مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
عقل شناسی معرفت شناسی اومانیسم معرفت شناسی پسینی معرفت شناسی پیشینی معرفت شناسی تجربه عرفانی معرفت شناسی رئالیستی معرفت شناسی عقلی معرفت شناسی فمینیستی معرفت شناسی کانتی معرفت شناسی کلاسیک معرفت شناسی مدرن معرفت شناسی معاصر معرفت شناسی نوین معرفت‌شناسی دینی (مسایل جدید کلامی) هرمنوتیک
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 694
بررسی بخشی از آراء اصلی کواین در نظام فلسفی اش با محوریت مجموعه مقالات منتشر شده ی انتشارات کمبریج در کتاب 
Cambridge Companion to Quine
نویسنده:
محمد محمدی الموتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف از این نوشتار معرفی بخش‌های اصلی نظام فکری و فلسفی کواین، با محوریت مقالاتی از سلسله کتاب-های انتشارات کمبریج به نام کواین، می‌باشد. در این چارچوب، در مقدمه با توجه به اهمیتی که آراء حلقه‌ی وین یا همان شاکله‌ی اصلی پوزیتیویست‌های منطقی و به اقتفای آنان دیدگاه‌های فلسفی ردولف کارنپ بر شکل دهی و جهت دهی به تفکر کواین داشته است، اشاره‌ی بسیار کوتاهی به سرخط تفکر آنان شده است. فصل اول به معرفت شناسی طبیعی شده‌ی کواین و تلاش او می‌پردازد که می‌خواهد معرفت شناسی را درون خود علم تجربی بنا نهد و بر پایه‌های آن استوار سازد. از نظر کواین معرفت شناسی مبنایی برای علم تجربی به‌دست نمی‌دهد بلکه این علم تجربی است که چارچوبی برای فهم خود در اختیار قرار می‌دهد. این باژگونی هسته‌ی انقلابی مفهوم معرفت شناسی طبیعی شده‌ی کواین را بیان می‌دارد. در ادامه نویسنده سعی می‌کند نشان دهد که به-رغم تعدیل‌هایی که کواین در مدل خود و نیز بخش‌های مختلفی از نظام فلسفی خود برای ایجاد امکان دفاع از نظریه‌اش ایجاد می‌کند، اولاً نمی‌تواند به‌طور کامل پای بند تجربه باوری خود باقی بماند و ثانیاً از میان احتمالات مختلف به سوی احتمالاتی می‌غلتد که وزنه‌ی طبیعت گرایانه‌ی آن کم‌تر است، به‌گونه‌ای که می‌توان آن را بازگشتی از رویکرد طبیعت گرایانه به‌شمار آورد.تمایز میان دو قضیه‌ی تحلیلی و ترکیبی، پس از کانت، به موضوعی اصلی در مباحث معرفت شناسانه و امکان فهم مورد توجه قرار گرفت. از جمله این موضوع در مباحث کارنپ، به‌عنوان یکی از اعضای برجسته‌ی حلقه‌ی وین، مورد اهتمام آشکار بود. کواین با چاپ مقاله‌ی "دو حکم جزمی تجربه گرایی" به این اصل، در کنار اصل تقلیل گرایی، حمله برد. فصل دوم از این پژوهش به ارزیابی مشروعیت مطالبات و بحث کواین توجه نشان می-دهد. کواین فقدان محتوای تجربی در تقسیم بندی قضایا به تحلیلی و ترکیبی را سبب آن می‌داند که این بحث به باوری متافیزیکی و در نتیجه ناپذیرفتنی بدل شود. البته در این زمینه تقابل اصلی میان کارنپ و کواین شکل می-گیرد. کواین، هم‌چنین، وجود معیاری تجربه گرایانه را در فهم پذیری تمایز تحلیلی- ترکیبی لازم می‌داند و این مطالبه‌ای است که مشروعیت و محتوای خود را از سنت تجربه گرایی به‌دست می‌آورد. اما مشکل آن است که کواین جزییات خواست خود را به شکل مبهمی بیان کرده است. از سوی دیگر نویسنده با توجه به آن که کواین تقلیل گرایی را به‌عنوان دومین حکم جزمی تجربه گرایی مورد تهاجم قرار می‌دهد، می‌کوشد نشان می‌دهد که وی در مخالفت با تمایز تحلیلی- ترکیبی در برخی جنبه‌ها هم تقلیل گرا می‌شود وهم اثبات گرا. درنهایت هم نشان می‌دهد که کواین، به رغم تعدیل‌هایی که در نگاه کل گرایانه‌ی خود می‌دهد، می‌پذیرد که "جملات از لحاظ شناختی معادلند، اگر جایگزینی یکی به جای دیگری تأثیر بر محتوای تجربی هیچ کدام از مجموعه جملات نداشته باشد" و این بیان برای حفظ تحلیلی بودن کافی است.