مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احکام واجب الوجود اسماء واجب(حکمت نظری) افعال واجب(حکمت نظری) براهین اثبات واجب(حکمت نظری) براهین توحید(حکمت نظری) شناخت افعال خدا شناخت ذات خدا شناخت صفات خدا صفات واجب(حکمت نظری) علم اسماء مراتب الهیت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2555
خوانش ملاصدرا از شیخ اشراق در مباحث وجود و نور
نویسنده:
علی بابایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین شخصیت‌هایی که ملاصدرا آثار و فلسفه‌اش را موردِ مطالعه قرار داده و از آن تاثیر پذیرفته شیخ اشراق سهروردی است؛ ملاصدرا در خلالِ این مطالعه نوعِ خوانشِ خاصی از آرای شیخ اشراق ارائه می‌دهد که متناسب با ساختار، مبانی و آموزه‌های فلسفی خود ملاصدراست؛ وی پایه‌ای‌ترین آموزه‌ی شیخ اشراق را که نورمحوری است به وجود تفسیر می‌کند و در این زمینه معتقد است نور همان وجود است و در اقسام و احکام با وجود یکسان می‌باشد. در حالی که چندین دلیل از جمله تفاوت در اقسام، تفاوت در نحوه‌ی دلالتِ احکام، تفاوت در نحوه‌ی تشکیک، تفاوت در تقابل، تفاوت در ملاکِ امرِ اصیل و اعتباری و نیز اعتراف خودِ ملاصدرا در برخی مباحث به سعه‌ی وجود نسبت به نور ثابت می‌کند نور مورد نظر شیخ اشراق غیر از وجود است. از آن‌جا که از یکی بودنِ نور و وجود در نهایت یکی بودنِ حکمت اشراق و حکمت متعالیه لازم می‌آید نشان‌دادنِ تفاوتِ ساختاری حکمت اشراق و حکمت متعالیه نیز ادعای ملاصدرا در یکی دانستنِ نور و وجود را نقد خواهد کرد؛ در این‌مبحث نشان داده می‌شود: حکمت اشراق در چندین مورد از جمله شروعِ فلسفه با حکمتِ متعالیه تفاوت دارد؛ بنا به دلایلِ چندی شروعِ فلسفه‌ی اشراقی از نفس است و شروعِ حکمت متعالیه از عالم؛ شیخ اشراق از نظر در نفس یا «من» به درکِ حقیقتِ عینی نور و لفظ و تعبیرِ نور می‌رسد و آن‌را پایه‌ای برای طرحِ نظامِ نوری خود می‌سازد؛ اصولا پرداختن به بحثِ نفس در دو حکمت تفاوتِ بنیادین دارد زیرا شروعِ حکمت از نفس ویژگی منحصر به فرد حکمت اشراق است در حالی که ملاصدرا نفس را به عنوانِ مبحثی از مباحثِ حکمت مورد بررسی قرار می‌دهد؛ به عبارتی دیگر در راهِ طرح نظامِ نوری، نفس در حکمتِ اشراق کلید مباحث و در حکمتِ متعالیه از مباحثِ کلیدی است.یکی دانستنِ وجود با نور باعث و مبنایی می‌شود تا ملاصدرا قریب به اتفاق و بلکه همه‌ی آرای نوری شیخ اشراق را وجودی تفسیر کند که ما در جایگاه خود به آن‌ها پرداخته‌ایم.
