مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی
کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی
کانال ارتباطی از طریق پست الکترونیک :
support@alefbalib.com
نام :
*
*
نام خانوادگی :
*
*
پست الکترونیک :
*
*
*
تلفن :
دورنگار :
آدرس :
بخش :
مدیریت کتابخانه
روابط عمومی
پشتیبانی و فنی
نظرات و پیشنهادات /شکایات
پیغام :
*
*
حروف تصویر :
*
*
انصراف
از :
{0}
پست الکترونیک :
{1}
تلفن :
{2}
دورنگار :
{3}
Aaddress :
{4}
متن :
{5}
فارسی |
العربیه |
English
ورود
ثبت نام
در تلگرام به ما بپیوندید
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ...
همه موارد
عنوان
موضوع
پدید آور
جستجو در متن
: جستجو در الفبا
در گوگل
...جستجوی هوشمند
صفحه اصلی کتابخانه
پورتال جامع الفبا
مرور منابع
مرور الفبایی منابع
مرور کل منابع
مرور نوع منبع
آثار پر استناد
متون مرجع
مرور موضوعی
مرور نمودار درختی موضوعات
فهرست گزیده موضوعات
کلام اسلامی
امامت
توحید
نبوت
اسماء الهی
انسان شناسی
علم کلام
جبر و اختیار
خداشناسی
عدل الهی
فرق کلامی
معاد
علم نفس
وحی
براهین خدا شناسی
حیات اخروی
صفات الهی
معجزات
مسائل جدید کلامی
عقل و دین
زبان دین
عقل و ایمان
برهان تجربه دینی
علم و دین
تعلیم آموزه های دینی
معرفت شناسی
کثرت گرایی دینی
شرور(مسأله شر)
سایر موضوعات
اخلاق اسلامی
اخلاق دینی
تاریخ اسلام
تعلیم و تربیت
تفسیر قرآن
حدیث
دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات
سیره ائمه اطهار علیهم السلام
شیعه-شناسی
عرفان
فلسفه اسلامی
مرور اشخاص
مرور پدیدآورندگان
مرور اعلام
مرور آثار مرتبط با شخصیت ها
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی
مرور مجلات
مرور الفبایی مجلات
مرور کل مجلات
مرور وضعیت انتشار
مرور درجه علمی
مرور زبان اصلی
مرور محل نشر
مرور دوره انتشار
گالری
عکس
فیلم
صوت
متن
چندرسانه ای
جستجو
جستجوی هوشمند در الفبا
جستجو در سایر پایگاهها
جستجو در کتابخانه دیجیتالی تبیان
جستجو در کتابخانه دیجیتالی قائمیه
جستجو در کنسرسیوم محتوای ملی
کتابخانه مجازی ادبیات
کتابخانه مجازی حکمت عرفانی
کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
کتابخانه تخصصی ادبیات
کتابخانه الکترونیکی شیعه
علم نت
کتابخانه شخصی
مدیریت علاقه مندیها
ارسال اثر
دانشنامه
راهنما
راهنما
مرور
>
نمودار درختی موضوعات
>
4. اصطلاحنامه سایر موضوعات
>
اصطلاحنامه معرفت شناسی(اسلامی)
>
علم(حصولی و حضوری)
>
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
جستجو در
عنوان
پدیدآورنده
توصیفگر
موضوع
ناشر
زبان
نوع منبع
رشته تحصیلی
مقطع تحصیلی رساله تحصیلی
تاریخ
محل
جستجو در متن
همه موارد
برای عبارت
و
یا
بجز
عنوان
پدیدآورنده
توصیفگر
کلیدواژه
ناشر
زبان
نوع منبع
رشته تحصیلی
مقطع تحصیلی رساله تحصیلی
تاریخ
محل
جستجو در متن
همه موارد
شامل عبارت
باشد
و
یا
بجز
عنوان
پدیدآورنده
توصیفگر
کلیدواژه
ناشر
زبان
نوع منبع
رشته تحصیلی
مقطع تحصیلی رساله تحصیلی
تاریخ
محل
جستجو در متن
همه موارد
شامل عبارت
باشد
و
یا
بجز
عنوان
نویسنده
توصیفگر
کلیدواژه
ناشر
زبان
نوع منبع
رشته تحصیلی
مقطع تحصیلی رساله تحصیلی
تاریخ
محل
جستجو در متن
همه موارد
شامل عبارت
باشد
و
یا
بجز
عنوان
نویسنده
توصیفگر
کلیدواژه
ناشر
زبان
نوع منبع
رشته تحصیلی
مقطع تحصیلی رساله تحصیلی
تاریخ
محل
جستجو در متن
همه موارد
شامل عبارت
باشد
تنها فرادادههای دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
نوع منبع:
کتاب
تمام موارد
فرمت:
تصویر
تمام موارد
مرتب سازی بر اساس
عنوان
نویسنده
جنس منبع
محل
ناشر
تاریخ تغییر
و به صورت
صعودی
نزولی
وتعداد نمایش
5
10
15
20
30
40
50
فرارداده در صفحه باشد
جستجو
خروجی
چاپ نتایج
Mods
Dublin Core
Marc
MarcIran
Pdf
اکسل
انتخاب همه
1
2
تعداد رکورد ها : 19
عنوان :
درآمدی بر روش علمی و مولفه های آن در فلسفه ابن سینا
