مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 42
رسائل ابن حزم الأندلسي المجلد 4
نویسنده:
أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الأندلسي
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ابن‌حزم شخصيتى است كه فرقه ظاهريه را در فقه و كلام به اوج رساند. اين فرقه را على بن داود اصفهانى پديد آورده بود، ولى بى‌شك شاخص‌ترين چهره آن ابن‌حزم است و فرقه ظاهريه را بيشتر با نام او مى‌شناسند. او در واقع هم فقيه متبحر و بزرگى بود و هم در زمينه مباحث كلامى صاحب نظر محسوب مى‌شد. هنگامى كه انديشه كلامى ابن‌حزم اندلسى بزرگ‌ترين متفكر فرقه ظاهريه را مورد بررسى قرار مى‌دهيم، در اولين نگاه چنين به ذهن مى‌رسد كه ابن‌حزم به نوعى ميان دو نقيض جمع كرده است. او از سويى يك نص‌گراست كه نوعى زبانشناسى ظاهرگرايانه را ارائه كرده و هيچ‌گونه تأويل عقلانى يا غيرعقلانى از ظاهر متون دينى (قرآن و روايات) را اجازه نمى‌دهد و از سوى ديگر در مخالفت با شكاكيت، اثبات توحيد و نبوت، حمايت از علوم يونان؛ مانند فلسفه، منطق، پزشکى، رياضى و... و ارائه برخى از تأويل‌ها چهرهاى كاملاً استدلالى و عقل‌گرا از خود بروز مى‌دهد. اين مسأله باعث شده كه در طول تاريخ افراد زيادى ابن‌حزم را به تناقض در افكارش متهم كنند. او براى مطرح كردن انديشه‌هاى كلامى خود، طرحى جامع در نظر داشته كه بحث اديان را نيز ضمن اين طرح جامع آورده است. وى بعد از اثبات وحدت و يگانگى خداوند و اثبات ضرورت نبوت، به اديان پرداخته تا با اثبات عدم كفايت هر يك از اديان حقانيت دين اسلام را به اثبات رساند. بدين‌رو هر كجا كه در آثار وى بتوان رد پايى از اين طرح جامع يافت، در مورد اديان نيز مطالبى وجود دارد. اكنون خلاصه مطالبى كه در رسائل ابن‌حزم آمده است، به ترتيب مقالات ارائه مى‌گردد: در اين رساله، ابن‌حزم كوشيده است كه علوم را دسته‌بندى كرده و ترتيب يادگيرى آنها را براى متعلمان مشخص نمايد. ضمن اين بحث، او به مطالعه اديان نيز پرداخته است. تلاش ابن‌حزم در مطالعه اديان بيشتر مصروف گزارش و نقد آنها شده است. در عين حال نكات جالب و ارزشمندى در مطالعات اديان وى وجود دارد كه مطالعه آثارش را در اين زمينه ضرورى مى‌سازد. اينكه ابن‌حزم در بخش توصيف‌هاى خود چه ميزان صائب بوده است و تا چه حد تصويرى كه از ديگر اديان مى‌دهد، دقيق است و بحثى بسيار مفصل مى‌طلبد كه مى‌بايست از طريق كارهاى تطبيقى نوشته‌هاى او با كتاب‌هاى مقدس و نيز تاريخ و فرق ديگر اديان مقايسه جدى شود. اهم مطالب این مجلد: مراتب علوم، حد منطق، الم الموت و ابطاله، رد بر کندی، تفسیر الفاظ متکلمین.
