جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
پیام حضرت آیت الله جعفر سبحانی
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
نمایه مقاله
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
پیش بینی خودبیمارانگاری بر اساس صفات شخصیتی
نویسنده:
عندلیب کورایم مرتضی, محمودعلیلو مجید
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
این پژوهش با هدف پیش بینی اختلال خودبیمارانگاری بر اساس صفات شخصیتی انجام شده است. به این منظور تعداد 234 نفر از افراد مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، دو پرسشنامه خودبیمارانگاری اهواز و پرسشنامه شخصیتی NEO فرم کوتاه بود. نتایج همبستگی نشان داد که خودبیمارانگاری با روان رنجورخویی دارای همبستگی مثبت، و با سازگاری و برون گرایی دارای همبستگی منفی می باشد؛ همچنین این متغیر با دو صفت وجدانی بودن و انعطاف پذیری، هیچ گونه ارتباط معناداری نداشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که در حالت کلی، صفات شخصیتی قادر به پیش بینی خودبیمارانگاری می باشند، که در این بین فقط سهم دو صفت روان رنجورخویی و سازگاری در پیش بینی خودبیمارانگاری معنادار است.
صفحات :
از صفحه 20 تا 28
بررسی سیر تحول نگاه مورخان اهل سنت از آغاز تا قرن دهم درباره سه خلیفه نخست
نویسنده:
لیلا سلیمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پرسش اصلی رساله حاضر این بود که سیر تحول نگاه مورخان سنی قرن یک تا قرن ده درباره شخصیت ،نقش اجتماعی-سیاسی خلفای سه گانه(ابوبکر،عمر،عثمان)چگونه بوده است؟از میان بررسی های انجام شده از میان کتب مورخان قرن یک تا نیمه قرن هفتم که در فصل دوم این رساله را در بر می گیرد به این نکته می رسیم که ابن اسحاق مورخ اواخر قرن یک و اوایل قرن دوم،نگرش مثبتی به ابوبکر داشته ولی درباره عمر به نکات منفی وی نیز اشاره کرده است.در مجموع ،وی بسیار کم به خلفا پرداخته است شاید یکی از دلایل آن نوع نوشته وی می باشد که همان سیره نگاری است و هدف از آن پرداختن به سیره و زندگانی پیامبر اکرم می باشد و البته جو حاکم در جامعه آن روز در عملکرد ابن اسحاق بی تاثیر نبوده است.ابن اسحاق از مورخان و سیره نویسانی است که هر دو خلافت اموی و عباسی را درک کرده است.در این عصر ناآرامی و جبر و خفقان حاکم بوده است.سیرهابن هشام نیز از جهتی قابل توجه است .وی به راحتی نقطه ضعف ها یا اشتباهاتی که خلفا داشته اند را بیان می کند.مثلا به خشونت و آزار بردگان نومسلمان که توسط عمر انجام گرفته یا مخالفتی که عمر در ماجرای دوات و قلم نسبت به فرمان پیامبر اکرم انجام می دهد را بیان می دارد .البته سیره ابن هشام نیز از زمره سیره نویسی است لذا به طور مفصل به شرح حال خلفا نپرداخته است.ابن هشام راجه به عثمان سکوت کرده است.از مورخین قرن سوم می توان ابن سعد،خلیفه بن خیاط،ابن شبه،ابن قتیبه،ابوحنیفه دینوری،طبری را نام برد که در کتب تاریخی خود رویکرد متفاوتی در بیان مطالب اتخاذ کرده اند.ابن سعد در کتاب طبقات الکبری رویکرد مثبتی نسبت به سه خلیفه داشته و تقریبا می توان گفت با تعصب برخورد کرده است.ابن خیاط به دور از موضع گیری سیاسی و مذهبی به نقل مطالب میپردازدو تقریبا می توان گفت به اختصار به دوران خلافت سه خلیفه پرداخته است.وی شخصیت و نقش اجتماعی خلفا سخنی نرانده و درباره نقش سیاسی ایشان فتوحات را بیان داشته است.