مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
علم فلک علم موسیقی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 86
تاريخ الفلسفة الغربية - الکتاب الاول: الفلسفة القديمية (به فارسی: تاریخ فلسفه غرب)
نویسنده:
برتراند راسل؛ مترجم: زکی نجیب محمود؛ ناظر: احمد امين
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره: ال‍ه‍ئ‍ی‍ه‌ ال‍م‍ص‍ری‍ه‌ ال‍ع‍ام‍ر ل‍ل‍ک‍ت‍اب‌,
چکیده :
کتاب «تاريخ الفلسفة الغربية» در دو جلد نوشته برتراند رسل مي باشد. جلد اول این کتاب درباره فلسفۀ قدیم است که در سه فصل نگاشته شده است: 1. فلاسفه پیش از سقراط، شامل: فصل اول ظهور تمدن یونانی، فصل دوم مکتب ملطی، فصل سوم فیثاغورس، فصل چهارم هراکلیتوس، فصل پنجم پارمنیدس، فصل ششم امپدوکلس، فصل هفتم آتن و فرهنگ، فصل هشتم انکساگوراس، فصل نهم اتمیستها، فصل دهم پروتاگوراس. 2. سقراط، افلاطون، ارسطو شامل: فصل یازدهم سقراط، فصل دوازدهم تأثیر اسپارت، فصل سیزدهم منابع عقاید افلاطون، فصل چهاردهم مدینۀ فاضلۀ افلاطون، فصل پانزدهم نظریۀ مُثُل، فصل شانزدهم نظریۀ افلاطون دربارۀ بقای روح، فصل هفدهم جهانشناسی افلاطون، فصل هجدهم معرفت و ادراک در فلسفه افلاطون، فصل نوزدهم مابعدالطبیعۀ ارسطو، فصل بیستم اخلاق ارسطو، فصل بیست و یکم فلسفۀ سیاسی ارسطو، فصل بیست و دوم منطق ارسطو، فصل بیست و سوم فلسفۀ طبیعت ارسطو، فصل بیست و چهارم ریاضیات و نجوم قدیم یونان. 3. فلسفۀ باستانی پس از ارسطو شامل: فصل بیست و پنجم جهان یونانی، فصل بیست و ششم کلبیان و شکاکان، فصل بیست و هفتم اپیکوریان، فصل بیست و هشتم فلسفه رواقیان، فصل بیست و نهم امپراتوری روم و رابطۀ آن با فرهنگ، فصل سی ام فلوطین.
رابطه طبیعیات و مابعدالطبیعه در حکمت ابن‌سینا
نویسنده:
محمدجواد رضایی ره
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله در یک مقدمه و شش بخش تنظیم شده است : اول) تمهیدات ، دوم) مابعدالطبیعه از نظر ابن‌سینا، سوم) طبیعیات از نظر ابن‌سینا، چهارم) مسائل مابعدالطبیعه، پنجم) مسائل طبیعیات ، ششم) ماحصل و مرور. در مقدمه به بیان طرح تحقیق پرداخته شده است . سوالهای این طرح اصلی عبارتند از: .1آیا طبیعیات مبتنی بر مبادی مابعدالطبیعی است ؟ .2آیا مابعدالطیبیعه سینوی نیز مبتنی بر مبادی طبیعی است ؟ .3آیا کشف بطلان اصول طبیعیات قدیم مستلزم باطل شدن برخی از احکام مابعدالطبیعه سینوی نیز هست یا نه؟ برای تحقیق پاسخ به این سوالها در این رساله دو رویکرد به آثار ابن‌سینا شده است : نویسنده در بخشهای دوم و سوم کوشیده است که به معارف مابعدالطبیعه و طبیعیات در مقام تعریف بنگرد و از زاویه نگاه شیخ و اصحاب او موضوع، مبادی، مسائل، روش تحقیق، هدف و غایت ، فایده، اعتبار و منزلت و در نهایت رابطه این دو معرفت را با یکدیگر، مورد بحث و نظر قرار دهد. علاوه بر این، از تحلیل و نقد آرا شیخ و شارحان او فروگزار نکرده است . این دو بخش را می‌توان از سنخ مباحث معرف‌شناسی پیشین تلقی کرد، یعنی شناختی از معرفت که مسبوق به تحصل تاریخی معرفت نیست ، بلکه بیشتر مبتنی بر تعاریف است و معرفت را چنان می‌بینند که می‌خواهند باشد و روشن است که مقام تعریف همواره فراتر از مقام تحقق است . در بخشهای چهارم و