جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1474
تبیین و تحلیل مبانی انسان شناسی اسلامی تحول در علوم انسانی و دلالت های تربیتی آن
نویسنده:
هادی انجمن سرخابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی انسان شناسی اسلامی تحول در علوم انسانی و استخراج و استنتاج اصول تربیتی آن تدوین گردیده است . از آن جا که انسان در نگاه و اندیشه ی اسلامی دارای جایگاه ویژه و ممتازی است و از سوی دیگر موضوع و کانون مباحث در علوم انسانی ، انسان و مقولات مرتبط با او می باشد ؛ لازم است تا ضمن توجه جدی به این مسئله ، تأثیر آن بر هر یک از حوزه های مطرح در علوم انسانی مورد بررسی قرار گیرد . یکی از حوزه های کلیدی و اساسی در علوم انسانی ، رشته ی فلسفه ی تعلیم و تربیت می باشد که ارتباط تنگاتنگی با مبحث انسان شناسی داشته و ضروری است با توجه به مبانی اندیشه ی اسلامی و فرهنگ ایرانی ، بازنگری اساسی در آن صورت پذیرد . یکی از این اقدامات ، تدوین اصول براساس مبانی انسان شناسی اسلامی می باشد که در این پژوهش سعی شده به آن ها اشاره نمود . دلالت های تربیتی ( اصول ) به دست آمده عبارتند از : 1 .جامعیت و لایتناهی بودن انسان 2 . تشکیکی و تدریجی بودن تعلیم و تربیت3 . پایان ناپذیری 4 . خودشناسی 5 . کرامت و فضیلت 6 . تقدم تزکیه بر تعلیم 7 .عزم و اراده ی متربّی 8 .غفلت گریزی 9 .مسئولیت پذیری و تکلیف 10 .تأثیر متقابل اندیشه و رفتار بر یکدیگر 11 .پیرایش محیط 12 .رعایت تفاوت های فردی .پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش مورد استفاده در آن ، روش توصیفی ـ تحلیلی می باشد .
تبیین دیدگاه‌های انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی فوکو و نقد دلالتهای آن برای حدود وظایف و اختیارات کنشگران آموزش و پرورش رسمی
نویسنده:
اسماعیل حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق ، به منظور تبیین دیدگاه های انسان شناسی و معرفت شناسی فوکو و نقد دلالتهای آن برای حدود وظایف و اختیارات کنشگران آموزش و پرورش رسمی ( دولت ، مدیر ،معلم) انجام شد. جهت پاسخگویی به سوالات پژوهش از روش تحلیل استنباطی و شیوه گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای استفاده گردید . نتایج پژوهش حاکی از آن است که بر اساس دیدگاه انسان شناسی و معرفت شناسی فوکوم دلاتهای زیر قابل استنتاج است . آموزش وپرورش در پی کشف معنا نیست بلکه وظیفه آن خود آفرینی است . آموزش وپرورش فاقد بنیان های ثابت و جهانی است چون حقیقت امری متکثر و زمانمند است ؛لذا روشهای ثابت و یکسان در تعلیم وتربیت مردود است . بر اساس مفهوم کثرت گرایی فوکو همه فرهنگ ها در کانون توجه آموزش وپرورش قرار می گیریند. آموزش وپرورش مد نظر فوکو ضد اقتدار گرایی است ؛ لذا علائق اعضاء جامعه تا آنجا که ممکن است مورد توجه قرار می گیرد .آموزش وپرورش باید انتقادی باشد لذا سخن معلم و متون درسی امری مقدس تلقی نمی شود . در آموز ش و پرورش توجه به عنصر «دیگری » نقش اساسی دارد یعنی معلم بتواند دانش آموز را از عناصر دیگر و فرهنگ های دیگر مطلع کند . آموزش و پرورش مبتنی بر گفتمان است لذا برای نقد گفتمان آموزش و پرورش باید عناصر یا رخدادهای پوشیده را به داخل گفتمان برگردانیم . در اراده معطوف به حقیقت این گفتمان شک و تردید کنیم َ؛ یعنی اینکه فکر نکنیم آموزش و پرورش همیشه در پی کشف یا دست یایی به حقیقت است . براسا س اصول روش شناسی فوکو دانش آموزان می توانند شرایط امکان هر دوره را بشناسند و اینکه هر دوره ای ویژگیهای خاص خود را دارد لذا دانش آموزان عصرهای تاریخی را با ملاکها و معیارههای مشخص و یکسان مورد بررسی قرار نمی دهند.بر اساس دیدگاه فوکو دولت یا دستگاه حاکم نمی تواند به طور کامل آموزش و پرورش را در انحصار خود در آورد و یک نقش روبنایی دارد بنابر این آموزش و پرورش به سمت غیر متمرکز شدن پیش می رود.همچنین در زمینه وظیفه و اختیارات مدیر در اموزش و پرورش اساساً پست مدرنها و فوکو هم از تکار گیری اصطلاح «مدیریت » خود داری می کنند و به جای آن اصطلاح «رهبری » را به کار می برند ، چون دررهبری مناسبات انسانی حاکم است . لذا از نظر فوکو رهبر بر حسب اقتضاء توسط دیگران برگزیده می شود بنابراین در مدرسه همه قدرت در شخصی به نام مدیر متمرکز نمی شود . وظیفه و اختیارمعلم هم در آموزش و پرورش ایجاد تحول و ارتباط موضوعات مختلف درسی با مسائل وسیعتر اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی است و به عنوان یک روشنفکر نقش ساختار زدایی خود را ازفرهنگی که در آن زندگی می کند ایفا خواهد کرد.اما نقدی که به این دیدگاه وارد است این است که حدود وظایف و اختیارات کنشگران آموزش وپرورش کاملاً مشخص و تعریف شده نیست لذا رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی با مشکل مواجه خواهد شد.
