جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
معرفت ‌نفس و بازتاب‌های اخلاقی آن از دیدگاه صدرالمتألهین
نویسنده:
عفت السادات خیاط نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
وجود انسان ترکیبی از نفس (وجودی غیرمادی) و بدن (وجودی مادی) است، بنابر دیدگاه ملاصدرا نفس اصیل است و حاکم بر بدن، مشخصه نفس انسان به عقل اوست، لذا هم قوام نفس به اوست و هم او عامل تمییز انسان از دیگر موجودات شده است. کارکرد عقل، شناخت و فهم است؛ انسان با داشتن عقل عملی، بدن را تدبیر و کنترل کرده تا زمینه مناسب برای ارتباط عقل نظری با عالم غیر مادی و ملکوت فراهمشود، حاصل این حرکت عقل، «حریت و آزادگی» در حیطه عقل عملی و«علم وحکمت» در حیطه عقل نظری خواهد بود و غایت این حرکت،رسیدن به خداوند با استقرار در عبودیت است.بدین طریق، معرفت نفس حرکتی است علمی – عملی که همه ارکان وجودی انسان از اندیشه و انگیزه و عمل را، تحت تأثیر قرار می دهد. انسان در نگرش دگر بارهبه جایگاه خویش، هستی و خداوند به معرفت نوینی دست می یازد، این دیدگاه یا معرفت جامع اخلاقی با توجه به وصف عدل خداوند در حیطه ذات و افعال الهی، در مرحله اول ناظر به حیطه شناختاری است که در صدد تعریفی حقیقی از خویشتن، هستی،مبدء، معاد و نحوه ارتباط آنها با محوریت انسان سالک است. در مرحله بعدی ناظر به تحولات درونی سالک در عرصه انگیزه و انگیزش هاست، گرایش به کمال مطلق و شوق به استکمال در گام های نخست، و جذبه ذات کمال مطلق در ادامه مسیر، انگیزه ای می شود تا سالک بر انگیخته شود و در انگیزشی با تمامی ظرفیت های وجودی اش حرکتی شورآفرین و مشتاق داشته باشد.حرکت انسان، ظرافت های خاص خودش را دارد و همواره آسیب هایی آن را تهدید می کند. برای تنظیم و حفاظت آن، شناخت مراحل راه ونحوه سلوک انسان به نظامی نیاز مند است،نظام تربیت اخلاقی عهده دار این مهم است تا نخست انسان خود را تربیت نماید و در سلامت از انحراف و سقوط به مقصد برسد، در مرحله دوم، انسان در مقابل موجودات و هدایت آنها بسمت کمال مسئولیت اخلاقی دارد، این شأن انسان کامل است که مراحل سلوک معرفتی را به همراه آنان در پیش گیرد و در یک حرکت جمعی جهان هستی را بسمت کمال مطلق رهسپار شوند.
تبیین وجودی معرفت با نظر به آراء ملاصدرا و هیدگر
نویسنده:
حسین زمانیها
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تبیین وجودی معرفت، پژوهشی است در باب بنیانهای پیشین معرفت بشری. معرفت بشری، مبتنی بر نوعی حضور و دادگی پیشین اشیاء است؛ اما فهم چگونگی این دادگی پیشین و حضور اشیاء محقق نمی‌شود مگر در پرتو فهم ساختار وجودی انسان و نسبت آن با حقیقت وجود به عنوان بنیان همه ظهورات و تعینات موجودات به منزله متعلقات شناسایی. لذا تبیین وجودی معرفت تلاشی است در جهت فهم این نسبت و چگونگی ابتناء معرفت بر چنین نسبتی. از نظر هیدگر، رابطه معرفتی(رابطه سوبژه‌‌ـ ابژه)، به هیچ وجه بنیان و اساس ارتباط و تعامل انسان با عالم نمی‌باشد. عالَم اولین بار از طریق معرفت بر انسان مکشوف و گشوده نمی‌شود، بلکه انسان واجد نوعی گشودگی پیشین به عالَم است که بنیان خود معرفت نیز بر این گشودگی و انکشاف پیشین استوار است. انسان پیش از آنکه بخواهد نسبت به عالم معرفت پیدا کند در عالم حضور دارد، انسان به هیچ وجه موجودی فرو بسته و محصور نیست بلکه همواره در بیرون از خود، در حقیقت وجود قیام دارد. لذا هیدگر از نام دازاین که بیانگر استعلاء و برونخویشی انسان به سوی وجود است برای نامیدن این نحوه از وجود استفاده می‌کند. از نظر هیدگر در تاریخ متافیزیک غرب، که وی آن را سیر بسط و تثبیت سوبژکتیویسم می-داند، به دلیل غفلت از این رابطه پیشین اگزیستانس یا همان نحوه وجود انسان با حقیقت وجود، و اصل قرار