مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
ایمان و عقل جهان دیگر(فلسفه دین) دین و اخلاق(فلسفه دین) زبان دین (فلسفه دین) صورت دینی زندگی علم و دین (فلسفه دین) کثرت گرایی دینی(فلسفه دین) معرفت دینی مفهوم خداوند
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3201
معرفت‌شناسی دینی پلانتینگا و ادیان جهانی: چشم‌اندازها و مشکلات [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Alvin Plantinga, Erik Daniel Baldwin
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Lexington Books ,
یادداشتی بر کتابِ «درباره تجربه دینی (قدیسه ترزا، ویلیام جیمز، ویلیام آلستون، وین پرادفوت، مایکل مارتین)»
نویسنده:
مریم‌ صانع ‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 58 تا 60
مؤلفه های تدین خودمحور از نظر آیت الله جوادی آملی با تأکید بر تفسیر تسنیم
نویسنده:
فاطمه آهنگروزنا؛ استاد راهنما: عبدالله اصفهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دین الهی، موهبتی ربّانی، آسمانی، مقدس و خطاناپذیر است و مکمل عقل و دانش های بشری بوده و در راستای سعادت دنیوی و اخروی انسان هاست. ارسال وحی الهی از خداوند تا نفس نفیس پیامبران سه مرحله را به ترتیب علمی می پیماید: اول ؛ ابلاغ از خداوند به پیامبران؛ دوم: تحقق وحی در نفس انبیاء و سوم : ابلاغ وحی از پیامبران به مردم. ماهیت و محتوای وحی و دین الهی در هر سه مرحله مصون از خطا و لغزش علمی و عملی است، لیکن تدین و دین پذیری مخاطبان خطاپذیر انسانی، غیر از ماهیت اصلی و مقدس و خطاناپذیر وحیانی است و لذا ممکن است به دلایل چندی از قبیل خطای علمی انسان ها و هواهای نفسانی و رسوبات شیطانی دچار لغزش شود. لازم به یادآوری است: معنای این سخن، خطاپذیری مطلق تدین و دین پذیری انسان ها نیست، بلکه اذعان به این امر است که ممکن است دین پذیری و تلقی وحی و دین از سوی مخاطبان عادی انسانی در مواردی دچار خطا و لغزش شود. به بیان دیگر، مخاطب دین، مردم عادی هستند که دین را درک می کنند، اینک پرسش آن است که آیا همه ی کسانی که تلاش می کنند تا دین را درک کنند، واقعاً به حقیقت دین می رسند؟ پاسخ منفی است زیرا ماهیت ذاتی حقیقت وحی که الهی، ربّانی، مقدس و خطاناپذیر است الزاما به معنای تدین، پذیرش و تلقی صحیح و واقعی انسان ها از دین در همه ی موارد نیست؛ به همین دلیل تفاوت اقوال و اندیشه های عالمان دین و فِرَق و نِحَل دینی ایجاد می شود. پرسش اساسی پایان نامه حاضر آن است که مولفه ها، مشخصات و ویژگی های تدین خودمحور (= پذیرش خطا پذیر دین از سوی برخی انسان ها) از نظر آیت الله جوادی آملی با محوریت تفسیر تسنیم چگونه است؟ آیت الله جوادی آملی ضمن پذیرش تفاوت بین دین و تدین می نویسد: درتعریف این دو مفهوم از خلط میان دین و تدین؛ دین و ایمان باید اجتناب شود. دین حقیقتی پیام گونه است که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است، در حالی که ایمان و تدین وصف انسان(خطاپذیر ) است. ایشان می افزاید: دین مرکب است از مجموعه معارف نظری و عقیدتی، احکام و قوانین عملی و دستورات اخلاقی، در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی، سازگار با عقل و فطرت انسانی، که از سوی خداوند یکتا توسط پیامبران برای هدایت همه جانبه مادی و معنوی بشر فرستاده شد و در صورت پیاده شدن به طور کامل، سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی انسان را تأمین می کند. لیکن دینداری(ایمان و تدین)یعنی شناخت و باور. مؤلفه ها و مشخصات و ویژگی های تدین خودمحور از منظر آیت الله جوادی آملی با تاکید بر تفسیر تسنیم عبارت است از: 1. برخورد گزینشی با آموزه های دین 2. توجیه گرایی در حوزه نظر و عمل 3. سیادت زدایی از دین ضرورت: بنابراین ضرورت دارد تا با شناخت مولفه‌ ها و مشخصات تدین خودمحور، این نوع دین پذیری را آسیب شناسی نموده و راهکارهای اصلاحی برای درک کم خطاتر و واقعی تر دین را بشناسیم. همچنین این شناخت موجب ارتقاء فهم دینی، چگونگی حفظ هویت دینی اصیل و تقویت دینداری صحیح و جامع در جامعه می شود و از آسیب‌های فردی و اجتماعی ناشی از دینداری خودمحور پیشگیری می نماید. روش تحقیق: مساله محور، کتابخانه ای، توصیفی، تحلیلی، بنیادین نوآورانه بودن: نسبت به اینکه درباره ی موضوع حاضر از منظر آیت الله جوادی آملی، پژوهشی تاکنون نوشته نشده است، این پایان نامه نوآورانه است.
