مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2283
ظرفیت های تربیتی نظریه حرکت جوهری در ابعاد عقلانی، اخلاقی، اجتماعی، دینی و معنوی تربیت
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه شفیعی خوراسگانی ؛ استاد راهنما: مهدی گنجور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله ی تربیت از آغاز زمان حیات انسان دارای اهمیت اساسی بوده است. در عصر زیستن ما، این مسئله وجهه دیگری گرفته و توجه غالب افراد را به خود جلب کرده است. امروزه ما شاهد ظهور مکاتب تربیتی متعدد با رویکردهای متفاوت هستیم. نسخه‌های انبوهی برای پرورش و شکل دادن به انسان پیچیده می‌شود که البته بخشی از آنها با دیدگاه نادرست نسبت به حقیقت و غایت انسان دچار روش راهکارهای باطل شده‌اند. اهمیت تربیت و پرورش صحیح بر هیچکس پوشیده نیست. تربیت‌های غلط و در بعضی موارد ناکافی، منجر به گم کردن هویت فردی و غفلت از ارزش و کرامت ذاتی انسان شده و در نهایت به پوچی و شقاوت شخص منتهی شده است. لذا مسئله تربیت ارتباط معناداری با سعادت و نیک بختی افراد دارد. امام صادق علیه‌السلام می فرماید: اگر از عمرت تنها دو روز باقی مانده، یک روزش را برای فراگیری ادب و تربیت صحیح اختصاص بده تا به هنگام مرگ از آن یاری بجویی. (کلینی، 1369،ج 8: 150). تربیت در لغت به معنای پروردن، پروراندن، پرورش دادن و ادب و اخلاق را به کسی یاد دادن آمده است.(عمید،425:1378). در معنای اصطلاحی تربیت، اندیشمندان نظرات متعددی ارائه کرده اند. با الهام از این نظرات، تعریف مختار این پژوهش از تربیت عبارتست از به فعلیت درآوردن استعداد های درونی متربی توسط مربی و پرورش شخصیت او در ابعاد فردی، اجتماعی، اخلاقی، عقلانی، عاطفی، جسمانی و...به صورت گام به گام و پیوسته. (ر ک: مطهری, سلمان زاده و فرهادی) در میان مکاتب فلسفی جهان اسلام، حکمت متعالیه با مبانی تاسیسی خود، از ظرفیت‌های ویژه ای جهت ارائه نظام تربیتی مبتنی بر اخلاق و معنویت برخوردار است. در چند دهه اخیر، این ظرفیت با استخراج دلالت‌های تربیتی حکمت صدرایی، مورد توجه متخصصان تعلیم وتربیت نیز واقع شده است. برخی از مبانی مرتبط با حرکت جوهری در مسآله تعلیم تربیت عبارتند از: اصالت وجود, تشکیک وجود, فقر وجودی... مسأله محوری در این پژوهش، حرکت جوهری و نتایج تربیتی حاصل از آن است. حرکت جوهری از ابتکارات بی‌بدیل صدرالمتالهین است که بر اساس آن حرکتِ اصیل برای جواهر است و حرکت در اعراض نیز به تبع حرکت جوهر آنهاست از این جهت که عرض وجود مستقل ندارد. در تاثیر و ارزش این نظریه سخن ها گفته‌اند: عظمت و اهمیت کشف و ابتکار نظریه حرکت جوهری به هیچ روی کمتر از اهمیت سه کشف عظیم علمی در سراسر تاریخ علم و اندیشه «یعنی سه نظریه جاذبه عمومی نیوتون و نسبیت عام انیشتین و کوانتوم فیلد تئوری» نیست (سروش،9:1386). در نتیجه حرکت جوهری، همه موجودات این عالم مادی، حرکتی صعودی دارند تا آنکه به عالم رب النوع خود برسند (رامین، بی تا:218). پس حد توقفی برای رشد و کمال ماده نیست مگر عالم تجرد و فعلیت محض. بر اساس حرکت جوهری، جوهر وجود انسان نیز دائماً در حرکت تکاملی بوده و با اصول تعلیم و تربیت صدرایی می‌توان انسان را به سمت سعه وجودی بیشتر سوق داد. از نظر ملاصدرا، نفس و ساحتهای آن، موضوع و متعلق تربیت هستند لیکن این نفس جدا از بدن و جوهری مجرد که به بدن اضافه شده باشد، نیست بلکه هویتی تعلقی به بدن دارد که ذاتی اوست. به همین دلیل تغییراتی که بواسطه تدابیر تربیتی در نفس حادث می شوند-یعنی فضائل و رذائل اخلاقی- هویت و حقیقت نفس، متحد با آن و مرتبه ای از وجود نفس خواهند بود(میرهادی و بختیارنصرآبادی و نجفی،16:1395).
