جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 24
جوامع الکلم المجلد 8
نویسنده:
أحمد بن زین الدین إحسائی
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
أحادیث المشترکة حول عیسی المسیح علیه السلام
نویسنده:
مهدی منتظر قائم
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: مرکز التحقیقات و الدراسات العلمیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در منابع مختلف اسلامى درباره شخصيت حضرت مسيح و مادر پاك ايشان حضرت مريم عذراء عليهماالسلام مطالب متنوعى آمده كه نشان از جايگاه اين دو شخصيت ارزشمند در دين اسلام دارد. نويسنده در اين کتاب به تنظيم و دسته‌بندى رواياتى كه در اين زمينه در منابع اسلامى، اعم از منابع شيعى و اهل سنت، آمده پرداخته است كه از موضوع ميلاد حضرت مسيح آغاز و با بررسى سيره و اقوال حضرت و نيز جريان عروج آن حضرت به آسمان و نيز نزول ايشان در آخرآلزمان ادامه مى‌يابد. بيشتر رواياتى كه در كتب شيعه و اهل سنت درباره حضرت مسيح(ع) آمده از جهت لفظ و يا لااقل از جهت معنا با هم اشتراك دارند و تنها تفاوت قابل مشاهده، تفاوت در طرق روايات است. با توجه به اين موضوع و با اهتمام به لزوم وحدت بين مسلمانان، مؤلف به گردآورى و تنظيم اين دسته از روايات با استفاده از كتب فريقين پرداخته است. موضوعاتى كه در ابواب مختلف کتاب حاضر بدان‌ها پرداخته شده، عبارتند از: ميلاد عيسى مسيح(ع)، ويژگى‌هاى ظاهرى و اخلاقى وى، اوصياء و حواريان عيسى، بنى اسرائيل(جريان مائده بنى اسرائيل، اختلاف و پراكندگى بنى اسرائيل، غلوّ و گمراهى ايشان و نيز رهبانيت آن‌ها)، رفتن عيسى به آسمان و فرود آمدنش به زمين در آخرالزمان، مسيح در روز قيامت، زهد عيسى(ع)، دعاها و مناجات‌هاى حضرت مسيح، سيره وى در ميان مردم، برخى از آن چه كه از جانب خداوند بر وى وحى گرديده است، پاره‌اى از سخنان گهربار ايشان و در پايان گزيده‌اى از انجيل صحيح و تحريف ناشده.
ولایتان التکوینیة والتشریعیة عند الشیعة وأهل السنة: مقاربات فی المنهج والمفهوم
نویسنده:
محمدعلی الحلو
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کربلا: العتبه الحسینیه المقدسه، قسم الشوون الفکریه و الثقافیه,
چکیده :
در مقدمه، به بیان این نکته پرداخته شده است که مباحث مربوط به مبحث ولایت در فقه اسلامی، از مهم‌ترین مباحثی شمرده می‌شود که اهتمام ویژه‌ای را در احادیث نبوی و آیات قرآنی، به خود اختصاص داده است؛ به‌گونه‌ای که به‌روشنی و وضوح، نشانه‌ها و علائم ولایت معصوم(ع) را می‌توان در آنها یافت؛ چه اینکه معصوم پیامبر(ص) باشد یا خلیفه و جانشین منصوب از طرف وی. نویسنده پیش از پرداختن به مطالب کتاب، به بحث از امکان علم غیب نزد ائمه اهل‌بیت(ع) پرداخته و علت انکار آن را از سوی سلفی‌ها خاطرنشان شده و اجمالا پاره‌ای از عقاید و تفکرات آنان در زمینه توحید و شرک را به چالش کشیده است. وی سپس از واقعه غدیر خم و اجتماع هزاران نفری مسلمانان در آن روز و در آن شرایط سخت در صحرای میان مکه و مدینه به امر پیامبر(ص)، یاد کرده و آیات مربوط به این واقعه و اکمال دین همراه با شأن نزول و