مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 42
بازیابی عقل: الهیات منطق در اوریگن اسکندریه
نویسنده:
Ryan Haecker
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
ترجمه ماشینی : زمانی از منطق و الهیات با هم در یک سخنرانی الهی صحبت می شد که با آن از خدا صحبت می کردیم، حتی همانطور که خدا با ما صحبت می کرد، در یک سخنرانی مقدس. منطق به عنوان شبیه سازی گفتار در استدلال از لوگوس الهی تصور شده بود. با این حال منطق از آن زمان به طور مکرر توسط ارسطو، اوکام و کانت از الهیات جدا شده است، درست به همان اندازه که توسط فلوطین، کوزا و هگل مجدداً متحد شده است. هر جدایی منجر به ساخت پی در پی منطق به اشکال مفصل تر استدلال و استنتاج شده است. اوریگن اسکندریه (فل. 184-253/4 پس از میلاد) اولین تفسیر الهیات مسیحی از منطق را ارائه کرده است. او در آغاز در الهیات سیستماتیک خود درباره اصول اولیه، منطق را شبیه سازی لوگوس تفسیر کرده است که توسط مسیح در و از طریق فرضیه های الهی خدا به عنوان تثلیث ابلاغ شده است. و او در تفاسیر کتاب مقدس خود نشان داده است که چگونه منطق، با شروع به معنای معنوی، عملاً در تمام علوم فلسفی، و عمدتاً از طریق علم عرفانی یا «احماسی» الهیات، «درهم تنیده» است. این «الهیات منطق» راه جدیدی را برای مطالعه موضوع منطق برای الهیات اعلام می کند. از یک سو باید از منطق نظری یا فلسفی که می پرسد قواعد منطق چیست و از سوی دیگر از منطق عملی یا کاربردی که می پرسد چگونه می توان از این قواعد منطق برای نشان دادن استفاده کرد متمایز شد. نتیجه گیری هر علمی بنابراین، با هیچ پیش‌فرض ثابتی مبنی بر ضرورت مطلق منطق شروع می‌شود، بلکه، به‌طور رادیکالی‌تر، سؤال قبلی را درباره دلایل احتمالی اعتقاد ما به حقیقت منطق می‌پرسد.
کاربرد زبان در معرفت دینی از دیدگاه علامه طباطبایی و توماس آکوئیناس
نویسنده:
لیلا روستایی پاتپه ، محمد محمد رضایی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهشهای معاصر در فلسفه دین عمیقا از مسائلی که آفریده ی کاربردهای متمایز زبان دینی می باشد متاثر گردیده است.لذا زبان مقوله ای بسیار مهم وتاثیر گذار در حوزه معرفت دینی است.چرا که امروزه در حوزه دین شناسی،پرسش های تازه بسیاری در باب امهات مسایل دینی ،معرفت دینی وزبان پیش روی ما قرار گرفته است.ازجمله اینکه دین چیست وغایت آن کدام است؟آیا کشف وفهم دین ممکن است ؟ودر این راستا چه قواعد وضوابطی باید در نظر گرفت ؟تفکیک سره از ناسره در معرفت دینی چگونه ممکن است؟ مقاله حاضر در پی آن است که چگونگی شناخت گزاره های دینی ومیزان تاثیر پذیری این شناخت از مقوله «زبان»را از نگاه علامه محمد حسین طباطبایی وسن توماس آکوئیناس مورد بررسی قرار دهد.آنچه مد نظر است شناخت آن دسته از مبانی معرفت شناختی که محدوده برداشت های متعدد از متون دینی را مشخص میکند ودستیابی به پاسخهای منطقی ومستند در جهت چگونگی پاسخگویی وشیوه ی انطباق قرآن کریم بر نیازهای متنوع ومتغیر انسانها در عصرهای گوناگون،می باشد.همچنین است بررسی نظریه «تمثیل»بعنوان تفکر مبنایی توماس آکوئیناس که این مبحث با توجه به نظریه خلقت در نزد آکوئیناس معنا می یابد.
