مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1415
قلمرو شناخت عقلانی در نهج البلاغه با تکیه بر شیوه ابن میثم
نویسنده:
کبری خدابخشی صادق آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهعقل و شناخت آن از جمله موضوعات مهم در منابع و متون اسلام در حوزه تفکر اندیشمندان مسلمان می باشد، نهج البلاغه به عنوان گزیده کلام علوی؛ توسط یکی از بزرگان ادب عرب یعنی سید رضی؛ نیز در مواضع مختلف به توضیح، تبیین اهمیت و جایگاه آن پرداخته است. در میان شروح نهج البلاغه، شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی شرحی است که از مباحث کلامی و عقلانی برای تشریح سخن امام امیرالمومنین (ع) کمک گرفته است لذا با توجه به میزان اهمیت شناخت عقلانی از یک سو و شکوهمندی شرح مزبور از سوی دیگر در پایان نامه حاضر بدنبال دستیابی به تشریح شناخت با رویکرد عقلانی در نهج البلاغه با تاکید بر شرح ابن میثم بحرانی هستیم لذا برای حصول هدف خویش تحقیق حاضر را در چهار فصل کلیات، شناخت عقلانی، قلمرو شناخت عقلانی و موانع شناخت تدوین کرده ایم که شرح مختصر آن عبارتست از : تعاریف شناخت و عقل در نهج البلاغه، انواع منابع شناخت در انسان و شناخت حسی که در فصل اول به آن پرداخته شده است.در فصل دوم بحث عقل و تقسیم بندی های آن توسط ملاصدرا و نهج البلاغه بیان شده است.در فصل سوم قلمرو شناخت و مقایسه آن با دیگر منابع شناخت و فصل چهارم موانع شناخت در نهج البلاغه آورده شده است. این پایان نامه مباحثی را که عقل توان ورود به آن را ندارد بررسی کرده است. همچنین دیدگاه ابن میثم در خصوص مباحثی که فعالیت عقل در آن ممنوع شده است بررسی گردیده است.دستاوردهای این پابان نامه عبارتست از :1- امـام علی (ع) عمل به گفتار و رفتار انبـیاء و اوصیاء ، ایمان به غیـب را از جمـله ابزار شناخت می داند که در جلوگیری از گمراهی بشر به طور کامل موثر است.2- محدودیت و محرومیت حواس،عقل و قلب هریک دارای قلمرو مشخصی هستند و از دسترسی به پاره ای از معارف فراتر از خود محروم می باشند در کلمات امام علی (ع) مشاهده می شود.
بررسی تطبیقی مسئله عقل و وحی در مدرسه کوفه و بغداد
نویسنده:
سیداحمد حسینی بهارانچی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی مسئله عقل و وحی در دو مدرسه کوفه و بغداد می‏پردازد و بر آن است تا با رویکرد تاریخی بین این دو مدرسه مهم شیعه که اندیشه‏های آنها از قرن دوم تا پنجم بر افکار جامعه تشییع حکم فرما بود مقایسه‏ای انجام دهد. در سرتاسر این تحقیق و در گزارش هر دو مدرسه، دو مسئله مهم پی‏گیری شده است: 1- جایگاه عقل در نزد اندیشمندان این دو مدرسه، 2- بررسی آراء این اندیشمندان دربار? نحو? تعامل عقل و وحی.متکلمین کوفه که عمدتاً شاگردان امام باقر، امام صادق و امام موسی کاظم: هستند مستقیماً از نعمت مصاحبت با منبع وحی برخوردار بودند؛ اما این نکته آنها را از فعالیتهای عقلانی باز نمی‏داشت و در بسیاری از گزارشهای رسیده دربار? فعالیتهای کلامی آنها و همچنین در روایاتی که خود راوی آن هستند عقل گرایی و خردورزی به وضوح نمایان است؛ اما نکت? ویژه‏ای که در این مدرسه به چشم می‏خورد قائل بودن اندیشمندان آن به حجیت توأمان عقل و وحی است به این معنی که آنها برای عقل در مسائل اساسی کلامی حجیت ذاتی و استقلالی قائل بوده، اما معتقد به حجیت انحصاری آن نیستند بلکه معتقدند عقل برای رسیدن به هدف خویش نیاز دارد تا دست تمنا به سوی وحی در زمین? مواد مورد نیاز برای خردورزی و حتی گاهی در کیفیت و نوع استدلال دراز نماید و در غیر این صورت اگر چه رسیدن به سرمنزل مقصود برای او غیر ممکن و محال نیست لیکن راهی پر خطر و پرفراز و نشیب است.