درباره ماجرای قتل عثمان بسیار کوتاه سخن گفته و دلایل شورش و قتل عثمان را بیان نکرده است.شاید علت آن مربوط به بصری بودن و تمایلات عثمانی وی باشد.ابن قتیبه در کتاب معارف به اختصار به خلفا پرداخته و اشاره ای به شخصیت یا نقش اجتماعی ابوبکر یا عمر ندارد.درباره نقش سیاسی ایشان تنها از فتوحات مهم دوره ایشاننام می برد. وی نیز به دور از اظهار نظر یا تعصب مطالب را نقل می کند .دینوری مطلبی درباره ابوبکر نیاورده است و درباره عمر و عثمان تنها به نقش سیاسی آنها تحت عنوان فتوحات به طور اختصار پرداخته است.ابن شبه در کتاب تاریخ مدینه منوره به زندگی و خلافتابوبکر نپرداخته است اما به طور مفصل به زندگی و وقایع دوران عمر و عثمان پرداخته و بدون این که اظهار نظری نماید مطالب جالبی را که در سایر منابع وجود ندارد و یا به ندرت قید شده را بیان می کند.ابن شبه سنی متعصبی است و شاید رویه وی در بیان مطالب خصوصا راجع به ابوبکر و ماجرای سقیفه، به خاطر جو سیاسی حاکم بر اثر نزاع های کلامی مابین معتزلیان و سایر فرق کلامی باشد که وی میخواسته از این اوضاع به دور باشد.طبری در کتاب تاریخ طبری وقایع و حوادث مربوط به دوران خلفا را به تفصیل با روایات مختلف بیان داشته و از اظهار نظر پرهیز می کند.وی قضاوت را به عهده خواننده می گذارد تا خواننده با انتخاب یکی از اقوال، قضاوت کند.مقدسی از مورخان قرن چهارم به شخصیت و نقش اجتماعی خلفا نپرداخته است.وی به فتوحات و مسائل سیاسی که در دوران خلافتابوبکر و عمر رخ داده به تفصیل پرداخته و درباره عثمان جانب اختصار را پیموده است.وی درباره عثمان در خصوص فتوحات وقعی ننهاده و به محاصره عثمان در خانه اش و اعمال خلافی که موجب شورش بر علیه وی شده است اشاره می کند.خرگوشی نیز از مورخان قرن چهارم است وی هر چند در حد چند عبارت مختصر درباره خلفای سه گانه صحبت می کند اما از عبارات وی روشن می شود که رویکرد مثبت و تعصب آمیزی نسبت به ایشان دارد.همانگونه که از نام کتاب خرگوشی نیز پیداست کتاب وی یک کتاب تاریخی صرف نیست بلکه به خصایص و امور مربوط بهپیامبر و فضایل ایشان اشاره دارد.در این میان کتاب المنتظم ابن جوزی بیشتر نمود پیدا می کند.وی از اعقاب ابوبکر است. تعصبات ابن جوزی اولا نسبت به ابوبکر و در وهله بعد نسبت به دو خلیفه دیگر کاملا از مطالبی که بیان می دارد مشهود است.وی حالتی تدافعی نسبت به خلفا داشته و هر حادثه ای را که در مذاق و افکارش ناخوشایند باشد توجیه می کند.به عنوان نمونه راجع به عزل سعید بن عاص از امیری سپاه ،قولی را که دلالت بر نارضایتی ابوبکر از تاخیر سعید بن عاص در امر بیعت با وی است را رد می کندو غضب عمر نسبت به سعید بن عاص واصراربر عزل وی را از جانب عمر،دلیل قضیه بیان می کند. یا در جایی دیگرخالد را از اتهامی که به وی وارد شده مبرا می داند و دلیل نیز بر آن اقامه می کند تا به این گونه انگشت اتهامی که به سوی ابوبکر نشانه رفته است مبنی بر اینکه ابوبکراز خطاها و اشتباهات عمالش چشم پوشی می کند را از میان بر دارد.در جاهای مختلف ابن جوزی این توجیهات را تکرار می کند.ابن جوزی نیز در بیان مطالب و شرح و بسط آنها جانب تفصیل را پیموده است و به طور مفصل به وقایع خلفای سه گانه می پردازد.