جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 39
بررسی نحوی و معنایی منطق درجه دوم
نویسنده:
علیرضا دارابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
منطق درجه دوم بخشی از منطق کلاسیک است که واژگان آن با اضافه کردن متغیر معمولی به واژگان منطق درجه اول شکل می گیرند به تبع این تغییر واژگان قواعد ساخت اصول موضوعه و قواعد استنتاجی آن نیز بر مبنای منطق درجه اول شکل می گیرد اصول موضوعه این منطق متشکل از قالب های اصل موضوعی منطق درجه اول چند قالب اصلی موضوعی که شباهت زیادی به اصلو منطق درجه اول دارند و همچنین قالب های اصل موضوعی فراگیری رابطه ای و فراگیری تابعی است. در این منطق می توان اصل موضوع اینهمانی را بر پایه تعریف لایب نیتسی از اینهمانی به دست آورد. برای منطق درجه دوم دو معناشناسی مختلف ارایه شده است. معناشناسی استاندارد که مدل های آن شباهت زیادی به مدلهای معمول در منطق درجه اول دارد معناشناسی هنکین که تفاوت اساسی آن با مدل های استاندارد در توانایی محدود نمودن توابع و مجموعه است. هر فرمول معتبر در معناشناسی هنکین در معناشناسی استاندارد نیز معتبر است اما عکس آن صادق نیست. هر فرمول صدق پذیر در معناشناسی استاندارد در معناشناسی هنکین نیز صدق پذیر است اما عکس آن صادق نیست اصول موضوعه فراگیری رابطه ای و فراگیری تابعی و در معناشناسی هنکین معتبر نیستند. بهنجاری و سازگاری منطق درجه دوم هم براساس معناشناسی مدل استاندارد و هم معناشناسی مدل هنکین قابل اثبات است. اما به کمک قضیه ناتمامیت حساب گودل می توان اثبات کرد که منطق درجه دوم بر پایه معناشناسی استاندارد ناتمام است. همچنین بر پایه این معناشناسی فراقضیه نافشردگی برای منطق درجه دوم قابل اثبات است. اما بر پایه معناشناسی هنکین تمامیت و فشردگی منطق درجه دوم اثبات می شود. درابه منطق درجه دوم بحث های فلسفی مختلفی صورت گرفته است. از مهم ترین این مباحث ایرادات کواین به منطق درجه دوم است که براساس نظریاتش در وجود شناسی و همچنین درباره رابطه نظریه مجموعه ها و منطق منطق درجه دوم را قابل قبول نمی داند. اما می توان به ایرادات کواین پاسخ داد و از منطق درجه دوم دفاع کرد.
دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا در تعیین موضوع فلسفه و تمایز آن از سایر علوم
نویسنده:
نرجس عمرانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
علم بودن یک علم مرهون انسجام مسائل و انسجام مسائل در گرو عاملی وحدت آفرین است؛ اغلب حکما این عامل را موضوع علم می‌خوانند و موضوع را ملام تمایز علوم از یکدیگر دانسته‌اند. موضوع فلسفه یکی از مباحث مهم و کلیدی فلسفه می‌باشد؛ به طوری که با تعیین موضوع فلسفه، حوزه فعالیت این علم و چگونگی مسائل آن شخص می‌شود. پرسش از چیستی فلسفه، متعلق به حوزه علم‌شناسی است. موضوع هر علم چیزی است که در آن از عوارض ذاتی آن بحث می‌شود؛ به تعبیر دیگر، محمولات مسائل علم از عوارض ذاتی آن هستند. لذا بین موضوع هر علم و مسائل آن رابطه تنگاتنگی برقرار است. موضوع فلسفه و بررسی مسائل آن همواره مور توجه فیلسوفان اسلامی