جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مرگ در اندیشه ی کی یر که گور
نویسنده:
محمد مهدوی نسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی شرور از دیدگاه حکمت متعالیه
نویسنده:
صغری باباپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مساله شر که قرنهاست ذهن متفکران زیادی را به خود مشغول داشته در این دوران نیز یکی از مسائل بسیار مهم و بحث انگیز است. نویسنده این رساله نیز در حد بضاعت خود به بررسی بخشی از این مساله مهم پرداخته است. بحث و کنکاش در این مساله با سوالی تحت عنوان چرا در عالم شر وجود دارد؟ شروع شده و در پی آن به بررسی پرسشهای جزئی تری در این باره پرداخته است؛ بررسی این مطلب با تقسیم شدن موضوع به مساله تصادم شرور با چهار اصل مهم یعنی توحید، حکمت الهی، عدل الهی و نظام احسن. تحت عناوین شرور و توحید در خالقیت، شرور و حکمت خداوند، شرور و عدل الهی، شرور و نظام احسن آغاز شده و در هر مساله ای ضمن بررسی مطلب به بیان پاسخهای آن براساس حکمت متعالیه پرداخته شده است. شایان توجه است که صدرالمتالهین این مباحث را بطور منظم و با سیری منطقی در آثار خویش مطرح نفرموده و اگر حسنی در این تبویب و تنظیم هست حاصل تلاش نگارنده است.
خیال و عقل در حکمت متعالیه صدرالمتالهین و تاثیر مبانی عرفان نظری ابن‌عربی در آن
نویسنده:
بهزاد مرتضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دو اصطلاح خیال و عقل، در عرفان ابن عربی و فلسفه ملاصدرا از دو جهت مورد مطالعه قرار می‌گیرند. یکی از جهت هستی‌شناسی و دیگر از جهت معرفت‌شناسی در نظام هستی‌شناسی عرفانی بر کل ما سوی الله خیال اطلاق می‌شود و تنها یک وجود حقیقی تحقق دارد و ما سوای اوظل و تجلی آن وجود واحد است . در فلسفه ملاصدرا عوالم وجود به عالم طبیعت ، مثال یا خیال و عالم عقل تقسیم می‌شود عالم خیال حد واسط بین عالم عقل و عالم طبیعت است که هر یک از این عوامل ناظر به یکی از مراتب حسی، خیالی و عقلی نفس انسانی می‌باشند. بدین معنا که در حکمت متعالیه مراتب نقس مطابق و متناظر با یکی از عوالم سه گانه هستی است و هر یک از ادراکات حسی و خیالی و عقلی مرتبط و ناشی از یکی از عوالم وجود است ، ادراکات حسی مطابق با عین حسی خارجی و حکایت از آن دارد. در ادراک خیالی دو حالت است که یکی از ادراکات خیالی متصل که ادامه ادراک حسی است منتها با حذف بعضی از ویژگیهای ادراک حسی، که این هم مربوط به عالم طبیعت و ماده می‌شود. در ادراکات مثالی که نفس با خیال منفصل متحد و مرتبط می‌شود این واقعیت خیال منفصل است که نفس با حرکت جوهری همسطح خیال منفصل و با آن متحد می‌شود. از بعد معرفت‌شناسی خیال و عقل به عنوان دو مرتبه از مراتب ادراکی نفس موضوع "نفس‌شناسی" فلسفی است . البته نفس‌شناسی فلسفی با معرفت‌شناسی فلسفی تفاوت می‌کند. در نفس‌شناسی، نفس به عنوان صورت و کمال بدن و مبدا ادراک و تحریک مورد بررسی قرار می‌گیرد، تجرد، مراتب و قوای آن مورد تحلیل قرار می‌گیرد. ولیکن در معرفت‌شناسی فلسفی بحث از چگونگی تطابق عین و ذهن و چگونگی دلالت مفاهیم ذهنی بر مصادیق خارجی و ملاک صحت و سقم یک معرفت است و اینکه در هنگام معرفت چه اتفاقی می‌افتد آیا صور مادی به ذهن منتقل می‌شوند، یا مماثل آنها در ذهن خلق می‌شوند؟ یا در ذهن حلول می‌کنند؟ به هر حال ملاک علم و معرفت چیست ؟ حضور مجرد نزد مجرد است یا اتحاد عالم بامعلوم. ملاصدرا در تحلیل و تحقیق نفس‌شناسی بخش اعظم ابتکاراتی همچون اصالت وجود، اصل علیت ، حرکت جوهری و ... را به کار می‌گیرد. تجرد مراتب سه‌گانه حس ، خیال و عقلی، از جمله همین ابتکارات است ، وی تحت تاثیر آرای ابن‌عربی بر این باور است که رابطه نفس با صورتهای خیالی و عقلی رابطه ذی‌شان و شان است و نفس یک نحو اتحاد خاص با صور علمی دارد، و این صور محصول خلاقیت نفس‌اند، بدین معنا که نفس در هر مرتبه‌ای از تجرد، قادر به خلق صوری مماثل صور اشیا می‌باشد و راز علم در همین خلاقیت نفس قرار دارد و تنها با اعتقاد به این خلاقیت است که معضلات معرفت‌شناسی قابل حل می‌باشند.