نویسنده:
عباس گوهری ,علی غزالی فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
فلسفه بوعلی
,
معرفت(ادراک جزئی)
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
علم شناسی سینوی
کلیدواژههای فرعی :
ابن سینا ,
غایت شناسی ,
معرفت شناسی ابن سینا ,
اندیشه فلسفی ابن سینا ,
اندیشه های ابن سینا ,
روش شناسی ابن سینا ,
ارتباط میان علوم ,
صورت از دیدگاه ابن سینا ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ابن سینا: ابوعلی سینا
چکیده :
هدف از این مقاله آغاز راهی برای بازسازی عقلانی تفکر علمی ابن سینا است؛ به عبارت دیگر، آغازی است برای کشف و استخراج فلسفه علم ابن سینا. در این مقاله پس از اشاره به جایگاه علم در منظومه فکری ابن سینا، به بحث از روش علوم پرداخته شده است. ابن سینا در باب روش، قائل به نوعی پلورالیسم یا کثرت گرایی روشی است. این کثرت گرایی به دلیل اصالت عقل، به هیچ عنوان باعث آشوب و هرج و مرج معرفتی نمی شود و هیچ گاه به نسبیت معرفتی منجر نمی گردد. در نهایت مولفه ها و مقوم های روش علمی ابن سینا توضیح داده می شود که عبارتند از: ارتباط طبیعت با ماوراء طبیعت، مفهوم صورت، ارتباط میان علوم، غایت شناسی و تقدم معرفت شناختی امور عام و بسیط. همه این امور دست به دست هم می دهند تا یک نظام معرفتی کلی و منسجم به وجود آید که در آن، فلسفه و علم در هماهنگی با یکدیگر واقع شوند.
انتخاب :
صفحات :
از صفحه 89 تا 112
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
ملاک تمایز علوم برهانى از علوم غیر برهانى
نویسنده:
محمد بیدهندى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسخه متنی
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
اقسام علوم
,
اصطلاحنامه فلسفه
,
فلسفه ارسطو
,
علم حقیقی(مقابل علم اعتباری)
,
علم اعتباری(مقابل علم حقیقی)
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
کلیدواژههای فرعی :
ضرورت ذاتی ,
مقولات عشر ,
اصطلاحنامه منطق ,
کلیات خمس ,
یقینیات ,
بدیهیات اولیه ,
مجربات ,
فطریات ,
حدسیات ,
متواترات ,
مفهوم علم ,
مفهوم عوارض ذاتی ,
عرض باواسطه ,
عرض بی واسطه ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
,
شیخ طوسی: ابوجعفر محمد بن حسن
,
خواجه نصیرالدین طوسی
,
علامه طباطبایی: سید محمدحسین طباطبایی
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
,
سید محمدباقر صدر
چکیده :
علوم حقیقى برخلاف علوم اعتبارى، علومى هستند که موضوعشان واقعیت عینى و نفس الامرى است. متاخرین از فلاسفه، علوم حقیقى را علوم برهانى نیز نامیده اند. این اعتقاد مبتنى بر بیان معلم اول، ارسطو، در باب مبانى ششگانه یقینى است، چه در آنجا علاوه بر اولیات و فطریات، مجربات و حدسیات و محسوسات نیز جزو یقینیات شمرده شده اند. در این مقال به اثبات خواهید رسید که چنین نیست که تمام علوم حقیقى، برهانى و یقینى باشند. امروزه کمتر کسى یافت مى شود که تمامى مبانى ششگانه ارسطویى را یقینى بداند. با نقض قاعده «الاتفاقى لا کیون دائمیا و لا اکثریا» که تکیه گاه ارسطوئیان در حل مشکل استقراء مى باشد. مجربات و به تبع حدسیات و محسوسات و متواترات از زمره گزاره هاى یقینى بیرون خواهند رفت. بنابراین مى توانیم در تقسیم نخست، مجموعه علوم را به دو دسته علوم حقیقى و علوم اعتبارى تقسیم کنیم و سپس علوم حقیقى را به دو دسته علوم حقیقى برهانى و علوم حقیقى غیربرهانى تقسیم نماییم. همچنین مى توان به صورت خلاصه علوم را به دو دسته علوم برهانى و یقینى و علوم غیربرهانى و غیریقینى (علوم اعتبارى و وضعى) تقسیم نمود. در این نوشتار برآنیم که با تبیین خصوصیات علوم برهانى و یقینى، ملاکى براى تمایز این علوم از علوم اعتبارى ارائه دهیم.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
موضوع فلسفه در اندیشه ارسطو، ابن سینا و ابن رشد
نویسنده:
نادیا مفتونی، احد فرامرز قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
موضوع مابعدالطبیعه
,
اصطلاحنامه فلسفه
,
فلسفه بوعلی
,
عرض ذاتی(مقابل عرض غریب)
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
وحدت علوم
کلیدواژههای فرعی :
علم شناسی تطبیقی ,
اقسام علوم ,
ذاتی باب برهان ,
امور عامه ,
احکام وحدت ,
اصطلاحنامه منطق ,
عرض بی واسطه در عروض ,
علوم برهانی ,
علم شناسی تاریخی ,
وحدت موضوع علم ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
ملاصدرا شیرازی: صدرالمتألهین
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
,
امام خمینی
چکیده :
پرسش از چیستی، موضوع فلسفه متعلق به حوزه علم شناسی است. ارسطو راهی به سوی وحدت و تمایز علوم گشوده و ضابطه ای منطقی را به عنوان یک توصیه روشی فراروی دانشمندان قرار می دهد : در مسائل هر علم باید از عوارض ذاتیه موضوع آن علم سخن گفت. ابن سینا در ادامه کار فارابی قاعده فوق و متفرعات آن را به تفصیل نظام می دهد و در مقام عمل نیز هنگام ورود به همه رشته های علمی به ضوابط منطقی پایبندی نشان داده و موضوع فلسفه را هم مطابق با این ضوابط تعیین می نماید. ابن رشد عمدتاً نقشی جز شارح و مفسر ارسطو ایفا نمی کند و قواعد منطقی ارسطو را پیرامون علم شناسی همان گونه که وی ارایه نموده است، تشریح می نماید . تفاوت اساسی ابن رشد با ابن سینا آن است که در مقام عمل در ورود به رشته های گوناگون علمی از جمله فلسفه توجهی به قواعد علم شناسی ندارد و با نظر مستقیم به مسائل وارد بحث می شود. تطبیق قواعد منطقی دانش شناسی بر همه آنچه به عنوان مسائل فلسفی مطرح است چالش خیز می باشد. ابن سینا برای پر کردن شکافی که میان مقام تعریف و مقام تحقق علوم به طور کلی و فلسفه به نحو خاص وجود دارد، تلاشهایی انجام داده است.
انتخاب :
صفحات :
از صفحه 56 تا 78
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
تحول ساختاری در منطق نگاری ابن سینا و تأثیر تاریخی آن در دوره اسلامی
نویسنده:
احد فرامرز قراملکی
نوع منبع :
مقاله , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
کلیدواژههای اصلی :
منطق نگاری دوبخشی
,
منطق سینوی
,
دلالت شناسی
,
رووس ثمانیه
,
تاریخ منطق
,
فلسفه بوعلی
,
مقولات عشر
,
اصطلاحنامه منطق
,
حد تام
,
عکس ( قضیه )
,
تاریخ منطق اسلامی
کلیدواژههای فرعی :
منطق تعریف ,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته) ,
ارگانون ,
تحول ساختاری منطق اسلامی ,
بحث الفاظ در منطق ,
منطق شفا (ابن سینا) ,
منطق اشارات ,
حذف مقولات از منطق ,
جایگاه حد در منطق ابن سینا ,
تقسیم علم به تصور و تصدیق ,
تقدیم بحث مواد اقیسه بر قیاس ,
نسبت تقابل با قضیه ,
استقلال تقابل ,
استقلال عکس ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
خواجه نصیرالدین طوسی
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
چکیده :
ابنسینا آثار فراوانی در منطق دارد. بررسی مقایسه ای این آثار، دو گونه تحول در اندیشه منطقی او را نشان میدهد: تحول در مسئله آفرینی، مفهوم سازی، نظریهپردازی و تحول در ساختار منطق نگاری. بررسی گونه اخیر، مسئله تحقیق حاضر است. ابنسینا توانست مجموعه منطقیات به میراث رسیده از یونانیان را از رسالههای کنار هم نهاده شده به صورت نظام معرفتی منسجم و با ترتیب منطقی، سامان دهد. این تحول ساختاری به تدریج و با جهتگیری اصلاحی و تکمیلی از شفا تا اشارات و درطول نگارش بالغ بر پانزده رساله صورت گرفته است. منطقنگاران دوره اسلامی پس از ابنسینا، یکی از آثار وی به ویژه شفا و اشارات را الگوی تدوین آثار منطقی خود کرده اند. در این میان اشارات سر آغاز مکتب جدید منطقی شده است. در بررسی تحول ساختاری در آثار منطقی ابنسینا، مباحثی چون الفاظ، مقولات، تعریف، مواد اقیسه و عکس بررسی میشود. این تحقیق زمینهای برای فرضیهسازی در ترتیب تاریخی آثار ابنسینا فراهم میآورد.
