جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی دیدگاه سهروردی و آیت الله جوادی آملی در مسأله کارکردهای دین
نویسنده:
فائزه شاه زئی؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دیدگاه های سهروردی و آیت اهلل جوادی آملی در مسئله ی کارکردهای دین انجام شده است. تمرکز پژوهش بر این است که چگونه نوع نگاه به کارکرد دین، جایگاه آن را در زندگی انسان، چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی، تعیین میکند. روششناسی پژوهش: روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و با مطالعه و تحلیل منابع اصلی دو متفکر، دیدگاه های ایشان درباره ی کارکردهای فردی و اجتماعی دین استخراج و مقایسه شده است. یافتهها: آیتاهلل جوادی آملی دین را برنامه ای کامل برای هدایت فرد و جامعه میداند و به نقش حداکثری دین در همه ی ابعاد زندگی انسان باور دارد. در مقابل، سهروردی بیشتر بر کارکرد فردی دین، همچون تهذیب نفس، اخالق و شناخت عالم غیب تأکید دارد؛ هرچند به کارکرد اجتماعی دین نیز اشاره هایی هرچند محدود داشته است. اشتراک هر دو اندیشمند، پذیرش کارکرد معرفتی و فردی دین است و تفاوت اصلی در حدود و عمق توجه به کارکرد اجتماعی آن دیده میشود. نتیجه گیری: هر دو متفکر بر اهمیت دین در ساماندهی زندگی فردی تأکید دارند، اما آیت اهلل جوادی آملی نگاه گسترده تری به نقش اجتماعی دین ارائه میدهد، در حالی که سهروردی بیشتر بر جنبه های فردی تمرکز دارد. این مقایسه، روند تحول نگرش به کارکرد دین از تفکر فلسفی کالسیک تا معاصر را آشکار میسازد،. فردی، اجتماعی
تحلیل عواملِ ضعف اراده از منظر فلسفه اسلامی (بررسی تطبیقی سه دیدگاه ابن‌ سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا)
نویسنده:
حمید عاشوری؛ استاد راهنما: احمدحسین شریفی؛ استاد مشاور: مرتضی رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله «ضعف اراده» یا آکراسیا، به مثابه یکی از معضلات بنیادین در فلسفه عمل، به تبیین چراییِ کنش فاعل برخلاف حُکم صواب خویش می‌پردازد. این پژوهش با اذعان به خلأ یک تحلیل نظام‌مند در سنت فلسفه اسلامی، این موضوع را به صورت تطبیقی مورد واکاوی قرار می‌دهد. هدف، ارائه یک تحلیلِ جامع و چندساحتی از این پدیده، از طریق بررسی تطبیقی آراء سه فیلسوفِ بزرگ فلسفه اسلامی (ابن‌سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا)، در سه قلمرو شناختی (بینشی)، انگیزشی (گرایشی) و زیستی است. بدین منظور، براساس روش کتابخانه‌ای، به آثار ایشان مراجعه و سپس با روشی تحلیلی به بیان جوانب مختلف دیدگاهشان و در نهایت بیان دیدگاه مختار و برگزیده پرداخته‌ایم. دستاورد محوری این رساله، صورت‌بندی یک نظریه مختار در باب مبادی صدور فعل است که با تفکیک دقیق مراحل فرآیند ارادی در فاعلیت بالقصد — شامل حلقه‌های واسطی چون «سنجش و موازنه» و «تصمیم بر التزام عملی (ایمان)» — و تعمیم تحلیل به سایر اقسام فاعلیت انسانی (بالرضا و بالتجلی)، چارچوبی علّی برای فهم این پدیده فراهم می‌آورد. بر مبنای این الگو، یازده علت بنیادین برای ضعف اراده شناسایی و طبقه‌بندی شد که طیفی وسیع از عوامل، از اختلال در ساحت بینش (مانند ضعف علم و باورهای غیرمنطقی) و ساحت گرایش (نظیر نارسایی در حبّ و اختلال در ایمان) تا تأثیرات زمینه‌ساز امور زیستی را در بر می‌گیرد. یافته نهایی تحقیق آن است که ضعف اراده، پدیده‌ای تک‌علتی نیست، بلکه معلولِ تعامل پیچیده مجموعه‌ای از عوامل در یک ساختار چندلایه است که مدل ارائه‌شده می‌کوشد آن را به صورتی منسجم تبیین نماید.
