مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
روش شناختی کلام نوین روش شناسی تعلیم دین روش شناسی علوم انسانی روش شناسی علوم طبیعی روش شناسی فهم روش شناسی معرفت دینی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 192
بررسی اندیشه‌های کلامی شیخ مفید (ره)
 درباره راهنماشناسی
نویسنده:
علی پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهدیدگاه شیخ مفید رحمه الله علیه پیرامون مسائل کلامی، از جمله مباحث مربوط به نبوت و امامت همواره مورد توجه دانشمندان بوده است، در این میان مشاهده می‌شود که آراء کلامی مفید رحمه الله علیه پیرامون نبوت و امامت به‌طور مستقصی و طبقه‌بندی‌شده بررسی نشده است. در این پایان‌نامه با توجه به‌جایگاه تأثیرگذار مفید رحمه الله علیه در دانش کلام، آراء وی پیرامون راهنماشناسی با روش توصیفی ـ تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب مبتنی بر تحقیق کتابخانه‌ای موردبررسی قرار گرفته است. مفید رحمه الله علیه در مباحث مربوط به نبوت و امامت، از روش‌ عقلی و نقلی بهره گرفته است، او نقل معتبر را قرآن کریم و روایاتی که علم به درستی محتوای آن بوده باشد، می داند. واکاوی نظرات مفید رحمه الله علیه نشان از اعتبار کارکردهای سه‌گانه عقل( نظری، عملی و ابزاری) نزد او دارد تا آنجا که در تقابل میان عقل و نقل، اگر راهی برای رفع تعارض نبیند، جانب عقل را می‌گیرد. وی در حوزه نبوت و امامت عامه، مباحث گوناگونی از جمله ضرورت نبوت و امامت را مطرح می کند و اصل ضرورت نبی و امام در هر زمان را می‌پذیرد. در نظر او نبوت و امامت هر کدام به عنوان اصلی از اصول دین به شمار می روند. صفات و ویژگی‌های نبی و امام، بحث مهم دیگری است که مفید رحمه الله علیه آن را با محوریت سه مسأله عصمت، علم و افضلیت، مطرح می کند و قائل است نبی و امام باید متصف به این ویژگیها باشد. در حوزه نبوت خاصه، بحث از نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را پیش می‌کشد و دلیل بر نبوت ایشان را معجزه برزگ آن حضرت یعنی قرآن می‌داند، همچنین قائل است که آن حضرت بر سایر انبیاء برتری دارد. در حوزه امامت خاصه، به ادله امامت امیر مومنان علیه السلام با استناد به تعدادی آیات و روایات مانند آیه ولایت و حدیث غدیر پرداخته و دلائلی را که اهل سنت برای خلافت خلفای سه‌گانه آوردند، به نقد می کشد. وی امامت سایر ائمه علیهم السلام را هم بر پایه نصوصی مانند حدیث ثقلین و معجزاتی را که از آنان بروز نموده، ثابت می کند. در پایان مباحثی پیرامون امام مهدی علیه السلام نظیر معرفی آن حضرت، چرائی غیبت و شبهاتی پیرامون آن مانند چگونگی انتفاع از امام غائب را طرح و به پاسخ از آن می پردازد.
