جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 30
مواهب الرحمن في تفسير القرآن المجلد 4
نویسنده:
عبدالأعلى موسوي سبزواري
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دار التفسیر,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مواهب الرحمن في تفسير القرآن يكى از تفاسير جامع و متقن شيعه در دوره‌هاى اخير است؛ زيرا از زاويه‌اى علمى به ابعاد مختلف ادبى، لغوى، بلاغى، فقهى، كلامى، اجتماعى، فلسفى و عرفانى پرداخته و در هر قسمت به‌تناسب وارد بحث شده است. روش تفسير، اجتهادى و درعين‌حال جمع بين معقول و منقول است. شامل همه آيات قرآن مى‌شود و با نثرى روان و بدون پيچيدگى و تفنن در عبارات مطالب را ارائه كرده است. مؤلف قبل از ورود به تفسير، در مقدمه‌اى كوتاه، انگيزه و شيوه خود را اين چنين بيان مى‌دارد: «اكثر مفسرين، قرآن را به رنگ و بوى علمى كه با آن مأنوسند، تفسير كرده‌اند؛ فلاسفه، متكلمين، فقها، عرفا، صوفيه، اهل لغت، اهل حديث و ديگران. تلاشم اين است كه تفسير به رأى نكنم و تفسير قرآن را به قرآن ارائه دهم و با آنچه از ائمه(ع) در تبيين آيات آمده، درآميزم و آنچه را مورد پذيرش و اتفاق جميع اهل شريعت است، به آن اضافه نمايم و در نهايت، آنچه را كه مى‌توان با قرائن معتبر از آيات استظهار كرد، كنار آن ذكر نمايم. روش من اين بوده كه مضمون آيه را بيان كنم، سپس مفردات و بعد از آن مباحث مربوط به آيه را مطرح كنم و در مبحث دلالى، معناى عامى را كه آيه با دلالت‌هاى ظاهرى يا دقائق علمى به آن، اشاره دارد، بيان كرده‌ام. متعرض بيان نظم آيات و ارتباط آنها نشدم؛ زيرا معتقدم، جامع قريب آنها هدايت و تكامل انسانى است؛ با اين وصف، وجهى براى ذكر نظم آيات نمى‌بينم. شأن نزول آيات را غالبا ذكر نكردم؛ چون معتقدم، آيات قرآن، كلياتى است كه بر مصاديق خود، در همه زمان‌ها تطبيق مى‌كند؛ پس وجهى براى تخصيص آن به زمان نزول يا به فرد خاصى، نيست. رواياتى از ائمه(ع) نيز كه در صدد بيان مصاديق هستند، از باب تخصيص معناى آيه به آن مصداق، نخواهد بود، بلكه مصداق تطبيق كلى بر افراد خود مى‌باشد. از عبارت‌هاى مغلق و الفاظ سخت و تفصيل زائد احتراز جستم». ايشان ابتداى بحث هر سوره، به ذكر مكى يا مدنى بودن آن، تعداد آيات و احيانا وجه تسميه آن مى‌پردازد. پس از آن وارد بحث آيات مى‌شود، ابتدا اشاره‌اى به مضمون كلى آيات، نموده، سپس به تفسير فقره به فقره آن مى‌پردازد. بعد از آن به مفردات پرداخته، معانى لغوى، مفاهيم و تفسير آنها را بيان مى‌كند. ايشان تحت عنوان «بحوث المقام»، به بحث‌هاى متفاوتى مى‌پردازد؛ از آن جمله: بحث ادبى، بحث دلالى، فقهى، روايى، فلسفى، كلامى، عرفانى، علمى، اخلاقى و اجتماعى. در بحث ادبى، به تجزيه و تركيب و قرائت مى‌پردازد و وجوه مختلف آن را بيان مى‌نمايد و گاه نيز بحثى تخصصى ادبى ارائه مى‌نمايد؛ مانند جلد 1، صفحه 336، ذيل آيه 96 سوره بقره، بحثى راجع به «لو». مراد ايشان از «بحث دلالى» مطالبى است كه به كمك ظاهر آيات، قرائن علمى و مانند آن فهميده مى‌شود. در «بحث فقهى»، متعرض مسائل فقهى