فصل سوم به چهار موضوع می‌پردازد: ارائه‌ی خلاصه‌ای از مباحث کواین درباره‌ی کل گرایی معنا؛ نسبت میان کل گرایی، طبیعت گرایی و تحقیق پذیری معنا؛ طرح جزییات بیش‌تری از استدلال کواین درباره‌ی کل گرایی و ارتباط ادعای نامعقولی تمایز تحلیلی- ترکیبی با کل گراییمعتدل و ریشه‌ای؛ پرسش‌های بی‌پاسخ ناشی از مدعای کواین در زمینه‌ی کل گرایی.مسایل مربوط به ارجاع و وجودشناسی بخش قابل توجهی از آثار کواین را به خود اختصاص داده که در فصل چهارم مورد بحث قرار می‌گیرد. در این فصل ابتدا مختصری از دیدگاه راسل درباره‌ی ارتباط ذهن با جهان خارج طرح می‌شود که در تغایر کامل با نقطه نظرات کواین است. چگونگی دست یابی به معرفت و نحوه‌ی تماس ذهن با چیزهایی غیر از خود پرسش‌هایی است که کواین، در پاسخ، به آنها می‌پردازد. پاسخ‌هایی که از مسیر دیدگاه طبیعت گرایانه‌ی وی گذر می‌کند. اما نکته‌ی کلیدی در پاسخ‌های کواین پنداری است که او از جمله‌ی مشاهدتی دارد. از نظر او تمامی معرفت ما، هرچند تئوریک، در نهایت از طریق جملات مشاهدتی قابل پاسخ گویی است که وی آنها را مشاهده‌ی مطلق می‌نامد.از سوی دیگر، کواین، به‌نوعی مشابه با راسل، بر جنبه‌ی ارجاعی زبان تأکید دارد. لکن، این ارجاع را بنیادین، به معنای راسلی آن، نمی‌داند. به‌علاوه، مفاهیمی که از طریق آنها زبان اقدام به برقراری ارتباط با جهان می‌کند از دیدگاه وی ارجاعی نیستند. ارجاع از نظر کواین نسبتی میان زبان و برخی اصطلاحات زبانی و جهان است و قابلیت ارجاع یک قابلیت استفاده از زبان است. او هم‌چنین، از ارتباط میان کارکرد ارجاعی زبان و شاکله‌ی مفهومی ما سخن می‌گوید که البته از نظر وی این دو دو تلاش جدا از هم نیستند و درک ارجاع یک گام مهم به سوی توضیح مفهومی است درباره‌ی وجود. وجودشناسی، از منظر کواین، موضوعی تصنعی به‌شمار می‌رود و این رأی در کنار نوع نگاه او به زبان نوعی نسبیت وجودشناختی را تداعی می‌کند؛ هرچند وی چنین نسبیتی را انکار می‌نماید. در این فصل با بررسی نظرات کواین به زبان (زبان معمولی و زبان تابع) و رابطه‌ی آن با وجودشناسی و پرسش‌های ناشی از آن و در عین حال مقایسه‌ی آرای کواین و کارنپ دست به ارزیابی دیدگاه کواین زده می‌شود.فصل پنجم، هم‌دلانه‌تر، دو موضوعی را مورد نظر قرار می‌دهد که می‌توان آنها را از شاکله‌های اساسی اندیشه‌ی کواینی دانست: رفتارگرایی و تجربه‌گرایی. در این بخش تلاش آن بوده که با توجه به بخش‌های مختلف آرای کواین رابطه‌ی میان طبیعت گرایی، فیزیکالیسم و تجربه گرایی وی تبیین شود و معلوم گردد که تجربه‌گرایی که کواین آن را نوین می‌داند چیست و آن نقشی که در حوزه‌ی زبان ایفا می‌کند کدام است. البته باید در نظر آورد که زبان نیز در چارچوب نظام کواینی مولفه‌ای محوری است.از نظر کواین، در حوزه‌ی زبان شناسی، افراد یک انتخاب بیش‌تر ندارند: فراگیری زبان از طریق مشاهده‌ی رفتار دیگران به صورت بین الاذهانی. نتیجه‌ی این ادعای تجربی درباره‌ی یادگیری زبان، هم، ادعایی مبتنی بر معناشناسی است که بر اساس آن، هیچ معنای زبانی وجود ندارد که در رفتار پدیدار نباشد.
