جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1405
مقایسه مولّفه های ارزش شناسی و انسان شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی
نویسنده:
مجید فیروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این پژوهش مقایسه مولّفه‌های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا با اگزیستانسیالیسم الهی (کی‌یرکگارد ، یاسپرسو مارسل ) می‌باشد. حوزه معرفتی فلسفه تعلیم و تربیت فارغ از تعاریف بسیار گوناگونی که درباره آن وجود دارد، از دو منظر کلّی قابل بررسی است. از منظر اوّل، این حوزه معرفتی به مثابه قلمروی در طرح دیدگاه‌ها و نظریات فلسفی درباره ارزش و انسان محسوب می‌شود که سابقه‌ای به اندازه تاریخ تفکّرات بشری دارد. و منظر دوّم، می‌توان با مقایسه مولّفه-های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی به وفاق‌ها، شباهت‌ها، تأثیر گذاری و تأثیر پذیری از یکدیگر پی برد. این پژوهش روش اسنادی_ تحلیلی می‌باشد. برای جمع آوری داده‌ها از روش سند کاوی استفاده شده است. برای این منظور به کتاب‌ها، مدارک، اسناد، پایگاه‌ها و مقالات و پژوهش‌هایی که به دیدگاه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی پرداخته‌اند، مراجعه شده است. در تحلیل داده‌ها از روش توصیفی_ تحلیلی استفاده شده است. ملاصدرا درباره ارزش‌ها می‌گوید: ارزش‌ها با زوج محمول‌های حسن و قبیح، خیر و شر، مصلحت و مفسده، حق و باطل و طیب و خبیث و مانند این‌ها شناخته می‌شوند. منشأ ارزش‌ها در کمالات وجودی فرد، سیر تکاملی نفس و کمالات اولی می‌باشد. آزادی و حرّیت، عشق و تزکیه نفس. این ارزش‌ها خاصّ انسان و زمینه قرب الهی هستند. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند ارزش‌ها را انسان با انتخاب‌هایش خلق و آفرینش می‌کند. و هیچ ارزش ثابتی در دنیا وجود ندارد. ارزش‌هایی مانند ایمان به خداوند، ارتباط، آزادی، اختیار، تفرّد، مسئوولیت، کرامت و عشق در بین آن‌ها دارای اهمیّت می‌باشد. درباره انسان ملاصدرا می‌گوید: مقام انسان فراتر از مقام سایر موجودات، حتّی ملائکه است (اشرف مخلوقات بودن). هر چند صدرا معتقد به وحدت نفس و جسم است . جسم را مرتبه نازله نفس می‌داند ولی در نهایت به ثنویّت اعلی و ادنی درباره نفس می‌رسد. صدرا هویّت انسان را پسینی نه پیشینی می‌داند و معتقد است انسان خود باید سرنوشت خویش را بسازد. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند، تنها انسان است که از وجود برخوردار می‌باشد و باید تلاش کند که هستی دار گردد. انسان نباید خود را در این دنیا به امور بی فایده مشغول سازد. انسان باید از مرحله داشتن به بودن برسد. و در این راه ارتباط با دیگران در جهت هستی دار شدن از اهمیّت بیشتر برخوردار است. آنها معتقدند انسان‌ها در این جهان با وضعیت‌هایی روبه‌رو هستند و گریزی از آنها نیست، زلزله، سیل، مرگ، و... در مورد مرگ اعتقاد دارند که با مرگ افق تازه‌ای به روی انسان گشوده می‌شود و انسان فنا ناپذیر است.
انسان شناسی به روایت قدیس پولس
نویسنده:
محمد مهدی ملک زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در الاهیات مسیحی به انسان شناسی توجه جدی شده، در پنج قرن اول مسیحی انسان شناسی یکی از موضوعاتی است کمه باعث ایجادبحث و نزاع های الهیاتی شدید شده است. در مسیحیت دو نوع انسان شناسی مطرح است. انسان شناسی بر مبنای اناجیل همنوا و انسان شناسی بر اساس تعالیم پولس و انجیل یوحنا و نامه های او. ما در این پژوهش مبحث انسان شناسی بر اساس تعالیم پولس و قدیس و با بهره گیری از منبع کتابخانه ای و روش توصیفی و بعضاً تحلیلی، را مورد مطالعه قرار داده ایم. در اندیشه پولس انسان جایگاه ویژه ای دارد. پولس معتقد است که انسان وارث گناه آدم ابوالبشر ( گناه اساسی) است. آن گناه باعث شد که ذات انسان گناهکار و پلید و او گناه عبد و برده خدا شده و ملزم به اجرای قوانین شریعت شود و برای کفاره ی آن عیسی مسیح فرزند خدا به صورت انسان تجسد یافته ( دارای جسم شود) نهایتاً بر بالای صلیب رود . بقیه ی ابنای بشر با ایمان آوردن به مسیح هم می توانند نجات یافته و از انجام قوانین شریعت معاف گردند. ایمان دار مانند فردی است که طبیعت کهنه و خلقت قدیم را ترک نمودند و خلقت جدید و تازه ای یافته است.