آيات مى‌شود و تا حدودى به استدلال بر آن طبق مذهب اماميه، مى‌پردازد؛ اما تفصيل آن را به كتب فقهى بدون ذكر نام يا كتاب «مهذب الأحكام» خود ارجاع مى‌دهد (مانند ج1، ص307، ذيل آيه 79 سوره بقره). در «بحث روايى»، ايشان، روايات قابل اعتماد را از كتب روائى و تفسيرى، در تفسير آيات ذكر مى‌كند و معمولا همراه با اظهار نظر درباره مضمون، دلالت، سند يا رجال آن، مى‌باشد. گاهى نيز به بحث‌هاى علمى در موضوع مناسب با آيه مى‌پردازد؛ مثلاًذيل آيات 102 و 103 بقره، بحثى علمى درباره سحر، حقيقت، انواع، موضوع، تأثير و فرق آن با عمل انبيا مطرح مى‌نمايد يا بحث علمى درباره كيفيت نزول و تنزيل قرآن[۱] به تناسب آيات نيز گاهى، بحث‌هاى فلسفى، ارائه مى‌دهد؛ به‌عنوان نمونه ذيل آيات 5-7 سوره حمد، بحثى راجع به «نفى سنخيت بين علت و معلول در فاعل مختار» مطرح مى‌كند يا در ذيل آيات 51-54 سوره بقره، بحثى درباره اينكه «افاضات الهى محدود به حدود استعداد و كيفيت قابل مى‌باشد و اينكه غرض اصلى از ميقات همين افاضات است» و يا بحث اراده را در ص85، ج8، ذيل آيات 26-28 سوره نساء مطرح مى‌نمايد. بيان لطائف و نكات عرفانى و استظهارهاى باطنى، نيز به‌تناسب آيات، لابه‌لاى تفسير ايشان، چشم‌نواز است؛ مانند ص184 و 179، ج1، ذيل بحث «هبوط» و آيات 38 و 35 سوره بقره يا بحث تهذيب نفس، ج8، ص144، ذيل آيه 31 سوره نساء يا بحثى در اراده و مراد، ص102، ج8، ذيل آيه 26-28 سوره نساء. بحث‌هاى تاريخى، مانند تاريخ دخول بنى اسرائيل به مصر و زندگى و خروج آنها و كيفيت قصه بقره، هر از گاهى ذيل آيات، ديده مى‌شود. تاريخ عقايد ملل و نحل نيز به مقدار كم، تكميل‌كننده مباحث ايشان است، مانند بحث تاريخ عقايد «صابئين»، ذيل آيه 62 سوره بقره، ص271، ج1. مطالب اخلاقى نيز از مواردى است كه مصنف، مطرح مى‌نمايد، مانند بحث گناهان كبيره و صغيره، ص135، ج8، ذيل آيه 31 سوره نساء يا بحث نفاق، ص352، ج8، ذيل آيات 60-63 سوره نساء. بحث‌هاى اجتماعى نيز مورد غفلت مصنف واقع نشده و به‌تناسب مطرح كرده است، مانند ج3، ص107، بحثى در حقيقت ملكيت، ذيل آيه 188 سوره بقره يا جايگاه زن، ج3، ص380، ذيل آيات 222 و 223 سوره بقره. در اين ميان، مباحث كلامى مصنف، توجه خواننده را به خود جلب مى‌كند، مانند ج1، ص361، ذيل آيات 102 و 103 راجع به فرق معجزه و سحر، بحث جبر و تفويض ذيل آيات 23 و 24 و 27 سوره بقره، ج1، ص132 تا ص140 يا بحث امامت، ج8، ص340، ذيل آيه 59 سوره نساء. علاوه بر عناوين بالا، عنوان «بحث قرآنى» در مواردى اندك، نيز مطالبى را در بر دارد، مانند ج8، ص283، ذيل آيه 48 سوره نساء يا ج4، ص456 ذيل آيات 275-281 سوره بقره، درباره ربا. مؤلف گرچه در مقدمه كوتاه خود، بحثى درباره علوم قرآنى ننمود، اما به شكل موضوعى برخى مطالب اين علم را مطرح نموده است، مانند بحث مفصلى در نسخ (ج1، ص377، ذيل آيات 106-108 سوره بقره) يا بحث اعجاز قرآن (ج1، ص115، ذيل آيات 23-24 سوره بقره) و بحث نزول قرآن (ج3، ص39، ذيل آيه 185 سوره بقره). در جلد چهارم به تفسیر آیات 228 تا 286 سوره بقره پرداخته شده است.