انتخاب :
صفحات :
از صفحه 41 تا 60
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
عقلانیت معرفت از دیدگاه علم شناسی پوپر
نویسنده:
سید عبدالحمید ابطحی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
کلیدواژههای اصلی :
معرفت شناسی معاصر
,
فلسفه علم
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
Epistemology شناخت شناسی - بحث معرفت (مجتبوی)
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
مفهوم سازی موضوع علم و کارکرد آن نزد ابن سینا و ابن رشد
نویسنده:
نادیا مفتونی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
کلیدواژههای اصلی :
موضوع علم
,
فلسفه مشاء
,
فلسفه بوعلی
,
مفهومسازی
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
علم شناسی سینوی
کلیدواژههای فرعی :
منطق نگاری دوبخشی ,
نظریه وحدت علم ,
اقسام علوم ,
ملاک تمایز علوم ,
رووس ثمانیه ,
فلسفه (خاص) ,
فلسفه الهی ,
عرض ذاتی(منطق) ,
فلسفه علم ,
معیار علم بودن علم ,
معیار شرافت علم ,
ملاک دقت علوم ,
تداخل علوم ,
کتابشناسی بحث اجزاء العلوم ,
فلسفه علم اسلامی ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
خواجه نصیرالدین طوسی
,
ابن سینا: ابوعلی سینا
چکیده :
حکمای مسلمان در علم شناسی فلسفی ـ منطقی موضوع علم را عبارت از چيزی می دانند که در آن علم، پيرامون عوارض ذاتی آن بحث می شود. دغدغه حکما از ارايه اين تعريف انسجام بخشی به مسايل يک علم، تمايز علوم از يکديگر و ارايه ملاکی برای طبقه بندی علوم بوده است. موضوع علم معيار تقدم و تاخر بالذات و پيشی و پسی از حيث شرافت و استحکام نيز تلقی شده است. بحث تعريف موضوع علم و نقش آن ريشه در آثار ارسطو دارد و نزد فارابی به مرتبه ای از کمال می رسد. اما اوج توسعه و انسجام آن در فلسفه ابن سينا حاصل شده است. ابن رشد بی توجهی عامدانه و موکدی به دستاوردهای شيخ الرئيس نشان می دهد؛ ولی اين الگوی علم شناسی سينوی بود که تاثير خود را بر بسياری از دانشمندان مسلمان با دو روی آورد فلسفی ـ منطقی و رئوس ثمانيه به جا گذارد.
انتخاب :
صفحات :
از صفحه 5 تا 28
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
تفاوت علم و حكمت
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
در كافي از حضرت صادق (ع ) روايتي در ذيل آيه 269, بقره «يؤتي الحكمه من يشاء و من يؤت الحكمه فقد اوتي خيرا" كثيرا» نقل شده كه حضرت فرمود: مراد از حكمت در اين آيه اطاعت خداوند و معرفت و شناختن امام است و اين روايت را عياشي در تفسير خود و برقي در محاسن ذ
بیشتر ...
