مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1493
تدوين السنة الشريفة
نویسنده:
محمدرضا حسیني جلالي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مکتب الاعلام الاسلامی,
چکیده :
تدوين السنة الشريفة اثر سيد محمدرضا حسينى جلالى، پژوهشى است كه جواز و اباحه تدوين و كتابت روايات پيامبر(ص) و بررسى ادله مثبتين و منكرين آن از ابتدا تا انتهاى قرن اول هجرى را مورد بررسى قرار داده است. اين كتاب به زبان عربى به همراه مقدمه نويسنده به تاريخ 1412ق منتشر شده است. كتاب با مقدمه نويسنده آغاز و مطالب در دو بخش (قسم) تنظيم شده است. بخش اول مشتمل بر چهار فصل و يك خاتمه و بخش دوم مشتمل بر شش فصل، دو الحاقيه و يك خاتمه است. نويسنده در دو بخش كتاب، ابتدا به بيان ادله جواز و اباحه تدوين روايات پرداخته و سپس، دلايل مانعين را ذكر كرده و مورد بررسى و مناقشه قرار داده است. در مقدمه، به منظور بيان جايگاه روايات در اسلام، حديث، تالى قرآن و مصدر احكام اسلامى‌دانسته شده است. به اعتقاد نويسنده، مهمترين مباحث مطرح شده در مسأله تاريخ حديث، تاريخ تدوين آن يا به عبارت ديگر، مشخص كردن محدوده شروع تدوين حديث و اسباب و انگيزه‌هايى كه منجر به منع از تدوين آن در بعضى از فترات تاريخ در صدر اسلام گرديد، مى‌باشد. در مقدمه همچنين به اختلافات موجود پيرامون تحديد دقيق تاريخ تدوين حديث و مباحث كلى مطرح شده در كتاب، اشاره شده است. در بخش اول كتاب، به مسأله جواز تدوين روايات و اباحه آن از زمان پيامبر(ص) به بعد، پرداخته شده است. به اعتقاد نويسنده، مورد اتفاق علماست كه تدوين حديث در عصر پيامبر(ص) واقع شده و بسيارى از رواياتى كه در زمان آن‌حضرت كتابت شده، به اذن و تحت اشراف آن‌حضرت بوده است. وى در اين زمينه، ابتدا به بررسى اقوال علمايى همچون دكتر شيخ عبدالحليم محمود (از اساتيد سابق دانشگاه الازهر)، دكتر عتر و دكتر رفعت پرداخته و سپس، بنا بر اصل اباحه هر چيزى تا زمان اثبات خلاف آن، مسأله تدوين حديث در عصر نبوت را جايز دانسته است. نويسنده براى استدلال بر جواز تدوين حديث و اباحه آن، به چهار دليل تمسك كرده و هر يك از فصول اين بخش را، به يك دليل، اختصاص داده است. اين دلايل به ترتيب عبارتند از: الف) عرف عقلا و تقرير شرع بر آن: نويسنده پس از بيان و بررسى اقوال علما پيرامون عرفى بودن تدوين و كتابت علوم، به اين نكته اشاره دارد كه عقلاى بشر، بر اهميت و فضيلت كتابت و نوشتن مباحث و مطالب مهم و ارزشمند، اتفاق نظر داشته و آن را بهترين وسيله براى ضبط و انتقال افكار پيشينيان به آيندگان مى‌دانند. وى به منظور نشان دادن تأييد اين سيره و عرف توسط شرع مقدس، به بررسى آيات و روايتى پرداخته كه به كتابت و فضيلت آن، اشاره نموده‌اند. ب) سنت شريف نبوى: سنت به سه قسم تقرير، فعل و قول معصوم(ع) تقسيم مى‌شود و نويسنده بحث تدوين حديث را در هر سه قسم، بررسى كرده است: سنت تقريريه: در زمان پيامبر(ص) نويسندگانى همچون سعد بن ربيع خزرجى و بشير بن سعد بن ثعلبه وجود داشته و آن حضرت نيز از كتابت در مواردى همچون دعوت پادشاهان و ملوك آن عصر به اسلام، استفاده مى‌نمود. سنت فعليه: نويسنده برخى از امور را دال بر سنت فعلى پيامبر(ص) بر كتابت و تدوين روايات دانسته است كه عبارتند از: ادخال كتابت در امور سياسى نظامى از جمله آنكه يكى از شروط آزادى اسرا، تعلم كتابت و قرائت توسط آنان به مسلمانان بود؛ امر آن حضرت بر يادگيرى و تعليم خط و كتابت به بعضى از اصحاب از جمله عبدالله بن سعيد بن عاص؛ امر آن حضرت بر صحابه مبنى بر كتابت احاديث، اخبار مسلمانان و حوادث عصر نبوت مخصوصاً احكام شرعى و فرامين صادره؛ املاى پيامبر(ص) بر بعضى از صحابه و نوشتن احاديث و اقوال آن حضرت. سنت قوليه: نويسنده روايات وارده از پيامبر(ص) پيرامون كتابت و تدوين را به چهار قسمت زير تقسيم كرده و براى هر يك، نمونه‌هايى را ذكر كرده است: رواياتى كه در آن‌ها به كتابت و تقييد، تصريح شده است؛ احاديثى كه در آن‌ها، به كتابت و تقييد، اذن داده شده است؛ رواياتى كه متضمن لفظ كتابت و تصريفات آن بدون صيغه امر مى‌باشد؛ احاديثى كه متضمن ذكر ادوات كتابت مانند «الكتاب»، «الورق»، «القلم»، «الحبر»، «المداد» و «الخط» مى‌باشد. ج) اجماع اهل‌بيت(ع): نويسنده در اين فصل، ابتدا درباره ثبوت اجماع اهل‌بيت(ع) و حجيت آن بحث كرده است. وى حديث ثقلين را يكى از دلايل ثبوت حجيت اين اجماع دانسته و به نكاتى پيرامون اين روايت متواتر، اشاره كرده است از جمله آنكه: خطاب در اين حديث، متوجه تمامى امت مى‌باشد. حكم مذكور در روايت، مبنى بر رجوع به قرآن و عترت، واجب بوده و تخلف از آن، جايز نيست. اين حديث دلالت بر استمرار وجود اهل‌بيت(ع) تا روز قيامت در كنار و همراه با قرآن دارد. حديث، دلالت بر عصمت ثقلين و اعلميت آن بر جميع امت دارد. د) سيره صحابه، تابعين و ساير علماى مسلمين: نويسنده معتقد است تدوين علم و كتابت آن، جزء سيره مسلمين بوده و اگر بتوان ثابت نمود كه اين سيره، متصل به عهد نبوت مى‌باشد، مى‌توان حجيت جواز تدوين را به اين وسيله نيز اثبات نمود. در اين رابطه وى به بررسى چهار دوره زمانى زير پرداخته است: قرن دوم هجرى و پس از آن؛ عهد تابعين قبل از آغاز قرن دوم هجرى؛ دوران صحابه بعد از وفات پيامبر(ص) و عهد نبوت و حظور پيامبر(ص). خلاصه‌اى از مباحث و نتيجه‌گيرى مطالب عنوان شده، در انتهاى قسمت اول، تحت عنوان «خاتمه قسم اول» آمده است. در قسم دوم، در شش فصل، به بررسى ادله و توجيهات مانعين تدوين روايات پرداخته شده است. نويسنده معتقد است، تا قبل از به خلافت رسيدن ابوبكر، هيچ ذكر و اثرى از منع تدوين روايات وجود نداشته و اين مسئله، از آن زمان به بعد، باب گرديده است. هر يك از ادله مانعين، در يك فصل، بررسى شده است. مهمترين دليلى كه مانعين جواز تدوين روايت ذكر كرده‌اند، منع شرعى از كتابت حديث بوده و بدين‌منظور، روايات مرفوعه‌اى از پيامبر(ص) بر همين مضمون ذكر گرديده كه نويسنده به بررسى و مناقشه در سند و دلالت آن‌ها پرداخته است. ساير ادله مذكور، به ترتيب عبارتند از: ترس از اختلاط حديث با قرآن؛ ادعاى ترس از ترك قرآن و اشتغال به غير آن؛ بى‌نياز بودن از تدوين حديث با تكيه بر حافظه؛ عدم آشنايى محدثين به علم كتابت و موارد ديگر. موارد منع روايت حديث و توجيهات عامه براى اقدام خليفه دوم بر اين منع، به همراه آثارى كه پيرامون منع تدوين روايت نوشته شده، در انتهاى كتاب، به صورت ملحقات، آورده شده است. در پايان كتاب، خلاصه و نتيجه مطالب مطرح شده در قسمت دوم كتاب، آمده است.