بررسی آراء و اندیشه های شیخ مفید در زمینه خداشناسی
نویسنده:
جمال الدین حسنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آرای شیخ مفید (قدس سره) در زمینه های مختلف علمی مخصوصا علم کلام، همواره مورد توجه علمای دین و سایر پژوهش گران بوده است. اما به شکل جامع و طبقه بندی شده کمتر مورد توجه بوده است. هدف این پایان نامه تنقیح و طبقه-بندی آرای ایشان در زمینه مسائل خداشناسی می باشد. این تحقیق با روش توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ گردآوری کتابخانه ای سامان یافته و به نتایج زیر دست یافته است:شیخ مفید در زمینه استنباط و اثبات مسائل خداشناسی از روش های متنوع نقلی و عقلی به فراخور هر بحث، بهره برده است. تعامل شیخ با عقل نشان از اعتبار کارکردهای سه گانه عقل ـ نظری، عملی و ابزاری ـ نزد ایشان دارد؛ به طوری که در تعارض عقل قطعی با نقل باید دلیل نقلی ـ اعم از ظواهر قرآن و خبر واحد ـ طرح یا تأویل گردد.در بحث شناخت خدا شیخ مفید قائل به عقلی بودن وجوب معرفت اللّه به عنوان اولین تکلیف الهی می باشد. وی راه رسیدن به معرفت را صرفا اکتسابی و از طریق نظر و استدلال می داند. لذا وجوب نظر از باب مقدمه واجب، می باشد. وی در همین راستا اقدام به اثبات صانع از طریق برهان حدوث نموده است.در مسئله صفات الهی از نظر شیخ مفید صفات خدا یا همان اسماءالله از مقوله الفاظ بوده و مغایر با موصوف می باشد، و نامیدن خداوند به یک اسم، منوط به ورود آن اسم در متون دینی است. مذهب شیخ در زمینه وجودشناسی و معناشناسی صفات الهی منطبق بر آموزه "إخراج از حد تعطیل و تشبیه" می باشد. لذا در زمینه صفات نفسی، قائل به عینیت این صفات با ذات بوده و در زمینه معناشناسی صفات الهی بر دیدگاه "اثبات بدون تشبیه" تاکید دارد. از این رو ایشان قائل به مجازی بودن صفات خبریه بوده و صفت اراده را نیز مجازی می داند.کلیدواژه: آرای کلامی، شیخ مفید، روش شناسی، معرفت الله، اسماء و صفات، وجودشناسی، معناشناسی.
روش شناسی حکمت اشراق
نویسنده:
سید محمدعلی دیباجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبائی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسایلی که جزء بنیادین حکمت محسوب می شود چگونگی فهم مابعدالطبیعه است. مساله این است که چگونه و با چه وسیله ای می توان به فهم مابعد الطبیعه نایل شد؟ ارسطو و فیلسوفان مشائی روش برهانی و عقل را راه حل مساله می دانند. اما سهروردی در کنار برهان، از کشف و تأله سخن به میان می آورد و از همین جا روش شناسی او متفاوت از روش شناسی فیلسوفان متقدم وی می شود. تأله و کشف راه مشاهده عالم غیرجسمانی است که می تواند با لباس برهان و استدلال به میدان مفاهمه آورده شود. مابعدالطبیعه سهروردی مابعدالطبیعه ای است که مفاهیم و تصورات حسی، خیالی و عقلی به کار رفته در آن ابتدا با انواع تأله و کشفی که وی می گوید به دست می آید و سپس به صورت مبرهن در گزاره های فلسفی و حکمی به کار می رود. این متافیزیک پژوهی سهروردی در فلسفه او مستلزم روش شناسی خاصی است که در این مقاله بدان پرداخته می شود؛ روش شناسی ای که در آن سخن از تأله و کشف است به عنوان طریقی جدید برای فهم مابعدالطبیعه و به ویژه بخشی از آن که ماوراءالطبیعه نامیده می شود. این روش شناسی همچنین بهره مند از زبان رمزی و نمادینی است که ظرفیت معانی فلسفی را دوچندان می کند و نشان می دهد که زبان رسمی فلسفی در نشان دادن ماهیت اشیاء، فهم مابعدالطبیعه و ... ناتوان است.
