جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1938
زمان در اندیشه کانت از نگاه هایدگر
نویسنده:
آزیتا محبوبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدههدف اصلی از این نوشتار « تفسیر زمان در اندیشه کانت از نگاه هایدگر است» که با اشاره اجمالی به تاریخچه تصور زمان در تاریخ فلسفه آغاز می گردد و بعد از کاووش زمان در فلسفه کانت به تفکر هاید گر در باره زمان و سپس با پردازش دیدگاه هایدگر از زمان در فلسفه کانت دنبال می گردد . کانت زمان را یکی از دو شرط هر نوع شهود حسی دانست و حتی بر برتری زمان بر مکان نیز تاکید کرد و متذکر شد که مکان ، تنها از طریق زمان است که می تواند وارد ذهن شود ، پس از اهمیت بیشتری برخوردار است نظریه کانت در مورد زمان را می توان به دوره پیش از نقادی و پس از نقادی تقسیم کرد : در دوره پیش از نقادی ، زمان را مبدأ صوری عالم محسوس و امر بدیهی ، مطلق و در عین حال ذهنی- شرط ذاتی- می داند ؛ از امر عینی ، واقعی و نه حتی از جنس جوهر و عرض . اما دوران پس از نقادی ، کانت در بحث متافیزیکی به زمان اشاره می کند که : زمان تصوری تجربی – برگرفته از تجربه نیست . بلکه زمان الگوی ماتقدم ضروری است که نامتناهی هم می باشد . به طور کلی کانت زمان را صورت ذهنی می داند که خارج از ذهن و خارج از انطباق ذهن بر پدیدارها وجود ندارد . به این ترتیب اشیاء در نفس خویش بیرون از زمان هستند .بر طبق نظر هایدگرزمان به ظهور و انکشاف دوری هستی قائم است . از این رو هایدگر طرح مسئله ی هستی را از طریق تحلیل دازاینبرحسب حیث زمانی اش به عهده گرفته بود تا نشان دهد که زمان افق فهم هستی است . از همین رو مسئله ی زمان در دیدگاه پدیدار شناسانه ی هایدگر، مبحثی هستی شناسانه است و با برداشت رایج و متعارف از آن تفاوت دارد . او تلاش می کرد تا نشان دهد که زمان با مسئله هستی ارتباط و پیوستگی عمیقی دارد .تفسیر هایدگر از کانت در آثار او با کاوش در مفاهیم بنیادین وجود شناسی یعنی مقولات از طریق شهود زمان پیگیری می گردد . استدالال او این است که قوای بنیادی فاهمه و شهود در تخیل استعلایی ریشه دارند و ذات تخیل استعلایی ، زمان یا زمانمندی است . در بحث تاریخ کلید ورود به تاریخیت ، زمانمندی دازاین دانسته شده است. هاید گر می کوشد تا نشان دهد که در نقد عقل محض و در همه نظریه های اساسی کانت ، دقیقاًزمان است که نقش اساسی و محوری برخوردار است و همین زمان است که عنصر اساسی و بنیادین تشکیل دهنده شهود محض ،و لذا قوام بخش ذهنیت ذهن ودرنتیجه کلید حل مسئله استعلا و معرفت وجود شناختی است.به بیان ساده تر ، می کوشد تا نشان دهد که معنا و مفهوم زمان در کانت همان چیزی است که خود وی دروجود و زمان از آن به حیث زمانی تعبیر می کند . کلید واژه ها:کانت، هایدگر، زمان، وجود ، تاریخ فلسفه
مطالعه و مقایسه آرای تربیتی کانت و فارابی
نویسنده:
شهلا حق‌وردی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تعلیم‌ و تربیت فعالیّتی است که ریشه در تاریخ آفرینش بشر دارد. مسأله‌ی تربیت به عنوان فرایندی هدفمند که پیشرفت نسل بشر را عهده‌دار است مستلزم نظریه‌ای است که بتواند بر اساس آن آرمانها، اصول و روشهای خود را به خوبی تبیین و تربیت را در عمل هدایت نماید. در تحقیق حاضر با توجّه به احساس خلأ چنین نظریه‌ای در تربیت تلاش گردیده با استفاده از روش مقایسه‌ای - تحلیلی از روش بردی و مطالعه مبانی فلسفی- تربیتی دو فیلسوف بزرگ؛ کانت و فارابی، به پاسخ سوالات تحقیق که عبارتند از: الف- سوال اصلی: کانت و فارابی در نظریات تربیتی چه وجه ‌اشتراک و افتراقی دارند؟ ب- سوالات ویژه: 1- اصول، روشها و اهداف تربیت از نظر کانت و فارابی چیست؟ 2- دیدگاه کانت و فارابی در مورد مفاهیم اساسی تربیت چیست؟ 3- آیا دو متفکّر بزرگ غرب و شرق (کانت و فارابی) دو برداشت متفاوتی از تربیت دارند؟ از روی آثار به جا مانده از این دو فیلسوف و آثار غیرمستقیم که توسط محققین داخل و خارج کشور در این زمینه نگاشته شده، استخراج شود. در بررسی آرای تربیتی این دو فیلسوف به این نتیجه رسیدیم که هر کدام بنابر دانش و بینش و جهان‌بینی و تفکرات فلسفی خود اصول و اهدافی و روشهایی را برای تعلیم و تربیت در نظر گرفته‌اند و اندیشه‌های معیّنی درباره‌ی تعلیم و تربیت بیان کرده‌اند.نگاه کانت به تربیت در تمام جوانب، نگاهی حاکی از سیطره دید انسانی و طبیعی به دور از هرگونه تصور متعالی و توجّه الهی است. بنابراین تربیت نه تنها در روشها بلکه در اهداف و برنامه‌های خود نیز محتاج به دین و توجّه متعالی نیست. ولی فارابی به دنبال آن است که ‌از راه تعلیم و تربیت، انسان را به خدا برساند و در این راه ‌از تمام علوم و معارف بشری استفاده می‌کند. وجه ممتاز اندیشه فارابی نسبت به کانت این است که آراء ایشان رنگ دینی دارد و دین سازنده تفکرات و مبنای اصلی تعلیم و تربیت اوست. این مبنای اصلی به عنوان چتری بر اصول، اهداف، برنامه، روش و ... تعلیم و تربیت او سایه ‌افکنده ‌است و آنها را هدایت و راهنمایی می‌کند.اگر چه این دو فیلسوف بزرگ، در دو سوی خط فکری فلسفی قرار دارند؛ کانت نه تنها تعقّل را اصل می‌داند، بلکه غیر آن را جز در مواردی اندک، فاقد اعتبار می‌داند ولی فارابی، بهرهوری از کلیه منابع معرفت همچون حس، عقل و شهود را لازم می‌داند. با این حال با نگاهی به فلسفه‌ی این دو فیلسوف بزرگ، موضوعات مشترکی (به ویژه در اساسی‌ترین مسأله فلسفی؛ هستی‌‌شناسی) را می‌توان بین این دو فضای متفاوت یافت و مقایسه کرد.
عقل از دیدگاه ملاصدرا و کانت
نویسنده:
نظر عباسی کسانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این نوشتار سعی شده است دیدگاههای ملاصدرا و کانت پیرامون عقل مورد تحقیق قرار گیرد. مطالب این پایان نامه در یک مقدمه و سه فصل تنظیم شده است.مقدمه، شامل بحثهای مقدماتی و تبیین موضوع و اهمیت آن است.در بخشهای بعدی پس از سیر تاریخی معنای عقل به دیدگاه ملاصدرا و کانت در مورد عقل پرداخته و توانایی و حدود عقل بشری در اندیشه این دو فیلسوف را بررسی نموده است. به طور کلی می توان گفت ملاصدرا و کانت هر دو در معرفت شناسی خود به فعالیت نفس قائل بوده و به محدودیت عقل که یکی از قوای نفس است اذعان دارند. اما کانت بیشتر به محدودیت عقل نظری می پردازد و در مباحثی که به مشکل می رسد مانند خدا، جهان و نفس در جهت حل آنها به عقل عملی می پردازد اما ملاصدرا عقل عملی را خادم عقل نظری می داند و پس از رسیدن به محدودیت عقل به وحی الهام و شهود می رسد و پای وحدت وجودی و علم حضوری رابه میان می آورددر حالی که کانت بیشتر به مفهوم و پدیدار و عدم توانایی قوای ادراکی در احاطه بر اشیاء فی نفسه که در علم حصولی است می پردازد.