تصحيح الإعتقاد
نویسنده:
حمزه محمد زبيدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دار الهدی لاحیاء التراث,
چکیده :
کتاب «تصحیح الاعتقاد فیما توهمه الشیخ محمد بن عبد الوهاب واشیاعه من الاصحاب» نوشته شیخ حمزه زبیدی است که توسط دار الهدی منتشر شده است. این کتاب از یک مقدمه و دو فصل تشکیل شده است. نویسنده در مقدمه به بررسی برخی از مفاهیم پرداخته است و نظرات محمد بن عبدالوهاب در این زمینه را به چالش کشیده است. از جمله مفاهیمی که به آن پرداخته شده؛ مسلم، مومن، فاسق، منافق، مشرک، کافر، مرتد، بدعت، و عبادت و احکام آن است. درفصل اول کتلب نسز به عقیده وهابیت در مورد صفات الهی پرداخته و این مطلب را نقد می کند که اساسا با تفسیری که وهابینت از صفات الهی ارائه می دهد قایل به تشبیه و تجسیم خداوند هستند. در فصل دوم نیز عقیده وهابیت و محمد بن عبد الوهاب در مورد شفاعت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. مهمترین عناوین: 1.
تطهير المناهج من التكفير
نویسنده:
عبدالله دشتي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تطهير المناهج من التكفير اثر عبدالله دشتی، پیرامون شناخت تکفیر و شرک و ارائه راهکارهایی برای دوری جستن از اندیشه‌های منجر به تکفیر است. اختلاف برداشت از متون در بین پیروان هر دین و آئینی همواره رایج بوده و مسلمانان نیز از این اصل بر کنار نیستند. از این‌رو، اندیشمندان اسلامی تا زمانی‌که اندیشه جدید و اختلاف برداشت نوسبب انکار اصلی از اصول اسلام نگردیده و یا موجب تغییر ماهیت آن نشده باشد و مستند به کتاب و سنت و حکم عقل قطعی باشد، آن را اندیشه اسلامی تلقی نموده و احکام اسلامی را بر صاحب آن اندیشه جاری می‌کنند. اما برخی جریان‌ها و گروه‌ها نیز گاه و بیگاه در امت اسلامی سر برکشیده‌اند و معیار حق و اسلامیت را اندیشه خود دانسته و هرگونه اندیشه مخالف را برنتابیده و محکوم به کفر نموده‌اند. نمونه بارز این جریانات را در صدر اسلام، در میان خوارج می‌توان یافت. این جریان همواره برای امت اسلامی مشکل آفرین بوده است و امروزه وهابیان نیز در این راه گام نهاده و هر گونه اندیشه و باور اسلامی را با محک ناصواب خود می‌سنجند و به راحتی حکم تکفیر و قتل و نابودی صاحب اندیشه را صادر می‌نمایند. اما معیارها و ضابطه‌های آنان برای تکفیر چیست؟ دلایل آن کدام است؟ و راه برون رفت از این‌گونه اندیشه‌ها چیست؟ این نوشتار مشتمل بر یک مبحث مقدماتی و دو فصل با عناوین «حقیقت توحید مشرکان در ربوبیت» و «آیا مسلمانان هم گرفتار شرک در الوهیت شده‌اند» است. نگارنده طی این مباحث کوشیده است معیارها و ضابطه‌های تکفیر را شرح دهد، دلایل گرایش به سوی تکفیر را برشمرد و راه برون‌رفت از این گونه اندیشه‌ها را شرح دهد.
تنزيه الشيعة الاثني عشرية عن الشبهات الواهية المجلد 1
نویسنده:
أبوطالب تجليل
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام,
چکیده :
تنزيه الشيعة الإثني عشرية عن الشبهات الواهية تألیف ابوطالب تجلیل، ردی بر شبهات مطرح شده در کتاب «أصول مذهب الشيعة الأمامية الإثني عشرية» نوشته ناصر عبدالله بن علی قفاری به زبان عربی است. از آثاری که در سال‌های اخیر بر ضد شیعه به نگارش درآمده و تبلیغات زیادی برای آن شده کتاب اصول مذهب الشیعة الاثنی عشریة، نوشته دکتر ناصر عبدالله بن علی قفاری است. او در این کتاب اصول عقاید شیعه را بررسی می‌کند و طبق آنچه خود مدعی است عقاید شیعه را با رجوع به کتب آن‌ها بررسی و نقد می‌کند. کتابی که مورد بحث ماست در اصل رساله دکترای وی به راهنمایی محمد رشاد سالم است که در سال 1407ق در دانشگاه محمد بن سعود، در بخش عقاید و مذاهب معاصر، دفاع شده و توصیه به چاپ و تبادل آن بین دانشگاه‌ها گردیده است. قفاری در این کتاب قصد داشته به منابع شیعی به‌طور مستقیم و بدون واسطه رجوع کند و از منابعی که باواسطه از شیعه نقل می‌کنند بپرهیزد او ادعا می‌کند که مسائل را صادقانه از کتب آن‌ها نقل می‌کند و از منابعی استفاده می‌کند که نزد شیعه معتبر است. نویسنده در مقدمه‌اش، کتاب قفاری را پر از شبهات پوشالی و افترائات ضعیف باطل بر ضد شیعه امامیه می‌داند. او در نقل این شبهات از ابن تیمیه و دیگر دشمنان شیعه تبعیت کرده است. تجلیل شیوه خود در این نوشتار را به سبک تعلیقه بر شبهات به‌اجمال و اختصار دانسته است. وی از این‌که با اهانت و بی‌ادبی مقابله به مثل کند اجتناب کرده است. اولین شبهه‌ای که قفاری در صفحات 64-65 مطرح کرده است بدین شرح است: محمدحسین آل کاشف‌الغطاء می‌گوید: اولین کسی که دانه تشیع را در کشتزار اسلام کاشت خود صاحب شریعت است؛ یعنی در زمان حیات آن حضرت رشد کرد و بعد از وفات ایشان میوه داد. قفاری در اینجا با تقطیع کلام کاشف‌الغطاء تنها شبهه‌ را مطرح کرده اما شواهدی که کاشف‌الغطاء بر ادعای خود آورده را متذکر نشده است. نویسنده در پاسخ به ادامه کلام کاشف‌الغطاء اشاره کرده و چنین می‌نویسد که شاهد بر این مطلب احادیث شریف آن حضرت است که از طریق شیعه و راویان امامیه بلکه از طریق علمای اهل سنت و بزرگان آن‌ها و از طرق موثقی که دروغ و ساختگی بودن در آن راه ندارد، نقل شده است. بیشتر این روایات در کتب صحاح اهل سنت نقل شده است. وی سپس تأکید می‌کند که درصدد احصاء و اثبات اسانید این روایات نیست چراکه در کتب موسوعه امامیه به حد کفایت به این موضوع پرداخته شده است؛ به‌عنوان نمونه میر حامد حسین در کتابی با نام عبقات‌الانوار که بالغ بر ده جلد است که هر جلد تقریباً به‌اندازه صحیح بخاری است، اسانید آن احادیث را از طرق معتبر