حلية المتقين في الآداب و السنن و الأخلاق
نویسنده:
محمدباقر بن محمدتقی مجلسي؛ مترجم: خلیل رزق عاملی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار الامیر,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حليةالمتقين في الآداب و السنن و الأخلاق، اثر محمدباقر مجلسى (اصفهان، 1037-1110ق، همان جا) است كه آن را خليل رزق عاملى، از زبان فارسى به عربى ترجمه و منتشر كرده است. در مورد ترجمه مذكور چند نكته گفتنى است: اثر حاضر، يك زبانه است و فقط ترجمه عربى است و متن فارسى را به‌همراه ندارد. در اثر حاضر، اكثريت قريب به اتفاق مطالب، عبارت از متن كامل روايات است كه علامه مجلسى انتخاب و به فارسى ترجمه كرده و خليل رزق عاملى در اقدامى درست و عالمانه، به ترجمه مجدد از فارسى به عربى نپرداخته، بلكه به سراغ منابع رفته و به‌جاى ترجمه، متن اصلى روايات را آورده است؛ پس در اكثريت موارد، ترجمه صورت نگرفته، بلكه منبع‌يابى شده و متن اصلى روايات آمده و در نتيجه در اينجا بحث مطابقت و درستى ترجمه مطرح نيست و در صورتى كه در موردى متن فارسى علامه مجلسى با روايت عربى پيداشده مطابقت نداشته باشد، بايد بررسى كرد كه آيا مترجم عربى، منبع مورد نظر علامه مجلسى را پيدا كرده؛ اگر پاسخ مثبت باشد، ديگر در اين صورت اشكالى به مترجم وارد نيست و اگر اشكالى باشد به ترجمه علامه مجلسى به فارسى وارد است. مترجم محترم، در مقدمه‌اش - كه آن را در تاريخ 29 رمضان 1413 در مركز اسلامى رسول اكرم(ص) در نايروبى (كنيا) به پايان رسانده - بر چند نكته تأكيد كرده است: الف)- يكى از نشانه‌هاى كمال شريعت اسلامى، ارتباط استوار با همه جوانب زندگى و تأثيرگذارى ژرف آن بر همه ابعاد تربيتى و اخلاقى فرد و جامعه است؛ ب)- بهترين شاهد بر جامعيت اسلام، رواياتى است كه در زمينه حقوق مردم و چگونگى معاشرت با آنان و حقوق فقيران و والدين و... وارد شده است؛ ج)- مجلسى در اين اثر، تعداد فراوانى از روايات را در زمينه سنن و اخلاق و آداب اسلامى جمع كرده تا انسان با پيروى از آن به كمال و سعادت دنيوى و اخروى برسد؛ د)- مجلسى فقط بر روايات اعتماد كرده، پس ترجمه در اينجا عبارت خواهد بود از ارجاع اين احاديث فارسى به اصل عربى آن؛ بنابراين، روايات، از منابعش استخراج شده و ترجمه عربى با آوردن عين عبارات روايات بدون هيچ تصرفى در آن و البته بر اساس ترتيبى كه نويسنده مراعات كرده؛ به انجام رسيده است. البته برخى از روايات، در منابع يافت نشده و خود مترجم آنها را به زبان عربى ترجمه كرده و آورده و اين روايات بيشتر از ده مورد نيست. براى آشنا شدن با چگونگى ترجمه در اثر حاضر و سهولت مقابله آن با متن اصلى، مطلبى از نويسنده همراه با ترجمه آن در اينجا ذكر مى‌شود: نويسنده چنين نوشته است: «فصل دوازدهم در آداب اسب تاختن و تير انداختن: در احاديث معتبر وارد شده است كه مسابقه و گروبندى جايز نيست، مگر در اسب و استر و الاغ و شتر و فيل و در تيراندازى، منبع اين روايت را نيافته و آن را چنين ترجمه كرده است: «الفصل الثاني عشر «آداب إجراء الخيل و الرماية»: روي في بعض الأحاديث المنقولة عن النبي(ص) و أهل بيته(ع)أنه لا تجوز المسابقة و الرهان إلا في الحصان و البغل و الحمار و الجمل و الفيل و في الرماية» همچنين نويسنده نوشته است: «در حديث صحيح از حضرت امام موسى(ع) منقول است كه هفت چيز است كه اگر در برابر مسافر ظاهر شود براى او شوم است: كلاغى كه فرياد كند از جانب راست او و سگى كه دم را علم كرده باشد و گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او فرياد كند، پس سه مرتبه بلند شود و پست شود و آهويى كه از جانب راست او بيايد و به جانب چپ او برود و جغدى كه فرياد كند و زن پير سفيدمويى كه روبه‌روى او بيايد و ماده الاغى كه گوشش بريده باشد؛ پس كسى كه از ديدن آنها ترسى به خاطرش