مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احکام واجب الوجود اسماء واجب(حکمت نظری) افعال واجب(حکمت نظری) براهین اثبات واجب(حکمت نظری) براهین توحید(حکمت نظری) شناخت افعال خدا شناخت ذات خدا شناخت صفات خدا صفات واجب(حکمت نظری) علم اسماء مراتب الهیت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2212
توانایی و محدودیت‌های عقل و ادراک در خداشناسی از منظر امیر‌المومنین(علیه‌السلام)
نویسنده:
زهره موسوی تکیه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از آنجا که دو موضوع خداشناسی و عقل همواره در طول تاریخ مورد توجه قرار گرفته است، گروهی بر این اعتقاد می‌باشند که باید برای تمام امور از جمله‌ تمامی مباحث خداشناسی دلیل عقلانی داشت و یا با کمک عقل به تمام مسائل مربوط به آن دست پیدا کرد و گروهی عقل را در موضوع خداشناسی به طور کلی ناتوان می‌دانند. در این رساله برآنیم رابطه‌ی عقل و خداشناسی را از دیدگاه امیرالمومنین(علیه‌السلام) مورد بررسی قرار دهیم.آنچه از مجموعه‌ی آیات و روایات در بحث خداشناسی و به خصوص سخنان امیرالمومنین(علیه‌السلام) حاصل می‌شود این است که باید در خداشناسی خود را از حد تعطیل و تشبیه خارج کنیم به عبارتی نه می‌توان وجود خداوند و صفات او را نفی کرد و نه می‌توان برای او شبیه و حدی را تعیین نمود. بنابر مجموعه‌ی آیات و روایات به ویژه کلام امیرالمومنین(علیه‌السلام) عقل در مسیر شناخت خداوند دارای توانایی‌ها و محدودیت‌هایی می‌باشد:عقل با مشاهده آیات و کمالات و آثار قدرت و حکمت که بر همه‌ی هستی حاکم است متذکر خالقی مقتدر، علیم و حکیم شده و او را بدون هر گونه پیش فرضی تصدیق می‌کند و این اعتراف و تصدیق در معارف اهل بیت(علیهم‌السلام)، همان اثبات عقلی صانع نامیده شده است. از طرفی عقل به دلیل مخلوقیت و محدویت بر صانع ـ‌که چه از جهت ذات و چه به لحاظ صفات لایتناهی است‌ـ توانایی احاطه را ندارد و خود عقل ورود به حوزه‌ی ذات ربوبی را ناروا و زشت می‌داند و اعتراف می‌کند که خداوند در عین سلطه و احاطه مستمر بر همه ذرات عالم امکان از هر گونه تشبیه و مانندی مبراست؛ چرا که در این صورت نوعی محدویت و ترکیب و اجزاء را در ذات باید پذیرفت. لذا حتی در مقام احتجاج هم از هرگونه تشبیه و تمثیل برای اثبات ذات باری باید پرهیز نمود.
بررسی تطبیقی مفاهیم دینی و عرفانی بگودگیتا با مثنوی مولوی
نویسنده:
جمیله پورحسن حدادان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بی‌تردید «بگودگیتا» و «مثنوی معنوی» نه تنها یکی از مهم ترین آثار عرفانی و ادبی آیین برهمنی و عرفان اسلامی بلکه جهان بشری به شمار می روند. آن دو علیرغم اینکه هر کدام به حوزه ی دینی، فکری، فرهنگی، قومی و جغرافیایی خاصی تعلق دارند، از آنجا که از حقیقتی واحد سخن می‌گویند از بسیاری شباهتها و موازنه‌های مفهومی یکسان و شگفت‌انگیزی برخوردارند، هرچند اختلافها و تفاوتهای قابل توجهی هم به چشم می خورد. نظر به اهمیت هر دو اثر و تأثیرگذاری غیرقابل انکار آن دو بر تفکرات دینی و عرفانی بشری به ویژه سرزمین پهناور هند و ایران، این رساله بحث و بررسی و در نهایت مقارنه و تطبیق مباحث مطرح شده در این دو میراث عظیم جهانی را بر اساس کارکرد و شباهتهای قابل قیاس، موضوع پژوهش خود قرار می‌دهد. بر این اساس این رساله در سه فصل تنظیم و تدوین گردیده است: بدین معنی که در فصل اول بعد از مقدّمه‌ای بر هندوئیسم و عرفان هندی و معرّفی