مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
فلسفه بوعلی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 547
بررسی تمایز هستی شناسی حکمت متعالیه از حکمت مشایی و اشراقی بر پایه وجود رابط و مستقل
نویسنده:
عبدل العلی شکر ، غلامرضا شاملی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارائۀ شناخت متقن از جهان هستی، از اهداف محوری سه مشرب فکری مشایی، اشراقی و صدرایی بر پایه اصول و مبانی خویش است. سوال اساسی در این نوشتار این است که وجه تمایز هستی شناسی حکمت متعالیه صدرایی نسبت به دو مکتب مشایی و اشراقی چیست؟ در پاسخ باید توجه داشت که بارقه­های اصالت وجود در مکتب مشایی، برخلاف حکمت متعالیه، خالی از رسوبات تفکر ماهیت­گرایانه نیست‌. اصول هستی­شناسی این مشرب تحت تاثیر هیات بطلمیوسی نضج یافته است. مکتب اشراق نیز متاثر از نگرش اصالت ماهوی است. بدین قرار هستی­شناسی این دو مکتب مبتنی بر پایه­های لغزان است. حکمت متعالیه با ابتنای بر اصول مبرهنی همچون اصالت وجود، تبیینی متمایز از جهان و مراتب آن ارائه می­نماید. مبانی هستی­شناسی حکمت متعالیه بر پایه­های عقلانی استوار بوده و حتی قادر است برخی از مبانی عرفانی مانند وحدت وجود را نیز صبغه عقلانی بخشد و زمینه­های تقریب این دو مشرب را نیز فراهم نماید. صدرالمتالهین با مبنای اصالت وجود و تحلیل اصل علیت، امکان ماهوی را به امکان فقری بازگرداند و وجود را به مستقل و رابط تقسیم کرد. هستی­شناسی مبتنی بر این نگرش، انحصار در هستی را به ضلع نخست آن اختصاص می­دهد و از این رهگذر به مرز وحدت وجود نزدیک می­شود. بررسی و تعمیق این دستاورد با روش تحلیلی ـ مقایسه­ای از اهداف این نوشتار است. نتایج نشان می­دهد که هستی شناسی حکمت متعالیه برخلاف حکمت مشایی و اشراقی فارغ از رسوبات کثرت­زای ماهوی و مبتنی بر اصول مستحکم بوده و وحدت حقیقی هستی را بازنمایی می­کند.
مبحث المقولات في فلسفة إبن رشد
نویسنده:
عبد العزيز لعمول
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: دار الفارابي,
احیای حکمت
عنوان :
نویسنده:
محمد تقی دانش پژوه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
صفحات :
از صفحه 51 تا 54
تطبیق آراء ابن سینا بر آراء ارسطو و ذکر علل اختلاف نظر این دو حکیم درباره عقل و نفس
نویسنده:
علی مراد داودی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 7 تا 23
نفس نباتی در فلسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: امیر نظرپور چهارتکابی ؛ استاد راهنما: عباس جوارشکیان ؛ استاد مشاور: سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
فیلسوفان هنگامی که به آثار گیاهان توجه می‌کردند، چنین آثار ناهمگون و متنوع در گیاهان را نه به جواهر عقلی، نه به ماده و نه به جسمیت آنها مرتبط می‌دانستند. بنابراین می‌توان گفت منشأ این آثار همان نفس نباتی است. در نظر مکاتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه نفس نباتی کمال اول برای جسم طبیعی آلی است از آن جهت که تغذیه، رشد و تولید مثل دارد و تنها در بخشی از قوای نفوس گیاهی با یکدیگر اختلافات جزئی دارند. در نگاه سه مکتب اسلامی، به خصوص حکمت مشاء و اشراق، بیشتر عبارات و نوشته‌ها به سمت این است که نفوس نباتی جسمانی و صور منطبع در ماده می‌باشند و ترازو عبارات بیشتر به سمت عدم تجرد نفس نباتی سنگینی می‌کند؛ اما با این حال عباراتی در مورد هر سه مکتب به ویژه حکمت متعالیه وجود دارد (از جمله: غایت داشتن موجودات عالم، شعورمندی مادیات، سریان عشق و حیات در کل هستی و...) که نمی‌گذارد به راحتی نفوس نباتی را مادی و جسمانی بدانیم. در میان معاصران ملاصدرا کسانی چون ملارجبعلی تبریزی و قاضی سعید به صراحت به تجرد نفوس نباتی قائل هستند؛ به طوری که تبریزی استدلالی در این خصوص ارائه می‌دهد. تحقیقات تجربی که بر روی انواع گیاهان انجام شده، نشان‌دهنده این است که گیاهان دارای ادراک منحصر به فردی هستند. با وجود آثاری مانند حیات و ادراک ماده، تله پاتی گیاهان، علم، احساس ترس و درد و شعور منحصر به فرد آنان، ما را ملزم می‌کند که چنین آثار و افعال هدفمندی که از گیاهان سر می‌زند را به یک مبدأ فاقد شعور و ادراک نسبت ندهیم. توجه به بُعد ملکوتی گیاهان ما را ملزم می‌کند که رفتار و نگرش مادی و تک بُعدی خود را نسبت به آنان تغییر دهیم. با این وجود قانون گزاران باید با طرح قوانینی حقوق گیاهان را به رسمیت بشناسند.