پنجم کوشیده است که مسائل اصلی مابعدالطبیعه و طبیعیات را با ذکر براهین اثبات آنها به نحوی روشن عرضه کند تا در بخش هفتم بتواند داوری کند که چه تعداد از مسائل مابعدالطبیعی مبتنی بر اولیات و اصول متعارف است و به اصطلاح مسائل فلسفی خالص هستند و تغییر و تحولی که در سایر معارف رخ می‌دهد به اعتبار آنها لطمه نمی‌زند و چه دسته از مسائل مبتنی بر مقدمات غیراولی-و به اصطلاح مسائل فلسفی غیرخالص -هستند، و از این دسته چه تعداد از آنها مبتنی بر مقدماتی هستند که در طبیعات قدیم به اثبات رسیده و چه تعداد از آنها بر مبادیی استوارند که خود از مسائل علوم دیگر نیستند بلکه از مبادی بدیهی غیراولی هستند، مثل مشاهدات و مجربات . برای اینکه در این رساله از ابهام و ایهام اصطلاحات حذر شود، در بخش دوم که موسوم به تمهیدات است ، به تحلیل و بررسی و نقد آرا شیخ و اصحاب او درباره "موضوع علم"، "مبادی علم"، "مسائل علم" و "طبقه‌بندی علوم" مبادرت شده است 57:9 ماحصل این تحقیق این است که پاره‌ای از مسائل مابعدالطبیعی سینوی مبتنی بر مسائل طبیعی قدیم است و همین طور پاره‌ای از مسائل طبیعی بر احکامی مابعدالطبیعی است و روشن است که با کشف بطلان اصول طبیعات قدیم آن دسته از احکام مابعدالطبیعی که مبتنی بر احکام طبیعی بوده‌اند از اعتبار ساقط می‌شوند و این حادثه اتفاق افتاده است .
احیای حکمت (مشتمل بر طبیعیات) - جلد دوم
نویسنده:
علیقلی بن قرچغای خان؛ بامقدمه غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ تصحیح و تحقیق: فاطمه فنا
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران: اح‍ی‍اآ ک‍ت‍اب‌,
چکیده :
احیای حکمت (مشتمل بر طبیعیات) اثر علیقلی بن قرچغای خان (قرن یازدهم)، کتابی است در دو جلد به زبان فارسی با موضوع حکمت و فلسفه. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی بر این اثر مقدمه نوشته و فاطمه فنا (در قالب پایان‌نامه) به تصحیح آن همت گماشته است. کتاب دربردارنده یک دوره حکمت طبیعى و الهى است. ساختار: کتاب، دارای پیشگفتار، مقدمه مصحح و محتوای مطالب در چهار مقدمه و دو فن و دوازده باب و پنجاه‌وپنج مقاله و یک خاتمه و یک وصیت‏ است. گزارش محتوا: در پیشگفتار کتاب از ارتباط وثیق تفسیر معنوی قرآن و روایات با حکمت سخن گفته شده و به تاریخچه مختصری از گرایش‌های فیلسوفان ایران، نوع نگاه کلامی خواجه نصیر و پررنگ شدن حکمت در عصر صفوی پرداخته شده است. در میان فیلسوفان اسلامی آن دوران، میرفندرسکی و میرداماد از اهمیت بالایی برخوردار بودند و از شاگردان مهم آنان شیخ رجبعلی تبریزی است که علی‎قلی بن قرچغای خان تحت تأثیر افکار و عقاید او بوده است. دکتر دینانی در ادامه پیشگفتار از اهمیت زنده نگه‌داشتن کتاب‌های چاپی آن دوره و تلاشش در راستای تصحیح و احیای این متون با کمک دانشجویان مستعد دوره‎های کارشناسی ارشد و دکتری، سخن می‎گوید. این اثر پایان‌نامه کارشناسی ارشد فاطمه فنا در دانشگاه تهران و در همین راستا است. على‎قلى بن قرچغاى خان ابتداى کتاب را به خطبه‏‌اى در حمد و سپاس خداوند و سلام و درود بر پیامبر عظیم‎الشأن اسلام و خاندان عصمت و طهارت(ع) آراسته است. آنگاه با پیشگفتارى در بیان مراتب حکمت موافق با قول معصومین(ع) و شریعت