در دوره‌های مختلف بوده است. اکثر فلاسفه اسلامی درباره موضوع فلسفه نظر یکسانی دارند؛ اما در مورد مسائل مطرح شده در آن اتفاق نظر ندارند و بعضاً مسائلی را در فلسفه وارد می‌کنند که مربوط به علمی دیگر بوده و سنخیتی با موضوع فلسفه ندارد. ازمیان فیلسوفان اسلامی شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و صدرالمتألهین شیرازی، دو چهره برجسته این علم می‌باشند که دارای نظام فکری منسجم می‌باشند طبق دیدگاه این دو، موضوع فلسفه "موجود بما هو موجود" است و مسائل آن نیز از عوارض ذاتی وجودند که در رساله حاضر به این موضوع پرداخته شده است. برای اثبات موضوعیت "موجود بما هو موجود" برای ما بعد الطبیعه باید این نکته اثبات شود که محمول همه مسائل فلسفی از عوارض ذاتی "موجود بما هو موجود" است. اما نه تنها دلیلی بر اثبات این مطلب نیست، بلکه پاره‌ای از مسائل موجود در آثار این دو فیلسوف منطقاً از مسائل این فن بشمار نمی‌آیند؛ از جمله مباحث نفس، معاد، نبوت و امامت. تطبیق قواعد منطقی علم‌شناسی بر همه‌ی آن چه به عنوان مسائل فلسفی مطرح است، بسیار چالش‌برانگیز است؛ چراکه در مقام تعریف، مسائل فلسفی باید از عوارض ذاتیه "موجود بما هو موجود" باشند اما در مقام تحقق به مشکل برخورده و به نظر می‌رسد در برخی از مسائل فلسفی این نکته رعایت نشده است لذا شکافی میان مقام تعریف و مقام تحقق فلسفه به وجود می‌آید که باید برای پرکردن این شکاف تلاش‌هایی انجام شود. ازجمله اینکه در حوزه عملکرد، فلسفه و کلام اسلامی باید از هم جدا باشند، زیرا این دو، دو علم متفاوت با موضوع، مسائل، روش و غایت متفاوت می‌باشند و اگر بخواهیم فیلسوفانه به اثبات عقاید خود بپردازیم، می‌توان آنرا در علمی جداگانه یا در فلسفه‌های مضاف بررسی کرد لذا هیچ منعی به نظر نمی‌رسد که حوزه‌های گوناگون فلسفی را با شعاع‌های متفاوت و تعریف شده و با قراردادن موضوعات متفاوت و التزام به قاعده عوارض ذاتیه به فلسفه‌های اخص و اعم دست یافت.
معناشناسی وحی در قرآن و روایات تفسیری با تاکید بر حوزه‌های معنایی
نویسنده:
سبحان مروجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در معناشناسی حوزه‌ای با تحلیل نسبت‌های صرفی، نحوی، هم‌نشینی و جانشینی در مورد واژگان کانونی می‌توان میدان‌های معنایی وابسته به آن واژه کلیدی را بهدست آورد و به معنای موردنظر متکلم رسید. ازجمله واژگان کانونی قرآنی که حوزه معنایی وسیعی را در قرآن به خود اختصاص داده است، واژه وحیاست.با تحلیل معناشناختی وحی، اطلاعاتی فراتر از معنای لغوی و آنچه تاکنون مفسران به آن توجه کرده‌اند بهدست می‌آید. در این نگاه، ما وحی را فرآیندی فرا بشری و عمومی می‌یابیم که گیرنده این وحی، تنها انبیا نمی‌باشند همان‌طور که ارسال آن منحصر به خداوندنیستهرچند بخشی از تکلم خدا را با بشر شاملمی‌شود؛اما دراین‌بین، فرآیند وحی کتابی از همه پیچیده‌تر و مرموزتر است که شناخت عمق آن جز در سایه چنین تحلیلی امکان‌پذیر نیست.کلیدواژه‌ها: معناشناسی وحی، جانشین‌های وحی، هم‌نشین‌هایوحی، مقابل‌های وحی، فرآیند وحی، وحی گفتاری، وحی معنایی.
