جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1577
نقد نظریه ازلیت و ابدیت نفس و نقش شهود بر آن در اندیشه افلاطون
نویسنده:
محمدکاظم علمی سولا,زهرا محمدی محمدیه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
چکیده :
نفس و ازلی و ابدی بودن آن از اركان انديشه افلاطـون اسـت و از ايـنرو وی در چنـدين رساله به اثبات آن می پردازد و در اين راستا چهار دليل اقامه مـی كنـد. آنچـه در ايـن ميـان اهميت دارد، آن است كه شهود در طرح نظريه ازليت و ابديت نفس، نقش تعيين كننده ای ايفا می كند. اين پژوهش در وهله نخست بـه بررسـی و نقـد ايـن اسـتدلال هـای چهارگانـه پرداخته، سپس نقش شهود بر ازليت و ابديت نفس را مورد بحث قرار مـی دهـد و بـه ايـن نتيجــه مــی رســد كــه دليــل طــرح نظريـه ابــديت و ازليــت نفــس از ســوی افلاطــون، استحكام بخشيدن به بنياد شهود در فلسفه وی می باشد. از آنجاكه شهود با سير تطور نفس، متحول می گردد می توان برای آن سه مرحله متفاوت لحاظ كـرد: درآغـاز مرتبـه پـيش از هبوط و سپس مرتبه حيات جسمانی ومالاً عروج نفس فيلسوف به عالم الوهيت كه از نظر افلاطون هر مرتبه، متناظر با شهودهايی مطابق با آن مرتبه نفسانی است
صفحات :
از صفحه 79 تا 104
تفکیک وجود از ماهیت در فلسفه ابن سینا همراه با نقد برداشت اتین ژیلسون
نویسنده:
عبدالخالق فصیحی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسلما پژوهش در اندیشه فلسفی یک فیلسوف، شناخت کافی از منطق حاکم بر آن اندیشه و مبانی بنیادین آن را می­خواهد. بنابراین، تفکیک وجود از ماهیت یکی از مسائل مهم فلسفی در دستگاه بوعلی است که تنها با شناخت درست از جایگاه وجود و ماهیت در این نظام، و بر محوریت مبانی وی قابل تبیین و تفسیر خواهد بود. ماهیت در فلسفه ابن سینا علاوه بر معنای خاصی که دارد (ذات امور) دارای دو جایگاه مهم است؛ مقام تحلیل و مقام تقرر آن در علم حق. تفکیک وجود از ماهیت در ساحت تحلیل رقم می­خورد اما تقرر علمی آن در علم حق بعد هستی شناختی آن را مشخص می­کند. نکته مهم در تفسیر رابطه وجود و ماهیت، تعیین نوع وجود است که زائد بودن آن را بر ماهیت نشان می­دهد و آن مفهوم وجود است، نه خود وجود. مقاله حاضر کوشیده است مسئله مذکور را با در نظر داشت مبانی ابن سینا توصیف و تحلیل نماید.
