جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بازخوانی رویکرد دینی وفلسفی سهروردی به مفهوم نور از منظراستعاره شناسی بلومنبرگ
نویسنده:
محمد رضا اسدی ، سید پیمان نقیبی رکنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بازخوانی مفهوم نور در فلسفه سهروردی با رویکرد استعاره‌شناسی هانس بلومنبرگ می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش، بازخوانی مفهوم نور در نظام فلسفی سهروردی، براساس استعاره‌شناسی بلومنبرگ است. در بادی امر، جایگاه و نقش محوری مفهوم نور در آثار سهروردی و نظام فلسفی او مورد بررسی قرار می‌گیرد. بعد از آن خوانش رایج از سهروردی از منظر زبان‌شناسی و در تاریخ علم بلاغت مورد اشاره قرار می‌گیرد و سپس خوانش ملاصدرا از سهروردی تحلیل می‌شود. در بخش خوانش بدیل، با بهره‌گیری از رویکرد استعاره‌شناسی بلومنبرگ، استعاره نور در فلسفه سهروردی مورد بازخوانی قرار می‌گیرد. این پژوهش نشان می‌دهد که که خوانش رایج از سهروردی دارای کاستی‌هایی است. براساس نظر بلومنبرگ نور به عنوان استعاره مطلق بازخوانی می‌گردد. استعاره مطلق نور دارای کارکرد نظری و عملی است. از حیث نظری همچون استعاره‌ای برای گسست و پیوست، و از حیث عملی راهی برای دیالوگ میان سنتها است. همچنین در داستان رستم و اسفندیار، بازخوانی میتوس در لوگوس، و در عقل سرخ، نمایانگر خرد آدمی در جهان است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 36
The Circle Genealogy of Sheikh al-Ishraq Eternal Dough and the Genealogy of Suhrawardi
نویسنده:
علی بابایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 787 تا 804
ت‍اری‍خ‌ ع‍ل‍م‌ ک‍لام‌
نویسنده:
محمد ش‍ب‍ل‍ی‌ ن‍ع‍م‍ان‍ی‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ فخر داع‍ی‌گ‍ی‍لان‍ی‌
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: شرکت سهامی چاپ رنگین‏‫,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تاریخ علم کلام تألیف علاّمه شبلى نعمائى (1857-1914 ميلادى) که از علماى بزرگ هند در قرن اخير مى‌باشد. این کتاب توسط سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى به فارسی ترجمه شده است. اين كتاب از دو بخش كه بخش اوّل به نام تاريخ علم كلام و بخش دوم آن‌كه قطورتر از بخش اوّل و مقصود اصلى از تدوين و تألیف كتاب همين بخش است به نام علم كلام جديد مى‌باشد. با توجه به اينكه آنچه از لفظ تاريخ در ذهن ما نقش مى‌بندد اختصاص به ممالك، اقوام و اشخاص دارد يعنى آنچه در اين زمينه نوشته مى‌شده است مربوط و راجع به آنها بوده است ولى امروزه فن تاريخ‌نويسى ترقى كرده علاوه بر اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مى‌نويسند و آن به اين معناست كه يك علم يا يك فن از كى ظاهر شده، علل و اسباب ظهور يا پيدايش آن‌چه بوده تا چگونه مراحل تكامل و ترقى را پيموده و بالاخره تحولات و تطورات كه در آن با گذشت زمان رويداده چه بوده است كتاب تاريخ علم كلام به همان روشى كه در بالا ذكر شد مى‌باشد كه آن روش انتقاد علمى مى‌باشد علاّمه كتاب خود را تألیف نموده است. البتّه منظور اساسى علاّمه شبلى نعمائى از تاريخ علم كلام همانا تاريخ علم كلام عقلى است كه در مقابل فلسفه يونان و براى مبارزه با آن تدوين يافته است نه علم كلام نقلى كه از مجادلات فرق اسلامى باهم ظاهر شده است. علاّمه شبلى هدف خود از تحرير اين كتاب را اينگونه توضيح ميدهد: امروز در عقائد و