مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 324
عقل و قلمرو آن از دیدگاه مکتب مشاء و حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: مریم اسدی ؛ استاد راهنما: شهاب‌الدین وحیدی مهرجردی ؛ استاد مشاور: محسن مروی‌نام بغدادآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عقل یا خرد قوه ی ادراکی است که با آن می توان کلیات را درک و واقعیت ها را سازماندهی کرد و یا صدق و کذب قضایا را بررسی نمود . عقل یکی از خصوصیات قطعی طبیعت انسان به شمار می آید و ارتباط نزدیکی با فعالیت های مخصوص به انسان ها دارد . عقل در فلسفه اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است ، زیرا با نگاهی به تاریخ اسلام متوجه خواهیم شد که یکی از مهمترین دغدغه های متفکران اسلامی از گذشته تا کنون پرداختن به این نیروی درونی بشر بوده است، که فیلسوفان مسلمان در این زمینه نظریاتی را بیان کرده اند. برخی از آنها عقل را سلاح قدرتمندی برای باز کردن گره های بسیاری از مجهولات معارف بشری و الهی می دانند . برخی دیگر نیز، آن را اساس جست وجوها و پژوهش های فلسفی دانسته اند . در این پژوهش توانمندی و محدودیت های عقل از دیدگاه دو مکتب فلسفی مشاء و حکمت متعالیه مورد بررسی قرار خواهد گرفت که آیا عقل پاسخگوی تمام مسائل و معارف بشری است یا خیر؟ هر یک از فیلسوفان این دو مکتب چه توانمندی هایی برای عقل ذکر می کنند و قائل به چه محدودیت هایی برای عقل هستند ؟ ابن سینا چهره برجسته ی مکتب مشایی است که عقل جایگاه ویژه ای در مکتب او دارد و از تفکر برهانی و استدلال عقلانی بهره می جوید که از آن به حکمت بحثی نیز تعبیر می کنند . ابن سینا استدلال عقلی را شایسته ی درک حقایق جهان دانسته و معتقد است در تلاش به نیل به حقیقت هستی، عقل کفایت می کند البته در بعضی موارد ازجمله معاد جسمانی منابع دیگر از جمله وحی و قول صادق مصدق را لازم می داند . به طور مثال در الهیات شفا و نجات اثبات معاد جسمانی و شرح تفاصیل آن را به شرع ارجاع داده است . در سه سده ی اخیر در بین فلاسفه ی اسلامی فیلسوفی صاحب مکتب و دارای نظام فلسفی خاص نظیر ملاصدرا ظهور نکرده است ، از این رو می توان نگرش ایشان را در باب عقل یکی از مهمترین دیدگاههای این موضوع به حساب آورد . ملاصدرا رویکرد خاصی به حدود شناختی عقل و کارکرد آن دارد و برای عقل انسان محدودیت قائل است . او در فلسفه ی خود هم از آیات و هم از احادیث و روایات معصومین (ع) استفاده نموده و کلام معصوم (ع) را همچون چراغی فروزان روشنی بخش راه سعادت و تکامل انسان می داند . به طور مثال ملاصدرا شناخت اسماء و صفات خدا را به وسیله ی عقل نظری و فلسفی غیر ممکن می داند و در این مورد در کتاب مفاتیح الغیب چنین می گوید : بدان به درستی که شناخت اسماء و صفات خدا در نهایت عظمت و شکوه است و به دست آوردن آن صفات با عقل فلسفی و مباحث فکری ممکن نیست و همچنین عقل ، این مطالب عالیه را حتی به واسطه ی مطالعه و دقت در اقوال متعدد و متکثر هم نمی تواند کشف کرده و بفهمد چرا که هیچ یک از این معارف باعث بصیرت برای عقل نمی شود و اثری ندارد مگر افزودن حجابی بر حجاب دیگر . از امام صادق (ع ) سوال شد : آیا عقل انسانی به تنهایی برای مردمان کافی است ؟ امام فرمودند : خود عقلی که در انسان وجود دارد در می یابد که نمی تواند همه چیز را درک کند و بفهمد و محتاج است که چیزهایی را فرا گیرد و بیاموزد . ملاصدرا معتقد است که فلاسفه و به طور کلی عقل به تمام اسرار و رموز جهان هستی دسترسی ندارند و لزوما به پیامبرانی از طرف خداوند محتاج اند تا آن رموز و اسرار را برای بندگان خدا بیان کند و به اختلاف فلاسفه در مورد رموز جهان پایان دهد . در این پژوهش سعی بر آن است تا دیدگاه بنیانگذاران و برخی پیروان دو مکتب فلسفی مشاء مانند فارابی ابن سینا و ابن رشد، و حکمت متعالیه در مورد قلمرو عقل و محدودیت ها و توانمندی هایی که برای آن قائل شده اند مورد بررسی و مقایسه قرارگیرد.