روایاتی را که در ذیل آنها صادر شده تشریح نموده و خاطرنشان کرده که همه اینها بدین منظور بوده که پیامبر(ص) به امر خداوند ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) را به مردم اعلام نماید. نویسنده در بحث تقسیم ولایت می‌نویسد: ولایت به دو قسم تقسیم می‌شود: قسمی از آن متعلق به عالم ملک و ملکوت و تکوین بوده و «ولایت تکوینی» نام دارد و قسمی دیگر، مربوط به وضع تشریعی و عالم تشریع بوده و «ولایت تشریعی» نام گرفته است. بخش اول کتاب، به مباحث مربوط به ولایت تکوینی اختصاص یافته است. نویسنده در ابتدای این بخش، به این نکته اشاره دارد که کسی معتقد نیست که امور عالم، خارج از اراده باری تعالی می‌باشد، بلکه سرچشمه و منشأ تمامی امور، خداوند بوده و کسی این امر را انکار نخواهد کرد جز متکبران و معاندان؛ اما بااین‌حال، امکان این امر نیز وجود دارد که خداوند، بعضی از بندگان خویش را تکریم نموده و برخی از امور را به ایشان تفویض نماید تا در برخی از امور، به قدرت و اذن و اراده او، تصرف نمایند و این همان کرامت اولیاء الله و محبان خداست که در موارد متعددی، در قرآن کریم، بدان اشاره شده است که از جمله آنها عبارتند از: ماجرای انتقال تخت بلقیس توسط عاصف بن برخیا؛ زنده شدن پرندگان به درخواست حضرت ابراهیم(ع)؛ زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی(ع). نویسنده در ادامه، به مباحث مربوط به ولایت تکوینی و پیامدهای سیاسی آن و نیز مشکل معرفت‌شناختی مدرنیته پرداخته و به این سؤال پاسخ داده است که آیا ولایت تکوینی به معنای اعجاز می‌باشد یا نه. قرائت عرفانی ولایت تکوینی در مفهوم شیعی (تفاوت میان ولایت و نبوت از دیدگاه عارفان)؛ مباحث ریشه‌ای ولایت تکوینی در مفهوم اهل سنت (مساوی بودن ولایت تکوینی با معجزه در مفهوم اهل سنت) و بررسی نظریات بزرگانی چون تفتازانی، شهرستانی و آلوسی و قرائت تجربی ولایت تکوینی و علم حدیث، از جمله مباحث مطرح‌شده در این بخش می‌باشد. در بخش دوم، به مباحث مربوط به ولایت تشریعی پرداخته شده است. نویسنده ابتدا به بررسی دلیل ولایت تشریعی نزد شیعه امامیه (که عبارت است از اینکه پیامبر(ص) در حدیث معروف ثقلین، کتاب خدا و اهل‌بیت(ع) را قرین و همراه یکدیگر معرفی نمود که تا قیامت از یکدیگر جدا نخواهند شد و تمسک به آن دو مایه نجات و رستگاری و تخلف از آنها، مایه گمراهی و ضلالت است و این اشاره پیامبر(ص) به عدم افتراق و جدایی این دو از یکدیگر، دلیل است بر ملازمت آن دو با هم و هر نوع خللی بر یکی، مساوی است با خلل بر دیگری و از آنجا که قرآن، کلام باری تعالی بوده و باطلی در آن راه نخواهد داشت و نیز معصوم و مصدر احکام الهی است، پس ناگزیر عترت نیز چنین می‌باشند) پرداخته است. و جعل تشریعی و حق تشریع را توضیح داده. و سپس شبهات مطرح‌شده در این زمینه را تحت عناوین وحدانیت خداوند، غلو و... مورد بحث و بررسی قرار داده است. و سرانجام، اقسام ولایت تشریعی را توضیح داده است که شامل دو قسم زیر می‌باشد: تفویض بعضی از احکام به پیامبر(ص) از سوی خداوند؛ رعایت سیاست مردمان و جامعه از طرف پیامبر(ص). در پایان، به توضیح، بررسی و نقد دیدگاه اهل سنت پیرامون ولایت تشریعی پرداخته شده است
