جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1618
جایگاه حدیث «قرب نوافل» در منابع فریقین و بررسی تطبیقی رویکرد عرفا و محدثان نسبت به آن
نویسنده:
مجید معارف، مصطفی آذرخشی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علوم قرآن و حدیث ایران,
چکیده :
حدیث «قرب نوافل» که در شمار احادیث قدسی قرار دارد، حدیثی است که در منابع کهن و معتبر شیعه و سنی، با اسناد متعدد، نقل شده است. بررسی های رجالی حاکی از صحت برخی از طرق آن است و چنانکه دانشمندان فریقین تصریح کرده اند، کثرت نقل آن گویای اصالت آن است. افزون بر این، حدیث مزبور، از جمله مهمترین مستندات صوفیه است و عرفا بارها آن را به عنوان شاهدی بر مباحث کتب خویش مطرح کرده اند؛ پاره ای از عرفا مانند ابن عربی، صدرالدین قونوی و سیدحیدر آملی آن را به عنوان مستندی برای مباحث عرفانی، مانند وحدت وجود و توحید افعالی مورد توجه قرار داده اند؛ برخی از آنها هم تفسیری به مانند محدثان از حدیث مزبور داشته اند؛ اما محدثان، حدیث مزبور را در پرتو قرآن و روایات، به امداد الهی برای مومنان و یا نیل بنده به مرتبه ای که تنها خواهان رضای حق تعالی باشد، توضیح داده اند. در این جستار تلاش شده است که ضمن معرفی مآخذ حدیث و نقد و بررسی سندی آن، مدلول حدیث، با توجه به سیاق آن و نیز مدلول آیات و روایات دیگر، رازگشایی و ضمن مقایسه برداشت عرفا و محدثان از روایت موردنظر، رویکرد هر یک از آنها در قبال حدیث ارزیابی شود.
صفحات :
از صفحه 7 تا 45
بررسی تطبیقی(حقیقت محمدیه)در عرفان محی الدین ابن عربی و عیسی مسیح در عرفان مایستر اکهارت
نویسنده:
امداد توران
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چکیده (فارسی): رساله حاضر تحت عنوان«بررسی تطبیقی حقیقت محمدیه در عرفان ابن عربی و عیسی مسیح در عرفان مایستر اکهارت» به بررسی جایگاه این دو مفهوم در اندیشه این دو عارف می پردازد. اهداف این رساله عبارتند از: ترسیم نظام وجودشناختی ابن عربی و اکهارت؛ تعیین جایگاه وجودی فرد انسان در نظام وجودشناختی ایشان؛ تعیین جایگاه وجودی حقیقت محمدیه و عیسی مسیح(علیه السلام) در نظام وجودشناختی ایشان و مقایسه بین آن دو. نتیجه رساله عبارت است از اینکه ابن عربی و اکهارت مفاهیم واحدی همچون «کلمه» و «صورت» را با درون مایه کم و بیش مشابه بر حقیقت محمدیه و عیسی مسیح(علیه السلام) اطلاق کرده اند، لکن بین جایگاه وجودیی که ابن عربی برای حقیقت محمدیه در نظر گرفته است و جایگاه وجودیی که اکهارت برای عیسی مسیح(علیه السلام) در نظر گرفته است فرقی اساسی وجود دارد: ابن عربی، در عین حال که حقیقت محمدیه را بالاتر از شخص پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) قرار می دهد، در نهایت آن را مخلوقی می داند که در بالاترین مرتبه ممکن برای یک مخلوق قرار دارد؛ در مقابل، اکهارت عیسی مسیح(علیه السلام) را خدا می داند و در مراتب الهی وجود قرار می دهد. اشتراک دیگر بین ابن عربی و اکهارت عبارت است از اینکه اولی حقیقت محمدیه را و دومی عیسی مسیح را واسطه فیض می داند. این رساله به لحاظ رویکرد وروش تاویلی و تطبیقی است. واژگان کلیدی: حقیقت محمدیه، عیسی مسیح، کلمه، صورت، کلمه، مراتب وجود
سیر پیدایش و تحول نظریه «الهام» با تأکید بر آیات قرآن
نویسنده:
علی اسدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