صفحات :
از صفحه 115 تا 132
نقد و بررسی روش شناسی در فلسفه دکارت و آراء پوپر
نویسنده:
مهین عرب
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبائی,
چکیده :
قطعا تفکرات فلسفی در دوران مدرنیته در رشد و توسعه فرهنگ و تمدن مغرب زمین نقشی اساسی به عهده داشته است. در این میان، آن گروه از فلاسفه که علاوه بر ارائه آراء صرفا نظری، درصدد پیشنهاد روشی کارآمد در مطالعه پدیده های طبیعی و انسانی بوده اند، تاثیر بیش تری در نهادینه کردن و کاربردی کردن تفکرات فلسفی در رشد علمی، تکنولوژی و فرهنگی غرب داشته اند. در مجال این مقاله بر آن شدیم که از میان این گروه، به نقد و بررسی دو نمونه روش شناسی بپردازیم که یکی توسط فیلسوف برجسته فرانسوی، رنه دکارت در سرآغاز دوران مدرنیته به عنوان روشی عمومی و کارآمد در همه اقسام مطالعات علمی طرح شد و دیگری به وسیله فیلسوف شهیر اتریشی، کارل پوپر، در دوران اوج مدرنیته در قالب روشی سودمند در مطالعات پدیده های اجتماعی ارائه شده است. بدیهی است که هر یک از این دو روش برآمده از شرایط فکری و زمینه های تاریخی ای خاص و متکی بر قواعد ویژه ای است. از طرف دیگر، هر دو روش واجد نقاط قوت و ضعفی هستند و همین نکته امکان نقد آنها را فراهم می سازد. در این مقاله به اجمال به مسائل فوق پرداخته شده است و در انتها وجوه مشترک و اختلافات این دو روش نیز اشاره ای کوتاه گردیده است.
صفحات :
از صفحه 53 تا 74
روش‌شناسی ابن عربی در فهم و بیان آرا
نویسنده:
رضا عارف ، مهدی دهباشی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کاشان : دانشگاه کاشان ,
چکیده :
علی‌رغم عظمت شخصیت ابن ­عربی، درباره روش‌شناسی وی پژوهش­ های اندکی انجام شده است که این امر، ضرورت چنین تحقیقی را ایجاب می کند؛ مقاله حاضر، این موضوع را در دو قلمرو روش‌شناسیِ فهم حقایق و روش­شناسیِ بیان آرا، مورد بحث قرار داده و با مراجعه به مهم‌ترین آثار ابن عربی و به کارگیری روش تحلیل عقلی و تفسیری، نخست درباره این نکته که ابن ­عربی در کسب حقایق چگونه عمل ­کرد­ه است­، و سپس درباره روش بیان او بحث می­ کند. این مقاله از یک سو نشان می‌دهد که ابن ­عربی در فهم حقایق، روش‌های عقلی، نقلی، به کارگیری حواس پنجگانه و الهام را ابزارهای شناخت می‌داند؛ اما روش مکاشفه را بیش از همه ارج می‌نهد. از سوی دیگر با نشان دادن این که ابن­ عربی تحت تأثیر مکاتب فکری معاصر و پیش از خود، در بیان آرا و اندیشه‌هایش از روش ­های توصیفیِ مشاهدتی یا روش‌های نقلی، تاریخی و تبیین‌های الاهیاتی و درون‌دینی، به کارگیری روش‌های لغوی، مجاز و کنایه، رمز و راز، ایما و اشاره و استفاده از تأویل و... نیز بهره می ­بَرد.
صفحات :
از صفحه 123 تا 146
روش شناسی فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
محمد ضیاء برهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابزار شناخت و معرفت شامل چهار طریق حس، عقل، نقل و کشف می‌باشد، که از میان آن‌ها حس به حقایق اشیاء راه ندارد، و نمی‌تواند طریقی برای معرفت فلسفی باشد. سایر ابزارها نیز هرکدام به‌تنهایی ناقص هستند؛ زیرا عقل محدود است، و نقل نیازمند تفسیر بوده، و شهود نیاز به بیان دارد. به‌علاوه، در صورت تعارض ظاهری، شهود بر عقل و نقل مقدم می‌گردد. با توجه به این ویژگی‌ها، روش فلسفه ملاصدرا، جمع میان عقل و نقل و شهود است. ملاصدرا کوشیده است تا با استفاده از این ابزارها طرح مسأله نماید، از آن‌ها در گردآوری مقدمات بهره بگیرد، و نتایج حاصل را نیز بر اساس آن‌ها ارزیابی کند. البته چینش مقدمات و نتیجه‌گیری تنها به‌عهده عقل می‌باشد. این روش را می‌توان یک روش ا بداعی در فلسفه دانست که توسط ملاصدرا به کمال رسیده است. توجه به جنبه‌های سلبی و ایجابی عقل، نقل و شهود را می‌توان جزء مبادی اختصاصی حکمت متعالیه دانست. همچنین توجه به تزکیه و تهذیب نفس، و توجه به شهود حقایق و وصول به آن‌ها را می‌توان جزء مبادی مشترک حکمت متعالیه و حکمت اشراق و عرفان نظری دانست. ملاصدرا انواع معرفت را شامل معرفت حسی، خیالی، عقلی و کشفی می‌داند، که از طریق حس، خیال، عقل، قلب، روح، سرّ، خفی و اخفی می‌تواند حاصل شود. همچنین او صدق را به‌معنای مطابقت با واقع می‌داند، که در این صورت خطا و کذب در کشف و شهود و علم حضوری معنا ندارد؛ و خطای احتمالی کشف و شهود مربوط به فاعل، و در مقام کشف یا در مقام بیان می‌باشد. اشکالاتی که به روش ملاصدرا در جمع عقل و نقل و کشف مطرح شده، یا معلول آن است که این سه مقوله در عرض یکدیگر دانسته شده، و یا به‌خاطر آن است که جمع را به‌معنای انطباق گرفته‌اند؛ در حالی که جمع اعم از انطباق است.