رابطه عقل و دین از دیدگاه فخر رازی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: عبدالکریم کشوری ؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی ؛ استاد مشاور: جعفر مروارید
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به واکاوی نظرات فخررازی و ملاصدرا درمورد رابطه عقل و دین می‌پردازدکه: آیا می توان تمام گزاره های دینی را عقل پذیر نمود؟ تعارضات میان دستاوردهای عقل فلسفی و فرآورده های دینی، واقعی است یا ظاهری؟ راه رفع تعارض چیست؟ لذا به روش توصیفی تحلیلی نظرات آندو تبیین وبا ذکر نمونه‌های عینی نظیرشش مسأله کلامی، (تاویل، حدوث عالم؛ رویت حق تعالی، علم خداوند به جزئیات، مساله صفات و اسماء، معاد جسمانی)، بررسی و مقایسه شده است. فخررازی، منقولات را درپرتو معقولات معتبر می داند"فخرمتاخر" با گرایش به شیوه عرفانی-قرآنی به ایمان گرای خردپیشه مبدل شده است. ملاصدرا بر هماهنگی عقل و دین تاکید داشته ونسبت گزاره‌ها رابه سه شکل بیان می کند: عقل پذیر، عقل ستیز، عقل‌گریز.که معارف خردستیزوجود ندارد ومعارف عقل‌گریز خارج از محدوده عقل انسانی هستند.وی حکم قطعی در موردگزاره های فرا عقلی را منوط به عواملی همچون قطعیت در حکم عقل و فهم دقیق ونه ظاهری ازآیات می داند.
بررسی انتقادی تأثیر زمینه اجتماعی بر معرفت در اندیشه گادامر از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
پدیدآور: میثم واثقی ؛ استاد راهنما: حمید پارسانیا ؛ استاد مشاور: سیدمحمدتقی چاوشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
معرفت و ساختار حاکم بر آن از دیرباز در صدر توجهات فلاسفه قرار داشته است. این موضوع با دوپاره شدن هستی به جهان عینی و جهان ذهنی در فلسفه دکارت مسائل جدیدی را برای فلسفه بعد ایجاد نمود. کانت که توانست دو نحله فلسفی منتج از دوئالیسم دکارتی را جمع کند، با طرح مقولات استعلایی، قالبهایی را معرفی کرد که حصول معرفت نزد آدمی در چهارچوب آنها امکان‌پذیر می‌شد. این قالبها که نزد کانت ثابت و بین همه انسانها مشترک بودند، در فلسفه‌های نوکانتی صورتهایی متفاوت و متکثری می‌یابد. زمینه‌مندی معرفت و تأکید بر زمینه اجتماعی و تأثیر آن بر معرفت، از جمله نتایج تفکر نوکانتی است که در مسئله معرفت ایجاد شده است. رساله حاضر با روش گفتگو، تلاش دارد تا این مسئله را با ابعاد مختلف آن، موضوع گفتگوی میان هرمنوتیک فلسفی گادامر و حکمت متعالیه صدرایی قرار دهد. جسمانیت الحدوث و روحانیت البقاء بودن معرفت؛ عالم‌مندی، تاریخمندی و ساختار دیالکتیکی معرفت؛ هویت معرفتی جامعه؛ فرهنگ و لایه‌مندی آن و