مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 138
بررسی تطبیقی چیستی آگاهی از دیدگاه فیلسوفان ذهن معاصر و فلسفه اسلامی با تأکید بر حکمت متعالیه
نویسنده:
مهدی کریمی نودهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فلسفه ذهن، با گشودن راه‌های تازه‌ای پیشاروی فیلسوفان، زمینه مطالعات دامنه‌دار فلسفی را فراهم کرد؛ مسائلی که قبلاً از محیط بحث‌های دقیق فلسفی دورافتاده‌بود، باردیگر به میدان مباحثه‌های علمی بازگشت. دراین میان، مسأله آگاهی از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا این مفهوم اساسی‌ترین مفهوم ذهنی است که دامنه وسیعی از مفاهیم ذهنی را شامل می‌شود. فیلسوفان ذهن با واکاوی مفهوم آگاهی به تحقیق در خصوص آن پرداختند. مسأله آگاهی از جنبه‌های متفاوتی، درفلسفه ذهن بررسی شده ‌است که شاید مهم‌ترین مبحثی که درمورد آن جریان دارد توجه به حیث متافیزیکی آگاهی است، این‌که آگاهی و اصولاً همه امور ذهنی، پدیده‌ای متافیزیکی و غیر مادی است خود محل بحث فیلسوفان ذهن است. از طرفی با پذیرش متافیزیکی وغیر مادی بودن آگاهی، چگونگی پدیدآمدن پدیده‌ای متافیزیکی از عناصر مادی مغز، خود معمایی است که هنوز راه‌حلّ قانع کننده‌ای برای آن ارائه نشده ‌است. برای حلّ این معما تلاش‌هایی صورت گرفته‌است که نتیجه این تلاش‌ها، تبیین‌های مشهوری است که برای بیان ماهیّت ذهن وآگاهی و رابطه ذهن با بدن مطرح شده‌ است. درمیان این تلاش‌ها، دو نظریّه فیزیکالیستی ودوگانه‌انگاری در دو سوی این کمان قرار دارد، نگاه فیزیکالیستی، هرگونه غیر مادی بودن ذهن وآگاهی را انکار می‌کند و درنهایت، طبق این دیدگاه، فعالیت‌های فیزیکی مغز منشأ همه این قابلیّت‌ها است. از سویی، دوگانه انگاران، با قبول جوهر غیر مادی، در قبال جوهر فیزیکی، راه را برای هرگونه بررسی علمی بسته‌اند. دراین میان، تقریری از دوگانه‌انگاری جوهری که صاحبان حکمت متعالیه وبه‌ویژه ملاصدرا، ارائه کرده‌اند، می‌تواند کاستی‌های روی‌کرد دوگانه‌انگارانه در خصوص آگاهی و عموماً ذهن‌مندی را برطرف نماید. چرا که دیدگاه صدرا که مبتنی بر مبانی دقیق حکمت متعالیه است، از طرفی، نقش طبیعت مادی را در حدوث نفس، پررنگ می‌‌کند و از طرفی، نفس را دارای حرکتی جوهری که منتهی به تجرد تام از بدن مادی می‌شود، می‌داند. از این رو، این دیدگاه، حدّ وسط دو دیدگاه پیشین است و می‌تواند تقریر معقول‌تری از دوگانه‌انگاری جوهری ارائه کند.واژگان کلیدی: آگاهی، کوالیا، حالات ذهنی، فلسفه ذهن، حکمت متعالیه.