روش ابن اثیر نیز در شرح و بسط مطالب همانند طبری و ابن جوزی است با این تفاوت که موضع گیری و تعصبی که در ابن جوزی وجود دارد در اینجا به چشم نمی خورد و از طرفی وقایع را با نقل قولهای مختلف و متعدد بیان نمی کند.روی هم رفته مورخان این دوره زمانی آگاهیهای جالبی را نسبت به خلفا به دست ما می دهند که شامل نقطه ضعف های آنها هم می شود.مثل فرار عثمان از احد یا عدم حضور او در بیعت رضوان و یا در جنگ بدر.خشونت عمر،خطاپوشی های ابوبکر.بر خلاف فصل سوم که تعصب نسبت به خلفا به وضوح دیده می شود.ما در فصل سوم به مورخانی همچون ابن کثیر دمشقی و ذهبی و مقریزی بر می خوریم که تعصب در بیان مطالب از گفتار و زندگینامه آنها پیداست.این سه تن از طرفداران ابن تیمیه بوده و بسیار از وی تاثیر پذیرفته اند.ابن کثیر به عنوان نمونه برای اثبات حقانیت ابوبکر در مسأله ارث و فدک ،پس از ذکر ماجرا یک فصل جداگانه ای را در تالیف خود لحاظ کرده است.در اثبات این مطلب می توانبه البدایه و النهایه جلد چهارده ص 285 مراجعه کرد.ذهبی و مقریزی نیز به همان شیوه ابن کثیر عمل کرده اند.ذهبی در کتاب تاریخ اسلام ج3صفحه 274 مطالب تعصب آمیزی را مطرح می کند نظیر «هر کس علی را بر ابوبکر و عمر مقدم دارد خطاکار است.عمر و ابوبکر پدر و مادر اسلام هستند و قس هذا.همچنین از نویسندگان این دوره ابن وردی می باشد که وی نیز از عقاید تعصب آمیز و مغرضانه ابن تیمیه بی نصیب نبوده است.در این میان ابن خلدون تا حدود قابل ملاحظه ای به بیان واقعیات می پردازد هر چند وی نیز به عنوان یک مورخ سنی حنبلی مذهب از این رویکرد مستثنا نیست. سیوطی در کتاب پرمحتوا ولی مختصر تاریخ الخلفا، بیشتر به شخصیت و خصوصیات فردی ابوبکر پرداخته است و درباره دو خلیفه بعدی جانب اختصار را پیموده است.با توجه به نمودارها به این نتیجه می رسیم که هر چه از قرن یک به سمت جلو پیش می رویم پرداختن به شخصیت ابوبکر از لحاظ فراوانی سیر نزولی داشته است و مورخان کمتر به این جنبه توجه داشته اند.البته رویکرد مورخانی که به این امر پرداخته اند رویکرد مثبتی بببوده است.در مورد نقش اجتماعی و سیاسی خلیفه اول سیر صعودی طی شده است به این معنی که مورخان قرون بالاتر نسبت به قرون نخست بیشتر به این امر پرداخته اند.رویکر نیز مثبت بوده است.درباره خلیفه دوم در منابع نخست اطلاعات چندانی نمی یابیم و هر چه به پیش می رویمپرداختن به شخصیت،نقش اجتماعی-سیاسی پررنگ تر می شود.باید یادآوری نمود که در منابع سده های نخست از بیان نقاط منفی خلیفه نیز احتراز نشده است.درباره شخصیت خلیفه سوممی بینیم که به شخصیت وی پرداخته نشده و در موارد نادری بسیار مختصر اشاره شده است.داده های مورخان در مورد نقش اجتماعی خلیفه سوم در حد متوسطی قرار دارد اما به نقش سیاسی وی در حد قابل توجهی پرداخته شده است.هر چه به منابع بالاتر رجوع می کنیم میبینیم که نقش سیاسی عثمان حجم بیشتری را در برگرفته است و مورخان از بیان حقایق ابایی نداشتند. درباره سیره ابن اسحاق که از منابع قرن اول و دوم این پژوهش است و همچنین سیره ابن هشام که قرن سوم نگاشته شده است جای تعجب نیستکه به خلفا بسیار موجز و کم پرداخته اند.به دلیل این که این دو کتاب،کتاب سیره نگاری است و بیشتر به سیره و مغازی و زندگانی پیامبر اکرم پرداخته است.منابع قرن سوم و تقریبا اوایل قرن چهارم جانب احتیاط را در بیان مطالب پیموده اند.