و مطابق رأى ارسطو، همراه با اقوالى که دراین‌باره آورده، آغاز می‌‏کند و اظهار مى‏‌دارد که: «ما نیز مقتفیاَ لآثار الشریعة، فن حکمت را مترتب به دو مرتبه ساختیم؛ و مرتبه اوّل و أسفل که مشتمل بر فنون حکمت عامه طبیعى و الهى است، آنچه از اصول معتمده حکیم بزرگ ارسطاطالیس و سایر اساطین حکماى قدیم استنباط کرده مدلل و مبرهن ساخته بودیم، به فضل‌الله و قوته، در این کتاب تقریر و تحریر خواهیم کرد- ان شاء الله؛ و مرتبه دویم که مشتمل بر حکمت خاصه عالیه است همان متن کتاب مستطاب اثولوجیا را که فى الحقیقة نور مبین و کتاب متین حکمت است مطابقاً لآیات القرآن العظیم و موافقاً لأحادیث المعصوم الکریم، بعدازاین شرح و بیان خواهیم کرد- ان شاء الله؛ و این کتاب را مشتمل بر چهار مقدمه و دو فن و دوازده باب و پنجاه‌وپنج مقاله و یک خاتمه و یک وصیت ساختیم و احیاى حکمت نام نهادیم.» «مصنف، مباحث خود را غالباً با آیات قرآن، احادیث ائمه(ع) و اقوال و آراى حکماى متقدم و متأخر و حتى معاصرانش طرح می‌‏کند، ازاین‏رو شمار اقوالى که به نقل آن‌ها پرداخته بیش از پانصد قول است. وى همچنین بعضاً مطالبى را ذیل عناوین تنبیه، تحقیق، تذنیب، قانون و وصل بیان می‌‏کند و گاه بحث خود را در قالب طرح شکوک و ازاله آن‌ها دنبال کرده است.» «کتاب احیاى حکمت علی‌قلی بن قرچغاى خان همانند سایر آثار این اندیشمند توانا نشان‏‌دهنده یک جریان فکرى نیرومندى است که در جهت خلاف اندیشه‏‌هاى صدرالمتألهین شیرازى وجود داشته است. این جریان فکرى در تعلیمات شیخ رجبعلى تبریزى به اوج خود رسیده و به‌عنوان یک نظام فلسفى مطرح شده است. این نظام فلسفى که با نوعى از الهیات تنزیهى سازگارى دارد، با معانى و مضامین برخى از روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) نیز نزدیک است. در این نظام فلسفى رگه‌هایی از اندیشه‏‌هاى مکتب نوافلاطونى نیز وجود دارد که براى اهل بصیرت به‌وضوح قابل مشاهده است... سبک تفسیر صدرالمتألهین از آیات و برداشت او از روایات غیر از سبک و اسلوبى است که شیخ رجبعلى تبریزى و شاگردانش از آن پیروى می‌‏کنند. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت هریک از این دو جریان فکرى که هم‏‌معاصر و هم‌رقیب یکدیگرند به‌حکم اینکه از معانى و مضامین روایات اهل‌بیت(ع) مدد می‌‏گیرد، رنگ حکمت شیعى را در ناصیه خود آشکار مى‏‌سازد». درهرصورت هر دو دیدگاه در زمان صفویان وجود داشته‎اند و در تقسیم‎بندی‎های امروزین تحت عنوان مکتب اصفهان می‎گنجند. نویسنده در مقدمه‎هایش مباحث احیای حکمت، فضیلت علم و حکمت نظری، امور عامه مطلقه بر سبیل مصادرات، تعین و اقسام آن، حقیقت جنس، فصل، نوع و شخص، ما به التشخص، تغایر و اقسام آن را مطرح کرده است. در فن اول (طبیعیات) مباحث ذیل مطرح شده؛ تعریف علم طبیعی و موضوع آن، شرح اسم جوهر و عرض، اقسام عرض و جوهر، ترکّب اجسام، حقیقت و ماهیت مکان، حیّز، حرکت، زمان، عدد، عدم مساوقت وحدت و وجود، قوه مصوّره، بیان ماهیت و حقیقت نفس، بساطت و تجرد نفس ناطقه انسانی و فلکی، نحوه ادراک محسوسات پنج‎گانه، قوای باطنی، افعال نفس، مراتب ترقی نفس ناطقه، ابطال تناسخ نامناسب، شرح اسامی نبی، رسول و امام. در فن دوم(الهیات) مباحث؛ تقسیم علم الهیات، صدق