نقد و بررسی دیدگاههای روانشناختی و جامعه شناختی در باب ماهیت و منشا دین
نویسنده:
زهرا بهزاد مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصولا روانشناختی دین، با دیدگاه فروید و تحلیل خاص وی از دین آغاز می شود . او با کشف ضمیر ناخودآگاه ، دین را نتیجه ناخوشی روانی و نیز زاده توهم قلمداد کرد. و اما پس از فروید، یونگ در همین زمینه تحقیقات فراوانی انجام داد و به این نتیجه رسید که دین علی رغم اندیشه های فروید توهم نیست بلکه معرفت حالت وجدانی است. به نظر او وجود خدا مترادف است با تجربه خدا. فصل جامعه شناختی این رساله با لودویگ فویرباخ شروع شده است. وی انسان شناسی را از اصلی خداشناسی می داند. در فلسفه فویرباخ انسان از خودبیگانه شده و جانشین خدا می شود. بعد از فویرباخ ، کارل مارکس و نظریاتش مورد بررسی قرار گرفته است. وی معتقد بوده که دین بعد از مالکیت و بعد از تقسیم جامعه از دو گروه استثمارگر و استثمارشده بوجود آمده است. بنابراین دین را طبقه حاکمه برای حفظ امتیازات خودش وضع کرده است. و اما امیل دورکیم ، معتقد است دین نه توهم است و نه امری ساختگی بلکه دین همان جامعه است. دین، مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مربوط به امور مقدس و نیز باز نمود متعالی قدرتهای جامعه است. امیل دورکیم در جامعه شناسی دین تاثیر به سزایی داشته است.
تحلیل نسبت  و استدلالهای مبتنی بر آن از دیدگاه ابن‌سینا و قطب‌الدین رازی
نویسنده:
علی اصغر جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سرآغاز نظریه نسبمولود توجهی بود که منطقدانان به مصادیق و افراد کلی ابزار داشته‌اند.و از اینجا میتوان فهمید که نخستین هدفآنها پایه‌ریزی منطق مجموعه‌ها بود، به همین دلیل آنان در پی یافتن یکزبان موضوعی بودند که هر قضیه‌ای در آن زبان، بیانگر نسبتی باشد.مفهوم ارسطویی حاصل تحلیل زبان طبیعی بود، ولی سبکابتکاری منطق‌دانان مسلمان - تحتعنوان نظریه نسب- نسبتهای بین حدود را با روشی کاملا نوین دسته‌بندی میکرد.موفقیتو بالندگی این نظریه تا حدی پیشرفتکه اصطلاحاتنوین آن ، گوی سبقترا از تعبیرهای منطق ارسطویی ربوده و در بحثقضایا جایگزین آنها شد.این زبان جدید بخاطر رهایی از قیود زبان طبیعی از دقتو شمول بیشتری نسبتبه سبکیونانی برخوردار شد.منطق‌دانان به دلیل عدم توجه به تمایز بین قضایای متضمن نسبت(Relation) و گزاره‌های متضمن مفاهیم (Concept)، در تبیین و تحلیل منطق ارسطویی دچار ناسازگاری بنیادین شده‌اند، لذا قواعد نسبتعملا بخشی از منطق ارسطویی نیست .مشکل عمده‌ای که در منطق ارسطویی در رابطه با عدم پرداختن به قیاسغیر متعارف- به عنوان قیاسمبتنی بر گزاره‌های متضمن نسبت- وجود دارد، طرح ارسطو در مورد فرم و شکل قضیه و منحصر کردن آن بصورتموضوع، محمول، رابط است .بدون تردید هیچ بحثمدونی به نام منطق نسبنزد منطق‌دانان پیرو ارسطو وجود ندارد تا بتوان با روی آوردی مستقیم به شکار آراء و نظریاتآنها در این باره پرداخت ، بلکه بایستی در جستجوی مباحثی بود که به نحوی مستقیم و غیر مستقیم به این بحثمربوط است ، اعم از مباحثی که به منزله بستر منطق نسبنزد قدما مطرح استو با مباحثی که از حیثمفهوم سازی با نسبتو مفاهیم کلیدی آن در ارتباط استو یا از قواعد استنتاجی استکه به حوزه منطق نسبتعلق دارد.