نگرش شیخ اشراق در تبیین هستی‌شناسانه از مفاهیم فلسفی
نویسنده:
محمدحسین ایراندوست
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحلیل «مفاهیم فلسفی» از جهات متعددی اهمیت دارد. فیلسوفان این مفاهیم را رمز شناخت و راه‌حلی برای کشف‌ واقع‌ می‌دانند. بیشتر این مفاهیم در هیئت «قضیه حملیه مُردّد المحمول»، مسائل فلسفه را تشکیل داده‌اند. تبیین هستی‌شناسانه از مفاهیم فلسفی، به پاسخ این پرسش منتهی می‌شود که موطنِ پیدایش این مفاهیم کجاست؟ آیا می‌توان آنها را واقعیت‌هایی در عالم وجود دانست؟ دراین‌باره دو نظریه عمده وجود دارد؛ اول: نظریۀ «زیادت و عینیت» که بر اساس آن مفاهیم فلسفی زاید بر اشیاء و از عینیت برخوردار است. دوم: نظریۀ «زیادت و ذهنیت» که مفاهیم فلسفی را زاید بر اشیاء می‌داند، اما کاملاً ذهنی است. شهاب‌الدین سهروردی (متولد ۵۴۹ ق) مفاهیم فلسفی را «اعتباری» به معنای ذهنیِ محض تلقی می‌کند و این مفاهیم را طبق نظریه «زیادت و ذهنیت»، تحلیل‌شدنی می‌داند. مقالۀ حاضر درصدد است به روش توصیفی - تحلیلی ضمن پاسخ به پرسش‌های مهم تحلیل هستی‌شناختی از مفاهیم فلسفی‌، دیدگاه شیخ اشراق را با دیدگاه متقدمان مقایسه کند. درنهایت این نتیجه به دست می‌آید که تبیین هستی‌شناسانۀ شیخ اشراق در فضایی از بحث که «اعتباریت» را به معنای «ذهنی‌بودن» اخذ نموده است، منافاتی با نظریۀ اصالت وجود ندارد.
صفحات :
از صفحه 129 تا 148
حسن معلمی: سهروردی، حکمت اشراق را تلاقی برهان و شهود می‌داند
نویسنده:
حسن معلمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
درخت تنومند فلسفه اسلامی، ثمره نهالی است که توسط یعقوب کندی و پیش از وی توسط ایرانشهری غرس شد و فارابی و ابن سینا و شاگردان آنها، آن را آبیاری و تنومند کردند و در فلسفه اشراق و سپس حکمت متعالیه به اوج ثمردهی رسید. فلسفه اشراق، حد فاصل فلسفه مشاء و حکمت متعالیه است و می‌توان آن را اصلاح‌گر و زمینه‌ساز قلمداد کرد، اصلاح‌گر فلسفه مشاء و زمینه‌ساز حکمت متعالیه. فلسفه اشراق، علی‌رغم ضعف‌ها و کاستی‌ها، از قوت و برجستگی‌های فراوان برخوردار بود که توانست این رسالت را بین دو مکتب بزرگ فلسفه اسلامی عهده دار شود. در این نوشتار به مناسبت هشتم مردادماه روز بزرگداشت شیخ اشراق در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین حسن معلمی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) و دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی به معرفی اجمالی سهروردی و مکتب فلسفی او مشهور به حکمت اشراق می شویم.