بررسی معناداری ادعای صدرالمتألهین در خصوص مطابقت فلسفه با دین
نویسنده:
محمدرضا احمدی پور ، محمد کرمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
صدرالمتألهین در جای جای آثار خویش دربارۀ نسبت فلسفه با دین و عدم مخالفت آن دو با یکدیگر سخن گفته است. او در این باره از دین با تعبیرات گوناگونی یاد کرده است؛ تعبیراتی چون دین و طریقۀ انبیاء، کتاب و سنت، شریعت حقه، شریعت خاتم الانبیاء، شرایع حقۀ الهیه، هذا القرآن، احادیث وارده از نبی و آل نبی، و احادیث صحیح پیامبر اسلام. او قرآن را تحریف ناشده می‌داند و معتقد است که باور به تحریف قرآن، با اعتقاد به حجیت قرآن در تنافی است اما دربارۀ احادیث، و نسبت احادیث گردآوری شده در متون حدیثی با آنچه از نبی و آل نبی صادر گشته داوری نکرده است. این پژوهش پس از تبیین دقیق و مستند دیدگاه صدرالمتألهین دربارۀ نسبت فلسفه با دین، بر اساس دوگانۀ سنت و حاکی از سنت ـ‌ یا سنت صادره و سنت واصله ـ در دو مرحله به نقد آن دیدگاه می‌ۤپردازد؛ در مرحلۀ اول نشان می‌دهد که نه تنها حکمت متعالیه بلکه هیچ فلسفه‌ای با «دین واصل»، مخالفت کلی ندارد همچنانکه هر فلسفه‌ای از جمله حکمت متعالیه با «دین واصل»، مخالفت جزیی دارد؛ و در مرحلۀ دوم نشان می‌دهد که ادعای مخالفت یا عدم مخالفت هر فلسفه‌ای با «دین صادر»، ادعایی اثبات ناپذیر و ابطال ناپذیر است که در نهایت حتی در مقام جدل با متدینین نیز کارآیی ندارد.
صفحات :
از صفحه 141 تا 163
هویت ادراک عقلی از منظر ابن‌سینا و صدرالمتألهین
نویسنده:
مرضیه هاتف
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در میان مراتب ادراک آدمی، ادراک عقلی، ‌به‌عنوان مهم‌ترین بخش ادراک به شمار می‌آید و او را از حیوانات متمایز می­کند. ابن‌سینا در ادراک عقلی قائل به نظریه تجرید و اتصال نفس با عقل فعال است و ملاصدرا در این­ باره نظریات متفاوتی را بیان می­کند. بر اساس مبانی ملاصدرا، نفس ناطقة آدمی پس از گذر از نفس نباتی و حیوانی، به مرحله­ای از ادراک می­رسد که قادر است مفاهیم کلی و حقایق عقلانی را ادراک کند. اما این امر چگونه محقّق می­گردد؟ صدرالمتألهین (برخلاف ابن‌سینا) در ادراک حسی و خیالی قائل به خلاقیت نفس است؛ درحالی‌که درباره فرآیند ادراک عقلی، در آغاز دارای آرای متفاوت و به نظر، متعارضی است. به عبارتی بنا بر مبنای ابن­سینا، علم به‌واسطه انفعال حاصل می­شود، ولی در حکمت متعالیه و در کتب پیشینیان مشاء، سخن از انفعال نیست و علم در قسمتی از امور و در بسیاری از موارد، به انشای نفس برمی­گردد. مهم‌ترین آرای ملاصدرا در زمینه ادراک عقلی را می­توان در قالب سه رویکرد ذکر نمود: نخست، مشاهد­ی مثل نوریه از دور؛ دوم، افاضی واهب الصور (عقل فعال) و سوم، ‌اندکاک در ذات الهی بر سبیل فنا. نقطه اشتراک این دو فیلسوف، در نحوه افاضه واهب الصور بر آنهاست که ابن‌سینا به نحو اتصال می­داند، ولی ملاصدرا بر سبیل اتحاد و هریک از این دو دیدگاه، ثمراتی دارد که قابل‌توجه است. نوشتار پیش رو که به روش کتابخانه­ای و تفحص در آرای فلاسفه پیشین تهیه شده، ضمن تبیین دیدگاه این دو فیلسوف دررابطه‌با ادراک عقلی، ناگزیر است توضیح مختصری درباره حقیقت نفس انسان و قوای وجودی او و همچنین حقیقت عقل فعال در عالم ارائه نماید تا بدین‌وسیله تصویری روشن در ذهن مخاطب ایجاد گردد.
