جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
فرهنگ مصطلحات عرفانی – حکمی ویژه‌ی سید حیدر آملی در جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار و مقایسه با مثنوی شریف مولانا
نویسنده:
لیلا نعمتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جنبه‌های فکری در حوزه‌ی ادبیات ایران و اسلام،آموزه‌های حکمی و مفاهیم عرفانی است که تلفیق این دو موضوع از قرن هفتم هجری به بعد به ویژه با ظهور بزرگانی همچون مولاناجلال‌الدین بلخی و سید حیدر آملی به اوج اعتلاء می‌رسد.سیدحیدر آملی شخصیتی است در ملتقای عقل، نقل و شهود بلکه جامع اندیشه‌ای علمی و قدرتمند و شهودی روشن و قابل اثبات با ابزار عقل و نقل در برابر شخصیتی که از جهت هرم فکری و کمال معنوی با یکدیگر همانندی می‌نمایند، مولانا نیز از عقل، نقل و شهود به کمال برخوردار است، وی در سیر اندیشه‌ی خویش همیشه با استفاده از آیات الهی عقل و شهود خود را تفسیر و توجیه می‌کند.در این پژوهش سعی بر آن بوده تا با تکیه بر دو اثر برجسته‌ی جامع‌الاسرار و منبع الانوار از سید حیدر آملی و مثنوی معنوی مولوی، ضمن استخراج و شرح اصطلاحات عرفانی- حکمی، از راه مقایسه، وجوه اشتراک و امتیاز این دو اثر و نیز افق فکری ودیدگاه معرفتی دو تن از بزرگان عالم بازنمایی شود. همچنین انتظار می‌رود از راه شناخت و تبیین کلید واژه‌های عرفانی این دو کتاب با مطالعات تطبیقی و بینامتنی بتوان به روابط پیچیده‌‌ی تجربه‌ها و تعبیر در حوزه‌ی عرفان و نیز حل عقده‌های معنایی در آثار عرفانی نائل آمد.فصل اول رساله به مقدمه و کلیات بحث همچون اهمیت، پیشینه، اهداف و روش تحقیق اختصاص دارد؛ فصل دوم مروری است کلی بر عرفان و تصوف و بیان ویژگی‌های اجمالی هر یک؛ در فصل سوم و چهارم به ترتیب شرح احوال و آثار و عقاید سیدحیدر آملی و جلال‌الدین محمد مولوی آمده است؛ فصل پنجم قسمت اصلی و بخش اعظم رساله است که در قالب 72 مدخل به طرح و شرح اصطلاحات عرفانی و حکمی اختصاص دارد؛ در فصل ششم که بخش پایانی است هم به نتیجه‌گیری از مباحث و جمع‌بندی مطالب پرداخته شده است.
بررسی تطبیقی اشعار حکمی متنبی و صائب تبریزی
نویسنده:
فاطمه شرهان‌زاده ملاکه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اهمیت حکمت این است که نفس آدمی را بسوی کمال، مکارم اخلاق و ارزش‏های انسانی هدایت می‏کند. از نقطه نظر فلسفی حکمت یعنی دریافت حقیقت؛ از آن جهت به دریافت حقیقت، حکمت گویند چون استحکام دارد، و پشتوانه اش واقعیت است، برخلاف دریافت‏های غیرمنطبق که استحکام ندارد.هدف از حکمت در شعرنصیحت و پندواندرز می باشدکه حاصل تجربه شخصی و تفکر طولانی در امور زندگی می باشدهر دو شاعر در سرودناشعار حکمی موفق بودهو با توجه به زندگی نامه هر دو شاعر و بیان دیدگاه‏های آن دو، درمی یابیم که ا شعارحکمی متنبّی ریشه در قرآن و حدیث داشته، همچنین ماخذ حکمت متنبّی سفرها تجارب فردی مطالعه در احوال و سرنوشت مردم می‌باشد و صائب نیزبه دلیل آشنایی او با قرآن وحدیث به حکمت واشعار حکمی روی آورد.