و اما در مدرسه بغداد شرایط اجتماعی و جایگاه تفکرات شیعه در بین مسلمانان به گون? دیگری رقم ‏خورد. متفکرین این مدرسه به علت داشتن فاصل? زمانی با دوران حضور ائمه: و نیز به واسط? حاکمیت تفکرات معتزله در آن دوران بر قاطب? مسلمین، تفکرات شیعه و متفکرین آن با معتزله و دیگر تفکرات مطرح در آن دوران در رقابتی تنگاتنگ به سر می‏بردند. از این روی اندیشمندان تشیع در مدرسه بغداد که مهمترین آنها مرحوم شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی هستند تمام تلاش خود را به کار می‏گرفتند تا در عین حفظ کیان تشیع و تبیین و دفاع از آموزه‏های آن(نقل‏ها و گزارشات رسیده از ائمه) به گونه‏ای با تفکرات حاکم تعامل برقرار نموده و عقلانی بودن آموزه‏های تشیع را در مباحث و مناظرات خود اثبات و تبیین نمایند. همین أمر باعث شد آنها دیدگاه خود در باب عقل و وحی را به گونه‏ای تبیین و مطرح کنند که متناسب با زبان علمی آن دوره باشد. به عبارت دیگر آنان در اصل نظریه‏ی عقل گرایانه‏ی شیعه تغییری ندادند بلکه با محدود ساختن دایره حجیت وحی در حوزه‏ی عقاید، زمینه‏ی حضور منابع وحیانی در کلام شیعه را کم رنگ کردند. به همین جهت در دو مدرسه‏ی کوفه و بغداد، عقل و وحی حجیت دارند لکن در میزان حجیت و همچنین نحوه‏ی استفاده‏ی دانشمندان این دو مدرسه از این دو منبع شناخت، اختلافات زیادی دیده می‏شود. ریشه‏های احتمالی این تفسیر حداقلی از جانب متکلمان بغدادی شیعه را اینگونه می‏توان برشمرد: ممکن ساختن برقراری ارتباط با اندیشه‏های رقیب به ویژه معتزله در زمانه‏ی حاکمیت اندیشه اعتزالی و انزوای کلام شیعه، کم رنگ شدن نظریه‏های متکلمین نخستین(در عصر حضور) و فقدان پشتوانه‏های نظری کافی برای حمایت و دفاع از دیدگاه آنان، فقدان فعالیتهای جدی حدیث پژوهی توسط اندیشمندان این مدرسه، پیچیدگی و دشواری نظریه‏های متکمان کوفه و فقدان زمینه‏های مناسب در آن عصر برای بازخوانی و تشریح آنها. تذکر این نکته به جا است که متکلمین بغداد در نوع برخورد با میراث به جای مانده از مدرسه کوفه رویه‏ای واحد نداشتند و به عنوان مثال شیخ مفید نسبت به سید مرتضی از این آموزه‏ها در تبیین‏های کلامی خویش بیشتر استفاده می‏کرد و به نوعی می‏توان گفت روش او به روش متکلمین کوفه نزدیک‏تر است؛ اما سید مرتضی جدای از مظنون بودن به بسیاری از گزارشهای رسیده از این مدرسه تحت عنوان عدم حجیت خبر واحد، ظاهر بسیاری از روایاتی نیز که صدور آن از جانب معصوم برای وی به اثبات رسیده بود را به خاطر هماهنگ نبودن با هندسه معرفتی مورد نظر خود به تأویل می‏برد.کلید واژه: عقل، وحی، مدرسه‏های کلامی، مدرسه کوفه، مدرسه بغداد، تعامل عقل و وحی
معناشناسی حکمت از منظر قرآن و حدیث
نویسنده:
حسن احمدنیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قرآن کتابی است که نیاز به تدبر دارد و مسلماً صاحبان خرد، بیشترین سهم را در این بهره گیری دارند. لغت یونانی فیلوزوفیا در متون منطقی قدیمی که از یونانی به عربی ترجمه شده، به لفظ حکمت برگردانیده شده و عرب، لغت فلسفه را نیز مرادف حکمت به کار برده است حکمت، تاب معانی مختلفی را دارد که از جمله مصادیق آن، می توان به دانش، معرفت، نبوت، علم سودمند و ... اشاره کرد که در یک کلام، علم به حقیقت اشیاء مدنظر است. مفاهیمی وجود دارد که در آیات به همراه این کلمه ذکر شده اند، می توان از این راه شناخت جامع تری از واژة حکمت به دست آورد. کلماتی مانند خیر کثیر، شکر و افعالی مانند ایتاء، تعلیم و ... . کلمات جانشین به واژگانی اطلاق می شود که سبکی مشابه حکمت را داشته باشند، مانند عقل، ذی حجر، لبّ و فکر. واژه ای که دقیقاً متضاد حکمت می باشد، جهل است که شناخت جهالت، تأثیری شگرف در دستیابی به مقدمات حکمت دارد. برای رسیدن به حکمت از منابعی مانند کتب آسمانی، انبیا، اهل بیت (ع)و رعایت اصول اخلاقی باید استفاده نمود. حکیم باید شرایطی چون عدم پیروی از هوای نفس، ایمان و کسب اخلاص را مد نظر خود قرار دهد. آسیب هایی چون اکتفاء به حکمت نظری، طمع و پرخوری مانع وصول به حکمت می شوند که توجه به آن امری ضروری است.
حوزه معنایی حکمت و تبیین گستره آن در قرآن کریم
نویسنده:
فاطمه اسحاقیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
برای «حکمت» در تفاسیر معانی و مصادیق متعددی ذکر شده‌است. این اختلاف وتعدد، نوعی توسعه معنایی در طول زمان ایجاد کرده که باعث اختلاف نظرهایی شده‌است. حتی در دوره‌های متأخر به فلسفه هم «حکمت»اطلاق شده‌است و حال آن‌که «حکمت قرآنی» و «فلسفه» در تعریف، روش، غایت و هدف با هم تفاوت دارند. بررسی و تحلیل دقیق معنای قرآنی «حکمت» می‌تواند تصویری روشن از منظورقرآنی آن ارائه داده و حدّ و مرزها را مشخص کرده و این اختلافات را کمتر کند. یکی از روش‌های مورد استفاده برای پژوهش و تحلیل معنایی کلمات، نظریه‌ی «حوزه‌های معنایی»‌ در «معنی‌شناسی» است، با استفاده از روش‌ و اصول این نظریه «حکمت» واژه‌ی ‌کانونی‌ و هسته‌ی‌مرکزی ‌حوزه‌ی‌معنایی‌ قرار‌گرفته‌ و حول‌ آن‌ کلمات‌ِکلیدی«رسول»، «وحی»، «کتاب»، «تعلیم»، «تزکیه»، «حکیم»، «علیم»، «عزیز» و... قرار گرفته و در کنار سایر هم‌نشین‌های این حوزه معنایش روشن می‌شود. در نتیجه «حکمت قرآنی» بسیار نزدیک به معنای آن در جاهلیّت بوده و عبارت از کلام یا حُکم متقن،دقیق و سنجیده‌ای است که برای تعلیم و تربیت، تأدیب، و تعذیب بیان می‌شود، اعمّ از این‌که اَحکام و فرایض و سنن بوده که خاصیّت تشویق یا بازدارندگی و جلوگیری از گناهان و جرایم را دارند یا کلامی ارشادی که برای تربیت نفوس موثر باشد، و پشتوانه علمی و اجرایی آن‌ها خدای حکیمِ عزیز و علیم است.«حکمت» قرآنی در اتقان و وضوح هم‌ردیف «کتاب» قرار دارد و اعطاییِ خدای تعالی و در کنار «کتاب» از ارکان و ابزار‌های هدایتی و تربیتی رسول به‌شمار می‌آید. هم‌چنین خود «کتاب» شامل حکمت‌های‌الهی است. «حکمت» قابلیّت «تعلیم» و «تعلّم»داشته و دارای درجات و مراتب بوده و«علم»،«بیّنات»و«حجّت» در برخی موارد توان جانشینی با «حکمت» را دارند. شاید وجه اشتراکِ اتقان وسنجیدگی کلام بوده که لفظ «حکمت» را هم‌نشین و بلکه جانشین «فلسفه» قرار داده‌است.