بررسی روش‌های تحلیل در جامعه شناسی معاصر
نویسنده:
بنیتا سالک آزاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از جمله شیوه های تحلیل در جامعه شناسی به قرار زیر می باشد : تحلیل کارکردی ، تحلیل ساختاری ، تحلیل سیستمی ، تحلیل شبکه ای ، تحلیل فرایندی و تحلیل شی گرا .تغییر فلسفه هستی شناسی باعث گردید تا تغییر دیدگاهی بر روی تحلیل های معاصرین به وجود آید .تغییر در فلسفه معرفت شناسی باعث شد تا تغییر فرایندی دانش جامعه شناسی ایجاد شود و همچنین خود فرایند دانش ، رخداد و فرایندهایی را درکل ایجاد می نماید که می تواند باعث آشفتگی و یا تغییر در پویایی و تغییر کل گردد .
الثابت و المتغیر فی‌المعرفةالدینیة
نویسنده:
محاضرات کمال الحیدری؛ بقلم علی العلی.
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
قم: دارفراقد‏‫,
راهبردهای تحقق پذیری مسکن مطلوب با رویکرد مشارکتی
نویسنده:
سجاد ریش سفید
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهشگر در گام ابتدایی پژوهش به روش مصاحبه‌ی عمیق و پردازش کیفی داده‌ها تحت قالب تحقیقی به ترسیم شرایط مطلوب بر نظر جامعه‌ی آماری خود می‌پردازد که نتایج حاصل از آن در سه بعد بررسی می‌گردد.در گام دوم در راستای بررسی وضعیت موجود، شناخت شرایط، متغیرهای بحرانی، متغیرهای موثر و دارای بار عاملی بالا، مشخصه‌های فردی مورد تأثیر و دارای اهمیت با تعیین جامعه‌ی آماری 500 نفری از دو منطقه‌ی 2 و 5 کلانشهر تهران تحقیق تحلیل وضعیت موجود شکل گرفت. در ادامه‌ی این شرایط، اطلاع محقق بر خلأ حاصل از نقصان نظریه‌پردازی مشارکتی و فقدان عواملی در معماری امروز، منجر به مطالعه‌ی سیر ساخت و مشارکت در معماری سنتی اسلامی گردید. نتایج حاصله هشت اصل را از نوع معماری مشارکتی در سنت اسلامی معرفی می‌نمود.اما علاوه بر آن محقق چهاراصل معرفت، شناخت، اخلاق و عمل را در توصیف چهار پایه‌ی اصلی معماری اسلامی برداشت می‌نماید.بر این اساس در جهت تحقق مسکن مطلوب و پر شدن خلأهای برداشت‌شده از تحقیق وضعیت موجود هر چهار اصل به‌عنوان راهبردهای کلان معرفی می‌گردنددر فصل آخر راهبردهای میان برگرفته از سه مرحله‌ی تحقیق ترسیم مسکن مطلوب، و راهبردهای خرد برگرفته از تحقیق برداشت وضعیت موجود مسکن با در نظر گرفتن مشخصه‌های فردی موثره ترسیم و پیشنهاد می‌گردد.