فرقان في تفسير القرآن بالقرآن و السنة المجلد 5
نویسنده:
محمد صادقي
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انتشارات فرهنگ اسلامی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الفُرقان فی تَفْسیر القُرآن بالقُرآن و السُّنّة کتابی در تفسیر قرآن اثر محمد صادقی تهرانی است. این تفسیر در ۳۰ مجلّد و به زبان عربی نوشته شده، که دوره کامل تفسیر قرآن کریم است. این کتاب با استفاده از روش تفسیر قرآن به قرآن نگارش یافته است. تألیف تفسیر الفرقان طی ۱۴ سال، از سال ۱۳۵۳ش در بیروت شروع و در سال ۱۳۶۷ش در قم به پایان رسید. علامه طباطبایی با دیدن چند جلد این تفسیر، آن را موجب روشنی چشم و مایه افتخار دانسته است. نویسنده درمقدمه تفسیر تأکید می‌کند که بایسته‌ترین روش تفسیری، شیوه تفسیر قرآن با قرآن است. وی می‌نویسد: «همه شیوه‌های تفسیری نادرست است، جز شیوه تفسیر قرآن با قرآن واین همان شیوه تفسیر پیامبر(ص) و امامان(ع) است. بر مفسّران لازم است که این روش تفسیری را از معلمان معصوم فراگیرند و در تفسیر آیات به کار بندند.» در مجالی دیگر می‌نویسد: «روش‌های تفسیری، از دو حالت بیرون نیستند؛ یا تفسیر قرآن با قرآن هستند و یا تفسیر قرآن با رأی». وی براین باور است که برآیند تفسیر قرآن با قرآن، دستیابی به نخستین مفاهیم و معارف قرآنی است، مرتبه‌ای از معنا که در چارچوب دلالت مطابقی آیه قرار دارد. درحالی‌که روایات تفسیری بیشتر درصدد نشان دادن نمونه‌ها و معانی پنهان آیات است و چنانکه خود می‌گوید نگاه روایات تفسیری به معانی ژرف‌تر کلام وحی است، با این ویژگی که مفاهیم ژرف، ریشه در معانی و منطوق دارد و در پرتو آن شکل می‌گیرد به‌گونه‌ای که درستی و نادرستی آن‌ها در گرو برابری و نابرابری با منطوق آیات است. چه اینکه به مقتضای محوریت قرآن در ارزشیابی روایات و درستی و نادرستی آن‌ها، منطوق آیات، معیار سازگاری و ناسازگاری روایات با قرآن است. و درنتیجه تفسیر مأثور چیزی جدا از آیه نیست، بلکه برخی از مراتب معنایی آن است که در پرتو سطح ظاهر آیه با یاری جستن از آیات دیگر به دست آمده است. بنابراین تفسیر قرآن با سنّت گونه‌ای از تفسیر قرآن با قرآن است. نوشته علامه طباطبایی درباره تفسیر فرقان * شیوه نگارش نویسنده با بهره‌گیری از صناعت تضمین، سجع و با استفاده گسترده از مصدرهای صناعی، شیوه‌ای را در پیش گرفته است که در تفاسیر موجود، مانند آن کمتر دیده می‌شود. این سبک نو و ناآشنا در آغاز، خواننده را در فهم عبارات و مقصود مفسّر دچار مشکل می‌کند و به نظر می‌رسد نوعی تکلّف و تصنّع در تعبیر و بیان صورت گرفته است، ولی پس ازمدّتی که ذهن با سبک نوشتاری مؤلّف انس گرفت، ظرافت‌ها و دقت‌هایی که مفسّر در انتخاب و به کارگیری واژه‌ها و تعبیرات مورد توجه قرار داده است، پدیدار می‌شود وخواننده را در فهم معانی ومقاصد یاری می‌دهند. * بهره‌گیری از ظرفیت مفهومی واژه‌ها نکته دیگری که در سبک مفسّر دیده می‌شود بهره‌گیری از ظرفیت مفهومی واژه هاست. نخستین چیزی که مفسّر در تفسیر یک آیه بدان توجه نشان