مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تناسخ ابدان تناسخ ادوار تناسخ صحیح تناسخ نفوس رسخ فسخ مسخ نسخ
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 85
مقایسه مبانی و راه‌حل‌های ابن‌سینا و ملاصدرا برای نفی تناسخ
نویسنده:
فروغ رحیم‌پور
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
تناسخ که در‌ اصطلاح رایج فلسفی به معنی انتقال نفس از بدن خود به بدن مادی دیگر در همین دنیا و پس از مرگ افراد است قاطعانه از سوی ابن‌سینا و ملاصدرا با برهان عقلی رد شده است؛ هر یک از این دو فیلسوف بزرگ با تکیه بر مبانی خود، رابطه ویژه نفس انسان با بدن وی را نشان می‌دهند و با استناد به آن، تعلق نفس به بدن/ بدن‌های دیگر را نفی می‌کنند. استدلال‌های شیخ‌الرئیس در نفی تناسخ بر این مبنا استوار است که نفس از حیث ذات، مجرد و از حیث فعل، مادی است لذا گرچه علت فاعلی و مفیض نفس، عقل مفارق است اما مزاج مستعد و ماده بدنی، زمینه‌ساز و معد این افاضه است. به علاوه، شیخ معتقد است که رابطه هر نفس با ماده بدنی خود، رابطه لزومیه ذاتیه است و به همین سبب، این نفس برای این بدن، امری بی‌بدیل است. اما صدرالمتألهین به مبانی نوینی نظیر تشکیک و اشتداد در وجود و حرکت استکمالی جوهری در همه موجودات (ازجمله در نفس و بدن به موازات یک‌دیگر) قائل است و نفس را در بدو حدوث، جسمانی می‌داند و معتقد است که ترکیب نفس و بدن ترکیبی اتحادی است. او علاوه بر این‌که به نقل و تأیید راه‌حل‌های شیخ‌الرئیس می‌پردازد، از مبانی متعالیه نیز بهره می‌برد و بدین وسیله، هم تبیین نوینی از بعضی از برهان‌های رد تناسخ به‌دست می‌دهد و هم خود، راه‌حل و برهان جدیدی برای ابطال تناسخ ارائه می‌کند که فقط با مبنای متعالیه قابل توضیح است. این مقاله در ‌نظر دارد ضمن توضیح و مقایسه راه‌حل‌های منتخب این دو فیلسوف برای نفی تناسخ و روشن‌کردن نقاط مشترک ایشان، کارکرد مبانی خاص هر یک در این حوزه را روشن کند و نشان دهد که چگونه در مواردی مبانی متفاوت برای برآوردن مقصود واحد، به‌کار گرفته می‌شوند.
صفحات :
از صفحه 25 تا 41
بررسی رجعت از دیدگاه علامه ابوالحسن رفیعی قزوینی
نویسنده:
طاهره احدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در آیات و روایات متواتر بسیاری در مورد اعتقاد به رجعت به معنای بازگشت گروهی از مومنان خالص و کافران ستمگر به این جهان پیش از قیامت، به دنبال اعتقاد به منجی آخرالزمان اشاره شده است و علما و اندیشمندان شیعه با توجه به آموزه‌های قرآنی و روایی در صدد اثبات و تبیین این مطلب می‌باشند.در این رساله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی،دیدگاه علامه ابوالحسن رفیعی قزوینی از اندیشمندان معاصر در زمینه‌ی رجعت مورد تبیین و بررسی قرار گرفته است. ایشان سعی نموده‌اند که با مبانی فلسفی به تبیین رجعت بپردازند، بنابراین مسئله رجعت را با استفاده از مقدمات زیر اثبات عقلی می‌کند که عبارت‌اند از: 1-علاقه‌ی ذاتی نفس به بدن مادی، 2-انجام نشدن خاصیت ضروری وجود نبیّ خاتم و ائمه‌ی اطهار (ع) به دلیل موانع و قواسر،3- استحاله‌ی دوام قسر از کمال و اثر طبیعی شیء .