صفحات :
از صفحه 109 تا 124
مسئله آفرینش از نگاه ارسطو و ابن ‌‌سینا
نویسنده:
مجید ملایوسفی، علی حیدری فرجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
یکی از مسائل مهم در تاریخ تفکر بشر، مخلوق یا نامخلوق‌‌بودن عالم هستی بوده است. فیلسوفان پیش از ارسطو، هر‌‌یک به‌‌نوعی قائل ‌به ازلی و غیر‌‌مخلوق‌‌بودن عالم هستی بوده‌‌اند. ارسطو با قائل‌‌شدن به ازلیت مقوله‌‌های حرکت، زمان، و ماده را مؤلفه‌‌های اصلی عالم هستی دانسته است و حکم به ازلی و غیر‌‌مخلوق‌‌بودن جهان هستی می‌‌دهد. از این حیث است که خدای ارسطو در مقام علت فاعلی عالم هستی، فقط محرک عالم است و هستی‌‌بخش آن قلمداد نمی‌‌شود. در ادیان ابراهیمی، ‌‌ازجمله اسلام، خالقیت خداوند امری مسلم و بدیهی تلقی می‌‌شود. ازاین‌‌رو، ابن سینا در مسئله آفرینش عالم از ارسطو فاصله می‌‌گیرد. در‌‌واقع، تصویر سینوی از عالم هستی و خداوند و رابطه این دو با هم متفاوت با تصویری می‌‌شود که ارسطو ارائه می‌‌دهد. ابن سینا با تقسیم حدوث به ذاتی و زمانی مدعی می‌‌شود که ازلی‌‌بودن عالم از حیث زمانی مستلزم آن نیست که عالم هستی مخلوق خداوند نباشد. از این حیث نزد بوعلی خداوند علت فاعلی عالم است؛ صرفاً محرک نیست، بلکه معطی وجود به عالم هستی نیز تلقی می‌‌شود.
صفحات :
از صفحه 75 تا 92
تحلیلی بر نقش بدن در ابتدا و انتهای حیات دنیوی از منظر ابن سینا
نویسنده:
فروغ رحیم پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
اگرچه انسان حاصل پیوند نفس و بدن است، در مباحث انسان‌شناسی فلسفی، محور بررسی‌ها نفس است و بدن معمولاً به تبع نفس مطرح شده و جایگاه واقعی‌اش در سایه‌ی گران‌مایگی نفس، نهان مانده است. این مقاله تلاش دارد که با نگاه از زاویه‌ای متفاوت، این بار مباحث انسان‌شناسی ابن‌سینا را با محوریت بدن، تجزیه و تحلیل نماید و برای این کار، دو مقطع مهم آغاز و پایان حیات دنیوی را مدنظر قرار داده است. مطابق مبانی سینوی، تشکیل و تکوین ماده‌ی بدنِ هر انسان نقطه‌ی آغاز حیات دنیوی اوست و فراهم شدن مزاج مستعد بدنی، شرط حدوث نفس (بما هی نفس) و پدیدار شدن یک انسان است. ماده‌ی بدنی و هیئات و اعراض آن، تعین و تمایز اولیه‌ی نفوس را رقم می‌زنند و ملکات حاصل از هیئات طبیعی بدنی و نیز مکتسبات عقلی، عامل تعدد و تکثر نفوس پس از مرگ و در جهان آخرت‌اند. تمامی افعال انسانْ فعل مشترک میان نفس و بدن و قوا است به جز فعل قوه‌ی عاقله، یعنی ادراک کلیات، که آن هم در بدایت امر، نیازمند بدن است. از منظر ابن‌سینا، مرگ بدنْ حیات دنیوی را پایان می‌بخشد و فاعلیت نفس و استکمالات آن را متوقف می‌کند، اما زمینه‌ی توجه تام نفس به کمال حقیقی خود و اتصال دائم آن به عقل فعال را فراهم می‌کند. نقش بدن در ابتدا و انتهای حیات دنیوی، با توجه به آثار مثبت و منفی‌ای که بر بود یا نبود آن مترتب است در ضمن این مقاله روشن خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 32
تبیین و تحلیل مولفه ی عدالت از منظر افلاطون و خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
خدیجه اتابک