رابطه «وجود» و «ماهیت» در فلسفه میرداماد و تحلیل و نقد آن
نویسنده:
غزاله نویسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسالهوجود و ماهیت و رابطه ی آن دو مبحثی مهم، مبنایی و پرمناقشه در فلسفه اسلامی است.تلقی ملاصدرا از وجود و اصالت آن، خاص و بی سابقه است و متفاوت با مبانی فلسفی ماهوی تمام مکاتب پیش از اوست و نزدیک شدن به فهم صدرایی از وجود و اصالتش امری دشوار است. بررسی رابطه وجود و ماهیت در فلسفه میرداماد - استاد ملاصدرا- که نهایت قول به اصالت ماهیت و نقطه مقابل حکمت متعالیه محسوب می شود، موضوع پایان نامه ی حاضر قرار گرفته است تا شناخت دیدگاه اصالت ماهوی او و نقد آن بر اساس حکمت متعالیه، راه را بر فهم صحیح تفکر وجودی صدرایی و به دور از رسوبات قوی تفکرات ماهوی بگشاید. از آنجا که بررسی کامل مساله مذکور بدون احاطه بر مسیر تکاملی آن در فلسفه اسلامی میسر نیست، به نظرات دوفیلسوف بزرگ از دو مکتب پیش از میرداماد، ابن سینا فیلسوف مشایی و حکیم اشراقی سهروردی، نیز پرداخته شده است.به دلیل نقش مبانی معرفت شناختی فلاسفه در تفسیر واقعیت موجودات، ابتدا مبانی معرفت شناختی ابن سینا، سهروردی و میرداماد مورد بررسی قرار گرفته است.شناخت در فلسفه میرداماد مانند ابن سینا، مبتنی بر ادراک حصولی است. اما انتقادات سهروردی بر دیدگاه مشایی و اصرار او بر تمایز مفاهیم اعتباری از حقیقی، باعث شده میرداماد برای نخستین بار معقولات ثانی فلسفی را از منطقی جدا نموده و به این ترتیب از صرفاً ذهنی یا عینی انگاشتن آنها، مصون بماند. بنابراینوی به خلاف ابن سینا از تحلیل عقلی شیء خارجی به دو حیث وجود و ماهیت، تمایز عینی آنها را نتیجه نمی گیرد بلکه ماهیت را تمام حقیقت اشیا دانسته و وجود را تنها مفهومی مصدری می داندکه با حیثیت تعلیلی و بدون هیچ گونه حیثیت تقییدی و به حسب انتساب به جاعل، از ماهیت ممکن و نیز بدون حیثیت تعلیلی از ماهیت واجب انتزاع می شود؛ و بدین گونه از ایرادات وارد بر ابن سینادر بحث ترکیب شیء خارجی از وجود و ماهیت و خلط ذهن وعین رهایی یافته و بر خلاف دو فیلسوف پیش از خود در ترسیم رابطه وجود و ماهیت، به نظام فکری منسجم و دور از پریشان گویی بر پایه اصالت ماهیت دست می یابد.اما نگاه اصالت ماهوی او نگاهی کثرت انگار است که به توفیقات نگاه اصالت وجودی حکمت متعالیه در ارائه تفسیری پیشرفته از وحدت و ربط حق تعالی و ماعدا و تبیین علم الهی به جزئیات به گونه ای سازگار با وحدت ذات حق و در عین احاطه علمی او، دست نمی یابد.کلمات کلیدی: وجود، ماهیت، معناشناسی وجود، معناشناسی ماهیت، رابطه وجود و ماهیت، اصالت وجود، اصالت ماهیت، میرداماد، ابن سینا، سهروردی
نحوه صدور کثرات عالم ماده از عوالم عقلی در فلسفه اسلامی
نویسنده:
الهام تکبیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
صدور کثرت از وحدت یکی ازمسائل فلسفی مهم است.این نوشتاربه فراهم آوردن زمینه ای برای مطالعه ی آراء سه فیلسوف بزرگ اسلامی راجع به نحوه صدور کثرات عالم ماده از عوالم برترمی پردازدو مشتمل برشش فصل می باشد که طی این فصول چگونگی صدور کثرات عالم ماده، توجیه می گردد.این کثرات برطبق حکمت مشاء مستند به جهات عقل فعال وبر طبق حکمت اشراق ،به دلیل آن که سهروردی منکر صورنوعیه است،مستند به ارباب انواع می گردد وبرطبق حکمت این متعالیه این کثرات از راه تشکیک در حقیفت وجود ونظام هستی توجیه می گردد.