ریشه‌یابی اندیشه‌های ایرانی در آثار ادب فارسی قرنهای چهارم و پنجم و مطابقت آنها با منابع عربی
نویسنده:
پیمان صالحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
زبان و ادب عربی همواره در طول تاریخ، از راههای مختلف، متأثّر از فرهنگ و تمدّن ایرانی بوده است. پیش از اسلام، فرهنگ ایرانی به سبب عوامل متعددی از جمله، تجارت، رفت و آمد شاعران جاهلی به دربار ساسانی، نفوذ سیاسی و نظامی ایرانیان به یمن، استقرار در منطقه حیره و... به فرهنگ و ادب عربی سرایت کرد. پس از اسلام نیز، به دلیل عواملی چون نفوذ تشکیلات اداری ایرانیان به دربار خلفای عرب، آشنایی عرب با حکمت‌های ایرانی و ابراز علاقه فراوان نسبت به آنها، ترجمه بسیاری از آثار ایرانی از پهلوی به عربی، ورود سبک نویسندگی عرب به مرحله‌ای جدید توسّط نویسندگان برجسته ایرانی و انتقال فکر و مضمون از فارسی به عربی به وسیله ایرانیانی که دو زبان فارسی و عربی را نیک، آموخته بودند، اندیشه و فرهنگ ایرانی در ادبیات عرب و فنون مختلف آن و نیز در زندگی سیاسی و اجتماعی عرب‌ها، تأثیر بسیار بر جای نهاد.یکی از جلوه‌های آشکار نفوذ اندیشه ایرانی به ادب عربی حکمت‌های این قوم است. در منابع عربی از 42 شخصیت ایرانی، سخنان حکمت آمیزی به شرح زیر بر اساس بسامد این حکمت‌ها، نقل شده است:بزرگمهر 459، انوشروان 349، أَردشیر 164، پرویز 70، قباد 30، بهرام گور 22، آذرباد 15، هرمز بن شاپور 6، رستم 6، اسفندیار 5، منوچهر 4، پشنگ بن تور 4، کیخسرو بن سیاوش 4، افراسیاب 4، هرمز بن انوشروان 4، ‌کیکاوس 4، شاپور بن اقفور شاه 4، یزدگرد بن بهرام 4، جوذر بن شاپور 3، اقفور شاه 3، خسرو بن پرویز 3، اردوان بزرگ 3، اردوان کوچک 3، فیروز بن یزدگرد 3، بالاش بن فیروز 3، دارای کوچک3، گشتاسب 3، فریدون 3، بهمن 3، نرسی بن ایران 2، دارای بزرگ2، زال بن رستم 2، زو بن طهماسب 2، هرمز بن نرسی 2، أَرْدَشیر بن هرمز 2، شاپور بن شاپور 2، شاپور ذو الأکتاف 2، هوشنگ2، نرسی بن بهرام 1، یزدگرد بن شهریار 1،بهرام بن هرمز 1، ساسان 1.علاوه بر 42 شخصیت مذکور، در منابع عربی، تعداد 172 حکمت از ایرانیان (فُرس و عجم) و 23 حکمت از موبدان نیز نقل شده است. بنابراین مجموع حکمت‌های ایرانی در منابع عربی، 1408 مورد بوده که 431 مورد آن تکراری است. از دلایل اصلی جلوه‌گری پندها و اندرزهای ایرانی در بسیاری از منابع عربی این است که خرد محوری اساس تمامی آنهاست و آثار ادبی بر جای مانده از فرهنگ باستانی ایران از جمله شاهنامه، جاودان خرد، الأدب الصغیر و الأدب الکبیر، مینوی خرد، متون پهلوی و... نیز نشان می‌دهد که توجّه به عقل و خرد، از خصیصه‌های بارز اندیشه ایرانی بوده است؛ به همین دلیل با اندیشه‌های اسلامی همسویی و اشتراک داشته و حضور آنها در تفاسیر معتبر قرآن کریم و نهج البلاغه، دلیل محکمی بر این ادعاست.حکمت‌های ایرانی به مرور زمان، دچار تغییر و تحوّل شد، بسیاری از آنها به اسم حکیم در آمد؛ اما کار به اینجا ختم نشد، ادبیات عرب در اثر آمیزش با فرهنگ‌های مختلف از جمله ایرانی، چنان غنی شد که به منزله چشمه‌ای گوارا، منظور نظر شاعران و گویندگان فارسی زبان قرار گرفت و آنان سخنان خود را به حکمت‌های عربی زینت دادند، نتیجه این نفوذ حکمت‌های عربی در ادب فارسی این گمان را برای بسیاری از ادیبان و صاحبنظران به وجود آورد که زبان و ادب فارسی در حکمت‌ها و امثال خود، وامدار ادب عربی است. در این پژوهش، ضمن معرفی بیش از 1000 حکمت ناشناخته ایرانی در ادب عربی این سخن صاحب بن عباد را تفسیر کرده‌ایم که با دیدن کتاب «العقد الفرید» گفت: «هَذِهِ بضاعتنا ردّت إلینا».