و کذب و حق و باطل، عام و خاص و کلی و جزئی، اعراض نسبی، ماده اولای عنصر سماوی، اصالت وجود یا ماهیت، جعل، علت و اقسام آن، اثبات واجب‌الوجود و علت‌العلل، توحید واجب‌الوجود، علم و اقسام آن، عرضیت علم حقیقی حصولی و حضوری، وجود ذهنی، معاد عقلانی و جسمانی و... مطرح می‎گردد. وی در بحث معاد عقلانی و جسمانی معتقد است «معاد بنا بر آنچه مشهور نزد جمهور است عبارت است از رجوع هر نفس ناطقه‏‌اى به‌سوی مبدأش. آنگاه گوید: نفس بنا بر آنچه از احادیث معصومین(ع) و کلام حکماى الهى مستفاد است بر سه قسم است که هر یک معادى مناسب خود دارند» «یکى از مسائلى که مصنف به بررسى آن پرداخته است مسئله وجود ذهنى است. البته وى با همین عنوان «وجود ذهنى» از آن بحث نمی‌‏کند. آنچه از عبارات وى درباره علم به اشیا به دست می‌آید این است که وى قائل است به اینکه در علم به اشیا، مثال و شبح و صورت شى‏ء در ذهن عالم حاصل می‌‏گردد. قول وى به شبح با اقوال قائلین به شبح در مسئله وجود ذهنى نیز متفاوت است. آنچه مصنف در این موضع به بررسى آن می‌‏پردازد این است که آیا در علم به اشیا، ماهیات آن‌ها بأنفسها در ذهن می‌آید یا اشباح آن‌ها؛ و اگر شبح اشیا به ذهن می‌آید، آیا این شبح و صورت مثالى عین ذى شبح و ممثل منه است؟ در پاسخ به این سؤالات، وى ابتدا تصریح می‌‏کند که علم و حس «عرض شبحى» و «مثالى نورانى» است که در نفس حاصل مى‏‌شود. سپس خاطرنشان مى‏‌کند که جمعى کثیر از فحول حکما در این مسئله قائل به عینیت تام من جمیع الوجوه در مرتبه هى هى میان این شبح و مثال نورانى کلى موجود در ذهن با حقیقت و ماهیت خارجى ذى شبح و ممثل منه هستند؛ و رأى کثیر دیگرى نیز آن است که میان آن‌ها مباینت تام من جمیع الوجوه است. رأى مختار مصنف این است که میان شبح و صورت مثالى نورانى موجود در ذهن با حقیقت و ماهیت خارجى ذى شبح و ممثل منه نه مباینت تام من جمیع الوجوه است نه عینیت من جمیع الوجوه، بلکه به وجهى عین و به وجهى غیرند. وى این قول را، چنان‏که خود می‌‏گوید، در کتاب دیگرش به نام جمع بین الرأیین و تصالح الطرفین و تأویل القولین آورده است.» منبع: goo.gl/rkMcgd
احیای حکمت (مشتمل بر طبیعیات) - جلد اول
نویسنده:
علیقلی بن قرچغای خان؛ بامقدمه غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ تصحیح و تحقیق: فاطمه فنا
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
احیای حکمت (مشتمل بر طبیعیات) اثر علیقلی بن قرچغای خان (قرن یازدهم)، کتابی است در دو جلد به زبان فارسی با موضوع حکمت و فلسفه. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی بر این اثر مقدمه نوشته و فاطمه فنا (در قالب پایان‌نامه) به تصحیح آن همت گماشته است. کتاب دربردارنده یک دوره حکمت طبیعى و الهى است. ساختار: کتاب، دارای پیشگفتار، مقدمه مصحح و محتوای مطالب در چهار مقدمه و دو فن و دوازده باب و پنجاه‌وپنج مقاله و یک خاتمه و یک وصیت‏ است. گزارش محتوا: در پیشگفتار کتاب از ارتباط وثیق تفسیر معنوی قرآن و روایات با حکمت سخن گفته شده و به تاریخچه مختصری از گرایش‌های فیلسوفان ایران، نوع نگاه کلامی خواجه نصیر و پررنگ شدن حکمت در عصر صفوی پرداخته شده است. در میان فیلسوفان اسلامی آن دوران، میرفندرسکی و