صفحات :
از صفحه 79 تا 92
از عقل مسیحی قرون وسطی تا عقل انسانی رنسانس (پژوهشی در نسبت میان ایمان و خرد در اندیشۀ غربی با ابتنای بر آرای سنت آگوستین)
نویسنده:
مینا محمدی وکیل ، حسن بلخاری قهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آغاز فلسفة قرون‌ وسطی عموماً به سنت‌آگوستین بازمی‌گردد، او در آموزة «من گناهکارم، پس هستم» حقیقت و هستی انسان را برای نخستین بار در گرو یک کنش انسانی و غیرالهی تعریف می‌کند. مطالعة سیر اندیشه از عبارت مذکور سنت‌آگوستین تا «من فکر می‌کنم، پس هستم» دکارت، از یک‌سو نشاندهندة چالش طولانی در حل رابطة میان فهم و حقیقت است و از سوی دیگر، ریشه‌های نوگرایی را در برخی آرای قرون‌ وسطایی مشخص می‌کند. در مقالة حاضر با نگاهی به کلیدی‌ترین آرای اندیشمندان قرون‌ وسطی کوشش می‌شود از طریق توضیح نظریة شک آبلار به‌عنوان ابزار دستیابی به حقیقت، تبیینات سن‌فرانسیس در خصوص اینکه حقیقت بیش از آنکه در بالا باشد، در پایین و درون انسان است، همچنین باور به اصالت اراده و اصالت فرد که توسط اکام و اوتریکور طرح گردید و ... چگونگی ظهور عقل انسانی عصر مدرن و روند شکل‌گیری گزارة «من فکر می‌کنم پس هستم» روشن شود. تحقیق به‌صورت تحلیلی ‌ـ توصیفی بوده و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به شیوة استقرایی صورت گرفته است. طبق یافته‌های پژوهش، روشن می‌شود که اساس فلسفة دکارت، به‌عنوان پدر فلسفة مدرن، مقتبس از اندیشة سنت‌آگوستین است؛ به‌عبارت ‌دیگر نه‌تنها قرون وسطی بلکه عصر جدید را نیز باید با سنت‌آگوستین آغاز کرد..
صفحات :
از صفحه 635 تا 659
نسبت عقل و ایمان در رساله جامع علم کلام توماس آکویناس
نویسنده:
مزدک رجبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقاله پیش رو تلاشی است برای توضیح اینکه توماس آکویناس چگونه در رساله جامع علم کلام (Summa Theologiae) با تاسیس و تفکیک کلام طبیعی از کلام مکاشفه ای یا وحیانی بنیانی استوار نه صرفا برای ایمان بلکه اولا برای درک عقلانی ایمان فراهم کرده اگرچه ظاهرا قلمرو ایمان را از حوزه عقل از بیخ و بن متمایز کرده است. چنین فهمی متفاوت است از فهم ژیلسون که از سازگاری و همزیستی میان عقل و ایمان در اندیشه توماس حکایت میکند، زیرا مدعای مقاله بر اولویت عقل در اندیشه توماس تاکید میشود. فهم ژیلسون فلسفه توماس را جاودانی میفهمد و آن را در برابر فلسفه یونان و مهمتر از آن در برابر فلسفه جدید قرار میدهد. مدعای مقاله اینست که عقل شکوفاشده نزد توماس عقلی ازلی و ابدی نیست بلکه فهمی تازه بر بنیان کشف دوباره عقل یونانی البته با رجوع به آراء ارسطو و نیز آثار فیلسوفان مسلمان به ویژه ابن سیناست و تمایز ایمان از عقل و تاسیس کلام طبیعی توسط توماس با تحدید آن عقلانیت بر تعریفی از عقلانیتی تازه استوار است که برای عقل بشری اصالتی بنیادین قائل است و البته آن را محدود و دارای قلمرویی مشخص میداند. چنین اصالتی ذات نهفته جهان جدید میتواند تلقی شود.
صفحات :
از صفحه 1 تا 12
ادراک حسی، تخیل و حافظه در نظام فکری آگوستین
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
آگوستین مانند هر فیلسوف مسیحی دیگری در سده های میانه، اولین و اصلی ترین دغدغه اش نه فلسفه ورزی بلکه دین داری است. روشن است که آنچه در دین اصل است ایمان به خداست نه شناخت نظری او؛ اما برای هر دین داری بایسته است که در پی شناخت نظری نیز برآید تا بتواند از آنچه بدان گرویده، دفاع کند. آگوستین به پیروی از نوافلاطونیان بر آن است که شناخت خداوند از توان بشر بیرون است، اما نظر به اینکه خداوند آدمی را بر صورت خویش آفریده است (سفر تکوین، 1: 26)، بهترین راه برای خداشناسی، شروع از خودشناسی است. اما برای خودشناسی نیز باید از شناخت حسی بیاغازیم و مرتبه به مرتبه به سوی تخیل و حافظه و عقل پیش برویم. آنچه در این مقاله در مدنظر نویسنده بوده، بازنمایاندن جایگاه ادراک حسی، تخیل، حافظه، فراموشی و یادآوری در نظریه معرفت آگوستین است که در این میان، به استفاده آگوستین از افلاطون و نوافلاطونیان نیز پرداخته ایم و کوشیده ایم تا نوآوری های او را در این زمینه ها نیز بازنماییم.