حسن و قبح در فلسفه اخلاق جی. ای. مور. و محقق طوسی(ره)
نویسنده:
محمدحسین موسوی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از دیرباز حسن و قبح دو عنوانی بودند که در علومی مانند: فلسفه، کلام و اصول مورد بررسی قرار می‌گرفتند. امروزه با طرح مباحث جدید، فلسفه اخلاق نگاه جدیدی به این دو عنوان دارد. از آنجا که دو عنوان مذکور در حوزه غربی و اسلامی مطرح است ، بحث تطبیقی این مساله مفید واقع خواهد شد. جی. ای. مور انگلیسی و محقق طوسی(ره) موضوع حسن و قبح را در فلسفه خود بررسی نموده‌اند و این پایان نامه به تطبیق آراءآنها می‌پردازد. دو عنوان مذکور در محورهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و منطقی قابل تطبیق است .
آرا کلامی عبدالرزاق لاهیجی و مقایسه آن با نظرات قوشچی
نویسنده:
داود حیدری ابهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
حکیم عبدالرزاق لاهیجی از استادان و محققان بزرگ کلام و حکمت قرن یازدهم هجری است، تحقیقات کلامی این دانشمند فرزانه به دلیل برخورداری وی از حکمت و عرفان از عمق ویژه ای برخوردار است. این رساله درصدد بررسی و تبیین برخی از دیدگاههای بدیع حکیم لاهیجی است که در پنج فصل تنظیم شده است. در فصل اول ابتدا زندگی نامه، استادان، شاگردان و فرزندان وی مورد بحث قرار می گیرد. سپس به بررسی آثار و تالیفات وی پرداخته و کتابهایی که قطعا از آثار لاهیجی است و نیز کتابهایی که منسوب به وی است شناسایی می شود در بخش پایانی با مبانی فکری و سلوک علمی و عملی لاهیجی آشنا می شویم.این حکیم عالیقدر علاوه بر برخورداری از توان فکری شگرف در تجزیه و تحلیل آرا و اندیشه ها، در تهذیب نفس و طهارت باطن نیز کوشا بوده است. حکیم لاهیجی سعی فراوان در معرفی بی پیرایه دین داشته است و گروهی را که حقیقت دین را به فراموشی سپرده و آن را ابزاری برای ارضای تمایلات دنیوی خویش قرار داده اند سخت نکوهش می کند. در فصل دوم نظرات لاهیجی در مورد علم کلام و روش تحصیل معرفت بحث می شود. لاهیجی به شدت روش متکلمان اشعری و معتزله را به دلیل تکیه اشان بر مسلمات و مشهورات مورد انتقاد قرار می دهد و راه تحصیل معرفت را حکمت می داند که براساس اندیشه و استدلالبرهانی شکل گرفته است. وی بر آن است که روش قدمای متکلمان شیعه به دلیل تکیه بر کلام معصوم از حیث یقینی بودن همسنگ حکمت است. از نظر لاهیجی غایت انسان، رسیدن به خداست و این هدف با پیمودن راه ظاهر و راه باطن امکان پذیر است. در طریق ظاهر انسان با بکارگیری استدلال و نظر، حقیقت را شناسایی می کند و در طریق باطن با تهذیب نفس و تزکیه باطن به حقیقت نزدیک و واصل می گردد. راه ظاهر همان راه متکلمان و حکما مشا است و راه باطن مختص عرفا و حکمای اشراق می باشد. در فصل سوم مساله حدوث و قدم بررسی شده است، لاهیجی از یک سو ملاک نیاز معلول به علت را امکان می داند و از سوی دیگر معتقد است عالم حادث زمانی است به این معنا که عالم از جانب گذشته متناهی است، و عدم سابق بر عالم عدم واقعی است، اما زمانی نیست. از نظر وی ادله متکلمان بر حدوث زمانی عالم - به معنای وجود زمانی که عالم در آن زمان نبوده - ناتمام است و ادله حکما نیز توان اثبات قدم عالم را ندارد. در فصل چهارم به این مساله پرداخته شده است که آیا صفات حق تعالی زائد بر ذات است یا عین ذات، لاهیجی ضمن تحلیل معنای صفت رای اشاعره را نقد می نماید، از نظر وی تفاوتی بین حکما و متکلمان امامیه و معتزله در این مورد وجود ندارد.در فصل پنجم آرا دانشمندان پیرامون حسن و قبح عقلی بررسی شده است. نزاع در این مساله از نظر لاهیجی هم در مقام تحقق خارجی این اوصاف است و هم در مقام کشف و درک آنها. در هر دو مقام، اشاعره برخلاف معتزله معتقد به شرعی بودن حسن و قبح هستند، لاهیجی ضمن اثبات عقلی بودن حسن و قبح، معتقد است برخی از قضایای مشتمل بر حسن و قبح یقینی و بدیهی است و این با مشهوره دانستن آنها از سوی حکما منافاتی ندارد، زیرا یک قضیه می تواند از یک جهت از یقینیات باشد و از جهت دیگر جز مشهورات. اینکه قضایای مشتمل بر حسن و قبح اینجنین است از ابتکارات لاهیجی محسوب می شود.