أسرار الخفیة فی العلوم العقلیة
نویسنده:
علامة حلی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بوستان كتاب قم,
کلیدواژه‌های فرعی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
محقق اثر در مقدمه‎اش، تحت عنوان «پیرامون کتاب اسرار الخفیه» همانند مصنف به اهمیت علوم عقلی در اتصاف انسان به علوم عقلی کلی و عقاید صحیح یقینی -که وجه تمایز انسان از حیوانات است- اشاره کرده است. وی کامل‎ترین و والاترین علوم عقلی را علم به مبدأ و منتهای اشیاء دانسته که واجب‌الوجود است. وی با مقارنه بین تاریخ وفات هارون جوینی و علامه حلی چنین نتیجه گرفته که علامه، نگارش این کتاب را پیش از 33 سالگی به پایان رسانده است. این کتاب از آثار مهم علامه است که آن را «اسرار الخفیّه» نامیده است و به مصداق اسمش در‎ آن‎ حرف‌هایی‎ را که تابه‌حال کسی نزده مطرح کرده است. از جمله نظریات علامه، بحث در مسئله اصالت وجود و اصالت ماهیت است که به‎صورت مستقل در عصر علامه و پیش از او مطرح نبود؛ اما می‎بینیم رأی علامه پیرامون این مسئله در یکی از اسرار کتاب ذکر شده است. او در یکی از اسرار کتاب می‎نویسد که بعضی معتقدند وجود صفتی دارد که حصولش را در اعیان اقتضا می‎کند. بدون شک این همان قول به اصالت وجود است. او سپس با تعبیر «و هو محال» از این دیدگاه تعبیر می‎کند که به‌صراحت نشان می‎دهد که او قائل به اصالت ماهیت است. علامه‎ حلی‎ همچنین بر‎ روی این دیدگاه تأکید می‎کند که حقیقت انـسان هـمان اجزاء اصلی بدن است که بدون تغییر و دگرگونی و کم‌وزیاد‎ شدن باقی‎ و پایدار است. او در‎ کتاب‎ کشف‎ الفوائد بین جـدایی اجـزاء‎ از یـکدیگر و نابودی آن‌ها مردد است؛ به‌عبارت‌دیگر میان این دو نـظریه که آیا‎ اعاده‎ معدوم جایز است یا ممتنع دو‎ دل‎ است‎. به‎ همین‎ دلیل معتقد است‎ که‎ این اجزای اصـلی بـدن کـه مساوی با حقیقت انسان است یا با مرگ نابود می‎شـود‎ و هـنگام‎ بازگشت‎ به امر خدا دوباره ایجاد می‎گردد؛‎ این‎ در‎ حالی‎ است‎ که‎ اعاده معدوم را بپذیریم. یـا بـا مـرگ اجزاء اصلی آن از یکدیگر جدا می‎شوند و هنگام بازگشت این اجزاء اصلی به امـر خـدا بـا یکدیگر ترکیب و تألیف می‎شوند‎؛ درصورتی‌که اعاده معدوم را نپذیریم؛ اما در اسرار الخفیه دو دلی و شک و تردیدی کـه گـفته شـد برطرف می‌شود و آشکارا حقیقت انسان را همان اجزای‎ اصلی‎ بدن می‎داند که هنگام مـرگ از یـکدیگر جدا می‎شوند و فناناپذیرند و اعاده معدوم و بازگشت آنچه نیست و نابود شده است را نیز مـحال و مـمتنع مـی‎داند. شیوه محقق در تحقیق و تصحیح اثر عبارت است از: تفکیک مطالب کتاب به سه قسمت: منطقیات، طبیعیات و الهیات؛ قرار دادن علامت‎های نشانه‎گذاری بر اصل با تغییر اشکال املائی به شیوه جدید؛ مقابله دقیق نسخه چاپ شده با اصل تا در صورت افتادگی یا تحریف متن تدارک شود؛ استخراج اقوال و نصوصی که مصنف در کتابش آورده، خواه به اسامی گوینده سخن اشاره کرده یا نکرده باشد؛ مصحح هرگاه لازم دیده عبارت یا جمله‎ای را به متن بیافزاید آن را در بین کروشه [] آورده و در پاورقی به منبع آن اشاره کرده است.