فضیلت و رذیلت اخلاقی از نظر سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا لک زائی؛ استاد راهنما: حسن رهبر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رفتارها و ویژگی‌های انسانی زمانی ارزشمند تلقی می‌شوند که فرد را در مسیر دستیابی به کمال واقعی یاری رسانند یا زمینه تحقق آن را مهیا سازند. بر پایه تعالیم اسلامی، کمال نهایی انسان و سعادت حقیقی او در نیل به مقام قرب الهی معنا می‌یابد. لذا هر عملی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث تقرب انسان به خدا گردد، فضیلت اخلاقی محسوب می‌شود؛ و برعکس، هر عملی که سبب دوری از خدا شود، از نظر اسلام رذیلت اخلاقی است. معیار اصلی فضیلت یا رذیلت بودن عمل، میزان تقرب یا تبعید آن از خداوند است. در نتیجه، برخی رفتارهایی که در دیدگاه‌های اخلاقی دیگر فضیلت تلقی می‌شوند—مانند شجاعت یا دانش—چنانچه باعث دوری فرد از خدا شوند، در چارچوب اخلاق اسلامی به عنوان رذیلت مطرح می‌شوند. چرا که اخلاق و صفات اخلاقی، وسیله‌ای برای نیل به هدف نهایی یعنی تقرب الهی هستند و نه هدف نهایی خودشان. بنابراین، اگر علمی باعث انحراف از راه حق شود، از منظر اسلامی نه تنها فضیلت نیست بلکه نوعی رذیلت است. متون اسلامی نیز علمای فاسد و کسانی که از دانش خود برای رسیدن به اهداف دنیوی استفاده کرده‌اند را به شدت مورد نکوهش قرار داده‌اند. جامعه‌ای که بر پایه فضایل اخلاقی شکل گرفته باشد، سرمایه‌ای معنوی برای حرکت به سوی سعادت ابدی به‌شمار می‌آید. چنین جامعه‌ای، بستری مناسب برای رشد انسان‌ها و رسیدن به کمال حقیقی فراهم می‌آورد. اخلاقی که هیچ ارتباطی با رذایل ندارد و تماماً در خدمت رشد فضایل است، مسیر زیستن درست را برای انسان‌ها مشخص می‌کند و در مقابل، رذایل را حذف می‌کند. پرهیز از رذایل اخلاقی و گام نهادن به‌سوی فضیلت‌ها، منجر به انسجام اجتماعی، ارتباط مؤثر انسانی و شکوفایی جامعه می‌شود. چنین جامعه‌ای درک صحیحی از حق و باطل خواهد داشت و روابط اخلاقی نیرومندتری در آن شکل می‌گیرد. در مقابل، رواج رذایل موجب فرسایش ایمان، ضعف در روابط انسانی و مانعی برای رشد فردی و جمعی است. از جمله رذایلی که باید از آن‌ها دوری کرد عبارت‌اند از: خودبینی، غرور، دروغ، تمسخر، غیبت، بدگمانی و تجسس. در سنت فکری اسلامی، متفکران مختلف، دیدگاه‌های متنوعی درباره فضیلت و رذیلت داشته‌اند. در این پژوهش، تلاش بر آن است که دیدگاه دو فیلسوف برجسته، سهروردی و ملاصدرا، بررسی و تحلیل گردد. 1. دیدگاه سهروردی نسبت به ویژگی‌های اخلاقی پسندیده و ناپسند چگونه تعریف می‌شود؟ 2. ملاصدرا، فضایل و رذایل اخلاقی را با چه رویکردی مورد تبیین قرار می‌دهد؟ 3. چه اشتراک‌ها و تمایزهایی میان دیدگاه سهروردی و ملاصدرا در زمینه‌ی مفاهیم فضیلت و رذیلت اخلاقی وجود دارد؟
سخنرانی "سهروردی، الاهیات سلطنتی و مسأله‌ی خیال"
سخنران:
عبدالحمید ضیایی
نوع منبع :
صوت
منابع دیجیتالی :
نقش وسائط فیض در تدبیر عالم از دیدگاه فارابی و سهروردی
نویسنده:
ساجده فارابی خانقاهی؛ استاد راهنما: محمد انتظام
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
حکیمان مسلمان، خداوند را تنها وجود‌بخش هستی می‌دانند. از آن‌جا که هستی از خدا فرا نمی‌گذرد و جز او همه چیز هیچ است، پس او هدف و غرضی مگر ذات خود ندارد و از آن روی که ذات هستی بخش او پیوسته و همیشه بوده است، فاعلیت او نیز جاودانه است. و تمام هستی بر اساس فیض او موجود شده اند، و چون خداوند بسیط و بی‌تکثر است؛ نخستین صادرش بیش از یکی نیست و این، نخستین خلیفه‌ و واسطه تداوم فیض او بر دیگران به شمار می‌آید؛ فارابی پیدایش کثرت از طریق عقول را بر مبنای نظام ثنایی (تعقل ذات خویش و تعقل ذات واجب الوجود) تفسیر می‌کند، به همین جهت در اکثر آثارش تعداد عقول را به ده عقل محدود می‌کند که از عقل اول تا عقل نهم در هر کدام یک عقل و یک فلک ایجاد می‌شود، اما عقل دهم (عقل فعال) مدبر عالم مادون قمر است، اما سهروردی در باب نظریه فیض و تبیین کثرت از واحد، نظام فلسفی خود را برپایه «نور‌»طرح کرده، واژگان مختصّ فلسفه خود را دارد، نور الانوار به جای واجب الوجود، انوار قاهر به جای عقول، نور اقرب به جای عقل اوّل، غـواسق بـه جای عالم اجسام استفاده می‌شود، بر اساس مبانی حکمت اشراق، محبّت، عشق، اشراق، مشاهده، استغنا و فقر پیدایش کثیر از واحد را توجیه می‌کند. نکته قابل توجه اینکه اولا وجود وسائط فیض بر اساس قواعدی چون: الواحد، قانون علیت، فاعلیت ذاتی خداوند، لزوم فاعلیت غیر مستقیم مبادی عالی در علم اجسام ضروری است، ثانیا به دلیل طولی بودن این نوع فاعلیت، منافاتی با توحید افعالی ندارد.