بررسی تطبیقی آرای تربیت اخلاقی مطهری و نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس
نویسنده:
حسن‎آقا یوسفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اخلاق از مسائل مهم در زندگی بشر است. همه فلاسفه و مربیان از گذشته تا به امروز به مسئله اخلاق به عنوان یکی از مسائل اساسی بشر پرداخته اند و هر یک در نظریه های خود به تعبیر و تفسیر اخلاق، رابطه اخلاق با زندگی بشر، وجدان اخلاقی و یا مطلق و نسبی بودن قضایای اخلاقی اشاره کرده اند.در تحقیق حاضر موضوع تربیت اخلاقی از دیدگاه دو متفکر نامدار، مرتضی مطهری و یورگن هابرماس بررسی می شود. در یک دیدگاه نظریه ای از اخلاق تبین شده است که اخلاق را با دین و وجدان درونی انسان ها عجین شده می داند. مطهری به عنوان اندیشمند مسلمان برای اخلاق چنین نظریه ای ارائه کرده است. بر طبق این دیدگاه انسان ها از هویتی برخور دارند که خداوند در درون آنها از روح خود دمیده است و در مفهوم اخلاق نوعی قداست وجود دارد.چنین نظریه ای در باره اخلاق، بعضی دلالت ها را برای تربیت اخلاقی به دنبال دارد که بیشتر تبیین کننده رویکرد اخلاق و تربیت اسلامی با اهداف، اصول و تنظیم محتوای آموزشی اسلامی است. اما با این حال، عدم توجه به اخلاق خادم، عادات فعلی، و مونولوگ بودن بعضی از دیدگاه های وی، از جمله انتقادات وارد بر آراء تربیت اخلاقی مطهری است.در دیدگاه دوم نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس فیلسوف معاصر نئومارکسیسم همراه با دلالت های آن در تربیت اخلاقی و چگونگی کاربست این نظریه در تعلیم و تربیت، بررسی می شود. بر خلاف نظریه مطهری، هابرماس اخلاق را فاقد بنیاد دینی و متافیزیک می داند. به نظر هابرماس، اخلاقیات ریشه در شناخت، گفتمان و در نهایت اجماع انسان ها دارد نه در فطرت آنها. از نظر وی دستورات الهی اعمال اخلاقی ما انسان ها را هدایت نمی کند. بلکه آنها بر اساس زیست جهان با استدلال و تفاهم افراد به وجود می آیند. چنین دیدگاهی اهداف و اصول خاصی را جهت کاربست تربیت اخلاقی ارائه می دهد که از جمله تدارک برنامه های درسی متنوع و قابل انعطاف در برنامه ریزی تربیت اخلاقی است. دیدگاه هابرماس از سوی اندیشمندان مختلف به خصوص پست مدرن ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. عدم تعریف عدالت، نبود اختیار در انسان و هم رتبه بودن معلم و دانش آموز از جمله انتقادهای وارد بر نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس است.از آنجاکه مطهری و هابرماس هر دو از اندیشمندان معاصر محسوب می‌شوند که، مکاتب سرمایه‌داری و مارکسیسم را مورد مطالعه و نقد قرارداده‌‌اند. و علاوه بر آن دیدگاه‌های مختلف فرق اسلامی از طریق مطهری و دیدگاه‌های اندیشمندان نسل اول مکتب فرانکفورت بوسیله هابرماس مورد تجزیه و تحلیل و بازسازی قرار گرفته است، فلذا هر دو شخصیت منتقد به حساب می آیند و در مقوله های مانند عدالت و آزادی و اکتسابی بودن اخلاق مشابهت های وجود دارد.جهت وصول به اهداف تحقیق؛ مبانی فلسفی، اخلاقی، رویکردها، اصول، اهداف، تشابهات و تفاوت‌ دیدگاه‌های دو اندیشمند فوق در تربیت اخلاقی و چگونگی کار بست این دیدگاه ها در تعلیم و تربیت، به روش پژوش تحلیلی که به طریق کتابخانه‌ای با استفاده از فیش برداری از اسناد اصلی، مدارک و منابع گردآوری گردیده است، پس از تجزیه و تحلیل، نتیجه‌گیری به عمل آمده است. تحقیق در پایان با ارائه پیشنهادات و طرح محدودیت‌های پژوهش به پایان رسیده است.