هویت در پست ‎مدرنیسم و حکمت متعالیه
نویسنده:
محمد عباسی ، حسن عبدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سنت فلسفی مسلمانان و اندیشه غربی، در دوران‌های مختلف به گونه‌ای در تقابل با یکدیگر به سر می‌بردند. با روی کار آمدن دوران مدرن و نمودار شدن دستاوردهای ملموس آن در صنعت و تکنولوژی، کم نبودند کسانی که نسبت به میراث فلسفی مسلمانان بدگمان شدند و موج غرب‌گرایی دامن‌گیر آن‌ها شد. اما این وضعیت خیلی به طول نکشید؛ به مرور در غرب اندیشمندانی ظهور کردند که سخن از بحران در علوم اروپایی راندند و موجی از مخالفت با مدرنیته را به راه انداختند. یکی از این جریان‌های مخالف، پست مدرنیسم است که می توان آن را از آخرین دستاوردهای فلسفی غرب به حساب آورد. از سوی دیگر، حکمت متعالیه در میان مسلمانان، به عنوان مقبول‌ترین و متقن‌ترین سنت فلسفی معاصر تلقی می‌گردد. در این تحقیق تلاش شده است، تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، یکی از مهمترین مسائل مطرح در مباحث فلسفی؛ یعنی مساله هویت انسانی را از منظر این دو گرایش فکری بررسی کنیم. هدف نویسنده از این نوشتار آن است که نشان دهد، غرب که روزگاری خود را داعیه‌دار انسان باوری می‌دانست، امروز برای انسان هویتی باقی نگذاشته و او را به دیده تحقیر می‌نگرد، در حالی که فلسفه ملاصدار، هویت انسانی را به دیده کرامت نگریسته و آن را دارای جنبه‌های متعالی و الهی می‌داند. در آخر به این جمع بندی خواهیم رسید که در تفکر غربی، هویت انسان، سرنوشتی جز یأس و سرگشتگی نخواهد داشت، اما در نگاه صدرایی، هویت الهی انسان در تکاپوی رسیدن به مقصد و مقصودی والا است
صفحات :
از صفحه 59 تا 82
نکاتی انتقادی در معرفت شناسی و انسان شناسی لیبرالیزم
نویسنده:
رضا اسدپور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
"اما باید توجه داشت که پس از نفی علت فاعلی و غائی برای عالم و آدم و پس از نفی ربوبیت خداوند طبیعی است که تن به شریعت او نیز نمی‌توان داد اما باید دانست که بمحض قطع ارتباط «حقوق بشر» با شریعت الاهی، این حقوق، ریشه خود را از دست خواهد داد و اگر «حقوق طبیعی» در نقطه مقابل «حقوق الاهی» به کار رود، مبانی عقلی و پشتوانه اخلاقی خود را به تدریج از دست می‌دهد و این دقیقا همان اتفاقی بود که در غرب افتاد و حقوق طبیعی سکولار، پل انتقال به سوی حقوق پوزیتویستی و غیر عقلی شد و سپس خود نیز از رده خارج شد و اینک گفتمان غالب در غرب، گفتمان «حقوق طبیعی» نیز نیست زیرا هیچ فلسفه ثابت عقلی یا اخلاقی یا دینی برای «حقوق»، قایل نیستند و همه چیز قراردادی و نسبی شده است و حق و حقوق (چه سیاسی، چه اقتصادی و چه اجتماعی)، هیچ پیشینه و ریشه‌ای ندارد و لذا از حق حاکمیت پیشین و غیر قراردادی نیز نمی‌توان سخن گفت."