حکمت و سفاهت در قرآن کریم
نویسنده:
محمد علیزاده قایمیه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده: حکمت در لغت، به چند معنی و از آن جمله علم آمده است و حکیم، عالم و صاحب حکمت است، و اتقان دراطلاق می گردد. « محکم » امور دارد، و همچنین در مفهوم حکمت بر هر چیز نفوذ ناپذیری، صفتاست به معنای « ا?حکام » از مصدر « حکمت » ، دانشمندان در معنای این کلمه، بیست و نه قول دارندکه در اصلاستواری درعلم و گفتار و کردار و یا علم شریعت، عقل، علم و یا همهی اینها می باشد و یا حکمت آن چیزی است کهانسان را از انجام کار قبیح دور میکند و یا به این دلیل حکمت نامیده شده است که مانع جهل و یا امور ناشایست دیگراست.کلمهی حکمت 20 مرتبه و در 19 آیهی قرآن بکار رفته است. در تفاسیر آیاتی که سخن از حکمت گفتهاند حکمتبه معنای محکم و درست و یا کلام و امری که مطابق با واقع و حق باشد، است و در روایات آمده است که حکمت بهمعنای فهم، عقل، شناخت رهبر الهی عصر، روشنی راه و عدول نکردن از مرتبهی انسانیت و... میباشد.سفاهت که معنای چندی دارد و از آن جمله ضد حلم بودن و به معنای جهل است و اصل آن خفت میباشد، وسفاهت یعنی زشتخویی، و در اصل، سبکمغزی و جهالت و خفت عقل میباشد، و سفیه به معنی نادان، ضعیف، أحمق ویا کسی را گویند که نسبت به احکام دینی جاهل باشد، و همچنین سفیه کسی است که اموالش را در راه غیر صحیح بهکار میگیرد. و آن فردی است که توأم با تزلزل و اضطراب فکری است، و از آنجا که متمکن از حفظ قوه غضبیه نیستجاهل، سبک مغز و خفیف العقل است سفیه میباشد و مفهوم سفاهت در 10 آیه و 11 بار در قرآن کریم بکار رفته است.در روایات هم مقولهی سفاهت به معنای سبکسری است و اموری همچون شراب خواری و خوی پستی و زورگویی به فردپایین دست و منازعه و جدال کردن با فرد هم مرتبهی خود و خواری در برابر بالا دست خود، همه مصادیق سفاهت است.