حلّ تعارض علم و دین از طریق الهیات طبیعت در مقایسه با الهیات طبیعی ، با تاکید بر نظرات ریچارد سوئین برن و پیر تیار دو شاردَن
نویسنده:
عاطفه دمرچلی؛ استاد راهنما: رسول رسولی پور؛ استاد مشاور: مهدی غیاثوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
پدیدارشناسی زندگی دینی سنت پل و آگوستین نزد هایدگر
نویسنده:
سید مختار مومنی؛ استاد راهنما: محمد اصغری، محمدرضا عبدالله نژاد؛ استاد مشاور: مرتضی شجاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
پیامدِ افزونه معرفتیِ استعاره در معرفت شناسی دینی با تکیه بر آرای جورج لیکاف و مارک جانسون
نویسنده:
محسن حکیم زاده حسینی؛ استاد راهنما: عبدالرسول کشفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«فهم (یا تجربه) استعاری» به معنای فهم (یا تجربه) یک مفهوم (یا یک شیء) از طریق فهم (یا تجربه) شیء دیگر است. شیء دیگر را «استعاره» می‌نامند. در تعریف کلاسیک، استعاره، مقوله‌ای صرفاً مرتبط با زبان بود: «واژه استعاره به صورت یک عبارت زبانی یا شعری جدید تعریف می‌شد که در آن یک یا چند واژه متعلق به یک مفهوم خارج از معنی متعارف آن مفهوم به منظور بیان یک مفهوم مشابه به کار می‌رفتند» (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 322). اما، از منظر لیکاف و جانسون اهمیت استعاره نه پیوند آن با زبان، بلکه با اندیشه و عمل است. «ماهیت نظام مفهومی عادی ما، که اندیشه و عمل‌مان مبتنی بر آن است، از بنیاد استعاری است» (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 9). این دو متفکر معتقدند برای فهم مفاهیم انتزاعی و یا مفاهیمی که تصویر واضحی در اذهان ندارند گریزی از تمسک به «مفاهیمِ روشن‌تر» نداریم و این «مفاهیمِ روشن‌تر» همانا استعاره‌ها هستند. در الهیات مسیحی، استعاره «عشق» برای خدا و استعاره «کبوتر» برای روح القدس نمونه‌ای از این «مفاهیم روشن‌تر/استعاره‌ها» هستند (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 143). در نگاه سنتی، خاستگاه استعاره وجود شباهت میان شیء و استعاره آن شیء است: شباهتی که از طریقِ مقایسه، میان این دو آشکار شده است- comparison theory. بر مبنای این دیدگاه استعاره فاقد هر افزونه معرفتی است، زیرا، فاعل شناسا با توجه به شناختِ قبلی که از ویژگی‌های شیء دارد دست به گزینشِ استعاره برای آن شیء می‌زند. به عنوان مثال، آگاهی از ارزشمندی «وقت» است که استعاره «طلا» را برای آن در نظر می‌گیرد. استعاره طلا هیچ «افزونه معرفتی» برای «وقت» در اختیار فاعل شناسا قرار نمی‌دهد. طلا صرفاً «ارزشمندیِ وقت» را به فاعل شناسا نشان می‌دهد یعنی همان ویژگی که از پیش نسبت به آن آگاهی داشته است و همین آگاهی نیز سبب انتخاب استعاره طلا برای وقت شده است. لیکاف و جانسون ضمن مردود دانستن دیدگاه مقایسه‌ای بر این باورند که «استعاره زاینده شباهت و نه زاییده آن است». به نظر می‌رسد که این دیدگاه ریشه در نوعی نسبی‌گروی معرفت‌شناختی ناظر به صدق دارد . در همین راستا است که لیکاف و جانسون حقیقت مطلق را انکار می‌کنند (فصل 24، همان). این دو متفکر در نفی واقعیت فیزیکی (که خاستگاه نسبی گروی یادشده) است چنین می‌نویسند: واقع‌گرویِ سنتی متمرکز بر واقعیت فیزیکی (ونه واقعیت فرهنگی و فردی) است. نهادهای