اجمالی بگودگیتا، مفاهیم و موضوعات مندرج در گیتا در سه بخش مستقل خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی با زیربخشهای خاص خود مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در فصل دوّم تحقیقی از همین نوع در باب عرفان اسلامی و عرفان مولانا در مثنوی معنوی صورت پذیرفته و همچون گیتا آراء و دیدگاههای مولانا در سه بخش مستقل خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی با زیربخشهای خود به تفصیل مورد بحث و بررسی و امعان نظر واقع می‌شود.در نهایت فصل سوم به مقارنه و مقایسه‌ی مفاهیم مورد اشاره در دو فصل پیشین اختصاص می‌یابد بدینگونه که در بخش اول به مقایسه‌ی کلی دو منظومه‌ی موضوع پژوهش می‌پردازد و بخش دوم بر اساس دو فصل نخستِ رساله در سه زیربخش خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی به مقایسه و تطبیق و بیان موارد تشابه و احیاناً موارد اختلاف این دو اثر عظیم و ارزشمند انسانی دست می‌یازد و زمینه‌های درک دقیق و فهم عمیق مطالب و مفاهیم مندرج در آنها را فراهم می‌آورد.
حاجت یا عدم حاجت اثبات وجود خدا به استدلال از نظر : الوین پلانتینجا ، جورج ماوردس ، نیکولاس ولترستوف ، سید محمدحسین طباطبائی ، شیخ مجتبی قزوینی
نویسنده:
مجتبی جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هرگاه با این مطلب مواجه می‌شویم که برخی فلاسفه امروز دنیا معتقدند شناخت خدا نیازمند استدلال نیست اولین مطلبی که به ذهن خطور می کند اینست که این اعتقاد با دیدگاه اسلام در مورد خداشناسی فطری منطبق است. از طرفی اختلاف اندیشمندان در تعریف و کیفیت فطرت این سوال را ایجاد می کند که منظور فلاسفه جدید با کدام یک از تفاسیری که از فطرت مطرح شده است انطباق دارد اما این تنها فلاسفه غربی نیستند که خدا را بی نیاز از استدلال می‌دانند، بلکه در عالم اسلام نیز گروهی که تحت عنوان مکتب تفکیک شناخته می شوند همین اعتقاد را دارند این مطالب را در کنار این سخن علامه طباطباثی که قرار دهیم که معتقد است قرآن وجود خدا را بدیهی می داند ولی در عین حال وی برای اثبات او ادله ای را مطرح می کند موجب این سوال می شود که اولا اگر وجود خداوند نیازمند استدلال نیست چرا اندیشمندان مسلمان از جمله خود آقای طباطبائی اقدام به استدلال کرده‌اند وثانیا آیا منظور این سه دسته از فطری بودن خدا یکی است یا نه ؟ این واقعیت منشأ اصلی این تحقیق بوده است. نتیجه کار این بود که بین این سه دیدگاه تفاوت فراوانی است و این سه گروه با یکدیگر اختلاف مبنایی از قبیل اختلاف معرفت شناختی و منطقی دارند و برای حل مشکل ناچار باید به مبانی آنان پرداخت. پس ار بررسی معلوم شد اشکال فلاسفه مکتب معرفت‌شناسی اصلاح شده این است که در معرفت شناسی برونگرا هستند. در واقع لازمه معرفت شناسی برونگرا این است که علم یقینی وجود ندارد و باید به احتمال و تخمین بسنده کرد اما اشکال مکتب تفکیک این است که اصلا معرفت شناسی مدونی ندارد و به همین دلیل سخن آنان از انسجام لازم برخوردار نیست در این میان بهترین دیدگاه از آن علامه طباطبائی است که هم به هستی شناسی پرداخته و هم به معرفت شناسی و نیز خداشناسی فطری را با خدا شناسی عقلی جمع نموده است و هر یک را در جای خود ضروری و لازم دانسته است. اما از خلال مطالب فوق روش این تحقیق نیز روشن شد در این تحقیق از روش مقایسه‌ای بهره‌مند شده‌ایم و در این راستا به تحلیل منطقی و ارزیابی دیدگاه‌های مختلف پرداخته‌ایم.
