مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1605
بررسی نسبت لذت و ادراک زیبایی در خداوند بر اساس اشکال علامه حلی (ره) و واکاوی استدلال ابن سینا
نویسنده:
لایقی محمدرضا
نوع منبع :
مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن‌سینا در بسیاری از آثار خود پس از اثبات واجب تعالی و توضیح معنای وجوب ذاتی وجود حقّ، سخن را به صفات ذاتِ واجب می‌کشاند. او اوصاف کمالی خداوند از قبیل خیریّت، تمامیت، بساطت، حقیّت و تجرد محض را برخاسته از وجوبِ وجود وی می‌داند. از سوی دیگر ابن‌سینا زیبایی را به بودن یک شیء آن‌گونه که باید باشد تعریف می‌کند. با این تعریف اوصاف کمالی خداوند برای او زیبایی وصف‌ناشدنی به‌حساب می‌آیند. خداوند ازآنجاکه مجرّد است خود و زیبایی برتر خویش را ادراک می‌کند. او برترین مُدرِک هستی است و والاترین زیبایی دایره وجود را به ژرف‌ترین شکل ادراک می‌کند. این وجود لذّت آفرین، برترین لذات را از ادراک زیبایی خویشتن برده و عاشق خود می‌گردد. لیلای این عشق کسی جز ذات حق نیست.علامه حلی ره در برخی آثار خود پس از گزارش این قول آن را نپذیرفته و میان ادراک کمال و لذّت رابطه‌ای نمی‌بیند. او از باورمندان به این قول می‌خواهد که بر آن برهان اقامه کنند.ما در این نوشتار در پی آنیم که با بررسی آثار مختلف ابن‌سینا و سخنان وی در این زمینه با واکاوی تبیین فرآیند لذّت بردن خداوند از ادراک جمال خود، برهان احتمالی اقامه‌شده در کلام شیخ‌الرئیس بر این مسئله را کشف کنیم.
بررسی و مقایسه دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین درباره ارتباط خدا و عالم
نویسنده:
یوسف حیدری چناری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله ارتباط خدا و عالم یکی از مباحث مهم فلسفی است که هم در فلسفه غرب و هم در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریه پردازی اندیشمندان قرار گرفته است. با مطالعه و تامل در دیدگاههای فیلسوفان غرب در این مساله پی می بریم که نظریاتشان با اصل توحید الهی سازگار نیست. اندیشمندان مسلمان به تبیین این مساله در جهتی سازگار با توحید الهی پرداخته اند. نظریه متکلمین اسلامی در این مساله دارای نقش می باشد اما متکلمین با طرح سوالات و ایرادات دقیق، زمینه های تعقل و نظریه پردازی دقیق فلاسفه مسلمان در این زمینه را فراهم کرده اند. فیلسوف بزرگ اسلامی، ابن سینا در این مساله از مفاهیم و اصطلاحات فلسفه ارسطو و احیانا افلوطین استفاده می کند مانند، ؛علیت؛، ؛قاعده الواحد؛، ؛عقول و افلاک؛ و غیره، ولی معنائی خاص مطابق با مبانی فلسفه اسلامی که قبل از او کندی و فارابی و ... تاسیس کرده اند، ارائه می دهد. صدر المتالهین در مساله ارتباط خدا و عالم، از همین فلسفی رایج و برخی مفاهیم خاص فلسفه خود-مانند، اصالت وجود، حرکت جوهری، مساله جعل، وجود رابط داشتن معلومات و غیره -استفاده می کند. البته او در بکارگیری مفاهیم فلسفی رایج هم معنائی خاص از آنها مطابق با مبانی و اصول حکمت متعالیه خودش اراده می کند. اگر چه ابن سینا هم به آن اصطلاحات و مفاهیم به معنی صدرائی اش رسیده است ولی این صدرالمتالهین بوده که این مفاهیم را مبانی فلسفه خود قرار داد. صدرالمتالهین در مساله ارتباط خدا و عالم خواسته است که همان نظریه عرفا (اینکه عالم تجلی و ظهور حق تعالی است) را با استفاده از این مفاهیم فلسفی اثبات کند. نتیجه نهایی بحث این است که اگر چه متکلیمن و ابن سینا خواستند در این مساله (ارتباط خدا و عالم) نظریه ای مطابق با اصل توحید الهی ارائه دهند لکن نظریه صدرالمتالهین بسیار سازگارتر با اصل توحید الهی و مبانی اسلامی است و نواقص نظریات متکلمین و ابن سینا را دارا نمی باشد.