صفحات :
از صفحه 144 تا 177
فاعلیت خداوند از منظر ارسطو، ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
نرگس علی یاری؛ استاد راهنما: حسین حجت خواه؛ استاد مشاور: عباس قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مباحث فلسفی، تبیین چگونگی فاعلیت خداوند است. مسئله فاعلیت خداوند از ابتدای تاریخ اندیشه، توجه فلاسفه را به خود جلب کرده است و نظریه‌های گوناگونی را دراین‌باره در پی داشته است. از‌جمله اندیشمندانی که تعیین‌کننده‌ترین نظریه‌ها در این زمینه از جانب آنان مطرح شده‌ است، ارسطو، ابن‌سینا و ملاصدرا می‌باشند. این پایان‌نامه، درصدد بیان نظریات این اندیشمندان بوده تا با تبیین اندیشه آنان، مشخص شود کدام نظر به حقیقت نزدیک‌تر است. در بخش اول این پایان‌نامه، ضمن بیان لغات و مفاهیم اساسی پیش‌رو، تلاش شده ‌است که با بررسی پیشینه بحث علیت، انواع علت از منظر فیلسوفان یونان تا فلاسفه معاصر بررسی شود. در بخش دوم با بررسی علت فاعلی و انواع آن و به‌طور‌‌خاص فاعلیت خداوند، سعی بر بیان نظریات سه فیلسوف بزرگ یعنی ارسطو، ابن‌سینا و ملاصدرا شده است. فاعلیت خداوند در جهان هستی، در اندیشه ارسطو تحت عنوان علت یا محرک نخستین موردتوجه قرار گرفته ‌است. همچنین در فلسفه اسلامی، یکی از مسائل اساسی مورد بحث فیلسوفان، مسأله فاعلیت خداوند بوده است و یکی از نظریه‌های مهم در فلسفه اسلامی نظریه فاعلیت بالعنایه است که ابن‌سینا آن‌ را مطرح کرده است و البته در ادامه، ملاصدرا با برطرف کردن اشکالات نظریه‌های پیشین، با طرح فاعلیت بالتجلی و در نهایت، فاعلیت بالعنایه به معنای دوم، مسأله فاعلیت الهی را تعالی بخشیده است. بخش سوم این پایان‌نامه، با بیان این‌که ارسطو در نهایت یک محرک نامتحرک را در جهان اثبات می‌کند ولی ابن‌سینا با نظریه فاعل بالعنایه، فاعل هستی بخش و افاضه کننده وجود را به اثبات می‌رساند، درصدد بیان تفاوت‌های سه دیدگاه برآمده ‌است. در ادامه‌ این بخش، با بررسی تکمیلی نظریه ملاصدرا و بیان رفع اشکالات نظریه ابن‌سینا توسط صدرالمتألهین، کامل‌ترین و بهترین نظریه درباره نحوه فاعلیت خداوند بیان می‌شود. قابل ذکر است که پایان‌نامه پیش‌رو، با روش کتابخانه‌ای و تحقیق و تدبر در کتب و مقاله‌های مختلف گرد‌آوری شده ‌است.