تبیین دیدگاه مارتین بوبر و نقد دلالت‌های آن در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه سهروردی
نویسنده:
محمود شرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله به تبیین دیدگاه مارتین بوبر و نقد دلالت های آن در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه سهروردی پرداخته ایم. ابتدا روند تحول فکری بوبر به سه دوره عرفانی، فلسفه تحقق بخشی و فلسفه گفتگویی تقسیم شده است. با بررسی و مقایسه مراحل سه گانه "عرفانی"، "فلسفه تحقق بخشی" و" فلسفه گفتگویی" در اندیشه بوبر به نظر می رسد که در مرحله" عرفانی" رابطه" من و تو" در تفکر بوبر ظاهرمی گردد. اما این رابطه غیر از آن رابطه ای است که بعداً در کتاب " من و تو" مطرح شده است و آن رابطه ای است که در آن طرفین با یکدیگر "وحدت" پیدا نمی کنند، بلکه پس از رابطه هم مستقل باقی می مانند. اما در مرحله دومیعنی رابطه "من و تو"ی مربوط به مرحله "تحقق بخشی" از رابطه " من و تو" ی مربوط به مرحله "عرفانی" متفاوت است زیرا رابطه "تحقق بخشی" نه در لحظه مجزای جذبه عرفانی و جدای از اشیاء، بلکه در"کلیت زندگی" تحقق پیدا می کند و از جهتی نیز با رابطه " من و تو"ی مربوط به مرحله "فلسفه گفتگویی" که در کتاب "من و تو" بیان می شود نیز متفاوت است. زیرا رابطه" من و تو"ی مربوط به مرحله "تحقق بخشی" مانند رابطه" من و تو"ی مربوط به مرحله" عرفانی" در قلمرو "ذهنیت" ، یعنی در"درون فرد" رخمی دهد و نه" بین انسان و دیگری" اما رابطه "من و تو"ی مبتنی برگفتگو در" بین" موجودی با موجود دیگر رخ می دهد.در نهایت این که با توجه به مبانی فلسفی ( وجود شناسی، انسان شناسی، خداشناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی) در اندیشه بوبر، پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی به عنوان هدف غایی، فراهم سازی فرصت برای انتخابی آزاد و اخلاقی ، خودآگاهی و شناخت هویت فردی، رشد و تکامل احساس مسئولیت اخلاقی، برقراری رابطه مطلوب و عبور از پوچ انگاری، به عنوان هدف واسطه ای تربیت اخلاقی از منظر بوبر اشاره شده است، مطابق با اندیشه بوبر، پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی، با تحقق اصل آزادی در اندیشه و عمل، با روش تربیتی زمینه سازی برای فعالیت های خود انگیخته، اصل تحقق خود با روش تربیتی تدریس مبتنی برگفتگوی اصیل، اصل مسئولیت پذیری باروش تربیتی مواجهه مداوم با خود، اصل تعامل موثر اجتماعی با روش تربیتی خود ارزیابی مبتنیبر تعامل، اصل تأثیر متقابل با روش تربیتی تأیید رفتار مطلوب، اصل بهبود موقعیت با روش تربیتی تمهیدی و روش تربیتی الهام گیری از شخصیت های برجسته امکان پذیر است. با توجه به مبانی فلسفی در اندیشه سهروردی و تأکید او بر نفس انسانبه عنوان جوهری ملکوتی و معرفت حضوری به عنوان معرفت حقیقی می توان قرب به حق را تحت عنوان هدف غایی تربیت اخلاقی و خودشناسی را به عنوان هدف واسطه ای از نظر سهروردی در نظر گرفت، مطابق با آثار سهروردی رسیدن به قرب الهی با تحقق اصل تفکر با روش تربیتی درون نگری ،اصل تهذیب نفس (تلطیف سر) با روش تربیتی ریاضت و دوری ار تعلقات دنیوی، اصل مداومت و محافظت بر عمل