جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 881
معنای توحید در خالقیت چیست؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
معنای توحید در خالقیت خالقیت و آفریدگاری از صفات خداوند است، این صفت مقتضای براهین اثبات وجود خداست، زیرا مفاد آن براهین، این است که خداوند مبدأ و علة العلل موجودات است؛ بحث در این است که خداوند در صفت آفریدگاری، شریک ندارد و خالق جهان کسی جز خد بیشتر ...
کتاب منشور عقاید امامیه
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
مدخل آثار(دانشنامه آثار)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ویکی شیعه,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
کتاب الیاقوت فی علم الکلام
نویسنده:
ابراهیم بن نوبخت
نوع منبع :
مدخل آثار(دانشنامه آثار)
منابع دیجیتالی :
تبیین رابطه واجب الوجود و عالم امکان با تفسیر صفت صمدیت واجب الوجود در حکمت صدرایی
نویسنده:
منا تکاورنژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سوره توحید از سوره‌های کوچک قرآن بشمار می‌رود اما براساس برخی روایات ثلث آن محسوب شده؛ و بر مبنای کلام حضرت سید الساجدین می‌توان نزول آن را برای متعمقان آخرالزمان دانست. از میان مختصر مفردات این سوره واژه صمد اهمیت ویژه‌ای دارد و در روایات معصومین (ع) و همچنین نوشته‌های فلاسفه مسلمان مورد توجه قرار گرفته است.از سوی دیگر تبیین رابطه واجب‌الوجود و عالم امکان در افق فکری صدرالمتألهین جایگاه ویژه‌ای در موضوعات فلسفی داشته است در حکمت متعالیه صدرایی رابطه واجب‌الوجود و عالم امکان به‌گونه‌ای متفاوت تبیین می‌شود. در پژوهش حاضر تلاش شده تا رابطه واجب تعالی و عالم امکان از دیدگاه ملاصدرا و براساس تفسیری که وی از صفت صمدیت خداوند متعال دارد تبیین شود.براساس دیدگاه ملاصدرا صمد بودن واجب تعالی دو معنا دارد یکی جوف نداشتن و دیگری مقصود در حوائج بودن است. در پرتو لا جوف له بودن حق تعالی که ملازم با نفی هرگونه کثرت از هر جهت و حیثیت از ذات حضرت صمدی و میان‌تهی بودن و زائد بودن وجود بر ذات ممکنات اجوفی است. نظریه توحید وجودی و فقر وجودی و در نتیجه رابطه فقر و غنی را بین واجب تعالی و ممکنات موجب می‌شود. معنای دوم صمد یعنی مصمودیت و تحلیل آن در تبیین رابطه واجب و ممکن با توجه به استجماع ذات واجب نسبت به همه کمالات و منشأ خیرات و برکات بودن آن و نیازمندی تمامی مخلوقات از تمامی جهات به آن مصمود و مقصود عالم، موجب جریان عشق در سراسر عالم و حرکت به سوی او می‌گردد.