نسبت صفات سلبی خداوند با بیان‌پذیری او در اندیشۀ ابن سینا‌ و علامه حلّی
نویسنده:
حسن عباسی حسین آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده برای سخن‌گفتن از اوصاف الهی از دیرباز طریقه‌هایی مطرح بوده است و به دو دستۀ کلی سلبی و ایجابی تقسیم می‌شود که این دو خود دارای زیرمجموعه‌ها و تقسیمات فرعی‌اند‌‌؛ ازجمله تقسیم سلبی به طریقۀ سلب و سکوت‌‌، طریقه سلبی تفضیلی‌‌ و طریقه سلبی- ایجابی است. آن چه در این نوشتار مدنظر ماست بررسی دربارۀ طریقه سلبی- ایجابی و نسبت آن با بیان‌پذیری خداوند است‌‌؛ زیرا این طریقه دارای تفاسیر و معانی مختلف نزد اندیشمندان است و برخی از این معانی با بیان‌ناپذیری خداوند تضاد دارد. حال معنای طریقۀ سلبی- ایجابی نزد ابن سینا‌ و علامه حلی چگونه است؟ رابطه طریقۀ سلبی-ایجابی با بیان‌ناپذیری خداوند نزد این دو اندیشمند چگونه است؟ ابن سینا‌ در باب ذات و صفات الهی صفات واجب تعالی را به سلب‌ها و اضافه بازمی‌گرداند و با بیان‌ناپذیری صفات و ذات الهی موافق نیست. علامه حلی به‌نوعی بازگشت از ایجابی به سلبی قائل و صفات ایجابی را از راه سلب اضداد آن‌ها می‌‌شناسد و بیان‌پذیری در صفات را نیز به توقیفیّت صفات محدود می‌کند. در این نوشتار ضمن بررسی معانی مختلف طریقۀ سلبی- ایجابی نزد اندیشمندانی چون ابن سینا‌ و علامه حلّی‌‌، موضع کلی ابن سینا‌ را که بازگشت همۀ صفات الهی به سلب و اضافه است، بیان می‌داریم.
صفحات :
از صفحه 208 تا 227
ساحات وجودی انسان و ارتباط آنها با یکدیگر از منظر ابن سینا
نویسنده:
سعیدرضا رهاوی عزآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به ظاهر همه اتفاق نظر دارند که انسانشناسی عالی ترین مقصد و منظور تحقیق فلسفی است و در تمام مکاتب گوناگون فلسفه ، هدف مذکور پیوسته تایید و تاکید شده است . آنچه از میان مقصود نظر ماست ، توصیف و تحلیل و نقد دیدگاه انسانشناختی ابن سینا آن هم در پرتو نظریات جدید می باشد. یکی از این مسائل ، حقیقت انسان از منظر ابن سینا می باشد . از آنجائی که وی به دو ساحت نفس و بدل برای آدمی قائل است ، این سوال مطرح می شود که کدام ساحت ، حقیقت انسان را تشکیل می دهد؟ در جواب گوئیم با توجه به مبانی شیخ همچون ترکیب انضمامی ماده و صورت حقیقت انسان ، مجموع نفس و بدل می باشد. از دیگر مسائل ، ساحات وجودی نفس و ارتباط آنها با ذات نفس از منظر شیخ الرئیس است که وی ساحات وجودی نفس را افعال و انفعالات و قوا می داند و از دیدگاه وی ارتباط افعال با ذات نفس. ارتباط علی و معلولی است و ارتباط انفعالات با ذات نفس ، ارتباط عرض و موضوع آن است . وی ارتباط قوای غیرعاقله با ذات نفس را ارتباط ابزار و صاحب ابزار می داند ، علاوه براینکه به وحدت قوای عاقله با ذات نفس قائل است و از آنجا که ترکیب علت و معلول ، عرض و موضوع آن و ابزار و صاحب ابزار را ترکیب انضمامی می داند ، نمی تواند اتحاد ساحات نفس با ذات نفس را به اثبات برساند. با ارزیابی این نظریات ، ناتوانی دیدگاه ابن سینا آشکار می شود ، چرا که سیستم فلسفی او از دو جهت ناسازگاری درونی و بیرونی رنج می برد. از جهتناسازگاری درونی : به عنوان مثال وی حقیقت انسان را نفس او می داند اما با توجه به مبانی وی ، مجموع نفس و بدل خواهد بود و از جهت ناسازگاری بیرونی: به عنوان نمونه دیدگاههای وی با آموزه های دینی ناسازگار است . ناسازگاریهایی که نظریه رقیب وی یعنی نظریه ملاصدرا از آن مبرا است.