زبان :
فارسی
کلیدواژههای اصلی :
اصطلاحنامه فلسفه
,
فلسفه علم
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
Metaphysics فلسفه اولی - مابعدالطبیعه ، متافیزیک (مجتبوی)
کلیدواژههای فرعی :
تفاوت = تمایز = فرق = افتراق = مغایرت = تقابل ,
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
مقیاس مقدماتی سنجش عقل
نویسنده:
رحیم میردریکوندی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
کلیدواژههای اصلی :
اصطلاحنامه معرفت شناسی(اسلامی)
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
چکیده :
با توجه به اینکه عقل در فرهنگ و معارف اسلامی و ادبیات دینی ما اهمیت، ارزش و جایگاه ویژه ای دارد، ملاک بسیاری از امور، شرط تکلیف و موضوع بسیاری از مسائل فقهی، حقوقی، قضایی و معرفتی است، از این رو، مطالعه علمی و دقیق آن، ساخت ابزار و مقیاسی جدید و بومی برای سنجش آن، اعتباریابی و اثبات روایی این مقیاس و در نهایت، به کارگیری آن در مشاغل و بسیاری از امور دیگر، می تواند از ارزش فراوان و ضرورت خاصی برخوردار باشد. این مقاله، با هدف ساخت و ارائه یک مقیاس بدیع اسلامی، برای سنجش و اندازه گیری میزان عقل افراد نگاشته شده است. مواد و آیتم های خام این مقیاس جدید بر اساس آیات و روایات، تهیه و تدوین گردیده است. میزان روایی آن، به روش خبره به صورت کمی و کیفی، به کمک صاحب نظران و متخصصان اسلامی و میزان اعتبار آن، با اجرا روی 53 آزمودنی و به کمک فرمول ها و محاسبات آمارتوصیفی و استنباطی، از جمله نمودارها، شاخص های پراکندگی، روش همبستگی اسپیرمن و پیرسون، آزمون آلفا کرنباخ، آزمون خی دو، آزمون f و سایر آزمون های معناداربودن ضرایب همبستگی، محاسبه و تعیین شده است.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
عنوان :
بررسی انتقادی مبانی فلسفی مفهوم علم در اندیشه کوهن از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
سیدهادی ساجدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
نسخه PDF
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژههای اصلی :
حکمت متعالیه
,
فلسفه علم
,
اصطلاحنامه معرفت شناسی(اسلامی)
,
علم شناسی فلسفی(اصطلاح وابسته)
,
فلسفه معاصر
چکیده :
تامس کوهن فیزیکدانی است که رفته رفته به تاریخ علم علاقهمند شده و به مطالعه در آن حوزه پرداخته است. وی پس از سالها فعالیت در تاریخ و فلسفه علم، و با تکیه بر مطالعات تاریخی- جامعهشناختی دیدگاهی را به جامعه علمی عرضه کرد که با عنوان انقلابهای علمی و یا پارادایمهای علمی شناخته میشود. وی در این دیدگاه به این نتیجه رسید که آنچه علم را به عنوان رشتههای علمی هدایت میکند پارادایم است. پارادایم در معنای عام خود تمام آن مجموعه از باورها، ارزشها، فنون و غیره میباشند که اعضای یک جامعه خاص در آن شریک هستند. با این بیان، تا قبل از شکلگیری پارادایم دوران پیش علم است که به تعداد دانشمندان در یک رشته علمی، نظریه وجود دارد. اما با غالب شدن یک نظام بالادستی همه فعالیتهای علمی در قالب آن پیش میرود که آن را اصطلاحاً پارادایم میخوانیم. پارادایم غالب سعی دارد طبیعت را در قالب مفاهیم و گزارههایی قالب بندی کند. البته هیچ پارادایمی نمیتواند به طور کامل به این تطابق دست یابد و همیشه نقاطی مبهم و غیر قابل حل باقی خواهند ماند. مسائلی که پارادایم توان حل آنها را ندارد اعوجاج خوانده میشود و اگر اعوجاجات یک پارادایم استمرار یابد به بحران تبدیل میشود. شکلگیری بحران، پارادایم را در معرض سقوط قرار داده و جامعه علمی با ظهور یک پارادایم جدید که توان حل آن بحرانها را دارد، عملاً پارادایم جدید را بر پارادایم سابق ترجیح میدهد.