ظرایفی از نحو و لغت و اثر آن در فهم و ترجمه قرآن کریم در بیست واژه قرآنی
نویسنده:
حمیدرضا مستفید
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
بعضی کلمات قرآن کریم در زمان نزول قرآن دارای معنایی بوده است که این معانی کم کم و در طول زمان مفاهیمی به خود گرفته اند که با معانی اولیه آنها مغایراست. مثل کلمه «الرحمن» که امروزه بحث از این می شود که این کلمه صیغه مبالغه است یا صفت مشبه؟براساس این دو نظریه این کلمه دلالت دارد بر رحمت عامه یا غیر آن؟ می گویند رحمن الدنیا و الاخره و رحیم الاخره و نظایر اینها. در حالی که با تتبع می توان این احتمال را مطرح کرد که این کلمه اصلا در آن زبانها به صورت یک علم و لقب بوده، نه وصف و هکذا معنی کلمات دیگر.
اسلوب تأکید غیرمصطلح در علم نحو با نمونه‌های قرآنی
نویسنده:
فاطمه طباطبائی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پایان‌نامه حاضر با عنوان «اسلوب تأکید غیرمصطلح در علم نحو با نمونه‌های قرآنی» به ذکر تأکیدهای مصطلح و شرح و بررسی آنها پرداخته و سپس مواردی را که در علم نحو دلالت بر تأکید دارند ولی به طور رسمی و جداگانه معرفی نشده‌اند توضیح می‌دهد و تحلیل می‌نماند؛ علاوه بر این، در هر مبحث (مصطلح یا غیرمصطلح) نمونه‌های نحوی و شواهدی از قرآن کریم نیز ذکر می‌شود. ب- مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسش‌ها و فرضیه‌ها: در این پایان‌نامه از منابعی مانند: حاشیه الصّبان از صبّان، المفصل في النحو از زمخشری و النحو الوافي از عباس حسن، البهجة المرضیة از سیوطی، أوضح المسالک و شرح قطر الندی و بل الصّدی از ابن هشام و غیره استفاده شده است. همچنین سعی شده است به سؤالهایی نظیر: ساختار تأکیدهای غیراصطلاحی چگونه است؟ آیا بازگشت آنها به تأکیدهای مصطلح است؟ و به چه اسلوبی از اسلوبهای تأکید مصطلح بازمی‌گردند؟ پاسخ داده شود. پ- روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه‌گیری و روش‌های نمونه‌گیری، ابزار اندازه‌گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گردآوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها: این تحقیق به شیوۀ کتابخانه‌ای است؛ داده‌های علم نحو در کتابهای مختلف نحوی جمع‌آوری و از جهت تأکید بررسی شده‌اند؛ پایان‌نامه هفت فصل را دربرمی‌گیرد؛ فصل اول به تأکیدهای مصطلح در علم نحو می‌پردازد؛ فصل دوم آنچه را که در بخش مرفوعات به تأکید مربوط می‌شود بررسی می‌کند که عبارتند از خبر دادن با موصولات، ضمیر شأن، ضمیر فصل، بازگشت ضمیربه جملۀ بعد از آن؛ فصل سوم مواردی از منصوبات را که جزء تأکید محسوب می‌شوند تحلیل می‌کند، مثل: حال، تمییز، استثناء و غیره؛ فصل چهارم شامل دو بخش اضافۀ لفظ به خودش و حروف جر می‌باشد؛ فصل پنجم توابع،واز آن نعت، بدل و عطف بیان را بررسی می‌کند؛ در فصل ششم افعال و جملاتی که به گونه‌ای به تأکید مربوط می‌شوند از جمله قسم، جمله معترضه، کان و غیره مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ و فصل هفتم به برخی از مواردی که از قوانین و معیارهای نحوی برای جلب توجه مخاطب و التفات او به سخن خارج شده‌اند مانند، نعت مقطوع، تغییر اعرابی و «واو» بین موصوفو صفت می‌پردازد.ت- نتیجه‌گیری و پیشنهادها: پس از بررسی مباحث می‌توان به سه نتیجه رسید: 1. در علم نحو مباحثی وجود دارد که تأکید درآنها به شیوهتکرار است، مثل بدل، به دلیل آنکه بدل در حکم مبدل‌منه است و اگر مبدل‌منه حذف شود می‌توان بدل را به جای آن قرار داد و در معنای جمله خللی وارد نمی‌شود. پس بدل تکرار مبدل‌منه است و اگرچه این تکرار لفظی نیست ولی یک معنا با دو لفظ ذکر می‌شود. 2. در علم نحو مواردی وجود دارد که کلام از قانون نحوی و معیاری که ذهن خواننده یا شنونده بر اساس آنچه که در کتابهای نحوی وارد شده است عادت کرده است خارج می‌شود، و این خروج انگیزه‌ای برای توقف و توجه شنونده به کلام و سوق دادن او به جستجو برای یافتن علت و سبب است که در نهایت سخن در جان او واقع شده و تأثیر می‌گذارد و تأثیر و تمکین کلام نیز هدف اصلی تأکید است. 3. مواردی وجود دارد که خود بر تأکید دلالت می‌کنند و یا اگر در اسلوب خاصی قرار گیرند به معنای تأکید به کار می‌روند، مانند اسلوب قسم که برای تأکید جمله خبری بعد از خود به کار می‌رود و یا حروف جر زائد که تأثیری جزء تقویت و تأکید در کلام ندارد. تأکید میدان وسیعی دارد که در هر علمی به شیوه‌های مختلف ذکر می‌شود و به علم نحو اختصاص ندارد و جا دارد که محققین به آن بپردازند و مواضع آن را تبیین کنند.