میرداماد از اهمیت بالایی برخوردار بودند و از شاگردان مهم آنان شیخ رجبعلی تبریزی است که علی‎قلی بن قرچغای خان تحت تأثیر افکار و عقاید او بوده است. دکتر دینانی در ادامه پیشگفتار از اهمیت زنده نگه‌داشتن کتاب‌های چاپی آن دوره و تلاشش در راستای تصحیح و احیای این متون با کمک دانشجویان مستعد دوره‎های کارشناسی ارشد و دکتری، سخن می‎گوید. این اثر پایان‌نامه کارشناسی ارشد فاطمه فنا در دانشگاه تهران و در همین راستا است. على‎قلى بن قرچغاى خان ابتداى کتاب را به خطبه‏‌اى در حمد و سپاس خداوند و سلام و درود بر پیامبر عظیم‎الشأن اسلام و خاندان عصمت و طهارت(ع) آراسته است. آنگاه با پیشگفتارى در بیان مراتب حکمت موافق با قول معصومین(ع) و شریعت و مطابق رأى ارسطو، همراه با اقوالى که دراین‌باره آورده، آغاز می‌‏کند و اظهار مى‏‌دارد که: «ما نیز مقتفیاَ لآثار الشریعة، فن حکمت را مترتب به دو مرتبه ساختیم؛ و مرتبه اوّل و أسفل که مشتمل بر فنون حکمت عامه طبیعى و الهى است، آنچه از اصول معتمده حکیم بزرگ ارسطاطالیس و سایر اساطین حکماى قدیم استنباط کرده مدلل و مبرهن ساخته بودیم، به فضل‌الله و قوته، در این کتاب تقریر و تحریر خواهیم کرد- ان شاء الله؛ و مرتبه دویم که مشتمل بر حکمت خاصه عالیه است همان متن کتاب مستطاب اثولوجیا را که فى الحقیقة نور مبین و کتاب متین حکمت است مطابقاً لآیات القرآن العظیم و موافقاً لأحادیث المعصوم الکریم، بعدازاین شرح و بیان خواهیم کرد- ان شاء الله؛ و این کتاب را مشتمل بر چهار مقدمه و دو فن و دوازده باب و پنجاه‌وپنج مقاله و یک خاتمه و یک وصیت ساختیم و احیاى حکمت نام نهادیم.» «مصنف، مباحث خود را غالباً با آیات قرآن، احادیث ائمه(ع) و اقوال و آراى حکماى متقدم و متأخر و حتى معاصرانش طرح می‌‏کند، ازاین‏رو شمار اقوالى که به نقل آن‌ها پرداخته بیش از پانصد قول است. وى همچنین بعضاً مطالبى را ذیل عناوین تنبیه، تحقیق، تذنیب، قانون و وصل بیان می‌‏کند و گاه بحث خود را در قالب طرح شکوک و ازاله آن‌ها دنبال کرده است.» «کتاب احیاى حکمت علی‌قلی بن قرچغاى خان همانند سایر آثار این اندیشمند توانا نشان‏‌دهنده یک جریان فکرى نیرومندى است که در جهت خلاف اندیشه‏‌هاى صدرالمتألهین شیرازى وجود داشته است. این جریان فکرى در تعلیمات شیخ رجبعلى تبریزى به اوج خود رسیده و به‌عنوان یک نظام فلسفى مطرح شده است. این نظام فلسفى که با نوعى از الهیات تنزیهى سازگارى دارد، با معانى و مضامین برخى از روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) نیز نزدیک است. در این نظام فلسفى رگه‌هایی از اندیشه‏‌هاى مکتب نوافلاطونى نیز وجود دارد که براى اهل بصیرت به‌وضوح قابل مشاهده است... سبک تفسیر صدرالمتألهین از آیات و برداشت او از روایات غیر از سبک و اسلوبى است که شیخ رجبعلى تبریزى و شاگردانش از آن پیروى می‌‏کنند. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت هریک از این دو جریان فکرى که هم‏‌معاصر و هم‌رقیب یکدیگرند به‌حکم اینکه از معانى و مضامین روایات اهل‌بیت(ع) مدد می‌‏گیرد، رنگ حکمت شیعى را در ناصیه خود آشکار مى‏‌سازد». درهرصورت هر دو دیدگاه در زمان صفویان وجود داشته‎اند و در تقسیم‎بندی‎های امروزین تحت عنوان مکتب اصفهان می‎گنجند. نویسنده در مقدمه‎هایش مباحث احیای حکمت، فضیلت علم و حکمت نظری، امور عامه مطلقه بر سبیل مصادرات، تعین و اقسام آن، حقیقت جنس، فصل، نوع و شخص، ما به التشخص، تغایر و اقسام آن را مطرح کرده است. در فن اول (طبیعیات) مباحث ذیل مطرح شده؛ تعریف علم طبیعی و موضوع آن، شرح اسم جوهر و عرض، اقسام عرض و جوهر، ترکّب اجسام، حقیقت و ماهیت مکان، حیّز، حرکت، زمان، عدد، عدم مساوقت وحدت و وجود، قوه مصوّره، بیان ماهیت و حقیقت نفس، بساطت و تجرد نفس ناطقه انسانی و فلکی، نحوه ادراک محسوسات پنج‎گانه، قوای باطنی، افعال نفس، مراتب ترقی نفس ناطقه، ابطال تناسخ نامناسب، شرح اسامی نبی، رسول و امام. در فن دوم(الهیات) مباحث؛ تقسیم علم الهیات، صدق و کذب و حق و باطل، عام و خاص و کلی و جزئی، اعراض نسبی، ماده اولای عنصر سماوی، اصالت وجود یا ماهیت، جعل، علت و اقسام آن، اثبات واجب‌الوجود و علت‌العلل، توحید واجب‌الوجود، علم و اقسام آن، عرضیت علم حقیقی حصولی و حضوری، وجود ذهنی، معاد عقلانی و جسمانی و... مطرح می‎گردد. وی در بحث معاد عقلانی و جسمانی معتقد است «معاد بنا بر آنچه مشهور نزد جمهور است عبارت است از رجوع هر نفس ناطقه‏‌اى به‌سوی مبدأش. آنگاه گوید: نفس بنا بر آنچه از احادیث معصومین(ع) و کلام حکماى الهى مستفاد است بر سه قسم است که هر یک معادى مناسب خود دارند» «یکى از مسائلى که مصنف به بررسى آن پرداخته است مسئله وجود ذهنى است. البته وى با همین عنوان «وجود ذهنى» از آن بحث نمی‌‏کند. آنچه از عبارات وى درباره علم به اشیا به دست می‌آید این است که وى قائل است به اینکه در علم به اشیا، مثال و شبح و صورت شى‏ء در ذهن عالم حاصل می‌‏گردد. قول وى به شبح با اقوال قائلین به شبح در مسئله وجود ذهنى نیز متفاوت است. آنچه مصنف در این موضع به بررسى آن می‌‏پردازد این است که آیا در علم به اشیا، ماهیات آن‌ها بأنفسها در ذهن می‌آید یا اشباح آن‌ها؛ و اگر شبح اشیا به ذهن می‌آید، آیا این شبح و صورت مثالى عین ذى شبح و ممثل منه است؟ در پاسخ به این سؤالات، وى ابتدا تصریح می‌‏کند که علم و حس «عرض شبحى» و «مثالى نورانى» است که در نفس حاصل مى‏‌شود. سپس خاطرنشان مى‏‌کند که جمعى کثیر از فحول حکما در این مسئله قائل به عینیت تام من جمیع الوجوه در مرتبه هى هى میان این شبح و مثال نورانى کلى موجود در ذهن با حقیقت و ماهیت خارجى ذى شبح و ممثل منه هستند؛ و رأى کثیر دیگرى نیز آن است که میان آن‌ها مباینت تام من جمیع الوجوه است. رأى مختار مصنف این است که میان شبح و صورت مثالى نورانى موجود در ذهن با حقیقت و ماهیت خارجى ذى شبح و ممثل منه نه مباینت تام من جمیع الوجوه است نه عینیت من جمیع الوجوه، بلکه به وجهى عین و به وجهى غیرند. وى این قول را، چنان‏که خود می‌‏گوید، در کتاب دیگرش به نام جمع بین الرأیین و تصالح الطرفین و تأویل القولین آورده است.» منبع: goo.gl/rkMcgd
آیا امام على(علیه السلام) یک فیلسوف بود؟
نویسنده:
محمدجواد مغنیه، ترجمه مرتضى الیاسى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