تحلیل انتقادی دی آرائ فلسفی ابوالبرکات بغدادی در کتاب المعتبر
نویسنده:
محمدرضا زمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابوالبراکات بغدادی (560 - 470 هق) یکی از منتقدین فلسفه ابن سینا محسوب می شود. او که در فلسفه و طب، سرآمد دوران است. دارای تلیفات متعددی است که مهمترین آنها کتاب ((المعتبر)) است. از نظر ابوالبرکات، هیولای اولی همان معنای جسمیت است و وجود مستقل ندارد. او مکان و خلا را جسمی می داند که دارای ابعاد سه گانه (طول، عرض، عمق) اند. او زمان را امری ما بعدالطبیعی دانسته و آن را به مقدار وجود تعریف می کند که توسط معرفت اولی قابل درک است و جوهریت مستقل زمان را دلیل قدمت و عدم تناهی آن می داند. او علت را از مصادیق فاعل دانسته و در بحث حدوث و قدم عالم، شیوه متکلمان را پیموده است. علم از نظر ابوالبرکات، از مقوله اضافه است، نه صورت منطبع در ذهن.ابوالبرکات، تعریف ارسطوئی و سینوی ((نفس)) را نمی پذیرد. او نفس را قوه ای حال در بدن می داند که بوسیله آن، افعال خود را با شعور و معرفت انجام می دهد. از نظر او وجود نفس، وجودی بدیهی است که توسط ((معرفت اولیه)) یا ((معرفت بدون تمییز)) درک می شود. ابوالبرکات، نورالانوار را به خداوند اطلاق نموده است و وحدانیت و بساط خداوند را مرهون واجب الوجود بودن او می داند. از نظر او، تمام موجوادت - اعم از جزییات یا کلیات - مشمول علم باری تعالی می باشند. بنابر اعتقاد ابوالبرکات، خداوند صاحب اراده ای متجدد است که متعلق این ارادهها، جزییات متغیره اند و اراده دائم خداوند نیز موجب استمرار افعال می گردد.ابوالبرکات، وجود عقل فعال مدبر نفوس را نمی پذیرد و تعداد عقول را به اندازه تعداد موجودات ذکر می کند. او همچنین نظریه صدور از دیدگاه مشائیان بر مبنای قاعده الواحد را مردود می داند و به ارائه نظریه جدیدی در این خصوص می پردازد.
