جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مطالعه زیبایی در حکمت و فلسفه هنر اسلامی  ( نمونه موردی زیبایی از دیدگاه ملاصدرا )
نویسنده:
مریم شهبازی فرد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
صدرا مانند دیگر بزرگان عرفان و تصوف اسلامی و ایرانی، به ویژه بزرگان فلسفه عشق و جمال، به مقوله زیبایی نگریسته و زیبایی را متعلق به ذات حق و عشق را نیز زاده زیبایی دانسته است. او خداوند را عشق و عاشق و معشوق حقیقی در نظر گرفته و برای زیبایی نیز همانند وجود و نور مراتبی قائل شده است. از آنجا که زیبایی شناسی در بیانات علمای اسلام بسیار مورد بحث و بررسی قرار گرفته، در اینجا با ذکر نمونه مصداقی نظریه ملاصدرا در خصوص زیبایی شناسی و اهمیت آن در چه مباحث فلسفی و چه مسائل هنری سعی بر تشریح و تبیین جایگاه و نقش غیرقابل تردید جمال و زیبایی در فلسفه اسلام و نیز علمای اسلامی شده است.
افلاطون و حکمت سقراطی
نویسنده:
ایلخانی محمد
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در باب اندیشه و شخصیت سقراط نویسندگان یونان باستان آرا مختلفی عرضه کرده اند. در عصر حاضر نیز مورخان فلسفه باستان یونان کوشیده اند از آثار اندیشمندان یونانی، بخصوص از آثار افلاطون، سقراط تاریخی را بیابند. سعی ما بر یافتن و تبیین آرا سقراط تاریخی نیست، بلکه در نظر داریم تا اثبات کنیم برخلاف آن چه مشهور است، نزد افلاطون افکار و شخصیت واحدی را برای سقراط نمی توان یافت. سقراط دوره جوانی افلاطون دیالکتیکی با زبان تک معنایی، مردمی و طرفدار تربیت شهروندان، سیاسی و بدون فلسفه سیاست خاص، خردمندترین فیلسوف اخلاق بدون نظریه پردازی در این باب، متعهد به ساختار دین مدنی یونان و سلبی و نقاد است. در آثار دوره میانسالی به سقراط هایی به عنوان فیلسوف مجنون، فیلسوف عاشق، شهودگرا که از روش دیالکتیکی می گذرد، ایجابی و نظریه پرداز،‌با زبان اسطوره ای، گاهی نقاد سقراط دوره نخست، تابع و مرید راهنمای روحانی، در مقابل مردم و برگزیده گرا، آرمانگرا با فلسفه سیاسی خاص و با برداشتی باطنی و اسرارآمیز از دین برمی خوریم. نقش سقراط در آثار اواخر دوران میانسالی و کهنسالی افلاطون کاهش می یابد، ‌تا جایی که در جامعه «قوانین» جایگاهی ندارد؛ چنان که اگر می داشت شاید سرنوشت سقراط رساله «آپولوژی» در انتظارش می بود.
صفحات :
از صفحه 85 تا 108
مبانی حکمی حسن و عشق در رساله فی حقیقة العشق سهروردی
نویسنده:
طاهره کمالی زاده
نوع منبع :
مقاله
وضعیت نشر :
تهران: موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران,
چکیده :
هرچند در منظومه اشراقی سهروردی، فقط یک رساله به عشق اختصاص یافته است، با این حال وی حق حقیقت سه گانه حسن، عشق و حزن را در همین مجال اندک ادا نموده است. در رساله فی حقیقه العشق، سه گانه حسن، عشق و حزن، منشا مابعدالطبیعی دارند و از عقل کل ناشی شده اند.این اقانیم سه گانه، سه اصل آسمانی اند، که یک بار در داستان آدم و ملائکه و بار دیگر به نحو کامل تر در داستان یوسف (ع)، یعقوب (ع) و زلیخا متجلی می شوند. در اندیشه اشراقی، این سه گانه ازلی با حفظ هویت ملکوتی خویش به جهان مادی ما می آیند و هر یک مظهری می یابند.سهروردی، در رساله فی حقیقه العشق (مونس العشاق)، در مراحل و مراتب مختلف از عشق حکایت می کند. در این حکایت، هم به فکر مابعدالطبیعی یونانی نظر دارد و هم به اندیشه مغانی و هم از اشارات و لطائف قرآنی بهره می گیرد.از این رو، رساله عشق سهروردی چون بسیاری دیگر از آثار وی محل تلاقی سه سنت بزرگ ایرانی اسلامی یونانی است، بی آنکه بویی از التقاط به مشام برسد. در فضای آکنده از عطر جان فزای جاویدان خرد، از تقریب و ترکیب این سنن معنوی، حقیقت واحدی که همان معنای اشراقی مهر است، به ظهور می رسد.این پژوهش بر آن است تا راز آفرینش اقانیم سه گانه (حسن، حزن و عشق) و جایگاه آنها را در جهان شناسی و معرفت شناسی اشراقی بررسی نماید تا تمهید مقدمه ای باشد بر حکمت هنر اشراقی.