تحليل، نقد و بررسی آراء ناظر به «اسلاميت» فلسفه اسلامی
نویسنده:
منصور ايمانپور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
يکي از پرسشهايي که امروزه در باب فلسفة اسلامي مطرح ميشود، اين است که منظور از فلسفة اسلامي چيست؟ و چرا اين فلسفه، در مقام واقع، بعنوان و وصفِ «اسلامي» متّصف گشته است؟ در پاسخ به اين پرسش، آراء مختلف و متضادي بيان شده است: برخي اين فلسفه را اساساً همان فلسفة يوناني دانسته و افزودن وصف عربي و اسلامي به آن را امري بيوجه دانسته‌اند. برخي ديگر، اين فلسفه را بجهت جانبداري از باورهاي اسلامي، به الهيات و کلام اسلامي تقليل و تحويل داده‌اند. لکن محققان و صاحب‌نظران زيادي هم هستند که به واقعيت و تحقق اين فلسفه و اسلاميت آن معتقدند. اين محققان به دو دستة بزرگ تقسيم ميشوند: برخي عنوان «اسلامي» را امري صوري و ظاهري قلمداد کرده و رشد و گسترش اين فلسفه در سرزمين اسلامي و بدست فيلسوفان مسلمان و تحت لواي حکومت اسلامي را علل نامگذاري آن به «فلسفة اسلامي» دانسته‌اند. دسته‌يي ديگر، وصف مذکور را ناظر و معطوف به محتواي اين فلسفه دانسته و ديدگاههاي متفاوتي در اين زمينه ارائه کرده‌اند. برخي از اين بزرگان بر اين باورند که چون بعضي از مسائل اين فلسفه، مأخوذ از تعاليم اسلامي است و برخي از آن نيز در خدمت اثبات بعضي از تعاليم دين اسلام است، ازاينرو اين فلسفه به صفت اسلامي متصف گشته است. برخي ديگر از اين محقّقان، باور مستدّل فيلسوفان اين فلسفه به وجود باريتعالي و توحيد ربوبي و تشريعي را براي اسلامي (بمعناي عام) ناميدن اين فلسفه،کافي ميدانند و بعضي ديگر، اين فلسفه را همان فلسفة نبوي و مأخوذ از کتاب و سنّت معرفي ميکنند. نوشتار حاضر پس از تشريح و تحليل ديدگاههاي مذکور، به اين نتيجه ميرسد که فلسفة اسلامي، مولود تعامل زندۀ فلسفه و تفکر يوناني و ايراني و فرهنگ و تمدن اسلامي است و اين فلسفه با التزام به موضوع و چارچوب و روش فکر فلسفي، از جهات مختلف، متأثر از جهانبيني و تعاليم اسلامي است و هرگونه حصرگرايي در اين زمينه و تمرکز به برخي جهات، مستلزمِ افتادن در دام مغالطة کنه و وجه خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 9 تا 34
تحلیل نقش شیعیان امامیه در تحولات فرهنگی جهان اسلام از قرن پنجم تا نیمه قرن هفتم قمری
نویسنده:
محمدطاهر یعقوبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فرهنگ در پیدایش، جهت دهی و گسترش اندوخته های مادی و معنوی بشر تاثیر قابل توجه دارد. فرهنگ و تمدن اسلامی حاصل دستمایه‎های دینی و تأکید موثر دین اسلام بر مولفه های آن است. شکل گیری و تکوین فرهنگ و تمدن اسلامی از عصر رسول خدا (ص) صورت پذیرفته و سپس امامان شیعه علیهم السلام و پیروان آنان در گسترش آن تاثیر به سزایی داشتند. پس از غیبت صغری(260ق) شیعیان امامیه در دگرگونی فرهنگی جهان اسلام نقش مهمی ایفا کردند. در این پژوهش تبیین نقش فرهنگی