مراه الواحده الحقه. تالیف ، ابوطالب‌بن‌ابی‌تراب الحسینی‌الخراسانی‌القائنی
نویسنده:
محمدمهدی دیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کتاب مراه الوحده الحقه که یک دوره مختصر از حکمت نظری (الهیات) و حکمت علمی (اخلاق) به زبان فارسی است اثر حکیم عالیمقدار، مرجع عالیقدر و فقیه عالیمقام ابوطالب‌بن‌ابی‌تراب حسینی‌قائنی‌خراسانی فیلسوف قرن سیزدهم است که در سال 1293 تحریر یافته است . اگر چه کتب فلسفی به زبان عربی در زمینه موضوعات مختلف فلسفه نگاشته شده است لیکن کتاب حاضر از جمله معدود کتبی است که علاوه بر اینکه مختصری از اهم مسائل فلسفه را دارا می‌باشد به زبان فارسی نیز هست . این کتاب شامل یک مقدمه، هشت مرحله و یک خاتمه است که قسم اعظمی از آن را مسائل مربوط به الهیات (بالمعنی الاخص و بالمعنی الاعم) از قبیل اشتراک معنوی وجود، اقسام وجود، ماهیت و اعتبارات آن، مواد ثلاث ، انقسام وجود به عینی و ذهنی، اصالت وجود، مجعولیت وجود، وحدت وجود، وحدانیت حق‌تعالی، حرکت و اقسام آن، حرکت جوهری، حدوث و قدم و ... پرداخته و نیز اهم سجایای اخلاقی را همچون تسلیم، رضاء، توکل، تقوی، صبر، صدق و تجنب از کذب بیان نموده است . مخصوصا آنکه مصنف (ره) مسئله وحدت وجود را به طرزی جالب و بی‌بدیل مورد بررسی قرار داده شبهات ایراد شده بر آن را پاسخ گفته است . یکی از ویژگیهای خاص این کتاب آنست که منصف آن، پس از مانوس و مالوف گردیدن با شریعت مطهره اسلام، پای در قدر حکمت گذارده است و به همین سبب در اثر خویش نشان داده است که مسائل فلسفی با شریعت مطهره اسلام کمال تطابق را دارد. و در هر موضوعی از موضوعات فلسفی شواهدی از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم‌السلام) را در تایید و تحکیم آن موضوع یا موضوعات بیان نموده است و به بیان خویش ، پا از جاده مستقیمه شریعت بیرون نگذارده است . و از سوئی دیگر در برابر تصورات خام و واهی کسانی که فلسفه را در عوض دین مبین اسلام می‌پندارند در مقام پاسخ، مطالبی سودمند و مفید، در خاتمه کتاب ، بیان داشته، و به نحوی جالب و بی‌بدیل حق مطلب را ادا نموده است . این حکیم جلیل‌القدر نه تنها در زمینه فلسفه، که در زمینه بسیاری از علوم اسلامی نیز تالیفاتی دارد گواه بر این مطلب ، کتب متنوع و گوناگون این حکیم متشرع است که در زمینه موضوعات مختلف فقهی، کلامی، اصولی و ... تحریر یافته است که به تفصیل برخی از این کتب را در فصل "زندگینامه این حکیم" ذکر نموده‌ایم.
فلسفه تربیتی کانت
نویسنده:
طیبه ماهروزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کانت را بزرگترین فیلسوف اروپائی پس از ارسطو دانسته‌اند. در حقیقت می‌توان فلسفه او را مبداء تاریخ تفکر جدید دانست . از اواخر قرن هجدهم به بعد در زمینه فلسفه کمتر فیلسوفی است که آراء او به طور مستقیم یا غیرمستقیم متاثر از فلسفه کانت نبوده باشد. کانت محصول عصر روشنگری و مبلغ آن است . شناخت کانت مستلزم آگاهی به تاریخ فکری و فرهنگی اروپاست . از دیرباز یکی از مسائل مهم فلسفه مساله معرفت‌شناسی بوده است . کانت در مساله شناسائی جایگاهی خاص دارد. به نظر او، مابعدالطبیعه با مساله شناسائی آغاز می‌شود و با آن نیز پایان می‌پذیرد. او با تقسیم عقل به عقل نظری و عقل عملی به تفکیک دو حوزه علم و دین پرداخت . به نظر او عقل نظری به شناخت عالم محسوسات و عقل عملی به شناخت عالمی ورای عالم محسوسات می‌پردازد. فلسفه تربیتی کانت از دو جهت حائز اهمیت است : یکی از لحاظ معرفت‌شناسی و دیگری از حیث ارزش‌شناسی و فلسفه اخلاق او. چون کانت فیلسوفی دقیق و ژرف‌اندیش است ، در آراء تربیتی او نیز چنین دقت و عمقی یافت می‌شود. نظریات کانت در زمینه کسب معرفت‌شناسی از تصور او از عقل نظری است ، و تربیت اخلاقی او از عقل عملی یا فلسفه اخلاق او نشات گرفته است . کانت تعلیم و تربیت را در سه دوره - تربیت جسمانی، تربیت ذهنی و تربیت اخلاقی - بررسی کرده است . به نظر او تربیت جسمانی به منظور تربیت ذهنی، یعنی رشد و شکوفائی فکر و اندیشه صورت می‌گیرد و مقصود از تربیت ذهنی نهایتا تربیت اخلاقی است که بالاترین مرتبه تربیت است . آزادی اراده از ارکان تعلیم و تربیت کانت است . وی هدف غائی تعلیم و تربیت را تکون منش آدمی می‌داند که جر در سایه آزادی ممکن نخواهد بود. تربیت عملی هنگامی صورت می‌گیرد که فرد سه دوره مزبور تربیت را طی کرده و وارد مرحله بزرگسالی شده است . کانت در تربیت عملی به تبیین تربیت دینی و تربیت جنسی پرداخته است .