لوازم انسان شناسی ملاصدرا در باب عام گرایی و خاص گرایی اخلاقی
نویسنده:
صحرا پیغامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در انسان شناسی ملاصدرا، انسان ها بر حسب فطرت هیولانی- ترکیب جسم از ماده و صورت- یک نوع واحدند و همه انسان ها در این مورد، مشترکند، اما همین انسان ها بر حسب ملکات و کمالات نفسانی، به انواع گوناگون شیطانی، انسانی، حیوانی و فرشته تقسیم می شوند. در کنار موجودات دیگر که دارای وجودی ثابت هستند، انسان دارای وجودی است که دائماً در حال ترقی و تحول از وجودی به وجود دیگر است و در نهایت امر، سعادتی نصیب انسان می شود که این سعادت در حد و مرتبه وجود خود این انسان و اعمالش است و فرد بسته به این که تا چه حد مراتب کمال را طی کرده باشد، چه اعمالی را انجام داده باشد و چه کمالات و فضایلی را کسب کرده باشد، در یکی از گروه های شیطانی، انسانی، حیوانی و فرشته قرار می گیرد. بر این اساس انسان شناسی ملاصدرا را در ارتباط با عام گرایی معتدل در اخلاق می دانیم. ملاصدرا را عام گرا می دانیم، زیرا وی با توجه به این که ساختار وجودی انسان ها شبیه به هم است، برای آن ها اصول و احکام اخلاقی عامی را به کار می برد. او را عام گرای معتدل می نامیم، زیرا اصول و احکام اخلاقی عامی را که وی به کار می برد، عام به معنای کلی که شامل همه انسان ها شود، نیست، بلکه عام به معنای ویژه است. یعنی این احکام نه آنقدر عام است که شامل همه انسان ها شود و همه آن ها را در یک سطح قرار دهد، و نه آنقدر خاص است که فقط شامل گروه خاصی از انسان ها شود، بلکه وی با تقسیم انسان ها به مراتب مختلف، برای هر کدام از آن ها، احکام اخلاقی مخصوص آن مرتبه و گروه را قرار داده است. پس هر انسانی با توجه با این که در کدام یک از مراتب شیطانی، انسانی، حیوانی و فرشته است، احکام اخلاقی مخصوص آن مرتبه را دارد و سعادتی در حد و مرتبه آن گروه نصیب انسان می شود و چنین تقسیمی، اعتدال و میانه رو بودن ملاصدرا را در مورد اصول و احکام اخلاقی نشان می دهد. همچنین قائل شدن به چنین تقسیمی در انسان شناسی ملاصدرا، نشان می دهد که نظام های اخلاقی متفاوتی برای هدایت اخلاقی آدمیان وجود دارد و هر کدام از انسان ها بسته به این که در کدام یک از این مراتب باشند، دارای چهار چوب اخلاقی خاص هستند.
بررسی جهان بینی و اندیشه های عرفانی عین القضاه همدانی
نویسنده:
علی یوسفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کار اصلی این رساله بررسی جهان بینی و اندیشه های عرفانی عین القضاه همدانی است . آرای او درباره ی عشق، خدا، ابلیس، انسان، قرآن ، سلوک الی الله، سالک و شرط های او، پیر، مرید، ارادت و آخرت، اختیار، ایمان، بهشت، حلول ، .... و نبوت بررسی شده است . در فصل عشق به موضوع هایی چون ماهیت عشق، گونه ها و درجات عشق ، ویژگی های عشق ، عقل و عشق، علم و عشق، روح و عشق ، فراق و وصال، نشانه های عشق، عشق و ملامت ، عاشق و معشوق پرداخته شده است . در برخی موارد مشابهت های نظر عین القضاهبا دیگر عرفا و شاعران مخصوصا مولوی و حافظ بیان شده است . در فصل خدا به مسائلی از قبیل رابطه ی ذات و صفات خدا، رویت خدا و راه شناخت واقعی خدا و .... پرداخته شده است . و در موضوع ابلیس به سابقه ی ابلیس ستایی در قبل از عین القضاه و پس از او نیز پرداخته ایم . بیشترین قسمت از مطالب فصل انسان درباره ی ذات و حقیقت انسان و مراتب انسانی است . اعتقاد عین القضاه به قدم قرآن در فصل قرآن بررسی شده است ، از مطالب جالب توجه این فصل نظر قاضی درباره ی حروف مقطعه قرآن است . در بقیه ی فصل ها نیز سعی شده است نکات برجسته ی اندیشه ی او بررسی و بیان شود . مثلا در موضوع آخر به بررسی اعتقاد او به معاد روحانی پرداخته ایم و در موضوع نبوت نشان داده ایم که او معتقد به برتری ولایت بر نبوت است . سه فصل سلوک الی الله ، سالک و شرط های او، پیر، مرید و ارادت بیان کننده اندیشه های او در مسائل عرفان عملی است . نکته برجسته در فصل سلوک الی الله مساله اسقاط تکلیف از دیدگاه عین القضاهاست . تقسیم سالکان به دو دسته طالبان و مطلوبان در فصل سالک و شرط های او بررسی شده است . در فصل پیر، مرید و ارادتنظر قاضی درباره ی ضرورت پیر و آداب مرید، مفهوم ارادت و خاصیت آن بررسی و بیان شده است.
