جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5214
چگونگی تحقق و ویژگی های انسان کامل از دیدگاه ملاصدرا و مولانا
نویسنده:
مونا داراب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهبحث از انسان و ابعاد وجودی او در عرفان مولانا و حکمت متعالیه صدرایی از اهمیت و وسعت زیادی برخوردار است و پس از مسأله خدا، انسان محوری ترین مسئله به شمار می‌آید؛ چرا که آفرینش جهان، فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی برای رسیدن او به سعادت نهایی‌اش صورت گرفته است. انسان شناسی علاوه برآن که مقدمه ای است برای شناخت جهان بلکه بالاتر ازآن مقدمه و زمینه ای است برای شناخت خدا. از باب حب ذات به ذات نیز انسان شناسی برای انسان از علایق ذاتی او محسوب شده و به همین جهات نیز حکما و عرفا و اندیشمندان هر یک به فراخور حال از این مسئله عبور نکرده اند. از میان حکمای مسلمان ملاصدرا و از میان عرفای نامدار نیز مولانا جلال الدین بخشی از همّ خود را مصروف آن داشته‌اند.آنها مقام انسان کامل را از آن انبیاء دانسته و پیروی از هوا و هوس را اصلی ترین مانع برای رسیدن به این مقام معرفی کرده اند.لذا این موضوع محقق را بر آن داشته تا در این پایان نامه به بررسی و شناخت انسان و تبیین جایگاه او در نظام هستی و ویژگی های انسان کامل و چگونگی تحققش از دیدگاه ملاصدرا و مولانا بپردازد. کلمات کلیدی: انسان شناسی،کمال،انسان کامل،ملاصدرا،مولانا
دو رویکرد متفاوت ملاصدرا در مسائل فلسفی
نویسنده:
جلیل حسین‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله با توجه به گستردگی آثار ملاصدرا به برخی از مسائلی که وی پاسخ های متفاوت ابراز داشته است، می پردازیم. پاسخ های متفاوتی که در یک نظام فلسفی ناسازگارند؛ به نحوی که ممکن است خواننده آثار ملاصدرا چنین استنباط کند که وی دچار تهافت گویی شده است و نظام فلسفی منسجمی ارائه نکرده است. در بخش دوم و سوم به بررسی نه مورد از این مسائل خواهیم پرداخت، و در بخش پایانی نشان خواهیم داد که پاسخهای متفاوتی که برای مسائل ذکر شده است ناشی از عوامل زیر است: 1. تغییر نظرات فکری ملاصدرا در طول زمان (وی نخست به اصالت ماهیت و سپس به اصالت وجود و تشکیک وجود قائل شده است و در نهایت به نظریه وحدت شخصی وجود دست یافته است)؛ 2. رعایت جنبه تعلیمی در بیان مطالب؛ 3. طرح نظریات بر اساس مبانی مختلف (مبنای قوم، مبنای وحدت تشکیکی وجود و مبنای وحدت شخصی وجود)؛ 4. تلاش برای نگارش یک دوره فلسفه.
