جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 33
تحول زیبایی شناسی در فلسفه هنر هگل
نویسنده:
مسگری احمدعلی اکبر, ساعتچی سیدمحمدمهدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید.
صفحات :
از صفحه 127 تا 145
کارلایل و رهبری
نویسنده:
سهیل کیان
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
کارلایل تحت تاثیر تفکر آلمانی، تمایل طبیعی انسان را به طرف قهرمان پرستی می بیند، و به نظر او مردانی در دنیا وجود دارند که از طرف خدا به منظور هدایت و راهنمایی انسان انتخاب شده اند. بهترین اجتماعات آن هایی هستند که به وسیله این اشخاص هدایت می شوند. این قهرمانان می توانند در نقش های مختلف مانند پیغمبر، کشیش، شاه و ادیب ظاهر شوند. بیشتر آثار کارلایل بررسی تحول، وظایف و تاثیر این قهرمانان می باشد. دیدگاه کارلایل تحت تاثیر عقاید هگل در مورد رابطه بین سرور و برده می باشد که از دیدگاه هگل شخصیت سرور خودخواه است و خودکفایی مادی و معنوی خود را از راه استفاده از برده به دست می آورد. این رابطه عملی است چون ماهیت شخصیت برده اصولا از راه خدمت کامل می شود. کارلایل با محول کردن نقش سرور به خدا جنبه منفی این رابطه را خنثی می کند. در اواخر قرن نوزدهم یکی از قهرمان ها رابرت براونینگ شاعر معروف انگلیسی بود.
صفحات :
از صفحه 81 تا 92
زمان هیدگری در تقابل با زمان هگلی
نویسنده:
زارع شیرین کندی محمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، معنای زمان در فلسفه هگل و تفکر هیدگر بررسی می شود. بعد از گزارش رأی هگل راجع به زمان، نقد بنیادین هیدگر از مفهوم زمان هگلی عرضه می شود و سپس از رأی و نظر خود هیدگر درباب زمان که به زعم هیدگر دقیقا در تقابل با دیدگاه هگل است و زمان اصیل محسوب می گردد سخن گفته می شود. به اعتقاد هیدگر، تلقی هگل از زمان در ادامه یا درچارچوب مابعدالطبیعی غرب است درحالی که نظر خودش در این باب از مابعدالطبیعه فراتر رفته و اندیشه ای بدیع به شمار می آید.
صفحات :
از صفحه 49 تا 57
نسبت میان حرکت اشتدادی نفس و تعالی روح در اندیشه ملاصدرا و هگل
نویسنده:
حسن مهرنیا، زهرا رضایی سرچقا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این نوشتار تلاش شده است تا مراتب صیرورت نفس در اندیشه ملاصدرا، به عنوان یکی از مهم ترین اندیشمندان اسلامی، و مراحل بسط و تجلی تاریخی روح در منظومة فلسفی هگل را مورد بررسی قرار دهیم. چنانکه میدانیم، ملاصدرا با طرح نظریة حرکت جوهری قصد آن را دارد تا در درجة نخست صیرورت موجود در عالم طبیعت را به ساحت مابعدالطبیعه تعمیم داده و همة موجودات عالم را دارای حرکتی هدفمند، مستمر و اشتدادی به سمت کمال مطلق معرفی کند. ثانیاً، تلاش می کند با استناد بر این نظریه، موضوعاتی چون تجرد نفس، معاد و نظایر آن را به اثبات برساند؛ که ما در این نوشتار تنها از منظر نخست به این مقوله پرداخته ایم. از سوی دیگر، در میان فیلسوفان برجسته غربی، اندیشة دیالکتیکی هگل، که اساساً کلِّ تاریخ را عرصه تجلّی دمادم و اشتدادی روح مطلق، به معنای خاص آن، می داند؛ قرابت نزدیکی با این دیدگاه و رویکرد عرفانی حکمای مسلمان دارد. از این رو، در این نوشتار ضمن بررسی معنا و مراد ملاصدرا از ""تعالی نفس""، و هگل از ""تجلی روح""، به استفاده جدالی آنها از این دو مقوله در ساحت عین و طبیعت و همچنین ذهن و آگاهی اشاره خواهد شد. در پایان به وجوه افتراق و اشتراک آنها در باب این سیر جدالی و بسترهای فکری- فلسفی تحقق هر یک اشاره خواهیم نمود. با تأکید بر این نکته که کلید گشایش هر دوی این نظام های فلسفی، مقولة حرکت یا صیرورت مستمر دیالکتیکی است که گاه مواقف آن را در ساحت نفس به نظاره می-نشینیم و گاه در ساحت طبیعت.