شیعه اثبات کرده است. در صفحه 175 کتاب قفاری این شبهه مطرح شده که ائمه(ع) همان قرآن هستند. نویسنده به این‌که قفاری این شبهه را در صفحه 128 کتابش نیز مطرح کرده اشاره می‌کند. سپس به ادامه کلام قفاری اشاره می‌کند: لذا شیعیان در تفسیر آیه «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ» (اعراف: 157) می‌گویند: نور علی و ائمه(ع) هستند. و پاسخ می‌دهد که در این آیه هیچ دلالتی بر این‌که شیعیان معتقدند ائمه(ع) همان قرآن هستند نیست. ظاهر این آیه چنین است که مراد از نور در آیه همان قرآن کریم است و منافاتی ندارد که به معنای دیگری غیر از معنای ظاهری نیز آمده باشد و آن معنای دیگر، همان ائمه باشد. قفاری در صفحه 814 کتابش شبهه دیگری را مطرح کرده مبنی بر این‌که در منابع شیعه روایاتی در تحریم ازدواج موقت وجود دارد. وی به این روایت استناد می‌کند که زید بن علی از پدرانش از علی(ع) نقل کرده که رسول‌الله روز خیبر گوشت الاغ اهلی و نکاح متعه را حرام نمود. نویسنده در پاسخ این شبهه چنین می‌نویسد که در کتب امامیه روایتی در تحریم متعه جز این روایت که عمرو بن خالد از زید بن علی نقل کرده ذکر نشده است. در خلاصة الرجال عمرو بن خالد بتری دانسته شده که فرقه‌ای از زیدیه است. تجلیل سپس به مباحث پیشین کتاب اشاره می‌کند که در آن تبری زید بن علی را از عقیده زیدیه مطرح کرده است.
تنزيه الشيعة الاثني عشرية عن الشبهات الواهية المجلد 2
نویسنده:
أبوطالب تجليل
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام,
چکیده :
تنزيه الشيعة الإثني عشرية عن الشبهات الواهية تألیف ابوطالب تجلیل، ردی بر شبهات مطرح شده در کتاب «أصول مذهب الشيعة الأمامية الإثني عشرية» نوشته ناصر عبدالله بن علی قفاری به زبان عربی است. از آثاری که در سال‌های اخیر بر ضد شیعه به نگارش درآمده و تبلیغات زیادی برای آن شده کتاب اصول مذهب الشیعة الاثنی عشریة، نوشته دکتر ناصر عبدالله بن علی قفاری است. او در این کتاب اصول عقاید شیعه را بررسی می‌کند و طبق آنچه خود مدعی است عقاید شیعه را با رجوع به کتب آن‌ها بررسی و نقد می‌کند. کتابی که مورد بحث ماست در اصل رساله دکترای وی به راهنمایی محمد رشاد سالم است که در سال 1407ق در دانشگاه محمد بن سعود، در بخش عقاید و مذاهب معاصر، دفاع شده و توصیه به چاپ و تبادل آن بین دانشگاه‌ها گردیده است. قفاری در این کتاب قصد داشته به منابع شیعی به‌طور مستقیم و بدون واسطه رجوع کند و از منابعی که باواسطه از شیعه نقل می‌کنند بپرهیزد او ادعا می‌کند که مسائل را صادقانه از کتب آن‌ها نقل می‌کند و از منابعی استفاده می‌کند که نزد شیعه معتبر است. نویسنده در مقدمه‌اش، کتاب قفاری را پر از شبهات پوشالی و افترائات ضعیف باطل بر ضد شیعه امامیه می‌داند. او در نقل این شبهات از ابن تیمیه و دیگر دشمنان شیعه تبعیت کرده است. تجلیل شیوه خود در این نوشتار را به سبک تعلیقه بر شبهات به‌اجمال و اختصار دانسته است. وی از این‌که با اهانت و بی‌ادبی مقابله به مثل کند اجتناب کرده است. اولین شبهه‌ای که قفاری در صفحات 64-65 مطرح کرده است بدین شرح است: محمدحسین آل کاشف‌الغطاء می‌گوید: اولین کسی که دانه تشیع را در کشتزار اسلام کاشت خود صاحب شریعت است؛ یعنی در زمان حیات آن حضرت رشد کرد و بعد از وفات ایشان میوه داد. قفاری در اینجا با تقطیع کلام کاشف‌الغطاء تنها شبهه‌ را مطرح کرده اما شواهدی که کاشف‌الغطاء بر ادعای خود آورده را متذکر نشده است. نویسنده در پاسخ به ادامه کلام کاشف‌الغطاء اشاره کرده و چنین می‌نویسد که شاهد بر این مطلب احادیث شریف آن حضرت است که از طریق شیعه و راویان امامیه بلکه از طریق علمای اهل سنت و بزرگان آن‌ها و از طرق موثقی که دروغ و ساختگی بودن در آن راه ندارد، نقل شده است. بیشتر این روایات در کتب صحاح اهل سنت نقل شده است. وی سپس تأکید می‌کند که درصدد احصاء و اثبات اسانید این روایات نیست چراکه در کتب موسوعه امامیه به حد کفایت به این موضوع پرداخته شده است؛ به‌عنوان نمونه میر حامد حسین در کتابی با نام عبقات‌الانوار که بالغ بر ده جلد است که هر جلد تقریباً به‌اندازه صحیح بخاری است، اسانید آن احادیث را از طرق معتبر شیعه اثبات کرده است. در صفحه 175 کتاب قفاری این شبهه مطرح شده که ائمه(ع) همان قرآن هستند. نویسنده به این‌که قفاری این شبهه را در صفحه 128 کتابش نیز مطرح کرده اشاره می‌کند. سپس به ادامه کلام قفاری اشاره می‌کند: لذا شیعیان در تفسیر آیه «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ» (اعراف: 157) می‌گویند: نور علی و ائمه(ع) هستند. و پاسخ می‌دهد که در این آیه هیچ دلالتی بر این‌که شیعیان معتقدند ائمه(ع) همان قرآن هستند نیست. ظاهر این آیه چنین است که مراد از نور در آیه همان قرآن کریم است و منافاتی ندارد که به معنای دیگری غیر از معنای ظاهری نیز آمده باشد و آن معنای دیگر، همان ائمه باشد. قفاری در صفحه 814 کتابش شبهه دیگری را مطرح کرده مبنی بر این‌که در منابع شیعه روایاتی در تحریم ازدواج موقت وجود دارد. وی به این روایت استناد می‌کند که زید بن علی از پدرانش از علی(ع) نقل کرده که رسول‌الله روز خیبر گوشت الاغ اهلی و نکاح متعه را حرام نمود. نویسنده در پاسخ این شبهه چنین می‌نویسد که در کتب امامیه روایتی در تحریم متعه جز این روایت که عمرو بن خالد از زید بن علی نقل کرده ذکر نشده است. در خلاصة الرجال عمرو بن خالد بتری دانسته شده که فرقه‌ای از زیدیه است. تجلیل سپس به مباحث پیشین کتاب اشاره می‌کند که در آن تبری زید بن علی را از عقیده زیدیه مطرح کرده است.