چنـانچه بتوان به كسى كه مسـائل فلسفى را جمع آورى كرده و در كتاب مستقلى به ترتيب و تنسيق آن هاپرداخـته يا به كسى كه آن ها را شرح مى دهد يا بر آن ها تعليقه مى زند يا براى شاگردانش تدريس مى كند، عنوان «فيلسوف» داد، به طريق اولى مى توان بر امام على (عليه السلام) كه در شناخت هستى و اسرار آن در همه قرون و بر همه نسل ها پيشى گرفته است، عنوان «سرور فيلسوفان» و «نخستين استادفيلسوفان» اطلاق كرد. همچنين اگر فيلسوف كسى باشد كه عالَم را بشناسد و آن را براى عالَميان معرفى كند، پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله) كسى را عالم تر، ژرف انديش تر، صائب الرأى تر، پرآوازه تر و بزرگوارتر از اميرالمؤمنين نمى شناسيم؛ همو كه در مناسبت هاى گوناگون فرمود: «سَلُونى قَبْلَ اَن تَفْقِدُونى»؛ پيش از آن كه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد. در اين جمله، حضرت (عليه السلام) پرسش از علم خاص يا باب خاصى را مطرح ننموده و اين خود دليل روشنى است بر اين كه ايشان «سرور فيلسوفان»، «پيشواى حكيمان» و بزرگ ترين دانشمندى است كه به همه علوم و ظرايف و اسرار آن ها احاطه داشته و شارح و مفسر آن ها بوده و در همه علوم، از الهيات گرفته تا تفسير و قرائت ها تا فقه و حديث و اخلاق و قضا و رفع دعاوى تا فصاحت و بلاغت و ديگر علوم ادبى تا رياضيات و طب و شيمى تا مجادله و مناظره براى اثبات حق و ساكت نمودن معاندان و منكران، به بالاترين مراتب رسيده بود. در این مقاله، بعضى از دلايل و شواهد این سخن را متذكر مى شويم.
مواضع ناسازگاری مباحث علوم طبیعی و آموزه های دینی از دیدگاه غزالی: سببیت و نفس
نویسنده:
علیرضا اژدر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از دیدگاه غزالی،مباحث علوم طبیعی در دو بحث عمده،با آموزه‌های دینی، ناسازگار است: 1.سببیت:لازمه‌ی پذیرش سببیت،اثر داشتن پدیده‌های طبیعی و رابطه‌ی علیت‌ بین آن‌ها است.غزالی این دیدگاه را ناسازگاز با عمومیت قدرت خداوند و معجزات‌ انبیاء می‌داند.وی حل مشکل را در پذیرش نظریه‌ی عادت اشاعره و نفی رابطه‌ی‌ علیت بین پدیده‌های طبیعی می‌داند. 2.نفس:مبحث نفس از مباحث مهم حکمت طبیعی است.غزالی از میان مباحث‌ نفس،بحث تجرد،سرمدیت و کیفیت بقاء نفس پس از مرگ را مورد توجه قرار داده است.وی دیدگاه فلاسفه را در این مورد،مخالف با معاد جمسانی می‌داند. در این نوشتار،نخست دیدگاه غزالی در مورد علم،عالمان و علوم فلاسفه مورد بررسی قرار گرفته،سپس به تشریح دیدگاه غزالی در مواضع ناسازگاری علوم طبیعی‌ با آموزه‌های دینی پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 129 تا 150
نظریه بدیع قانون طبیعى در حکمت عملى اسلامى
نویسنده:
محمدحسین طالبى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نگارش پیش رو دربردارنده نظریه اى بدیع درباره قانون طبیعى از نگاه فلسفه اسلامى است. قانون طبیعى بنیادى ترین گزاره هاى عقل عملى درباره رفتار اختیارى بشر است. کشف مفاد قانون طبیعى، مبتنى بر دو امر است: شناسایى طبیعت بشر و تشخیص هدف آفرینش انسان.نفس آدمى داراى سه مرتبه نباتى، حیوانى و انسانى (ناطقه) است. محتواى قانون طبیعى، یعنى حکم عقل درباره رفتارهاى بشر، با التفات به امکانات طبیعى هر مرتبه نفس و با توجه به هدف آفرینش بشر به دست مى آید. گزاره هاى قانون طبیعى همگى بدیهى اند که بر اثر معرفت حضورى نفس به همه نیازهاى خود فهمیده مى شوند.
