مطالعات دامنه‌دار فلسفی را فراهم کرد؛ مسائلی که قبلاً از محیط بحث‌های دقیق فلسفی دورافتاده‌بود، باردیگر به میدان مباحثه‌های علمی بازگشت. دراین میان، مسأله آگاهی از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا این مفهوم اساسی‌ترین مفهوم ذهنی است که دامنه وسیعی از مفاهیم ذهنی را شامل می‌شود. فیلسوفان ذهن با واکاوی مفهوم آگاهی به تحقیق در خصوص آن پرداختند. مسأله آگاهی از جنبه‌های متفاوتی، درفلسفه ذهن بررسی شده ‌است که شاید مهم‌ترین مبحثی که درمورد آن جریان دارد توجه به حیث متافیزیکی آگاهی است، این‌که آگاهی و اصولاً همه امور ذهنی، پدیده‌ای متافیزیکی و غیر مادی است خود محل بحث فیلسوفان ذهن است. از طرفی با پذیرش متافیزیکی وغیر مادی بودن آگاهی، چگونگی پدیدآمدن پدیده‌ای متافیزیکی از عناصر مادی مغز، خود معمایی است که هنوز راه‌حلّ قانع کننده‌ای برای آن ارائه نشده ‌است. برای حلّ این معما تلاش‌هایی صورت گرفته‌است که نتیجه این تلاش‌ها، تبیین‌های مشهوری است که برای بیان ماهیّت ذهن وآگاهی و رابطه ذهن با بدن مطرح شده‌ است. درمیان این تلاش‌ها، دو نظریّه فیزیکالیستی ودوگانه‌انگاری در دو سوی این کمان قرار دارد، نگاه فیزیکالیستی، هرگونه غیر مادی بودن ذهن وآگاهی را انکار می‌کند و درنهایت، طبق این دیدگاه، فعالیت‌های فیزیکی مغز منشأ همه این قابلیّت‌ها است. از سویی، دوگانه انگاران، با قبول جوهر غیر مادی، در قبال جوهر فیزیکی، راه را برای هرگونه بررسی علمی بسته‌اند. دراین میان، تقریری از دوگانه‌انگاری جوهری که صاحبان حکمت متعالیه وبه‌ویژه ملاصدرا، ارائه کرده‌اند، می‌تواند کاستی‌های روی‌کرد دوگانه‌انگارانه در خصوص آگاهی و عموماً ذهن‌مندی را برطرف نماید. چرا که دیدگاه صدرا که مبتنی بر مبانی دقیق حکمت متعالیه است، از طرفی، نقش طبیعت مادی را در حدوث نفس، پررنگ می‌‌کند و از طرفی، نفس را دارای حرکتی جوهری که منتهی به تجرد تام از بدن مادی می‌شود، می‌داند. از این رو، این دیدگاه، حدّ وسط دو دیدگاه پیشین است و می‌تواند تقریر معقول‌تری از دوگانه‌انگاری جوهری ارائه کند.واژگان کلیدی: آگاهی، کوالیا، حالات ذهنی، فلسفه ذهن، حکمت متعالیه.
عوامل دستیابی به کمال انسان از دیدگاه حکمت متعالیه و مقایسه آن با دیدگاههای روانشناسان انسان گرا
نویسنده:
فاطمه احمدی گزازی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان با آمدن به عرصه گیتی، با وجود فطرت کمال طلب خود به حرکت در مسیر کمال واداشته می شود و در این سیر کمال مراحلی را پشت سر می گذارد تا اینکه بهره وجودیش افزایش یابد و از قوه به فعل ترقی کند و متکامل گردد. حال مسئله ای که اینجا مطرح می شود، اینست که چه عواملی در این مسیر وجود دارد تا انسان به مدد آنها به حرکت خود ادامه دهد و به کمال مطلوب و نهایی برسد؟ بدون تردید هر مکتبی که موضوعش انسان باشد، دیدگاهی در باب تعالی انسان دارد و اندیشمندان فراوانی و نظریه پردازان علوم انسانی هستند که در باب آن بسیار سخن گفته اند. بحث تکامل نفس آدمی، مسئله ای محوری در فلسفه صدرالمتالهین است؛ چراکه او غایت فلسفه خود را تعلیم چگونگی پیشرفت انسان از حضیض نقص به اوج قله کمال می داند. روانشناسی انسان‎گرا نیز با دیدی نو به ماهیت انسان می نگرد و به جنبه سالم طبیعت آدمی نظر دارد و به حصول کمال و بالندگی انسان و به فعلیت رساندن و تحقق بخشیدن تمامی استعدادهای بالقوه آدمی می اندیشد. بنابراین از آنجایی که روانشناسی انسان‎گرا نیز به انسان و کمال او اهمیت می دهد امکان مقایسه در این باب در این نوع روانشناسی با دیدگاه صدرالمتالهین فراهم می شود.