مسأله کلی از دیدگاه ملاصدرا و هگل
نویسنده:
عباس قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی و سنجش حدود شناخت عقلی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
وجیهه خانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین مباحث در حوزه‌ی معرفت شناسی، بررسی امکان شناخت است و پس از موضع‌گیری دقیق در برابر این مسئله است که می‌توان به بررسی مسائل دیگر از جمله ابزارهای شناخت، منابع شناخت و حدود شناخت و ... پرداخت. صدرالمتألهین در برابر پرسش از امکان شناخت، موضعی اثباتی دارد. وی در بحث منابع شناخت، عالم را به عالم محسوس و عالم نامحسوس تقسیم می‌کند و حدود شناسایی عقل در هر یک از این دو قلمرو را بررسی می‌کند. در قلمرو عالم محسوس، صدرالمتألهین بر این نظر است عقل، قادر به شناخت حقیقت اشیاء و به تبع آن قادر به شناخت روابط حقیقی بین اشیاء است و با این وجود عقل، قادر به صدور احکام ضروری، یقینی و مطابق با واقع در بین موجودات عالم محسوس است. صدرالمتألهین در قلمرو عالم نامحسوس معتقد است که با اصالت و محوریت بخشیدن به وجود و بررسی احوال معانی کلّی عارض بر طبیعت وجود می‌توان به طراحی نظامی متافیزیکی دست زد و به اثبات عینی موجودات ماوراء حسی پرداخت. اما نگارنده بر این نظر است که در قلمرو عالم محسوس، عقل به همین سبب که قادر به شناخت حقیقت اشیاء نیست، قادر به شناخت روابط حقیقی بین اشیاء و صدور احکام ضروری، یقینی و مطابق با واقع نیز نیست. در قلمرو عالم نامحسوس نیز به نظر می‌رسد براهین صدرالمتألهین در اثبات موجودات ماوراء حسی بر فرض سازگاری درونی، واجد عنصر عینیت نیستند و به عبارتی نمی‌توانند وجود خارجی چنین موجوداتی را در خارج به اثبات برسانند. و در بیانی کلّی‌تر می‌توان گفت: حدود شناخت عقلی در عالم محسوس و نامحسوس بسیار محدودتر از آنچه صدرالمتألهین بر آن است به نظر می‌رسد.
مبانی متافیزیکی اخلاق در فلسفه ی ملاصدرا
نویسنده:
راضیه اشراقی منش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که مبانی متافیزیکی اخلاق در نظام فکری ملاصدرا کدام است؟ در این راستا به مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی اخلاق صدرایی پرداخته است. ملاصدرا در معرفت شناسی عقل را قادر به درک ملاکهای کلی فضائل و رذائل اخلاقی می‌داند و این مفاهیم را به عنوان معقولات ثانی فلسفی تلقی می‌کند او با مساوقت علم با وجود و مجرد بودن ادراک رابطۀ وجودی بین نفس و صور علمی‌اش را اثبات کردهو همچنین میل به فضائل و ترک رذائل را فطری می‌داند. او در بحث هستی شناسی با نگرش وجودی خود، ملکات اخلاقی را هم صفات وجودی می‌داند که به عنوان حیثیات مندمجه در وجود نفس و به تبع نفس موجودند. و بنابر تشکیک در وجود، به حسب نفوس متعددند لذا نفسی که قوی است فضائل اخلاقی در او با قوت بیشتری مطرح است و بالعکس. ملاصدرا در بحث انسان‌شناسی قائل است که نیت، به عنوان حسن فاعلی، روح عمل است و انسان، به واسطۀ اختیار خود و حرکت جوهری نفس، در سایۀ عوامل کمال بخش، استکمال وجودی می‌یابد و بنابر اتحاد عاقل و معقول انسان عین فضائل و رذائل اخلاقی می‌شود .گفتنی است در نظام فکری ملاصدرا، مولفه-هایی مطرح است که راه را برای کثرت نوعی انسان می‌‌گشاید. این مولفه‌ها عبارتند از: ماهیت نفس و قوای آن و چگونگی رابطۀ نفس و بدن به تفسیر ملاصدرا، حرکت اشتدادی نفس، مشکک بودن انسان، عینیت صور، غلبه صفات اخلاقی بر باطن انسان که در نهایت تبدیل شدن صفات اخلاقی به ملکات نفسانی منجر به تفاضل حقیقی انسان‌ها می‌شود. و این تفاضل به تنوع اخلاق منتهی می‌شود. البته اخلاق صدرایی با همه تنوعش، قدر مشترک اخلاقی دارد و آن، سازگاری با شریعت و فطرت است.