دینی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نیز افرادی که درون این نهادها کار می‌کنند از واقعیتی کمتر از درختان، میزها و سنگ‌ها برخوردار نیستند (همان، ص. 181). بر مبنایِ نسبی‌گروی معرفت‌شناختی ناظر به صدق، واقعیتی مستقل از شاکله مفهومی انسان وجود ندارد و واقعیت از طریق توصیف آن ساخته می‌شود (نظریه وابستگیِ توصیفیِ واقعیت ). نلسون گودمن (فیلسوف آمریکایی معاصر) در دفاع از این دیدگاه چنین می‌نویسد: توصیفات بسیار و به یک اندازه معتبر از امر محسوس وجود دارد. ... فیزیکالیزم و فنومنالیزم در یک ردیف و هر دو شیوه‌ای از توصیف و ساخت جهان‌اند و هیچ راهی برای نشان دادن اینکه کدامیک از این دو نظام معرفتی صحیح تر از دیگری است وجود ندارد. ریچارد رورتی فیلسوف پست‌مدرن آمریکایی نیز در این باره چنین می‌نویسد: «افرادی مثل گودمن، پاتنم و خودم -... می اندیشیم که هیچ شیوه مستقل از توصیفی، که [بر اساس آن] جهان موجود باشد، وجود ندارد. در اینجا این پرسش پیش می‌آید که : با توجه به نظریه توصیفی واقعیات، توصیف چگونه صورت می گیرد؟ در پاسخ گفته می‌شود اینکه چه طرحی را برای توصیف جهان برگزینیم بسته به این است که چه طرحی را برای گزینش «مفید» بدانیم و اینکه چه طرحی را برای گزینش مفید بدانیم، مبتنی بر علایق و نیازهای ممکن ما به عنوان موجودات اجتماعی است (نظریه نسبیتِ اجتماعیِ توصیف) . بنابراین، این مفاهیمِ ما هستند که واقعیت را می سازند. مفاهیمِ ما با تقسیم بندی جهان و کشیدن مرز بین آن ها، واقعیات را شکل می دهند (مانندِ کاردهای شیرینی‌بُری هستند که «قطعات کیک» واقعیت را شکل می دهند). مثلا، اگر دور یک دسته ستاره خط بکشیم صورت نجومی «دبِّ اکبر» شکل می‌گیرد و اگر دور یک دسته اتم خط بکشیم ، مولکول را خلق می کنیم، و به بیان دقیق تر، دبِّ اکبر و مولکول پا به عرصه وجود می نهند. دبِّ اکبر و مولکول بدون فعالیت توصیفی ما وجود ندارند. لیکاف و جانسون مبتنی بر این دیدگاه از افزونه معرفتی استعاره سخن می‌گویند. استعاره‌ها مبتنی بر علایق و نیازهای ممکن ما به عنوان موجودات اجتماعی شکل می‌گیرند و به عنوان طرح‌‌هایی برای توصیف جهان به کار گرفته می‌شوند. از اینجاست که استعاره می‌تواند شباهت‌زا، و از این رو معرفت‌زا (و نه مبتنی بر شباهت و معرفت پیشین) باشد. لیکاف و جانسون دراین‌باره چنین می‌نویسند: «استعاره‌های جدید توان خلق واقعیت‌های جدید را در خود دارند. این پیدایش وقتی می‌تواند اتفاق بیفتد که ما تجربه خود را بر حسب استعاره درک می‌کنیم» (همان: 175) و در جای دیگر چنین می‌‌نویسند: «شباهت‌ها مستقل از استعاره وجود ندارند» (همان، 180). تحقیق حاضر به بررسی نقادانه ادعای «افزونه معرفتیِ استعاره» از منظر جورج لیکاف و مارک جانسون و پیامد این دیدگاه در معرفت‌شناسی دینی می‌پردازد. توصیفات بسیار و به یک اندازه معتبر از امر محسوس وجود دارد. ... فیزیکالیزم و فنومنالیزم در یک ردیف و هر دو شیوه‌ای از توصیف و ساخت جهان‌اند و هیچ راهی برای نشان دادن اینکه کدامیک از این دو نظام معرفتی صحیح تر از دیگری است وجود ندارد. ریچارد رورتی فیلسوف پست‌مدرن آمریکایی نیز در این باره چنین می‌نویسد: «افرادی مثل گودمن، پاتنم و خودم -... می اندیشیم که هیچ شیوه مستقل از توصیفی، که [بر اساس آن] جهان موجود باشد، وجود ندارد.