صفحات :
از صفحه 27 تا 52
نقش خدا در نظام معرفت شناسی دکارت و اوگوستینوس
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی ,مریم غازی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
در نظام فلسفی دکارت، خدا نقشی محوری ایفا می کند. برای تضمین اعتبار معرفتی که تامل گر دکارتی به دست می آورد، اثبات وجود خدای غیرفریبکار ضروری است. به عقیده دکارت، وجود چنین خدایی را نه به واسطه حواس- که گاه ما را می فریبد و اعتمادپذیر نیست- بلکه باید به نحو شهودی، یعنی به نحو پیشینی، اثبات کرد. با توجه به این نکته، شیوه روی گردانی اوگوستینوس از حواس برای تامل درباب خدا، راهگشای دکارت در کشف اصول اولیه فلسفه خود، بدون توسل به حواس بود.برای بررسی نقش خدا در کسب معرفت نزد دکارت و اوگوستینوس، باید به این نکته توجه داشت که برای اوگوستینوس، همانند افلاطون، کلیات معقول را اصل و اساس عالم واقع می داند که در پرتو اشراق الهی از آنها آگاه می شویم. در واقع، اوگوستینوس خدا را نوری می داند که بدون او شناخت برای انسان ناممکن است، در حالی که به نظر دکارت، اساس عالم واقع، امور ریاضی یعنی جزئیات معقول است که نه در خدا بلکه در ذهن انسان جای دارد و متعلق شهود قرار می گیرد و نقش خدای غیرفریبکار، جز تضمین اعتبار همین معرفت شهودی نیست. با این حال، دکارت در اثبات وجود این خدای غیرفریبکار از تقسیم بندی مراتب ادراک در نزد اوگوستینوس بهره می برد.در مقاله پیش رو با توجه به همین تقسیم بندی به تفاوت نقش خدا و میزان دخالت فرد در کسب معرفت در نزد این دو متفکر می پردازیم.
صفحات :
از صفحه 95 تا 118
رابطه عقل و دین از دیدگاه ابن رشد و توماس آکویناس
نویسنده:
محمد حجتی نجف آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، معاونت پژوهش حوزه های علمیه ,
چکیده :
---
تأثیر فلسفی ابن رشد بر ابن میمون یهودی در اندلس قرون وسطا
نویسنده:
عباس بخشنده بالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
ابن رشد یکی از فیلسوفان مسلمان است که با ترجمه و توضیح آثار ارسطو و ارتباط میان عقل و دین، تأثیر فراوانی بر اندیشمندان مغرب زمین به ویژه یهودیت گذاشت. یکی از یهودیانی که از ابن رشد متأثر شد، ابن میمون است. در یهودیت، فیلون گام های مقدماتی را در ارتباط عقل و دین در حوزه یهودیت برداشت، ولی بعدها اندیشه های ضدیونانی و عدم تلاش عقلانی برای اثبات مسائل دینی پدید آمد تا اینکه در قرن دوازدهم جریانات اصلی اندیشه اسلامی، مکاتب ارسطویی و نوافلاطونی به طور پیوسته تأثیر عمیقی بر اندیشه یهودیت گذاشت که در اندیشه موسی بن میمون تجلی یافت. یکی از نکات مهمی که در این پژوهش به اثبات می رسد، تمایل ابن رشد و ابن میمون به خردورزی در کنار دین مداری است و نکته مهم دیگر، تأثیر فلسفی ابن رشد بر اندیشه های فلسفی ابن میمون یهودی است. هدف از این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته، واکاوی آراء ابن رشد و ابن میمون در تعامل عقل و دین، و تأثیر اندیشه های ابن رشد بر تفکر فلسفی یهودیت به ویژه ابن میمون است.
صفحات :
از صفحه 95 تا 102
دیدگاه ابن رشد درباره نقش عقل در فهم دین و تأثیر این دیدگاه بر توماس آکویناس
نویسنده:
عباس بخشنده بالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ابوالولید محمدبن احمدبن رشد معروف به ابن‌رشد یکی از معروف ترین مفسران آثار ارسطو در اندلس قرون وسطی می باشد. وی بر خلاف برخی اندیشمندان مسلمان که خردورزی در متون دینی را نادرست می‌دانستند، به دلایلی از آیات و روایات توجه می دهد که نه تنها خردورزی در متون دینی نادرست نیست بلکه از نگاه دین ضروری است. از سویی دیگر، توماس آکویناس در حوزه مسیحیت با ارائه ی مبانی مختلف، به خردورزی در متون دینی خود پرداخته و اندیشمند دینی را کسی می داند که اندیشه و استدلال را در آن متون به کار می گیرد. این مقاله با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی در پی واکاوی دیدگاه هر یک از ابن رشد و آکویناس درباره خردورزی در متون دینی بوده و به این نتیجه می رسد که آکویناس به واسطه ی استادش یعنی آلبرت کبیر از آثار ابن رشد مسلمان استفاده نموده و آن را واسطه ای برای فهم بهتر آثار ارسطو قرار داد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 28
  • تعداد رکورد ها : 42