یا به خلیفه ای نپرداخته اند و یا تنها به جنبه ای از جنبه های مورد بحث پرداخته اند و یا این که روایات مختلفی بیان نموده و از اظهار نظر پرهیز داشته اند.شاید دلیل آن را بتوان به اوضاع سیاسی اجتماعی آن عصر مربوط دانست.دوره دوم حکومت عباسیان (334-232 ه)، دوره حاکمیت حدیث و قشریگرى است. در این دوره اندیشه به بند کشیده شد، زیرا متوکل معتزله و شیعه و هر کسی را که عقایدش مخالف با اهل حدیث بود را راند و تحت پیگرد قرار داد، لذا آزادى اندیشه به ضعف گرایید و مردم از ترس جان به پنهان داشتن اندیشه‏هاى خود اقدام مى‏کردند. علم کلام در زمان متوکل رو به انحطاط گذاشت، عده‏اى از دانشمندان را کشت و با دانش و دانشمندان دشمنى مى‏ورزید. دانشمندان و دانشجویان به تدریج از ایرانى و عرب، از بغداد بیرون رفته در شرق و غرب جهان اسلام پراکنده شدند.لذا برخی مورخان مانند ابن شبه از بیان مسائل دغدغه برانگیز خودداری کردند مانند عدم پرداختن به زندگانی و خلافت ابوبکر و علی علیه السلام.یا طبری که از اظهار نظر علنی در کتاب تاریخش خودداری کرد و با آوردن روایات مختلف از حوادث،خواننده را در قضاوت مخیر گردانید.و قس هذا.. .نمودار زمانی حاکی از میزان توجه مورخان در قرون مختلف نسبت به ویژگیهای شخصیتی،اجتماعی،سیاسی خلفای سه گانه می باشد.هر چه به قرون متاخر نزدیکتر می شویم نوع نگاه مورخان و رویکرد آنها نسبت به خلفای سه گانه مثبت است.باید یادآوری بنمایم که آن چه در نمودارهاآمده فراوانی مطلق نیست بلکه فراوانی متناسب با تعداد منابع است.دلیل فراز و فرود موجود در نمودارها به این دلیل است که در هر کدام ازقرنهای یک و دو ، شش،هفت و نه ،یک منبع مورد بررسی قرار گرفته است .در قرن سوم هفت منبع و قرن چهارم سه منبع و قرن هشتم شش منبع مورد بررسی قرار گرفته است لذا فراوانی در قرن سوم و چهارم و هشتم طبعا بیشتر خواهد بود.لازم به ذکر است که داده های مورخان قرون نخستین با توجه به نزدیکی زمانینسبت به حوادث و وقایع دوران خلفای سه گانه ،به حقیقت و واقعیت نزدیکتر ترند و متون دوره های نخست همسانی و سازگاری بیشتری با دیدگاههای شیعی دارد.
رابطه بین تردید مذهبی، کمال گرایی و رضایت از زندگی
نویسنده:
اعظم احدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از حیطه های مهم در رسیدن به رضایت از زندگی، مذهب می باشد اما گاهی جهت گیری نادرست مذهبی به شکل معکوس عمل کرده و میزان رضایت از زندگی را کاهش می دهد. تردید مذهبی، یکی از عوامل کاهش رضایت از زندگی می باشد که گروهی ازافراد به دلیل دارا بودن برخی ویژگی های زیستی میزان بیشتری از آن را تجربه می کنند. کمال گرایان جزء این گروه از افراد هستند که احتمالا به دلیل داشتن برخی رگه های شخصیتی سختگیرانه بیشتر در معرض تردید مذهبی و در نتیجه کاهش رضایت از زندگی قرار می گیرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صفات کمال گرایی با تردید در اعتقادات مذهبی و تأثیر آن بر میزان رضایت از زندگی انجام شد. در این پژوهش، 368 دانشجو (220 زن و 148 مرد) و 76 طلبه (45 زن و 31 مرد) از میان دانشجویان و طلاب مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه سراسری و حوزه علوم و معارف شهرستان زنجان به صورت تصادفی انتخاب و با پرسشنامه های کمال گرایی فراست، تردید مذهبی و کیفیت زندگی sf مورد آزمون قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل داده ها، از روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون tاستفاده شد. بر اساس تجزیه و تحلیل آماری مشاهده شد که افراد کمال گرا، تردید مذهبی بیشتری را تجربه کردند ضمن اینکه کمال گرایی در همه زیر مقیاس ها به جز انتظار والدین ومتغیر تردید مذهبی فقط با زیر مقیاس جهت گیری بیرونی، بر میزان رضایتمندی از زندگی تأثیر مشخصی گذاشتند. دانشجویاندر کمال گرایی و تردید مذهبی و طلاب در رضایت از زندگینمرات بالایی گرفتند و همچنین زنان در نظم و ترتیب و عملکرد اجتماعی و مردان در تردید مذهبی،برتری نشان دادند. علاوه بر این افراد 25-18 سال تردید مذهبی بالاتری را نسبت به گروههای سنی دیگر نشان دادند اما تفاوت میانگین کمال گراییو رضایت از زندگی گروههای سنی در مقایسه با هم قابل توجه نبود. در این پژوهش مشاهده شد که افراد کمال گرا به دلیل داشتن معیارهای شخصیتی بالا بیشتر از سایریندر معرض تجربه تردید مذهبی قرار می گیرند و در نتیجه میزان رضایت پایین تری از زندگی را تجربه می کنند، بر این اساس می توان در حیطه بالینی و انتخاب افراد برای مشاغل مختلف از نتایج این پژوهش بهره گرفت.
شخصیت مثالی در اندیشه حافظ
نویسنده:
معصومه شفیعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
حافظ غزل سرای شگفت آور و شیرین سخن ادب پارسی است که گستره ی غزل او عرصه ی درگیری دو نیروی عظیم خیر و شر است. ریاکاری و فساد اخلاقی جامعه ی روزگار او برخی را داعیه دار صلاح کرده است، چنانکه با ریاکاری و ظاهرسازی بر مرکب دغل بازی خویش سوارند و برخی نیز به دلیل رفتار این ریاکاران گوشه نشین خرابه ها شده اند و از ریا و نیرنگ گریزانند که این دو نگرش گروه های مثبت و منفی اجتماع عصر حافظ را تشکیل می دهند. البته دسته ی سومی هم در غزل خواجه یافت می شود که همانا شخصیت های بینابینی در پندار و کردار هستند که گاه به سوی بدی لغزانند و گاه به سمت بدی گرایانند. این سه دسته ی شخصیتی که هم در زمانه و عصر حافظ زندگی می کنند و هم در دنیای ذهنی و فکری شاعر جایگاهی ویژه دارند، شخصیت مثالی (TYPICAL) نامیده می شوندکه جریان های فکری عصر او را رهبری می کند. حافظ سعی دارد با این طیف های شخصیت اوضاع زمان خود را تشریح کند در عین حال دیدگاه خود را نیز نسبت بهع دنیای آرمانی مطرح نماید. بر اساس آمار به دست آمده حافظ شخصیت های مثبت را در تشریح آرمان و دنیای مثالی خویش به کار می برد و بسامد این شخصیت ها نشان می دهد که حافظ با وجود تلخی اوضاع زمانه مثبت نگر و امید وار به آینده است.
نقد نسبیت‎گرایی اخلاقی از دیدگاه استاد مطهری و پویمن
نویسنده:
زهرا لطفعلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث از نسبیت یا اطلاق اصول اخلاقی یکی از مهم‌ترین مباحث اخلاقی است. از آن‌جا که موضع‌گیری در قبال این موضوع در ارائه‌ی تعریف از اخلاق نیز موثر است و همچنین قول به نسبیت اخلاق معمولاً در تزاحم شدید با آموزه‌های دینی قرار می‌گیرد، این مبحث از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. رساله‌ی حاضر به بررسی دیدگاه استاد مرتضی مطهری و لوییس پی. پویمن می‌پردازد. این دو متفکر نسبیت‌گرایی اخلاقی را مورد انتقاد قرار می‌دهند، اما با دو رویکرد متفاوت. استاد مطهری از منظر مطلق‌گرایی نسبیت اخلاق را نقد می‌کند و پویمن از منظر عینیت‌گرایی آن را مورد انتقاد قرار می‌دهد.