بررسی تطبیقی علیت و ضرورت ‌علّی در رئالیسم انتقادی و حکمت متعالیه و تاثیر آن در روش‌شناسی علوم اجتماعی
نویسنده:
منصور محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
توصیف و مقایسه‌ای تحلیلی، در رابطه با نوع نگاه به علیت و ضرورت علّی، در دو مکتبرئالیسم‌انتقادیو حکمت‌متعالیهوبازنمایی نتیجه این نوع نگاه، در اتخاذ رویکردوروش مناسب، در علوم اجتماعی، موضوعی است که این تحقیق، بدنبال آن بوده است . در این تحقیق،بیان می‌شود که، بین منبع معرفتی و نوع نگاه بهاشیاءوواقعیات طبیعی و اجتماعی ونوع نگاه به علیت و ضرورت علَّّی و انتخاب رویکردوروش تحقیق در علوم اجتماعی، یک رابطه منطقی وجود دارد.در این میان، رئالیسم انتقادی، با نفی انحصار معرفت شناختی علم تجربی و با تکیه بر فلسفه علم وتحلیل‌عقلی‌پراتیک های علم‌تجربی، با استفاده از استدلالهای استعلایی، نگرشی غیر اتمیستی به اشیاء و واقعیات پیدا کردهواشیاء و واقعیات را لایهلایهدانسته و علیت و ضرورت را مربوط به لایه های زیرین یک شیء وتوانایی اثر گذاری آن می‌داند وبدین ترتیب، علیت را به معنای کیفیت ارتباط بین دوشیء،نمی داند ووجود علت‌غایی را نیزقابل اثباتنمی‌داندو مبتنیبر این نوع نگاه، به رد علیت انضمامی و پیش‌بینی مبتنی بر آنو اثبات علیت‌عمقی و تبیین مبتنی بر آن، مخصوصا در حیطه علم اجتماعی می‌پردازد ؛ علاوه بر آن،رئالیسم انتقادی، در نتیجه محدودیت خاص منبع هستی شناسی خود و نوع نگاه به علیت، در رویکرد خود به علوم اجتماعی، دچارنسبی‌گرایی روش شناختی و سکولاریسم، در ارزش‌گذاری است . اما در حکمت متعالیه، فلسفه ایموسوم به حکمت متعالیه، که با فلسفه متعارف و فلسفه علم مورد نظر رئالیسم انتقادی،تفاوت دارد، منبع هستی شناسی و نوع نگاه به علیت و ضرورت‌علّی است و مبتنی بر آن ،اولا قائل به علیتی آگاه به فعل خود، در ماورای عالم مادهووجود علت‌غایی برای جهان هستی، من جمله، جهان‌اجتماعی، می شود و ثانیا، یکنوع پیوستگی و همبستگی کلی بین هستی و موجودات و حوادث و واقعیات آن اثبات می شود و بدین ترتیب، هم زمینه ایجاد یکنوع نگاه معنوی به کل جهان، من جمله جهان اجتماعی،و دخالت دین و منابع دینی و ارزش‌های دینی درتبیینوپیش‌بینیوسیاستگذاری جامعه، باز، نگه داشته می‌شودوهمبه یکنوعکثرت‌گرایی روش شناختی در علوم اجتماعی و تبیین در آن ، معتقد می‌شود.در خاتمه نیز پیشنهاد شده است موارد دیگری از اصول هستی شناختی مانند چگونگی نگاه به صور نوعیه و چگونگی نگاه به بحث حرکت،با توجه به تاثیر آن‌ها در روش شناسی،نیز، بصورت مقایسه ای مورد تحقیق قرار گیرد .