تفسیر آیه امانت در انسان‌شناسی حکمت صدرایی
نویسنده:
مهدی زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به تفسیر آیه امانت و بازتاب آن در حکمت متعالیه پرداخته می­شود. در این آیه از عرضه امانت الهی بر آسمان‌ها، زمین و کوه‌ها سخن می­رود و این که به جز انسان ظلوم و جهول هیچ موجودی آن را نپذیرفته­است. ملاصدرا این امانت را اشاره به وجود خاص آدمی و قابلیت او برای سیر در مراتب گوناگون هستی می­داند. در این زمینه او از تعبیرات فناء و بقاء، روح الهی، نور الهی و قلب ملکوتی برای اشاره به همین قابلیت وجودی و سیّالیّت وجودی استفاده می­نماید. از دیدگاه او امانت الهی همان مقام خلافت الهی و نمایندگی اسماء و تجلی صفات خداوندی است که در انسان کامل محقق می‌گردد. انبیای الهی و امامان مصادیق انسان کامل هستند و از همین روی از آنان به عنوان امین خداوند در زمین یاد شده و از امانت الهی نیز به ولایت تعبیر شده­است. بر اساس این تفسیر ظلوم و جهول بودن آدمی اشاره به ویژگی­های خاص وجود آدمی است که از توان لازم او برای انتقال و جا به جایی در مراتب واقعیت حکایت می­کند.
صفحات :
از صفحه 101 تا 116
حركت نفس در حكمت متعاليه
نویسنده:
نجمه غفاری ريسمانچی
نوع منبع :
نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله حرکت و ثبات از قديمي‌ترين مسائل فلسفي است که خاستگاه آن را مي‌توان در انديشه فيلسوفان پيش از سقراط جست‌وجو كرد. هر چند که بسياري از فيلسوفان به موضوع حرکت توجه كرده‌اند، با اين حال هنوز مباحثي در مسئله حرکت باقي است که ذهن بسياري از انديشمندان را به خود مشغول كرده و مورد پرسش است و شايد بتوان گفت مهم‌ترين اين پرسش‌ها مربوط به حرکت نفس است؛ چرا که از سويي، نفس را موجودي بسيط و مجرد دانسته‌اند و از سوي ديگر، حرکت محتاج موضوعي است که مرکب از قوه و فعل باشد و در نتيجه، حرکت در مجردات و بسائط بي‌معنا خواهد بود. در اين مقاله بر آنيم که به موضوع حرکت در نفس در حکمت متعاليه بپردازيم و افزون بر بيان مباني نظري و استدلال صدرا بر حرکت جوهري نفس، به تلاش برخي از پيروان صدرا در حل مشکل حرکت نفس و پيرو آن حرکت در مجردات اشاره كنيم.
مقايسه ديدگاه ابن سينا و ملاصدرا پيرامون ارتباط عقل فعال با نفوس بعد از مرگ بدن
نویسنده:
فروغ سادات رحیم پور، فاطمه زارع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از نظر ابن سينا و ملاصدرا،‏ نفوس بعد از مفارقت از ابدان به دو گروه: نفوس ناقص و نفوس کامل تقسيم مي¬شوند. به گفته ايشان،‏ نفوس کامل،‏ نفوسي هستند که به مرحله عقل بالفعل رسيده¬اند و نفوس ناقص،‏ نفوسي هستند که هنوز به اين مرحله نرسيده¬اند. وجه اشتراک ابن سينا و ملاصدرا در اين است که نفوس کامل،‏ باقي به بقاي عقل فعال¬اند و عقل فعال در ارتباط مستقيم با اين نفوس است؛ اما رأي دو فيلسوف در نحوه¬ي بقاي نفوس ناقص و ارتباط آن¬ها با عقل فعال متفاوت به نظر مي¬رسد. ابن سينا معتقد است نفوس ناقص به دليل اين¬که هنوز به تکامل نرسيده¬اند و چون تکامل آن¬ها از طريق جسم به ظهور مي¬رسد؛ لذا هنوز احتياج به جسم دارند؛ چون پس از مرگ،‏ فاقد بدن دنيوي¬اند،‏ بايد به جسم ديگري تعلق بگيرند و آن،‏ جسم فلکي است که به مثابه جسم اين نفوس قرار مي¬گيرد تا به واسطه¬ي آن مراحلي از کمال را طي کنند. نظر ابن سينا مورد پذيرش ملاصدرا نيست. صدرالمتألهين،‏ دليل اختلاف آراي فلاسفه در باب بقاي اين نفوس را عدم باور آن¬ها به عالم خيال مي¬داند و متذکر مي¬شود که معاد نفوس ناقص در عالم خيال منفصل يا عالم برزخ است و عقل فعال در بقاي اين نفوس،‏ نقش غير مستقيم و با واسطه دارد.
  • تعداد رکورد ها : 669