بررسی روش شناسی و آسیب شناسی تعاریف و استدلال‌های مکاتب فلسفه اسلامی
نویسنده:
لیلا بانشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
مفهوم شناسی و نقش فلسفه و علم در فلسفه برای کودکان
نویسنده:
زهرا امی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
چکیده :
واژه فلسفه که زمانی مترادف با دانش بود، اينك قلمرو محدودتری يافته است؛ اما به همان اندازه بنيادی تر و اساسی تر گرديده است. فلسفه به جهان هم چون يك کل می نگرد و ماهيت آن بر حسب شش مفهوم بيان می شود: مستقل از محتوا، عقلانيت، خردمندی، کاربردی بودن، کليت داشتن و ساختار انتقادی؛ و در مقابل، علم آن دسته از دانش هايی را در بر می گيرد که از روش تعميم تجربی استفاده کرده و بر مشاهده، آزمايش، گزارش و اندازه گيری برای کشف واقعيات استوار است. در نظام آموزش و پرورش فعلی، دروس مختلف به گونه ای تدوين شده اند که حجم وسيعی از اطلاعات عمومی را به کودکان انتقال می دهند و با الگو قرار دادن جوامع صنعتی و متأثر از نظريه ژان پياژه، کودکان را در شناخت امور عينی منحصر کرده اند؛ در حالی که علوم تجربی در دادن مهارت تفكر اثر بخش به کودکان ناتوان است. تفكر فلسفی در آموزش تفكر و در کسب مهارتهای لازم در حل مسائل روزمره کودکان کارآمد تر است؛ اما در فلسفه برای کودکان اين تفاوت باعث نمی شود که فلسفه و علم طريقی آشتی ناپذير يابند بلكه در دادن مهارت استدلالی به کودکان يكديگر را ياری می کنند.