بررسی فاعلیت واجب تعالی از دیدگاه فلسفه مشاء، حکمت اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
فاطمه علیدوست
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر، به بررسی سه نظریه فاعلیت بالعنایه، بالرضا و بالتجلی که به ترتیب از سوی حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه در مورد فاعلیت حق‌تعالی مطرح شده و همچنین دیدگاه متکلمان خواهد پرداخت.از دیدگاه مشاء، با توجه به این‌که علم حق‌تعالی به ماسوا به صور مرتسمه یا معقوله در ذات و منشأ صدور موجودات است، فاعلیت حق‌تعالی فاعلیت بالعنایه خواهد بود. اما حکمت اشراق و حکمت متعالیه، فاعلیت بالعنایه را مورد نقد قرار داده‌اند. شیخ اشراق معتقد به فاعلیت بالرضا است چون علم حق‌تعالی به موجودات را همان حضور عینی آن‌ها نزد خداوند می‌داند نه صور مرتسمه.ملاصدرا هرچند طریقه شیخ اشراق را بهترین می‌خواند اما انتقادهایی بر آن وارد کرده‌است از این رو حق‌تعالی را فاعل بالتجلی و علم او را به موجودات، اجمالی در عین کشف تفصیلی می‌داند
بررسی تطبیقی مواجهه ی صدرالمتألهین و فخررازی با مسئله ی شر
نویسنده:
مریم برخوردارپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتألهین عدمی بودن شر را به فقدان ذات و یا فقدان کمال ذات شیء نسبت می‌دهد. از دیدگاه او شرور بسته به مرتبه‌ی وجودی ممکنات، نسبی می‌باشند. خداوند وجود مطلق و خیر محض است و شر به عدم تحقق امکان‌های موجود برمی‌گردد. شر از جهت فاعل و قابل ضرورت علّی می‌یابد، و هر وجود ممکنی به واسطه اینکه همه امکان‌های وجودی‌اش در آن به ظهور نرسیده است، با شر همراه است. فخرالدین رازی، اما، شر بالذات را به عدم ضروریات و منافع شیء نسبت می‌دهد و وجودی بودن شر را بالعرض و داخل در قضای الهی می‌داند. از دیدگاه او شرور از این جهت که در مورد یک چیز شر هستند و در مورد و موقعیتی دیگر خیر، نسبی می‌باشند. شرور ضرورت علّی ندارند چون خداوند فاعل بالاضطرار نیست، و به اقتضای حکمت خداوند از خیرات تفکیک ناپذیرند.عدالت الهی را ملاصدرا فیض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتی که امکان هستی و یا کمال در هستی دارند، می‌داند. در نظر او شروری که در عالم دیده می‌شود یا از لوازم ماده است و یا به پندار ما نامطلوب است. شرور مرتبط با نظام تکوین به سبب نقصان قابل است و نه امساک فیض فاعل، تا ظلم یا تبعیض تلقی شوند. اما شرور غیر مرتبط با نظام تکوین- همچون شر اخلاقی- در حوزه اختیار بشر است و مسئولت خلیفه اللهی او جزئی از نظام احسن می‌باشد. در حالیکه امام فخررازی بر این باور است که هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم، هرگونه تصرفی از ناحیه خداوند نیکوست و در کار او قبیح و ظلم موضوعیت ندارد.
بررسی تطبیقی علم الهی از منظر حکمت اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
زینب مشایخی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش تلاش شده تا دو نظریه حکمت اشراق و حکمت متعالیه در باب علم الهی تبیین و تطبیق گردد. درست است که بخشی از موضوع رساله مربوط به حکمت متعالیه است ولی از آنجا که ملاصدرا موسس حکمت متعالیه است و دیدگاه شخصی وی مبین نظریات حکمت متعالیه است دیدگاه این دو بزرگوار یعنی شیخ اشراق و ملاصدرا مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل اول این رساله، به مبادی تصوریه و تصدیقیه بحث علم خداوند پرداختیم مطالبی همچون: تعریف علم، اقسام علم و... .فصل دوم به دیدگاه شیخ اشراق اختصاص یافته است. شیخ اشراق بر این باور است که علم واجب به اشیاء، غیر از حضور اشیاء در حضور واجب ،معنای دیگری ندارد علم در واقع همان حضور شیء نزد شیء دیگر است، بنابراین تمام موجودات در محضر حق تعالی حاضرند. دیدگاه شیخ اشراق به علم حضوری علم واجب به اشیاء شهرت دارد. که در انتهای این فصل اعتراضات شیخ اشراق بر نظر ابن سینا در این رابطه مطرح می‌شود که ملاصدرا به پاسخ آن اعتراضات پرداخته و به نوعی از نظریه مشاء دفاع می‌کند.در فصل سوم ،اختصاصاً نظریه ملاصدرا در باب علم ازلی واجب به خود و ماسوا مطرح شده است. ملاصدرا برای تبیین علم واجب به ماعدا ،دوروش را طی می‌کند: اول ،روش حکما و دوم، روش عرفا. در این بخش ،روش برهانی به این نحو بیان شده است که با مقدمات برهانی، علم واجب به ماسوا را در مقام ذات واجب اثبات می‌کند و کمبود دیدگاه مشاء و اشراق را در این می‌داند که علم واجب را در مقام ذات اثبات نمی‌کنند و این موجب نقص ذات واجب می‌شود. در روش عرفانی با بیان چند مقدمه، به این نتیجه می‌رسیم که واجب در مقام ذات، علم به ذات و صفات و لوازم ذات و صفات داشته و هیچ کدام خارج از ذات نمی‌باشد.در فصل چهارم ،علم فعلی واجب تعالی به مادیات از نظر ملاصدرا بیان شده است. ملاصدرا با به کار بردن مبنای اصالت وجود و لوازم آن یعنی :بساطت و وحدت تشکیکی وجود به منظور اثبات مساوقت علم و وجود به بیان کیفیت علم فعلی واجب به مادیات می‌پردازد و این که تغییر در علم فعلی واجب تعالی به مرتبه مادیات، موجب اثبات هیچ نقصی برای وی نمی‌باشد.فصل پنجم نیز نگاهی انتقادی و تطبیقی به هر دو دیدگاه داشته که محوریت این پایان‌نامه را تشکیل می‌دهد.