بررسی تطبیقی مفهوم زیبایی بر اساس مبانی فلسفی اندیشه های فارابی و سهروردی
نویسنده:
عبدالعظیم رفیعی کشتلی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن درزی؛ استاد مشاور: احمدعلی حیدری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
راجع‌به مقوله زیبایی شناسی و فلسفه هنر در غرب کوشش و پژوهش‌های متعددی صورت گرفته است اما نکته‌ حائز اهمیت این است که وقتی به پژوهش‌ها و تحقیقاتی که در ایران در راستای فلسفه اسلامی انجام شده ‌است می‌نگریم، با وجود فرهنگ و سنتی درخشان و پیشینه خاص، به‌نظر می‌رسد این کوشش‌ها بیشتر در جهت علوم انسانی و در رشته‌هایی مانند فلسفه، حکمت و عرفان اسلامی خلاصه شده است. همچنین مباحثی که مورد مطالعه و تحقیق بوده است، شاید بتوان گفت اکثرا ذیل موضوعاتی نظیر قوای ادراکی ازجمله مهم‌ترین رکن آن در حوزه زیبایی شناسی و هنر یعنی قوه خیال در جریان فلسفه و حکمت اسلامی انجام شده است. از دیرباز موضوع زیبایی و هنر مورد توجه و التفات بوده است؛ وقتی به آراء فیلسوفان یونان باستان در این باب می‌نگریم، این مقولات را ذیل مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی ملاحظه می‌کنیم. اما دغدغه-ای که در این پژوهش مطرح است، تبیین نظریات و بیانات و تعابیر ویژه در زیبایی شناسی و فلسفه هنر اسلامی که نمایندگان برجسته‌ای نظیر فارابی و سهروردی دارد است. ما در این پژوهش به آراء فارابی و شیخ شهید سهروردی رجوع می‌کنیم؛ ضمن این‌که می‌دانیم ایشان راجع‌به مقولات زیبایی و هنر مستقلا و در ذیل موضوعی خاصی بحث نکردند، می‌کوشیم تا آراء ایشان را در لا به لای آثارشان مورد مداقه قرار دهیم و شاکله اصلی نظریاتشان را دریابیم و تبیین نمائیم. در این پژوهش سعی شده است تا ذیل موضوعاتی نظیر هستی شناسی، معرفت‌شناسی و قوای ادراکی (با توجه ویژه به عنصر پراهمیت خیال) که طبیعتا عمده مبانی فلسفی فارابی و سهروردی را شکل می‌دهند، زیبایی شناسی را تبیین نمائیم. نکته قابل توجه در این خصوص این است که زیبایی حقیقتی عینی و و آفاقی و مقارن با عالمی که با آن سر و کار داریم است. وقتی به آراء فارابی در این خصوص می‌نگریم، زیبایی حقیقتی عینی و آفاقی‌ست و در دو تعریف تقریبا مشابه وی زیبایی، شکوه و زینت در موجودات پدید آمدن وجود برتر و کمال غایی‌شان است. بنابراین دو عنصر وجود برتر برای