می‌دهد حدود و گستردگی مفهومی کلمات است، سعی او برآن است که مفاهیم واژه‌ها را بدون هرگونه محدودیتی و با همان گستردگی طبیعی که در خود کلمه و با توجه به موقعیت کاربردی آن درآیه وجود دارد، به عنوان پایه و سرآغاز تفسیر قرار دهد، وتا اندازه‌ای که توانایی ذهنی وفکری مفسر اجازه می‌دهد به گستردن مفهوم آیه و شناخت مصداق‌ها وواقعیتهای قابل انطباق درآن بپردازد وهرگونه محدودسازی را تا آنجا که ازخود آیه در پرتو آیات تفسیری دیگر پدید نیامده باشد به کنار گذارد. ازهمین رو حجم مواردی که تفسیرهای روایی تحدیدگرا، دراین تفسیر حمل بر جری و تطبیق شده است، به مراتب بیشتر از دیگر تفاسیر است. * به کاربردن واژه‌های مشترک در چند معنا ویژگی دیگر این سبک، حمل واژه‌های مشترک بر چند معنا و اراده مفاهیم متقابل از یک واژه است، تفاسیر دیگر بیشتر در زمینه واژه‌های مشترک، یکی ازمعانی را انتخاب کرده و بقیه را نادیده می‌گیرند، ولی سبک الفرقان جزاین است. هرجا کلمه‌ای از نظر لغوی چند معنای گونه گون و دگرگون داشته باشد و با دستورهای ادبی و جایگاه کاربردی آن درآیه سازگار باشد، الفرقان، آن واژه را برهمه آن معانی حمل می‌کند وهمه آن‌ها را جزء تفسیر آیه می‌داند ودر عرض هم می‌پذیرد. الفرقان درمعرفی این خصوصیت سبک تفسیری می‌نویسد: «اگر آیه‌ای معنی‌های چندی را برتابد که همه آن‌ها صحیح باشد و ناسازی بین آن‌ها نباشد، اشکال ندارد که همه آن‌ها مقصود باشد، چنانکه درشیوه ما دراین تفسیر دیده می‌شود.» * اعتماد برملاک‌ها و اصول خود و محور قرار ندادن آرای تفسیر مفسّران نکته دیگر در سبک نویسنده تکیه بر فهم و برداشت شخصی و بی‌اعتمادی به گفته‌ها و دیدگاههای دیگران است. مفسّر با دقّت و درنگ در مفردات و ترکیبات آیه به صورت مستقیم و با کمک از آیات یا روایات راهگشا به سراغ تفسیر می‌رود وازهرگونه درگیر شدن با گفته‌ها و نظریه‌ها خودداری می‌کند. البته این بدان معنی نیست که هیچ گونه نقل و نقدی نسبت به نظریات ندارد، بلکه مقصود آن است که: درفهم آیه و برداشت تفسیری ازآن، بر دیدگاههای دیگران تکیه ندارد و براین باور است که تفسیر قرآن براساس آرای مفسران، به هرشکل که باشد، گونهٔ از تفسیر به رأی است. * استفاده از روایات سبک تفسیر گرچه تفسیر قرآن با قرآن است و به همین لحاظ اگر از روایات استفاده نمی‌کرد، اما نویسنده از روایات نیز، به صورت گسترده بهره برده است به گونه‌ای که می‌توان گفت افزون بر تفسیر قرآن، یک دوره تفسیر روایی را نیز دربردارد و کمتر صفحه‌ای را می‌توان یافت که به گونه‌ای استشهاد به روایت و استناد به منبع روایی درآن دیده نشود. مهم‌ترین محورهایی که استفاده از روایات درآن صورت گرفته است، یکی تأیید تفسیر آیه ودیگر گسترش ابعاد آیه است، گرچه درمواردی دیگر، مانند شأن نزول یا مباحث علمی نیز به روایات استناد شده است. این روش همان گونه که پیش‌تر اشاره شد، منافاتی با سبک تفسیر قرآن با قرآن ندارد، زیرا درهرحال معیار تفسیر و فهم یک آیه خود قرآن است ونقش روایات درحقیقت، تأیید منطوق ومفهوم ظاهر آیه و یا گسترش دادن همان معناست، فرا‌تر ازآنچه تنها ازمنطوق آیه استفاده