براساس این اعتقاد در زمان ظهور تمامی موانع و قواسر آثار وجود نبیّ اکرم (ص) و ائمه‌ی اطهار (ع) مرتفع می‌شود، به همین دلیل رجعت ایشان ممکن ،بلکه واجب و ضروری خواهد بود. اما باید گفت که تحلیل علامه رفیعی قزوینی در رجعت خالی از اشکال نیست چرا که ایشان رجعت را فقط مختصّ پیامبراکرم(ص) و ائمه‌ی معصوم(ع) می‌داند، از طرف دیگر هیچ دلیل عقلی وجود ندارد که خاصیت وجودی هر موجودی باید حتماً فعلیت پیدا کند و به کمال برسد و استحاله‌ی قسر دائمی نیز به انواع موجودات مربوط می‌شود نه افراد آن‌ها و کاربرد آن در این جا درست نیست. به طور کل می‌توان نتیجه گرفت که اثبات ضرورت عقلی رجعت نیازمند استدلال و داشته‌های بیشتری است و در این‌گونه امور نیاز به تکلّف برای اثبات عقلی نیست، زیرا ادلّه ی محکم قرآنی و روایی بر امکان وقوع رجعت در گذشته و آینده وجود دارد که بیشتر روایاتش به حد تواتر رسیده است.همچنین ایشان در تفاوت رجعت و تناسخ معتقد است که تناسخ بازگشت نفس به بدن دنیوی است که تمام فعلیت ها و کمالات خود را از دست داده است اما اگر نفسی با موت ، کمال و فعلیتی برتر پیدا کند و به بدن خود که هیچ کمال و فعلیتی را از دست نداده بازگردد، این غیر از تناسخ است. علامه رفیعی قزوینی در پایان بیان خویش پیرامون اثبات رجعت، به شبهات منکرین رجعت پاسخ می‌گوید.
آیا دلیل واضح و روشن و معتبری بر پذیرش و یا عدم پذیرش وجود زندگی های متوالی وجود دارد؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
پیوستن روح، پس از مرگ، به بدن موجودی دیگر، عقیده مردودى است که بین دانشمندان دینی با نام «تناسخ» شناخته شده است در روایات اهل‏بیت (ع) از تناسخ سخن به میان آمده است. البته گاهی به طور صریح و گاهی به صورت ضمنی. امام رضا (ع) در پاسخ کسى که از «تناسخ» پر بیشتر ...
آیا ممکن است برخی از ارواح در وجود فرد دیگری وارد شوند. همچنین منظور از تشعشعات دفاعی چیست؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
مسئله حلول و تناسخ در مکتب اسلام بدلیل اینکه مستلزم انکار بهشت و جهنم و معاد است مردود شناخته شده است ولی درک حضور ارواح و نوعی ارتباط با آنها هرچند توصیه نشده ولی امکان پذیر است. ظهور برخی پدیده های روحی و روانی و عدم درک آنها در مکاتب مدعی عرفان بیشتر ...
روح انسان بعد از مرگ در قالب حیوان در می آید یا در برزخ است؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
1. سرنوشت انسان پس از مرگ از مسائلی است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول ساخته و او را در تکاپوی جست و جو و یافتن پاسخی قانع کننده و مستدل قرار داده است. در میان مجموعه ای از تبیین ها و تفسیرها از مرگ و انتقال روح با تفسیری مواجه می شویم که به نظر بیشتر ...