دفاع عن الكافي المجلد 1
نویسنده:
ثامر هاشم حبيب عميدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين نوشتار، كتاب دفاعٌ عنِ الكافى، تأليف ثامر هاشم حبيب العميدى، از انتشارات مركز الغدير للدراسات الإسلامية قم (۱۴۱۵ ق) به صورت اجمالى معرفى گرديده است. نگارنده كتاب سعى كرده است تا تهاجم هاى گسترده به كتاب شريف الكافى در طول تاريخ را پاسخ گويد و شبهات و اشكالات وارده بر آن را نيز مطرح و رد نمايد. العميدى، ضمن بيان جايگاه ويژه كتاب الكافى به برجستگى هاى مهم اين كتاب و نگارنده آن يعنى شيخى كلينى رحمه الله پرداخته و به بررسى اصطلاحات و مفاهيم عقلى مهم اين كتاب، در باب امامت و خلافت مى پردازد. وى همچنين ادّعاهاى علماى اهل سنّت در مورد تناقض و ضعف سند روايات مربوط به مهدويت در كتاب الكافى را مطرح و پاسخ مى گويد. در فرازهايى ديگر از كتاب، العميدى، به مباحث مربوط به بداء، تقيه، قضا و قدر، تحريف قرآن و تهمت هاى وارده از اهل سنّت را در اين زمينه ها مطرح مى كند و دلايل جاهلانه آنان را پاسخ مى گويد. وى براى پاسخ به اين ادّعاها از منابع مهم شيعى و اهل سنّت، بهره گرفته است. كتاب ارزشمند الكافى، تأليف أبو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۰ق )از مهم ترين منابع شيعه و متقن ترين آنها بعد از قرآن، از وجهه و اعتبار خاصى در ميان علما و دانشمندان و همچنين عامه شيعيان، برخوردار است. اين اعتبار و ارزش، مديون دقّت و تتبّع شيخ كلينى، در ميان منابع دست اوّل شيعه و گزينش آنها به بهترين شيوه، و گردآورى و تنظيم و سازماندهى آنها در اين مجموعه گران قدر است. از آن جا كه هر آنچه پر اهميت باشد و از محوريت بيشترى برخوردار باشد، بالطبع، از طعن و هجمه بيشترى نيز بهره مند خواهد شد و اين هجمه ها، آن گاه فزونى خواهند يافت كه كتاب، محور و معرّف مذهب و عقايد مذهبى فرقه اى دينى باشد، لذا از هر وسيله اى، در آسيب زدن و بى اهميت ساختن آن، كوتاهى نخواهد شد. كتاب ارزشمند الكافى نيز از اين گروه از كتب است. اين كتاب، بسيار مورد تهاجم و حمله قرارگرفته است و نويسنده دانشور و گران قدرى چون ثامر هاشم حبيب العميدى، در دفاع از الكافى و پاسخگويى به شبهات و اشكالات وارد بر آن، دست به قلم برده و قسمتى از عمر خود را صرف تحقيق و تفحص در اين زمينه كرده است. ايشان قبل از دفاع عن الكافى، با بررسى در الكافى، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى ـ الفروع را تأليف كرده اند كه البته اين تأليف، محصول پايان نامه ايشان در دوره كارشناسى ارشد بوده است. ۱ ايشان با برخوردارى از اين پشتوانه علمى و پژوهشى در الكافى، دست به نگارش كتاب دفاع عن الكافى زده است. ما نيز در اين نوشتار، بر آنيم تا معناى توصيفى اى از اين كتاب، ارائه دهيم. كتاب دفاع عن الكافى در دو جلد نگارش يافته است كه جلد اوّل آن، ۷۶۸ صفحه و جلد دوم آن، ۷۸۹ صفحه است. جلد اوّل، شامل آشنايى مختصرى با الكافى و نويسنده اش و بحثى مقدماتى درباره امامت و خلافت است كه اين مبحث، حدود يكصدوهفتاد صفحه از كتاب را به خود اختصاص داده است. پس از آن، باب هاى كتاب شروع مى شود كه شامل دو باب است: باب اوّل آن، در چهار فصل و باب دوم، در سه فصل ـ كه شرح و توضيح فصول و ابواب، در ادامه خواهد آمد ـ. در ابتداى كتاب، العميدى، به بيان جايگاه كتاب الكافى در ميان شيعيان دوازده امامى مى پردازد و امتيازات ويژه الكافى را بر مى شمرد كه از آن جمله اند: برجستگى و شاخص بودن مؤلّف آن كه ضمن اين ويژگى، دوران غيبت صغرا و نوّاب اربعه را درك كرده است و اين، خود بيانگر فاصله زمانى كم با مصادر اوّليه روايات است. ويژگى ديگر، آن كه كتاب الكافى، اوّلين كتابى است كه در آن، روايات به اين گستردگى در كنار هم گرد آمده اند. اهتمام مؤلّف، به ذكر اسناد احاديث، از ديگر عوامل اهميت و اعتبار اين كتاب است. نويسنده، ويژگى بارز ديگر را استفاده فراوان از شواهد قرآنى، خصوصا در بخش اصول آن مى داند. در اين فصل، ستايش هاى بزرگان از الكافى و مؤلّف آن نيز ذكر شده است. نويسنده در ادامه مى گويد: بيان اين ويژگى ها نه به معناى صحّت همه احاديث در الكافى است و البته از انصاف هم به دور است كه به خاطر برخى از احاديث ضعيف در الكافى، آن را وسيله اى براى هجمه و طعن در كل كتاب، در دست گرفت. در ادامه، شرح حال مختصرى از زندگى ثقة الاسلام كلينى و اساتيد او ارائه مى دهد و سپس وارد مباحث مقدماتى، درباره امامت و خلافت مى شود. ابتدا به بررسى اصطلاحات امام، خلافت و خليفه مى پردازد و وجوب تعيين امام را مى آورد. در ادامه، ادلّه تعيين امام و صفات امام و وجوب شرط عصمت و تعريف عصمت را مطرح مى كند. در اين قسمت، دلايل عقلى بر عصمت امام را موضوع قرار مى دهد و سه «دليل عقلى» براى عصمت امام و چند آيه نيز به عنوان «دليل نقلى» ذكر مى كند كه از آن جمله است: آيه ۲۴ سوره يوسف، آيه ۱۲۴ سوره بقره، و آيه تطهير كه درباره اين آيه، اندكى بحث و بررسى كرده اند و ادّعايى كه شأن نزول آيه مذكور را در حقّ زنان پيامبر مى داند، پاسخ مى دهد. پس از آن، ادلّه نص و تعيين را شرح مى دهد كه ادلّه نقلى آن را به دو قسمت قرآن و سنّت تقسيم مى كند و براى هر كدام، شواهدى را ذكر مى كند. در ادامه، احاديث شريف «ثقلين»، «منزلت» و «دار» را به همراه دلالت هاى آنها بيان مى كند. بعد