صدور کثیر از واحد از دیدگاه ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
علی رستمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بنابر قاعده«الواحدلایصدرعنه الاالواحد» ازعلت واحد جز واحد صادر نمی‌شود. و از آنجایی که علت‌العلل اشیاء یعنی واجب الوجود از هر جهت واحد است و هیچ کثرتی در او راه ندارد، یعنی وحدت او وحدت حقیقی حقه است پس از او جز واحد صادر نمی‌شود.درپاسخ به این پرسش که چگونه از واحد من‌ جمیع‌الجهات، جهان جسمانی متکثر صادرشده است:ابن سینا، سهروردی و صدرالمتألهین هرکدام برای حل این مشکل راه حلی نشان داده اند و نظام خلقت و چگونگی خلق را به گونه‌ای توجیه نموده‌اند. ابن سینا مسأله صدورکثرت از وحدت را تنها از طریق عقول دهگانه طولی تبیین می‌کند ولی سهروردی برخلاف مشائیان عقول طولی را منحصر در ده نمی‌داند و علاوه برعقول طولی به عقول عرضی نیز قایل می شود اما ملاصدرا درخصوص صدورکثرت نظرخاصی دارد که جامع آراء وعقائد عرفا و فلاسفه است او می‌گوید که اولین صادر نفس رحمانی و وجود منبسط است وآن ساری درتمام عالم و بلکه جهان از ذره تا ذره عبارت از یک وجود است وآن مراتبی است به شدت و ضعف که آن درهرمرتبه ای به صورتی خاصی در می‌آید.
«ریشه‌یابی مبانی حکمت متعالیه در تفکر سینوی»
نویسنده:
مصطفی مومنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده : هرچند ملاصدرا موسس حکمت متعالیه است ولی از این نکته نباید غافل بود که اولاً ترکیب «حکمت متعالیه» برای اولین بار توسط ابن-سینا مطرح شد؛ او بود که با طرح حکمت متعالیه طالبان برخی مباحث دقیق را به آن ارجاع داد. ولی مسأله به بیان ترکیب مذکور ختم نشد و اصول و مبانی حکمت متعالیه، البته نه بطور منقح، در حکمت سینوی بیان شده است. به گونه‌ای که همین عبارات شیخ الهام بخش طرح منقح این مبانی و مسائل در تفکر صدرایی شد و ملاصدرا توانست با الهام از عبارات شیخ مبانی حکمت متعالیه را برهم نهد و نظامی نو و متعالی از نظامهای فلسفی قبل از خود سامان دهد. اصولی چون: اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری، و ثمراتی چون تجرد خیال و اتحاد عاقل و معقول در عبارات شیخ به راحتی مشهود است. همانطور که ملاصدرا نیز در طرح و تبیین این مسائل به بیانات شیخ استناد می-کند. این تحقیق این مسائل را به عنوان اصول و مشخصات حکمت متعالیه را در تفکر سینوی دنبال نموده است و ضمن ارائه شواهدی به تقویت و اثبات وجود این مبانی در تفکر شیخ و از این طریق به اثبات نوعی «تعالی در تفکر سینوی» پرداخته است. عبارات شیخ اصالت وجود را قویا تایید می‌کند. هر چند در مسأله تشکیک و اتحاد عاقل و معقول و تجرد خیال بارقه‌هایی نه چندان ضعیف در آثار شیخ یافت می شود ولی در مسأله حرکت جوهری استنباطهای احتمالی وجود دارد.