نسبت حکمت و تمثیل در اندیشه سهروردی با تاکیید بر رساله "آواز پر جبرییل"
نویسنده:
مریم رجایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه پژوهشی درباره رابطه حکمت و تمثیل در اندیشه سهروردی است که با تأکید بر یکیاز رمزی ترین رسائل وی یعنی "آواز پر جبرئیل" با روشی توصیفی و تحلیلی انجام شده است.هدف از تبیین این رساله نشان دادن جایگاه تمثیل در میان آثار سهروردی است و اینکه آیا این رسائلادبی و تمثیلی می تواند بازگوکننده ی حکمت و فلسفه خاص این فیلسوف بزرگ ایرانی باشد یا خیر؟همچنین بازنمودی است از فلسفه اشراق تا در آن تأکید بیشتری بر جنبه های ذوقی و عرفانی نموده واسلوبی نظام مند در سیر اندیشه های حکمی و تجربه های عرفانی را نشان دهد و نیز بیانگر قصد واراده سهروردی در بیان رمزگونه فلسفه و حکایات تمثیلی و رمزی اش باشد، سهر وردی با تلفیق آراءحکمای پیشین به بازسازی حکمت مشاء با مایه های عرفانی پرداخته است و فلسفه اشراق خود راپیوندی بین فلسفه و تجربه عرفانی قرار داده و با بیانی لطیفتر با شهود و الهام آمیخته است.و در پایان در پی دستیابی به همان حکمت از طریق داستان آواز پر ج برئیل می باشد به طوری کهنشان دهد اساس داستان بر مبانی حکمت وی از جمله مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی وانسان شناسی استوار است که این مهم از طریق رمزگشایی و شرح داستان به وضوح خودنماییمی کند.
شیوه تبلیغ انبیاء اولوالعزم در قرآن کریم
نویسنده:
فاطمه غلامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
همواره انسان در طول زندگی، سوالهایی برایش مطرح بوده اینکه برای چه و از کجا آمده؟ و اکنون باید چگونه زندگی کند؟ خدای متعال که انسان را با فطرتی پاک آفرید، فطرتی که مبدا و مقصدش از او و بسوی اوست اما در این میان موانعی چون جهل و غفلت و یا عناد و غرور، فطرت او را از اصل خویش جدا کرده و اینجا خدای مهربان برگزیدگان خود یعنی پیامبران را فرو فرستاده تا انسان را به آنجایی که تعلق دارد، راهنما باشند. و نیز چون او بندگانش را بهتر از هر کس می‌شناخت به فرستادگانش آموخت که آنها را چگونه دعوت نمایند "ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن" و البته اگرچه این فرمان به خاتم انبیاء و مرسلین است اما قطعاهمان شیوه‌ای است که دیگر انبیاء نیز داشته‌اند زیرا: الف : هدف تمامی انبیاء طبق آیات قرآن کریم یک چیز بوده چرا که پیامبر اسلام جز به آنچه که انبیای سلف مردم را دعوت می‌نمودند به چیز دیگری دعوت نمی‌نمود. "وما ارسلناک من قبلک الا رجالا نوحی الیهم من اهل القری" ب : و نیز طریقی که مردم معاصر پیامبر اسلام "صلی‌الله علیه و آله" پیمودند همان طریق امم گذشته بوده است "کذلک