با روش تربیتی محاسبه نفس، اصل اعتدال با روش تربیتی ضد امکان پذیر است. با توجه به مبانی فلسفی و تربیت اخلاقی سهروردی، می توان گفت: پرورش انسان آزادیخواه اخلاقی با ویژگی های اخلاقی نظیر آزاد منشی، احساس مسئولیت نسبت به انسان های دیگر و برقراری ارتباط همراه با تواضع از نقاط قوت تربیت اخلاقی بوبر می باشد. همچنین تأکید او بر آزادی انتخاب انسان در موقعیت های گوناگون، توجه به علایق و آزادی فردی و موقعیت های اخلاقی منعطف، تأکید بر انتخاب های اصیل و آگاهانه از دیگر نقاط قوت تربیت اخلاقی اوست. بدیهی است سهروردی، منبع تمام ارزشهای اخلاقی را خداوند متعال می داند. لذا با این حال دیدگاه بوبر در باب تربیت اخلاقی همان دیدگاه نسبیت گرایی اخلاقی است،. لذا مسئله نسبیت در اخلاق از دیدگاه سهروردی مردود است و در واقع طرح مسئله نسبیت در مباحث اخلاقی از منظر سهروردی مساوی با نفی اخلاق است، بنابراین عدم توجه به ارزشهای سنتی، تاکید صرف بر انتخاب شخصی در موقعیت های گوناگون، عدم ارائه معیارهای مطلق در تربیت اخلاقی، عدم ارائه الگوهای اخلاقیدر دستیابی انسان به کمال اخلاقی از نقاط ضعف تربیت اخلاقی مورد نظر بوبر می باشد.
بررسی تأثیر آموزه های دینی بر "تولد ثانی" از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
لیلا زنگنه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
براساس نظریه فطرت در ساده ترین تقریر؛ انسانها نوع واحدی هستند، دارای ماهیت مشترک؛که این ماهیت مشترک برخوردار از ویژگی ها و لوازم مشترکی است که در تمام افراد نوع وجود دارد. مطالعه آثار ملاصدرا نشان می دهد که وی در باب فطرت به مطالعه مستقل فلسفی یا عرفانی نپرداخته است؛ ولی مبحث فطرت در آثار او‌‌ به تفصیل و متأثر از انس او با آموزه های دینی ، به خصوص در آثار عرفانی و تفسیری اش نمایان است.صدرا همچون بسیاری از متفکران پیشین، معتقد به خداشناسی فطری است.اما تفاوت وی با دیگران در این است که وی برای این نوع از خداشناسی، پشتوانه فلسفی تدارک دیده است. وی با در نظر گرفتن دو ولادت برای انسان؛ ولادت اول(طبیعی) و ولادت ثانی(معنوی)، ورود به عالم معنا و بازیابی شخصیت دوباره را در گرو رسیدن به "ولادت ثانی" می داند؛ و حصول این ولادت و گشودن قفل دروازه عالم معنا را تنها از طریق پیمودن راه انبیاء(ع)وعمل به تعالیم ایشان، امکان پذیر می داند. افزون بر آن در نظام حکمت صدرایی مسأله حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، دو مبنای فلسفی برای تحلیل و تبیین عبور از فطرت اول به فطرت ثانی است. در این پژوهش تلاش شده است بر اساس این دو مبنا و دیگر مسائل فلسفی و راهکارهای موجود در شریعت، مسأله عبور از فطرت اول به فطرت ثانی تحلیل شود.
تحلیل محتوای دعای عرفه
نویسنده:
زهرا حبیب پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف شناسایی محورهای دعای عرفه امام حسین علیه السلام به تحلیل محتوای این دعا پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که محورهای دعای عرفه شامل خداشناسی ، انسان شناسی، راهنماشناسی، هستی شناسی و معاد شناسی است و بیشترین فراوانی به محور خداشناسی اختصاص پیدا نموده است.