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی و ادلّه ابن سینا و ملاصدرا در مسألە جاودانگی نفس
نویسنده:
صنم کیانی خانکندی؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی؛ استاد مشاور: ناصر فروهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از اکتشافات باستان شناسی چنین مشخص شده است که مسئله جاودانگی و اعتقاد به جاودانگی ریشه در عمق حیات بشر دارد. جاودانگی و عدم جاودانگی از آن دسته مسائلی میباشد که درخور توجه فیلسوفان بوده است و عده ای قائل به جاودانگی و عدهای قائل به فنای نفس بوده اند.در میان فیلسوفان مسلمان، ملاصدرا با رویکرد جدید خویش به بحث جاودانگی و مسئله بقای نفس پرداخته است. فهم دقیق سخنان ملاصدرا در بحث نفس درگرو توجه به مبانی فلسفی او میباشد.چنین پرسشی مطرح میشود که ملاصدرا با استمداد از چه مبانی به بحث نفس و جاودانگی نفس پرداخته است؟در نگاه اول میتوان این اصول را تحت عنوان مبانی وجود شناختی فلسفه ملاصدرا به شمارو آورد. صدرالمتالهین شیرازی بر اساس مبانی خاص مانند اصالت وجود، اشتداد وجود، بساطت وجود، حرکت جوهری، تساوق وحدت و وجود، ،وحدت وجود، تساوق وجود و صفات کمالی،تقسیم عوالم به ماده، برزخ و عقول.صورت به عنوان ملاک شیئیت شی. به اثبات فناناپذیری نفس میپردازد. ابن سینا به مانند ملاصدرا برای نفس حیات جاودانه قائل است.ابن سینا ادله خویش را برای اثبات جاودانگی نفسبر اساس اصول و مبانی خاص خویش استوار کرده است.مبانی و اصول فلسفی ابن سینا برای اثبات فناناپذیری نفس عبارت است از: تعلق تدبیری نفس به بدن،نیازمندی نفس به عقل فعال، تجرد نفس، تعلق امور نامتناهی توسط نفس، عالم هستی به دو قسمت عقل و حس تقسیم میشود. ابن سینا و ملاصدرا دلایلی را برای اثبات جاودانگی نفس بیان میکنند که به صورت خلاصه مطرح میکنیم.استدلال اول و دوم ابن سینا در اشارات و تنبیهات میباشد که او چنین عقیده دارد نفس به بدن تعلق تدبیری دارد.در تعلق تدبیری حال،برای قوام خود به محل نیازمند نیست در نتیجه نفس برای قوام خود به بدن نیاز ندارد .نفس به علت ازلی خود نیاز دارد.علت ازلی نفس چیزی جز عقل بسیط نیست که فناناپذیر است.پس اگر علت تامه نفس فناناپذیر باشد در نتیجه نفس باقی است.استدلال دوم ابن سینا:نفس موجودی بسیط است که نمیتواند حال در چیزی باشد موجودی که حال در چیزی نیست پس بی نیاز از ماده است.پذیرش فسادپذیری امر حادث است و هرامر حادثی به ماده نیاز دارد که بتواند در آن حادث شود.اما نفس را نمیتواند امر مادی در نظر گرفت.ابن سینا عقیده دارد که نفس در بقای وجود، متکی به ذات است.نفس میتواند امور نامتناهی را درک کند.قوای امور جسمانی نامتناهی نیست.نفس با تکیه بر ذات خود میتواند امور نامتناهی را درک کند و به قوای جسمانی نیاز ندارد.تعقل،درک کردن از جمله فعل های نفس است.نفس در تمامی فعل های خود به ذات خود تکیه دارد بنابراین اگر بدن نابود شود نفس نابود نخواهد شد. ملاصدرا عقیده دارد نفس دو قسم میباشد:نفوسی که به درجه عقلی رسیده اند و نفوسی که نتوانسته اند به درجه عقلی برسند.اگر نفس بتواند به حد تعقل برسد در این دنیا صورت معقوله را کسب کند این نفس فناناپذیر است.