صفحات :
از صفحه 181 تا 203
بازخوانى انتقادى آموزه قانون طبیعى در حکمت عملى یونان باستان
نویسنده:
محمدحسین طالبى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دانشمندان دوره اوّل یونان باستان قانون طبیعى را قانونى جهان شمول، ازلى، و بى همتا مى دانستند و از آن به عنوان بنیادى ترین منبع براى اخذ بهترین معیارهاى زندگى بشر یاد مىکردند. مشکلات معرفت شناسانه نسل اوّل سوفسطاییان تأثیرى عمیق در آراى فلسفى نسل هاى بعدى این نحله گذاشت؛ به طورى که در میان آنان، بر سر مسئله اعتبار قانون طبیعى اختلاف نظر پیش آمد. فیلسوفان یونانى که احکام عقل را پایه اى ثابت براى معرفت بشر مى دانستند، از سرسخت ترین حامیان قانون طبیعى در دوره یونان باستان به شمار مى آیند. رواقیان که نقش مهمّى در توسعه بحث قانون طبیعى داشتند، مفاد آن را «زیستن بر طبق طبیعت» مى دانستند.نوشتار حاضر به بیان انتقاداتى خواهد پرداخت که بر آموزه «قانون طبیعى» در دوره یونان باستان وارد است. این انتقادات در دو دسته جداگانه بیان مى شوند: 1) انتقاداتى که در مسئله قانون طبیعى، به طور مشترک، بر همه اندیشمندان دوره یونان باستان وارد است: ابهام مفهومى قانون طبیعى، ابهام مصداقى آن و نیز ابهام در وجه تسمیه آن در حکمت عملى یونان باستان؛ 2) انتقادات نه گانه اى که به طور مجزّا، به محتواى فکرى برخى از این دانشمندان مربوط است. این گزاره ها با عنوان «انتقادات مختص» بیان مى شوند.
صفحات :
از صفحه 169 تا 201
درباره فلسفه و نسبت آن با علوم
نویسنده:
محمد خامنه ای
نوع منبع :
مقاله , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
چکیده :
مطالعه پیرامون فلسفه از زوایای مختلف امکان‌پذیر است. برخی از مهم‌ترین‌ پرسش‌ها به ماهیت فلسفه و موضوع و مسائل آن مربوط می‌شود و برخی دیگر به‌ رابطه میان علوم و فلسفه و شرایط رشد و تکامل آنها بازمی‌گردد. این سؤالات را با ریاست محترم بنیاد حکمت اسلامی صدرا، حضرت آیت الله سید محمد خامنه‌ای در میان گذاشته‌ایم.
صفحات :
از صفحه 9 تا 19
ماده از نگاه فیزیک و فلسفه
نویسنده:
فاطمه سلیمانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ماده مربوط به طبیعت است و در کنار پژوهشهای نظری فلاسفه، دانشمندان علوم‌ تجربی نیز به شناخت ماده و فهم ساختار جهان طبیعت پرداخته‌اند. مفهوم ماده یا جسم‌ در تاریخ تفکر بشری دچار دگرگونی‌های بسیار شده و هر کدام از نظامهای فلسفی‌ مختلف تصویر و تبیین خاصی از ماده ارائه کرده‌اند. در تمامی این تبیین‌ها مسأله‌ تغییرپذیری و امکان پذیرش صورت‌های مختلف برای ماده مورد توجه بوده است. از نگاه علم فیزیک،ماده یا جسم از ذرات بنیادین،تجزیه‌ناپذیر و دارای جنبش و حرکت تشکیل شده است که با توجه به میزان جنبش و حرکت این ذرات،صورت ماده یا انرژی به خود می‌گیرند. در تفکر فلسفی،اگرچه اکثر فیلسوفان مسلمان ماده را به عنوان‌ امر بالقوه محض،جزئی از جوهر جسم می‌دانند و قائل به ثنویت ماده و صورت هستند ولی در عین حال در مورد اتصال یا انفصال بالفعل اجسام دیدگاه‌های متفاوتی دارند. البته مسأله نسبت جسم و ماده یک مسأله فلسفی صرف نیست و باید آن را در وهله‌ اول موضوع علم تجربی بدانیم و دریافت‌های تجربی را به عنوان اصل موضوعه بپذیریم‌ و سپس براساس این دریافت‌ها به تحلیل فلسفی از جسم و ماده بپردازیم.بر همین مبنا در اندیشه صدرایی ماده دیگر جزئی از جسم و دارای عدم فعلیت نیست و اجسام پیرامون‌ ما از ذرات بنیادین بسیار ریزی تشکیل شده‌اند که دارای حرکت و جنبش دائمی هستند و به اعتبار داشتن خاصیت وجودی دائم التغییر بودن،لفظ ماده بر آنها اطلاق می‌شود.به‌ این ترتیب به تحلیلی فلسفی از ماده می‌رسیم که با دریافت‌های تجربی فیزیک هماهنگ‌ است.
صفحات :
از صفحه 20 تا 55
  • تعداد رکورد ها : 86