موجودات و همچنین کمالات نهایی (به معنای حد اعلی) برای هریک از انواع مخلوقات مد نظر است؛ چراکه اگر این کمالات حاصل شود از عالم طبیعی که عالمی پدیدار و حسی‌ست مسیری به‌سوی تقرب الهی باز می‌شود و می-توان به عقل فعال واصل گشت و درنهایت به واجب الوجود که مظهر سعادت حقیقی‌ست متشبه شد و درنتیجه زیبایی نیز به‌واسطه استکمال نفس به‌نحو احسن و متعالی ایجاد می‌گردد. همچنین وقتی در آراء سهروردی تعمق کنیم، از منظر وی زیبایی یا حُسن دارای حقیقتی قدسی و روحانی است که با همان ماهیت ملکوتی‌اش به عالم محسوسات آمده و در این عالم متجلی شده است. سهروردی زیبایی‌های محسوس را تماما آماج و نشانه‌هایی از زیبایی‌های معقول و عوالم بالاتر می‌داند. بنابراین زیبایی از منظر هر دو فیلسوف به زیبایی و جمال باری تعالی که منشاء زیبایی‌ست، ختم می‌گردد. در موضوعات هنر نیز فارابی و سهروردی به‌طور مستقل بحثی نکردند با این حال اگر آراء‌شان را مورد التفات قرار دهیم، نظریات بدیعی حاصل می‌شود. طبق نظرگاه فارابی هنر که پس از رئیس مدینه فاضله (نبی یا حکیم) در طبقه دوم مدینه فاضله به عنوان بازوی دیگر قرار دارد، دارای مولفه‌هایی نظیر محاکات و تخییل، احساسات و عواطف (تخیلات و انفعالات نفس)، زیبایی -که موضوع پژوهش است-، البته خصوصا زیبایی معقول و محسوس و همچنین لذت است؛ البته لذت معقول و درونی، بیشتر مد نظر است. وقتی چنین مولفه‌هایی توسط هنرمند گرد هم آیند مسلما آن غایت هنر که نزد فارابی سعادت حقیقی (نیک‌بختی تخییل شده) و تربیت اخلاقی (نقش جنبه‌های فرهنگی و تربیتی جامعه) می‌باشد، حاصل می‌گردد. هنر طبق نظرگاه سهروردی نیز خلق آثار هنری زیبا با مشاهده و کشف و شهود و ادراک زیبایی در عالم ملکوتی به‌واسطه نور اسفهبد (نفس) که صور خیالی را در عالم صور معلقه دریافت می‌کند و درنهایت به محاکات زیبایی‌های حقیقی می‌پردازد، رخ می‌دهد. آن‌چه از نظر شیخ اشراق لازم است تا اثر هنری زیبا در هنر اشراقی خلق شود، همانند فارابی، قوه خیال خلاق هنرمند است. بدین ترتیب هنر اشراقی هیچ‌گاه بدون کشف و شهود و تزکیه نفس حاصل نمی‌گردد؛ چراکه هنرمند از تعلقات مادی رهایی می‌یابد و این مسیر به عالم خیال راه می‌یابد و آن صور خیالی را در نفس خویش حفظ و نگهداری می‌کند، و در عالم محسوسات خلق و متجلی می‌نماید تا هرچه بیشتر به حق تعالی تقرب یابد.