او عقیده دارد نفوسی که میتوانند به حد تعقل برسند به دو دلیل فناناپذیرند.دلیل اول این است که نفس با مرگ بدنز نابود نمی شود و نمی میرد.دلیل دوم این است که نه مرگ بدن باعث مرگ نفس میشود نه هیچ عوامل دیگری.دلیل دوم:هرچیزی اگر بخواهد فاسد شود یا با ورود ضد فاسد میشود یا با از میان رفتن یکی از چهار علت فاعلی،مادی،صوری و غایی نابود میشود.نفسی که به درجه عقلی برسد ضدی ندارد که بتواند آن را نابود کند.استدلال دیگر ملاصدرا:او معتقد است نفسی که به یک جوهر عقلی تبدیل شده فناناپذیر است. او عقیده دارد موجودی که بسیط محض باشد نابودی نسبت به آن معنا ندارد به ویژه زمانی که علت افاضه کننده آن باقی باشد.حال تصور کنیم که میتوان نفس را امر عدمی در نظر گرفت.این سوال مطرح میشود این عدم ذاتی است یا از طریق شی دیگری بر آن تحمیل شده؟حالت اول غیرممکن است چون یک شی نمیتواند خود را نابود کند و حالت دوم نیز ممکن نیست چون علت برای ایجاد عدم معنایی ندارد بلکه عدم علت را میتوان تصور کرد.در نتیجه نفس امری جاودانه میباشد.
بررسی مبانی نقدهای سید جلال‌ الدین آشتیانی بر فلاسفه، عرفا و متکلمین
نویسنده:
محمدامین درخشانی؛ استاد راهنما: عبدالله نصری؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن، محمد رضا اسدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
سیدجلال‌الدین‌آشتیانی متفکری با رویکرد صدرایی و عرفانی و دارای ذهنی نقاد است. نقد جلوه‌گاه مرزهای اندیشه‌ها است. انتقادات آشتیانی دارای وسعتی است که از مخالفان تا سرآمدان فلسفه و عرفان را شامل می‌شود. او متکلمان، عرفا، فلاسفه مشائی، اشراقی و حتی صدرایی را نقد کرده است. در این رساله با روش تحلیلی-توصیفی به دنبال ارائه دیدگاهی جامع از اندیشه‌های آشتیانی بوده‌ایم، به این منظور انتقادات او را در سرتاسر ابواب فلسفه و عرفان، مطمح نظر قرار داده‌ایم و مبانی‌ای را که این انتقادات بر آن استوار است، بررسی نموده‌ایم. مباحث رساله، ذیل سه عنوان وجودشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی طرح شده است. از باب نمونه او هم ادله عرفا در وحدت وجود را نقد می‌کند و هم از مدعای وحدت وجود دفاع می‌کند، هم ادله عرفا بر صادر اول بودنِ وجود منبسط را نقد می‌کند، هم از صادر اول بودن وجود منبسط دفاع می‌کند. همچنین او برخی از صدرائیون را که منکر تشکیک ماهوی هستند نقد می‌کند و تشکیک در ماهیت را به تشکیک در وجود ارجاع می‌دهد. او هم نظر برخی از متکلمین و تفکیکیان مبنی بر مادی بودن نفس را مورد نقد قرار می‌دهد، هم نظر برخی از فیلسوفان مبنی بر مجرد محض بودن نفس را نقد ‌می‌کند و برای نفس دو ساحت روحانی و جسمانی قائل می‌شود. آشتیانی هم نقدهای جلوه بر برهان تضایف را مخدوش می‌داند، هم خودش این برهان را از جهتی دیگر نقد می‌کند. او عمدتا با مبانی صدرایی و عرفانی و گاه با مبانی مشائی و دینی به نقد دیگران پرداخته است. آشتیانی به جهت تکیه به نگاه صدرایی با دو چالش روبرو است: اول اینکه نتواند تقریر صحیح و همدلانه‌ای از نظری که نقد کرده است ارائه دهد، دوم اینکه روبنای نظر دیگران را صرفا با تکیه به مبانی صدرائی مورد انتقاد قرار دهد. آشتیانی در اکثر موارد از این چالش‌ها سربلند بیرون آمده است.