تحلیل  صرفی و نحوی ترجمه ی تفسیر طبری از سوره ی فاتحه تا پایان سورره ی نساء
نویسنده:
معصومه شیرزاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ترجمه تفسیر طبری ترجمه‌ی فارسی«جامع البیان فی تفسیر القرآن» از محمد بن جریر طبری است. این ترجمه از کهن‌ترین آثار منثور فارسی دری است که به دستور منصور بن نوح سامانی (اواسط قرن چهارم هجری قمری) بوسیله-ی گروهی از فقیهان و علمای مذهبی خراسان و ماورالنهر انجام شده است. واژه‌ها و ترکیبات این کتاب به لحاظ ساخت‌واژی گونه‌هایی نادر در زبان فارسی قرن چهارم به شمار می‌روند. همچنین نحو جملات و ترتیب قرار گرفتن واژه‌ها در جمله نیز در خور توجه است. در بسیاری موارد ویژگی‌های ساخت‌واژی و نحوی این کتاب تحت تأثیر زبان فارسی میانه است. در این اثر واژه‌ها و ترکیباتی را می‌توان دید که از نظر ساخت و از نظر موارد کاربردی متأثر از فارسی میانه‌اند نیز بخشی از ترجمه تفسیر طبری ترجمه آیات قرآن است و ویژگی منحصر بفرد آن معادل‌های فارسی است که مترجمان برای واژه‌ها و ترکیبات عربی برگزیده‌اند. البته لازم به ذکر است که مترجمان این اثر در بخش ترجمه آیات کاملاً سیاق زبان عربی را حفظ کرده‌اند و این اثر ترجمه‌ای است که به دلیل قداست متن مبدأ بیش از حد مبدأ محور است. به همین دلیل چنین زبانی نمی‌تواند یکی از زبان‌های رسمی یا کوچه و بازار قرن چهارم را به تصویر بکشد اما در بخش‌های صرف و نحو چنانکه پیشتر ذکر آن رفت می‌توان از ویژگی‌هایی سخن به میان آورد که از دیدگاه زبانشناختی حائز اهمیت است. بررسی مسائل صرفی و نحوی ترجمه تفسیر طبری، ویژگی‌های ساخت‌واژی و نحوی زبان فارسی در شمال شرقی ایران در قرن چهارم را بازمی‌نماید و از جهت تحولات زبان فارسی بسیار حائز اهمیت است. پیکره‌ی زبانی در این پژوهش از سوره‌ی فاتحه تا پایان سوره‌ی نسا (جلد اول و آغاز جلد دوم) براساس چاپ حبیب یغمایی است.