بررسی تطبیقی جایگاه «نور» در حکمت سهروردی و «وجود» در حکمت سینوی و صدرایی
نویسنده:
خالق دیوسالار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر در هستی و پی بردن به راز و رمز آن از دغدغه های بشر پرسش گر بوده به طوری که مدام خود را تشنه چنین آب هستی بخشی می داند، چرا که حقیقت انسانیت در ذات متفکر اوست و تفکری با ارزش است که فارغ از عقل معاش به پهنه بی پایان هستی مخصوصاً به مبدأ با شکوه و والای آن نظر داشته باشد. در این ارتباط مسلمانان متفکر بیکار ننشسته و آستین همت بالا زدند و در این راه رنج و مشقاتی را متحمل شدند که در این بین نقش سه شخصیت یعنی بوعلی سینا ، ملاصدرا و سهروردی بارزتر به نظر می رسد، البته این بدان معنی نیست که کوشش های بقیه ازجمله فارابی ناچیز بوده است. در حقیقتسه شخصیت مذکور عصاره ماقبل خود بوده اند.ابن سینا به موجود می اندیشید و آن را موضوع فلسفه دانسته، مسائل آن را نیز عوارض ذاتی موجود بماهوموجود می داند او موجود را هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجى بدیهى فرض کرده و آن را مشترک معنوی می دانست و معتقد بود ماهیّت هر چیز غیر از هستى آن است یعنی دو مفهوم مغایرند اما این دو در خارج با هم اتحاد وجودی دارند. اومفهوم وجود را تنها در سه حکمِ تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان مشکک می داند که آن نیز به خاطر حکایت ازواقعیت مشکک متصف به تشکیکمذکور است و در ارتباط با اصالت وجود ابن سینا نفسِ وجودِ ماهیت را معلول خود ماهیت ندانسته بلکه آن را معلولِ علت وجود می داند. او ماهیت را در سایه وجود، حق بالغیر می داند .سهروردی بر پایه آن چه ظاهر است به بحث درباره ساختار حقیقت که مستقیماً معلوم ما واقع می شود می پردازد. موضوع حکمت او انوار است. او نور را به آن چه ظاهر بنفسه و مظهر لغیره باشد تعریف می نماید. ظهور نور موجب بداهتش است. سهروردی نورها را تنها به کمال و نقصان مختلف می داند نه به لحاظ نور بودنشان چرا که نور نزد وی چیزی است که به واسطه شدت و ضعفش، مابه الاشتراک و هم مابه الامتیاز به خودش برمی گردد. وی نسبت میان نور وظلمت را سلب وایجاب می داند و ظلمت را قالب نور معرفی می کند. نزد وی در مقوله جوهر، همه انحاء تشکیک تحقق پذیر است. مراد از اصالت نور سهروردی "مبدئیت برای وجود و هستی ها"ست، وی در حکمت خویش حقیقت را به وجود نسبت نمی دهد بلکه آن را به حقایق عینی که بدون واسطه معلوم ما واقع می شوند نسبت می دهد و برای رسیدن بدین منظور از قضایای وجدانی استفاده می کند. وجود نزد ملاصدرا مبناى مسائل الهى است او موضوع فلسفه راواقعیت خارجى معرفی می کند. او وجود را تحقق و صیرورت در اعیان واذهان می داند. مفهوم وجود نزد وی ابسط از هر تصوری بوده و شروع و اول هر تصوری می باشد و از شدت ظهور و بساطتش نمی توان آن را به چیزی آشکارتر از خودش تعریف نمود. عقل بین دو موجود، مناسبت و مشابهتی می یابد که نظیرش رابین موجود و معدوم نمی یابدبدین جهت او مشترک معنوی بودن وجود در بین ماهیات را قریب به اولیات می داند. او ماهیات را اموری تبعی دانسته که از نظر به حدود و مراتب وجودات دریافت شده اند و رابطه میان ماهیّت و وجود را نوعی ملازمه عقلی بین وجود هر شىء و ماهیّت آن است. او وجود را بالذات و?ماهیّت رابالعرض موجود می داند و زیادت مفهوم وجود بر ماهیت از نظر او با تحلیل عقل حاصل می شود. نزد وی وجود در خارج و حاق ذهن با ماهیت اتحاد دارد. ملاصدرا بر خلاف سهروردی قائل به تشکیک در ماهیات نبوده و چون ماهیات را مثار کثرت می داند ذاتاً آن ها را با هم مختلف می داند. او وجودات عینى را حقایقى اصیل می داند و معتقد است که ماهیات، همان اعیان ثابته اند که هیچ گاه بوى هستى به مشامشان نخورده است. سبق زمانى و سبق علّى وجود بر ماهیت را او از اثبات اصالت وجود به دست می آورد. وجود تقدم عینی بر ماهیت دارد و ماهیت بر وجود تقدم مفهومی دارد. ملاصدرا به تشکیک مفهوم وجود از آن نظر توجه دارد که بیانگر ویژگی ای در اصل هستی است او مفهوم صرف را مشکک نمی داند. او در بیان تشکیک از شدت و ضعف و کمال و نقص وجود سخن به میان مى آورد که مفاهیمى ناظر به واقعیتند.