افق توحیدی از جمله مهم‌ترین فروعاتی هستند که از طریق آن تحلیل نهایی راجع به موضوع رساله حاصل می‌شود. با گذر از فروعات مذکور این نتیجه از منظر حکمت متعالیه صدرایی حاصل می‌شود که زمینه اجتماعی اگرچه استقلال فردی را در کسب معرفت ذائل نمی‌کند، اما نقش اعدادی در کسب معرفت داشته، می‌تواند در مسیر هویت یابی فرد سهیم باشد. همچنین معرفت توحیدی می‌تواند به عنوان معیاری برای نقد دیگر معارف که در حاشیه غفلت از توحید شکل گرفته‌اند واقع شود. نگاه خاص گادامر به فرهنگ و توجه او به امر متعال در ساختار دیالکتیکال معرفت و همچنین جایگاه زبان در نظام معرفتی او، از مهمترین فروعاتی هستند که تحلیل نهایی را در اندیشه او راجع به موضوع رساله فراهم می‌آورند. از منظر گادامر هویت معرفتی انسان مستقل از تأثیر اموری چون فرد و جامعه بوده، لذا زمینه اجتماعی تنها جرقه‌های الهام علمی در انسان را شعله‌ور می‌سازد. تفاوتی که امکان نقد را برای حکمت صدرایی نسبت به فلسفه گادامر فراهم می‌سازد، معیار بودن معرفت توحیدی برای قرائت و نقد دیگر معارفت است.
"أفق ديكارتي قبل الأوان"  أو النزعة العقلية عند ابن باجة
نویسنده:
محمد ألوزاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسبت عقل و باور دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه فرج‌پور مقدم ؛ استاد راهنما: یوسف نوظهور ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نسبت میان عقل و ایمان یکی از مسائل جدال آمیز فلسفه دین محسوب می‌شود. رابطه میان عقل و ایمان همواره مناقشه برانگیز بوده است. اندیشمندان بسیاری مدعی شده اند که ایمان و عقل به هیچ وجه با یکدیگر سازگار نیستند البته در این بین خوانش های متعادل تری هم وجود دارد. در این پایان نامه به بررسی چگونگی تعامل میان عقل و باورهای دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا خواهیم پرداخت. در اینجا ما با دو نظام فکری متفاوت مواجه هستیم، از یکسو ابن سینا فیلسوفی مسلمان و از سوی دیگر اسپینوزا که به همه-‌در-خدایی اعتقاد دارد. با ملاحظه در آثار ابن سینا میتوان به وضوح تلاش وی را برای برقراری پیوند میان عقل و باور دینی مشاهده کرد. ابن سینا دغدغه آشتی دادن میان عقل و ایمان را داشته است. او هم به دستاوردهای عقلی و هم به ایمان و شریعت پایبند بوده است و ناسازگاری میان آنها نمی‌بیند. اسپینوزا به دنبال تفکیک عقل و ایمان است و از عقل گرایی حداکثری دفاع میکند. اسپینوزا قلمرو باور دینی را با قلمرو عقل از هم تفکیک میکند و با این تفکیک نشان میدهد که تعارضی بین عقل و ایمان نباید به وجود آید.