الکساندر کویره و تاریخ‌نگاری علم
نویسنده:
علی‌رضا شمالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر از دو بخشتشکیل شده است . بخشاول مقدمه‌ای درباره تاریخ‌نگاری علم استکه در آن، با بازگشتی به سرگذشتتاریخی فنون تاریخ‌نگاری، سه شیوه عام بازشناسی می‌شود: -1 تاریخ‌نگاری درونی. -2 تاریخ‌نگاری بیرونی (دلیلی) -3 تاریخ‌نگاری بیرونی (علتی). آنگاه به شرح و نقد روش‌شناختی هر یکپرداخته و پی آیندی تاریخی آنها تحلیل می‌شود. با تبیین روشهرمنوتیکی فهم، الکساندر کویره مورخ و فیلسوفعلم روسی - فرانسوی، بسان پیشگام روشتاریخ‌نگاری هرمنوتیکی بیرونی دلیلی معرفی شده و به تاثیر دو جریان فکری معاصر وی یعنی پدیدارشناسی هوسرل و جامعه‌شناسی لوی برول بر اندیشه وی پرداخته می‌شود. همخوانی رای و روشکویره و برتمولفکتابپر ارج "مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین" و نیز شباهتشیوه‌اشبا اندیشه ویتگنشتاین در فهم قاعده بازی نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. در بخشدوم به مهم‌ترین نوشته کویره در تاریخ علم که از آثار کلاسیکاین فن و از نوادر مکتوباتی استکه دوشادوشکتاببرتبر علیه نهضتپوزیتیویسم قد برافراشته‌اند، پرداخته می‌شود: "گذار از جهان بسته به کیهان بی‌کران". رای کلی کویره در پیوند علم و مابعدالطبیعه، در این کتابمصداقهای خویشرا باز می‌یابد و خواننده به روشنی تاثیر این دو پاره از معرفترا در اندیشه نیکولاسکوزایی، جوردانو برونو، کپرنیک ، کپلر، نیوتن، گالیله، لایبنیتسو هنری مور و ... باز می‌یابد. در آخرین بخشاین اثر که بسان موخره گفتار بایدشدانست ، می‌توان رای نهایی کویره درباره تصویر مابعدالطبیعی جهان از منظر علم نوین را یافت .
آسیب‌ شناسی ،رساله‌های دکتری ، رشته مدیریت آموزشی
نویسنده:
فاطمه ترکاشوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش تنها راه رشد و توسعه هر کشور و سازمانی است. میزان، نوع و یافته های پژوهش در هر رشته وگرایش از دانش بشری ، نشاندهنده پویایی آن حوزه، تحولات و کشف دانش جدید در آن قلمرو است که تحقق آن وابسته به موضوعات پژوهش است ، به عبارت دیگر، مسئله محوری پژوهش است که به توسعه رشته و حل مسائل در عمل منجر می شود.دیگر کاربرد روش شناسی مناسب با مسئله پژوهش، رعایت موازین واستاندارهای پژوهش است. این پژوهش باهدف آسیب شناسی رساله های رشته مدیریت آموزشی انجام شده است.