تحلیل فلسفی تاثیر عقیده و عمل در شکل گیری هویت اخروی انسان با تکیه بر کتاب شواهد الربوبیه ملاصدرا و شواهد دینی آن
نویسنده:
صدراله تابش زاد؛ استاد راهنما: علی نجات رای زن؛ استاد مشاور: مصطفی موسوی اعظم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع هویت اخروی انسان یکی از مسائل بنیادین در فلسفه اسلامی و علوم دینی است که با ابعاد مختلف هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی در ارتباط است. پرسش از چگونگی تأثیر عقیده و عمل بر سرنوشت نهایی انسان، نه تنها از منظر مباحث کلامی و فلسفی اهمیت دارد، بلکه به لحاظ کارکردهای تربیتی و اخلاقی نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. در این زمینه، ملاصدرا به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان اسلامی، دیدگاه‌های بدیعی ارائه کرده است که بر اساس نظریه حرکت جوهری، نقش عقیده و عمل در تحول وجودی انسان و شکل‌گیری هویت اخروی او را تحلیل می‌کند. نظریه حرکت جوهری بیان می‌دارد که وجود انسان در ذات خود همواره در حال حرکت و تغییر است، و این حرکت، شامل تحول درونی و ارتقاء جوهری انسان می‌شود. این تغییرات در نتیجه افعال و عقاید انسان رخ می‌دهند، به‌طوری‌که اعمال صالح و عقاید صحیح، سبب کمال وجودی و شکل‌گیری هویتی متعالی در آخرت خواهند شد. این دیدگاه ملاصدرا، ضمن تأکید بر حرکت ذاتی وجود انسان و تغییر جوهری او، نشان می‌دهد که اعمال و باورهای انسان، نه صرفاً ابزاری برای دریافت پاداش یا عقوبت، بلکه عواملی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به حقیقت وجودی و هویت نهایی او هستند.
واکاوی مفهوم شکر و واژگان مرتبط با آن در آموزه های دینی با تاکید بر دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
مهدیه اسماعیلی؛ استاد راهنما: محمدعلی وطن دوست حقیقی مرند؛ استاد مشاور: امیر راستین
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم شکر، احساس قدردانی و سپاسگزاری برای نعمت‌ها و خوبی‌هایی است که معمولاً باعث افزایش خوشحالی و رضایت درونی و ارتباط نزدیک تر با خدا و دیگران می‌گردد. اظهار شکر و سپاس، نشان از ارزش‌های انسانی اصیل و ارتباط اجتماعی سالم است. شکر الهی به معنای واکنش و استفاده درست و بجا از نعمتهای خداوند و قدردانی و سپاسگزاری از نعمت‌های اوست که در متون دینی و فلسفی اسلامی، نه تنها به عنوان یک وظیفه ی دینی و عملی روحانی و اخلاقی، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است که به عنوان یک اصل بنیادین در زندگی انسانی مطرح است. در این میان بررسی واژگان مرتبط با شکر، برای فهم بهتر مفهوم شکر و در نهایت، رسیدن به مقام شکری که مقصود حق تعالی است حائز اهمیت می باشد. یکی از مسائلی که می‌تواند مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد تحلیل معناشناسانه و وجودشناسانه از شکر و مفاهیم مرتبط با آن در آموزه های دینی است. در میان مکاتب فلسفی، حکمت متعالیه، به عنوان یک نظام فلسفی جامع، شکر به عنوان یک حالت درونی و معرفتی، می‌تواند انسان را به درک عمیق‌تری از وجود و نعمت‌های الهی رهنمون سازد. در این میان، ملاصدرا به عنوان بنیانگذار حکمت متعالیه و علامه طباطبایی به عنوان یکی از اندیشمندان و پیروان تفکر صدرایی، مطالب ارزشمندی را در باره شکر و مفاهیم مرتبط با آن مطرح نموده‌اند. در پژوهش حاضر، براساس مبانی حکمت متعالیه و با تاکید بر آراء ملاصدرا و علامه طباطبایی تلاش می‌شود، تحلیل معناشناسانه و وجودشناسانه از مفهوم شکر و دیگر مفاهیم مرتبط با آن در آموزه های دینی ارائه گردد.