شیعیان امامیه در مقطعی از تاریخ اسلام مورد نظر است که فرهنگ و تمدناسلامی دوران طلایی و پیشرفت(قرن سوم و چهارم) را پشت سر گذاشته و دوران توقف و انحطاط را آغاز کرده و با هجوم مغولها به رکود رفت. در واقع تحولات فرهنگی جهان اسلام در این دوره به سکون و نزولِ فرهنگ و تمدن اسلامی معطوف است. بررسی و تبیین وضعیت و نقش فرهنگی شیعیان امامیه در مقطع قرن پنجم تا نیمه قرن هفتم، بی تردید از اهمیت خاصی برخوردار است. ضرورت این تحقیق به اهمیت تبیین تاریخ فرهنگی شیعیان با توجه به وضعیت فرهنگی جهان اسلام باز می گردد. بدین معنا که تفکیک جایگاه فرهنگی شیعیان در جهان اسلام و بررسی سیر و روند تحولات فرهنگی در این مکتب مورد توجه بوده و لازم است تبیین شود که آیا شیعیان هم با سیر تحولات فرهنگی جهان اسلام همراه بودند و یا اینکه مسیر پیشرفت در قرن چهارم را ادامه داده و از منحنی نزول فرهنگ و تمدن اسلامی پیروی نکردند. در این راستا، وضعیت شیعیان و نقش آفرینی آن ها در حوزه فرهنگی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. راهبردهای فکری- فرهنگی، رویکردها، متدولوژی و مهندسی علوم نزد شیعیان مورد بررسی و تحلیل خواهد بود. تبیین نقششیعیان در حوزه علم و دانش و مراکز علمی و فرهنگی مورد توجه بوده و این نقش فرهنگی، با توجه به پراکندگی جغرافیایی شیعیان، در مناطق جغرافیایی ایران، عراق و شام تمرکز دارد. این پژوهش، مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی با استفاده از منابع اصلی بوده و برای تحلیل بیشتر از تحقیقات نوین نیز سود برده خواهد شد. بررسی جایگاه شیعیان در تأسیس مراکز علمی و فرهنگی همانند مدارس، کتابخانه ها و دارالعلم ها و کارکرد و تأثیر این مراکز در حوزه فرهنگ اسلامی، بررسی و تحلیل عملکرد شیعیان در توسعه و نوآوری علوم اسلامی با محوریت فقه، تفسیر، تاریخ نگاری و ادبیات؛نقش شیعیان در مهندسی و تحول علوم عقلی همانند فلسفه، کلام، و علوم ریاضی؛ راهبردهای فکری- فرهنگی با تاکید بر رویکرد عقل گرایانه و اعتدالی و اندیشه سیاسی، محورهای اصلی پژوهش را تشکیل می دهد.
عوامل مواجهه با علم کلام در فرهنگ اسلامی
نویسنده:
محمد حسن گنجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دانش‌های عقلی‌ای چون کلام، منطق و فلسفه از آغاز پیدایی خود در میان مسلمانان، هم‌چنان که موافقان و مروجانی داشته، با مخالفت‌های شدیدی نیز در میان قشری از متدینان مواجه بوده است. این موضع موافق و مخالف البته منحصر به دیانت اسلام نبوده و در دیگر ادیان چون یهودیت و مسیحیت نیز وجود داشته است. مقاله حاضر کندوکاوی است مختصر در علل و دلایل مخالفت با علم کلام در بین مسلمانان و عمدتا اهل سنت. شیوه بررسی در این مقاله، استقرائی- تاریخی است. ضمن این که پاسخ‌های اجمالی به دلایل مخالفان نیز ارائه و به محورهای کلی و اساسی و برانگیزاننده موافقت و مخالفت با علم کلام اشاره می‌شود.