ارتباط اسماء و صفات الهی پایان آیات با محتوای آیات در سوره نساء
نویسنده:
کلثوم بستان پیرا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ارتباط اسماء الهی با محتوای آیات در سوره‌ی مبارکه‌ی نساء، مسئله‌ی مورد بحث این پژوهش است. با توجه به اتفاق نظر دانشمندان علوم قرآن، چینش کلمات قرآن کریم در قالب آیات، به دستور حضرت رسول ( ع) و از جانب خداوند می‌باشد؛ بنابراین ارتباط میان معنا یا معانی اسماء الهی با محتوای آیات امری انکار ناپذیر است. این ارتباط در سوره نساء؛ به چند صورت بروز یافته است که عبارتند از: ارتباط با محتوای آیه خود، پیوند با آیه قبل یا آیه بعد؛ ارتباط با محتوای چند آیه یا با محتوای کلی سوره.در این رساله بعد از مفهوم شناسی و پرداختن به تعاریف و اصطلاحات مربوطه، راههای کشف و پی بردن به ارتباط میان کلمات و جملات آیه و نیز آیه مورد نظر با آیات قبل و بعد خود بررسی شده است که از جمله این موارد می‌توان به قاعده سیاق و قرائن معینه و صارفه اشاره نمود. در این زمینه سیاق از اهمیت والایی برخوردار است؛ چرا که هر گوینده یا نویسنده ای، با ترکیب عبارات و جملات در کنار هم، مقصودی را ارائه می‌کند که با در نظر گرفتن مجموع آنها، می‌توان به معنایی که اراده نموده، دست یافت.در فصل دوم، به شرح و بررسی اسماء و صفاتی پرداخته می‌شود که در انتهای آیات سوره نساء ذکر شده‌اند، برای این کار از کتب معتبر بهره گرفته شده و جهت جمع بندی نهایی سعی شده از روایات معصومین استفاده گردد.در فصل سوم که قسمت اصلی پایان نامه می‌باشد، به بررسی نحوه ارتباط اسماء و صفات آخر آیات، با مضمون آیه خود و در برخی موارد با آیات قبل و بعد پرداخته شده و مشخص شده که اوصاف پایانی آیات؛ پیوند ناگسستنی با محتوای آیات داشته و غالباً بیانگر تعلیل، یا تأکید مفهوم آیه است. این مجموعه، بیان کننده گزینش حکیمانه و دقیق تمام کلمات، عبارات، اسماء و صفات الهی است که در انتهای آیات به تناسب محتوای آیه خود، ذکر شده است، همچنین تقدیم و تأخیر صفات زوج، خود امری حساب شده است که از حکمت الهی سرچشمه گرفته و تعویض یا جابجایی هر صفت، سبب فهم نادرست معنا و مقصود آیات می‌شود.