صفحات :
از صفحه 131 تا 145
الفاظ المستعملة في المنطق
نویسنده:
ابونصر فارابی؛ محقق: محسن مهدی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: دارال‍م‍ش‍رق‌ ‏‫,
چکیده :
«الالفاظ المستعملة فی المنطق» تالیف ابو نصر فارابی تلاشی است تا ارتباط وثیق میان منطق و دستور زبان عربی را تبیین نماید. ظاهراً این کتاب بخشی از کتابی است که فارابی در آن شماری از متون منطقی را تلخیص کرده بوده است. ورود به مباحث اصلیِ منطق در نظر گرفته شده است. رویکرد نظری فارابی در بیان مباحث، این اثر را از نحو گزارشی دور و به نحو تحلیلی نزدیک ساخته است و این کتاب او، هم از نظر تحوّل تاریخی و صناعت منطق اهمیت دارد و هم از جهت مباحث و شیوة بیان آنها، ارزشمند است. مولف، در این کتاب می‌کوشد تا منطق یونانی را با نحو زبان عربی و فرهنگ اسلامی هم آهنگ نماید و اثر حاضر متضمن واژه‌های ابزاری است که به اسامی یا افعال ضمیمه می‌شوند. هم چنین این کتاب در بر دارنده اوصاف کلمات مبنی می‌باشد که اختصاص به نحو عربی دارد. یکی از موضوعات فراگیر در این کتاب تشریح دقیق رابطه میان منطق فلسفی و دستور زبان عربی است. واقعیت تاریخی انتقال فلسفه از یک زبان و فرهنگ بیگانه؛ یعنی یونان باستان به جهان عرب و مشکلات قابل توجهی که به دلیل نیاز به تالیف یک واژه نامه فلسفی به عربی پدید آمده بود. این مجموعه در ده فصل تنظیم شده است. حرف‌ها، لفظ های مرکب، گونه‌های معانی کلی و منفرد، معنای قسمت وترکیب و دانش منطق از جمله سرفصل‌های کتاب مذکور است. در اینجا نگاهی به عناوین ده فصل کتاب داریم: فصل اول در اصناف الفاظ دلالت کننده از قبیل اسم، کلمه، و مرکب از آن دو است. فصل دوم به بررسی اصناف مفرده می‌پردازد که شامل خوالف، واصلات، واسطه و حواشی می‌باشد. فصل سوم در بیان الفاظ مرکب و اصناف معانی است. فصل چهارم در اصناف معانی کلیه است. فصل پنجم اصناف معانی کلیه مفرده است که به بحث پیرامون نوع و جنس و تقسیمات هر کدام از آنها می‌پردازد. فصل ششم در اصناف معانی کلیه مرکبه است. فصل هفتم در قسمت و ترکیب می‌باشد. در فصل هشتم به انحاء تعالیم می‌پردازد. فصل نهم در اموری است که متعلم علم منطق باید آنها را بشناسد. فصل دهم بررسی صناعت منطق است. اگر چه بخش وسیعی از کتاب، به عناوین زبان شناسی اختصاص یافته است ولی فارابی به مباحث فوری تر منطق همچون قیاس، نظریه برهان و مسائل شناخت شناسانه مرتبط با این علم نیز توجه ویژه‌ای داشته است. وجه غالب منطق و شناخت شناسی فارابی، انتخاب یک شیوه درجه بندی شده در توضیح و تفسیر صفت‌های قیاسی است که در آن برهان به عنوان شیوه‌ای مناسب برای فلسفه معرفی شده است و دیگر روش‌ها تا حد ابزارهایی برای ارتباطات غیر فلسفی تنزل یافته‌اند.
تحلیل روش شیخ اشراق در مساله «تبیین»
نویسنده:
سیدعباس ذهبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از مهم ترین ارکان نظام های فلسفی، قدرت تبیین گری آن هاست. به گونه ای که این ویژگی می تواند سبب تمایز مکاتب فکری و نظامهای فلسفی از یکدیگر باشد. شیخ اشراق به عنوان یک فیلسوف، آگاهانه درصدد ارایه تبیین های علی بوده و با بهره برداری از منابع مختلف، تبیین های متنوعی را در آثارش به نمایش گزارده است. در نگاه روش شناختی به منظومه فکری او پنج دسته تبیین را می توان مشاهده کرد: تبیین های هستی شناختی، تبیین های معرفت شناختی، تبیین های علمی - تجربی، تبیین های کشفی - شهودی و تبیین های قرآنی - کلامی. با توجه به محوریت نور و نوع هستی شناسی تشکیکی شیخ اشراق، تبیین های او نیز یکسان نیست؛ برخی از آنها مراتب طولی، برخی دیگر تبیین های عرضی اند که خود به مجامع و غیرمجامع قابل تقسیم اند. در واقع، الگوی شیخ اشراق در روش شناسی تبیین یک الگوی میان رشته ای است که هم او را از دام مغالطه تحویلی نگری نجات می دهد و هم او را از تناقض گویی مبرا می کند و هم به تبیین های او خاصیت کارآمدی بیشتری می بخشد.
صفحات :
از صفحه 83 تا 117
  • تعداد رکورد ها : 192