تحلیل شخصیت الگوهای قرآن(بررسی موردی حضرت نوح و حضرت موسی)
نویسنده:
فاطمه ساجدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر در شکل رساله کارشناسی ارشد برآنست تا به تحلیل شخصیت حضرت نوح و حضرت موسی از آن جهت که شخصیت های ممتاز، متعالی و مطرح قرآن هستند بپردازد: « قالَ یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتی‏ وَ بِکَلامی‏ فَخُذْ ما آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرین»َ(اعراف/144) «ِانَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمینَ»(آل عمران/33)در این راستا به جهت واکاوی و نمایاندن دیدگاه خاص قرآن به انسان و شخصیت و توانمندی های وی، ابتدا دیدگاه برخی مکاتب شخصیت مطرح در روان شناسی بیان گردیده و نظر روان شناسانی همچون آلپورت، مزلو و اریک فروم به انسان کامل مطرح گشته ، سپس به مطالعه شخصیت و عناصر و لوازم آن از مفاهیم گنجانده در لابلاب آیات قرآت کریم پرداخته است.طبق بررسی های انجام گرفته پیرامون شخصیت حضرت نوح و حضرت موسی می توان اذعان نمود شخصیت متعالی و کامل قرآن در برخی جهات همچون نوعدوستی، جهت گیری بارور و عشق بارور، ریسک نمودن و تجربه های تازه، مقاومت در برابر فرهنگ پذیری و ادراک صحیح واقعیات و غیره با انسان بارور فروم، انسان پخته آلپورت و انسان خواستار تحقق خود مزلو شباهت هایی دارد اما انسان کامل و ممتاز قرآن دارای ویژگی هایی است که علم روان شناسی تاکنون بر آن چشم بسته است. اوصافی همچون علم به غیب، بیانگری و قدرت تحلیل و توصیف عالم آفرینش، واسطه عالم طبیعت و ماورای طبیعت، اتکاو توکل بر یک موجود ماورایی و غیره. این موارد برخی اوصافی است که در توصیف شخصیت حضرت نوح و حضرت موسی در قرآن در عرض ویژگی های بالا قرار گرفته و به عنوان ویژگی های خاص شناخته می شوند. باید در نظر داشت علم روان شناسی تنها زمانی می تواند این ویژگی ها را در شمار اوصاف انسان کامل قرار دهد که انسان را به عنوان موجودی دوبعدی(آنگونه که قرآن وی را تعریف نموده) بپذیرد. این پژوهش همچنین عهده دار آن بوده تا با تحلیل ویژگی های دو شخصیت انسانی(حضرت نوح و حضرت موسی) جنبه هایی از مظاهر تاسی به ایشان را عرضه نماید. شکیبایی در برابر ناملایمات، بصیرت و بینش، تناسب توانایی ها با مسئولیت های سپرده در مدیریت، ادراک صحیح واقعیات و غیره مظاهری هستند که در پرتو این پژوهش حاصل گردیده است.بنابراین چهار فصل به این پژوهش اختصاص یافته است:فصل اول: کلیات
فشار روانی و راه کارهای مقابله با آن از منظر قرآن کریم
نویسنده:
فاطمه فتحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان معاصر با وجود پیشرفت های عظیم علمی و تکنولوژیکی ، با مشکلات عدیده ای رو به روست . بسیاری ، مشکلات روحی و روانی انسان را مهم ترین دغدغه ی علم روانشناسی دانسته اند. دیدگاه مادی روانشناسی غرب ، ناکارآمدی این شاخه از علم را در از میان بردن مشکلات روحی انسان ، به اثبات رسانده است .اینک آنچه بیش از پیش رخ می نماید ، تمسک به قوانین پیشرفته و مترقی اسلام و تفکر در ذات باری تعالی ، به عنوان تنها مرجع حل مشکلات روحی و روانی انسان می باشد .در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده علل و عوامل انحراف و بیماری ها و همچنین راه های تهذیب و تربیت و درمان روان انسان را نشان داده است.آیاتی که در خصوص روان انسان در قرآن کریم وجود دارند نشانه هایی هستند که انسان برای شناختن خود و خصلت های گوناگونش می تواند از آن ها راهنمایی بجوید و برای دست یابی به روشی درست به منظور تهذیب و تربیت نفس خویش، توسط آیات مزبور ارشاد شود.