افكار مذهبى بواسطه ناسازگارى دانشها با آنچه در كتاب‌هاى دينى آمده است تزلزل و سستى يا دودلى پيدا شده و بزرگترين خطرى كه امروز به اسلام رو آورده همانا فلسفه مادى است و عناصر روشن‌فكر و تحصيل كرده‌هاى جديد مرعوب و علماى قديم هم بندرت وارد مباحث و سؤالات جديد شده بنابراین افق مذهب غبارآلود و تيره به نظر مى‌آيدبعضى از نويسندگان اسلامى معتقد شده‌اند كه علم كلام فعلى كه نتيجه افكار بيش از يك‌هزار سال قبل است كارى ساخته نيست و آن نمى‌تواند در برابر حملات فلسفه جديد پايدارى نموده اعتراضات و شكوك و شبهات وارده را جواب كافى دهد، دليل آنهم روشن است زيرا نحوه اعتراضاتى كه در دوره‌هاى پيشين بر اسلام وارد مى‌شده نوعيت آن امروزه بكلى تغيير كرده است و بيشتر مقابله با فلسفه يونان بوده است بنابراین براى صيانت و دفاع از مذهب در مقابل اعتراضات و شبهات مخالفين يا حملات فلسفه جديد احتياج مبرمى به كلام جديد است. ولى به نظر ما اين فكر صحيح نيست و علم كلام جديد بايد بر مبانى و اصول كلام قديم استوار باشد و سررشته اصول مقرّره بزرگان سلف در هيچ مورد از دست داده نشود و براى اين امر لازم است نشان داده شود كه ائمه اسلام در هر عهد چه مبادى و اصولى را اختيار نموده‌اند و نيز تغييراتى كه در آن روى داده‌اند از چه قسم و نوع آن‌چه بوده است.به عبارت ديگر و خلاصه اينكه مبادى و اصول كلام قديم را بايد گرفت و مطابق مشرب، ذوق و سليقه كنونى مرتب و مدون ساخت كه من با تألیف اين كتاب اينكار را تحقّق بخشيدم. از طرف ديگر هدف من از تحرير اين كتاب اين بوده كه در زبان اردو، عربى و فارسی چنين كتابى در رابطه با تاريخ علم كلام وجود نداشته و من با نوشتن اين كتاب از يك طرف يك نقيصه بزرگ ادبيات اسلامى را تدارک و جبران نموده و از طرف ديگر اين تألیف كه در حقيقت تألیف علم كلام است در دائره تاريخ آمده است. ساختار و گزارش محتوا: بخش اول: علاّمه شبلى در بخش اول كه بعد از مقدّمه مترجم آمده و به نام تاريخ علم كلام است مقدّمه‌اى در رابطه با انگيزه و هدف خود از تحرير اين كتاب را آورده است پس وارد مبحث تاريخ علم كلام كه تاريخچه‌اى از علم كلام نقلى است مى‌شود و منظور او تاريخچه مجادلات فرق اسلامى باهم مى‌باشد آورده شده است در اين مختصر بذكر عوامل واسباب بروز اختلاف عقائد و آراء و ازدياد فتاوى و ميل به بدعتها و بالاخره ظهور علم كلام پرداخته. مسئله بسيار مهمى كه در اينجا مطرح شده مسئله قضا و قدر و عوامل پديد آمدن آنست و در آخر اين بحث به اصول عقايد دو فرقه اشعرى و معتزلى و اختلافات شديد و سختى كه بين آنها جريان داشته مى‌پردازد. علاّمه شبلى بعد از اين وارد مرحله علم كلام عقلى مى‌شود كه مقصود اصلى كتاب است و از آن مبسوطا سخن ميراند.او علل و اسباب پيدايش، تاريخ ظهور كلام و وجه تسميه آن مى‌پردازد سپس بذكر اساسى مؤسسين و بانيان يا شخصيت‌هاى برجسته علم كلام و شرح حالات آنها كه از ابوالهذيل علاف شروع و به خاندان نوبختى پايان مى‌يابد مى‌پردازد. سپس وارد قرن چهارم و از متكلمين اين قرن مى‌نويسد و سپس ميرسد به قرن پنجم كه قرن انحطاط و زوال علم كلام است مى‌پردازد تا اينجا دور اول علم كلام به پايان ميرسد و دور دوم علم كلام يا دور دوم اشاعره است آغاز مى‌گردد و شرح احوال ابوالحسن اشعرى مؤسس طريقه اشعريه و سپس حالات غزالى و رازى دو مرد بزرگ علم كلام آمده و در آخر به ذكر احوال علاّمه آمرى پرداخته است.