صفحات :
از صفحه 29 تا 44
درآمدی بر شناخت وجوه زیبایی در قرآن با تاکید بر تجلی جمال توحیدی در صفات شهر اسلامی
نویسنده:
رفیقدوست رضا
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 195 تا 225
گستره مفهوم زیبایی در کتاب مقدس و تاثیر آن بر زیبایی شناسی آکوینی
نویسنده:
ربیعی هادی
نوع منبع :
مقاله , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از منابعی که بر زیبایی شناسی آکوینی بسیار موثر بوده آموزه های کتاب مقدس است. سعی آکوینی همواره بر آن بوده که نشان دهد این آموزه ها با دستاوردهای اندیشه فلسفی در خصوص خداوند، جهان و انسان سازگاری دارد.این امر در خصوص مساله زیبایی نیز صحت دارد. مقاله حاضر در پی اثبات این مدعا است که الفاظ متعددی در کتاب مقدس وجود دارند که به «زیبایی» ترجمه شده اند و به گستره های معنایی متفاوتی دلالت دارند. بر همین اساس، مصادیق متنوع و متفاوتی نیز برای زیبایی در کتاب مقدس یافت می شود. به همین صورت، بحث از زیبایی نزد آکوینی نیز گستره وسیعی را شامل می شود. مهم ترین مصادیق زیبایی در کتاب مقدس عبارتند از زیبایی خدای پسر به عنوان شخص دوم تثلیث، زیبایی جهان و زیبایی انسان. بر همین اساس، در زیبایی شناسی آکوینی نیز با این تنوع در خصوص زیبایی مواجه ایم. آکوینی به لحاظ تعیین مصادیق زیبایی، نحوه ارتباط و نسبت آنها با یکدیگر و نیز درجه بندی آنها به میزان قابل توجهی از کتاب مقدس تبعیت کرده و اندیشه های خود را با آن آموزه ها منطبق ساخته است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 40
ماهیت هنر در فلسفه هگل
نویسنده:
ملیحه بهنام اصل
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
گئورگ ویلهلم فردریش هگل (1831-1771) فیلسوف آلمانی از جمله متفکرانی است که نظریاتش درباب هنر از دقت و موشکافی خاصی برخوردار است. او عقایدش را در زمینه هنر به تدریج و مرحله به مرحله و متناسب با سیستم دیالکتیکی‌اش می‌پروراند و پیش می‌برد. در فلسفه هگل، هنر در حوزه‌ی روح مطلق مطرح می‌شود و مثلث «هنر، دین، فلسفه» را تشکیل می‌دهد. به نظر هگل با توجه به اینکه هر اثر هنری دو بخش دارد (ماده یا صورت، و روح یا معنا/محتوی) در سیر تاریخی زمانی ماده بر روح غالب می‌شود، زمانی این دو متعادل و هماهنگ می‌شوند و زمانی روح بر ماده غالب می‌شود. مرحله‌ای که ماده بر روح غلبه دارد مرحله هنر سمبولیک است. این مرحله، مرحله اول است و معمولا مربوط به دوران کهن است و بیشتر با هنر معماری شناخته می‌شود. مرحله‌ای که ماده و روح به توازن و تعادل می‌رسند مرحله هنر کلاسیک است که بیشتر با دوران یونان باستان و با هنر مجسمه‌سازی شناخته می‌شود و مرحله سوم مرحله هنر رمانتیک است که روح بر ماده غلبه دارد و به دوران مدرن و نو مربوط می‌شود و هنرهای ممتاز این دوران نقاشی، موسیقی و شعر است. روح اگرچه در هنر رمانتیک ماده را کنار می‌گذارد، ولی برای دستیابی به حقیقت موفق نمی‌شود، بلکه اصالت هنری‌اش را از دست می‌دهد و ناچار حوزه دیگری برای روح گشوده می‌شود. این حوزه حوزه دین است که خودش نقش واسطه را برای به کمال رساندن روح بازی می‌کند، چون کمال روح در فلسفه است. پس دین حد واسط هنر و فلسفه است و به هر کدام شباهت‌هایی دارد. هگل هرچند مقام والایی برای هنر در نظر می‌گیرد، دین و بعد از آن فلسفه را در جایگاه بسیار والاتری از هنر قرار می‌دهد. او به تعبیر بعضی‌ها از «مرگ هنر» یعنی پایان آن، حرف می‌زند، درحالیکه پایان هنر از نظر هگل به معنای پایان رسالت هنر در شناخت مطلق است و نه مرگ و محو شدن آن از ساحت هستی.