بررسی مقایسه‌ای مفهوم عرفانی تزکیه نفس در نهج‌البلاغه و آثار عطّار
نویسنده:
زهره مازار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهاز آنجایی که اسلام دین انسان ساز است، برای هدایت و گم نکردن راه سعادت منبع مکتوبی چون قرآن و راهنمایانی چون پیامبر (صلی الله و علیه و آله) و پس از ایشان ائمه (علیهم السلام) را در دسترس همگان قرار داده است. با مطالعه قرآن و نهج‌البلاغ? شریف به عنوان مترجمان قرآن کریم می‌توان به هدایت دست یافت. عارفان مسلمان تلاش می‌کنند که سیر و سلوک خود را بر اساس دستورات دین و راهنمایی این بزرگان قرار دهند تا مسیر را به خطا نروند از جمله عطّار نیشابوری که گرچه اهل سنت است اما با مطالعه آثارش می‌توان به تأثیرپذیری او از امیر المومنین علی (علیه‌السلام) در طی طریق معترف شد.تزکیه عرفانی نفس در نهج‌البلاغه بر انسان شناسی که به خداشناسی و در نهایت به کمال رساندن انسان منجر می‌شود استوار است. امیر المومنین علی (علیه‌السلام) به عنوان انسان کامل، شناخت صحیح خداوند و اخلاص در عقیده و عمل، تقوی و صبر را از عوامل دست‌یابی به تزکیه نفس در نهج‌البلاغه می‌دانند و برتری طلبی، پیروی از خواهش‌های نفسانی، طغیان، حبّ دنیا و موانع عملی و اخلاقی ازجمله عجب و ریا و ارتکاب رذائل اخلاقی را موانع شناختی در راه تهذیب نفس می‌شمرند.عطّار عوامل دست‌یابی را به کمال شناخت خداوند و عوامل فردی منحصر می‌داند و در آثارش از طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت، فقر و فنا به عنوان وادی‌ها و یا مراحل سیر و سلوک عرفانی نام می‌برد. موانع شهودی در نزد شیخ عبارتند از: غفلت از خداوند و غفلت از مرگ. عطّار موانع عملی و اخلاقی را پیروی از هوای نفس، خودپرستی، آرزوهای دور و دراز و سراب‌های فریبنده می‌داند.کلیدواژه: تزکیه نفس، عرفانی، نهج‌البلاغه، عطّار.
خودشناسی و خودسازی از منظر امام علی علیه السلام با تاکید بر غررالحکم
نویسنده:
غفار زالی مقصودلو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
با توجّه به رهنمودهای پیشوایان دینی و اندیشه در آموزه‌ها و باورهای دینی، برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی، و کمال نهایی راهی جز خودشناسی و خودسازی نیست. در این پایان‌نامه ابعاد این دو موضوع، از منظر امام علی با تأکید بر کتاب غرر‌الحکم، مورد پژوهش قرار گرفته است. خودشناسیبهمعناى ایناستکهانسانپس از طى مراحل تهذیب نفس،هویت واقعیخویش را پرتویازروحالهی بیابد و خودسازی به معنای عاری شدن از همه رزایل اخلاقی و آراسته شدن به ازرش‌ها و فضایل آن است. این دو مقوله کاملاً رابطه دو سویه از جهت تأثیر پذیری و تأثیر گذاری دارند و به نوعی هم دیگر را هم‌‌پوشانی کرده، مایه تکامل هم‌دیگر می‌شوند و به سان دو بال انسان را به مقام قرب‌الی‌الله می‌رسانند. از آنجا که موضوع خودشناسی و خودسازی انسان می‌باشد به محورهای اصلی انسان‌شناسی مانند آفرینش و کمال نهایی انسان اشاره شده است. خدایابی، عاری شدن از علائق دنیوی، تزکیهنفس و الهامازوحیعوامل خودشناسی، و نسیان خداوند و خودخواهی موانع آن، و خداشناسی، خودسازی و جهان‌شناسی از آثار آن هستند. ایمان، عبادت، ذکر خدا، نماز، تفکر،تقوا،توبه، موعظه، زهد، یقین، حکمت و گامهاهی عملی از موثرترین عوامل خودسازی هستند. از سویی پیروی از هواهای نفسانی، غفلت، دنیاپرستی، پیروی از شیطان از موانع درونی و بیرونی خودسازی به شمار می‌روند. از این روی راه‌کاری مناسب برای برخورد با هر کدام از این موانع در جای خود ذکر شده است.مهمترین آثار خودسازی عبارتنداز: قرب‌الهی، خودشناسی و رستگاری.