بازاندیشی ‌و اعتبارسنجی ‌برهان ‌صدیقین‌ ابن سینا
نویسنده:
فهیمه نیکخواه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اثباتواجب الوجود و امكانو چگونگي شناخت او،از اهم مسائل فلسفه است.در ميان براهين متعددي كه براي اثبات واجب از سوي انديشمندان،مانند:برهان امكان و وجوب،برهان حركت،برهان حدوث و برهان نظم و … ارائه شده،برهان صديقينازبرا هينپرسابقهو مشهوربهشمار مي رود . درتاريخ فلسفه اسلامي ، اولين كسي كه اين برهان را ارائه داد،شيخ الرئيس ابن سينا بود و پس از اوفلاسفه ي بسياري به آن پرداختند و هر يك تلاش كردند تا تقرير ديگري از برهان صديقين ارائه دهند.دراين رساله ابتدا به ذكر انواع راه هاي رسيدن به خدا،فلسفهنامگذاريبرهانصديقينو سير تاريخياين برهان و مباحثي ديگر،تحتعنوان كليات پرداخته شد. سپس،ضمن تبيين مبادي براهين ابن سينا،از جملهمفهومامكان و وجوب،قانونعليتو امتناعدور و تسلسل،بهبيانتقريراتشيخ الرئيس در آثار مختلفش از جمله الشفا،النجا ه،المبدأو المعاد،الرسالهالعرشيه،التعليقات،دا نش نامهعلائي و الاشارات والتنبيهات پرداختيم . بعلاوه،با توجهبهاين كهابن سينا،عنوان " برهان صديقين " رادر كتاب" الاشارات والتنبيهات " مطرح كرده است،سعي شد ، باتبيين مراحل آن،تصوير روشن و واضحي از " برهان صديقين ابن سينا " ارائه گردد و بيانشود كه براهين اثبات واجبدر آثار شيخ الرئيس يكسير تكاملي را پيموده تا اين كه در نهايت در كتاب " الا شارات والتنبيهات " صورتتكامل يافته ي " برهان صديقين " را به خود گرفته است سپس به ذكر مباحثي تحت عنوان ويژگي هاي برهان صديقين پرداخته وملاك ومعيار برهان را مشخص كرديم . بادقت دربياناتابن سينادو ويژگي براي صديقين بودن برهان استخراج شد كه با وقوف براين مسئله، مي توانيم بهبازشناسيبرهان صديقين از غير صديقين بپردازيم . در خاتمه،حدودبيستو شش اشكال را كه بر برهان ا بن سينا مطرح شده بود ، جمع آوري نموده ونشان داده شد كه اين اشكالات بر برهان شيخ وارد نبوده و " برهان صديقين ابن سينا " همچنان جايگاه ممتاز و ويژه ي خود را دارد.
مفهوم وادلّه وجود خدا از دیدگاه ابن رشد
نویسنده:
ابراهیم مسلم پور انگرابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم وادلّهو جود خدا از موضوعات مهم در فلسفه و کلام است. در این باره نظرات متفاوتی از سوی فیلسوفان و متکلمان ارائه شده است. این پژوهش در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که رویکرد ابن رشد در مفهوم و ادلّه وجود خداوند چیست؟ ابن رشد- فیلسوف بزرگ مشائی- در مفهوم خدا بسته به مکتب های مختلف ارسطویی، فلسفه اسلامی و کلامی، مفاهیم خاص و مختلفی را برای خداوند به کار می برد. وی در خصوص مفاهیمی که از صفات خدا به دست می آیند علاوه برصفات ثبوتی نظرات بدیعی را در خصوص مفاهیم سلبی در مورد خدا ارائه می دهد.چرا که وی این مفاهیم سلبی را فقط برای اهل نظر و حکماسلبی محسوب می کند ولی برای مردم عوام به خاطر محسوس بودنشان و ذکر شدنشان در قرآن کریم ثبوتی محسوب می کند.ابن رشد در ادلّه اثبات وجود خدا دلایل متکلمان و صوفیه و برخی از فیلسوفان را مورد انتقاد شدید قرار می دهد. و علاوه بر مطرح کردن برهان محرِّک اول ارسطو، دلایل" عنایت" و "اختراع" را به دلیل مواجهه شدن با آموزه های دینی و در نظر گرفتن دانش مردم عوام مطرح می کند.ابن رشد در اثبات این دو دلیل به آیات قرآنی هم تمسک جسته است. امّا بر مقدمات، شیوه استدلال و قدرت اقناعی دلایل، انتقاد وارد می گردد.