مقایسه نسبت بین ایمان و عقلانیت در آثار آقای ملکی میانجی و ایمان گروی کیرکگارد
نویسنده:
پدیدآور: مریم نبی زاده ؛ استاد راهنما: موسی ملایری ؛ استاد مشاور: فضل الله خالقیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
رساله حاضر به بررسی موضوع مقایسه نسبت ایمان و عقلانیت در آثار میرزا محمد باقر ملکی میانجی و سورن کی یرکگور پرداخته است. گفت و گو پیرامون معرفت عقلانی دین و رابطه میان ایمان و عقلانیت و حدود و قلمرو هر کدام مسئله تازه‌ای در میان اندیشمندان نیست. بلکه این مطلب از دیرباز مطرح بوده و به عنوان یکی از دغدغه‌های مهم ذهنی در میان اندیشمندان وجود داشته است. از سوی دیگر این گفتگو و نزاع میان اندیشمندان ادیان مختلف نیز وجود داشته و منحصر به دین خاصی نبوده است. در این پژوهش این مسئله از دیدگاه دو اندیشمند بزرگ اسلام و مسیحیت مورد مطالعه قرار داده شده است. در یک سو میرزا محمد باقر ملکی میانجی که از بزرگان و صاحب نظران مکتب تفکیک هستند قرار داده شده است و در سوی دیگر سورن کی یرکگور از متکلمان و فلاسفه مشهور غرب و موسسین مکتب اگزیستانسیالیسم. پس از طرح موضوع پیرامون این مطلب که نگاه هر کدام از این دو دانشمند در باب نسبت میان ایمان و عقل چگونه است در آثار هر کدام پاسخ‌هایی مهم و قابل توجهی یافت شد. کی یرکگور در پاسخ به این مسأله طی سه برهان تقریب و تخمین، تعویق و شورمندی عقل را به طور کلی نقد نموده و جایگاه آن را در موضع ایمان به کلی زیر سؤال می‌برد و قائل است نه تنها عقل و تعقل نمی‌تواند باعث به وجود آمدن ایمان شود حتی به نوعی باعث می‌شود ایمان به جهت استفاده از عقل دچار تأخیر و تعویق شده و فرد به ایمان واقعی نرسد. وی پس از رد نمودن جایگاه عقل در کسب و ارتقاء ایمان پایگاه دیگری را برای ایمان معرفی می‌نماید. کی یرکگور سیر انفسی یا به تعبیر دیگر علم حضوری را راه کسب ایمان و رسیدن به یقین در ایمان می‌داند و معتقد است برای رسیدن به این یقین و سیر انفسی خود فرد باید به تنهایی این مسیر را طی نماید و در میان جمع بودن اجازه تحصیل یقین ایمانی را نمی‌دهد. از سوی دیگر آقای ملکی میانجی عقل را به دو نوع عقل فطری و عقل اصطلاحی تقسیم بندی می‌نماید و برای هر کدام از این عقول تعاریف خاصی ارائه می‌دهد. ایشان عقل اصطلاحی را نقد نموده و رابطه آن را با ایمان مورد تردید قرار می‌دهد و با نقدهایی که بر عقل اصطلاحی وارد می‌کند جایگاه آن را در کسب ایمان ضعیف خوانده و جایگزین دیگری برای رسیدن به ایمان معرفی می‌کند. ایشان عقل فطری را به عنوان پایگاه ایمان معرفی می‌نماید و با ارائه ویژگی‌هایی برای آن در صدد اثبات این مطلب است که این عقل دارای حجیت است و به واسطه ویژگی‌هایی که دارا می‌باشد می‌تواند پایگاه مناسبی برای کسب ایمان بوده و همچنین از طریق آن کسب یقین کرد. با مقایسه آراء این دو اندیشمند افتراقات و اشتراکی میان دیدگاه‌هایشان احصاء شد. اشتراک هر دو متفکر در نقد عقل اصطلاحی است که هر دو به نحوی جایگاه آن را در کسب ایمان و رابطه‌اش را با ایمان متزلزل دانسته و حتی گاهاً میان آن‌ها ناهمگونی مشاهده کرده‌اند. اما در باب افتراقات این دو دانشمند هر کدام برای رسیدن به ایمان معتقد به مسیری خاص هستند یکی عقل فطری و دیگری سیر انفسی یا به تعبیر دیگر علم حضوری. که با اندک تأملی در همین بخش افتراق سؤالی به ذهن متبادر می‌شود مبنی بر این‌که میان علم حضوری یا همان سیر انفسی کی یرکگور و عقل فطری آقای میانجی به چه میزان تفاوت وجود دارد و آیا به کلی مرز این دو روش از هم جداست یا این‌که می‌توان نسبتی میان این دو روش یافت؟ که در بخش پایانی اشاره‌ای موجز به آن شده است.