صفحات :
از صفحه 83 تا 100
بررسی تطبیقی طبقه بندی های علوم در تمدن اسلامی
نویسنده:
ایوب اکرمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ظهور تدریجی زمینه های تمدنی اسلام، انشعاب علوم به رشته های گوناگون و طبقه بندی دانش ها با ملاکها و معیارهایمختلف، به صورت یک نیاز علمی بنیادین در دنیای اسلام دنبال گردید و در دوره میانه به صورت سنتی تخصصی درآمد وچشم انداز هر دانش و نسبت آن با دانش های دیگر روشن تر شد و نیازهای فکری و فرهنگی جهان اسلام از این مسیر تغذیهشد. در این نوشتار تلاش شده است ضمن معرفی اجمالی طبقه بندی های مهم و اصیل و مقایسه آنها، عوامل و زمینه هایطبقه بندیها و نقاط ضعف و قوت و سیر تحول آنها نشان داده شود. نیز ملاکات طبقه بندیها مانند علوم حکمی و غیرحکمی، علوم عقلی و علوم نقلی (شرعی)، صنایع نظری و صنایع عملی، علوم عربی و غیرعربی، مسئله شرافت علوم و...نتایج حاصل از آنها به عنوان مسئله های اساسی تحقیق، نقد و بررسی شده، مورد تامل قرار گیرد.
جایگاه دانش‌های شرعی در طبقه‌بندی علوم از دیدگاه فارابی، غزالی و خواجه نصیر طوسی
نویسنده:
یحیی بوذری نژاد، قاسم خسروی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اهمیت جایگاه علم در فرهنگ اسلامی و توسعه و رشد انواع مختلف علوم در این حوزه تمدنی باعث شده است که همواره «طبقه‌بندی علوم» جز لاینفک تفکر مسلمین در عرصه علم و علم‌پژوهی باشد. امروزه طبقه‌بندی علوم از مباحث مطرح در فلسفه علم است که در آن از روش‌ها، موضوعات، غایات و نیز شناخت درباره چیستی، اصول و مبانی علوم بحث می‌شود. لازمه اقبال به این مهم در مباحث معرفت‌شناسی، در وهله اول حاکمیت بنیان‌های فکری واضع آن و در مرتبه دوم، تحقق نسبی علوم منشعب از این طبقه‌بندی در جامعه علمی است که این شروط درباره علوم شرعی و سازگاری آن با علوم غیرشرعی در تمدن اسلامی از دیرباز تحقق یافته است. اما در سده اخیر و پس از ورود مبانی معرفتی تفکر مدرن، به ارزش معرفتی این علوم خدشه وارد شده است. از این رو، در مقاله حاضر، سه نوع از طبقه‌بندی‌های مهم در تمدن اسلامی که توسط فارابی، غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی ارائه شده است، بازخوانی خواهد شد. سپس به چگونگی تحقق این تجربه تاریخی یعنی تلقی دینی از همه علوم و سازگاری معرفتی بین علوم شرعی و غیرشرعی می‌پردازیم. در پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی بنیادی، از روش اکتشافی و مراجعه مستقیم به مراجع دست اول استفاده شده است.
صفحات :
از صفحه 169 تا 191
بخش اول: علوم عقلی اسلامی: ابزاری بودن منطق
نویسنده:
محمد ایزدی تبار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نوشتار حاضر، درصدد بررسی جایگاه دانش منطق در میان دیگر دانش‌هاست. از آنجا که بررسی تمایز علوم و تقسیم‌های علم نقش بسزایی در روشن شدن مسئلة مورد بحث دارد، در آغاز، بحث مختصری در بارة دو نکتة مزبور مطرح کرده، سپس به اثبات ابزاری بودن منطق می‌پردازیم. بدین امر نیز توجه داده می‌شود که در باب منطق دو دیدگاه می‌توان داشت: یکی نگاه فی‌نفسه، و دیگری در قیاس با دیگر علوم، که غرض اصلی از علم منطق جهت دوم است. ازهمین دیدگاه است که منطق، دانشی ابزاری به شمار آمده که همة دانش‌ها بدان نیازمندند. در بخش پایانیِ مقاله، معنای ابزاری بودن منطق بررسی شده و روشن می‌شود که منطق ضمانت صحت فکر، از نظر صورت و ماده را بر عهده دارد. ولی در منطق، بحث از مادة فکر، به طور کلی صورت می‌گیرد و این علم به مواد خاص و جزئی که در افکار گوناگون به کار می‌رود، نمی‌پردازد.
  • تعداد رکورد ها : 42