ما به طور کامل می توانیم به کمک حقایقی که در قرآن درباره انسان و صفات و حالات روانی او آمده است، به ترسیم چهره ای درست از شخصیت انسانی راهنمایی شویم و نیز انگیزه های اصلی محرک رفتار انسان و عواملی را که در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانی او تاثیر به سزایی دارند، بشناسیم تا «روان شناسی قرآن» به صورت هماهنگ و منسجم در اختیار ما قرار گیرد. این پژوهش با استفاده از روش اسنادی کتابخانه ای به منابعی در زمینه ی راهکارهای مبارزه با فشار روانی از دیدگاه قرآن مراجعه کرده و به استخراج پاسخ های سوالات پژوهش اقدام نموده و بعد از طبقه بندی به ارائه ی اطلاعات پرداخته است و در آخر به استنتاج و نتیجه گیری و ارائه ی راهکارها اقدام نموده است. با توجه به نتایج این پژوهش برخی از راه های مقابله با فشار روانی از دید قرآن عبارتند از : بازگشت به فطرت ، توکل ، اعتقاد به قضا و قدر ، نیایش و دعا ، تلقی مرگ به عنوان ادامه مسیر تکامل و ..این تحقیق در پی شرح داد ن و اثباتآن است که قرآن کریم در بسیاری از مشکلات و بیماری های روانی راه پیش گیری را نشان داده است . به عنوان مثال در زمینه مبارزه با استرس ، قرآن به صراحت بیان می دارد که «الا بذکرالله تطمئن القلوب» .
بررسی تطبیقی ابعاد شخصیت ذوالنون در سه تذکره(طبقات‌الصوفیه، تذکرة‌الاولیا و نفحات‌الانس)
نویسنده:
حکیمه دانشور، محمد تقوی، مریم صالحی نیا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده طبقات‌الصوفیه انصاری و تذکرةالاولیا عطار و نفحات‌الانس جامی، از آثار مهم و مدون تاریخ تصوف هستند که در شرح­حال و رفتار مشایخ این آثار، هدف، محتوا و طرز بیان مشترکی دارند. علاوه­براین، در هرسه آن­ها تحت تأثیر افکار و عقاید و اوضاع روزگار مؤلفانشان، به بخش‌هایی خاص از احوال و رفتار و اوصاف مشایخ توجه شده که از منظرهای مختلف قابل‌بررسی است. ذوالنون مصری یکی از برجسته‌ترین مشایخ صوفیه است که در این پژوهش، با بررسی تطبیقی گزارش تاریخی، وصفی و روایی شخصیت او در این سه اثر درمی‌یابیم که وجه اشتراک هر سه اثر، شناساندن استعلایی شخصیت ذوالنون درجهت تعلیم مبانی تصوف است، اما انصاری در عصر تعصب و مواجهه با درگیری‌های مذهبی و فرقه‌ای آن زمان و در مسیر تکوین مبانی تصوف، ذوالنون را عارفی متشرع و مذهبی می‌داند. عطار با استفادۀ فراوان از کرامات و بهره‌گیری ماهرانه از عناصر داستان، با نگاه انتقادی به روزگار پر از فسادش او را عارفی مبارز و مردمی می‌شناسد. درنتیجه تصویر ذوالنون در اثر عطار، با تصویر او در طبقات متفاوت است. جامی نیز سعی می‌کند بدون توجه به اوضاع اجتماعی خود، ذوالنون را صوفی معتدلی معرفی کند که رسالت تعالیمش، هدایت فرد به‌سوی مبانی اخلاقی است، عارفی معتدل و اخلاق­مدار.
صفحات :
از صفحه 93 تا 124
قراء سبعه و گزارش و بررسی قرائات ایشان
نویسنده:
محمدعلی لسانی فشارکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
این پایان نامه که پژوهشی در مورد مشهورترین شیوه های قرائت قرآن است حاوی مباحث ذیل است:بررسی تاریخچه قرائت و قراء از آغاز نزول قرآن کریم تا قرن چهارم هجری، بازنگری شخصیت و زندگینامه وکارنامه ابن مجاهد، تشریح اصول و فروع چهارده روایت مشهور قرائات، تعریف و تبیین شاخص های اختلاف قرائت قراء سبعه و راویان مشهور ایشان،کتابشناسی قرائات از آغاز تا پایان قرن چهاردهم.