بررسی ادراک حسی نزد هگل و ملاصدرا
نویسنده:
محسن باقرزاده مشکی باف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهملاصدرا در باب ادراک حسی می تواند هم به لحاظ هستی شناسی و هم به لحاظ معرفت شناسی میان عالم با معلومش سنخیت ایجاد کند که مورد دوم بدون توفیق یافتن در مورد اول امکان پذیر نمی بود. چرا که در نظام حکمت صدرایی، میان هستی شناسی و معرفت شناسی، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در این سنخیت است که اتحاد حس و حاس و محسوس ایجاد می شود. از طرف دیگر ملاصدرا در مسئله ی ادراک حسی قائل به قیام صور ذهنی به نفس به نحو قیام صدوری است یا به عبارتی دیگر معتقد است که نفس آدمی مبدع یا انشاء کننده ی صورت ذهنی خود است و به همان صورت ذهنی( معقول بالذات) که ایجاد کرده است علم پیدا می کند.هگل نیز همچون ملاصدرا معتقد است، فیلسوفان پیش از خودش، نتوانسته اند نسبتی هستی شناسانه میان عالم و معلوم ایجاد کنند. هگل با استفاده از مفهوم روح مطلق و برداشتن فاصله ی میان سوژه و ابژه و تقلیل ندادن مسئله ی معرفت به یکی از آن ها، می تواند فاصله ی میان هستی شناسی و معرفت شناسی را بردارد. در مسئله ی ادراک حسی نیز همواره ادعاهای سوژه و یا ابژه را در موارد متعدد، که قصد تقلیل دیگری را به خود دارند را بی اعتبار می کند و آن دو را تنها با هم دارای معنی می داند. ابژه ی خارجی تنها در تلاقی با آگاهی، شأن دیگری پیدا می کند و در آن شأن برای آگاهی است که امکانات خودش را بالفعل می کند و مفهوم) (Begriff را به صورت کامل در درون خودش متحقق می سازد یعنی به هر حال مفهوم سوژه نقش کلیدی را ایفا می کند و نه تنها تعینات درون ذهن خودش را می سازد بلکه ابژه را نیز از حالت در خود به در خود و برای خود ارتقاء می دهد.در این پایان نامه، فصل اول اختصاص دارد به توضیح نظر هگل در باب ادراک حسی با استفاده از تمام قوای نظری و اصطلاحات کلیدی و ارتباط درونی ای که میان آن ها وجود دارد. فصل دوم اختصاص دارد به توضیحِ از درون منطق شکل گیری ادراک حسی نزد ملاصدرا با استفاده از تمام مبانی اساسی ای که در این فرایند نقش مهمی داشته اند. در فصل سوم پایان نامه، تشابهات و اختلاف های هر دو فیلسوف را در باب طرح مبحث و چگونگی شکل گیری ادراک حسی در نظام فلسفی شان پرداخته ایم.کلید واژگان: هگل، ملاصدرا، ادراک، ادراک حسی
تبیین نسبت اندیشه های دینی کرکگور با دیدگاه های دینی هگل (با استناد به مفهوم «رفع»)
نویسنده:
علی حقی، مهدی سلیمانی خورموجی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
چکیده :
آنچه غالبا در تبيين نسبت انديشه کرکگور با آرا هگل مشاهده می شود اين است که بيشتر به تمايزهای او نسبت به هگل بسنده شده و کمتر به مولفه هايی توجه شده است که می تواند دليلی بر تاثيرپذيری او از هگل نيز باشد. نگارنده بر اين باور است که می توان با تحليل نحوه تحقق همين تمايزها، تاثيرپذيری کرکگور از هگل را نيز نمايان ساخت و از اين طريق، تبيين بهتری برای نسبت ميان اين دو ارائه داد. در تحليل تمايزها، از دو حيثيت «حفظ و حذف شدن»، مندرج در مفهوم «رفع» که يکی از مهم ترين مفاهيم فلسفه هگل است، استفاده شده و سعی بر آن بوده است تا در بستر اين تحليل، به بررسی تطبيقی آرای دينی اين دو فيلسوف پرداخته شود.