بررسی مقایسه ای وجود ذهنی نزد ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهراسادات دهقان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأل? وجود ذهنی از مباحث مهم و قابل تأمل حوزه‌های فلسفی است که در باب حقیقت شناخت، ارزش معلومات و نحو? تحقق و تبیین علم نقش برجسته‌ای دارد، در همین راستا این پایان‌نامه به بررسی و تبیین این مسأله نزد دو حکیم نامدار اسلام، ابن‌سینا و ملاصدرا پرداخته است و جوانب مختلف مسأل? وجود ذهنی از جمله: معنای وجود ذهنی، جایگاه وجودشناختی وجود ذهنی، مبانی و پیش‌فرضهای این مسأله، ادله، اشکالات وارد بر آن و پاسخهای ارائه شده توسط هر دو فیلسوف را مورد بررسی قرارداده است و در آن سعی شده که مقایس? مسأل? وجود ذهنی از نظر دو فیلسوف مذکور بر اساس محورهایی همچون روش، مبانی و ادله صورت گیرد.
بررسی تطبیقی هستی‌شناسی تأویلی ملاصدرا و هرمنوتیک هیدگر
نویسنده:
محمد بیدهندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
وحدت  «واحد» متعال از نظر «صدرالمتألهین» و «افلوطین »
نویسنده:
سمانه حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
افلوطین و صدرالمتألهین هر دو از فیلسوفان به نام و موثر در نظام فلسفی زمان خویش هستند و البته تاثیرپذیری صدرا از افلوطین امری است که وی خود بدان اذعان دارد.از جمله مسائلی که مورد توجه هر دو فیلسوف قرار گرفته، این است که هر دو به مسأله وحدت وجود پرداخته‌اند.صدرا المتالهین در برخی از موارد مقصود خویش را از وحدت، نوع تشکیکی آن دانسته ولی در موارد دیگری می‌توان وحدت شخصی را از گفته‌های او استنباط کرد، اما عبارات افلوطین صراحت در وحدت تشکیکی وجود دارد نگارنده با بررسی دیدگاه هر دو فیلسوف بدین نتیجه رسیده است که عبارات صدرالمتألهین در حکم صریح بر وحدت شخصی وجود است در حالی که عبارات افلوطین به وحدت تشکیکی صراحت دارد.اثبات وحدت حقه‌ی حقیقه‌ی برای ذات واحد متعال توسط این دو فیلسوف مسأله‌ی دیگری است که مورد بررسی قرار گرفته است، هم‌چنین در فصلی جداگانه به مقایسه دیدگاه‌های آن دو پرداخته شده است.