بررسی مبانی فلسفی نظریه فیض در حکمت متعالیه و لوازم آن
نویسنده:
میثم برزگر شقاقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مساله پیدایش عالم مسأله ای است قدیمی که ذهن بشر را به خود مشغول داشته است و یکی از مهمترین مسائل در این زمینه توجیه خلقت عالم و نحوه صدور آن از خداست .در فلسفه اسلامی برخی از فیلسوفان اسلامی کوشیدند تبیینی عقلی از ارتباط میان خدا چونان خالق عالم و جهان مخلوق ارائه کنند و تلاش کردند که این کار را با جمع میان آموزه های اسلام و آنچه از فلسفه یونان برگرفته بودند انجام دهند.در میان این فیلسوفان ملاصدرا به عنوان یکی از سه پدید آورنده سه نظام فلسفه اسلامی، این موضوع را با تکیه بر اصل وحدت، اصالت و تشکیک وجود که مبنای مابعدالطبیعه اوست، مورد بحث قرار دهد و نظر خود را با شواهدی از قرآن و حدیث تأیید کند .وی می گوید که نظریه فیض بهترین تحلیل از فاعلیت بالتجلی خداست .از نظر او بیشتر فیلسوفان گذشته دست کم به بخشی از حقیقت دست یافته اند .از این رو وقتی در سخنان ایشان حقیقتی می یابد از آن بهره می گیرد.یکی از این فیلسوفان که مورد توجه ملاصدراست، افلوطین است که در نه گانه ها که خلاصه ای از آن در جهان اسلام تحت عنوان اثولوجیا شناخته شده بود، رابطه میان خدا و اشیاء مخلوق را با استفاده از نظریه فیض توضیح می دهد.از نظر ملاصدرا هیچ تعارضی میان نظریه فیض و اختیار خداوند وجود ندارد و این نظریه مقتضی نفی علم تفصیلی خداوند نیست.برخی از مسائلی که با استفاده از نظریه فیض توضیح داده می شوند عبارتند از :علم مطلق خداوند ،اختیار انسان ،عدل الهی ،قدرت مطلق خداوند ،توکل ،توسل .کلید واژه ها :نظریه فیض ،خلقت ،علت و معلول ،فاعل بالتجلی ،ملاصدرا ،افلوطین
رویکرد نهج البلاغه به مسأله وجود خدا
نویسنده:
مریم السادات موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این نوشتار به مسأله وجود خدا به عنوان یکی از مباحث مهم فلسفه دین از منظر نهج البلاغه پرداخته شده است . بررسی ضرورت بحث خداشناسی , موانع و پیامدهای خداشناسی صحیح از نگاه نهج البلاغه یکی از موضوعات در خور توجه بوده که به آن اهتمام شده است . در تحقیق حاضر با اقتباس از روش الهیات مسیحی ابتدا تعریفی از خدای مفروض در قالب صفات باری تعالی ارائه شده است و سپس به بررسی و استقصاء کلیه دلایل اثبات خدا در نهج البلاغه در دو رویکرد براهین عقلی و غیر عقلی پرداخته شده است .
مقایسه دیدگاه استاد مطهری و پلنتینگا در باب منشأ اعتقاد به خدا
نویسنده:
سیده‌ منصوره کاظمینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مهمترین مباحث فلسفه دین، میحث منشأ اعتقاد به خدا است. درباره منشأاعتقاد به خدا دیدگاه های گوناگونی وجود دارد که مهمترین این دیدگاه ها، دیدگاهی است که منشآ اعتقاد به خدا را "فطری" می داند. در این پژوهش تلاش کرده ایم "فطری" بودن منشأ اعتقاد به خدا را از دیدگاه پلنتینگاو استاد مطهری -دو متفکر جهان غرب و اسلام- بررسی نماییم. این دو متفکر هر دو منشأ اعتقاد به خدا را غیربرهانی و "فطری" می دانند؛ با این تفاوت که پلنتینگا از فطری بودن منشأ اعتقاد به خدا، عقلانیت این اعتقاد و استاد مطهری حقانیت آن را نتیجه می گیرند.