تحلیل زبان‌شناختی اشعار پروین اعتصامی
نویسنده:
زهرا سالاریان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
« زبان » در مفهوم کلی واژه ، اشاره دارد به توانایی سخن گفتن انسان . « زبان عبارت است ازمجموعه ای قواعدکه به آن دستور ( گرامر ) می گویند و نیز تعدادی واژه که واژگان زبان را تشکیل می دهد. » (باطنی،1371 :73)ساخت و چگونگی تغییر و تحولات مربوط به واژه ، نحو و اجزای جمله و آواشناسی در زبان شناسی بررسی می شود . رومن یاکوبسن ( 1982 ـ 1896 ) زبان شناس و منتقد مکتب فرمالیسم و ساختارگرایی ، نظریه ی « زبان شعر» را مطرح کرده است . وی ابتدا نظریه ی ارتباط زبان را مطرح و اعتقاد داشته که کارکرد ادبی پیام ، آگاهی بهجنبه ی زبان شناسیک پیام است . به عبارت دیگر پیام در شعر ، تحت تأثیر ویژگی زبان قرار دارد و برای یافتن معنا یا معناهای پنهان در متن باید از بررسی ویژگی های زبانی آغاز کرد ، همچنین باید حضور و قصد مؤلف را کنار گذاشت . نظر یاکوبسن ریشه در بحث هوسرل ( فیلسوف پدیدار شناسی ) و سوسور ( زبان شناس سوئیسی ) دارد ، از نظر آنان مفهوم از مصداق جداست ، یاکوبسن نیز متن ادبی را از محیط و شرایط پدید آمدن آن جدا کرده و در داخل متن ادبی بررسی می کند . در واقع روش بررسی زبان شعر ، روش مطالعات زبان شناختی است ، در شعر به بررسی آوایی ، لغوی ، نحوی و وزنی پرداخته می شود . در این رساله بر اساس تئوری یاکوبسن ، شعرهای پروین اعتصامی مورد تحلیل قرار می گیرند . در فصل اول کلیاتی درباره ی زبان شعر ، مطرح شده ودر فصل دوم ، پیشینه ی مطالعات زبان شناختی و شعر بیان شده ، و در فصل سوم داده های تحقیق شامل پانزده شعر آمده است ، در فصل چهارم ، شعرها از نظر نحوی ، واژگانی و معنایی بررسی شده اند و با توجه به این که بخش زیادی از شعرهای پروین را مناظره ها تشکیل می دهند ، بنابراین مسأله ی گفتگو و ویژگی های آن مطرح است بر این اساس از کنش های گفتاری استفاده شده است. فصل پنجم نتیجه گیری است . بر اساس نتایج به دست آمده اجزای جمله در شعرهای پروین ، جابه جایی زیادی ندارند و در موارد زیادی همانند زبان معیار به کار رفته اند . انواع « و » در شعرها ، طبقه بندی شده از جمله افزایشی ،تقابلی و ... عقل و دین ، محور اصلی بساری از شعرها را تشکیل می دهد و معنی های زیادی متناسب با آن شکل گرفته ، عبارت های کنایی ، استعاره ، تمثیل و طباق در شعرها بسیار است . این پژوهش به روش اثباتی و بر مبنای نظریه ی زبان شناختی یاکوبسن صورت می گیرد .
بازنگری و نقد و تحلیل علم معانی سنتی در ادب فارسی
نویسنده:
روجا هدایتی تلوکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سابقه‌ی پیدایش علم بلاغت به اواخر قرن اول هجری، و تلاش‌های متکلمان عرب برای اثبات اعجاز قرآن، باز می‌گردد. سال‌ها بعد، دانشمندان ایرانی با ترجمه‌ی آثار آنان، این علم و در نتیجه معانی را که جزئی از بلاغت می‌باشد، به زبان فارسی وارد نمودند و قواعد آن را تا حدود زیادی با زبان فارسی تطبیق دادند. آن‌ها با وجود اقرار به جدایی کامل معانی از علوم دیگری همچون نحو، منطق، فلسفه، اصول و... نتوانستند به هدف خود نزدیک شوند و در نتیجه معانی فارسی وام‌دار اصول زبان عربی و علومی شد که طبیعتاً به اندازه‌ی کافی قادر به نشان دادن ویژگی‌های زیبایی‌شناختی متن فارسی نیستند. در این پایان‌نامه، سعی بر آن شده است تا علوم بلاغی را در جهان عرب، یونان و روم و ایران در سال‌های آغازین شکل‌گیری، مورد بررسی قرار دهیم. این کار از آن جهت است که به احتمال بسیار زیاد به دلیل وجود ارتباطات فراوان میان آن ملت‌ها، اشتراکاتی در مبانی ابتدایی داشته باشند و یا از یکدیگر تأثیر پذیرفته باشند. بررسی این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که بتوانیم از این طریق معایب و کاستی‌های علم معانی سنتی را که در اکثر کتاب‌ها تکرار شده و منطبق با اصول زیبایی‌شناختی زبان فارسی نیستند، بهتر بررسی کنیم.پس از آن تلاش کرده‌ایم با نگاهی به نظریه‌های ادبی مختلف در جهان غرب، راهکارهایی که بتوان آن‌ها را در زبان فارسی نیز استفاده کرد، برای کارآمدتر کردن این علم پیشنهاد کنیم.