صفحات :
از صفحه 131 تا 153
پژوهشی در اصطلاحات فلسفی هگل
نویسنده:
اعظم مرجانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
آثار هگل به ابهام و پیچیدگی و دشواری فهم نیز معروف است و در این باب حکایاتی هست که از جمله قول خود او نقل کرده‌اند که تنها یک نفر فلسفهء مرا فهمید و او هم نفهمید. از اموری که سبب شده است که فلسفهء هگل به دشواری فهمیده می‌شود این است که شامل و جامع همهء فلسفه‌های پیشین است و ناظر بر آنهاست ، البته نه اینکه از هر کسی چیزی گرفته و مرقعی از برچیده‌های خود ساخته باشد که در آن صورت فهمش دشوار نمی‌بود بلکه به این وجه که دریافتهای حکمای پیشین را در بوتهء فکر خود گداخته و ورزیده و معجون خاصی ساخته است که بسیار در هم و پیچیده است . هگل مانند افلاطون، بحث‌های لغوی را در فلسفه دوست می‌داشت و از آن بیشتر سنت‌شکنی را در زبان فلسفی می‌پسندید. به همین سبب بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحاتی را که جزء زبان عادی و مانوس فلسفی است ، به معنای متفاوت و خودسرانه بکار می‌برند. البته باید در نظر داشت که زمانی که فیلسوفی چون هگل، اصطلاحات فنی مخصوص به خود دارد، هر لفظ و کلمه‌ای ضرورتا رابطهء ذاتی با معنایی که می‌رساند، ندارد بلکه رابطهء آن دو همیشه قراردادی است ، با این حال وقتی که این قرارداد سابقهء طولانی پیدا می‌کند دیگر این خود قرارداد نیست که معنی را می‌رساند بلکه آن سنت فکری و تاریخی است که دلالت بر معنی می‌کند. اصولا وی در منطق خود آن قدر مقوله کشف کرد که نامگذاری همه آنها برایش زندگی است . هگل به "لغات اضداد" یعنی واژه‌هایی که هر یک دارای دو معنای متفاوت و متضادند علاقه‌ای خاص داشت و آنها را دلیل بر استعداد فلسفی یا به قول خودش "روح نظری" هر زبان می‌گرفت . معروف‌ترین نمونهء اینگونه واژه‌ها در نوشته‌های هگل، لفظ aufheben است که در انگلیسی آن را به Sublate برگردانده‌اند و در زبان آلمانی به معنای از میان برداشتن و نگهداشتن هر دو می‌آید، که در ترجمهء این واژه‌ها، آقای دکتر حمید عنایت ، واژهء انحلال را برگزیده است که در آن هم معنای ناپدیدشدن ماده هست و هم معنای انضمام و حفظ آن در مادهء دیگر، مانند حل شدن حبهء قندی در آب . پیشگفتار مندرج در این مجموعه، بخشی از پیش‌درآمد مولف کتاب مزبور است که به فارسی ترجمه شده است . پس از مطالعهء احوال، آثار و افکار هگل، در جهت شناخت و آگاهی از نظریات او، اصطلاحات از ابتدای کتاب مزبور انتخاب و ترجمه شده است . با توجه به مشکلات و پیچیدگی‌هایی که در امر فهم درست فلسفه و زبان هگل و همچنین اختیار معادل‌های فارسی مناسب برای اصطلاحات او، وجود دارد. با مراجعه به زبان مترجمین و مولفین افکار هگل در زبان فارسی و مطالعهء نقد و بررسی‌های موجود در زمینهء آثار هگل، تلاش لازم و نه کافی جهت انتخاب واژه‌های معادل برای اصطلاحات آلمانی و انگلیسی شده است ، اما آنچه که مسلم است هرگونه پیشنهاد و نقدی در این راستا، قدمی خواهد بود در جهت کفایت آن.