از آن، باب اوّل و فصل اوّل كتاب، با تحليلى بر انديشه مهدويت آغاز مى شود و اوّلين موضوع پس از تحليل مقدماتى، مستشرقان و مهدويت است. نويسنده در اين بخش، نظريات مستشرقانى چون: گلدزيهر و فلوتن را مطرح مى كند كه معتقد بوده اند پيدايش انديشه مهدويت، نتيجه ظلم عباسيان بر شيعيان است. در ادامه، نظر آن دسته از اهل سنّت را كه مهدويت را افسانه مى پندارند و مى گويند: «اسباب و پيدايش اين انديشه در سه گزينه زير خلاصه مى شود: يك. جهل و عقب ماندگى شديد مسلمانان؛ دو. تقليد كردن از يهود و نصارى؛ سه. فشارهاى سياسى و فقدان عدالت اجتماعى»، مطرح مى كند و به همه اين شبهه ها و ايرادات، پاسخ مى دهد. در فصل دوم، احتجاجات اهل سنّت در ردّ احاديث مهدويت را مطرح مى كند. آن احتجاجات، از اين قبيل است: ۱. تضعيف احاديث مهدويت توسط ابن خلدون؛ ۲. ناقد احاديث مهدويت بودن صحيحين؛ ۳. اختلاف و تعارض احاديث مهدويت. نويسنده به همه اين احتجاجات، پاسخ هايى بر اساس كتب روايى شيعه و اهل سنّت، عرضه مى دارد. دليل و خرده ديگر مستشرقان و اهل سنّت درباره مهدويت، عدم معقوليت احاديث مهدى عليه السلام است كه ثامر هاشم، اين شبهه را با طرح مسائلى چون تفاوت بين محال عقلى و محال عادى و ارائه نمونه هاى تاريخى دال بر امكان اين حقيقت، پاسخ مى دهد. در فصل سوم، مؤلّف، نام تعدادى از علما و دانشمندان اهل سنّت را كه قائل به تواتر احاديث مهدويت هستند، با ذكر منبع، آورده است. تا اين جاى كتاب، به كلّيت و اصل مهدويت وخدشه و ردّ آن از سوى عامه و مستشرقان پرداخته بود؛ ولى در آخرين فصل از اين باب، موضع گيرى هايى كه با محوريت مهدويت در الكافى است، مطرح مى شود و در صدد پاسخگويى و رفع ابهام بر مى آيد. از جمله ادعاهايى كه بر كتاب الكافى شده است آن كه: ضعف احاديث مهدويت، به كتاب هاى جَفر و الكافى مرتبط است. نويسنده با سيزده پاسخ قاطع، اين ادّعا را از بنيان رد مى كند و بطلان آنها را به خوبى اثبات مى كند. در ادامه، ادعاهايى چون: «تناقض در احاديث مهدويت در الكافى»، و بى اعتبار خواندن احاديثى چون «أنّ الأرض لا تخلو من حجّة» و«من مات ولم يعرف إمام زمانه...» و «حكم المهدى كحكم داوود» را ذكر مى كند و با استفاده از منابع شيعه و اهل سنّت و گزارش هاى تاريخى، به همه اين ادّعاها پاسخ هايى محكم مى دهد. نويسنده، با استفاده از چند روايت در برابر بهتانى كه به روايات مهدويت وارد مى كنند و مى گويند: «احاديثى كه در شأن امام مهدى عليه السلام در الكافى آمده، دين رسول خدا را از بين برده است و به دين يهود باز مى گردد». اين گونه پاسخ مى دهد: قائلان به اين عقيده، جاهل هستند؛ چرا كه نسخ، حكمى است كه بعد از منسوخ مى آيد، نه همراه آن واگر دو دليل با هم باشند، نسخى صورت نگرفته است. اسلام، چون بعد از يهود آمده است، پس اسلام، ناسخ آن است، نه يهوديت ناسخ اسلام آن. نويسنده، پاسخ منكران ولادت امام عليه السلام را با تقسيم بندى دلايل، به ادلّه قبل از ولادت امام و ادلّه بعد از ولادت امام و نقل هاى تاريخى اى كه شواهد خوبى براى ولادت امام هستند، با بحثى تقريبا جامع و مفصّل ادامه مى دهد وحتى از اعترافات اهل سنّت نيز يارى مى جويد. مبحث سرداب و انكار طول عمر امام مهدى (عج) و تمسخر كردن علامات ظهور و تفسير آيه ۳۳ سوره رعد، بخش پايانى باب اوّل در جلد اول كتاب دفاع عن الكافى است. باب دوم كتاب، اصل «تقيّه» است؛ اصلى كه شيعه را از نابودى و اضمحلال، نجات داده و به خاطر اهمّيت و اعتبار آن در حفظ و بقاى شيعه، در دوران هاى سخت و فشار و خفقان هاى شديد، مورد تهاجم قرار گرفته است، تا آن جا كه حتّى آن را مساوى «نفاق» مى دانند. به همين دليل، نويسنده كتاب، در ابتداى فصل اوّل در باب دوم، بحثى مفصّل درباره ارتباط تقيّه و نفاق دارند و تفاوت مهم نفاق و تقيّه را بدين صورت، مطرح مى كند: «نفاق، حالتى است با رضايت و اظهار ايمان در زبان و پنهان داشتن كفر و نفاق، كه اين حالت، بسيار نفرت انگيز است؛ ولى تقيّه، پايدارى بر حق و ايمان است، در حالى كه خلاف آن اظهار مى شود و اين اظهار، به خاطر پاسدارى از دين و جان و آبرو و مال است». موضوع فصل دوم، ائمّه و تقيّه است كه در آن، شبهات اين مسئله را يك به يك، با پاسخ هاى مستدل و منطقى، رد مى كند، مانند اين شبهه كه: «با توجّه به اين كه مذهب شيعه و ائمّه، تقيّه را جايز و بلكه واجب مى دانسته اند، پس حقيقت احكام و فتواى آنها دقيق و مشخص نيست؛ چرا كه ممكن است يك فتوا از سر تقيّه، صادر شده باشد و حقيقت آن فتوا، آن گونه كه گفته نباشد». شبهه ديگر آن كه: «شيعه و ائمّه آنها، تقيّه را مطرح كرده اند كه با آن، اختلافات و تناقضات ميان احاديث خود را توجيه كنند». در جواب اين اتّهام، ضمن دادن پاسخ هاى قرآنى و عقلى، به تحليل اختلافات در اقوال اهل بيت عليهم السلام پرداخته، اقسام اختلاف در كلام را ـ كه اختلاف تنوّعى و تضادى است ـ ذيل همين موضوع مطرح مى كند و اين اختلاف ها را در احاديث الكافى، به طور كامل نفى مى كند. در فصل سوم و آخرين فصل از آخرين باب جلد اوّل، به شرح و توضيح تعدادى از احاديث تقيّه مى پردازد كه از لابه لاى آنها حقّانيت و استوارى احاديث تقيّه، به اثبات مى رسد. در قسمت پايانى اين فصل، به بررسى احاديث «كتمان» مى پردازد كه اين فصل نيز به نوبه خود، از اهمّيت علمى بالايى برخوردار است.