می‌شود. به این ترتیب جمع بین تفسیر قرآن با قرآن و بهره گیری گسترده از روایات به گونه‌ای که در غیر تفسیر روایی مانند آن دیده نمی‌شود، یکی از برجستگیهای تفسیرالفرقان به شمار می‌آید. * استفاده از عهدین با زبان عبری ییکی از ویژگیهای تفسیر الفرقان، که چه بسا در هیچ تفسیر دیگری همانند نداشته باشد، استفاده از متون عبری عهدین یعنی تورات و انجیل است. البته نقل ترجمه فرازهای آن در تفاسیر دیگر مانند المنار نیز دیده می‌شود، امّا استفاده از زبان اصلی عبری گویا ویژه این تفسیر است. نقل متون عهدین در راستای دو هدف کلی صورت گرفته است، یکی تأیید مفاهیم وگزارشهای قرآنی مانند بشارتهای پیامبر و داستانهای بنی اسرائیل ودیگر نقل ناهمگونی‌ها و تحریف‌های موجود در عهدین. منابع مورد استفاده * منابع روایی: حدود ۸۰ مأخذ روایی مورد استفاده قرار گرفته است که درمیان آن از صحاح و مسانید اهل سنت گرفته تا ادعیه ائمه(ع) دیده می‌شود. ازآنجا که مفسّر درگزینش روایات، براساس صحت متن حدیث وسازگاری آن با محتوای آیات عمل کرده است ونه صحّت سند آن‌ها، از استناد به مراجع گوناگون و‌گاه سست و بدون سند، خودداری نکرده است. * منابع تفسیری: بیش از ۲۵ تفسیر مورد مراجعه الفرقان بوده است که بیشتر آن‌ها برای نقل روایت و برخی دیگر برای نقل ویا نقد نظریه مفسّر مورد استناد قرار گرفته است. تفسیر نور الثقلین، درالمنثور، قمی و البرهان بیشترین تکیه‌گاه مفسر در نقل روایت است. و تفسیر فخررازی، المنار، صدرالمتألهین، المیزان و طنطاوی از تفاسیری است که مفسّر به نقل ویا نقد نظریات آن‌ها پرداخته است. * منابع لغوی: کتابهای لغوی استفاده شده، عبارتند از: لسان العرب، قاموس، مصباح، تاج العروس، مفردات راغب، نهایه ابن اثیر. این منابع همان گونه که دیده می‌شود متعدد است، امّا از آنجا که مفسّر به بحث لغت بیشتر به صورت آزاد و بدون استناد به منابع لغوی می‌پردازد، مراجعه به منابع لغت و نقل گفته‌های اهل لغت، کمتر به چشم می‌خورد. * منابع پراکنده: بالغ بر ۶۰ کتاب ومقاله در زمینه‌های مختلف مورد مراجعه بوده است، که درمیان آن‌ها کتاب‌های علمی، اجتماعی، تاریخی، دائرة المعارف‌ها و‌گاه مجلاّت و روزنامه دیده می‌شوند، بیشتر آن‌ها برای نقل نظریه و در تأیید یک مطلب تفسیری استفاده شده است، ولی برخی در جهت نقد نظریه نویسنده در پرتو آیات ومفاهیم قرآن نیز مورد استفاده قرار گرفته است. برخی ویژگی‌های محتوایی * سیاق و تناسب مفسّر نسبت به سیاق آیات توجه چندانی ندارد، در هر آیه یا مجموعه ازآیاتی که مورد بررسی قرار می‌گیرد، از سیاق قبل و بعد آن به عنوان یک قرینه یا عنصر دخیل در فهم آیه استفاده نمی‌شود و کمتر مواردی را می‌توان یافت که به لحاظ پیوستگی شدید آیه به زمینه‌های پیش از آن و پس از آن، ازارتباط موجود یا وحدت فضای حاکم برآیات در جهت تفسیر آن بهره برده باشد. ازاین جهت تفسیر (الفرقان) کاملاً در برابر (المیزان) قرار دارد که به صورت گسترده از سیاق، برای تفسیر و فهم آیات استفاده کرده است. * قرائت ازآنجا که مفسّر قرائت مرسوم را قرائت متوا‌تر و معتبر می‌داند و سایر قرائت‌ها را نادرست