فعل الذین من قبلهم فهل علی الرسل الاالبلاغ المبین" پس قطعا انبیای اولوالعزم نیز باید با بهترین شیوه به تبلیغ بپردازند که آن همان شیوه‌ای است که خدای متعال به حضرت رسول فرمان داد. البته شیوه از نظر اصول و اساس یکی بوده است ولی در فروع و جزئیات با توجه به شرایط مکان و زمان و روحیات مردم و غیره تفاوتهایی داشته‌اند. بخش نخست شیوه حکمت است که در دو قسم حکمت علمی یا سخنان حکیمانه و حکمت عملی یا رفتار و سیره انبیاء بیان شده است . شیوه دوم موعظه حسنه که غالبا در محورهای انذار و تبشیر و تذکر و موارد گوناگون دیگر مطرح شده است سومین شیوه جدال احسن که در دو قسم مطرح شده است جدال لفظی یا علمی که گاهی جنبه روانی هم داشته است . جدال عملی یا جهاد و مقابله که جز در مورد پیامبر اسلام با ارائه معجزاتی از سوی خداوند که در قالب عذاب الهی و نجات پیامبرانش بوده است . و در مورد پیامبر اسلام "صلی الله علیه و آله" که به حسب ضرورت در قالب مبارزه و جهاد بوده و البته در این هم ایشان از موعظه و اتمام حجت دریغ نکرده‌اند و خلاصه کلام حرف تمام انبیاء دعوت به دین اسلام بوده و تنها دینی که انسان را به مقصد می‌رساند و هر کس باید این پیام را با تمام وجود بگیرد و نیز مبلغ آن باشد.
بررسی تطبیقی جایگاه «نور» در حکمت سهروردی و «وجود» در حکمت سینوی و صدرایی
نویسنده:
خالق دیوسالار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر در هستی و پی بردن به راز و رمز آن از دغدغه های بشر پرسش گر بوده به طوری که مدام خود را تشنه چنین آب هستی بخشی می داند، چرا که حقیقت انسانیت در ذات متفکر اوست و تفکری با ارزش است که فارغ از عقل معاش به پهنه بی پایان هستی مخصوصاً به مبدأ با شکوه و والای آن نظر داشته باشد. در این ارتباط مسلمانان متفکر بیکار ننشسته و آستین همت بالا زدند و در این راه رنج و مشقاتی را متحمل شدند که در این بین نقش سه شخصیت یعنی بوعلی سینا ، ملاصدرا و سهروردی بارزتر به نظر می رسد، البته این بدان معنی نیست که کوشش های بقیه ازجمله فارابی ناچیز بوده است. در حقیقتسه شخصیت مذکور عصاره ماقبل خود بوده اند.ابن سینا به موجود می اندیشید و آن را موضوع فلسفه دانسته، مسائل آن را نیز عوارض ذاتی موجود بماهوموجود می داند او موجود را هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجى بدیهى فرض کرده و آن را مشترک معنوی می دانست و معتقد بود ماهیّت هر چیز غیر از هستى آن است یعنی دو مفهوم مغایرند اما این دو در خارج با هم اتحاد وجودی دارند. اومفهوم وجود را تنها در سه حکمِ تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان مشکک می داند که آن نیز به خاطر حکایت ازواقعیت مشکک متصف به تشکیکمذکور است و در ارتباط با اصالت وجود ابن سینا نفسِ وجودِ ماهیت را معلول خود ماهیت ندانسته بلکه آن را معلولِ علت وجود می داند. او ماهیت را در سایه وجود، حق بالغیر می داند .