تبیینی جدید از بساطت و ترکیب در عالم عناصر،در اندیشه ی ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
مهدی موذنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشه فلسفی، از آغاز، با توجه خاص به ماده اولی، بعنوان زمینه و اصل پیدایش موجودات طبیعی همراه بوده است. پیگیری این موضوع در آثار متفکران، در طول تاریخ، نشان دهندهاهمیت آن در جهت گیری مواضع فلسفی و فیزیکی، در دوران های مختلف است. در این رساله ابتدا دیدگاه حکمای مشاء در حمایت از ترکیب انضمامی ماده و صورت با براهینی که برای اثبات هیولی به آن ها استناد می کنند ذکر می شود واشاره ای هم به تبیینی جدید از دیدگاه ابن سینا می گردد، سپس به نظر شیخ اشراق مبنی بر بساطت خارجی جسم و نفی هیولای اولی و صورت جسمیه جوهری و صور نوعیه جوهری پرداخته شده و بعد از آن، موضع صدرالمتألهین و پیروان او در باور به «معقول ثانی بودن هیولی» در جسم، بر اساس برخی از مبانی حکمت متعالیه مانند، اصالت وجود و حرکت جوهری تبیین می گردد و در انتها با تحلیل نظرات این سه فیلسوف، خصوصاً براهین حکمای مشاء، و با ذکر شواهدی از آثار آن ها که منطبق با دیدگاه مختار در این رساله است، نتیجه نهایی، که تأییدی است بر دیدگاه ملاصدرا مطرح می شود. دراین تحقیق، از آثار ابن سینا و شیخ اشراق و ملاصدرا به روش اسنادی و کتابخانه ای، همراه با تجزیه و تحلیل و استنتاج فلسفیاستفاده می گردد. هدف این نوشتار، بررسی رابطه بین یافته های فیزیک جدید و دیدگاه های این سه حکیم مسلمان در مورد بساطت و ترکیب جسم است. که آیا درنهایت می توان وجود خارجی یک جوهر بالقوه در جسم را اثبات کرد یا چنین جوهری قابل اثبات نیست و هیولی جز مفهومی ذهنی و انتزاعی از جسم و رابطه آن با مراتب مختلفش نخواهد بود. کلیدواژه ها: هیولی، صورت، بسیط، مرکب، ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا.
نقد و بررسی راه حل ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا و دکارت در خصوص رابطه ی نفس و بدن
نویسنده:
حسین رزاقی راد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن سینا، شیخ اشراق و دکارت با توجه به تمایز و شکافی که بین نفس و بدن ایجاد می کنند، با معضل ارتباط نفس و بدن مواجه می شوند و لذا برای حل این معضل از واسطه ای استفاده می کنند که هم با نفس سنخیت داشته باشد و هم با بدن.در واقع آن هااز این طریق سعی در حل مشکل ارتباط نفس و بدن می کنند. اما ملاصدرا مسئله ی نفس و بدن را به گونه ای طرح می کند که با اشکال ارتباط نفس و بدن مواجه نمی شود.
نقد و بررسی تطبیقی وحی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
نرجس خالقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پدیده وحی یکی از مهمترین مفاهیم دینی است که چیستی آن و کیفیت وقوع این رخداد از دیرباز مورد توجه بوده است. از این رو ارائه تبیین و تحلیلی درست به منظور شناخت هر چه بهتر و دقیق‌تر این پدیده ، اهمیت بسیاری برای متفکران و دین‌پژوهان داشته است، فیلسوفان مسلمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و سعی بر ارائه تبیین و تحلیلی در خصوص چیستی و چگونگی فرآیند وحیداشته‌اند. از آنجا که پرداختن به آراء تمامی فلاسفه‌ای که در این خصوص نظر داده‌اند کار دشوار و زمان بری است بنابراین در این پژوهش تنها با نگاهی نقادانه به تبیین فلسفی وحی از دیدگاه دو تن از این فیلسوفان ابن‌سینا و ملاصدرا پرداخته خواهد شد و با مقایسه تطبیقی میان دیدگاه هریک در باب وحی نقاط قوت و ضعف دیدگاه هریک از آنها مشخص خواهد شد.