بعد دینی در اندیشه هگل
نویسنده:
مهرداد امیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع و طرح مساله (اهمیت موضوع و هدف): بررسی عناصر دینی در نظام فلسفی هگل و ارتباط بین حیات دینی که باید درک شود و فعالیت درک کننده که فلسفه هگل است موضوع اصلی بحث است. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه‌ها: هگل یک فلسفه مطلق یعنی یک نظام همه فراگیر و بنابراین نظام نهایی از یک عقل همه فراگیر و در نتیجه نامتناهی را مطرح می کند که بیشتر از هر فلسفه دیگری نیازمند شرح نظام‌مند است تا تکوینی چگونه فلسفه هگل می تواند به دین مسیحی نیاز داشته باشد و با این وصف خودمختاری یک نظام عقلانی را حفظ کند. و چگونه می تواند با یا بدون کمک دین مسیحی یک نظام تفکر همه فراگیر باشد و یا اینحال واقعیت پایای ممکن چند پاره و متناهی را بازشناسد. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم روش تحقیق جامعه مورد تحقیق نمونه گیری و روشهای نمونه گیری ابزار اندازه گیری نحوه اجرای آن شیوه گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها برگردان کتاب امیل لودوبگ فاکنها به تحت عنوان بعد دینی در اندیشه هگل و رجوع به منابع مربوطه. یافته های تحقیق دین یکی از صورت های ظهور روح در زندگی آدمی است. کوشش فاکنهایم دادن تقریری جدید از نزاع مشهور هگلی چپ و راست است. همچنین او سعی در نشان دادن نسبت دین و فلسفه با قریری جدید است. فاکنهایم برای نحوی تالی لیبرالیسم سیاسی با فلسفه دین تلاش می کند. او قایل به سازگاری سیر تطور آگاهی انسان تا مرحله ی درک مطلق با ایمان مسیحی پروتستان است. نتیجه گیری و پیشنهادات مقتضی است یک شرح نظام مند از فلسفه هگل عرضه شود تا براساس آن ابعاد مختلف تفکر هگل بررسی شده و جایگاه دین در اندیشه او با توجه به کل نظام فلسفی او نمایان شود.
هگل و مسیحیت
نویسنده:
مجید حدادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
هگل و مشکل معناداری زبان دین
نویسنده:
قاسم پورحسن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
گرچه شهرت چنان است که مساله معناداری زبان، گزاره ها و مدعیات دینی از دهه بیست سده بیستم مطرح گردید لیکن بررسی نزاع های متفکران و مکاتب الهیاتی و فلسفی نشان می دهد که این مناقشه یکی از موضوعات مهم و تاثیرگذار در تاریخ تاملات فلسفی - دینی به شمار می آید. از دوره تسلط رهیافت الهیات سلبی (نخستین رویکر در معناداری زبان دین) تا واپسین نظریه یعنی کارکردگرایی (دیدگاه آلستون از پیروان ویتگنشتاین متاخر) روش های گوناگون و گاه متضادی ارائه گردید. در یک تقسیم بندی کلان با سه روش سنتی و سه روش جدید در زبان دین مواجه هستیم. فلسفه دین هگل در کدام روش و رهیافت قرار دارد؟ الهیات سلبی از دوره افلاطون آغاز و با فلوطین به نحو نظام مند پایه گذاری گردید. (ر.