مؤلف پس از اين علم كلام اشاعره را تحت عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره زير دقت نظر گرفته و مسائل اختصاصى اشاعره مورد انتقاد قرار داده است. بعد از اين دوره سوم آغاز مى‌گردد در اين بحث علاوه بر شرح احوال ابن رشد، ابن تيميه و شاه ولى الله از ابتكارات و اختراعات آنها در علم كلام به تفصيل و مشروح بحث نموده است.مؤلف براى تكميل تاريخ علم كلام از اين پس دفترى از حكماى اسلامى كه در اثبات مسائل مذهبى روى اصول فلسفه و تطبيق شريعت با منطق و حكمت مقامى بلند و ارجمند دارند باز كرده از فارابى، ابن سينا و ابن مسكويه و در آخر از شيخ اشراق و خصوصيات و مميّزات او در فلسفه صحبت داشته در آخر اين بخش كتاب تاريخ علم كلام مؤلف يك بحث با عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام‌دارد او اوّل از اينجا آغاز مى‌كند كه اين فكر سالها در اذهان رسوخ داشته كه بيشتر مسائل علم كلام مقتبس از يونانيان و از آنها گرفته شده و مسلمانان فاقد قوه ابتكار و اختراع بوده خطايى بزرگ است و با قلم خود چنان با دليل و برهان روشن مى‌سازد كه براى خواننده هيچ شك و شبهه‌اى باقى نمى‌گذارد كه مسلمانان در الهيّات فرسنگها از يونانيان جلو بوده‌اند و علامه شبلى در آخر اين بحث علم كلام را تشريح كرده كه علم كلام عبارت از دو چيز است يكى اثبات عقائد اسلامى و ديگر ردّ بر فلسفه ملاحده و ديگر مذاهب بخش دوم: بخش دوم كتاب كه به نام علم كلام جديد است با مقدّمه مترجم آغاز و سپس ديباچه مؤلف و بعد از آن بحث علوم جديده و مذهب، مذهب جزء فطرت انسانى، مذهب اسلام و در بحث عقل و مذهب مى‌آورد كه دليل منكرين مذاهب در غرب برپايه اين مسئله است كه مذاهب را برخلاف عقل يافته‌اند و الاّ اگر مذهبى مبتنى بر عقل و مطابق با تحقيقات عقلى باشد اين مخالفين را با آن هيچگونه مخالفت و نزاعى نخواهد بود و علاّمه در اينجا واضح و آشكار مى‌كند كه اسلام در ميان مذاهب تنها مذهبى است كه عقل را تاج افتخار انسانى قرار داده و تمام تعاليم آن هماهنگ با عقل و منطق است. بعد از اين بحث وارد مرحله الهيّات مى‌شود و در صانع عالم تحت عنوان وجود بارى سخن مى‌گويد و در رابطه با اثبات صانع فقط طريقه قرآن مجيد را در اين باب برگزيده و دلايل و براهین حكما و متكلمين را در اين باب رد مى‌كند سپس به ذكر اعتراضات عمده ملاحده فعلى اروپا پرداخته و يك‌يك را جواب و ردّ مى‌كند بعد از فراغت از بحث واجب به بحث از نبوت مى‌پردازد و در آخر اين بحث، نبوت محمد(ص) مورد بررسى قرار مى‌گيرد و براى اينكه اثبات نمايند كه پيامبر(ص) با منبع وحى اتصال داشته بعضى از مسائل مربوط به عقايد، عبادات، اخلاق و...آورده‌و آنها بقدرى كامل، متقن و بلندپايه‌اند كه در مخيله هيچ حكيم و فيلسوف و يا قانونگذارى خطور نكرده و آنها بدون وحى ممكن نيست به فكر كسى بيايند از جمله حقوق اجتماعى اسلام:حقوق انسانى، حقوق زن، حقوق عامه مردم و وراثت و...در اينجا مسئله تأويل را كه از مسائل مشكل و بسيارى از اختلافات مذهبى از اين مسئله سرچشمه گرفته مورد بحث قرار داده است پس از آن علاّمه شبلى وارد بحث در روحانیات شده ملائكه، وحى و الهام و سپس به مسئله ترقى و تمدن كه مورد توجّه فلاسفه امروز است پرداخته زيرا فلاسفه مذاهب را سد راه ترقى دانسته‌اند و ثابت مى‌كند كه اسلام دينى است جامع و كامل كه تمدن را با آغوش باز مى‌پذيرد و آنرا در دامن خود پرورش ميدهد آخرين بحث در اين مرحله بحث پيوستگى بين دين و دنيا آمده و بخش دوم با دو ضميمه كه عبارت از دو خطابه از امام رازى و آن