تبیین نسبت میان عقل و دین به کمک مبانی هرمنوتیک فلسفی
نویسنده:
محمدحسن نجف زاده تهرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش پاسخ به پرسش « چگونگی نسبت میان عقل و دین» می باشد که با مبانی هرمنوتیک فلسفی سامان یافته است. گفتار روند خود را همسوی نگاه های هستی شناسانه و معرفت شناسانه موجود پی گرفته است و با نمایان کردن تضادهای ظاهری و تنازع های نامعقول موجود بین عقل و دین به چشم اندازی متفاوت از آنچه تاکنون به عنوان نظریه غالب بوده است دست می یابد. دراین راستا پی ریزی محور و شالوده گفتار بررسی مفاهیمی از «عقل» و «دین» از چشم انداز هرمنوتیک فلسفی می باشد. سپس با بیان نقدهایی بر نظریات موجود به معرفی راهکار پیشنهادی با عنوان «گفتگوی توافقی» منتهی می گردد. اما ازآنجائیکه راهکار پیشنهادی بر پایهبررسی و نقد نظریات موجود در این زمینه است، به طور اجمال مفاهیم و سیر تاریخی این دانشها نیزمورد بررسی قرار گرفته است. آنچه لازم به یادآوری می باشد به دلیل عدم جهانروایی نظریات هرمنوتیکی هرچند پایه و اساس این پژوهش دانش هرمنوتیک می باشد اما رویکرد آن نه تمامی نظریات هرمنوتیکی موجود بلکه موضعی فلسفی با نام «هرمنوتیک فلسفی» است. دانشی نوبا مفهومی جهانروا کهتوسطفیلسوف آلمانی هانس گئورگ گادامر و هستی شناسی فهم توسط وی گسترش یافته است. لذا توجهبهفهم و درک عمیق هستی شناسی فهم در انسان و ارتباط آن با دین ِ مورد گزینش توسط وی، منجر به حضور فعال و چشمگیر «هرمنوتیک فلسفی» و تبیین نظریه های ساختاردیالوگی فهم، امتزاج افق ها، دورهرمنوتیکی و ماهیت توافقی فهم گردیده است. این تبیین ها از انسان، فهم و دین به گونه ای گسترده و فراگیر در تمام مراحل این پژوهش امید دارد در نهایت راهنمای فهم بهتر نسبت عقل و دین و پایان چالش های موجود در این زمینه گردد.
نسبت عقل و فاهمه در فلسفه کانت و هگل
نویسنده:
فاطمه مهرزادصدقیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه با موضوع نسبت عقل و فاهمه در فلسفه های کانت و هگل، به بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف معاصر در باب معرفتشناسی میپردازد. از جنبه های معرفتشناسانه نظام ایشان دو قوا فاهمه و عقل از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا دیدگاه آنان در مورد حدود و ثغور شناسایی را دربرمیگیرد.از نظر کانت فاهمه تنها قوه ای است که با همکاری حس، قادر به فراهم آوردن شناسایی معتبر و عینی است.همچنین در دیدگاه او تنها شناسایی نظری معتبر، شناخت از پدیدار ها است و نه اشیا فی نفسه.نقشی که عقل در این میان برعهده میگیرد نقشی تنظیمی و محدود کننده است.عقل گسترش دهنده محدوده دانش نیست، بلکه باید همواره آن را به دانش پدیداری محدود سازد. از این لحاض فاهمه و عقل در نظام معرفتشناسی کانت دو قوه متعارض اند.اما هگل محدود بودن دانش را برنمیتابد و در پی ان برمی آید تا با نقد مبانی معرفتشناسی کانت، این تعارضات را به وحدت مبدل سازد.نتیجه چنین است که او با بهره بردن از دیالکتیک به صورت خلاقانه و فراگیر،تمام قوای شناختی در انسان را در طول یکدیگر،از پایینترین تا بالاترین مرتبه، انتظام میبخشدو بدین ترتیب تعارضات فلسفه کانت در مرتبه ای والاتر ارتفاع می یابند.بالاترین مرتبه ارتفاع تعارضات در نظام هگل، مربوط به عقل است که از قدرتی نامحدود برای شناخت برخوردار است.