رابطه اخلاق و زیبایی‌شناسی در فلسفه کانت
نویسنده:
فرزاد کیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کانت در نقد عقل محض در پی شناخت همگانی از طبیعت بوسیله قوه فاهمه است. قوه‌ای که ادراکات متکثر حسی را طبق مقولات فاهمه وحدت می‌بخشید و عقل محض را که در معرض خلط شدن با مباحث متافیزیکی است در شناخت طبیعت کنار می‌گذارد ولی در اخلاق که رها از قید طبیعت است دوباره به عقل محض باز می‌گردد. قاعده اخلاق بر پایه عقل عملی محض بنا شده و رها از قواعد طبیعت است بر این‌مبنا اخلاق می‌تواند به محدوده فوق محسوس پای بگذارد. با این تمایز بین عالم طبیعت و اخلاق،گسست و فاصله مشهودی بین عالم خارج از اراده ما و عالم در اراده ما ایجاد می‌شود. کانت در نقد قوه حکم در پی این موضوع است که فاصله‌ میان عالم بیرون از اراده‌ انسان و عالم در اراده انسان وجود دارد را از میان بردارد و این دو عالم را از طریق نقد سوم به یکدیگر نزدیک کند. براین‌ اساس پیوندی بین اخلاق و زیبایی‌شناسی در فلسفه کانت شکل می‌گیرد که می‌توان به مباحثی مثل قائل نبودن به غایت بیرونی در هر دو موضوع، آزادی از جبر قوانین طبیعت، امر والا و ایده نامتناهی اشاره کرد.
برساخت گرایی در فلسفه اخلاق کانت
نویسنده:
علیرضا باهوش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
برساخت گرایی اخلاقی دیدگاهی فرا اخلاقی درباره ی طبیعت صدقو حقایق و خصوصیات اخلاقی است . برساختگرایی ظاهراً در تقابل با واقع گرایی قرار می گیرد و تنهابا روایتهای واقع گرائی اخلاقی توافقی نسبی و محدود دارد. بر ساخت گرایان، مانند واقع گرایان ، جملات اخلاقی را دارای محتوای توصیفی می دانند و بنا بر این به نظر می رسد واقعاً بیان کننده امر واقع باشند.ولی بر ساخت گرایان برغم اینکهمی پذیرند که به نحوی حقایق اخلاقی وجود دارند، بر عکس واقع گرایان، آنها را وابسته به نگرشها و قرار دادهای انسانی و امثال آن می دانند.جان رالز برای نخستین بار اصطلاح برساخت گرایی در اخلاق رابکار برد و تفسیری برساخت گرایانه از فلسفه اخلاق کانت به دست داد. براساس این تفسیر اخلاق برساخته عقل بشری است و امر مطلق روال برساختن است. رالز همچنین نظریه خود را برساخت گرایی کانتی نامید .براساس برساخت گرایی کانتی محتواى اصول عدالت نتیجه توافق و قرادادى است که میان افرادى خاص در وضعیت ویژه‏اى بدست می آید و رالزآن را وضعیت اولیه مى‏نامد.وضعیت اولیه روال تصمیم یا روال برساختن در برساخت گرایی کانتی است که در آن اصول عدالت بر ساخته می شوند.