بررسی تطبیقی دیدگاه سهروردی و ابن سینا درباره جاودانگی نفس
نویسنده:
فهیمه ابراهیمی؛ استاد راهنما: علی زنگویی؛ استاد مشاور: مرتضی مزگی نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
این پژوهش تحت عنوان ", بررسی تطبیقی دیدگاه سهروردی و ابن سینا درباره جاودانگی نفس ", با نگاهی تحلیلی - تطبیقی به مباحثی همچون تعریف و ماهیت نفس، قوای نفس، انواع نفس، اثبات وجود نفس، اثبات تجرّد نفس، حدوث یا قدم نفس و جاودانگی نفس در دو حکمت سهروردی و ابن سینا می پردازد و با نظری گذرا به پیشینه‌ی علم النفس فلسفی، شباهت‌ها وتفاوت های این دو دیدگاه را بیان و تبیین می نماید. آنچه از این تحقیق به دست می آید آن است که سهروردی در آثار مختلفش نفس‌ را نوری مجرد، و در اصطلاح‌ خویش‌ نور اسپهبد می‌نامد. رویکرد وی در رابطه‌ با بحث‌ نفس‌ رویکردی نو اندیشانه‌ در زمان‌ خود بود که‌ تحت‌ تأثیر فلسفه‌ ی خاص‌ وی است‌ که‌ در آن‌ اصالت‌ با نور است‌. وی با توجه‌ به‌ نور بودن‌ و تجرد نفس‌ به‌ بقای آن‌ پس‌ از مفارقت‌ از بدن‌ معتقد است. و به‌ نظر ابن‌ سینا عقول‌ و مجردات‌ از واجب‌ الوجود صادر شده‌ اند و معلول‌ اول‌ از او یک‌ جوهر عقلانی‌ است‌ و از این‌ جواهر عقلانی‌ دیگر پدید آمده‌ تا عقل‌ دهم‌ که‌ از آن‌ ماده‌ و صور مادی به‌ وجود آمدند و نفس‌ از عقل‌ فعال‌ پدید آمده‌ و جوهری بسیط‌ و قائم‌ به‌ ذات‌ خود است‌ و کمال‌ اول‌ برای جسم‌ طبیعی‌ آلی‌ است‌ و نفس‌ وابسته‌ به‌ جسم‌ نبوده‌ است‌ و فنا ناپذیر است‌ و آن‌ حادث‌ شده‌ با حدوث‌ بدنی‌ که‌ شایستگی‌ به‌ کار بردن‌ آن‌ را دارد و در مورد نفوس‌ به‌ معاد روحانی‌ قائل‌ شده‌ که‌ روح‌ انسان‌ به‌ لذت‌ و رنج‌ ابدی می‌رسد.
علم الهی از نگاه بهمنیار و شیخ اشراق
نویسنده:
فاطمه سواری؛ استاد راهنما: مجید طاووسی ینگابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
علم یکی از صفات ذاتی خداوند است که چگونگی تبیین آن،در میان فلاسفه و متکلمان،یکی از مباحث بسیار دشواری است که همواره مورد بحث و مناقشهقرار داشت.علم الهی در سه حوزه مطرح می باشد : علم الهی به ذات در مقام ذات،علم الهی به موجودات در مقام ذات،و علم الهی به موجودات در مقام فعل.متفکران در مورد علم خداوند به ذات اتفاق نظر دارنداما محل اصلی اختلاف فلاسفه و متفکران،علم الهی به موجودات می‌باشدکه در این زمینه اختلاف نظر و بعضا نظرات متناقضی بیان کرده اند و تاکنون نتوانستند به نظر واحدی در این زمینه دست یابند.فیلسوفان مشاء و اشراق هر کدام از دیدگاهی متفاوت این صفت الهی را بررسی کرده اند.نظرات بهمنیار به عنوان یک فیلسوف مشائی و شیخ اشراق به عنوان یک فیلسوف اشراقی دو ستون اصلی این نوشتار می‌باشد .بهمنیارابتدا علم خداوند را با اثبات تجرد ذات الهی،حضوری دانست و علم خداوند به موجودات را از طریق صور معقوله ای می‌داند که این صور از لوازم ذات باری تعالی میباشند و خداوند با نظر به ذاتش باعث صدور این صور شده است از نظر وی این صور معلول خداوند و متاخر از ذات او هستند،بنابراین علم خداوند نمی تواند منفعل از این صور باشد بلکه علم او فعلی است و بدین گونه بهمنیار با استفاده از قاعده علیت به تبیین علم الهی به موجودات می پردازد.سهروردی نیز علم الهی به موجودات را با نگاه تازه ای که بهنظریهابصار دارد بیان می‌کند.ما در این نوشتار ابتدا نظرات بهمنیار و سپس شیخ اشراق را مورد بررسی قرار خواهیم داد سپس به بیان شباهت و تفاوت نظرات دو فیلسوف می پردازیم و بعد از آن بیان خواهیم کرد که اگر چه نظرات دو فیلسوف به ظاهر متفاوت میباشند اما با بررسی دقیق تر می توان در یافت که در برخی موارد هر دو فیلسوف نظری واحد دارند ولی آن را با اصطلاحات و بیانی متفاوتایراد کرده اند.