می‌شمارد، از پرداختن به مباحث قرائت خودداری می‌کند و با نقد کوتاه و گذرا نسبت به مواردی که دیگران اختلاف قراءت را مطرح کرده‌اند، ازآن می‌گذرد. * لغت مفسّر، در تعریف واژه‌ها و تبیین مفاهیم لغوی آن‌ها جز در مواردی که مورد اختلاف و گفت‌و‌گو بوده است، به منابع لغوی استناد نکرده است، بلکه به صورت آزاد و بدون بازگرداندن به منبع مشخصی، به تعریف می‌پردازد، سعی مفسر برآن است که به مفاهیم اولیه و زمان نزول آیات دست یابد و ازاین روی‌ گاه از خود قرآن برای فهم معنای یک واژه یاری می‌جوید. از لحاظ نظری و تئوریک نیز خود بر این نکته تصریح دارد که تفسیر قرآن باید براساس مفاهیم زمان نزول باشد و نه مفاهیمی که در بستر زمان برای لغات پدید آمده است. * مباحث اجتماعی تفسیر الفرقان نسبت به طرح مباحث اجتماعی و واقعیت‌های موجود و مورد ابتلای جامعه اهتمام دارد و در جای جای تفسیر به مناسبت،‌ گاه به صورت فصلی مستقل و گاه در ضمن تفسیر یک آیه به صورت مبسوط، متعرّض مسایلی همچون نظام حکومت، اقتصاد، حقوق و جایگاه زن، شورا، وحدت مسلمانان، طبقه‌های اجتماعی، چند همسری، تاریخ سه‌گانه‌پرستی و… شده است و با استفاده از آیات به اظهار نظر ویا نقد و ردّ دیدگاه‌ها پرداخته است. * گرایش علمی گرایش علمی به معنی اصل قرار دادن فرضیه‌ها و نظریه‌های علمی و تفسیر آیات براساس آن‌ها، چیزی است که در تفسیر مورد اجتناب بوده و به روشنی در مقدمه الفرقان تفسیر به رأی شمرده شده که باید، ازآن اجتناب کرد. در چند مورد از دستاوردهای علم، برای تأیید محتوای یک آیه یا تفسیری که ارائه کرده است، بهره جسته است، چنانکه در مورد امکان معجزه ویا ضرورت خواب برای موجودات زنده، ذیل آیه: (وجعل النوم سباتاً)، گرفتگی خورشید در سوره تکویر، چگونگی پیدایش جنین، انفصال زمین ازخورشید، حرکت زمین، کروی بودن زمین و… از مباحث علوم تجربی تأیید جسته است، در عین آنکه محوریت قرآن را همیشه مدّنظر داشته و نظریات علمی را بر آن تحمیل نکرده است. مفسّر بر این باور است که قرآن برخلاف نظام طبیعت سخن نمی‌گوید، امّا بیانات قرآن در چنین زمینه‌هایی به صورت اشاره است و نه تصریح؛ زیرا شرایط زمان نزول، اجازه نمی‌داده است که به واقعیت‌های علمی تصریح شود. * گرایش شیعی تفسیرالفرقان، تفسیری شیعی است و گرایش شیعی مفسّر در جای جای تفسیر آشکار است. امّا بدان معنی نیست که تفسیر بر مبنای تعصّب مذهبی بنیان یافته باشد. مفسّر در مقدمه تفسیر خود بر این اصل تأکید دارد که تفسیر قرآن براساس رأی شخصی یا مذهبی یا تقلید از دیگران، تفسیر قرآن نیست، بلکه تفسیر رأی شخص است که به آتش دوزخ منتهی می‌شود (کان مصیره الی النّار) و (فلیتبوّء مقعده من النّار) ازاین رو معیار اصلی در فهم آیات را، خود آیات و روایات موافق با آن قرار داده و در گزینش روایات و یا نقد نظریات، هیچ‌گونه تفاوتی بین شیعه و سنی نگذاشته است و به همان میزان از منابع اهل سنّت استفاده کرده که از منابع شیعه و همان اندازه به نقد آرای عالمان و فقیهان شیعه پرداخته که به دیدگاه‌های اهل سنّت پرداخته است. جلد پنجم مشتمل بر تفسیر ابتدا تا آیه 138 سوره آل عمران می باشد.