سهروردی بر پایه آن چه ظاهر است به بحث درباره ساختار حقیقت که مستقیماً معلوم ما واقع می شود می پردازد. موضوع حکمت او انوار است. او نور را به آن چه ظاهر بنفسه و مظهر لغیره باشد تعریف می نماید. ظهور نور موجب بداهتش است. سهروردی نورها را تنها به کمال و نقصان مختلف می داند نه به لحاظ نور بودنشان چرا که نور نزد وی چیزی است که به واسطه شدت و ضعفش، مابه الاشتراک و هم مابه الامتیاز به خودش برمی گردد. وی نسبت میان نور وظلمت را سلب وایجاب می داند و ظلمت را قالب نور معرفی می کند. نزد وی در مقوله جوهر، همه انحاء تشکیک تحقق پذیر است. مراد از اصالت نور سهروردی "مبدئیت برای وجود و هستی ها"ست، وی در حکمت خویش حقیقت را به وجود نسبت نمی دهد بلکه آن را به حقایق عینی که بدون واسطه معلوم ما واقع می شوند نسبت می دهد و برای رسیدن بدین منظور از قضایای وجدانی استفاده می کند. وجود نزد ملاصدرا مبناى مسائل الهى است او موضوع فلسفه راواقعیت خارجى معرفی می کند. او وجود را تحقق و صیرورت در اعیان واذهان می داند. مفهوم وجود نزد وی ابسط از هر تصوری بوده و شروع و اول هر تصوری می باشد و از شدت ظهور و بساطتش نمی توان آن را به چیزی آشکارتر از خودش تعریف نمود. عقل بین دو موجود، مناسبت و مشابهتی می یابد که نظیرش رابین موجود و معدوم نمی یابدبدین جهت او مشترک معنوی بودن وجود در بین ماهیات را قریب به اولیات می داند. او ماهیات را اموری تبعی دانسته که از نظر به حدود و مراتب وجودات دریافت شده اند و رابطه میان ماهیّت و وجود را نوعی ملازمه عقلی بین وجود هر شىء و ماهیّت آن است. او وجود را بالذات و?ماهیّت رابالعرض موجود می داند و زیادت مفهوم وجود بر ماهیت از نظر او با تحلیل عقل حاصل می شود. نزد وی وجود در خارج و حاق ذهن با ماهیت اتحاد دارد. ملاصدرا بر خلاف سهروردی قائل به تشکیک در ماهیات نبوده و چون ماهیات را مثار کثرت می داند ذاتاً آن ها را با هم مختلف می داند. او وجودات عینى را حقایقى اصیل می داند و معتقد است که ماهیات، همان اعیان ثابته اند که هیچ گاه بوى هستى به مشامشان نخورده است. سبق زمانى و سبق علّى وجود بر ماهیت را او از اثبات اصالت وجود به دست می آورد. وجود تقدم عینی بر ماهیت دارد و ماهیت بر وجود تقدم مفهومی دارد. ملاصدرا به تشکیک مفهوم وجود از آن نظر توجه دارد که بیانگر ویژگی ای در اصل هستی است او مفهوم صرف را مشکک نمی داند. او در بیان تشکیک از شدت و ضعف و کمال و نقص وجود سخن به میان مى آورد که مفاهیمى ناظر به واقعیتند.