ديگر از امام غزالى كه راجع به نبوّت و رسالت ايراد شده پايان مى‌يابد. در آخر اين قابل ذكر است كه در آغاز هر بخش، فهرست موضوعى کتاب‌ها به تفصيل آمده است و در آخر بخش کتاب‌ها فهرست اعلام و غلطنامه درج گرديده است. كتاب تاريخ علم كلام كه از دو بخش تشكيل شده و در يك مجلد منتشر شده است، تألیف علامه شبلى نعمائى هندى است كه بوسيله سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى از زبان اردو (ظاهرا زبان اصلى كتاب باشد) به زبان فارسی ترجمه شده است چاپ اول،1386 توسط ليتوگرافى و چاپ ديبا (انتشارات اساطير)
بازخوانی مجدد نظریه افلاک سهروردی؛ پاسخی به استیلای طبیعت و تقدیرگرایی بر مناسبات انسانی
نویسنده:
مصطفی عابدی-جیقه ، محسن باقرزاده-مشکی باف
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برخی از مکاتب فکری و فلسفی مناسبات انسانی و قلمرو سیاست را ذیل طبیعت و نظام افلاک توضیح داده‌اند. در این تصور با ارائه فهمی کاملا انفعالی از موقعیت انسان در هستی و در برابر طبیعت، امور انسانی به ویژه قلمرو سیاسی با منطق تقدیرگرایی و اوضاع طبیعی و فلکی امکان‌پذیر شده است. در مقابل برخی از فلاسفه به ویژه سهروردی با تصور فوق مخالفت کرده و کوشیده‌اند با ارائه تصویری فعال و خلاق از آدمی در نظام طبیعت نه تنها قلمرو سیاست را در برابر طبیعت استقلال ببخشند، بلکه مناسبات نظام طبیعت را با منطق قلمرو سیاست ترمیم ساخته و تکامل دهند. نگارندگان در این مقاله می‌کوشد با استفاده از روش توصیفی‌ تحلیلی به موضع سهروردی دراین‌باره بپردازد. به همین منظور ابتدا توصیف سهروردی از وضعیت نخستین که در آن طبیعت فلکی و استیلای تقدیر ویژگی بنیادی است ارائه شده و سعی می‌شود با استفاده از توصیف نظری سهروردی از چگونگی تحقق انسان مقتدر، استنتاجی عملی در قلمرو سیاست صورت پذیرد و انقلاب نظری او در باب استقلال قلمرو سیاست از طبیعت و نظام فلکی و همچنین بالاتر از آن قلمرو سیاست را به عنوان بستری برای تحولات وجودی در جهان طبیعت و طبایع فلکی تعین دهد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 96
مطالعۀ تطبیقی نظریۀ سهروردی با نور در قرآن
نویسنده:
محبوب مهرنواز ، فرزانه روحانی مشهدی ، رقیه رنگین کمان
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با هدف تطبیق نظریۀ سهروردی با نور در قرآن انجام شده است. همچنین به‌دنبال ارائۀ چارچوبی نوین برای تطبیق نظریات فلسفی با قرآن است. برای دستیابی به این هدف، یک فرایند چهارمرحله‌ای اجرا شد. در گام اول، با رجوع به آثار سهروردی، دستاورد حکمت اشراق در قالب یک گزارۀ مبنایی و اساسی تعیین شد. در گام دوم، ضمن مطالعۀ پیشینۀ موضوع، نحوۀ بهره‌برداری سهروردی از مصادیق نور در قرآن بررسی شد. در مرحلۀ سوم، گزارۀ منتخب و آیات متناظر با آن بررسی و تحلیل شد. مرحلۀ آخر با تطبیق و تحلیل گزارۀ منتخب با شبکۀ مفهومی «نور» در قرآن به سرانجام رسید. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نخست، سهروردی بنیان مکتب اشراقی خود را براساس قرآن طراحی نکرده، ولی ادبیات این نظریه وامدار قرآن بوده؛ ازاین‌رو از آیات قرآن به‌صورت ذوقی، تلمیح و استشهاد بسیار بهره برده است. دوم، در قرآن واژۀ «وجود» به خداوند اطلاق نشده و قرآن نقشی ویژه برای صفت نور در میان سایر صفات الهی رقم زده است؛ بنابراین می‌توان نور بودن خداوند برای آسمان‌ها و زمین، یعنی کل گیتی، را با تعبیر «نورالانوار» سهروردی تطبیق داد.