نقد کتاب القیاس النحوی (مناقشه مولف کتاب القیاس النحوی)
نویسنده:
محمدابراهیم خلیفه شوشتری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه شهید بهشتی,
چکیده :
این مقاله پژوهشی است درباره ایرادات کتاب "القیاس النحوی" که اهم آنها در زیر می آید: اشکال اول: با اینکه موضوع اصلی کتاب «القیاس» است، اما نه آن را تعریف کرده و نه معنای اصطلاحی آن را ذکر نموده است. اشکال دوم: مولف محترم توضیح نداده است که چگونه عبدالله بن ابی ابی اسحاق قیاس را توسعه داد. اشکال سوم: مولف محترم از کتاب سیبویه متنی به عنوان مثال برای قیاس آورده است در حالی که این متن هیچ قیاسی ندارد. اشکال چهارم: مولف محترم ادعا کرده است که سیبویه از واژه های «غلط» و «خطا» به جای واژه «شاذ» استفاده کرده است در حالی که چنین نیست. اشکال پنجم: مولف محترم ادعا کرده است که قیاس سیبویه دو نوع است؛ در حالی که این کلام دقیق نیست.
صفحات :
از صفحه 385 تا 397
معناشناسی آوایی در آیه‌های وعده و وعید
نویسنده:
یوسف فضیلت
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اساساً لایه‌های صوتی هر زبان قبل از لایه‌های سه‌گانه‌ی دیگر (صرفی، نحوی، معنایی) اولین بخش ماهیت زبانهای بشری را تشکیل می دهد و چون از نظر زبان‌شناسان، زبان اولاً و بالذات اصواتی است که بشر برای انتقال مفاهیم ذهنی خود جعل و اصطلاح کرده است، مباحث آواشناختی را اولین گام برای تفسیر این زبانها تلقی می‌کنند.قرآن کریم زیباترین متن ادبی و بزرگترین معجزه‌ی بلاغی و بهترین کتاب هدایت انسانهاست. بدون شک قرآن این معجزه بزرگ الهی از منظر اصوات وکلمات و تراکیب بی‌نظیر است و حتی کوچکترین واحد صوتی در آن دارای ارزش معنایی والایی است. توجه به جانب آوایی در شناساندن ارزش والای معنایی و هنری و بیانی و موسیقایی آن امری مهم و اجتناب ناپذیر است. بخش گسترده‌ای از آیات قرآن کریم برای وعده یا وعید نازل شده است و نقش آواها در تصویر معانی و زیبایی موسیقایی و به طور کلی اعجاز لفظی و معنوی آن بی‌نظیر است و این آواها به تناسب موضوع و اغراض دلالی تنوع پیدا می کنند. و مهمترین ویژگی اسلوبی قرآن این است که آواها تابع معانی و متناسب با اغراض آیات هستند و با توجه به حال و مقام تنوع پیدا می‌کنند. یعنی خطاب قرآنی در مقام انذار و وعید و وصف غضب الهی بر مجرمان تشدید می‌گردد ودر مقام وعده و ترغیب و مصاحبه انبیای الهی و مخلصان به اونرم و لطیف می شود.
  • تعداد رکورد ها : 39