دفاع عن الكافي المجلد 2
نویسنده:
ثامر هاشم حبيب عميدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين نوشتار، كتاب دفاعٌ عنِ الكافى، تأليف ثامر هاشم حبيب العميدى، از انتشارات مركز الغدير للدراسات الإسلامية قم (۱۴۱۵ ق) به صورت اجمالى معرفى گرديده است. نگارنده كتاب سعى كرده است تا تهاجم هاى گسترده به كتاب شريف الكافى در طول تاريخ را پاسخ گويد و شبهات و اشكالات وارده بر آن را نيز مطرح و رد نمايد. العميدى، ضمن بيان جايگاه ويژه كتاب الكافى به برجستگى هاى مهم اين كتاب و نگارنده آن يعنى شيخى كلينى رحمه الله پرداخته و به بررسى اصطلاحات و مفاهيم عقلى مهم اين كتاب، در باب امامت و خلافت مى پردازد. وى همچنين ادّعاهاى علماى اهل سنّت در مورد تناقض و ضعف سند روايات مربوط به مهدويت در كتاب الكافى را مطرح و پاسخ مى گويد. در فرازهايى ديگر از كتاب، العميدى، به مباحث مربوط به بداء، تقيه، قضا و قدر، تحريف قرآن و تهمت هاى وارده از اهل سنّت را در اين زمينه ها مطرح مى كند و دلايل جاهلانه آنان را پاسخ مى گويد. وى براى پاسخ به اين ادّعاها از منابع مهم شيعى و اهل سنّت، بهره گرفته است. كتاب ارزشمند الكافى، تأليف أبو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۰ق )از مهم ترين منابع شيعه و متقن ترين آنها بعد از قرآن، از وجهه و اعتبار خاصى در ميان علما و دانشمندان و همچنين عامه شيعيان، برخوردار است. اين اعتبار و ارزش، مديون دقّت و تتبّع شيخ كلينى، در ميان منابع دست اوّل شيعه و گزينش آنها به بهترين شيوه، و گردآورى و تنظيم و سازماندهى آنها در اين مجموعه گران قدر است. از آن جا كه هر آنچه پر اهميت باشد و از محوريت بيشترى برخوردار باشد، بالطبع، از طعن و هجمه بيشترى نيز بهره مند خواهد شد و اين هجمه ها، آن گاه فزونى خواهند يافت كه كتاب، محور و معرّف مذهب و عقايد مذهبى فرقه اى دينى باشد، لذا از هر وسيله اى، در آسيب زدن و بى اهميت ساختن آن، كوتاهى نخواهد شد. كتاب ارزشمند الكافى نيز از اين گروه از كتب است. اين كتاب، بسيار مورد تهاجم و حمله قرارگرفته است و نويسنده دانشور و گران قدرى چون ثامر هاشم حبيب العميدى، در دفاع از الكافى و پاسخگويى به شبهات و اشكالات وارد بر آن، دست به قلم برده و قسمتى از عمر خود را صرف تحقيق و تفحص در اين زمينه كرده است. ايشان قبل از دفاع عن الكافى، با بررسى در الكافى، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى ـ الفروع را تأليف كرده اند كه البته اين تأليف، محصول پايان نامه ايشان در دوره كارشناسى ارشد بوده است. ۱ ايشان با برخوردارى از اين پشتوانه علمى و پژوهشى در الكافى، دست به نگارش كتاب دفاع عن الكافى زده است. ما نيز در اين نوشتار، بر آنيم تا معناى توصيفى اى از اين كتاب، ارائه دهيم. كتاب دفاع عن الكافى در دو جلد نگارش يافته است كه جلد اوّل آن، ۷۶۸ صفحه و جلد دوم آن، ۷۸۹ صفحه است. جلد دوم اين كتاب، در ادامه همان جلد اوّل، در دو باب آمده كه باب سوم آن، داراى چهار فصل و باب چهارم، داراى سه فصل است. باب سوم اين كتاب، در مورد «بداء» است. در اين جا نيز ابتدا بررسى لغوى و اصطلاحى اين واژه، ارائه شده است و سپس سوء برداشتى را كه از بداء شده، آورده است. در ادامه، نويسنده، اتّهاماتى كه با محوريت بداء، بر شيعه وارد ساخته اند، يكى يكى بر مى شمرد و بدانها پاسخ مى گويد كه در اين جا، فهرستوار، به اين اتّهامات و پاسخ ها اشاره مى كنيم: از جمله آن اتهامات: ۱. بداء، عقيده يهود است. وى، با مطرح كردن اين بحث كه يهود، خود، نسخ و بداء را انكار مى كنند، دلايل ديگرى هم براى ردّ اين اتّهام، آورده است. ۲. اصل بداء را ائمّه شيعه ـ كه از آنها به رافضه تعبير مى كنند ـ، وضع كرده اند. مؤلّف در اين جا با اشاره به اين كه در نزد خود اهل سنّت، امكان تغيير قضا وقدر وجود دارد، به آن پاسخ مى دهد و براى تبيين اين كلام، به نقل دو حديث از انس بن مالك ـ كه در صحيح البخارى آمده ـ مى پردازد كه در آنها تغيير قضا و قدر، به صراحت، آمده است. در ادامه، هشت حديث ديگر از بخارى (با نقل هاى متعدّد از راويان مختلف) را يك به يك مطرح و بررسى مى كند. سپس وارد مبحث محو و اثبات در نظر مفسّران اهل سنّت مى شود و بيان مى دارد كه همه صحابه و در رأس آنها عمر بن الخطّاب، به محو و اثبات، اعتقاد داشته اند و اين مطلب را از تفسير آيه ۳۹ سوره رعد: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ»، از منابع خود آنان مى آورد. فصل دوم اين باب، با متّهم كردن شيعه به «نسبت جهل دادن به خداى تعالى» آغاز مى شود كه ابتدا اقوال آنان را مطرح مى كند و سپس در پى ردّ آنها بر مى آيد و براى اين كار، ابتدا از قرآن، سپس از سنّت (با بيان سيزده قول از معصومان) و در آخر، از قول علماى شيعى با نقل بيست قول از بيست نفر علما، دالّ بر اين كه هيچ يك، قائل به جهل خداى تعالى در قبول بداء و محور اثبات نيستند، استفاده مى كند و بيان مى دارد كه بزرگان شيعه، چون شيخ صدوق، شيخ مفيد و شيخ طوسى، بر تكفير قائلان به جهل خدا فتوا داده اند. در ادامه، عقيده شيعيان را در صفات خدا مطرح مى كند كه هر چند اين بحث فلسفى است، ولى با بياناتى روشن و روان، اين بحث را به خوبى مطرح نموده، دامن شيعه را از اين اتّهام، پاك مى كند. فصل سوم اين باب، به موضع گيرى شيعه در مورد بداء و مفهوم آن نزد شيعيان مى پردازد كه