ک.: Plotinus, 1996, vol. 2) و سپس با گزاره معروف دیونوسیوس آریوپاگی مبنی بر اینکه «هیچ سلب و ایجابی را به خدا نمی توان نسبت داد» (Dionysius, 1920, ch. 4 5) تبیین و تکمیل شد. از الهیات سلبی تا الهیات تمثیلی آکویناس هزار سال گذشت که مهم ترین پرسش آکویناس در زبان دین طرح شد. وی در اثر معروفش «جامع الهیات» سوال می کند که آیا انسان می تواند با زبان متعارف و طبیعی و با محدودیت های مربوط به عالم انسانی، از دین، خالق، امر نامتناهی و امور متعالی سخن معنادار بیان کرده و کسب معرفت نماید؟ وی بیان تمثیلی را تنها روش سخن گفتن معنادار درباره دین و خدا برمی شمارد ( Aquinas, 8006, I. C.32-33). آکویناس دو رویکرد را در نظریه تمثیل پایه گذاری کرد: تمثیل اسنادی و تمثیل تناسبی. هگل با بیان این گزاره که زبان دین اندیشه تصویری و استعاری است (هگل، 1382، 599) به نظریه تمثیلی نزدیک است اما گرایش هگل به تمثیل اسنادی است که خداوند به نحو حقیقی واجد محمولات و صفات بوده و از طریق خداست که سایر موجودات واجد این محمولات می شوند. لذا هگل خداوند را عینی وجود تلقی می کند که هدف همه ادیان ایجاد خودآگاهی انسان برای فهم جدایی از مطلق و کوشش (عبادت و پرستش در باور هگل) در اتحاد با اوست. به زعم هگل آگاهی در درون خود، سبب می شود که خدا را در آن بشناسد و با او اتحاد یابد (همان، ص 665). به دلیل اهمیت بسیار تمثیل اسنادی است که متفکران مهمی چون فردریک فره (Frederich Ferre) اعتقاد دارند که اساس نظریه آکویناس در الهیات تمثیلی بر تمثیل اسنادی است (Ferre, 1967. Vol. 1, p.). سومین روش سنتی، دیدگاه جان دانس اسکوتوس معاصر آکویناس می باشد. کاستی های الهیات تمثیلی او را واداشت که به اشتراک معنوی یا زبان تک معنا (univocal) میان زبان انسانی و زبان دین روی آورد. اسکوتوس معتقد بود که ما وحی و دین معنادار و معرفت بخش داریم لذا باید آن ها را در ساختار زبانی فهم کنیم. (Scouts, 1983, p. 604) وی نظریه سکوت و سلبی را که از آگوستین سرچشمه گرفت و تا دیدگاه اشتراک لفظی (equivocal) بسط یافت، به طور قاطع رد کرد. در سده بیستم سه گرایش عمده در زبان دین و معناداری آن شکل گرفت: نهضت پوزیتیویسم، نظریه ابطال پذیری و بالاخره نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین متاخر که هر سه رویکرد در مقاله جهت ایضاح منطق درونی روش ها مورد بررسی قرار می گیرند. پرسش اساسی مقاله این است: اندیشه های هگل در حوزه دین را در کدام رویکرد می توان قرار داد؟ آیا برای هگل مشکل معناداری زبان دین مطرح بود؟ هگل بر فرض توجه به معناداری زبان دین، گزاره ها و مدعیات دینی را معرفت بخش می داند؟ بدون توجه به دسته بندی های سه گانه دین در اندیشه هگل و تمرکز آراء او بر محتوا و حقیقت مطلق در مسیحیت می توان از معناداری زبان دین در اندیشه هگل سخن گفت؟ آیا اندیشه تمثلی یا تصویری زبان دین در تفکر هگل، همانندی با الهیات تمثیلی و خاصه تمثیل اسنادی آکویناس دارد یا خیر؟ فرضیه اساسی نوشتار آن است که هگل قائل به معناداری و معرفت بخشی دین بوده و با زبان انسانی می توانیم سخن معنادار درباره دین و امر متعالی بر زبان بیاوریم.
صفحات :
از صفحه 81 تا 107
  • تعداد رکورد ها : 33