بررسی تطبیقی نسبت وجود و ماهیت از نظر توماس آکوئیناس و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا یزدانی داغیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشه‌های توماس قدیس و صدرالمتألهین، با اتکاء به اعتقادات مذهبی و دینی بر شالوده‌ی کلمه‌ی «وجود» بنا شده است. جایگاه رفیع نظام فلسفی قدیس توماس آکوئینی در میان فلاسفه‌ی مسیحی غیر قابل انکار است. اکثریت عظیمی از فلاسفه قبل از توماس ماهیت‌گرا بودند؛ یعنی به اعتقاد آنان چیزی را می‌شود واقعی دانست که دارای ذات یا ماهیت باشد؛ ذات به چیزی اطلاق می‌شود که مقوم شیء باشد؛ اینان وجود را در ارتباط با ذات چندان در خور توجه نمی‌دانستند. اما توماس در مقایسه با فلاسفه‌ی مسیحی قرون وسطای قبل از خود به وجود توجه کرده و وجود را که به حاق فراموشی و انزوا رفته بود اندک اندک بیرون آورده است. به عقیده‌ی او وجود همان چیزی است که ذات را واقعی می‌سازد؛ ذات برای وجود محدودیت‌آور است، پس وجود اساسی‌ترین و مهمترین عامل در ساختار فلسفی هر شی‌ای است.در فلسفه اسلامی، ملاصدرا بزرگترین فیلسوف شیعی هم به لحاظ تاریخ تفکر و هم به لحاظ تاریخ فلسفه حائز اهمیت فراوانی است. هر چند توماس قدیس و صدرالمتألهین، در اعتقاد به وجود اعلی و صفات او با یکدیگر اختلاف نظری ندارند اما در مقام بیان و وصف و درخصوص تشریح ساختار وجود، مغایرت‌هایی میان آنان بروز می‌کند.موضوع این رساله «بررسی تطبیقی نسبت وجود و ماهیت از نظر توماس آکوئیناس و ملاصدرا» است. که به روش تحلیل محتوا، اسنادی و کتابخانه‌ای و گردآوری مطالب می‌باشد. و مراحل کار بصورت مطالعه و فیش‌برداری بوده است. این رساله در پنج فصل تدوین شده که فصل اول به دلیل اهمیت پیشینه‌ی این بحث به سیر تاریخی وجود و ماهیت اختصاص داده شده است. فصل دوم به بررسی وجود و ماهیت در فلسفه‌ی توماس آکوئیناس می‌پردازد.فصل سوم وجود و ماهیت را در فلسفه‌ی ملاصدرا بررسی می‌کند و فصل چهارم به تطبیق و مقایسه‌ی وجود و ماهیت در فلسفه‌ی توماس آکوئیناس و ملاصدرا می‌پردازد. فصل پنجم به نتیجه‌گیری از این بحث می‌پردازد.
بررسی تطبیقی رابطه خدا و جهان در حکمت متعالیه و محدثان امامیه
نویسنده:
زهرا بهپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مساله رابطه خدا و جهان مساله ای بسیار قدیمی است. علاوه بر آن، در بسیاری از علوم، از جمله فلسفه نیز قابل طرح می باشد. در فلسفه ماقبل صدرا چون، اصالت با ماهیت بود، علیت، نیز در ماهیت مطرح می شد. از این رو، خداوند به عنوان علت العلل معرفی می شد که برای ارتباطش با جهان به واسطه های زیادی نیاز داشت.ولی صدرا با اثبات اصالت وجود، مدار تمامی مباحث فلسفی را بر حول محور وجود قرار داد. و چون نخی دانه دانه، مسائل فلسفی را به هم مرتبط کرد. و با بیان تشکیک در وجود، علیت را به وجود رابطو مستقل برگرداند. فلسفه صدرا به این جا ختم نشد، بلکه صدرا با تحلیل علیت و معلولیت به نظریه تجلی دست یافت و از آن طریق،به وحدت شخصیه وجود رسید. در این نقطه از فلسفه او،همه موجودات،مظهر اسماء و صفات حق تعالی هستند. و جز به ذات واحد او،هیچ گونه شیئیتی ندارند و در، محضر او حضور دارند و رابطه شان با خداوند، رابطه جلوه و متجلی و عین الربطبا قیوم است و این خود دلیلی است بر این که خداوند، به همه ما علم حضوری دارد. از جمله، ما انسان ها چون به نفس خود علم حضوری داریم و نفس، نیز، عین ربط، به خداوند است پس، به خدا نیز، علم حضوری داریم. بنابراین، بر طبق حکمت متعالیه، خدا با جهان هستی، رابطه ای بی واسطه، دارد و وسایط، موثر حقیقی نیستند. و همچنین بر طبق دیدگاه حکمت متعالیه بین خدا و جهان سنخیت و عینیت برقرار است. محدثان امامیه نیز به استناد آیات قرآن کریم و تأسی از روایات ائمه معصومین «علیهم السلام» و همچنین با استفاده از براهین مختلف از جمله برهان نظم و دیگر براهین به بررسی رابطه خدا با جهان پرداختهو به این نتیجه رسیده اند که خود آفرینش مخلوقات توسط خداوند حجابی بین خدا و مخلوقاتش می باشد و خداوند با همه مخلوقات خود ارتباط دارد. ارتباطی که از سنخ ارتباط فیزیکی نیست و بلکه بسیار فراتر و عمیق تر از آن می باشد. و در رابطه خداوند با جهان به این نتیجه رسیده اند که خداوند هیچ سنخیت و شباهتی به مخلوقاتش ندارد و خدا با جهان متباین می باشد.
  • تعداد رکورد ها : 2555