عقل و قلمرو آن از دیدگاه مکتب مشاء و حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: مریم اسدی ؛ استاد راهنما: شهاب‌الدین وحیدی مهرجردی ؛ استاد مشاور: محسن مروی‌نام بغدادآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عقل یا خرد قوه ی ادراکی است که با آن می توان کلیات را درک و واقعیت ها را سازماندهی کرد و یا صدق و کذب قضایا را بررسی نمود . عقل یکی از خصوصیات قطعی طبیعت انسان به شمار می آید و ارتباط نزدیکی با فعالیت های مخصوص به انسان ها دارد . عقل در فلسفه اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است ، زیرا با نگاهی به تاریخ اسلام متوجه خواهیم شد که یکی از مهمترین دغدغه های متفکران اسلامی از گذشته تا کنون پرداختن به این نیروی درونی بشر بوده است، که فیلسوفان مسلمان در این زمینه نظریاتی را بیان کرده اند. برخی از آنها عقل را سلاح قدرتمندی برای باز کردن گره های بسیاری از مجهولات معارف بشری و الهی می دانند . برخی دیگر نیز، آن را اساس جست وجوها و پژوهش های فلسفی دانسته اند . در این پژوهش توانمندی و محدودیت های عقل از دیدگاه دو مکتب فلسفی مشاء و حکمت متعالیه مورد بررسی قرار خواهد گرفت که آیا عقل پاسخگوی تمام مسائل و معارف بشری است یا خیر؟ هر یک از فیلسوفان این دو مکتب چه توانمندی هایی برای عقل ذکر می کنند و قائل به چه محدودیت هایی برای عقل هستند ؟ ابن سینا چهره برجسته ی مکتب مشایی است که عقل جایگاه ویژه ای در مکتب او دارد و از تفکر برهانی و استدلال عقلانی بهره می جوید که از آن به حکمت بحثی نیز تعبیر می کنند . ابن سینا استدلال عقلی را شایسته ی درک حقایق جهان دانسته و معتقد است در تلاش به نیل به حقیقت هستی، عقل کفایت می کند البته در بعضی موارد ازجمله معاد جسمانی منابع دیگر از جمله وحی و قول صادق مصدق را لازم می داند . به طور مثال در الهیات شفا و نجات اثبات معاد جسمانی و شرح تفاصیل آن را به شرع ارجاع داده است . در سه سده ی اخیر در بین فلاسفه ی اسلامی فیلسوفی صاحب مکتب و دارای نظام فلسفی خاص نظیر ملاصدرا ظهور نکرده است ، از این رو می توان نگرش ایشان را در باب عقل یکی از مهمترین دیدگاههای این موضوع به حساب آورد . ملاصدرا رویکرد خاصی به حدود شناختی عقل و کارکرد آن دارد و برای عقل انسان محدودیت قائل است . او در فلسفه ی خود هم از آیات و هم از احادیث و روایات معصومین (ع) استفاده نموده و کلام معصوم (ع) را همچون چراغی فروزان روشنی بخش راه سعادت و تکامل انسان می داند . به طور مثال ملاصدرا شناخت اسماء و صفات خدا را به وسیله ی عقل نظری و فلسفی غیر ممکن می داند و در این مورد در کتاب مفاتیح الغیب چنین می گوید : بدان به درستی که شناخت اسماء و صفات خدا در نهایت عظمت و شکوه است و به دست آوردن آن صفات با عقل فلسفی و مباحث فکری ممکن نیست و همچنین عقل ، این مطالب عالیه را حتی به واسطه ی مطالعه و دقت در اقوال متعدد و متکثر هم نمی تواند کشف کرده و بفهمد چرا که هیچ یک از این معارف باعث بصیرت برای عقل نمی شود و اثری ندارد مگر افزودن حجابی بر حجاب دیگر . از امام صادق (ع ) سوال شد : آیا عقل انسانی به تنهایی برای مردمان کافی است ؟ امام فرمودند : خود عقلی که در انسان وجود دارد در می یابد که نمی تواند همه چیز را درک کند و بفهمد و محتاج است که چیزهایی را فرا گیرد و بیاموزد . ملاصدرا معتقد است که فلاسفه و به طور کلی عقل به تمام اسرار و رموز جهان هستی دسترسی ندارند و لزوما به پیامبرانی از طرف خداوند محتاج اند تا آن رموز و اسرار را برای بندگان خدا بیان کند و به اختلاف فلاسفه در مورد رموز جهان پایان دهد . در این پژوهش سعی بر آن است تا دیدگاه بنیانگذاران و برخی پیروان دو مکتب فلسفی مشاء مانند فارابی ابن سینا و ابن رشد، و حکمت متعالیه در مورد قلمرو عقل و محدودیت ها و توانمندی هایی که برای آن قائل شده اند مورد بررسی و مقایسه قرارگیرد.
شرح الهيات شفا
مدرس:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
جلد اول شرح برهان شفاء؛ مقاله اول
مدرس:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
جلد دوم شرح برهان شفاء؛ مقاله دوم
مدرس:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
جلد سوم شرح برهان شفاء؛ مقاله سوم
مدرس:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
  • تعداد رکورد ها : 547