صفحات :
از صفحه 171 تا 192
تحلیل انتقادی دیدگاه رایل دربارۀ مسألۀ تعامل نفس و بدن و رابطه‌ی آن با انکار نفس، بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
لیلا نصرتی ، عباس شیخ شعاعی ، محمد جواد رضایی ره
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دوگانه انگاری افراطی نفس و بدن در فلسفه‌ی دکارت مسأله‌ی رابطه‌ی آن دو را پیش آورد. یکی از نقدهایی که مخالفان دوگانه‌انگاری بر این دیدگاه وارد کرده‌اند همین مسأله بوده است. گیلبرت رایل نیز در کتاب مفهوم ذهن (1949) که در رد دوگانه‌انگاری دکارتی نوشته است این اشکال را مطرح کرده است. این مسأله توسط خود دکارت و معاصرانش نیز مطرح و پاسخ داده شده است. اما راه حل‌هایی که دکارت برای حل این مسأله ارائه داد قانع‌کننده نبودند و او در نهایت برای حل (منحل کردن) این مسأله فکر نکردن به چگونگی این رابطه را پیشنهاد داد. صدرالمتألهین با برداشتن شکاف بین نفس و بدن و با استفاده از مبانی خاص خود از جمله اصالت و تشکیک وجود، حرکت جوهری و ... و همچنین با مطرح کردن وسائطی چون روح بخاری و بدن مثالی به دنبال پاسخ مناسبی به این مسأله بود. در این دیدگاه نفس و بدن دو موجود متمایز منفصل نیستند؛ بلکه آن دو مراتب یک حقیقت واحدند. اگرچه بر اساس دیدگاه صدرا می‌توان پاسخ بهتری به مسأله‌ی تعامل نفس و بدن ارائه داد اما این دیدگاه نیز با اشکال‌ها و ابهام‌هایی مواجه است. به نظر می‌رسد فیلسوفان علی‌رغم همه‌ی تلا‌ش‌هایشان نتوانسته‌اند پاسخ در خوری به این مسأله دهند اما این امر نمی‌تواند دلیلی بر انکار وجود نفس باشد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 132
بررسی و نقد بدنمندی ذهن (با تاکید بر دیدگاه مارک جانسون و جورج لیکاف) بر اساس مبانی حکمت ملاصدرا
نویسنده:
محمودرضا قاسمی ، محمدعلی دیباجی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه بدنمندی ذهن را جانسون و لیکاف ،در پاسخ به مساله ذهن-بدن، و بر اساس نظریه استعاره اولیه مطرح کرده اند. مساله مقاله تعریف بدنمندی از طرف آن دو و نقد بر اساس مبانی صدرا می باشد . از نظر لیکاف و جانسون ذهن و کارکردهای آن به ویژگی های فیزیکی بدنی و سیستم عصبی وابسته است ، و مغز نقش علیت در پردازش های ذهن دارد . آنان بر ضرورت بدن به مثابه منشأ جسمانی ساختارهای فهم مثل طرح واره های تصویری تاکید می کنند. در دیدگاه ملاصدرا، اگرچه حیثیت هستی شناختی بدن و نفس در ابتدای تکوّن یکی است و کارکردهای نفس در آن محقق می شود، در بحث بلوغ صوری وادراکی نفس و تعامل نفس و بدن دیدگاهی فراتر از دیدگاه دکارتی ونوخاسته گرایی دارد، شباهت حدوث جسمانی ملاصدرا با نوخاسته گرایی در فراتر بودن هویت ذهن از ماده جسمانی و تفاوت آن دو در این است که در نهایت صدرا بدن را مرتبه نازله نفس و از شئون آن می داند نه برعکس. از دیدگاه او، نفس در ابتدای تکوّن بدنمند است با تعریفی متفاوت از بدنمندی جانسون ولیکاف ،آنگاه در روند استکمال، که با فاعلیت نفس برای بدن همراه است به نفسمندی بدن می رسد.