تمایز مبنایی حکمت صدرایی و حکمت سینوی در مسأله حرکت جوهری
نویسنده:
فیض الله عابدینی کردخیلی ، عباس جوارشکیان ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از آنجایی که یکی از بارزترین تمایزات اندیشه فلسفی سینوی و صدرایی در محور بسیار مهم حرکت و بویژه حرکت جوهری است و میان رأی ابن سینا و صدرا در این بحث، تقابل کاملی وجود دارد، نگارنده تلاش نموده است به این پرسش پاسخ دهد که ریشه ها و مبانی نظری این اختلاف رأی چیست و کدام موضع و اصل فلسفی به چنین تقابلی دامن زده است؟ در قسمت نخست مقاله با مقایسه تحلیلی که از مسأله حرکت در اندیشه این دو فیلسوف نام‌آور انجام می‌شود، به اختلاف صدرا و ابن سینا در سه موضع اساسی پی می‌بریم: 1- تلقی وجودی صدرا ازحرکت در مقابل نگرش ماهوی و مقولی ابن سینا؛ 2- توسعه قلمرو حرکت از جسم و جسمانیات به امور نفسانی و بویژه نفس انسانی؛ 3- تغییر جایگاه بحث حرکت از طبیعیات فلسفه به مباحث امور عامه. با تحلیل و بررسی نکات یاد شده بویژه با تأمل در اشکالات ابن سینا بر حرکت جوهری، نتیجه نهایی حاصل از این پژوهش آن است که اختلاف این دو فیلسوف نام آور در مسأله حرکت جوهری، ریشه در مهمترین موضع گیری فلسفی ایشان که همان اصالت وجود یا اصالت ماهیت است، دارد. بر این اساس علی رغم انکارها و تشکیکاتی که از جانب برخی متفکرین در اصالت ماهوی بودن اندیشه ابن سینا ابراز گردیده است، بر پایه این تحلیل فلسفی بروشنی میتوان تلقی اصالت ماهوی او را حداقل در بحث حرکت نشان داد و به این تشکیکات پایان داد.
صفحات :
از صفحه 91 تا 103
بررسی رابطه عقل و ایمان از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و کرکگارد
نویسنده:
پدیدآور:رضا زند وکیلی ؛ استاد راهنما: حسن پناهی آزاد ؛ استاد مشاور: ابوذر رجبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل و ایمان و رابطه میان آن دو از حساس‌ترین و اثر گذارترین مقولات گفتمان دینی،‌ مباحث کلامی و فلسفی بشمار می‌رود و در مورد آن نگارش‌های متعددی صورت گرفته است. در این تحقیق در ضمن پرداختن به معانی لغوی و اصطلاحی عقل و ایمان و نوع رابطه این دو در نظرگاه آیت الله جوادی آملی و کرکگارد، به نقدهای مهم عقل‌گرایی اعتدالی بر ایمان‌گرایی کرکگارد اشاره شد. کرکگارد عقل را در سپهر اخلاقی و مرحله قبل از حیطه ایمان، محصور دانسته و متعلق ایمان را دور از دسترس عقل ضعیف انسانی می‌داند. او معتقد است ایمان از جنس معرفت نیست و از درون می‌جوشد و شورمندانه عمل می‌شود و «خدای متجسد» که متعلق اصلی ایمان است، ایمان آوردنی است نه فهمیدنی. عقل در نگاه کرکگارد استفاده‌هایی حداقلی دارد و برای صیانت از حریم دین و خدا، باید عقل را طرد نمود و لازمه رسیدن به خدا و عشق واقعی، پیمودن مسیر «ترک نامتناهی» و جهش از روی دیوار عقل است و این همان ایمان‌گرایی کرکگارد است که به ایمان‌گرایی افراطی شهرت دارد. آیت الله جوادی آملی میان عقل و ایمان تعاملی سازنده و راه گشا، قائل شده و با نگاهی مصباحی به عقل در عرصه ی ایمان، عقل را با تمامی معانی یاد شده، در مفهوم ایمان دخیل دانسته و محصول آن می‌داند. در نگاه ایشان، راه دستیابی به اطمینان و آرامش، کسب براهین نظری منتهی به بدیهیات بوده و این راه جمع میان شور و شعور است و عقل در کنار نقل، دو ابزار هدایت بشر در قالب درونی و بیرونی‌اند. فاصله گرفتن از عقل و تکیه بر احساسات و درون‌گرایی بدون معیار، سر از گمراهی، نسبیت و از بین رفتن دین درمی‌آورد و این به نوعی نقض غرض مدعیان ایمان‌گراییست؛ و این بیان، همان ادعای عقل‌گرایی اعتدالی است.