آموزه فضل الهی از منظر قرآن کریم
نویسنده:
سمیه طباطبایی‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
آموزه فضل الهی از منظر قرآن عنوانی است جهت آشنایی ودستیابی به مفهوم فضل و باید گفت، این مطلب از مباحثی است که کمتر در کلید واژگان قرآنی مورد توجهقرار گرفته است. رساله حاضر در یک مقدّمه و پنج فصل نگارش و تنظیم شده است،در فصل اولطرح کلیتحقیق و مباحثی چون اهداف و پیشینه تحقیق وواژگان کلیدی تحقیق موردبررسی واقع می شود. فصل دوم که با عنوان« فضل الهی در قرآن » است به مباحثی چون معنای اصطلاحی فضل و «ذوالفضل از منظر قرآن» وهمچنین فرمان به درخواست فضل از خدا ، از منظر قرآن و روایات اشاره دارد. در بخش دیگری از این فصل،مشمولین فضل الهی به گروهها واشخاص تقسیم ودسته بندی شده اند که مفصل در این زمینه بحث می شود. فصل سوم این رساله به تجزیه و تحلیل مسائل مرتبط با فضل اختصاص دارد وارتباط مسائلی چون رابطه عدل وفضل ،مسأله حکمت و همچنین تفاوت‌های فردی و ارتباط هر کدام از این مباحث با فضل حق تعالی پرداخته شده است. در فصل چهارم شرایط و ضوابط بهره‌مند شدن از فضل مطرح می شود اسباب و عواملی که موجبزمینه ساز شدن فضل حق تعالی می‌شود و همچنین آفات و موانع دستیابی به فضل مطرح و این مهم مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان وظایف انساندر برابر بهره‌وری از فضل الهی بیان می شود. فصل پنجم هم به جمع بندی و نتیجه گیری کلی مباحث اختصاص دارد.
نگرشی تحلیلی و انتقادی به مفهوم لوگوس از یونان باستان تا آباء کلیسا
نویسنده:
منصور معتمدی, ولی عبدی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم لوگوس(Logos) پیش از مسیحیت به صورت انتزاعی در فلسفۀ یونان باستان و یهودیت (عهد عتیق و برخی آثار فیلون اسکندرانی) به چشم می خورد. در فلسفۀ یونان باستان حداقل تا زمان فلسفه افلاطونی میانه و مهم تر از آن تا دوره فلسفه نوافلاطونی لوگوس اصل اول محسوب می شود؛ یعنی همچنان که اشاره خواهد شد لوگوس در نزد هراکلیتوس و بعدها در نظر رواقیون اصل اول است و بدون اینکه واسطه کسی قرار گیرد مستقیماً با جهان ارتباط دارد. از طرف دیگر لوگوس در مسیحیت (مقدمهٔ انجیل یوحنا) برای اولین بار با عیسی (ع) یکی گرفته شده است. بنابراین لوگوس در اینجا مثل فلسفهٔ یونان باستان در معنای انتزاعی به کار نرفته بلکه متجسد شده است. در ابتدا چنین تصور می شود که علت تجسد لوگوس در مسیحیت سنگینی گناه بشر است، همچنان که پولس در رسالاتش به این مسئله اشاره کرده است. اما واقعیت امر این است که بعد از بررسی انجیل یوحنا و آثار آباء کلیسا معلوم می شود که علت تجسد لوگوس در مسیحیت در وهلۀ اول نه به سبب سنگینی گناه که برای منکشف ساختن خداوند پدر است. بدین ترتیب می توان گفت مفهوم واسطه بودن لوگوس برای نخستین بار در مسیحیت و در تقابل با اندیشه های گنوسی مطرح شده است. البته مسئلۀ سنگینی گناه را در پدیدۀ تجسد منکر نیستیم ولی این مسئله در مسیحیت بعد از تفوق آراء پولس مطرح شده است.
صفحات :
از صفحه 105 تا 128
اثولوجیا و حکمت متعالیه صدرالمتالهین
نویسنده:
محمد انتظام
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی تطبیقی فضیلت از دیدگاه کانت و فارابی
نویسنده:
محمد کاظم علمی سولا، مهین فرخ زادگان صفی آباد
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: دانشگاه اصفهان,
چکیده :
این مقاله به بررسی مفهوم فضیلت از دیدگاه کانت و فارابی می پردازد و هدف آن تبیین شباهت ها و تفاوت های موجود در دیدگاه های آن دو در این باره است. در این مقاله مسائل زیر بررسی می شود: فضیلت چیست، منشا آن کدام است؟ آیا فضیلت اکتسابی است یا فطری؟ اگر اکتسابی است، شرایط اکتساب آن چیست؟ آیا فضیلت نسبی است یا مطلق؟ نیز ارتباط آن با خیر، حد وسط، عادت، عقل و اراده بررسی می شود.
صفحات :
از صفحه 109 تا 130