بررسی و تحلیل معرفت شناسی آموزش ضمن خدمت در نظام آموزش و پرورش
نویسنده:
مریم سادات هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
آموزش فعالیتی است برای هدایت یا شکل دادن به جریان رشد . به عبارت دیگر، آموزش شکل دادن انسان به وسیله انسانهاست و دوره های آموزش ضمن خدمت به عنوان زنجیره انتقال آگاهیها ، اطلاعات و مهارتها ، موجب افزایش توانایی معلمان می گردد . در این راستا مجهز ساختن افراد یا معلمان به علم روز یکی از ضروریات تشکیل و راه اندازی دوره های آموزش ضمن خدمت است که هم اکنون در سطح وسیعی در سازمانها ، خصوصاً در آموزش و پرورش انجام می شود . ( ابراهیم زاده ، 1373،ص11 ). از آنجا که آموزش و پرورش به طور وسیعیبا اکتشاف و انتقال معرفت سرو کار دارد ، برای معلم داشتن توانایی ارزیابی زمینه هایی که معرفت بشری به دست آمده است ، بسیار مهم است . زیرا فعالیت های معلم در جنبه های مختلف با این موضوع ارتباط می یابد . به طور مثال معلم می تواند شاگردان را یاری کند تا آنکه بتوانند نظر شخصی را از واقعیت و عقیده را از معرفت واقعی تمیز دهند . همینطور معلم می تواند به فراگیران در فهم راه و روشهایی که انواع معرفت بشری از آن طریق کسب شده اند ، مدد رساند . معلم باید بتواند به یادگیرندگان نشان دهد که چگونه روشهای متعدد کسب معرفت ممکن است با همدیگر به کار برده شوند .و چگونه آنها همدیگر را برای جستجوی حقیقت تکمیل می کنند . همین موضوع ، مجدداً اهمیت فلسفه آموزش و پرورش معلم را نشان می دهد . زیرا فلسفه های مختلف بر انواع متفاوت معرفت و روشهای گوناگون تدریس تأکید دارد (رضایی ،1387 ) .به همین دلیل تحقیقی با عنوان نقش معرفت شناسی آموزش ضمن خدمت در نظام آموزش و پرورش چیست ،انجام شده است تا به این هدف یعنی ، بررسی و تحلیل نقش معرفت شناسی آموزش ضمن خدمت در نظام آموزش و پرورش ، دست یابیم .روش تحقیق ، روش سندی - تحلیلی استو به این نتایج دست پیدا می کنیم :1-
بررسی باورهای دانشجویان در خصوص ماهیت دانش، فرایند کسب دانش و یادگیری (باورهای معرفت شناسی) در فعالیت‌های پژوهشی
نویسنده:
مائده حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یادگیری یکی از مباحث مهم حوزه علوم تربیتی است که بوسیله آن، انسان مهارت های خود را توسعه می دهد و به رشد فکری دست می یابد و توانایی هایی ذهنی خود را فعلیت می بخشد. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی باورهای دانشجویان در خصوص ماهیت دانش، فرایند کسب دانش و یادگیری ( باورهای معرفت شناسی )و نقش آن در فعالیت های پژوهشی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران می باشد. در واقع به بررسی باورهای دانشجویان درباره ساده بودن دانش، قطعیت دانش، ذاتی تلقی کردن توانایی یادگیری و سریع دانستن فرایند یادگیری می پردازیم. کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد علوم انسانی و علوم پایه دانشگاه مازندران در سال88- 1387جامعه آماری مورد نظر را تشکیل داده اند به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه باورهای معرفت شناسی شومر( 1990) و مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش پژوهش توصیفی و از روشآماری تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نشان می دهد دانشجویان کارشناسی ارشد احتمالاً بر این باورند که دانش نسبتاً ساده و قطعی است و توانایی یادگیری نسبتاً سریع و ذاتی است. همچنین با توجه به مصاحبه ای که درخصوص پایان نامه صورت گرفته است ، دانشجویانی که نمره بالا ( یعنی فراگیرانی که دانش را نسبتاً ساده و قطعی می پندارند و یادگیری را نسبتاً سریع و توانایی ذاتی می دانند) معتقدند یک واحد درسی یا تکلیفی است که باید انجام دهند تا بتوانند مدرک را دریافت کنند. اما در مقابل دانشجویانی که نمرهپایین را کسب کرده اند ( یعنی فراگیرانی که دانش را ساده و قطعی نمی پندارند و یادگیری را سریع و توانایی ذاتی نمی دانند) پایان نامه را یک پژوهش علمی در نظر می گیرند که باعث افزایش تجربه و بهبود روابط اجتماعی می شود.