نگرش و جهان‌بینی نظامی گنجه‌ای در مخزن الاسرار و اسکندرنامه
نویسنده:
مینا مردانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهآنچه نظامی گنجه‌ای را به عنوان شاعر گران‌پایه در میان اندیشمندان نشان می‌دهد، گذشته از آفرینش‌های شاعرانه‌اش که در اوج کمال است، بسط و تجسّم اندیشه‌ای است که در بستر شعر و قصّه و حکایات او موج می‌زند و تأمّل و انکشاف آن، در این زندگانی تکراری و غم‌انگیز، به بودن انسان معنا می‌بخشد.نوعی جهان‌بینی الهی و عرفانی، تعالیم اخلاقی و دقایق حکمت نظری و عملی و فنّ سیاست به صورت زمینه‌ای کم و بیش قابل توجه، در هر مناسبتی که شعر و قصّه این گونه تأمّلات را تداعی می‌کند، در آثار او مجال ظهور یافته است.در پژوهش پیش ‌رو، نگرش و دیدگاه‌های نظامی در چهار حوزه؛ جهان‌بینی توحیدی، عرفانی، اخلاقی، سیاسی- اجتماعی با تکیه بر دو اثر گرانقدر او، یعنی مخزن‌الاسرار و اسکندرنامه واکاوی شده است. بعد از ذکر کلیات در فصل نخست، در فصل دوم به تشریح و تعریف جهان‌بینی‌های مذکور از نگاه اندیشمندان و صاحب نظران پرداختیم تا محدوده کار پژوهش ما روشن گردد. سپس در فصل سوم شرح مختصری از احوال و افکار نظامی ارائه شده است.پس از آن یافته‌های اصلی پژوهش در فصل چهارم در چهار بخش، تقسیم شده است که هر بخش به یکی از دیدگاه‌های مورد بررسی اختصاص یافته است و آنچه که درخور توجه می‌باشد، این است که نظامی سعی کرده تا نظریات خویش را در باب خداشناسی، عرفان و اخلاق و فنّ سیاست و... به علاوه‌ی همه تجربه‌های شخصی خود، متناسب با رویدادهای مختلف در این دو اثر منعکس سازد.
نقد مبانی فکری جریانهای شبه معنویت معاصر درایران
نویسنده:
صغری سلیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهاز جمله نیازهای غیر مادی بشر نیاز او به معنویات می‌باشدکه به تصریح آیات قرآن فطرت و سرشت انسان نهفته است، همواره او را به سوی بهره‌مندی از امور معنوی سوق می‌دهد. اما نیاز بشر به معنویات در هر زمان با توجه به شرایط آن زمان به شکلی خاص ظهور و بروز می‌یابد. امروزه این نیاز در میان تمام انسان‌ها به ویژه در میان مردمان غرب -که به واسطه مدرنیته میان آنان و دین جدایی افتاده- موجب شده که آنان حریص و عنان گسیخته به دنبال آیینی باشند که عطش فطری آنان را سیراب نماید، چرا که آنان ادیانی چون یهود و مسیح تحریف شده را قادر به فرونشاندن عطش فطری خود نمی‌بینند. در این میان سردمداران غرب برای جلوگیری از گرایش مردم به دین اسلام به اختراع شبه آیین‌های معنوی همت گمارده‌اند و تمام مبانی یک دین اعم از خداشناسی، انسان شناسی، راهنما شناسی و فرجام شناسی را مطابق با اهداف و سلیقه‌ی خود برای این شبه آیین‌ها طراحی نموده‌اند. از میان این شبه آیین‌ها برخی فعالیت گسترده‌تری دارند و در جای جای جهان شعبه‌هایی را جهت تبلیغ خود دایر نموده‌اند، که از جمله آنها می‌توان به اکنکار، یوگا، اشو، رام الله و پائولو اشاره کرد. جالب آنجاست که برخی از این شبه آیین‌ها داعیه دین بودن دارند؛ رهبران این آیین‌ها خود را با عنوان ‌ پیامبران مدرن معرفی می‌کنند و پیروی از خود را عامل سعادت و رستگاری می‌دانند و به تبلیغ نظام جدیدی از محاسبه اعمال و پاداش و جزا به نام کارما‌(تناسخ) اقدام نموده‌اند. اما با بررسی این شبه آیین‌ها مشخص می‌شود که آنان حتی توانایی خلق خدایی شبیه به خدای واقعی را ندارند چه برسد به نظام پیامبران و محاسبه اعمال و پیروی از آنها تنها گول زدن فطرت معنویت خواه و کنار گذاشتن عقل و وجدان است.
  • تعداد رکورد ها : 2212