بررسی از خودبیگانگی از نظر صدرالمتألهین و جلال‌الدین مولوی
نویسنده:
انسیه ماهینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از راههای شناخت و نقد اندیشه‌ها، مقایسه نظرات گوناگون بزرگان فکر و اندیشه با یکدیگر و داوری کردن میان آنهاست.در پژوهش حاضر، هدف بررسی تطبیقی نظریات دو عارف متأله فارسی زبان جهان اسلام مولوی و ملاصدرا در خصوص مسئله‌ی « از خودبیگانگی» است. در جریان مطالعه تطبیقی افکار مولوی و ملاصدرا، سعی بر آن بود تا تصور، ابزار انگار باشد. بر همین اساس مسأله اصلی مورد پژوهش در کنار توصیف مواضع خلاف و وفاق، تبیین مواضع نیز بوده است. از این رو برای فهم عمیق‌تر و درک کامل‌تر مسأله علاوه بر تطبیق مبانی، برخی موارد که به کلیات فردی و مکتبی بازگشت داشته مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه به تعریف و تبیین مسئله از خودبیگانگی از نظر هر دو اندیشمند، پیامدها،علل بروز و راهکارهای درمان آن به صورت تطبیقی پرداخته شد. آنچه ضرورت پیگیری پژوهش را بیشتر می سازد آن است که بررسی این مسئله، علل و راهکارهای آن منحصر به قرون گذشته نبوده بلکه با توجه به این که حرکت در مسیر خلاف فطرت بشری است در دوران معاصر با توجه به شرایط موجود، طرح آن اهمیت بیشتری می یابد، خصوصاً بررسی راهکارهای درمان آن که با توجه به فضای فکری، فرهنگی و دینی مولوی و ملاصدرا، در سرزمین های اسلامی ایجاد معرفت افزایی و در صورت تأثیر گذاری و عمل، معضل خودباختگی را خصوصاً در بین نسل جوان برطرف خواهد نمود .از نظر مولوی انسان دارای هویتی الهی است که در اثر هبوط،از آن دور افتاده و دچار خود فراموشی شده است.آنچه این فراموشی اجباری اولیه را تشدید می کند تعلق و آمیزش با ماده و مادیات و تأثیر قوای طبیعی حیوانی است که باعث شده کم کم تیرگی و ظلمت بر وی چیره شده او را از عالم پاک و روشن دور سازد و بدین سبب در درون خود عذاب و شکنجه مرغ محبوس را احساس می کند و می نالد و هوای بازگشت به وطن اصلی خود می کند. می توان این سیر استکمالی در آثار مولوی را در قالب قوس نزول و صعود به تصویر کشید.از خودبیگانگی نقطه مقابل خودشناسی است از این رو پیامدهای آن عدم حضور و وجود پیامدهای خودشناسی است که به برخی از آنها از دید مولوی اشاره می شود.از دید مولوی دو دسته عوامل باعث عدم شناخت خویشتن است که برخی عوامل درونی و بعضی بیرونی اند که در جایگاه خود مورد بررسی واقع می شود.از نظر وی نقطه مقابل علل از خودبیگانگی،راه هایی برای خودیابی و غلبه بر از خودبیگانگی است .بصورت اختصار راه درمان آن از دید مولوی چیزی جز یافتن مأوای اصلی و بازگشت به آن و در نتیجه خروج از غفلت نیست. ملاصدرا در حکمت متعالیه، در صدد تعالی و تکامل انسان است.غایت انسان شناسی ملاصدرا علامت گذاری راه و مسیر کمال انسان است تا آدمی به نهایت کمال وجودی خود برسد و آن، همان سعادت انسان و حیات مطلوب اوست.حال اگر انسان به معرفت نفس نایل نگردد و طریق تهذیب نفس پیشه نکند، در مسیر کمال قرار نمی گیرد بلکه روز به روز از خویشتن خویش فاصله گرفته و با خود بیگانه می شود و در نتیجه پیامدهای زیادی ایجاد خواهد کرد. بنابراین سعی شد با تأکید بر افکار صدرالمتألهین، ضمن بررسی پیامدها و علل از خودبیگانگی، راهکارهای آن نیز بیان شود. اکثر دیدگاههای حکیم شیرازی و ملای رومی با توجه به اشتراکات وسیع فرهنگی، اجتماعی و دینی شبیه یکدیگر و در نتیجه مکمل یکدیگر بوده و موارد اندکی اختلاف که به مبانی فکری مربوط می باشد بین آن دو وجود داشت.به نظر می رسد هرچند از نظر پارادایمی اندیشه های هر دو متفکردر این خصوص بسیار به هم نزدیک می باشند؛ اما صدرالمتألهین در بحث خویش از روش حکمی – عرفانی استفاده می نماید اما مولوی بیان خود را در روشی عرفانی به صورت تمثیلی بیان کرده که برای عموم قابل فهم می باشد. این تحقیق پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که در جمع‌آوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای پیروی می‌کند.