بررسی و تجزیه و تحلیل خاستگاهها، نمایات و روشهای تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه‌نصیرالدین طوسی
نویسنده:
اکبر رهنما
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع اصلی این رساله مقایسه نظرگاه تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه‌نصیردین طوسی است . به صورت اختصاصی‌تر نظرگاه تربیت اخلاقی کانت و خواجه نصیرالدین طوسی بعنوان یکی از متفکران اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد. هدف اصلی این مقایسه پاسخگوئی با این سئوال (مسئله) اصلی تحقیقی است که نظرگاه تربیت اخلاقی از دیدگاه ایندو متفکر در زمینه‌های مبادی، هدفها و روش‌های تربیت اخلاقی چه تفاوت‌ها و تشابهاتی دارند. بر اساس مسئله اصلی تحقیقی سئوالات زیر مطرح گردیدند: -1 تا چه حد ممکن است اصول مربوط به تربیت اخلاقی را از نظرگاه و آثار کانت و خواجه‌نصیرالدین طوسی استخراج کرد؟ -2 تفاوتها و تشابهات مربوط به مبادی اخلاق و تربیت اخلاقی از دیدگاه اینم دو تفکر کدامند؟ -3 آیا بین نظر کانت و خواجه نصیر در خصوص هدفهای تربیت اخلاقی تفاوتها و تشابهاتی وجود دارد؟ -4 آیا روشهای تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه نصیر مشابه می‌باشند؟ در کوشش برای پاسخگوئی رضایت‌بخش به سئوالات بالا ابتدا دیدگاه تربیت اخلاقی کانت و خواجه نصیر در زمینه تربیت اخلاقی توضیح داده شد سپس با یکدیگر بصورت منتقدانه مورد مقایسه قرار گرفت . نتایج تحقیق به شرح زیر بود: -1 از آثار و نوشته‌های اخلاقی کانت و خواجه نصیرالدین طوسی می‌توان بصورت مستیم و غیر مستقیم دلالتهای مربوط به تربیت اخلاقی را استخراج و صورت‌بندی کرد. -2 "خرد" خاستگاه اصلی اخلاقی و تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه نصیرالدین طوسی است . -3 هدف اصلی تربیت اخلاقی از دیدگاه خواجه "سعادت " و از دیدگاه کانت "خودپیروی اخلاقی" است . -4 "عادت دادن" و تاکید بر تقویت "اراده آزاد" به عنوان روشهای اصلی تربیت اخلاقی از دیدگاه این دو متفکر محسوب می‌شوند. نتیجه‌گیری کلی نشان می‌دهد که بین این دو نظرگاه در زمینه روشهای تربیت اخلاقی بیشترین شباهت ، در زمینه هدفهای اخلاقی بیشترین تفاوت دیده می‌شود. در مورد مبادی اخلاقی نیز تفاوتها و تشابهات نسبی در بین این دو دیدگاه وجود دارد. سرانجام اینکه تربیت اخلاقی بستر مناسبی جهت پیوند نظرگاه اخلاقی "فضیلت مدار" و "وظیفه مدار" است .
تحلیل و بررسی ربط و نسبت امر مطلق کانت و قاعده طلایی در اخلاق
نویسنده:
سید محمد موسوی مطلق
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش ما بر آنیم تا روابط میان امر مطلق کانت و قاعده طلایی را واکاوی نماییم. اگرچه کانت در کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق بیان می کند که امر مطلق وی همان قاعده طلایی در اخلاق نیست اما با این حال می توان شباهت هایی را پیدا نمود. بر همین اساس ما دو وجه را بررسی نموده ایم: وجوه اشتراک امر مطلق و قاعده طلایی و وجوه افتراق آن.
کتاب: شلایر ماخر
نویسنده:
نویسنده: مایکل فورستر؛ مترجم: سید مسعود حسینی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ققنوس,
چکیده :
شلایر ماخر عنوان پنجاه و نهمین مدخل از مجموعه‌ی دانشنامه فلسفی استنفورد است. فردریش دانیل ارنست شلایر ماخر نه فقط فیلسوف بلکه عالمی برجسته در زمینه‌ی ادبیات یونانی- رومی و متاله برجسته‌ای نیز بود. بخش زیادی از کار فلسفی اودر فلسفه دین بود، اما احتمالاهرمنوتیک (یعنی نظریه تاویل) و نظریه‌ی ترجمه‌ی اوست که از چشم‌اندازهای فلسفی مدرن بیش از هر مبحث دیگری سزاوار توجه است. این مقاله دربردارنده‌ی این مهم است که شلایرماخر اگرچه به لحاظ جنبه‌های فلسفی مهمی وامدار بسیاری از اسلاف و معاصرانش (از جمله اسپینوزا، کانت، فردریش شلگل، شلینگ) است، بالاتر از همه و به طور خاص پیرو اندیشه‌های فلسفی یکی از اسلافش بوده است: هردر.