صفحات :
از صفحه 1047 تا 1063
منشأ مغزی و ناآگاهانه «ارادۀ آزاد» در آزمایش بنجامین لیبت و حکمت متعالیه
نویسنده:
حمید محسنی ، سید یدالله یزدان پناه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دیر باز مسئله «اراده آزاد» یکی از مباحث مهم در میان اندیشمندان بوده است. امروزه با پیشرفت علوم عصب‌شناسی، دانشمندان این رشته سعی کرده‌اند با رویکرد تجربی به تبیین این مسئله بپردازند. از این رو،‌ بنجامین لیبت و همکارانش با مطالعات آزمایشگاهی بر روی آزمودنی‌ها تحلیل نوینی از فرآیند شکل گیری ‌کنش اختیاری ارائه داده‌اند. آنها با بررسی زمان‌های تغییر نوسانات الکتریکی در مغز، «اراده آگاهانه» و تحریک ماهیچه کشف کرده‌اند که «پتانسیل آمادگی» حدود 400 میلی‌ثانیه پیش از زمان آگاهی از اراده، شروع به تغییرات آهسته کرده و همین سبب اراده فرد به کنش می‌شود. از این رو،‌ لیبت نتیجه گرفته «فرآیند مغزی نا‌آگاهانه، منشأ اراده آگاهانه و کنش اختیاری است». پتانسیل آمادگی پیشین، نوعی چالش برای دیدگاه‌های دوگانه‌انگاری و علیت ذهنی به حساب می آید. از این رو، در این مقاله با مبانی علم‌النفس حکمت متعالیه، به بررسی یافته‌های آزمایش بنجامین لیبت پرادختیم. و با سه تحلیل عقلی شکل‌گیری فرآیند اراده، اقسام فاعلیت نفس و مراتب مادی- مجرد اراده ‌ نظریه بنجامین لیبت را مورد کاوش قرار دادیم.
صفحات :
از صفحه 33 تا 63
مبانی هستی شناختی هویت انسان در حکمت متعالیه
نویسنده:
علی زمانی خارائی ، جعفر شانظری ، سید مهدی امامی جمعه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«هویت» یکی از مهمترین کلیدواژه‌های علوم انسانی در دنیای معاصر است که همچون سایر مفاهیم نظری، برآمده از مبانی متافیزیکی بوده و نمیتواند از حدود آن مبانی، فراتر رود. بررسی اصول حکمت متعالیه بر مبنای توجه به حقیقت وجود و احکام آن، نشان میدهد که هویت حقیقی انسان، همان نحوۀ وجود اوست که بسیط بوده و در عین ثبات شخصیت، سیال و تدریجی است؛ از اینرو، در طول حرکت خود، تحولاتی مختلف را تجربه کرده و کمالات علمی و عملی متعددی بدست می¬آورد که باعث میشود دارای آثار و مراتب گوناگونی باشد، بگونه¬یی که از هر مقطع آن، اوصاف و عناوین متفاوتی برداشت میشود. این درک از انسان، نه¬تنها با واقعیتهای زندگی بشری و فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی سازگار است، بلکه بسیاری از دغدغه¬ها و چالشهای علوم جدید در زمینۀ انسان¬شناسی و بحران هویت را حل میکند. نوشتار حاضر، مبانی هستی‌شناختی حکمت متعالیه در نسبت با هویت انسان، و همچنین آثار آن را بررسی میکند.
صفحات :
از صفحه 121 تا 136
الگوی اخلاقیِ آنتیگونه نزد لکان، براساسِ ساحت نمادین و واقع
نویسنده:
علیرضا ضمیری ، حسن فتح زاده ، سید احمد فاضلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مطابق نظریۀ ساحت‌های مختلف هستی‌شناسی در لکان، که متشکل از ساحت خیالی، ساخت واقعی و ساخت امر واقع است، ایگو و سوژه نسبتی با واقعیت پیدا می‌کنند که انتساب این نسبت به اخلاق الگوی اخلاقی متمایزی را پیش رو می‌نهد. اما لکان برای ارائه الگوی اخلاقی امر واقع به گذر از واقعیت نیاز دارد. عبور از واقعیت به‌واسطۀ آموزۀ فراسوی اصل لذت حاصل می‌شود. لکان تلاش می‌کند تا شکاف و فقدان روی واقعیت را به‌واسطۀ ناخودآگاه توضیح دهد تا نظریۀ میل محض را به حوزۀ اخلاق گسترش دهد. براین‌اساس، الگوی اخلاقی آنتیگونه یگانه الگویی است که، ازمنظرِ لکان، وفاداری به میل محض است و می‌تواند میل ناخودآگاه را توصیف کند. آنتیگونه به میل خود تا لحظۀ آخر وفادار است و وفاداری او ناشی از نادیده‌گرفتنِ ساحتِ نمادین و عبور از آن است. آنتیگونه نه‌تنها مطابق میلِ خود عمل می‌کند بلکه میل‌ورزی را تا انتها پیش می‌برد تا به رانۀ محض می‌رسد، رانه‌ای که اصرار بر ابژۀ میل تا پایان و بررویِ یک ابژۀ خاص ادامه دارد. ازنظرِ لکان، این الگو می‌تواند الگوی مناسبی برای اخلاقِ میلِ خودبنیاد و دربرابرِ هر نوع اخلاق واکنشی و دگرگرایانه ازجمله قانون سوپرایگو و امر ایدئولوژیک باشد.
صفحات :
از صفحه 11 تا 31
  • تعداد رکورد ها : 1474