سنجش جایگاه بعد «دینی» فرهنگ در نظریة جامعه‌شناسی دین ماکس وبر
نویسنده:
امیر صادقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از اینکه دین در جهان فرهنگی امروز چه نقشی ایفا میکند و چه نقشی میتواند بر عهده داشته باشد، مستلزم فهم دوسویۀ جهان فرهنگیِ زیست ما و نسبت و جایگاه دین با آن و در آن است. بر این اساس، نخست نگاهی کوتاه به تاریخ اندیشة دینی و بسترهای فرهنگی آن خواهیم افکند و سپس یکی از مهمترین صورتبندیهای نظری در این زمینه را در جامعه‌شناسی ماکس وبر بررسی خواهیم کرد؛ نظریه‌یی که سراسر آن شامل اشارات مستقیم و غیرمستقیم به دین و ارتباط آن با شکلگیری و برساختهای اجتماعی است و بجرئت میتوان گفت جایگاه دین در نظریة وبر از چنان اهمیتی برخوردار است که با نادیده گرفتن آن، کل آنچه بعنوان جامعه‌شناسی وبر شناخته میشود از هم فروخواهد پاشید. برای بررسی فلسفی این بُعد دینی، ضمن توضیح مختصات جامعه‌شناختی نگاه وبر به دین، بنیانهای فلسفی چنین جایابی‌یی از دین بعنوان بُعد و جزئی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ، واکاوی خواهد شد و نحوة بهره‌مندی وبر از مفاهیم نسبت ارزشی، عقلانی‌سازی و ارتباط آنها با دین در جامعه‌شناسی بررسی خواهد گردید. در پایان، جستار پیش­رو درصدد است درحد توان، با اتکا بر رویکرد فلسفی، نقدی روشمند بر نظام نظری وبر ارائه نماید.
صفحات :
از صفحه 49 تا 80
مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و پل تیلیش در توسل به ایده زبان نمادین در مسئله تکامل و آفرینش تطبیقی
نویسنده:
میثم اکبرزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بسیاری از فیلسوفان، متألهان و متفکران مسیحی، داستان طوفان نوح و خلقت انسان و دیگر قصص تاریخی متون مقدس را نه گزارش یک واقعه تاریخی، بلکه طریقه‌ای نمادین و سمبلیک برای ارائه نکات دینی دانسته‌اند، ولی پل تیلیش که تأویل‌گرایی تمام‌عیار است، در تفسیر متون دینی، همه گزاره‌های دینی، ازجمله داستان آفرینش را نیز در قالب زبان نمادین (زبانشناختاری غیرواقع‌گرا) تفسیر می‌کند و به‌همین سبب معتقد است بین علم و دین تعارض وجود ندارد. در مقابل، مرتضی مطهری تنها داستان آفرینش آدم را که در آن امکان تفسیر واقع‌گرایانه ممکن نیست، بر اساس زبان نمادین و سمبلیک تفسیر می‌کند و درباره سایر قصص قرآنی، عموماً سخنی به سلب یا ایجاب نگفته است. مطهری با تکیه بر زبان نمادین در داستان آدم، آن را از زبان توصیفی علم متمایز می‌سازد، زیرا آنچه در زبان علمی جایز نیست، در زبان سمبلیک رواست و آنچه در زبان علمی رعایت آن ضروری است، در زبان نمادین قابل اغماض است. هرچند مطهری در داستان آفرینش آدم بر نمادین بودن زبان قرآن تأکید می‌ورزد، ولی به‌دلیل آنکه نگرش گزاره‌ای به وحی دارد، از این جهت زبان دین را، همچون تیلیش، زبان شناختاری غیرواقع‌گرا نمی‌داند، و اساساً از نظر ایشان، مواد داستان آدم، همه حقیقی است، اما زبان وحی در بیان آفرینش، زبان نمادین است.