برخى از آيات و نيز گزارش قرآن درباره القاى برخى از معارف در دل شمارى از انسان هاى غير نبى، زمينه ساز پيدايش تفكر و نظريه تازه اى در شناخت شناسى اسلامى شده است. بر اساس اين نظريه و نگرش، كه در گذر ايام و به تدريج، رو به رشد و استقلال نهاد، انسان مى تواند در كنار شناخت تجربى، عقلى و وحيانى، به نوع ديگرى از شناخت دست يابد كه زمينه، قلمرو و ابزار متفاوتى دارد و جهان بينى متفاوتى را پديد مى آورد. زمينه و راه دست يابى به چنين فهم و دركى، كه مى توان آن را «شناخت و معرفت الهامى و عرفانى» ناميد، فقط تزكيه و تهذيب نفس و طهارت روح و روان، و يگانه ابزار دريافت آن دل آدمى است، و همه مؤمنان صالح و پرهيزگار مى توانند متناسب با ايمان، عمل صالح و طهارت روحى خود از معرفت ياد شده برخوردار باشند. چنين شناختى، كه بى هيچ زمينه حسى و عقلى به يكباره و فقط از سوى خداوند افاضه مى شود، جلوه اى از امداد غيبى الهى در زندگى بشر است. از برخى گزارش هاى رسيده برمى آيد كه «الهام» به عنوان يكى از منابع شناخت، ابتدا در حوزه مسائل و چالش هاى نخستين كلامى مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و آنگاه به قلمرو عرفان و فلسفه راه يافت. نسبت معرفت الهامى با وحى، نبوت، خاتميت، القائات شيطانى و آموزه هاى شريعت، از چالش هاى پيش روى اين نظريه است.
بررسی تطبیقی ختم ولایت از دیدگاه ابن عربی و سیدحیدر آملی
نویسنده:
مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ختم ولایت، یکی از مسایل مهم عرفان است که بسیاری از عارفان بزرگ، جنبه‌های مختلف آن را مورد بحث قرار داده‌اند. سید حیدر آملی، از عارفان بزرگی است که نه‌تنها به دقت این مسأله را به بحث گذاشته است بلکه بر خلاف دیگران که سعی در توجیه سخنان عارف نامدار، ابن عربی، داشته‌اند، به صراحت با او به مخالفت برخاسته و با توجه به دلایل عقلی، نقلی و کشفی، نظر وی را مبنی بر این که حضرت عیسی (ع) خاتم ولایت مطلقه است، رد می‌کند و ختم ولایت مطلقه را ویژه‌ی حضرت امیر مؤمنان (ع) و ختم ولایت مقیده را ویژه‌ی حضرت مهدی (عج) می‌داند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 42
بررسی تطبیقی رؤیا از منظر ابن عربی و ملاصدرا
نویسنده:
علی ارشد ریاحی، فاطمه زارع
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رؤیا به عنوان دریچهٔ ورود به عالم غیب در آثار اکثر فلاسفه، متکلمین و عرفا مطرح شده و این امر، دلیل بر اهمیت مسئله رؤیا است. از میان فلاسفه و عرفا، صدرالمتألهین شیرازی و ابن عربی به تفصیل به مباحثی پیرامون رؤیا پرداخته اند. ملاصدرا و ابن عربی در مسئله رؤیا، نقش گسترده ای برای عالم خیال و رابطه قوه خیال انسان با عالم خیال منفصل قائلند. ابن عربی، خواب و رؤیا را گسترده ترین پهنه فعالیت و خلاقیت خیال شمرده و از اصطلاحاتی نظیر «مثال مقید» و «مثال مطلق» در این مورد استفاده کرده است. به گفته ابن عربی و ملاصدرا، رؤیای صادق و مرگ هر دو، طرقی برای کشف حجاب و انتقال به عالم بالاترند، لکن این کشف حجاب در خواب، موقت و گذرا و در مرگ دائمی است.رؤیا و ظهور آن و نحوه تعبیر رؤیاها، از دیگر مباحث مطرح در مسئله رؤیاست و ابن عربی و ملاصدرا، قائل به وجود رؤیای صادقه و بی نیازی آن از تعبیرند. در مقابل، رؤیاهایی که حاصل محاکات متخیله اند، نیازمند به تعبیرند و اضغاث احلام که حاصل شیطنت های متخیله اند و اساس و منشأیی ندارند، تعبیری ندارند، بلکه حاصل انحرافات مزاج می باشند. هدف از نگارش این مقال، مقایسه تطبیقی آراء این دو متفکر در مسئله رؤیا و استخراج وجوه مشترک و متفاوت آن ها در این موضوع فلسفی است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 28