دادن رابطه معرفتی،با نوعی گسست و شکاف عمیق بین انسان و عالَم مواجه می‌شویم که اوج این شکاف را می‌توان در اندیشه دکارت مشاهده کرد. در نتیجه در این سنت امکان وصول به اشیاء فی نفسه در معرفت بشری به سؤالی جدی و چالش بر انگیز تبدیل می‌شود. ملاصدرا نیز در فلسفه خود به هیچ وجه رابطه معرفتی را اصل و بنیان قرار نداده از نظر وی رابطه معرفتی منبعث از نوعی ارتباط وجودی بین عامل معرفت و متعلق معرفت است. وی حتی از این نیز فراتر رفته و اصولا علم و معرفت را نحوه‌ای از وجود و یا عین وجود می‌داند. از نظر وی همانگونه که حقیقت وجود دارای مراتب و درجات متفاوت است، متناظر با آن معرفت و علم نیز دارای مراتب متفاوتی است. در معرفت بشری علم به عنوان نحوه‌ای از وجود، چیزی جدای از وجود انسان و ساختار وجودی وی نبوده و لذا وی علم را نه نوعی ارتباط و اضافه بلکه آن را نوعی اشتداد و کمال وجودی برای انسان می‌داند. از نظر ملاصدرا معرفت بشری ریشه در ساختار وجودی انسان و وابستگی و تعلق وجودی وی به کمال و وجود مطلق دارد.وجود انسان با وجود سنگ، چوب و سایر موجودات در این حقیقت متمایز است که وجود انسان برخلاف سایر موجودات در خود فروبسته و محدود نبوده و همواره به سمت بیرون از خویش التفات دارد. این برونخویشی و التفات وجودی که ریشه در وجود تعلقی انسان دارد، بنیان دادگی و ظهور اشیاء در معرفت بشری است. در فلسفه ملاصدرا می‌توان به نوعی رابطه ماقبل معرفتی بین انسان به عنوان موجود مقید با وجود مطلق و نامحدود اشاره کرد؛ که رابطه معرفتی خود مبتنی بر چنین رابطه پیشینی است. به همین دلیل، هر چند ملاصدرا با پدیده‌ای به نامسوبژکتیویسم مواجه نبوده، امابا نظر به آراء وی می‌توان به نقد سوبژکتیویسم از منظری جدیدپرداخت.
بررسی دیدگاه‌های تفسیری فلسفی ملاصدرا در مورد مسئله‌ی تسبیح موجودات
نویسنده:
حجت‌اله منصوریان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اعتقاد به سریان تسبیح قولی در سراسر هستی از اصول مسلم و پذیرفته شده در حکمت متعالیه می‌باشد و ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف، عارف و مفسر از سه منظر فلسفی، عرفانی و تفسیری به مسئله‌ی مذکور نگریسته است. این پژوهش در پی آن است که ضمن معناشناسی واژه‌ی تسبیح با نگاهی تفسیری فلسفی به بحث تسبیح، شاخص‌های بارز تسبیح را از دیدگاه ملاصدراتبیین نماید. حکیم صدرا در بعد فلسفی با تکیه بر برخی از مبانی فلسفی‌اش حکم به سریان حیات، علم، کلام و سایر صفات کمالیه در سراسر عالم می‌کند، از این رو معتقد است که تسبیح در تمام موجودات حتی در جمادات به صورت حقیقی و با زبان قول یعنی زبان مخصوص به خود می‌باشد چرا که از روی علم و آگاهی حق تعالی را از نقایص منزه می‌دارند و معنای تسبیح قولی چیزی جز این نیست لذا در راستای اثبات دیدگاهش سه برهان بر قولی بودن تسبیح موجودات اقامه می‌کند. عقیده‌ی ملاصدرا در بعد تفسیری مطابق با دیدگاه فلسفی‌اش می‌باشد لذا از طریق استناد به آیات و روایاتی که متضمن تسبیح‌ موجودات‌اند و نیز آیات و روایاتی که حکایت از وجود علم و سایر کمالات در موجودات دارند به بیان عقاید خاص خودش مبنی بر حقیقی بودن تسبیح موجودات می‌پردازد. اگرچه ملاصدرا بیان می‌کند که تمام موجودات به زبان قال مسبِّح خداوند می‌باشند ولی منکر تسبیح به زبان حال نیست؛ زیرا تسبیح حالی به این معناست که با تفکر در مخلوقات، تنزیه و تقدیس خالقشان را از نقایصی که در این مخلوقات است نتیجه بگیریم که چنین چیزی منافاتی با این حقیقت که موجودات به زبان قال و از روی آگاهی به تسبیح خداوند می‌پردازند ندارد، لذا ملاصدرا معتقد است که موجودات به زبان حال و از جهات مختلفی مانند حدوث، امکان و امثال این‌ها نیز دالِ بر تنزیه حق تعالی هستند.