صفحات :
از صفحه 49 تا 69
واقع نمایی در قرائت امام خمینی (ره) از دین؛ چیستی و چرایی
نویسنده:
خلیل عقیلی فرج ، مهدی عبداللهی پور ، مرتضی شیرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در مباحث مربوط به «زبان دین»، مسئله «واقع‌نمایی» از جایگاهی ویژه برخوردار است. اگر فرض کنیم متون دینی غیرواقع‌نما هستند، در این صورت طیف گسترده‌ای از رهنمودهای وحیانی بی‌اعتبار می‌شوند و سازه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ مبتنی بر آن‌ها نیز متزلزل خواهند شد. این مسئله زمانی بحرانی‌تر می‌شود که اعتبار گزاره‌ها و آموزه‌های دینی را در شکل‌دهی به مبانی حکومت دینی و دولت اسلامی، منوط به واقع‌نما بودن متون و منابع دینی بدانیم. با چنین پیش‌فرضی، اگر زبان دین را غیرشناختاری در نظر بگیریم، آنگاه هرگونه استناد و استدلال امام خمینی و دیگر اندیشمندان نظام اسلامی به این منابع، کاری خطا و بی‌حاصل خواهد بود. این پژوهش با بهره‌گیری از رهیافت‌های درون‌دینی و برون‌دینی، نخست به تبیین معنای «واقع‌نمایی» پرداخته و سپس در گام بعد، واقع‌نمایی زبان دین را به اثبات می‌رساند. در نهایت، علت اساس بودنِ نگرش واقع‌نما در خوانش امام خمینی از دین را واکاوی می‌کند. از جمله دستاوردهای این تحقیق، می‌توان به تأیید عقلی، عقلایی و نقلی درستیِ «قرائت واقع‌نما» از دین و منابع آن، به‌ویژه در عرصه تشکیل و اداره دولت اسلامی از منظر امام خمینی اشاره کرد.
صفحات :
از صفحه 55 تا 82
ضرورت تأسیس و تدوین منطق فهم دین
نویسنده:
هادی فنایی اشکوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
منطق فهم دین به عنوان یک پژوهش منسجم و تدوینیافته در جهان اسلام مربوط به عصر حاضر است. منطق فهم دین مشتمل بر مجموعه اموری است که فهم صحیح دین درگرو توجه وکاربست آن در مقام شناخت دین است. دستیابی به معرفتِ ناب دینی مسبوق و معطوف به روششناسی صحیح در فهم دین است. علوم مختلفی مانند دانشهای زبانی، منطق، اصول فقه، علوم قرآن، رجالِ حدیث، زبان دین، هرمنوتیک و .... تنها بخشی از علومی است که به عنوان علوم پایه و پیشنیاز فهم دین محسوب میگردد. بهکارگیری این علوم در فرآیند فهم دین شرط لازم ناباندیشی دینی است نه شرط کافی. منطق فهم دین نیز یکی از ارکان اساسی در شناخت و ارزیابی فهمِ صحیح دین است که با انضمام به علوم آلی پیشگفته شکلیافته وکاربست آن زمینه لازم را برای شناخت صحیح دین مهیا مینماید. بدون تردید یکی از مهمترین اسباب کجفهمی، خشکاندیشی، التقاطیگری، فرقهگرایی، ظاهرگرایی، اخباریگری و ... در جهان اسلام، فقدان توجه به منطق فهم دین است. این پژوهش تنها یک بحث علمی، نظری و ذهنی محض نیست، پردازشِ دقیق و عالمانه آن میتواند ابواب و آفاقی را در ساماندهی فهم دین به سمتوسوی دینپژوهان باز نماید. این تحقیق درصدد است تا نخست ضرورت و اهمیتِ تحقیق پیرامون منطق فهم دین و سپس برخی مسایل مربوط به این موضوع را برای اندیشوران و دینپژوهان طرح نماید. بهرهمندی از این دانش و به کارگیری آن در فهم دین علاوه بر این که موجب ناباندیشی دینی میشود، گام مهمی در کاهش اختلاف فهمها و بدعتها و به تبع آن موجب وحدت امت اسلامی خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 299 تا 321
  • تعداد رکورد ها : 3201