بررسی تطبیقی مسأله شر از دیدگاه ابن‌عربی و ملاصدرا
نویسنده:
مجتبی صادقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مطابق آموزه «وحدت وجودِ» ابن‌عربی، درعالم شری نیست و همه چیز زیباست؛ زیرا هستیتجلیِ زیبایِ مطلق (حق تعالی) است. ابن‌عربی آفرینش را مطابق حدیث «عشق» توصیف کرده که در این وصف، خداوندِ عاشق با تجلیاتِ ذاتی و اسمائی، خویشتن را به ظهور می‌رساند. اعیان ثابته (صور معقولات کلیه) علت صدور کثرات‌اند، مطابق این دیدگاه همه چیز زیباست و خلق در عین وحدت با حق قرار دارد و حق عین خلق است و جدای از خویشتن نیست تا متصف به شرور شود. ملاصدرا در مسأله شر تا حد زیادی متأثر از آرا و عقاید عرفانی ابن‌عربی است، اما در صدد ارائه فلسفی مکتب محیی‌الدین می‌باشد. وی مانند ابن‌عربی به عدمی بودن شرور تأکید داشته و تنها وجود را خیر تلقی می‌کند و حق تعالی را خیرمحض. پس هر دو حکیم شر را عدمی معرفی کرده‌اند. امر عدمی دیگر به جاعل یا خالق نیاز ندارد ازین رو؛ شبه «ثنویت» رد می‌شود. ملاصدرا نظام هستی را بهترین نظام و «احسن» دانسته و با دو رویکرد «پسینی» و «پیشینی» به اثبات آن نائل می‌آید. ابن‌عربی نیز بر احسن بودن عالم معتقد است اما دلیل عقلی ارائه نداده؛‌ زیرا اهل عرفان اولاً: مقام عقل را در برابر کشف و شهود ناچیز می‌دانند، در ثانی: قاعده علیت و اصل تشکیک وجود را قبول ندارند و از بحث «تجلی» و «ظهور» به جای «علت» و «معلول» بهره می‌گیرند. از نظر ایشان‌ محال است کسی عارف باشد و به احسن بودن نظام هستی اعتقاد نداشته باشد؛ چون عالم تجلی حق تعالی است و حق تعالی در غایت حسن و جمال است. ابن‌عربی و ملاصدرا علم و معرفت به خویشتن را اساس «خداشناسی» معرفی کرده‌اند و در مقابل جهل را زشت-ترین شرور، و دوزخ را به دوری از ذات خدایی خویش معنا کرده‌اند که درک این دوری و اسارت سبب عذاب می‌شود. هر دو متفکر شرور را نسبی، عدمی، بالعرض و لازم? عالم ماده و طبیعت دانسته‌اند و صدرا این شرور قلیل را، در مقابل خیرات کثیر،ناچیز و قابل اغماض معرفی می‌کند.
بررسی تطبیقی وحدت وجود ازدیدگاه ابن عربی و اسپینوزا
نویسنده:
مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
بررسي تطبيقي خير و شر از منظر ابن سينا و ابن عربي
نویسنده:
‫حسن امينی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، جامعة المصطفی العالمیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
‫مسئله خير و شر که از دشوارترين مباحث ديني به شمار مي‌رود و در انديشه‌هاي کلامي و فلسفي پيشينه درازي دارد، سابقه تاريخي آن در عرفان نظري، به محيي الدين بن عربي برمي‌گردد. در اين تحقيق که به ادعاي نويسنده، براي نخستين بار انجام مي‌گيرد، ديدگاه ابن سينا، به عنوان مؤثرترين فرد در فلسفه مشاء، و ابن عربي، به عنوان مؤثرترين فرد در عرفان نظري، در مسئله خير و شر بررسي و مقايسه ميشود. ابن عربي با مباني وحدت شخصي وجود، نظام احسن الهي، تفاضل و تقابل وجوه و اعيان ثابته، و ابن سينا با مباني واجب الوجود، مراتب موجودات و نظام احسن، به تحليل اين موضوع پرداخته‌اند. نگارنده به شرح مباني اين دو مي‌پردازد و مسئله خير و شر