انسان شناسی فلسفی در آثار استاد مطهری
نویسنده:
زهرا چراغی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر در صدد است تا به تبیین دیدگاه های استاد مطهری در حوزه مباحث انسان شناسی بپردازد. در این خصوص، آرای انسان شناختی استاد، درچهار محور از محورهای عمده انسان شناسی، انتخاب شده است: ابعاد وجودی انسان؛ کمال انسان؛ اختیار؛ خلود نفس. استاد مطهری معتقد است که انسان موجودی است مرکب از جسم و روح. ایشان بر این باور است که انسان طالب کمال است و همواره به سوی کمال گام برمی دارد و کمال انسان در این است که ابعاد وجودی او به صورت تک بعدی رشد نکنند، بلکه به حالت متعادل در آیند. به طور کلی کمال انسان از دیدگاه استاد مطهری رسیدن به خداست . در دیدگاه استاد مطهری، انسان موجود مختاری است و با آزادی نسبی ای که دارد می تواند درسرنوشت خویش موثر باشد. هم چنین به اعتقاد ایشان، حقیقت وجود انسان روح است و روح انسان باقی است و با فناء بدن فانی نمی شود.
قلمرو دین در عصر پایان پیامبری
نویسنده:
اعظم شقاقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تعیین قلمرو دین یکی از مباحث مهم حوزه فلسفه دین و دین پژوهی معاصر است. گروهی قلمرو دین را حداقلی و محدود به نیازهای اخروی و یا دنیوی می-دانند، در مقابل گروهی نیز قلمرویی حداکثری برای دین قائلند و دین را پاسخ‌گوی تمام مسایل انسان می‌دانند. در پژوهش حاضر با تکیه بر دین اسلام، علل و عوامل موثر در تعیین قلمرو دین، یعنی نوع تفسیر از وحی و خاتمیت بررسی گردیده است و جامعیت، جاودانگی و پویایی دین نیز اثبات شده‌ است.پس از نقد و بررسی رویکردهای مختلف در تعیین قلمرو دین یعنی رویکرد برون دینی و درون دینی، با نگاه برون دینی نیازهای انسان بررسی شده است و در نهایت سعی شده است تا با کمک رویکردهای درون دینی و برون دینی پاسخ دین به هر کدام از نیازهای بشر مشخص گردد و محدوده و قلمرو واقعی دین تعیین گردد.