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله ی عدالت از مهم ترین مسائل حیاتی بشر بوده و هست که هر متفکری هماره آن را به عنوان یک دغدغه فکری و اساسی دانسته و در صدد اجرایی نمودن و تئوری ساختن آن بر آمده اند. که از این جمله افلاطون فیلسوف یونان باستان، عدالت را نوعی استعداد و تمایل درونی در انسان می داند که با احساسات و انگیزه های شدید فرد برای منافع خصوصی مبارزه می کند و بشر را از انجام کارهایی که ظاهراً به نفعش تمام می شود ولی مورد نفی وجدانش هستند باز می دارد. وی عدالت را جزئی از فضائل انسانی که دارنده هر کدام از این فضائل در نظر او به لحاظ همان فضیلت خوب انسانی، به تمام معنی کامل است، می داند. و خواجه طوسی، انسان را موجودی صاحب حق و عدالت را نوعی حقوق طبیعی که مبنای آن دستگاه خلقت و استعدادهایی است که در وجود انسان نهفته است یعنی اینکه «اعطا کل ذی حق حقه»، ( هر صاحب حقی به تمام حقوق خود دست پیدا کند)، می داند. فلذا هر دو فیلسوف عدالت را در نظام هستی و حوزه های بشری با معیار های درونی بشر یعنی فطرت انسانی سازگار می دانند و معتقدند که مفهوم عدالت همه ی حقوق بشر اعم از طبیعی و اکتسابی را شامل می شود و عدالت را امری مقدس می شمارند و آن را هم فردی و اجتماعی می دانند. و معتقدند عدالت حق طبیعی انسان است و دولت ها را موظف به برقراری عدالت ملحوظ می دارند. و عدالت در مدینه فاضله خواجه نصیر الدین طوسى، همان عدالت مدینه ی فاضله افلاطونى است و تحقق آن، وابسته به این است که هر کس بر حسب شایستگى در پایگاه راستین خود جاى گیرد و به کارى بپردازد که با سرشت و استعداد او سازگار باشد. و هیچ کس نباید بیش از یک پیشه داشته باشد؛ زیرا طبایع مردم اقتضا مى‌کند که به کارى که شایسته آنند، بپردازند. این رساله بر آن است تا ضمن تحلیل و تبیین مولفه ی عدالت در هر یک از فلاسفه ی فوق به نکات اشتراک و افتراق آن دو بپردازد و در آن از روش تحلیلی و کتابخانه ای استفاده شده است.
دلالت نامها بر ایده ها و اشیاء در فلسفه نوافلاطونی
نویسنده:
امیرحسین ساکت اف
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده: به عقیده افلاطون ایده ها مدلول اصلی نامها هستند و دلالت نامها بر اشیاء فقط به نحو ثانوی و به سبب شباهت اشیاء به ایده ها ممکن است. ارسطو که منکر وجود مفارق ایده هاست برخلاف افلاطون عقیده دارد که نامها در وهله اول بر محسوسات دلالت می کنند و دلالت آنها بر مفاهیم انتزاعی دلالتی ثانوی است. تلفیق آراء افلاطون و ارسطو در فلسفه نوافلاطونی سبب خلط این دو نظریه شد و بر اثر آن بسیاری از نوافلاطونیان به تبعیت از ارسطو نامها را دال بر محسوسات شمردند. فلوطین و پروکلوس تنها نوافلاطونیانی بودند که به این خلط پی بردند و به پیروی از افلاطون ایده ها را مدلول اصلی نامها دانستند. اما تفاوت ایده ها و اشیاء چنان زیاد است که افلاطون اطلاق نامها را بر ایده ها و اشیاء به اشتراک لفظی می داند و این باعث بروز مشکلاتی در فلسفه او می شود. علیت مستلزم شباهتی میان علت و معلول است اما اگر تفاوت ایده ها و اشیاء به حدی باشد که نتوان نامها را به اشتراک معنوی بر آنها اطلاق کرد چگونه ممکن است که ایده ها علت اشیاء باشند؟ فلوطین و پروکلوس می کوشند تا دلالت نامها را بر ایده ها و اشیاء به نحوی توضیح دهند که شباهت و متعاقباً رابطه علی میان آنها نقض نشود.