تراژدی در فلسفه هگل
نویسنده:
مریم‌السادات اوشلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اين نوشتار به بررسي نظريه ي تراژدي هگل که به نحو مبسوط در کتاب درسگفتارهاي زيبايي‌شناسي وي آمده است، مي‌پردازد. هگل بر اساس اصول ديالکتيکي خود، تراژدي را ذيل درام، درام را ذيل شعر و شعر را ذيل هنرهاي رمانتيک که يکي از سه گانه‌هاي تاريخ هنر است، دسته بندي مي‌کند؛ هنري که‌‌ همان زيبايي مصنوع است و در حکم بهترين تجلي محسوس مطلق. بر همين اساس از نخستين اهداف اين نوشتار بررسي جايگاه زيبايي شناسي و هنر در نظام فلسفي هگل و پس از آن، بررسي جايگاه شعر، درام و تراژدي در اين نظام است.در گام بعد نگارنده از نگاه هگل، به پرسش اصلي تراژدي چيست، پاسخ مي دهد. در جايي که ديگر انديشمندان با نظر به مخاطب تراژدي سعي در تبيين آن داشتند، هگل توجه خود را به ماهيت تراژدي معطوف کرده و با محور قرار دادن تصادم و آشتي تراژيک، اين ژانر ادبي را مورد بازخواني قرار داده و آن را گونه‌اي از شعر دراماتيک معرفي مي‌کند که در آن تصادم ميان دو موضع رخ مي‌دهد؛ دو موضعي که هر يک به تنهايي و به طور في نفسه اخلاقاً موجه‌اند، اما از آنجايي که اعتبار موضع مقابل را تصديق نمي‌کنند، به راه خطا مي‌روند. اين برخورد و تصادم نهايتاً با آشتي تراژيک منحل مي‌شود و در اين آشتي نه يک اصل اخلاقي بلکه يک جانبه نگري و جزئيت آن اصل اخلاقي نقض مي‌شود. هگل در مسير فلسفه ورزي خود در باب تراژدي، فيلسوفانه برخي از آثار خلق شده در اين گونه ي ادبي را به بررسي مي‌نشيند. به تفاوت‌هاي ميان تراژدي يونان و تراژدي مدرن مي‌پردازد و در حاليکه تراژدي يونان را با ويژگيهايي نزديک‌تر به اصل تراژدي، معرفي مي‌کند، اين شائبه را در ذهن مخاطب ايجاد مي‌کند که گويي تراژدي مدرن تنها صورت انحرافي تراژدي است. گام آخر در اين نوشتار ارائه ي تحليلي است از نظريه ي تراژدي هگل. نظريه ي تراژدي هگل، به دليل نگاه متفاوت او به موضوع، از طرفي مورد اقبال قرار گرفت و از طرف ديگر مانند هر نظريه ي فلسفي ديگري از نقد و خرده گيري اخلافش، مبرا نماند. ولي با اين همه تأثيري که اين نظريه بر گفتمان ادبي بعد از خود گذاشت، غير قابل انکار است.
بررسی تطبیقی خیر، علم و زیبایی از دیدگاه افلاطون و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا محمدی محمدیه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر بر آن است تا به مقایسه‌ی سه مسأله‌ی خیر، علم و زیبایی در اندیشه‌ی افلاطون و ملاصدرا بپردازد. در این راستا حقیقت هر یک از این سه مسأله و ویژگی‌های آن‌ها و ارتباطشان با یکدیگر از دیدگاه این دو فیلسوف بررسی می‌گردد و اشتراکات و افتراقات دیدگاه‌های این دو فیلسوف در این زمینه مشخص می‌گردد. با توجه به اینکه اندیشه‌ی فلسفی این دو اندیشمند با رویکردی خدا‌محور قرین است، ارتباط تنگاتنگی میان خدا، خیر، علم و زیبایی در نظریات آن‌ها وجود دارد. افلاطون حقیقتِ هریک از این سه را یک چیز و عین خدای صانع و خالق در نظر می‌گیرد و ملاصدرا خیر، علم و زیبایی را از حیث مصداق عین وجود می‌داند که در بالاترین مرتبه‌ی وجودی، عین ذات واجب‌الوجود (خدا)، می‌باشد.