تفسير من وحي القرآن المجلد 15
نویسنده:
محمدحسين فضل الله
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار الملاک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تفسیر مِنْ وَحْیِ القُرْآن از تفاسیر شیعه به زبان عربی اثر سید محمدحسین فضل‌الله عالم دینی شیعه اهل لبنان. این تفسیر در واقع، سلسله درس‌های قرآنی فضل‌اللّه برای جوانان و تحصیل‌کردگان است. تفسیر من وحی القرآن، کل قرآن را در بر گرفته و از تفاسیر علمی با رویکرد اجتماعی به شمار می‌رود. نویسنده تفسیر «من وحی القرآن» در شمار آیه‌محوران قرار دارد. او در جای‌جای تفسیر خویش، خودمحوران را نکوهش می‌کند و ایشان را به آیه‌محوری فرا می‌خواند. در نگاه فضل‌الله، مخاطب قرار‌دادن همگان و دعوت ایشان به تأمل و تدبر در قرآن، نشان از این واقعیت دارد که قرآن فهم‌پذیر است و همگان می‌توانند به فهم آیات برسند. تفسیر من وحی القرآن ترتیبی است و از ابتدای سوره حمد آغاز شده و تا پایان سوره ناس را در بر دارد. او در ابتدای هر سوره علت نام‌گذاری را به اسم خاصش بیان می‌کند. مفسر سپس به تحلیل در اطراف آیه می‌پردازد، بدون آنکه وارد جزئیات ادبی و بلاغی و بحث‌های کلاسیک شود... این تفسیر در توضیح آیات و تحلیل مسائل اعتقادی و اجتماعی به تفسیر المیزان اشاره دارد و ضمن استفاده، گاهی دیدگاه‌های این تفسیر را نقد می‌کند. ویژگی‌های کتاب: * پرهیز از ورود به مباحث غیر تفسیری؛ فضل الله در تفسیر آیات قرآن تنها در محدوده تفسیر سخن می‌گوید و از ورود به موضوعات غیر تفسیری حذر می‌کند. * گزیده‌گویی؛ از دیگر خصوصیات تفسیر «من وحی القرآن»، پرهیز نویسنده از طرح مباحث تکراری است. برای نمونه: * مباحث ادبی آیات را بسیار کوتاه می‌آورد و از درازگویی و توضیح آنچه در تفاسیر بسیار گفته شده، پرهیز می‌کند. * از یادکرد فضایل سوره‌ها و آیات طفره می‌رود و به ندرت فضیلت یک آیه یا سوره را بیان می‌کند. * نظرات تفسیری را بسیار کوتاه می‌آورد و از تفصیل آنها حذر می‌کند. * فایده‌گرایی؛ نویسنده در طرح مباحث تفسیری، اصل را بر فایده‌دار بودن و آن هم فایده بسیار داشتن مباحث گذاشته است. * پیروی از اسلوب قرآن در تفصیل و اجمال؛ فضل‌الله روش تفسیری خویش را در تفصیل و اجمال مطالب و موضوعات اسلوب قرآن معرفی می‌کند. * شبهه‌شناسی؛ طرح شبهات کلامی، فقهی، تفسیری و... و نقد و بررسی محکم و استوار آنها از دیگر ویژگی‌هاست. * نتیجه‌گیری از پیام آیات؛ نویسنده «من وحی القرآن» قرآن را مایه حیات فکری و عملی تمامی انسان‌ها می‌بیند. * آزاد اندیشی؛ از دیگر ویژگی‌های «من وحی القرآن»، آزاد‌اندیشی نویسنده و تسلیم نشدن در برابر نظریات مفسران برجسته شیعه و اهل سنت است. * آشنایی نویسنده با دانش‌های