تلقی ملاصدرا از ماهیت انسان به عنوان نوع متوسط و نقش آن در حیات پس از مرگ
نویسنده:
باقر گرگین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سخن از هویت و حقیقت انسان در حکمت متعالیه رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرد. ملاصدرا با تکیه بر نظریه‌ها و مبانیِ ویژۀ خود از جمله اصالت وجود، حرکت جوهری و جسمانیة الحدوث و روحانیةالبقا بودن نفس، که حکیمان پیش از وی را به آن‌ها راه نبوده، مباحثی را دربارۀ انسان به میان آورد که خواستگاه نوآوری‌هایی در نظام فلسفیِ او گشت. کرانه‌ناپذیر بودن ماهیت انسان و در حد منطقی گنجیده نشدن حقیقت انسان، از آن دست است که در مباحثی چون پیوستگی نفس و بدن، نحوۀ وجود نفس و بدن، تناسخ و معاد جسمانی و مسائل مرتبط با آن‌ها موجب به میان آمدن سخنان در خور درنگی شد.صدرالمتألهین بر پایۀ مبانیِ پیشین و اشاره به نحوۀ وجود خاص انسان سخن از دگرگونیِ نوعیِ انسان به‌میان آورد. بر این اساس حیوان ناطق نوع متوسط دانسته می‌شود و می‌تواند تحت اجناسِ بهیمی، سبوعی، شیطانی و ملکی واقع شود و از انواع گوناگون مندرج در این اجناس برخوردار شود. وی با تکیه بر دریافت خود از ماهیت انسان، به دگرگونیِ مسائل مهم حکمت پرداخت. از آن دست می‌توان به مسئلۀ ادامۀ زندگیِ انسان پس از مرگ، تناسخ و معاد نفس به بدن اشاره کرد. با مبنا قرار دادن نحوۀ وجود نفس انسانی و با نظر به برخورداریِ انسان از ساحت‌های وجودیِ سه‌گانه و اینکه نفس در همۀ مراتب از وجود یگآن‌های برخوردار است، زندگیِ پس از مرگ در حکمت متعالیه تبیین می‌شود. بر این اساس تناسخِ اصطلاحی (ملکی) به کلی از میان برچیده می‌شود و در برابر آن تناسخ ملکوتی مطرح می‌شود که تفاوتی جدی با تناسخ مشهور دارد و بر خلاف آن، رخ دادنش جایز شمرده شده است. از دیگر سو تفسیری نو از معاد جسمانی به میان می‌آید که در آن هم جسمانی بودن معاد توجیه می‌شود و هم عینیت بدن دنیوی و اخروی بر تبیینی فلسفی استوار می‌گردد.
آئین سیک و رابطه آن با اسلام و هندوئیزم
نویسنده:
محمد روحانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پایان نامه، نخست اول خواستگاه‌های فرهنگی دینی آئین سیک مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش شامل سه فصل است، از آنجا که آئین هندو بستر رشد و گسترش آئین سیک بوده نخست لازم است آئین هندو را بشناسیم. به این دلیل در فصل اول آئین هندو به صورت اجمالی مورد بررسی قرار گرفته است. بعد از شناخت آئین هندو، در فصل دوم به نهضتهای اصلاحی درون آئینی هندو پرداختیم،‌ چرا که آئین سیک نیز در یک نظر نوعی نهضت اصلاحی هندو بوده که بعدها دارای هویت مستقلی از آئین هندو شده است. از آنجا که همانند آئین هندو، ورود اسلام به هند را نیز می‌توان به عنوان یکی از بسترهای رشد آئین سیک قلمداد کرد،‌ در فصل سوم در این بخش به بررسی اسلام در هند پرداخته شده است. در بخش دوم به معرفی آئین سیک پرداختیم. در این بخش ائین سیک در سه زمینه تاریخ گوروها، آموزه ها و در نهایت آداب دینی،‌ در سه فصل تنظیم شده است. در این بخش سعی شده حتی الامکان، تمام مطالبی که برای معرفی آئین سیک بیان می‌شود کاملا مستند و با استفاده از منابع اصلی آئین سیک باشد. به این خاطر، گاهی در مطالب مورد استناد در این آئین از خط اصلی گوروموکهی استفاده شده است تا به مستند شدن بحث بیشتر کمک کند. بخش سوم به مقایسه آئین سیک و هندو اختصاص دارد. در این بخش دو مبحث مهم خداشناسی و انجام شناسی در این دو آئیندر دو آئین در دو فصل مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. در بخش چهارم نیز آئین سیک را با اسلام در زمینه خداشناسی و خداشناسی مورد بررسی تطبیقی قرار داده ایم. و در نهایت با نتیجه گیری بحث پایان می‌رسد.