بررسی تطبیقی جایگاه «نور» در حکمت سهروردی و «وجود» در حکمت سینوی و صدرایی
نویسنده:
خالق دیوسالار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر در هستی و پی بردن به راز و رمز آن از دغدغه های بشر پرسش گر بوده به طوری که مدام خود را تشنه چنین آب هستی بخشی می داند، چرا که حقیقت انسانیت در ذات متفکر اوست و تفکری با ارزش است که فارغ از عقل معاش به پهنه بی پایان هستی مخصوصاً به مبدأ با شکوه و والای آن نظر داشته باشد. در این ارتباط مسلمانان متفکر بیکار ننشسته و آستین همت بالا زدند و در این راه رنج و مشقاتی را متحمل شدند که در این بین نقش سه شخصیت یعنی بوعلی سینا ، ملاصدرا و سهروردی بارزتر به نظر می رسد، البته این بدان معنی نیست که کوشش های بقیه ازجمله فارابی ناچیز بوده است. در حقیقتسه شخصیت مذکور عصاره ماقبل خود بوده اند.ابن سینا به موجود می اندیشید و آن را موضوع فلسفه دانسته، مسائل آن را نیز عوارض ذاتی موجود بماهوموجود می داند او موجود را هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجى بدیهى فرض کرده و آن را مشترک معنوی می دانست و معتقد بود ماهیّت هر چیز غیر از هستى آن است یعنی دو مفهوم مغایرند اما این دو در خارج با هم اتحاد وجودی دارند. اومفهوم وجود را تنها در سه حکمِ تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان مشکک می داند که آن نیز به خاطر حکایت ازواقعیت مشکک متصف به تشکیکمذکور است و در ارتباط با اصالت وجود ابن سینا نفسِ وجودِ ماهیت را معلول خود ماهیت ندانسته بلکه آن را معلولِ علت وجود می داند. او ماهیت را در سایه وجود، حق بالغیر می داند .سهروردی بر پایه آن چه ظاهر است به بحث درباره ساختار حقیقت که مستقیماً معلوم ما واقع می شود می پردازد. موضوع حکمت او انوار است. او نور را به آن چه ظاهر بنفسه و مظهر لغیره باشد تعریف می نماید. ظهور نور موجب بداهتش است. سهروردی نورها را تنها به کمال و نقصان مختلف می داند نه به لحاظ نور بودنشان چرا که نور نزد وی چیزی است که به واسطه شدت و ضعفش، مابه الاشتراک و هم مابه الامتیاز به خودش برمی گردد. وی نسبت میان نور وظلمت را سلب وایجاب می داند و ظلمت را قالب نور معرفی می کند. نزد وی در مقوله جوهر، همه انحاء تشکیک تحقق پذیر است. مراد از اصالت نور سهروردی "مبدئیت برای وجود و هستی ها"ست، وی در حکمت خویش حقیقت را به وجود نسبت نمی دهد بلکه آن را به حقایق عینی که بدون واسطه معلوم ما واقع می شوند نسبت می دهد و برای رسیدن بدین منظور از قضایای وجدانی استفاده می کند. وجود نزد ملاصدرا مبناى مسائل الهى است او موضوع فلسفه راواقعیت خارجى معرفی می کند. او وجود را تحقق و صیرورت در اعیان واذهان می داند. مفهوم وجود نزد وی ابسط از هر تصوری بوده و شروع و اول هر تصوری می باشد و از شدت ظهور و بساطتش نمی توان آن را به چیزی آشکارتر از خودش تعریف نمود. عقل بین دو موجود، مناسبت و مشابهتی می یابد که نظیرش رابین موجود و معدوم نمی یابدبدین جهت او مشترک معنوی بودن وجود در بین ماهیات را قریب به اولیات می داند. او ماهیات را اموری تبعی دانسته که از نظر به حدود و مراتب وجودات دریافت شده اند و رابطه میان ماهیّت و وجود را نوعی ملازمه عقلی بین وجود هر شىء و ماهیّت آن است. او وجود را بالذات و?ماهیّت رابالعرض موجود می داند و زیادت مفهوم وجود بر ماهیت از نظر او با تحلیل عقل حاصل می شود. نزد وی وجود در خارج و حاق ذهن با ماهیت اتحاد دارد. ملاصدرا بر خلاف سهروردی قائل به تشکیک در ماهیات نبوده و چون ماهیات را مثار کثرت می داند ذاتاً آن ها را با هم مختلف می داند. او وجودات عینى را حقایقى اصیل می داند و معتقد است که ماهیات، همان اعیان ثابته اند که هیچ گاه بوى هستى به مشامشان نخورده است. سبق زمانى و سبق علّى وجود بر ماهیت را او از اثبات اصالت وجود به دست می آورد. وجود تقدم عینی بر ماهیت دارد و ماهیت بر وجود تقدم مفهومی دارد. ملاصدرا به تشکیک مفهوم وجود از آن نظر توجه دارد که بیانگر ویژگی ای در اصل هستی است او مفهوم صرف را مشکک نمی داند. او در بیان تشکیک از شدت و ضعف و کمال و نقص وجود سخن به میان مى آورد که مفاهیمى ناظر به واقعیتند.
  • تعداد رکورد ها : 1605