بداء را نسخ در تكوين مى دانند و اين اعتقاد را به صحابه نيز نسبت مى دهند. مطلب چشمگير اين فصل، همان بيان و نقل اعتقاد بزرگان شيعه، درباره مسئله بداء است. فصل چهارم اين باب، به بيان و بررسى احاديث در بداء، اختصاص دارد. دسته اوّل اين احاديث، در اهميّت بداء است كه به نقل پنج حديث در آن زمينه مى پردازد و در ادامه، به طرح هاى بنيادى اى چون: دلايل اعتقاد به بداء، نتيجه اين اعتقاد، قبول داشتن خداى تعالى به طور جزم و نيز آزادى انسان در انتخاب سرنوشت و... مى پردازد. دسته دوم احاديث اين فصل، شامل رواياتى در تفسير برخى از آيات قرآن است كه نويسنده، مطالبى را در اين خصوص، استنتاج و استخراج كرده و به منصّه ظهور رسانيده است. دسته سوم احاديث، در بيان و تشريح انواع «قضا» است. در اين قسمت، نويسنده، به ذكر چهار حديث مى پردازد و در ادامه، قضا را به دو دسته تقسيم مى كند: قضايى كه فقط خدا از آن اطلاع دارد و قضايى كه خدا آن را به مقرّبان نيز ياد مى دهد كه در اين قسمت، برخى از اعترافات اهل سنّت، درباره قضاى موقوف نيز آورده شده است. گونه چهارم احاديث اين فصل، در «نفى جهل از خداى تعالى» است كه در اين جا نيز چهار حديث نقل شده است. در ادامه، چند حديث ديگر درباره «بداء در امامت» آورده و مى گويد: در امر امامت، بداء نيست و امامت از قضاياى محتوم است. وى با آوردن چند روايت، اين مطلب را نقد و بررسى مى كند. باب چهارم اين كتاب، به «شبهه تحريف قرآن كريم» اختصاص دارد. در ابتداى اين باب نيز به روش گذشته، ابتدا تعريفى از تحريف (چه در لغت و چه در اصطلاح) ارائه شده است و انواع تحريف (تحريف ترتيبى، تحريف معنوى و تحريف لفظى) را برشمرده است. در ادامه، نويسنده، اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به تحريف قرآن است»، مورد بررسى و نقد قرار مى دهد. قائلان اين كلام مى گويند: «شيعيان معتقدند در قرآن، آياتى وجود داشته است كه به صراحت، به مسئله امامت اشاره كرده است، وليكن تحريف يا حذف شده است». العميدى، در ردّ اين اتّهام، ابتدا آياتى را كه به مسئله امامت اشاره دارند و حذف و تحريف نشده اند، بيان مى كند، مثل: آيه ۵۵ سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَ كِعُونَ». و نيز آيه هفده سوره هود و آيه هفت سوره بيّنه و آيه ۲۴ سوره صافّات كه به اعترافات اهل سنّت، در شأن اهل بيت عليهم السلام نازل شده اند. پس از آن، به سنّت نبوى اشاره مى كند و مى گويد: «بر فرض كه هيچ آيه اى در قرآن، دالّ بر ولايت حضرت على عليه السلام نباشد، مگر در سنّت نبوى، به اين مسئله، كم اشاره شده است ؟» و بر اين مسئله، چندين شاهد ذكر مى كند. در اين ميان، تعدادى از احاديثى كه در كتب اهل سنّت، به رهبرى و امامت حضرت على عليه السلام بعد از رسول اكرم صلى الله عليه و آله اشاره دارند، مطرح كرده، كه البته اين روايات، به طور آشكار، دلالت بر امامت ندارند، بلكه از شأن و فضيلت ايشان خبر مى دهند. اتهام ديگر آن كه، ادعاى تحريف را به ائمّه شيعه نسبت مى دهند كه در جواب اين تهمت، بار ديگر از قرآن و سنّت، دلايل و شواهدى در نقض كلام آنها ذكر مى كند. نويسنده، در اين زمينه، به مناسبت، به ماجراى «وضع» و «وضّاعان» در اهل سنّت مى پردازد و به قضيه وضع در زمان صحابه و تابعيان نيز اشاره اى دارد. در پايان، چندين نمونه از حديث هاى موضوع را گزارش مى دهد و تعدادى از وضّاعان چون: ابو هريره، عمرو بن العاص، مغيرة بن شعبه و... را معرفى مى كند و به نقد و بررسى احاديث نقل شده از آنها مى پردازد. اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به صحّت همه احاديث در الكافى است»، تكذيب مى كند و مى فرمايد: «منشأ اين افترا، آلوسى است كه از بهتان به شيعه، دريغ نورزيده است». در ادامه، نظر عدّه اى از علماى شيعه را درباره الكافى و نظر بزرگان اهل سنّت را درباره صحيح البخارى بيان مى دارد و اين دو ديدگاه را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. فصل دوم اين باب، به بررسى سندى و متنى روايات تحريف اختصاص دارد كه در اين قسمت، به شكل گسترده، ۶۱ روايت را نقل كرده و بررسى سندى و متنى انجام داده است كه اين كار، به نوبه خود، از اهمّيت فقه الحديثى ويژه اى برخوردار است. فصل سوم اين باب، به تحريف در نزد اهل سنّت اختصاص دارد و انواع تحريف را در كتب آنها مطرح مى دارد: الف. تحريف آنچه متعلّق به حروف قرآن است. ب. تحريف آنچه متعلّق به كلمات قرآن است. ج. تحريف آنچه مربوط به آيات قرآن است. د. تحريف آنچه مربوط به سوره هاى قرآن است. ه. تحريف آنچه متعلّق به كل قرآن كريم است. آنان معتقدند قرآن، افزون بر بيست ميليون حرف داشته، ولى تحريف شده است كه نويسنده كتاب براى هر قسم از انواع تحريف، نقلى از كتب اهل سنّت، ذكر مى كند. در پايان كتاب، خلاصه مباحث و نتيجه گيرى كلى، در ۴۱ صفحه آمده است. نويسنده براى تأليف اين كتاب، از ۶۷۴ مأخذ مهمّ اهل شيعه و اهل سنّت، بهره گرفته است و اين، خود، هرچه بيشتر به غنا و ارزش علمى و پژوهشى كتاب افزوده است. روش و منش نويسنده در اين كتاب، اين بوده است كه مستدل و مستند سخن بگويد. به اعتقاد نگارنده، دفاع عن الكافى، كتابى است كه به خوبى توانسته است از ساحت مقدّس تشيّع دفاع كرده، دامن پاك شيعه را از بهتان ها و افتراهايى كه به ناحق و از روى كينه ورزى به شيعه و شيعيان روا مى دارند، پاك كند.