مدیریت زمان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه
نویسنده:
معصومه ملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
زمان کمیتی بنیادی و غیر قابل انقطاع در جهان هستی است که بهره انسان از آن با موهبت ربّانی حیات، آغاز و با ستاندن آن انجام می یابد. لذا زمان در رابطه با انسان دارای ویژگیهای زیر است: محدودیّت، غیر قابل پیش بینی، غیرقابل توقف، غیر قابل تکرار، غیرقابل جایگزین، غیرقابل ذخیره و غیرقابل داد و ستد. قرآن راه رهایی از خسران گریزناپذیر زمان را پایبندی به استانداردهای ایمان، عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر می داند. در همین راستا مولای متقیان با آسیب شناسی روانکاوانه انسان ضمن هشدار از غفلت، هواپرستی، آرزو پروری و اهمال کاری، کوتاهی و زودگذری عمر و حیله گری شیطان و جاذبه های دنیا را متذکّر می شود و با توصیه به خردورزی، خویشتن بانی و خداترسی، شتاب در انجام اعمال صالح را جهت عمران سرای ابدی ضروری می بیند. از این رو ضرورت ولایت بر لحظات و آنات شخصی که مدیریت برخود یا مدیریت عمر نام دارد، در زندگی هر فرد هوشمندی اجتناب ناپذیر است. سعادت و کمال ایجاب می کند که هدف اصلی از این مدیریت، ایصال به هدف الهی خلقت یعنی رضوان الله باشد،که راههای وصول به آن عبارتند از: وسیله یابی، برنامه ریزی، ارزیابی عملکرد، اولویت بندی و رعایت اولویتها. مدیریت زمان در کوتاهترین بیان یعنی مدیریت تحول. استفاده بهینه از زمان با خدا محوری، علم آموزی، مدیریت نفس، تهجّد، درک دوره جوانی، مرگ اندیشی و ... میسر است.امروزیابی،اشتغال، مدیریت اوقات فراغت و مبارزه با سارقان زمان از تباهی عمر می کاهد. آنچه در این راستا بایستی در رأس اولویتها قرار گیرد، پرهیز از تسویف است. درمان تسویف با عزم راسخ و هشیاری از تسویلات شیطان میسر است. راهکار سیطره انسان بر زمان نیز، شکوفاسازی تمامی استعدادهای بالقوه است.
تکامل نفس در حکمت سهروردی
نویسنده:
شکوفه عنایتی خرزوقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اینکه نفس موجودی روحانی از عالم اعلی است و استعدادهایی در او نهاده شده که با بالفعل شدن آن با ابزار مادی، کمال او حاصل می شود و آنگاه از این دنیا رخت بربسته، با مبادی عالیمتصل گشتهو به وطن اصلی خود باز می گردد، مورد اتفاق اکثر فلاسفه اسلامی است و هر کس به طریقی آن را تبیین می کند. سهروردیکه موسس حکمت اشراقی است ونور را اساس و پایه فلسفه خود قرار داده است َسیر تکامل نفس را بر اساس این حکمت به نحوه خاصی مبتنی بر اصالت نور تبیین می کند. نگارنده در این رساله خواهان آن است که نحوه ی تکامل نفس انسانی را به عنوان نوری از انوار الهی در آثار این حکیم بررسی کند و چشم انداز کلی او را در این زمینه به نمایش بگذارد. به این منظور آراء وی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و معلوم شده است که از نظر وی نفس نوری مجرد است که تعلق به دنیا باعث جدایی او از عالم نور که موطن اصلی اوست، شده است. از نظراو علم و عمل سالک از یک طرف و اتصال با عقل فعال و جذبه ربانی حق تعالی از طرف دیگر، در دنیا عامل تکامل اوست.سالک با طی مراحل سلوک درونی،قادر خواهد بود از ماده قطع علاقه کرده و با موت ارادی عالم نور را مشاهده کند و هر چقدر تجرد او از ماده بیشتر باشد، به مبادی عالی تر که همان انوار قاهر اند،مشابهت یافته و نوعی اتحاد روحانی و استغراق علمی با آنها یافته و در نتیجه به کمال شایسته خود نائل خواهد شد و در آخرت به لذت ناشی از آن دست مییابد و در مراحل بالاتر کمال، با فناء در ذات مقدس الهی به بقاء خواهد رسید.
عوامل دستیابی به کمال انسان از دیدگاه حکمت متعالیه و مقایسه آن با دیدگاههای روانشناسان انسان گرا
نویسنده:
فاطمه احمدی گزازی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان با آمدن به عرصه گیتی، با وجود فطرت کمال طلب خود به حرکت در مسیر کمال واداشته می شود و در این سیر کمال مراحلی را پشت سر می گذارد تا اینکه بهره وجودیش افزایش یابد و از قوه به فعل ترقی کند و متکامل گردد. حال مسئله ای که اینجا مطرح می شود، اینست که چه عواملی در این مسیر وجود دارد تا انسان به مدد آنها به حرکت خود ادامه دهد و به کمال مطلوب و نهایی برسد؟ بدون تردید هر مکتبی که موضوعش انسان باشد، دیدگاهی در باب تعالی انسان دارد و اندیشمندان فراوانی و نظریه پردازان علوم انسانی هستند که در باب آن بسیار سخن گفته اند. بحث تکامل نفس آدمی، مسئله ای محوری در فلسفه صدرالمتالهین است؛ چراکه او غایت فلسفه خود را تعلیم چگونگی پیشرفت انسان از حضیض نقص به اوج قله کمال می داند. روانشناسی انسان‎گرا نیز با دیدی نو به ماهیت انسان می نگرد و به جنبه سالم طبیعت آدمی نظر دارد و به حصول کمال و بالندگی انسان و به فعلیت رساندن و تحقق بخشیدن تمامی استعدادهای بالقوه آدمی می اندیشد. بنابراین از آنجایی که روانشناسی انسان‎گرا نیز به انسان و کمال او اهمیت می دهد امکان مقایسه در این باب در این نوع روانشناسی با دیدگاه صدرالمتالهین فراهم می شود.