زیبایی در حکمت متعالیه
نویسنده:
مهدی پرویزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مبانی فلسفی نقش زیرساختی در علوم ایفاء می‌کنند، و آموزه‌های خاصِ هر مکتب فلسفی، مایه‌ی تشخص علوم، به هویتی خاص و ممتاز، نسبت به علومِ نشأت گرفته از اصول سایر مکاتب فلسفی، می‌گردد. زیبایی‌شناسی نیز از این امر مستثنی نبوده و (هرچند که تا کنون در فرهنگ اسلامی و مکاتب فلسفی آن، به صورت مدون، تالیف و به رشته‌ی تحریر در نیامده اما) می‌تواند در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه به صورتی کاملا (متمایز، از آن‌چه اکنون با همین عنوان، در دیگر فرهنگ‌ها و مکاتب بشری رایج است) نظام‌مند، سامان یافته و سربرآرد. در همین راستا، تبیین چیستی زیبایی و حقیقتش، نیازمند تمسک به کلیدی‌ترین نظریه‌های حکمت متعالیه پیرامون وجود، هم‌چون اصالت، وحدت، تشکیک، بساطت و ... است. از این رهگذر واقعیت زیبایی تنزل هر حقیقت، وظهور و نمود عینی آن می‌گردد. این ظهور منحصر در عالم ماده و مجرد امور ذهنی (مانند خیالات) نیست بلکه هرآنچه عین هستی یا بهره‌مند از واقعیت یگانه‌ی آن باشد به دلیل موجودیت، بر ذات خویش و یا غیر، نمودی عینی که موجب ابتهاج است، دارد. دیدگاه خاص حکیم شیراز در توضیح کیفیت ادراک و مراتب این تجلی، باعث می‌شود (برخلاف ایده‌های رایج در توجیه ادراک زیبایی) ادراک زیبایی محدود به حس (استتیک) و صرفا در نتیجه‌ی رویارویی با امور مادی ظلمانی نبوده و به‌واسطه‌ی تمایز بین موجوداتِ مراتبِ مختلفِ وجود، و کیفیت برقراری ارتباط با آن‌ها و حضورشان نزد مدرِک، انحاء ادراک زیبایی؛ با کیفیات خاصه‌ای صورت گیرد که در تمام مراتب و نحوه‌های مختلف ادراک زیبایی، زیبایی؛ خود یا صورت‌ش نزد مدرِک حاضر و به درک حضوری، شهود می‌شود. از آن‌جا که برای هر واقعیت، تجلیات و آثاری به عنوان لوازم وجودی، رخ می‌نماید؛ زیبایی و ادراکش نیز (با توجه به قرائت جدیدی که از آنان ارائه می‌گردد) مصاحب با لوازمی از قبیل سعادت و ابتهاج، ادراک امر زیبا، حرکت جوهری در مدرِک و وصول و اتحادش با زیبایی و نهایتاً زیبا شدن مدرِک، خواهند بود.
عشق و زیبایی از دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق
نویسنده:
فاطمه ملبوبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
زیبایی شناسی، پژوهشی فلسفی است که به بحث درباره چیستی و ماهیت زیبایی می پردازد. گرچه تنها دو قرن از بلوغ این علم می گذرد، اما نباید از این امر غافل بود که گذشتگان نیز به زیبایی و مسائل مربوط به آن توجه داشته اند. فلاسفه مسلمان نیز در این مبحث نظرات و آرائی ارائه کرده اند. ابن سینا و شیخ شهاب الدین سهروردی نیز از جمله این فلاسفه هستند. اگرچه آنها به طور خاص به بحث زیبایی شناسی نپرداخته اند، اما با تفحص در آراء این دو، می توان مسائل مطرح در این موردرا بر اساس دیدگاه های آن ها استنباط نمود. در این پژوهش روشن گردیده که بحث زیبایی از دیدگاه این دو متفکر با بحث عشق نسبت دارد. بنابراین در کنار بحث زیبایی، به چیستی عشق نیز پرداخته ایم و ربط و نسبت آن را با زیبایی تبیین کرده ایم. پس از مقایسه این دو فیلسوف روشن می شود که هردو به شیوه مکتب خود در اینکه زیبایی حقیقی و اصیل از آن واجب الوجود است و زیبایی های دیگر تجلی زیبایی اوست، اتفاق نظر دارند. اما با توجه به این نکته که نظام فلسفی ابن سینا مشائی و نظام سهرودی اشراقی است در بعضی موارد اختلاف نظر نیز دیده می شود. که در این پژوهش به موارد اشتراک و افتراق آن ها می پردازیم.