بررسی تطبیقی روش فلسفی توماس آکویناس و ملاصدرا
نویسنده:
علی حنا الشیخ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع بحث بررسی تطبیقی روش فلسفی فیلسوف مسیحی توماس اکویناس وفیلسوف اسلامی ملا صدرا که شباهت های فراوانی بین این دو فیلسوف وجود دارد ونقاط اختلاف نیز بین روش فلسفی این دو فیلسوف نیز وجود دارد . مهمترین نقاط شباهت استفاده از روش عقلی برای ثابت کردن مطالب وحیانی وهمچنین ثابت کردن عدم وجود تعارض بین مطالب وحی وعقل البته چون دو فیلسوف مشایی بودند و از پیروان ادیان توحیدی بودند شاید علت اصلی این شباهت ها باشد خصوصا توماس اکویناس که در کتابهای متعدد خودش از ابن سینا نام برد وفهم او از فلسفه ارسطو بر طبق شرح وتوضیح ابن سینا بود البته از شروحات ابن رشد نیز استفاده کرده است. همچنین ملا صدرا که در ابتدا یک فیلسوف مشایی بوده است وفلسفه مشاء قبول داشت وبعد از برهی از زمان یک مکتب فلسفی جدید برای خودش تعریف کرد ومسایل ونظریات فلسفی بسیار مهمی مطرح کرد مانند اصالت الوجود واعتباریه الماهیه وحرکت جوهری وتشکیک در وجود ومانند آن که در فلسفه اسلامی وجود نداشت.البته باید این هم گفته شود که روش فلسفی جناب ملا صدرا عمیق تر و دقیق تر و از لحاظ وسعت مطالب و نو اوری بسیار قویتر از روش فلسفی توماس اکویناس است . همچنین یکی از نقاط اختلاف برجسته ومهم در روش فلسفی این دو فیلسوف مساله جایگاه عقل ووحی است، که توماس اکویناس سعی داشت توافق این دو در آموزهای مسیحی بیان کند وثابت شود که ایمان مسیحی واعتقادات اساسی مانند الوهیت عیسی وتثلیث وفدا با عقل مخالفت نمیکند بلکه فوق طور عقل است وعقل عاجز از فهمیدن این حقایق غیبی که وحی آن را کشف کرده است با اینکه واضح است این اعتقادات اساسی با عقل در تضاد ومخالف مبانی عقل است، واین مطلب یکی از مهمترین دساآوردهای فلسفه اکویناس به شمار می آید وامروزه کلیسای کاتولیک همه سعی وتلاش او بر ثابت کردن این مساله است به همین دلیل امروز تومایسم یکی از مهمترین مکاتب دینی فلسفیبرای مسیحیت کاتولیک به شمار می اید>بر خلاف آن ملا صدرا مطالب وحقایق را بر طبق روش استدلال عقلی بیان می کند وسعی داشت برای تایید مطالب اثبات شده از راه عقل شواهد وحیانی از کتب وسنت برای تایید این مطالب جستجو کند واین اختلاف بسیار مهم واساسی بین این دو فیلسوف بوده است>همچنین یکی از مسایل که این دو فیلسوف به آن متهم شده اند مساله اقتباس یا انتحال مطالب از فلاسفه پیشین بدون ذکر منبع از این برداشتهای که در اثار توماس اکویناس وملا صدرا به وفور نمشاهده میشود، البته برخی از علمای برای پاسخ دادن به این مساله گفتند که در زمان نگاری ونوشتن کتابهای این دو فیلسف (توماس در قرن سیزدهم وملا صدرا در هفدهم میلادی) روش تحقیقی امروزه نبوده است که یکی از مسایل مهم ذکر منبع برای مطالب از کتابهای دیگران گرفته شود« به همین دلیل گاهی وقتها توماس در کتابهای او مانند کتاب الخلاصه اللاهوتیه منبع ونام نویسنده وکتاب وگاهی صفحه نیز ذکر میکند، وگاهی احساس نیاز نمیکند برای ذکر این مساله، وملا صدرا نیز چنین بوده است.این مساله باید گفت که هر دو فیلسوف سعی داشتند مطالب وحیانی ودینی که در مسحیت واسلام به عنوان اعتقادات اساسی وبنیادی مطرح است نفی یا مخدوش نکند واین در روش توماس به وضوح پیداست، مثلا در باره مساله خداوند او معتقد است خداوند واجب الوجود است وهیچ کثرت مصداقی یا مفهومی در آن وجود ندارد، اما وقتی به اعتقاد اساسی واصل مسیحی یعنی الوهیت عیسد وتثلیث برخورد میکند سعی داشتثابت کند این اعتقاد خلاف ضرورت عقل نیست بلکه عقل عاجز است از فهم این حقیقت واعتقاد است، همچنین ملا صدرا مثلا در مساله معاد جسمانی داشت
  • تعداد رکورد ها : 5214