معرفت شناسی تجربه دینی از نظر رودلف اتو و ملاصدرا
نویسنده:
مرتضی حسینی وردنجانی؛ استاد راهنما: پروین نبیان؛ استاد مشاور: محمد جواد صافیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این رساله بررسی معرفت‌ شناسی تجربه دینی از دیدگاه ردولف اتو و ملاصدرا است و با روش تطبیق و ارزیابی به بررسی مسائلی از قبیل عینیّت و فرا عقلانی بودن تجربه دینی و نسبت آن با وحی در سنت دینی اسلام و مسیحیت پرداخته ‌شده است. اتو با تاثیرپذیری از کانت و انتقادات او بر براهین طبیعی بر وجود خدا، با رویکردی پدیدارشناسانه و تفکیک نومن از فنومن و ابداع واژه‌ای به نام امر مینوی بر فراعقلانی بودن این تجربه تأکید می‌کند. وی با بیان عناصر موجود در تجربه امر مینوی از قبیل احساس مخلوقانه، راز هیبتناک و شوق بیان می‌کند که این عناصر ضرورتاً متوجه متعلّق خود هستند. اتو حقیقت امر مینوی را دارای عمق و باطنی می داند که برای عقل استدلالی دسترس‌ناپذیر است. وی فرآیند تجربه دینی و آگاهی عرفانی را یک امر بشری و معطوف به تکامل تاریخی دانسته، بیان می کند که تجربه امر مینوی در بستر زمان برای بشر شکل گرفته است. تکامل این تجربه در ادیان ابراهیمی خاصه مسیحیت تحقق یافته است. تبعیّت از سبک زیستن پیامبران که محصول این تجربه است باعث می‌شود که ما خود از طریق شهود و احساس، حضور خداوند را دریابیم. در فلسفه ملاصدرا فراعقلانی بودن امر قدسی را به معنای مشاهده حضوری، تقدم معرفت حاصل از شهود بر معرفت استدلالی، شدت ظاهر بودن این حقیقت دانست. ملاصدرا با بیان عناصری مانند فنا، اتحاد شهودی، احساس شوق و عظمت در مواجهه با امر قدسی، کمال نهایی انسان را فنا و استغراق دانسته که با پشت سر نهادن مراتب استکمالی، این مشاهده حاصل می گردد. از نظر وی انسان کامل، هم حامل وحی است و هم مهبط وحی است، و انسان با پیروی از قول و فعل پیامبر می تواند زمینه آن شهود را در خود متجلی کند.
هدایت و ضلالت از منظر حکمت متعالیه و کلام امامیه و تطبیق آن با آیات و روایات
نویسنده:
سیده‌نفیسه حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مباحث بسیار مهم که که آثار تربیتی و عقیدتی متعددی بر آن مترتب است و نقش اساسی در زندگی انسان دارد موضوع هدایت و ضلالت می‌باشد. پژوهشی که در پیش رو دارید در پی تبیین معنا، مراتب و اقسام هدایت و ضلالت است. به علاوه به عوامل و موانع هدایت و همچنین ویژگی‌های مهتدین و مضلین پرداخته می‌شود. علاوه بر این نقش اختیار انسان و فاعلیت خداوند در هدایت و ضلالت نیز تبیین می‌گردد. پس از بررسی موارد فوق به این نتیجه رهنمون شدیم که اعتقادات و اعمال بر طبق تعالیم وحیانی مشمول هدایت الهی قرار گرفتن انسان می‌شود و تبعیت از هوای نفس و جهل سبب گمراهی انسان می‌گردد. همچنین هدایت و ضلالت صفت ذات نیستند و در مقام فعل، ضلالت امری است عدمی، ولی از آن جا که این انتخاب با اراده خود انسان است و این اراده را خداوند در اختیار او قرار داده است، ضلالت به خداوند نسبت داده می‌شود. روش تحقیق در این پایان‌نامه، کتابخانه‌ای می‌باشد.
  • تعداد رکورد ها : 2283