این نظریه فارغ از انتقاداتی که به آن وارد است، بر مجموعهای از اصول فلسفی استوار است که از منظر فلسفی اسلامی و البته با خوانش حکمت متعالیه در تعارض است. اولین اصل فلسفی و یا به عبارت دیگر معرفتشناسانهی نظریه انقلابهای علمی، انکار رویارویی با واقعیت عریان است. از جمله دلیلهای کوهن برای انکار امکان دستیابی به واقعیت خالص، یکی آموزش است و دیگری تاثیر تجارب پیشین در فهم کنونی دانشمند. بخش عمدهای از کتاب ساختار انقلابهای علمی مربوط به مثالهای واقعی و تاریخی است که کوهن در تلاش از از لابلای آنها نشان دهد که چگونه به لحاظ تاریخی این امور در فهم دانشمندان تاثیر گذاردهاند. در اینجا نیز باید گفت که نمیتوان منکر تاثیرگذاری آموزش یا تجارب پیشین بر فهم دانشمند شد، اما نمی توان از این مثالها چنین نتیجه گرفت که همه علوم گرفتار در چنگال آموزش و تجارب پیشینی هستند و هیچ راه فراری از آنها وجود ندارد. بنابر آنچه از صدرا نقل کردیم ممکن است عقل تحت تاثیر این امور به استنتاجات غلطی دست یابد، اما همان عقل به کمک معیارها و ابزارهایی که در اختیار دارد میتواند خود را از تاثیرپذیری این امور نجات داده و یا حداقل در آنها تجدید نظر کند.دلیل دیگر کوهن عدم انطباق تامّ نظریه با واقعیت تجربی است. با توجه به اینکه کوهن علم را به عنوان یک مجموعه و نه تک گزاره لحاظ می کند، باید سخن او را پذیرفت.ملاصدرا به این حقیقت اشاره کرده و میگوید: «بخشی از علم مطابق با واقع است و بخشی غیر مطابق با واقع که جهل نامیده میشود». بنابراین هیچ دانشمندی نمیتواند ادعا کند همه دانستههایش مطابق واقع است و خطا در آنها راهی ندارد، لکن باید توجه داشت که این مساله به هیچ وجه به معنای عدم امکان درک واقع نیست. همان دانشمند میتواند بار دیگر بر اساس موازین و معیارهای معتبر به سراغ دانستههایش رفته و آنها را محک بزند.محدودیت زبان نیز کار را برای فهم واقع دشوار میکند، اما ناممکن نمیکند. دانشجوی زبانی که تنها هزار واژه از زبان جدید را آموخته است در برقراری ارتباط با صاحبان آن زبان ناتوان نیست بلکه دچار سختی می شود. او اگر واژه مورد نظرش برای انتقال یک مفهوم را نداند، ناچار است با سختی زیاد و با استفاده از واژگان دیگر آن مفهوم را به مخاطب خود منتقل کند، این به معنای امتناع برقراری ارتباط نیست، بلکه این محدودیت زبان تنها کار را سخت میکند.دومین اصل فلسفی نظریه انقلابهای علمی این است که با تغییر نظام اندیشهای محقق و یا به عبارت دیگر با تغییر پارادایم حاکم، جهان پیرامونی محقق نیز تغییر خواهد کرد. موضع صدرالمتالهین نسبت به این مبنا منفی است. وقتی کوهن پارادایم را همچون تار عنکبوتی میداند که دانشمند در آن گرفتار است و هیچ راه برونرفتی از آن ندارد، جهان دانشمند را نیز همین تار عنکبوت میداند. دانشمند هیچ راه ارتباطی به خارج ندارد و عالم خارج برای او همان پارادایمی است که در آن میاندیشد. بنابراین بسیار منطقی به نظر می رسد که با تغییر یک پارادایم با این تلقی، جهان پیرامونی دانشمند نیز تغییر کند؛ چرا که جهان پیرامون او چیزی جز همان پارادایم نیست.در مقابل، وقتی بطلان آن مبنای غلط را روشن کردیم، به تبع نتیجه مترتب بر آن نیز باطل میشود. این گونه نیست که پارادایم همه هستی دانشمند باشد و او راهی به عالم خارج نداشته باشد، بلکه دانشمند با رعایت اصول جهان خارج را درک میکند، گر چه گاهی در این ادراک دچار خطا میشود. وقتی دانشمندی به خطاهای خود پی میبرد، جهان پیرامونش تغییری نمیکند. در این حالت تنها تلقی او نسبت به برخی از واقعیت اصلاح میشود.سومین مبنای فلسفی-معرفتشناختی نظریه تامس کوهن عدم پذیرش معیاری برای قضاوت بین پارادایمهاست. به تعبیر وی، پارادایمها قیاسناپذیرند. کوهن به سه دلیل اعتبار معیار صدق را نمیپذیرد و عملاً به سوی نظریه «توقف» گرایش پیدا میکند. در مقابلملاصدرا به پیروی از حکمای اسلامی هر سه دلیل کوهن را به نقد میکشد. بدیهیات اولیه به عنوان مواد شکل دهنده معرفت و قوانین علم منطق به عنوان صورت تالیف و ساماندهی معرفت متعلق به هیچ پارادایم خاصی نیست. این حقایق فراپارادایمی هستند و صحت نتیجهاش مشروط به موافقت دانشمندان بزرگ یا اعتراف جمهور نیست، بلکه به عین حقیقت و متن واقع و امور خارجی صرف ناظر است. با این بیان مشکل دور مورد تصور کوهن نیز حل میشود. اکنون با وجود این معیارها جایی برای انکار اعتبار صدق نیست.نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، نحوه دستیابی کوهن به این نظریه میباشد. ویژگی عمده کتاب ساختار انقلابهای علمی بیان مثالها و شواهد عینی و تاریخی است. کوهن با توجه به تخصصش در فیزیک و در پی آن علوم تجربی مرتبط مانند شیمی، نجوم و غیر اینها، وقتی بسیار زیادی صرف یافتن شواهد تاریخی کرده است. وی در این کتاب با مهارت بسیار فوقالعادهای شواهد تاریخی را به گونهای کنار هم میچیند که نتیجهای جز آنچه او بدان رسیده، نمی توان به دست آورد. این شواهد تاثیر روانی بسیار زیادی بر مخاطب در پذیرش ادّعای وی دارد. مخاطب با مطالعه این کتاب احساس میکند، حقیقت علم را با چشمانش در تاریخ میبیند و با گوشهایش صدای خرد شدن یک پارادایم و جانشینی پارادایم دیگر را میشنود، از این رو هیچ جایی برای شک وجود نخواهد داشت. اما حقیقت این است که بر اساس مبناگرایی اسلامی، نمیتوان چندان به این شواهد دلخوش کرد. عمده نتایج حاصل از جمعآوری این مثالها، برگرفته از حدس و استقراء ناقص میباشد که از لحاظ علمی جز گمان نتیجهای ندارد؛ چرا که از لحاظ علمی نمیتوان با دیدن چند مثال حکمی کلی برای همه تاریخ بشر صادر کرد.ممکن است چنین پرسیده شود که بالاخره در علوم تجربی چه باید کرد؟ آن بدیهیات اولیه آن قدر کلی و انتزاعی هستند که به کار علوم تجربی نمیآیند، آیا باید باب علوم تجربی را بست؟ پاسخ این است که بسیاری از آن بدیهیات به طور مستقیم مورد کاربرد علوم تجربی است. از آن جمله میتوان به اصل امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین، عدم امکان جمع بین ضدین، مساوی بودن دو شیء مساوی با یک شیء مشترک و امثال این موارد نام برد. آنچه مورد تاکید است، حضور عقل در تمام این مراتب میباشد. با گذر زمان و ساخت ابزارهای دقیقتری برای ادراکات حسّی، و ارائه دریافتهای جدید حسّی عقل در استدلالهای گذشته خود بازنگری کرده و ممکن است قاعدهای را که مطلق میپنداشته، تخصیص بزند یا به درک جدیدی از آن برسد، اما این تلاش و درگیری دائمی علمی که تحت اشراف عقل رخ میدهد و در پی آن نتایج نون به نو حاصل میشود، به هیچ وجه دلیلی بر نسبیگرایی و یا نفی معیارهای صدق نمیباشد. مهم آن است که ابزارها و معیارهای لازم در اختیار بشر قرار دارد، این دانشمندان هستند که باید با به کارگیری توانایی خود طبیعت و نظام آفرینش را بهتر و کاملتر درک کنند و البته در این مسیر از ادعاهایی بیش از آنچه دلیل به اثبات میرساند پرهیز کنند.چهارمین مبنای کوهن انکار هدفمند بودن طبیعت است. و البته سخن کوهن راجع به انکار طبیعت هدفمند نیز بدون شک مورد اعتراض ملاصدراست. در واقع وقتی انسان قدمی خطا در راهی گذاشت، هر چه جلوتر میرود به خطاهای خود میافزاید. کوهن در زمانی زندگی میکند که اندیشه تطور انواع داروین به عنوان یک اصل قطعی و یقینی قلمداد میشود، او نیز تحت تاثیر همین اندیشه حرکت به سوی هدفی مشخص را انکار میکند. اینجا نیز همان خطای مورد ارتکاب در مورد هیئت بطلیموس تکرار شده است. اصلی که تنها یک حدس برگرفته از شواهدی تجربی است و از قطعیت و استحکام لازوال برخوردار نیست به عنوان اصلی حتمی و غیرقابل خدشه تلقی شده و تلاش میگردد در همه حوزههای معرفتی تطبیق داده شود. همه الهیون و از جمله ملا صدرا به هدفمند بودن طبیعت و نظام آفرینش اعتقاد دارند. این جهانی است که خداوند متعال خلق کرده و هزاران اسرار نهفته در آن قرار داده است. انسان به قدر طاقت بشری خود میتواند تنها از گوشهای از این اسرار و حقایق پردهبرداری کند.پنجمین و آخرین مبنای نظریه انقلابهای علمی این است که هستی علم را تنها در یک پدیده اجتماعی- روانشناختی خلاصه کرده و واقعیتی فراتر از آن برای رشتههای علمی قائل نیست. ملاصدرا چنین هستی محدودی را برای علم نمیپذیرد و البته قبل از بررسی موضوع باید به تمایز اساسی بین مفهوم علم در نظر کوهن با مفهوم علم و معرفت در نظر صدرا توجه کرد. منظور کوهن از علم، دیسیپلینیا رشته علمی همانند فیزیک، شیمی و غیره است. در مقابل، مراد صدرا از علم، مفهوم عام آن یعنی معرفتهای کسب شده توسط انسان است. بنابراین باید به گونهای بحث را پیش ببریم که این دو معنا با هم پیوند خورده و در نقاط مشترک مورد مقایسه قرار گیرند.