بررسی تطبیقی مبانی خرد سیاسی در آیین مزدایی و اسلام شیعی
نویسنده:
سیدمحسن هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر با عنوان بررسی تطبیقی مبانی خرد سیاسی در آیین مزدایی و اسلام شیعی را با ذکر کلیات و امهات تحقیق شروع نمودیم، سوال اصلی پیرامون وجود افتراقات و اشتراکات این دو آیین بوده و در جواب آن فرضیه ای را مطرح کردیم، که براین اساس اشتراکات بسیار بیشتر از افتراقات می باشد. برای سنجش فرضیه ابتدا سوالات سه گانه فرعیبر اساس سه مبنای هستی، انسان و معرفت شناسی بود را طرح نموده و در جواب آنها سه فرضیه بیان داشتیم: در مبانی هستی شناسی، فقط در استقلال خیر از شر که مورد اعتقاد مزدائیان است، با شیعیان اختلاف نظر وجود دارد، اما در دیگر مبانی اختلافی مشاهده نمی گردد. برای سنجش فرضیه های فرعی آنها را در سه فصل مجزا مورد بررسی قرار داده، اما قبل از اینکار به چارچوب مفهومی پرداخته و شاخصهایی را برای بررسی تطبیقی استخراج نمودیم.ابتدا تعاریفی از مفاهیم بحث بیان شد و سپس قالب اندیشه در معنای عام خود را برای نوع تفکر در آیین مزدایی و اسلام شیعی به علت عام بودن برگزیدیم. هر اندیشه دارای مبانی خاص خویش می باشد، لذا در ادامه فصل چارچوب مفهومی به تعاریف و توضیحاتی پیرامون این مبانی پرداختیم. اولین مبنا، هستی شناسی می باشد که در آن به مبدأ، نوع، کیفیت، اهداف و سرانجام هستی پرداخته می شود. در مبنای انسان شناسی، به آفرینش، خصوصیات و کیفیت وجود آدمی و رابطه او با همنوعانش پرداخته می شود، مسائلی مانند دوگانگی وجود انسان، انسان های شایسته رهبری، برابری میان آنها از این فصل به عنوان شاخص استخراج شده است. در باب معرفت شناسی نیز موضوع، امکان، راههای کسب معرفت توسط انسان و پیروی از انسان کامل مطالبی بصورت نظری آمده است؛ که از این مبانی سه گانه شاخصهایی برای تحقیق در ادامه کار استخراج گردیده است.در فصل دوم 7 شاخص هستی شناسی را مورد بررسی تطبیقی در آیین مزدایی و اسلام شیعی قرار دادیم، این دو آیین در شاخصهای اعتقاد به نبرد خیر وشر که به تقابل دوست و دشمن در سیاست می انجامد، دوگانگی مادی و غیرمادی بودن هستی که به مشروعیت آنجهانی منجر می گردد، نظم که حفظ آن وظیفه حاکم است، سلسله مراتب در هستی که نمودش در نظام طبقاتی می باشد و اعتقاد به سرانجام این و آن جهانی هستی که با ظهور منجیان همراه است، با یکدیگر دارای اشتراک کلی بودند. اما در اعتقاد مزدائیان به وجود دو آفریننده مستقل از یکدیگر در آفرینش خیر و شر، شیعه به راهی دیگر می رود و به یک خدای واحد می رسد که همه اعم از خیر و شر بدست او آفریده شده است و این افتراق باعث تأیید فرضیه فرعی این فصل می شود. در فصل انسان شناسی 8 شاخص مورد بررسی قرار گرفته است که در نزد هر دو آیین انسانها دارای سلسله مراتبی بر اساس عدالت هستند که حاکم در رأس آن قرار دارد، زیرا هر کس با توجه مسئولیتی که در هستی دارد، در جایگاهی مشخص قرار می گیرد و به انجام خویشکاری می پردازد. وجود انسانهایی نخبه و برگزیده از دیگر اشتراکات موجود است، که بر اساس آن عده ای به عنوان راهنمایان در بین مردم زندگی می کنند و به واسطه داشتن مقام دینی به اقتدار سیاسی و اجتماعی می رسند؛ حاکم خود انسانی برگزیده است که خداوند او را برای حکومت بر انسانها معین داشته است، در آیین مزدایی حاکم فقط شاه آرمانی است، اما در اسلام به پیامبر، امام، فقیه و پادشاه عادل به عنوان حاکم اشاره شده است. در آخر اعتقاد مشترکی به وجود یک منجی در آخرالزمان وجود دارد که او پایان دهنده همه شرور است و جامعه را به عدالت و رستگاری می رساند. بر این اساس فقط شاهد اشتراک در کلیات هستیم و فرضیه دوم فرعی هم تأیید می گردد.