رابطه عقل و ایمان از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: ملیحه محمودی بیات ؛ استاد راهنما: محسن جوادی ؛ استاد مشاور: ابراهیم علیپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل، شأنی از شئون آدمی است که از طریق آن، هم کسب معرفت نموده و هم عمل می‌کند. و ایمان، تصدیقی قلبی به خداوند عالم است که علاوه بر آن که چشم‌انداز جدیدی از عالم و آدم فراهم می‌آورد، انسان را به اطمینان و آرامشی درونی سوق می‌دهد. نوشتار حاضر، به بررسی رابطه میان این دو اصل از دیدگاه دو متفکر بزرگ اسلامی پرداخته که در اندیشه یکی از آن‌ها صبغه ایمان گرایی و در دیگری عقل‌گرایی بارزتر است. غزالی ایمان را ارزشمندتر از عقل می‌داند؛ وی گرچه عقل نظری را پذیرفته، اما آن را در درک و فهم دین ناتوان دانسته است. به همین دلیل، حتی ایمان مردم عوام را به عقل فلسفی ترجیح داده است. اما ملاصدرا، گرچه به محدودیت‌های عقل اشاره می‌کند، لیکن به مباحث عقلانی در حوزه دین بسیار بها می‌دهد و ایمان را نیز نه تنها مغایر با عقل ندانسته، بلکه آن را نوعی علم و تصدیق معرّفی کرده است. نگارش حاضر، پس از بیان تفصیلی دیدگاه‌های این دو اندیشمند درباره عقل و ایمان ضمن ارزیابی و نقد و بررسی آن‌ها، به مقایسه تطبیقی این دو دیدگاه پرداخته است.
بررسی تطبیقی جایگاه عقل در شناخت تجربی از دیدگاه کانت و شهید مطهری
نویسنده:
محسن قمی ، حسن کرمی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف ما در این مقاله آن است که با نگاه تطبیقی به جایگاه عقل، حدود و ثغور آن در شناخت تجربی و ارزش آن از منظر کانت و شهید مطهری را مورد بررسی قرار داده و به را‌ه‌کارهای آنان جهت حل مشکل معرفت تجربی و مقایسه و بررسی تطبیقی میان آنها بپردازیم. کانت برای عقل معانی‌ای ذکر کرده و عقل به معنای فاهمه را دارای اعتبار معرفتی می‌داند. وی قضاوت عقل را درحوزة متافیزیک، غیرمعتبر و در حوزة فیزیک با توجه به زمانمند و مکانمند بودن، معتبر می‌داند. کانت برای حل مشکل شناخت تجربی، احکام تألیفی پیشین مطرح کرده و برای کلیت و عینیت آن از مقولات محض فاهمه استفاده می‌کند و همچنین شناخت صحیح مفهوم عقل و عملکرد آن را در تشخیص شناخت تجربی درست دخیل می‌داند. اما شهید مطهری نقش عقل را در معرفت تجربی از راه مبدئیت احکام بدیهی عقلی برای شناخت تجربي دانسته و با استفاده از معقولات ثانیه در معرفت تجربی به حل مشکل شناخت تجربی می‌پردازد. ایشان نقش عقل در معرفت تجربی را در دو حوزة تصورات و تصدیقات ترسیم می‌کند. در باب تصورات، ادراکات تجربی و حسی مقدم و زمینه ساز برای تصورات عقلی بوده و در حوزة تصدیقات، اصالت با عقل بوده و تصدیقات عقلی مقدم بر تصدیقات تجربی است و بدون عقل هیچگونه حکم و تصدیقی حتی تصدیق تجربی حاصل نخواهد شد.
  • تعداد رکورد ها : 324