بيايد، بگويد: «اعتصمت بك يا رب من شر ما أجد في نفسي فاعصمني من ذلك». چون اين را بگويد، ضررى به او نرسد»، منبع اين روايت را نيز نيافته و آن را چنين ترجمه كرده است: «و في الحديث عن الإمام الكاظم(ع) أنه قال: سبعة أشياء إن قابلها المسافر قبل سفره فإنها شؤم عليه: نعيق الغرب من جانبه الأيمن و الكلب إذا رفع ذيله و الذئب إذا كان جالسا على ذيله و عواء الذئب في وجهه ثلاث مرات و مجيء الغزال من جانبه الأيمن و ذهابه إلى الجانب الأيسر و صراخ البوم و مجيء العجوز ذات الشعر الأبيض إليه و الأتان (أنثى الحمار) المقطوعة الأذنين؛ فإذا حصل الخوف لديه من هذه فليقل: «اعتصمت بك يا رب من شر ما أجد في نفسي فاعصمني من ذلك، لأن هذا يدفع الضرر عنه»» هرچند بررسى تفصيلى اين ترجمه در مواردى كه مترجم به ترجمه مطالب پرداخته، از نظر مطابقت با متن فارسى، كارى مشكل و تخصصى است و فرصت فراوانى مى‌طلبد، ولى با بررسى اجمالى اين اثر، مشخص شد كه مترجم در برگردان مطالب به موفقيت دست يافته و اشكالى در آن مشاهده نشد. مترجم محترم، هرچند در ترجمه مقدمه نويسنده، فهرست باب‌هاى كتاب را آورده و بعد از «الباب الرابع عشر: في آداب السفر»، چنين ترجمه كرده است: «خاتمة: في بيان بعض الفوائد المتفرقة»، ولى با تأسف، افزون بر آنكه خاتمه كتاب را ترجمه نكرده، از يادآورى اين نكته نيز خوددارى ورزيده و گويى به‌صورت كلى اين مطلب را به طاق نسيان سپرده است. خاتمه، در متن فارسى، مفصل (16 صفحه) است. هرچند مترجم در مقدمه‌اش يادآور شده كه به منابع اندكى از روايات دست نيافته است و اين روايات بيشتر از ده مورد نيست، ولى اين موارد، بيش از اين است و به‌طور دقيق با جستجوى عبارت «لم نجده» و «لم نجده في المصدر» و «لم نعثر عليه»، تعداد 36 روايت در اين اثر پيدا مى‌شود كه منبع روائى‌اش به دست نيامده است.
تفصيل وسائل الشیعه الي تحصيل مسائل الشريعه المجلد 20
نویسنده:
محمد بن حسن حر عاملی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث,
چکیده :
كتاب شريف «تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة»، معروف به «وسائل الشيعة»، از تأليفات ارزشمند محدث بزرگ و علامه محقق، شيخ محمد بن حسن حُر عاملى از علماى بزرگ و از فقهاى برجسته شيعه در قرن يازدهم هجرى (1033 - 1104ق) است. وى، اين كتاب را در مدت بيست سال از عمر شريف خود نگاشته است. اين كتاب، به زبان عربى و مشتمل بر روايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در زمينه احكام شرعى است. اين كتاب، از زمان نگارش، پيوسته مورد توجه علما و فقهاى شيعه قرار گرفته است و در اين زمان از اركان اصلى استنباط احكام شرعى و اجتهاد در حوزه‌ هاى علميه شيعه به شمار مى‌ آيد و در تمام درس‌ هاى خارج فقه، روايات آن نقل شده و به آنها استناد مى‌ شود. كتاب «وسائل الشيعة» از بهترين جوامع روايى شيعه و حاوى رواياتى ارزشمند از پيامبر اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع) درباره احكام شرعى در زمينه‌ هاى گوناگون فقهى است. كتاب حاضر جلد بيستم از كتاب وسائل الشيعة مي باشد كه مشتمل است بر «كتاب النكاح» كه در ذيل عنوان كلى «ابواب مقدمات النكاح و آدابه»، 157 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب عقد النكاح و اولياء العقد»، 28 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب النكاح المحرم و ما يناسبه»، 31 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب ما يحرم بالنسب»، 6 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب ما يحرم بالرضاع»، 19 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب ما يحرم بالمصاهرة و نحوها»، 52 باب و در ذيل عنوان كلى «ابواب ما يحرم باستيفاء العدد»، 12 باب و در ذيل عنوان كلى«ابواب ما يحرم بالكفر و نحوه»، 15 باب ذكر شده است.