حجیت معرفت شناختی تجربه دینی از دیدگاه ملاصدرا و ویلیام آلستون
نویسنده:
محمدمهدی ساداتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حو زه: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده معرفت شناسی دو گونه است: عام و خاص. معرفت شناسی عام، نظریه پردازی دربارة معرفت را وجهة همت خود قرار داده است و اصل معرفت را می کاود. اگر معرفت شناسی، از معرفت در حوزه ای خاص سخن به میان آورد، معرفت شناسی خاص بوده که طبعا از نوع معرفت شناسی پسینی است. «معرفت شناسی تجربه دینی » از شاخه های معرفت شناسی خاص است. مهم ترین پرسشی که در ارتباط با ویژگی معرفت بخشی تجربه های دینی وجود دارد این است که آیا تجربه های دینی می توانند توجیه گر باورهای دینی باشد؟ به منظور پاسخ به این پرسش، در این رساله به بررسی آرای ویلیام آلستون و ملاصدرا می پردازیم. در این راستا، نخست مفاهیم بنیادین موجود در این پرسش، در دو فصل چیستی معرفت و چیستی تجربه دینی با تأکید بر آرای آلستون و ملاصدرا مورد تحلیل قرار می گیرند. سپس با به دست دادن مدل ادراکی آلستون و ملاصدرا، دلایل این دو اندیشمند در اثبات اعتبار معرفت شناختی تجربة دینی به منظور توجیه باورهای دینی مبتنی بر آنها بررسی می شوند. در پایان نیز نویسنده، با برشمردن وجوه تشابه و تفاوت آرای این دو اندیشمند در حیطه معرفت شناسی تجربه دینی و نقد آنها، دلایل آن دو را در حجیت معرفت شناختی تجربه دینی وافی به مقصود نمی داند.
بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی
نویسنده:
مجید احسن، مسعود صادقی، عسکری سلیمانی امیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فرگه با تشبیه گزاره‌های وجودی به گزاره‌های عددی به این نتیجه می‌رسد که وجود محمولی درجة دوم و صرفاً قابل حمل بر مفاهیم است، نه اشیاء. استدلال وی، با ابتنای بر ثبوت شیء لشیء بودن گزاره‌های وجودی، این است که اگر وجود بر اشخاص به‌منزلة یک محمول و ویژگی درجة اول حمل شود، گزاره‌های وجودی موجبه، همان‌گو و سالبة آن‌ها خودشکن خواهد شد. بر این اساس، وی گزاره‌هایی همچون «سقراط وجود دارد» را درست ـ ساخت نمی‌داند و در تلاش برای ارائة شکل صحیح آن، به صورت نمادین، وجود را به جایگاه سور منتقل می‌کند. با معیار قرار دادن دیدگاه ملاصدرا روشن می‌شود که برخلاف گمان فرگه، اولاً اصل در گزاره‌های وجودی، شخصیه بودن است و ثانیاً مفاد گزاره‌های وجودی، ثبوت الشیء است نه ثبوت شیء لشیء و ثالثاً، اینکه از پیش‌فرض‌های قول به این‌همان بودن این گزاره‌ها اصالت وجود است که فرگه منکر آن است.
صفحات :
از صفحه 87 تا 100
هـرمنـوتیک
عنوان :
نویسنده:
جان بی تامسون
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
بحث از هرمنوتيك و تأويل و تفسير متون مقدس به روش خاص خود، از جمله مباحث جديدى است كه به تازگى وارد ادبيات و زبان فارسى شده است و هنوز هم، همچون بسيارى از اصطلاحات و واژگان هاى بيگانه، ابعاد مبهم و ناگشوده فراوانى در آن وجود دارد. آنچه مى خوانيد نيم نگاهى است به اين بحث. لازم به ذكر است كه طرح اين گونه مباحث در نشريه به منزله تأييد محتواى مقالات نيست بلكه صرفا با هدف اطلاع رسانى صورت مى گيرد. بدين روى، معرفت براى تنوير افكار و تضارب آرا آمادگى خود را براى چاپ مقالاتى از اين دست و يا نقد بر چنين مباحثى اعلام مى دارد.