انسان شناسی ملاصدرا با توجه به حرکت جوهری
نویسنده:
معصومه عسکری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
شرک؛ زمینه های پیدایش، راهکارهای زدایش
نویسنده:
منیره فرقانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
زبان خامه ندارد سر بیان فراق وگرنه شرح دهم با تو داستان فراقشرک این خطای هجران آفرین، انسان را از اعلی علیین به ادنی مراتب هبوط می‌دهد. آشفتگی و اسارت، پراکندگی و افتراقِ آدمیان، همه از سر شرکی است که (پنهان و آشکار) بدان دچارند.آتش این هجران و خسران چنان سوزان است که پیش گیری از ابتلای بدان بسی نیکو، و چاره جویی برای مبتلایان بسی لازم و ضروری است. پس با تأسی به آیات قرآن کریم که بهترین راهنمای شرک زدایی و اقامۀ توحید است زمینه ‌ها و بسترهای شرک را بررسی نموده، آن را بر چهار قسم یافته‌ایم؛ برخی از آیات، طبع کفران پیشۀ انسان را زمینه ساز شرک معرفی نموده است. برخی دیگر، معرِّف زمینه‌های اعتقادی و مبانی نظری شرک است که آسیب های عقل نظری راتبیین می‌کند. گروه دیگری از آيات معرِّف زمینه‌های رفتاری شرک است و آسیب های عقل عملی را متذکر می‌شود. و سرانجام آیاتی که بر زمینه‌های ارتباطی و اجتماعی شرک تأکید دارند که ناظر بر ارتباطات جنی و انسی است.از سوی دیگر تعمق در برخی از آیات، رابطه و تعامل این چهار زمینه را می‌نمایاند. به طوریکه تأثیر زمینه‌های انسان شناختی را بر زمینه‌های اعتقادی، زمینه‌های رفتاری و زمینه‌های ارتباطی شرک به رخ می‌کشد. و به همین گونه تأثیرگذاری سایر زمینه‌ها بر یکدیگر را بیان می‌دارد. بر اساس این شواهد قرآنی و تحلیل های عقلی و ضمنی آن می‌توان گفت این زمینه‌ها با هم تعامل دارند و بر یکدیگر دامن می‌زنند. این در واقع همان تعامل میان ولایت، طبع، عقیده و عمل است.تعقل و توجه به تأثیر متقابل عقیده و عمل، و مناسبات خارجی ناشی از آن، نگرشی نو را در جهت شرک زدایی فراهممی‌کند. این شرک زدایی مبنی بر آسیب شناسی دو نوع تعامل است: یکی تعاملات عقل نظری و عقل عملی، و دیگری تعاملات ولایت، عقل نظری و عقل عملی است. روایات متعددی مؤید است که با اصلاح اساسی آسیب های ارتباطی سایر زمینه‌ها در ره توحید سامان می‌یابد. اصلاح اساسی آسیب های ارتباطی چیزی نیست مگر تحقق و تداوم یافتن حکومت بر حق حضرت بقیة الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین له الفداء) که در آن مردم و والی حق یکدیگر را ادا نموده تا حق پروردگار که همان اقامۀ عدل است ادا شود.