بررسی اسماء و صفات الهی از دیدگاه حمیدالدین کرمانی و علامه طباطبایی
نویسنده:
سعیده موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائلی که از دیرباز تاکنون مورد توجه فیلسوفان و متکلمان جهان قرار گرفته، مسئله واجب تعالی و صفات و افعال اوست.حمید الدین کرمانی (قرن4 ه‍ . ق) بر خلاف فلاسفه، ذات حق تعالی را از هرگونه وصفی منزه می‌دارد. وی حتی اتصاف خداوند به وجود را نادرست می‌پندارد، قائل است ذات باری تعالی بالاتر از هرگونه وصفی بوده و هیچ چیز را نمی‌توان به او نسبت داد. از نظر وی خداوند نه موجود است و نه معدوم؛ نه عالم است و نه جاهل؛ نه قادر است و نه ناتوان؛ بلکه خداوند مافوق همه این اوصاف است. علامه طباطبایی (قرن14 ه‍ .ق) بر کرمانی و همفکرانش اشکال گرفته و قائل است نفی هرگونه صفتی از حق تعالی تعطیل عقول را به همراه دارد و این کاملاً مردود است. از نظر علامه صواب این است که خداوند موجود است و بالاترین مرتبه صفات را داراست؛ نه اینکه متصف به هیچ صفتی نباشد.
برهان در نهج البلاغه و مقایسه ی آن با براهین کلامی درکشف المراد و شوارق الالهام
نویسنده:
مریم عابدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهبیانات حضرت علی (ع) در نهج البلاغه ، سرشار از دلایل روشن، منطقی و بدیهی در خصوص مسائل گوناگون برای هدایت مردم به سوی حقایق می‌باشد. در زمینه‌های موضوعات کلامی نیز از این دلایل در نهج البلاغه به وفور یافت می‌شود که در این رساله از آن‌ها با نام «برهان» یاد شده است و هدف از این تحقیق، گردآوری و مقایسه‌ی آن‌ براهین با براهین مشابه در کتاب‌های کشف‌ المراد و شوارق الالهام است و روشی که با استفاده از آن تحقیق صورت گرفته،‌ توصیفی اسنادی با تکیه بر تحلیل محتوا می‌باشد.براهین نهج البلاغه به سه دسته قابل تقسیم‌بندی اند: 1- براهین مربوط به خدا و اوصاف او 2- براهین مربوط به بحث امامت و خلافت 3- براهین مربوط به معاد و دیگر مسائل.بررسی این براهین و دلالت‌های منطقی آن‌ها به اضافه‌ی نظریاتی که از آن‌ها به دست می‌آید، در فصل یک این رساله نگاشته شده است. فصل دوم اختصاص دارد به براهین و دلایلی که دو متکلم بزرگ شیعه (علامه حلی و عبدالرزاق لاهیجی) در دو کتاب (کشف المراد و شوارق الالهام)، در زمینه‌ی موضوعات کلامی مرتبط با براهین به دست آمده از نهج‌ البلاغه، ذکر کرده‌اند.در فصل سوم، به مقایسه‌ی بین این دو نوع براهین پرداخته شده است: مبانی، خاستگاه‌ها و جایگاه‌ استدلال‌های امام علی (ع) در نهج البلاغه و دو متکلم شیعی در کتاب‌های مذکور مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه ای که به دست آمده است این است که هر چند هدف هر دو نوع استدلال یکی است ولی هر کدام با توجه به مخاطبان و شرایط محیطی که در آن مطرح شده‌اند، شکل‌ها و خصوصیات مربوط به خود را دارند: استدلال‌های نهج البلاغه بیشتر محسوس و ملموس بوده و با اندک توجهی از طرف مخاطب، وی را به مقصد مورد‌نظر می‌رساند،در حالیکه دلایل دو کتاب مذکور، بیشتر رنگ عقلی- فلسفی داشته و مقدمات علمی و فکری مخصوص به خود را طلب می‌کنند. واژگان کلیدی: برهان،کلام، نهج البلاغه، کشف المراد، شوارق الالهام،صفات الهی،امامت،معاد.
  • تعداد رکورد ها : 881