معرفت شناسی فضیلت، بازگشتی به گذشته و جهشی به سوی آینده
نویسنده:
جلال پیکانی ,محمد مسعودی نیا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
معرفت شناسی معاصر تحت تاثیر علم گرایی حاکم بر فلسفه تحلیلی قرن بیستم، رویکردی یکسره مکانیستی به معرفت را اتخاذ کرده و تمامی وجوه غیرمعرفتی را از معرفت شناسی زدوده است. این رویکرد باعث نوعی رکود در معرفت شناسی معاصر شده است. اما در سال های اخیر از بطن همین معرفت شناسی، رویکردی جدید روییده است که جریان غالب را برنمی تابد و با الهام از معرفت شناسان گذشته، معتقد است نقش عوامل روانی غیرمعرفتی فاعل شناسا را نمی توان در حصول معرفت نادیده گرفت. دو تن از چهره های برجسته این نظریه که «معرفت شناسی فضیلت» نامیده می شود، عبارتند از ارنست سوزا و لیندا زاگزبسکی. آنها معرفت را محصول کارکرد درست قوایی در فاعل شناسا می دانند که همگی شاید قوای معرفتی، به معنای رایج، تلقی نشوند. آنها شروط معرفت را نه در باور بلکه در فاعل شناسا و عامل شناخت می جویند. در این مقاله ضمن تمرکز بر تاکید معرفت شناسی فضیلت بر نقش عوامل غیرمعرفتی در حصول معرفت، نشان داده شده است که این مولفه می تواند افق های جدیدی را در معرفت شناسی معاصر بگشاید و آن را از رکود فعلی خارج کند.
صفحات :
از صفحه 57 تا 81
معرفت شناسی تجربه دینی از دیدگاه شیخ اشراق و ویلیام آلستون
نویسنده:
روح الله حکیم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ماهیت و متعلَق تجربه دینی از دیدگاه آلستون، حضور خداوند است که وی نام آن را تجربه عرفانی نهاده است. از دیدگاه وی، تجارب عرفانی هم‌سنخ با تجارب حسی‌اند. قوانین تجارب حسی با تجارب عرفانی، در نحوه وقوع و معیار صدق، یگانه است. او بنابر این یگانگی، نظریه ظهور را مطرح نموده است که طبق آن، ادراک مساوی با ظهور مدرَک برای مدرِک است. از دیدگاه او، چنین ظهوری، پیش از هرگونه صورت برداری و مفهوم‌پردازی بوده و غیر قابل تحلیل است.در آثار شیخ اشراق، عنوان تجربه دینی وجود ندارد؛ تنها می‌توان از طریق هستی‌شناسی وی و با واکاوی مفاهیمی چون ذوق و ادراک شهودی، به تبیین این مساله پرداخت. بنابر هستی‌شناسی سهروردی، نفس انسان و تمام حقایق بالاتر از آن، حقیقتی نوری دارند. از این رو، تجربه دینی از دیدگاه شیخ اشراق، تجربه حقیقت نورانی انسان نسبت به انوار مافوق خویش است. این ادراک، از طریق عالَمی واسطه به نام عالم مثال به وقوع می‌پیوندد و فرایند تجربه از طریق مباحث شهود و اشراق تبیین می‌شود. شیخ اشراق نیز در حقیقت ادراک، مشابه با آلستون که ادراک را امری قبل از مفهوم‌پردازی و فکر درباره یک چیز می‌دانست، عمل می‌کند. طبق نظریه ادراک سهروردی، علم انسان به همه حقایق عینی از جمله محسوسات، از طریق شهود نفس نسبت به آنها حاصل می‌شود و از این‌رو علمی حضوری است. سهروردی علم حضوری را مبنای معرفت‌شناسی خویش قرار می‌دهد و از طریق علم حضوری، به شهودهای خویش اعتبار می‌بخشد.
دین عقلانیت، و تحول معرفت
نویسنده:
على مصباح
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
  • تعداد رکورد ها : 138