جدید؛ او در جای جای اثر خویش، یافته‌های علمی و نسبت آن‌ها با آیات قرآن را به بحث و بررسی می‌گیرد و در برخی موارد، اصل تفسیر علمی را زیر سؤال می‌برد. * طرح تفسیر در قالب پرسش و پاسخ؛ ویژگی دیگر تفسیر «من وحی القرآن»، طرح مباحث تفسیری در قالب پرسش و پاسخ است. علامه پرسش و پاسخ را یکی از بهترین اسلوب‌های تربیتی می‌شناسد و آن را در تعمیق اندیشه، فکر و وجدان بسیار پراهمیت معرفی می‌کند. * نوآوری در مسائل زنان؛ از دیگر ویژگی‌های تفسیر «من وحی القرآن»، نظریات خاص او در تفسیر آیات ناظر به زندگی خانوادگی و زنان است. * پیرایش تفسیری؛ فضل الله در پیرایش نظریات تفسیری، از مبانی و معیارهای خاصی بهره می‌گیرد. در نظرگاه او، نظریات تفسیری در صورتی شایسته طرح هستند که مستند علمی داشته باشند. در غیر این صورت، گزارش آن نظریات شایسته طرح در تفاسیر نیست. * رودررویی با نظریات تفسیرگران؛ او سیاق را یکی از نشانه‌های درستی و نادرستی نظریات تفسیری می‌شناسد و در جای‌جای تفسیر خویش، آراء تفسیری را به کمک سیاق به سنجش و ارزیابی می‌گیرد. جلد پانزدهم کتاب شامل تفسیر سوره‌های مریم، طه و انبیاء می باشد.
قلمرو دلالت معجزه
نویسنده:
مصطفى کریمى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
توجه انسان ها به معجزه به عنوان پديده اى غير عادى و دلالت آن، بويژه بر صدق مدعاى آورنده اش، به زمان صدور معجزات به دست پيامبران الهى باز مى گردد. از قرآن كريم چنين بر مى آيد كه مردم از پيامبران خويش كه مدعى نبوت الهى بوده اند، نشانه خدايى مى طلبيده اند و در مواردى كه اين درخواست برخاسته از حس حقيقت جويى آنها بوده، انبيا به اذن خداوند، معجزه مى آورده اند. تعاريف متفاوتى از معجزه ارائه شده است، اما، تعريفى كه به نظر كامل مى آيد اين است كه معجزه كارى فوق طاقت بشرى است و با عنايت ويژه خداوند، به دست مدعى نبوت، براى اثبات صدق مدعاى خويش انجام مى گيرد و مطابق با مدعاى مدعى نبوت و همراه با تحدى است. در این مقاله با توجه به معانی معجزه مسائل مرتبط با آن ذیل این موضوعات مورد بررسی قرار می گیرد: معجزه و نبوت خاصه، معجزه و نبوت عامه، معجزه و اثبات وجود خدا، معجزه و توحید، معجزه و صفات الهی، معجزه و اوصاف پیامبر.
 زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی چگونه بوده است؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
پاسخ : در خلال معارفي كه دربارة مسيح(ع) مطرح شده سخن از زنده كردن مردگان است. وي توانست مرده‌هايي را زنده كند. مردگاني كه او زنده مي‌كرد خصوص افرادي نبودند كه به تازگي جان سپرده بودند، بلكه افرادي را هم كه مدت طولاني از مرگ آنان سپري شده بود مي‌توانس بیشتر ...
  • تعداد رکورد ها : 24