گفتمان فلسفي نوصدرايي (حکمت و عقلانيت)
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دائرة المعارف اسلامی طهور,
نقش عقل در معرفت دینی و کاستی های آن
نویسنده:
حامد علی اکبرزاده , محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی,
چکیده :
مسئله نقش عقل و محدودیت­ های آن در شناخت معارف دین، همواره مورد بحث بوده است. برخی معتقدند که عقل هیچ نقشی در شناخت معارف دین ایفا نمی­کند و گروهی دیگر نیز برای عقل نقش­های مختلفی به­ صورت حداکثری و حداقلی در شناخت قائل ­اند. در این مقاله بر اساس نگاه شیعی به مسئله عقل و دین تلاش شده است تا ضمن اثبات حجیت و اعتبار عقل در شناخت معارف، نحوه نقش ­آفرینی آن که به سه شکل عمده یعنی میزان، ابزار (مصباح) و منبع شناخت (مفتاح) است، ابتدا اثبات و سپس مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. ضمن اینکه محدودیت­های عقل در شناخت برخی عرصه­ های معرفتی تحلیل و به برخی مصادیق آن نظیر عدم ادراک ذات خداوند، عدم ادراک جزئیات دین، ناتوانی در نفس­ شناسی، ناتوانی از انشای حکم و اعمال مولویت، عدم امکان شناخت همه حقایق عالم و ناتوانی از درک برخی امور اخروی نظیر معاد جسمانی اشاره شده است.
صفحات :
از صفحه 29 تا 47
عقل و دین از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
ظاهر اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی رابطه عقل و دین یکی از بحثهای دین یکی از بحثهای دیرینه در میان دین پژوهان و فلاسفه بوده است که هر کدام نسبت به سازگاری و ناسازگاری آنها پرداخته و به کارکردهای عقل در رابطه با دین اظهار نظر فرموده اند. در این رساله دیدگاه اختصاصی غزالی و ملاصدرا که هر دو نقش مهمی در این میان داشته اند مطرح شده است. آنچه مطالب این رساله را در برخواهد داشت چهار فصل است. در فصل اول به تاریخچه این بحث در میان اندیشمندان مسلمان و مسیحی پرداخته شده همچنین در این بخش واژه های کلیدی عقل، دین توضیح داده شده و مراد اصلی از واژه مورد نظر در این بحث تبیین گردیده است. در فصل دوم به شرح حال و آراء غزالی در پیوند عقل و دین پرداخته شده و عمده دلایل مخالفت غزالی با فلاسفه مورد پژوهش قرار گرفته است. هرچند غزالی در مخالفت با فلاسفه مشهور گشته ولی خودش لحظه ای از تفکر عقلانی غافل نشده و به هماهنگی عقل و شرع اصرار ورزیده است. غزالی از متکلمان اشعری و فقهای نامدار شافعی است که دیدگاه وی را باید از این دو زاویه مورد بحث و کنکاش قرارداد ایشان عقل را به عنوان مفتاح شریعت می پذیرد و بعد از اثبات شرع به آن توجه و اعتنایی نمی کند. در فصل سوم گزیده زندگانی و آثار ملاصدرا معرفی و دیدگاه او در رابطه با عقل و دین بیان شده است ملاصدرا از حکمای شیعه است که حکمت متعالیه را بنیان نهاده و به تطابق حکمت و شریعت اصرار ورزیده است. در نظام حکمت صدرایی قرآن برهان عرفان موید یکدیگر خوانده شده است. از دیدگاه ملاصدرا هم قبل از شرع و هم بعد از شرع ما نیازمند استدلالهای عقلی و مکاشفات ذوقی هستیم و هیچگاه مکاشفات ذوقی با قوانین برهانی در تضاد و ستیز نخواهد بود. در فصل چهارم میان دیدگاه غزالی و ملاصدرا مقایسه انجام گرفته است. خلق آثار عدیده تاثیر نفوذ افکار آنها بر متأخران اهتمام به کشف و شهود عرفانی پای بندی به استدلالهای عقلی و برهانی تدریس و تحقیقاز جمله امتیازات مشترک این دو دانشمند بزرگ است. اماآنچه حکیم متاله صدرای شیرازی را از حجت الاسلام غزالی امتیاز می بخشد ابتکارات جدید او و بنیانگذاری حکمت متعاله است. او نسبت به حکمای مسلمان و فلاسفه یونان باستان با دید مثبت نگاه می کند برخلاف غزالی که به بیان تهافت آراء آنها پرداخته و برخی از آراء فیلسوفان مسلمان را موجب کفر آنها می داند. غزالی و ملاصدرا برای عقل نقش و جایگاه ویژه ای را در نظر می گیرند. غزالی کاربرد عقل را تا زمان دسترسی به شرع برجسته دیده و پس از آن آنرا کنار می گذارد ولی ملاصدرا هیچگاه عقل را کنار ننهاده بلکه هم قبل از شرع و هم بعد از شرع از آن مدد می گیرد.