برهان امکان و وجوب در رویارویی با نقدهای راسل، هیوم و کانت
نویسنده:
عبدالله مصباحی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها – دانشگاه معارف اسلامی,
چکیده :
برهان امکان و وجوب که از مهم ترین برهان های اثبات وجود خدا به شمار می آید، در گذر اندیشه های بشری جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. در میان اندیشمندان، در طول تاریخِ اندیشه های مربوط به مبدا هستی، فیلسوف و متفکر بزرگی را نمی توان یافت؛ مگر اینکه به گونه ای با این برهان روبه رو شده است. و این برهان از همین رهگذر تقریرها و نقدهای گوناگونی را به خود دیده است.در این نوشتار، یکی از تقریرهای برهان یاد شده را به دلیل داشتن ویژگی های قابل توجه، برگزیده ایم و نقدهای راسل، هیوم و کانت به آن مطرح و پاسخ آنها را بیان کرده ایم. به نظر ما امتیاز تقریر مورد نظر «رسایی عبارتهای به کار رفته و نیفتادن در دام تسلسل و بطلان آن» است.
صفحات :
از صفحه 155 تا 174
انسان‌شناسی کانت
نویسنده:
بهاره دائی جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در اندیشه کانت انسان همواره نقشی اساسی و محوری داشته است؛ در اهمیت این موضوع همین بس که وی در اواخر عمر خویش کتاب انسان‌شناسی از منظر پراگماتیک را به طور خاص به موضوع انسان اختصاص می‌دهد. آنچه انسان‌شناسی را از مباحث عقل نظری و عقل عملی صرف متمایز می‌کند ویژگی پراگماتیکی آن است. این ویژگی حاکی از این است که انسان‌ها صرفاً از ماهیت ثابتی برخوردار نیستند، و در نتیجه آنها را نمی‌توان بر اساس این ماهیت ثابت تعریف نمود؛ آنها با اعمال و رفتار خویش، به ویژه در ارتباط متقابل با دیگران و در سطح اجتماع، به هویت خود شکل می‌دهند. کانت انسان را در حیطه تجربه و مشاهده عینی مورد بررسی قرار می‌دهد و از تفکر نظری صرف درباره آن فاصله می‌گیرد. به زعم وی انسان تنها موجودی است که قابلیت رسیدن به فرهنگ و تمدن و اخلاق را دارد. این کتاب با پرداختن به زندگی عینی و واقعی انسان‌ها می‌تواند مبنای عمل همگان در زندگی باشد. کتاب انسان‌شناسی، که به معرفی منشأ همه‌ی علومی که به نوعی با اخلاق، توانایی معاشرت اجتماعی، شیوه تربیت و تصمیمات انسانی و هر آنچه عملی است مرتبطند می‌پردازد، از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست انسان‌شناسی تعلیمی و بخش دوم انسان‌شناسی توصیفی نام دارد. انسان‌شناسی تعلیمی به بررسی قوا و توانایی‌های نفس که بین همه مشترک است، می‌پردازد و انسان‌شناسی توصیفی ابتدا ویژگی‌های متفاوت افراد، جنسیت‌ها، اقوام و نژادها را بیان می‌کند سپس تعریفی از ویژگی‌های مشترک میان انواع انسانی ارائه می‌دهد. کانت در این دو بخش می‌کوشد تا نشان دهد کهانسان در عرصه عمل چگونه خویشتن را تحقق می‌بخشد.
  • تعداد رکورد ها : 1938