فصل آخر به معرفت شناسی اختصاص داده شده و در آن ضمن اشاره به سه قالب فلسفه، فقه و کلام؛ بیان گردیده که خداوند موضوع شناخت می باشد، شناختی که باید با عمل توأم و دارای واسطه هایی همچون امام به عنوان حاکم سیاسی در تشیع و ایزد فرمانروا در آیین مزدایی باشد. که وجود همین افراد باعث امکان پذیر بودن معرفت می شود. راههای کسب معرفت خرد، تجربه، ایمان و وحی که قابل گنجانده شدن در قالبهای سه گانه است، می باشد، که هر کس بیشتر از این راهها به معرفت دست یابد، در جامعه دارای قرب و مقام خاصی می گردد. چنانچه امام و علما به واسطه دارا بودن از معرفت به راهنمای جامعه و سرپرستی آن می رسند و در کنار دیگران چون پیامبر الهی که بر او وحی نازل می شود و به صورت متون مقدس در تاریخ ماندگار گردیده، انسان های کاملی محسوب شده که همگان باید از آنها تبعیت نمایند. با تأیید فرضیه این فصل، به تأیید فرضیه اصلی تحقیق می رسیم که طی آن اشتراکات بیش از افتراقات است و عمده عدم توافق هم در دو بن انگاری مزدایی می باشد، چیزی که در شیعه مورد قبول نیست.
مدل سازی و تحلیل تنش سر انسان در برخورد از مقابل  با یک جسم تغییر فرم پذیر به روش المان محدود
نویسنده:
نظام علی بختیاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این مطالعه پدیده برخورد با جسم خارجی، به منظور ارزیابی نقش مواد تغییر فرم پذیر در جذب انرژی مورد تحلیل واقع می شود. در پدیده برخورد، سر با سرعت ثابت M/S 5/6 به مانع برخورد می کند و به کمک کد LS-DYNAو به روش مقایسه ای بین آلومینیوم، آلولایت، آلپوراس، پلیمر ABS و فوم انبساط یافته پلی پروپیلن انجام می پذیرد. مدل المان محدود سر با استفاده از داده های آناتومیکی و بر اساس شاخص 50 درصدی مرد جامعه در نظر گرفته شد. روش مقایسه ای بر حسب بیشترین تنش وارده به سر، حداکثر کرنش و شناب کاهشی انجام گرفت تا اثر این موانع بر سر مورد بررسی واقع شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد آلومینیوم بیشترین تنش را به سر وارد می کند در حالیکه فوم آلومینیومی آلپوراس کمترین تنش را به سر وارد می کند. نتایج نشان می دهد که مقادیر تنش، کرنش و شتاب کاهشی وارده به سر وابستگی مستقیم به دانسیته، تنش تسلیم و الاستیسیته موانع دارد. هر چه مانع دارای تنش تسلیم پایینتر و دانسیته کمتری باشد مقدار تنش و کرنش و شتاب کاهشی وارده به سر کمتر خواهد بود به طوریکه مقدار تنش وارده بر سر در برخورد با فوم آلپوراس با دانسیته Kg/m3 250-200 معادل 3/2 MPa fiبه دست آمد که در محدوده استاندارد و ایمن وجود دارد و نشان دهنده آنست که این فوم قسمت اعظم انرژی جنبشی حاصل از برخورد را جذب می کند و سر را در محدوده ایمن نگه می دارد.
  • تعداد رکورد ها : 694