غلو و جایگاه آن در کلام شیعه
نویسنده:
فرزانه دهقانی کوهدشت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
غلو تفکری انحرافی‌است که در ادیان و مذاهب مختلف پدید آمده، در لغت به معنای افراط و زیاده از حد می باشد و از نظر اصطلاحی از مهم‌ترین مسائلی است که مورد توجه متکلمان و علمای شیعه و سنی قرارگرفته است، و به معنی زیاده روی و افراط در دین می باشد. از لحاظ اختصاصی این واژه به کسانی اطلاق می‌شود که درباره‌ی امام علی (ع) و ذریه ایشان غلوکرده‌اند.قرآن به شدت در دو سوره نساء آیه 171 و سوره مائده آیه 77 از غلو نهی کرده است؛ از آنجا که این پدیده باعث تخریب چهره ی ائمه علیهم السلام و منجر به دو دستگی میان شیعیان می شد با مبارزه جدی امامان و شیعیان اصیل مواجهشده است. این پدیده همچنین باعث تحریف مبانی کلامی شیعه وعقاید و باورهای آنها می شد. پیامد های زیادی که این تفکر انحرافی در میان شیعیان به وجود آورده است قابل توجه است. این فرقه‌های خارج از اسلام، امروزه در میان شیعیان نمودی ندارند و کسی در بین شیعه یافت نمی شود که آشکارا امامان را خدا بداند. شیعه اصیل، مبرای از غلو در افکار و عقایدش می‌باشد. نگارنده در این پژوهش در فصل اول، کلیات را مطرح نموده، در فصل دوم موضع ائمه علیهم‌السلام در مقابل آن ذکر شده است، در فصل سوم،که مهم‌ترین فصل از این رساله می‌باشد، به عقاید مشترکی که بین غالیان و شیعیان وجود دارد، و غالیان آن‌ها را تحریف کرده‌اند و نیز مبانی کلامی غالیان پرداخته شده است، و نهایتاً در فصل چهارم پیامدها و راه‌های علاج این پدیده توضیح و شرح داده شده است.
بررسی اندیشه‌های معنوی سای بابا
نویسنده:
احد صیامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درطی چند دهه اخیر موضوع عرفان و معنویت در غرب و به تبع آن در شرق نیز علاقمندان زیادی پیدا کرده که دلیل آن مشکلات زندگیهای ماشینی و پچیده ای است که در عصر حاضر انسان را گرفتار ساخته است. عرفان های نوظهور یک جریان معنوی است که در سالیان اخیر شتاب دو چندان داشته و در این میان مکاتب عرفانی شرقی و به خصوص عرفان های هندی رشد چشمگیری داشته است.مکتب عرفانی «سای بابا» یکی از این مکاتب نوظهور هندی است که افراد زیادی را در سراسر جهان به سوی خود جلب کرده است. ایران اسلامی نیز از این مساله استثناء نبوده و آموزه های سای بابا توسط عده ای در داخل ترویج و گسترش داده میشود به همین دلیل پژوهش حاضر در صدد برآمد تا با پرداختن به نقد وبررسی ابعاد و زوایای اندیشه های معنوی سای بابا، موارد منحرف و مردود تعالیم او را آشکار سازد.سای بابا از نظر مبانی فکری و اعتقادی کاملاً پای بند به آئین هندو است. تناسخ و قانون کرمه که از اصول اساسی آئین هندو است، مورد قبول وی می‌باشد. در نوشته‌‌ها و سخنان خود از «ویشنو» و «شیوا»به کرّات نام می‌برد. او در عین حال مدعی است که یک دین جدید آورده است که از ادیان موجود بهتر و کامل تر است و سایر ادیان در رتبه پایین‌تر از آن قرار دارند. اعتقاد به پیام او منافاتی با سایر ادیان ندارد و او آمده است تا هندو، هندوی بهتر، مسلمان، مسلمان بهتر و مسیحی، مسیحی بهتری باشد. و با ایجاد تحوّل در افکار انسان‌ها جهان را اصلاح و پر از صلح و آرامش کند. از اصول مهم تعالیم معنوی سای بابا ذکر خدا، عشق، توجه به عالم درون، اهمیت تغذیه و موانع سیر و سلوک را می‌توان نام برد. در رابطه با تعالیم و اندیشه‌های معنوی سای بابا به تفصیل و نیز تحلیل و نقد آن، همچنین زندگی‌نامه علمی او کار مستقلی انجام نشده است تحقیق حاضر در نظر دارد امور سه گانه مزبور را تأمین کند. امور پیش گفته نوآوری‌های پژوهش پیش رو است.
  • تعداد رکورد ها : 85