تامس کوهن به جنبههای جدیدی از دنیای علم توجه نموده و تلاش کرد نشان دهد که برخلاف تصوّر اثباتگرایان، تحصیل علم و نظریات علمی یک مسیر خودکار و عاری از القائات انسانی ندارد. وی با برشمردن مثالهای تاریخی فراوان، تاثیرگذاری عوامل فردی، اجتماعی و معرفتی در تولید علم را به خوبی نشان داد. او در ادامه و بر اساس این تاثیرگذاریها، علم را پدیدهای صرفاً اجتماعی لحاظ کرد و از این بعد به بررسی آن پرداخت. بنابراین ماهیت علم در نگاه او امری اجتماعی- تاریخی است که در بستر زمان شکل میگیرد و مسیر خود را بدون آنکه هدفی از پیش تعیین شده داشته باشد، ادامه میدهد. وقتی علم به عنوان نهادی اجتماعی تلقی میشود، به طور قهری نحوه مطالعه آن نیز به شکل خاصی رقم میخورد. در این نوع مطالعات باید به زمینههای پیدایش، جامعه متخصصان آن علم، محیطهای علمی قبل از آن، نیازها و پرسشهای جامعه از آن علم و اموری از این دست پرداخت. در مقابل، ملاصدرا اصل دانشهای بشری را از سنخ وجود میداند، بنابراین معرفت امری اعتباری و قرادادی نیست. علم حقیقتی ناب و مجرد است که انسان میتواند با طی مسیر مشخص شده و با اجتناب از راهزنان طریق به آن گوهر نورانی دست پیدا کند. چنانچه وحی رابطهای است قدسی و الهی است، اما وقتی به جامعه انسانی وارد می شود، رنگی اجتماعی به خود میگیرد. علم نیز در همان معنای عام خود یعنی معرفتهای انسانی اندک اندک در ذهن دانشمندان شکل گرفته و به صورت مدوّن و منظم به دیگران ارائه میگردد. بنابراین رشتههای علمی همان معرفت انسانی است که در قالبهای مرسوم اجتماعی عرضه میگردد.ملاصدرا همچون حکیمان مسلمان برای این رشتههای علمی واقعی برتر قائل میباشد. اینجاست که تفاوت اساسی ماهیت علم در نظر کوهن و صدرا روشن میگردد. صدرا رشتههای علمی را مرتبهای نازله از حقیقتی برتر میداند که البته ممکن است خطاها و غرضورزیهایی در آن رخ داده باشد، در مقابل کوهن برای تنها همین رشتهها را دیده و چیزی بیش از واقعیتی اجتماعی برای آنها را نمیپذیرد.تبیینهایی که کوهن از عوامل موثر در نظر دانشمندان ارائه میدهد، برای ملاصدرا امری تازه نیست. قرآن کریم و سنت اسلامی مملو است از عواملی که درک صحیح بشری را دچار خدشه میکنند. آنچه متفاوت است، چگونگی تفسیر این عوامل میباشد. از نظر صدرا، این عوامل فردی، اجتماعی و معرفتی قاطعان طریقی هستند که میتوانند راه رسیدن به حقیقت را سد کنند. این دوگانگی در تفسیر نتیجهای منطقی از سخن قبل است. وقتی کوهن هیچ پشتپردهای برای علم قائل نیست، طبیعتاً به آنچه تحقق مییابد اصالت داده و همان را علم میداند، اما اگر رشتههای علمی را تنها تجلی و ظهوریافته حقیقتی دیگر دانستیم، تفسیر ما از این عوامل متفاوت خواهد بود. اینها عواملی هستند که مانع تجلی و ظهور صحیح و کامل حقیقت میشوند.کوهن در سخنان خود چنین میگوید: «پارادایم جدید یا سرنخی کافی برای بسط و تفصیل آتی یک پارادایم، دفعتاً و بعضاً در نیمه دل شب، در ذهن دانشمندی که عمیقاً غرق در بحران استظهور میکند». این کلام به وجهی ماورایی از علم اشاره دارد که گویا نظریههای جدید علمی همچون وحی از عالم بالا به ذهن دانشمند القا میشود. شهید مطهری این توان بشر را «حسّ الهامگیری» مینامد. اودر ادامه میگوید: «چیزى که این حس را رشد مىدهد تقوا و طهارت و مجاهدت اخلاقى و مبارزه با هواهاى نفسانى است. از نظر منطق دین، این خود امرى است غیرقابل انکار». این بیان که خود کوهن نیز بدان معترف است، بیان کننده همان حقیقت والای علم است که البته با غفلت از آن، علم تنها ماهیتی اجتماعی پیدا خواهد کرد.
انتخاب :
مشخصات اثر
ثبت نظر
1
2
تعداد رکورد ها : 19
×
درخواست مدرک
کاربر گرامی : برای در خواست مدرک ابتدا باید وارد سایت شوید
چنانچه قبلا عضو سایت شدهاید
ورود به سایت
در غیر اینصورت
عضویت در سایت
را انتخاب نمایید
ورود به سایت
عضویت در سایت
×
ارسال نظر
نوع
توضیحات
آدرس پست الکترونیکی
کد امنیتی
*
*
با موفقیت به ثبت رسید