روايات اليماني
نویسنده:
نجم الدين طبسي؛ تقریر نویس: عامر زرفي
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
وضعیت نشر :
قم: مؤسسة الامام المهدی الموعود عجل الله تعالی فرجه,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
كتاب روایات الیمانی از نجم الدین طبسی، 24 روايت كه درباره «يماني» وارد شده مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. شالوده اصلی مباحث مطرح شده در این کتاب بررسی صحت و سقم روایات مربوط به یمانی می باشد. بر پایه یافته های این تحقیق، غایت روایاتی که در این زمینه در دست بوده که تعداد آن ها به 24 عدد یعنی به حد استفاضه می رسد، این است که قیام یمانی امری مسلّم و حرکتی شایسته و در جهت یاری رسانی به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ ولی سایر ویژگی ها و مسایلی که برای او گفته شده از جمله نام های مختلف، اهل یمن بودن، از بنی هاشم بودن، محل قیام، زمان قیام، چگونگی شهادت و لزوم تبعیت دیگران از او، اموری قطعی نیستند.
قراءة في الأدلة السلفية
نویسنده:
مروان خلیفات
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر مشعر,
چکیده :
قرائة في الأدلة السلفية (المجموعة الأولی: النصوص الحديثية)، نوشته مروان خلیفات، کتابی است که به بررسی ادله مورد استناد جریان فکری سلفی پرداخته است. نویسنده با مد نظر داشتن تبلیغ گسترده سلفیان از یک‌سو و عدم دسترسی عموم مردم به منابع از سوی دیگر، سؤال اصلی کتاب را این‌گونه مطرح می‌کند: تفکر سلفیه بر چه ادله‌ای استوار است؟ وزان این ادله چگونه است؟ اولا این ادله صحیح هستند؟ ثانیا لازمه صحت آن‌ها، حتماً تابعیت محض از سلف است؟ این کتاب با محوریت قرار دادن نصوص حدیثی در 228 صفحه به این سؤالات پاسخ داده است. نویسنده در مقدمه کتاب، به موج گسترده تبلیغی سلفیان اشاره می‌کند که سبب شده است انسان‌های دور از امکانات معرفتی، فریب این دعوت دروغین را بخورند و سپس تبدیل به تروریست با ادله شرعی شوند. نگارنده بازگشت به اسلام عاری از فرهنگ خشونت و ترور را یک امر مهم قلمداد می‌کند؛‌ ازاین‌رو لازم می‌داند که با ابزار علمی و تبلیغی به مغالطات سلفیان پاسخ داده شود. او کتاب خود را کوششی در همین راستا می‌داند. سؤال محوری کتاب حاضر او این است: ادله روایی که سلفیه در ترویج تفکرات خود از آن بهره می‌برند، کدام است؟ چه نقدهای علمی به این ادله وارد است؟ مدخل مدخل کتاب، دارای دو محور است: معنای سلفیت و نگاهی کوتاه به تاریخ و آراء. او با استناد به کتب لغوی، سلف را در لغت، دال بر تقدم و سبق (از همین جهت متقدمین و امت گذشته را سلف می‌خوانند) می‌داند. وی در قسمت معنای اصطلاحی واژه مزبور، به این نتیجه می‌رسد که سلفیه روشی است در فهم اسلام از طریق تبعیت از فهم صحابه و تابعین و سلف صالح. نویسنده ریشه سلفیه را مکتب امام احمد بن حنبل می‌داند که پس از عصر وی ابن‌ تیمیه به این روش سلفی، بیشتر دامن زد. شاگردان وی، آراء و افکار او را گسترش دادند، تااینکه در قرون اخیر، محمد بن عبدالوهاب دوباره آن را احیا نمود که امروزه به این نحله، وهابیت گفته می‌شود. این اسم را اولین مرتبه، برادر محمد بن عبدالوهاب، درباره او و طرف‌دارانش به کار برد. دو ویژگی اصلی سلفیه عبارت است از: -
منهج ابن تيمية في التوحيد
نویسنده:
يحيى عبدالحسن دوخي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
وضعیت نشر :
تهران: دار مشعر,
چکیده :
کتاب «منهج ابن تیمیة فی التوحید» به تبیین نظریه وهابیون خصوصا ابن تیمیه درباره توحید و نقد آن می‌پردازد. این کتاب به قلم یحیی عبدالحسن الدوخی و به همت حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت تدوین و از سوی نشر مشعر منتشر شد. در طول تاریخ اسلام هیچ گروه و فرقه‌ای از نظر ضلالت و شذوذات فکری همچون وهابیت وجود نداشته است. این گروه نیز خط سیر فکری خود را از شخص «ابن تیمیه حرّانی متوفی 727 هـ.ق» گرفته‌است. ابن تیمیه همان کسی است که طلب شفاعت از انبیاء و اولیاء علیهم السلام و توسل به ایشان و همچنین زیارت قبور مطهرشان را شرک، بدعت و حرام می‌داند. این مطالب نویسنده کتاب را بر آن داشته تا با نگاشتن این کتاب، مشکلات فکری و افکار ابن‌تیمیه را بشناساند و به نقد و بررسی آن همت گمارد. این کتاب در چهار باب سامان یافته است. باب اول کتاب به مباحث مقدماتی پرداخته است و شامل «بخشی از زندگی ابن تیمیه» و «افکار توحیدی ابن تیمیه و انعکاس آن بر فکر سلفی» می‌شود. باب دوم این کتاب با عنوان اقسام توحید از نظر ابن‌تیمیه و شذوذات عقائد او به «توحید الوهیت و ربوبیت»، «توحید اسماء و صفات» و «تنها بودن ابن‌تیمیه در عقاید توحیدیه‌اش» پرداخته است. مؤلف این کتاب در باب سوم: «شبهه ابن تیمیه در انکار تأویل و مجاز»، «اتهام تجسیم ابن‌تیمیه به هشام بن حکم» و «اتهام تجسیم ابن تیمیه به هشام بن سالم» را تبیین می‌کند. از محاسن این کتاب تحقیق وسیع آن است و همچنین مؤلف به گرفتار شدن وهابیون معاصر در توجیه کلمات ابن تیمیه نیز پرداخته است. مهمترین عناوین: - لمحات من حیاه ابن تیمیه. - اقوال و فتاوی العلماء فی ابن تیمیه. - فکر ابن تیمیه التوحیدی و انعکاسه علی الفکر السلفی. - اقسام التوحید فی نظر ابن تیمیه. - انفراد ابن تیمیه فی عقائد التوحید. - شبهات ابن تیمیه فی انکار المجاز. - التوحید فی المنظومه الفکریه الشیعیه.
  • تعداد رکورد ها : 1493