مسند الإمام الصادق أبي عبدالله جعفر بن محمد عليهما السلام المجلد 15
نویسنده:
عزيزالله عطاردی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر عطارد,
چکیده :
«مسند الإمام الصادق أبي‌عبدالله جعفر بن محمد عليهما السلام» تأليف شيخ عزيزالله عطاردى، هفتمين كتاب از مجموعه بزرگ «مسانيد الأئمة(ع)» است كه به زبان عربى در 22 جلد منتشر شده است. در اين كتاب اخبار و احاديث حضرت امام صادق (ع) در موضوعات مختلف گردآورى و دسته‌بندى شده است. احاديثى كه در اين مسند گرد آمده بر سه بخش است: 1- احاديثى كه مربوط به زندگى و شخصيت و روابط آن معصوم است كه در 12 باب آمده است. 2- احاديثى كه آن معصوم در موضوعات مختلف بيان كرده‌ اند كه هم چون ساير مجموعه‌ هاى حديثى در ضمن كتاب‌ هايى مشتمل بر ابواب متعدد ذكر شده است. 3- راويانى كه از آن معصوم نقل حديث كرده‌ اند، به‌ همراه ياد كرد آنها در كتب رجال. عطاردی، مباحث كتاب را از منابع معتبر شيعه و سنى گردآورى نموده است. نويسنده در مقدمه كتاب توضيحات مختصرى درباره كتاب و مباحث مطرح‌ شده در آن نوشته است. جلد پانزدهم این کتاب شامل مباحث عمره و احکام آن، زیارت ائمه، جهاد و نکاح است.
تفسیر الفخر الرازی المجلد 10
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمرالشهیر بخطیب الرینفع الله به المسلمین
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
آیا ازدواج با فرد غیر متدین مشکلی در زندگی من ایجاد نمی کند؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
امر ازدواج یکی از مهم ترین مسائل بشری است که دقت و اهتمام ویژه ای را می طلبد. اصول و مبانی و شرایطی که برای تحکیم خانواده لازم است بر دو قسم است: 1. اصولی و شرایطی که ریشه دینی دارد مثل اصالت خانوادگی، تدین، صداقت و امانت و اهمیت به حلال و حرام و بیشتر ...
آیا ازدوا ج دختری که از خانواده مذهبی و مقید به مسائل شرعی هستند با پسری که خود و خانواده اش لاابالی هستند، موفق خواهد بود؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
ازدواج یکی از زیبایی های آفرینش و از سنن و رسوم قطعی همه ملل و اقوام بشری است. در اسلام نیز به ازدواج اهمیت فراوانی داده شده است و از جوانب مختلفی به آن نگاه شده است، به طوری که با هیچ چیز قابل عوض شدن نیست. رفتار و عمل امامان و اولیاء دین که بالاتری بیشتر ...
چه معیارهایی در ازدواج دو نفر لازم بوده و چه معیارهایی بهتر است مراعات شود؟ معنای کفویت در ازدواج چیست؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
ازدواج، زمینه ساز مطلوب ترین فرصت، برای تجلّی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین کانون، نزد خدای متعال است. بر همین اساس، در آموزه های اسلامی بر این تأکید شده است که مردم نگاه معنوی و قُدسی به ازدواج داشته باشند. آیات متعدد قرآن شاهدی بر این مدّعا است؛ بیشتر ...
  • تعداد رکورد ها : 30