را براساس مباني آنها، مطالعه و مقايسه مي‌کند. وي ابتدا بر اساس واجب الوجود و وحدت شخصي وجود، موضوع خير و شر را بررسي مي‌کند. در ديدگاه هستي‌شناسي ابن سينا، وحدت شخصي وجود مطرح نبوده است. اما براساس برخي از مباني نظري ايشان، شر بالذات از سراسر نظام هستي نفي مي‌شود. ابن عربي معتقد به وحدت شخصي وجود بود و براساس اين نظريه، شر از سراسر هستي منتفي مي‌شود؛ چرا که به نظر او در نظام هستي بيش از يک وجود نيست و آن هم خير محض است و موجودات ديگر، اضافات اشراقي وجود اويند. با توجه به اين امر، همه موجودات داراي شرافت، طهارت، خيريت و علوّ ذاتي هستند. بنابر اين، از نگاه هر دو، شر ذاتي در نظام هستي وجود ندارد؛ البته با اختلاف مباني و تفسيري که دارند. براساس ديدگاه بوعلي، شر نسبي وجود دارد؛ ولي برمبناي ابن عربي شر نسبي هم وجود ندارد. همچنين ابن عربي از حيث نظام احسن نيز شر را مطلقا نفي مي‌کند؛ ولي براساس تفاضل و تقابل وجوه، ميان شرور طبيعي و غير آن فرق گذاشته است. او شرور طبيعي را به حسب ادراکِ فاعلِ شناسا تلقي نموده و شرور ذاتي سلوکي را در حد لوازم اعراض پذيرفته است. از نظر ابن سينا، گرچه شر براساس وحدت واجب الوجود و نظام احسن، از نظام امکاني منتفي شد، اما براساس حرکت و تصادمات برخي پديده‌هاي مادي، في‌الجمله شرور در بخشي از عالم طبيعت تثبيت مي‌شود.
جهان شناسی احمد احسائی (بررسی تطبیقی)
نویسنده:
جلال زارعی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
احمد احسائی (1166-1241 ق) یکی از با نفوذترین چهره های دو سده اخیر شمرده شده است. او نوآوریهای گوناگونی در مسائل کلامی و به ویژه جهان شناسی پدید آورده است. این مقاله در جستجوی پاسخ به این پرسش است که آیا احسائی آموزه های جهان شناختی خود را، آن چنان که خود ادعا می کند، مستقیما از ائمه اثنی عشر اقتباس نموده است؟ با مقایسه برخی از آراء و نظرات او با پیشاهنگان عرصه اندیشه در صدد برآمده ایم تا تأثیر پذیری او را از سرچشمه های متنوع نشان دهیم.
صفحات :
از صفحه 147 تا 160
قرآن و آن قوم دیگر…
نویسنده:
سید ابوالحسن حسینى ادیانى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی,
چکیده :
يكى از ابعاد اعجاز قرآن، پيش‌گويى از حوادث آينده است كه از موضوعات گوناگونى خبر داده. يكى از آن سخن از قوم ديگرى است كه در خدمت اسلام قرار خواهند گرفت. آيات متعددى در قرآن هستند كه از مفاد آن‌ها نوعى اظهار بى‌اعتنايى به مردم عرب در قبول دين اسلام استنباط مى‌شود و مفاد آن آيات اين است كه اسلام نيازى به شما ندارد؛ به فرض كه شما اسلام را نپذيريد، اقوام ديگرى در جهان هستند كه آن‌ها از دل و جان اسلام را خواهند پذيرفت، بلكه از مجموع اين آيات چنين استنباط مى‌شود كه قرآن كريم آن اقوام ديگر را از قوم عرب براى اسلام مناسب‌تر و آماده‌تر مى‌داند. البته عنوان «قوم ديگر» يك عنوان كلى است و برخى احتمال داده‌اند كه اين آيات شامل همه اقوام و ملت‌هايى مى‌شوند كه در طول تاريخ مسلمان شده‌اند و همه نيروهاى مادى و معنوى و ذوق و استعداد و فكر و ابتكار خود را در اختيار آن قرار داده‌اند، ولى اين احتمال ناتمام است؛ زيرا درست است كه لفظ «قوم» اسم جمع بوده و بر گروه و جمعيت دلالت مى‌كند، ولى از نظر لفظ مفرد و نكره آمده است؛ يعنى دلالت بر گروه و قوم غيرمعين مى‌كند؛ يعنى يك قوم از بين اقوامى كه مسلمان شدند.
  • تعداد رکورد ها : 1618