بدبینی در فلسفۀ افلاطون
نویسنده:
ایمان شفیع بیک
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افلاطون در برخی از آثار خود، از دو بُعد معرفت‌شناختی و جهان‌شناختی، دیدگاهی بدبینانه دارد. از جنبۀ معرفت‌شناختی، افلاطون پس از آن‌که در رساله‌های آغازین خود، دیالکتیک سقراطی و در کراتولوس، هرگونه روش متکی بر زبان و واژگان را در معرفت‌بخشی ناکارآمد یافت، در فایدون به این دیدگاه فراگیرتر رسید که آدمی در این جهان به سبب موانع گوناگون جسمانی از کسب معرفت باز می‌ماند. بنابراین، بدبینی افلاطون متوجه جسم و جهان است و ریشه در دوگانه‌انگاری اورفیوسی دارد. او در برخی از آثار خود، تحت تأثیر هسیود، نگاه بدبینانه‌ای به وضع جهان و زندگی آدمی در آن دارد، و در برخی دیگر از آثارش بر زیبایی و سامان‌مندی جهان تأکید می‌ورزد؛ با این ‌حال، چنین می‌نماید که او، حتی در این دسته از آثار، جسم را منشأ شر می‌داند: شر اخلاقی را نتیجۀ گرایش روح به جسم، و شر وجودی را ناشی از قصور جسم در پذیرش صورت.
ماهیت علم و ملاک صدق آن از دیدگاه افلاطون و مقایسه آن با آراء علامه طباطبایی (ره)
نویسنده:
سمانه شمس
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
نگاهی به نماد خورشید در تمثیلات سهروردی
نویسنده:
حسین خسروی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران جنوب),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«خورشید» به عنوان یک موضوع همیشه موردتوجه شاعران بوده است. در دوره آغازین شعر فارسی توصیفاتی که از خورشید ارایه شده است، تنها جنبه تصویرسازی دارد. در سده های ششم و هفتم، خاقانی، عطار و مولانا بیش از دیگران به خورشید توجه نشان داده اند سهروردی (549 ـ 587 ﻫ . ق) ـ فیلسوف شهید و شهیر ایرانی ـ در آثار خود پی در پی از تمثیلاتی استفاده کرده که حضور خورشید در آنها از نظر بسامد قابل توجه است. این حضور چنان قوی، پررنگ و گسترده است که می توان خورشید را پایه تمثیلات و حتی تفکر او به شمار آورد.در هفت قصه از مجموعه قصه های ده گانه کتاب لغت موران، خورشید نقشی محوری و اصلی دارد و حضور آن در بافت متن چنان قوی و موثر است که با حذف آن، شالوده قصه به هم می ریزد. این نقش آفرینی خورشید از تفکر فلسفی و اندیشه های اشراقی سهروردی مایه می گیرد.
صفحات :
از صفحه 83 تا 106
زمان در عرفان اسلامی
نویسنده:
شجاری مرتضی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران جنوب),
چکیده :
در فرهنگ اسلامی، تصورات گوناگونی از «زمان» انعکاس یافته است. متکلمان آن را امری موهوم و فیلسوفان آن را مقدار حرکت فلک اطلس می دانند. اما از منظر صوفیان، زمان با جان، که اصل وجود آدمی است، در ارتباط است. جانی که نزد دلبر حاضر است، چیزی جز لاله زار و گلشن نمی تواند باشد و بنابراین، پیری و پژمردگی را در او راهی نیست. از این رو، زمان عرفانی ارتباطی با گذشته و آینده ندارد، زیرا صوفی با خداوند است و در آنجا ماضی و مستقبل نیست. تمام کوشش یک صوفی آن است که خداگونه شود و از قید زمان، آزاد یا به تعبیری دیگر نیست گردد. این امر جز با عشق حاصل نمی شود. سالکی که اسیر عشق نشود، بنده جسم و زمان خواهد ماند. تنها عشق است که آزادی را از این نوع بندگی به ارمغان می آورد. عشق چون شمشیری است که سر جسم و زمان را از جان سالک جدا می کند.
صفحات :
از صفحه 67 تا 98
  • تعداد رکورد ها : 1577