مقایسه مبانی نظری معنی درمانی فرانکل با دیدگاه شهید مطهری
نویسنده:
ایمان نظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تحقیق حاضر با هدف مقایسه مبانی نظری معنی درمانی فرانکل با دیدگاه شهید مطهری صورت گرفته است. در این تحقیق از شیوه تحلیل محتوا برای بررسی اهداف و سوالات اصلی پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. منابع استفاده شده در پژوهش مربوط می شود به همه آثار فرانکل که به فارسی ترجمه شده است و کتابهایی که در زمینه معنی درمانی و نظریات مشاوره که به نگارش یا ترجمه درآمده است و همچنین نمونهکتابهای شهید مطهری که در آنها مباحث مربوط به انسانشناسی و هستی شناسی و فلسفه مطرح شده است. در این پژوهش ابتدا نظریه معنی درمانی فرانکل و مبانی فلسفی آن و مفاهیم کلیدی نظریه مطرح شده و بعداً از آن، دیدگاه شهید مطهری و مبانی انسان شناسی و هستی شناسی آن و کاربرد این مبانی در مشاوره مورد بررسی قرار گرفته است که نتایج نشان داد که مفهوم هستی و ماهیت انسان، اراده معطوف به معنا و معنا جویی انسان، آزادی اراده و محدودیت های آزادی انسان و معنا و هدف زندگی انسان از جمله مبانی هستی شناسی و انسانشناسی دیدگاههای فرانکل و مطهری می باشند.همچنین بین دیدگاه معنی درمانی فرانکل و شهید مطهری مفاهیم مشترک از جمله : ماهیت وجودی انسان، آزادی، مسئولیت و تکلیف پذیری، معنا جویی، هدفمندی، خودآگاهی، خلاء معنوی و وجودی، معنای عشق و کار و تلاش وجود دارد.واز مبانی انسان شناسی و هستی شناسی دیدگاه شهید مطهری می توان نظریه علمی را استخراج کرد که در روانشناسی و مشاوره از آن استفاده برد.
نیازهای معنوی انسان در قرآن
نویسنده:
شهربانو عباس زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کل نظام خلقت، براساس نیاز و احتیاج به‌‌وجود آمده استو از طرف دیگر انسان به عنوان یک مخلوق در این نظام، موجودی نیازمند است. به لحاظ دو مبدأ در آفرینش انسان، دو گرایش هماهنگ با دو مبدأ نیز در درونش نهاده شده است. 1- مبدأ ملکوتى انسان گرایش به اصل خود یعنى عالم ملکوت دارد؛ لذا کشش‌هاى فطرى انسان همواره به سوى خدا بوده و خواسته‏هاى بى‏نهایت فطرت انسان به سوى شناخت و پیوند با اصل خویشتن است‏. انسان از این بعد به شناخت و پرستش خدا مفطور شده است. 2- در مقابل بعد ملکوتی، بعد طبیعى وجود دارد که گرایش به اصل خود یعنى عالم ملک و عالم ماده دارد؛ همان‌طور که فطرت گرایش به ملکوت دارد، طبیعت انسان گرایش به فجور دارد و انسان به هر دو گرایش وجودى خویش آگاه است. انسان در وجود خود دوگونه نیاز دارد: نیازهای مادی از قبیل نیاز به نان، آب، مسکن و...، و همچنین نیازهای معنوی از قبیل نیاز به پرستش، عبادات، محبت و اموری از این قبیل. هر دوی این نیازها در همه‌ی انسان‌ها وجود دارد. نیازهای مادی، نیازهایی موقت هستند و نیازهای معنوی، نیازهایی هستند که به طور کلی به سه بخش معرفتی(شناختی)، اعتقادی و اخلاقی تقسیم می‌شود و انسان را در جهت رسیدن به یک زندگی آرام و الهی راهنمایی و شخصیت فرد را تشکیل می‌دهند و همچنین هدف نهایی برآوردن آن نیازها رسیدن به قرب الهی و کمال است، مثلا «ذکر و یاد خدا» به عنوان یک نیاز معنوی محسوب می‌شود که باعث آرامش روحی و روانی انسان می‌شود.عبادت نیز به عنوان یک نیاز معنوی مطرح می‌شود؛ خداوند متعال همه موجودات را برای عبادت کردن آفریده است. از آیات و روایات مختلف نیز این برداشت می‌شود که نیازهای معنوی به اموری گفته می‌شود که انسان را در جهت زندگی بهتر و رسیدن به کمال هدایت می‌کند. هدف این پژوهش، بررسی اهمیت انسان‌شناسی، ویژگی‌های انسان، انواع نیازهای معنوی و آثار آن در زندگی است.کلیدواژه‌ها: معنویت، ماهیت انسان, نیازهای معنوی، آثار معنویت، روانشناسی
  • تعداد رکورد ها : 1405