بررسی تطبیقی سعادت و شقاوت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و امام خمینی (ره) و رابطه آن‌ها با طینت
نویسنده:
رقیه احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سعادت و شقاوت مسأله چندتباری است ودرحوزه های مختلف حدیث،تفسیر،فلسفه،کلام،اخلاق وفلسفه اخلاق موردبحث است. هر انسانی به حکم فطرت، طالب سعادت و از شقاوت گریزان است. به رغم تمام اختلاف‌هایی که در تفسیر سعادت و شقاوت و جود دارد، می‌توان گفت، سعادت واقعی انسان همان کمال و غایتی است که انسان برای وصول به آن آفریده شده است .از دیدگاه اسلام آن غایت نهایی، خیر مطلق است که مقصود و غایت حرکت همه موجودات عالم است. بنابراین هدف نهایی از اعمال، گفتار و رفتار اختیاری انسان وصول به خیر مطلق است. در این رساله نقطه نظرات دو اندیشمند گران‌قدر اسلامی، خواجه و امام بررسی و تفاوت و تشابه آن‌ها تبیین شده است. این دو متفکر بزرگ بر این باورند که حقیقت سعادت همان قرب الی الله است و برای رسیدن به این مقام عظیم باید از دنیا گذشت. انسان در پر تو وحی، استعدادهای نهفته فطرت خود را شکوفا ساخته وبا استفاده از نعمت‌ها و ابزاری که خداوند در این جهان در اختیارش قرار داده به کسب کمالات می‌پردازد که محل بروز و ظهور آن در جهان آخرت است هدف از آفرینش هم رسیدن به آن مقام بلند مرتبه است. تأمل و دقت در گفتار و نظرات ایشان درباره سعادت و شقاوت بسیار متأثر ازنحوه نگرش‌های فلسفی و دینی هر دو متفکر بوده است و به خاطر تعلق به فضای فکری، فرهنگی مشابه، همسانی در نظریاتشان فراوان دیده می‌شود.
بررسی تطبیقی نمودهای خودشکوفایی در قرآن و روان‌شناسی
نویسنده:
علیرضا بخشایش
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان,
چکیده :
افراد در جامعه با یکدیگر متفاوتند. هر کدام هدف خاصی را دنبال می­کنند و بر این اساس هدف، روش و مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب می­کنند. برخی افراد، بسیار معتقد و مستحکم هستند و در عین حال که در زندگی شخصی موفق­اند و استعدادهای وجودی خود را شکوفا کرده­اند، در جامعه نیز افرادی خلاق و حامی دیگران هستند. آنها انسان­های کامل و خود ساخته‌ای هستند که در روان­شناسی انسان­گرایی (نیروی سوم)، به آنها انسان‌های خودشکوفا گفته می­شود. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه­ای به توصیف ویژگی­های خودشکوفایان از منظر قرآن و روان­شناسی پرداخته می­شود و در عین حال، کوشش می­شود تا معیارهای جامعی بر اساس آیات قرآن برای خودشکوفایی ارائه گردد. با بررسی جامع آیات در تفاسیر قرآن، نتایج مؤید آن است که انسان کامل، انسانی است که علاوه بر انجام واجباتی مانند نماز، زکات و ترک گناه و معصیت، مسؤولیت­هایی را بر عهده می­گیرد که فراتر از وظایف مؤمنان است. او کسی است که در جهت تکامل فردی و اجتماعی می­کوشد. با توجه به جامع بودن دیدگاه قرآن و نظر به جهانی بودن رسالت آن، شایسته است که دیدگاه قرآن به­جای نظریه­های مطرح شده توسط بشر در زمینه خودشکوفایی استفاده شود.
صفحات :
از صفحه 57 تا 72