حکمت متعالیه و بیان چگونگی کاربرد آن در تفسیر قرآن ملاصدرا
نویسنده:
حسین‌علی رمضانی مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قرآن کریم معجزه‌ی پیامبر اکرم‌(ص)،همواره در طول تاریخ اندیشمندان ومحققان بزرگی را بر آستان حقایق خود به تعظیم وا داشته است.تلاش برای فهم حقایق راستین کلام الهی از همان بدو نزول آن تابه امروز، سبب پدید آمدن تفاسیر با ارزشی از این کلام الهی گردید.در این میان ، تفسیر صدرالمتألهین یکی از تفاسیر برجسته و ممتاز امامیه به شمار می‌رود . این تفسیر در بردارنده تمامی آیات وسور قرآن نیست ، امّا به لحاظ محتوا ومعنا از پرمایه‌ترین و ژرف ترین و به لحاظ روش،از جامع‌ترین تفاسیر به حساب می‌آید.این نوشتار که با هدف شناخت وشناسایی تفسیر واندیشه‌های تفسیری ملاصدرا تدوین گردیده است در دو بخش به چگونگی کاربرد حکمت متعالیه در تفسیر قرآن ملاصدرا می‌پردازد.بخش نخست این نوشتار به دوفصل تقسیم می‌شود . در فصل اول به معرفی حکمت متعالیه ، چگونگی شکل گیری آن و بیان روش حکمت متعالیه در شناخت حقایق پرداخته شده است. ملاصدرا با بهره‌گیری از سه منبع عقل،وحی و شهود توانست حکمت متعالیه را پی ریزی کند. وی با آگاهی از روش مکاتب پیش از خود ،طریقه هر کدام از آنها را به تنهایی برای رسیدن به مطلوب ومقصود کافی نمی‌داند وبرآن است تا با تلفیقی از روش مکاتب پیشین راهی نو و بدیع در رسیدن به حقیقت ارائه دهد.فصل دوم از این بخش به بیان تفسیر وروشها وگرایشهای تفسیری وهمچنین به بیان روش وگرایش ملاصدرا در تفسیر قرآن پرداخته شد.بخش دوم این نوشتار که هدف اصلی از نوشتن این پایان‌نامه را در بر دارد به بیان شواهد و نمونه‌هایی از تفسیر ملاصدرا می‌پردازد که ضمن آن چگونگی کاربرد اصول حکمت منعالیه درتفسیر روشن می‌‌گردد.این بخش به چند فصل تقسیم می‌شود. که در هر فصل ابتدا توضیح مختصری از آن مبانی واصول داده شده است وسپس به بیان شواهد ونمونه‌هایی در تفسیر ملاصدرا، که ایشان با بهره‌گیری از آن اصل به تفسیر آن آیه مبادرت ورزید ،پرداخته شده است .از جمله اصول ومسائلی که در این بخش از نوشتار در طی فصول جداگانه به آن پرداخته شد ، عبارتنداز: حرکت جوهری ونتایج آن ،بسیط الحقیقه کل الاشیاء ، مثل افلاطونی، مسأله علم باریتعالی ومراتب آن ، معاد جسمانی ، خلود کفار در عذاب ، اصالت وجود ،وحدت وجود ووحدت تشکیکی آن.
  • تعداد رکورد ها : 1415