صفحات :
از صفحه 99 تا 122
تحلیل رابطه قوه و فعل با موضوع فلسفه اولی درحکمت متعالیه
نویسنده:
جمشید صدری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه قم,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قوه و فعل از اوصاف و احکام موجود مطلق است، موجود نسبت به فعلیتی که می‌تواند واجد آن شود بالقوه نامیده می‌شود، هرچند به لحاظ فعلیتی که هم اکنون دارد موجودی بالفعل است. موجود مطلق که موضوع فلسفه اولی است به قوه و فعل تقسیم می­ شود، غالب مسایل فلسفی به شکل قضایای مردد المحمول مطرح می‌شوند که اطراف تردید مساوی با موضوع فلسفه است .قوه یک امر وجودی است، منتهی یک وجود ضعیف که آن را از عدم ممتاز می گرداند. وجود از جهت شدت وضعف دو طرف دارد یک طرفش اعلی مراتب وجوداست، طرف دیگرش هیولای اولی است که فعلیتی جز عدم فعلیت ندارد. مقاله حاضر ابتدا به طریقۀ ورود مسئله قوه و فعل به فلسفه اولی و ضرورت بحث از آن می‌پردازد و در ادامه رابطه قوه وفعل با موضوع فلسفه اولی ونحوه صدق وجود بر آن و تناظر آن دو با خیر و شر و طرح شبهات و پاسخ به آنها از دیدگاه حکمت متعالیه را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌ دهد.
صفحات :
از صفحه 205 تا 222
عالم المثال عند الشيخ السهرورديّ و الملّا صدرا الشيرازي و أثره في المسائل العقديّة
نویسنده:
فرقان العواديّ
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 201 تا 232
بررسی تطبیقی دیدگاه سهروردی و آیت الله جوادی آملی در مسأله کارکردهای دین
نویسنده:
فائزه شاه زئی؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دیدگاه های سهروردی و آیت اهلل جوادی آملی در مسئله ی کارکردهای دین انجام شده است. تمرکز پژوهش بر این است که چگونه نوع نگاه به کارکرد دین، جایگاه آن را در زندگی انسان، چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی، تعیین میکند. روششناسی پژوهش: روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و با مطالعه و تحلیل منابع اصلی دو متفکر، دیدگاه های ایشان درباره ی کارکردهای فردی و اجتماعی دین استخراج و مقایسه شده است. یافتهها: آیتاهلل جوادی آملی دین را برنامه ای کامل برای هدایت فرد و جامعه میداند و به نقش حداکثری دین در همه ی ابعاد زندگی انسان باور دارد. در مقابل، سهروردی بیشتر بر کارکرد فردی دین، همچون تهذیب نفس، اخالق و شناخت عالم غیب تأکید دارد؛ هرچند به کارکرد اجتماعی دین نیز اشاره هایی هرچند محدود داشته است. اشتراک هر دو اندیشمند، پذیرش کارکرد معرفتی و فردی دین است و تفاوت اصلی در حدود و عمق توجه به کارکرد اجتماعی آن دیده میشود. نتیجه گیری: هر دو متفکر بر اهمیت دین در ساماندهی زندگی فردی تأکید دارند، اما آیت اهلل جوادی آملی نگاه گسترده تری به نقش اجتماعی دین ارائه میدهد، در حالی که سهروردی بیشتر بر جنبه های فردی تمرکز دارد. این مقایسه، روند تحول نگرش به کارکرد دین از تفکر فلسفی کالسیک تا معاصر را آشکار میسازد،. فردی، اجتماعی
تحلیل عواملِ ضعف اراده از منظر فلسفه اسلامی (بررسی تطبیقی سه دیدگاه ابن‌ سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا)
نویسنده:
حمید عاشوری؛ استاد راهنما: احمدحسین شریفی؛ استاد مشاور: مرتضی رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله «ضعف اراده» یا آکراسیا، به مثابه یکی از معضلات بنیادین در فلسفه عمل، به تبیین چراییِ کنش فاعل برخلاف حُکم صواب خویش می‌پردازد. این پژوهش با اذعان به خلأ یک تحلیل نظام‌مند در سنت فلسفه اسلامی، این موضوع را به صورت تطبیقی مورد واکاوی قرار می‌دهد. هدف، ارائه یک تحلیلِ جامع و چندساحتی از این پدیده، از طریق بررسی تطبیقی آراء سه فیلسوفِ بزرگ فلسفه اسلامی (ابن‌سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا)، در سه قلمرو شناختی (بینشی)، انگیزشی (گرایشی) و زیستی است. بدین منظور، براساس روش کتابخانه‌ای، به آثار ایشان مراجعه و سپس با روشی تحلیلی به بیان جوانب مختلف دیدگاهشان و در نهایت بیان دیدگاه مختار و برگزیده پرداخته‌ایم. دستاورد محوری این رساله، صورت‌بندی یک نظریه مختار در باب مبادی صدور فعل است که با تفکیک دقیق مراحل فرآیند ارادی در فاعلیت بالقصد — شامل حلقه‌های واسطی چون «سنجش و موازنه» و «تصمیم بر التزام عملی (ایمان)» — و تعمیم تحلیل به سایر اقسام فاعلیت انسانی (بالرضا و بالتجلی)، چارچوبی علّی برای فهم این پدیده فراهم می‌آورد. بر مبنای این الگو، یازده علت بنیادین برای ضعف اراده شناسایی و طبقه‌بندی شد که طیفی وسیع از عوامل، از اختلال در ساحت بینش (مانند ضعف علم و باورهای غیرمنطقی) و ساحت گرایش (نظیر نارسایی در حبّ و اختلال در ایمان) تا تأثیرات زمینه‌ساز امور زیستی را در بر می‌گیرد. یافته نهایی تحقیق آن است که ضعف اراده، پدیده‌ای تک‌علتی نیست، بلکه معلولِ تعامل پیچیده مجموعه‌ای از عوامل در یک ساختار چندلایه است که مدل ارائه‌شده می‌کوشد آن را به صورتی منسجم تبیین نماید.
نگرش شیخ اشراق در تبیین هستی‌شناسانه از مفاهیم فلسفی
نویسنده:
محمدحسین ایراندوست
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحلیل «مفاهیم فلسفی» از جهات متعددی اهمیت دارد. فیلسوفان این مفاهیم را رمز شناخت و راه‌حلی برای کشف‌ واقع‌ می‌دانند. بیشتر این مفاهیم در هیئت «قضیه حملیه مُردّد المحمول»، مسائل فلسفه را تشکیل داده‌اند. تبیین هستی‌شناسانه از مفاهیم فلسفی، به پاسخ این پرسش منتهی می‌شود که موطنِ پیدایش این مفاهیم کجاست؟ آیا می‌توان آنها را واقعیت‌هایی در عالم وجود دانست؟ دراین‌باره دو نظریه عمده وجود دارد؛ اول: نظریۀ «زیادت و عینیت» که بر اساس آن مفاهیم فلسفی زاید بر اشیاء و از عینیت برخوردار است. دوم: نظریۀ «زیادت و ذهنیت» که مفاهیم فلسفی را زاید بر اشیاء می‌داند، اما کاملاً ذهنی است. شهاب‌الدین سهروردی (متولد ۵۴۹ ق) مفاهیم فلسفی را «اعتباری» به معنای ذهنیِ محض تلقی می‌کند و این مفاهیم را طبق نظریه «زیادت و ذهنیت»، تحلیل‌شدنی می‌داند. مقالۀ حاضر درصدد است به روش توصیفی - تحلیلی ضمن پاسخ به پرسش‌های مهم تحلیل هستی‌شناختی از مفاهیم فلسفی‌، دیدگاه شیخ اشراق را با دیدگاه متقدمان مقایسه کند. درنهایت این نتیجه به دست می‌آید که تبیین هستی‌شناسانۀ شیخ اشراق در فضایی از بحث که «اعتباریت» را به معنای «ذهنی‌بودن» اخذ نموده است، منافاتی با نظریۀ اصالت وجود ندارد.
صفحات :
از صفحه 129 تا 148