جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تاثیر اعتقاد به جاودانگی نفس در نظریه سعادت اخلاقی از دیدگاه ارسطو، فارابی، ابن سینا
نویسنده:
معصومه موسوی اصل؛ استاد راهنما: مهدی زمانی؛ استاد مشاور: مهدی ارجمندفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به طور کلی هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر اعتقاد به جاودانگی نفس در نظریه سعادت اخلاقی از دیدگاه ارسطو ، فارابی و ابن سینا است . نوع تحقیق توصیف و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای است . بر اساس نتایج مطالعه حاضر ارسطو در اصول اخلاقیش به نیازهای طبیعت بشر چشم دوخته است و به دنبال سعادت خوشی برای زندگی این جهان و روزمره انسان است . ارسطو غایت فلسفه اخلاق را سعادت فردی و غایت سیاست را خوشبختی همگانی می‌داند . ارسطو معتقد است که سعادت ، برترین خیر است با این حال سعادت انسانی را به معنای «لذت » یا « ارضا » شدن نمی‌داند . بلکه سعادت در دیدگاه او از یک مفهومی است که در ارتباط با روح و عقل انسان است و از سوی دیگر با عمل در ارتباط است یعنی برای سعادتمند شدن ، رفتار و زندگی سعادتمندانه نیز لازم است . و سعادت را همان فعالیت نفس در انطباق به فضیلت کامل می‌داند و معتقد است که آدمیان باید چنان رفتار کنند که به سعادت نائل شوند ارسطو نفس انسان را قائل به جاودانگی می‌داند و نفس عقل فعال است که فناناپذیر و ازلی است . ارسطو معتقد است این عقل نه با بدن متولد می‌شود و نه با آن از میان می‌رود ، بلکه ابدی و ازلی است . نفس برای فارابی از جواهری است که جزء جسم محسوب می‌شوند ، زیرا نفس حدوث جسمانی و صورت نگری دارد . از نظر فارابی جوهریت نفس فرع است بر اثبات تجرد آن در نظرگاه فارابی با اثبات تجرد نفس ، خود به خود ، جوهریت آن نیز ثابت می‌شود . فارابی منکر اصل معاد نبوده و معتقد است شرط رسیدن به معاد بقای پس از مرگ و رسیدن به مرتبه عقل بالفعل و نفس ناطقه است . فارابی سعادت را خیری می‌داند که مطلوب لذات است و مهم‌ترین عوامل موثر در وصول به سعادت تعقل و دین می‌داند نفس برای ابوعلی سینا جوهری مجرد و مستقل می‌داند که تنها در مقام فعل به بدن محتاج است ابن سینا ، جاودانگی و بقای نفس پس از مفارقت از بدن را از طریق برهان ثابت می‌کند . رابطه نفس و بدن را رابطه ماده و صورت نمی‌داند و این دو جواهری مستقل از هم هستند و در نهایت با از بین رفتن بدن نفس همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد و همه نفوس عاقله را جاودانه می‌داند . و معتقد است علم به حقیقت اشیاء فقط برای سعادت نفس است ، نه برای جاودانگی نفس ، و از دو راه عقل و شرع می‌توان به شناخت سعادت دست یافت0
بررسی تطبیقی نقش و جایگاه عقل در تبیین باورهای دین از منظر فارابی و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
سیدمحمدباقر موسوی کراماتی ، محمدمهدی گرجیان عربی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله رابطه عقل و دین از جمله موضوعات چالش‌برانگیزی است که در فلسفه، کلام و اندیشه دینی پیشینه‌ای کهن دارد. این دیرپایی بحث‌برانگیزانه از آن رو است که نسبت عقل و دین، نقش اثرگذاری در پهنه معرفت دینی بجا می‌نهد و همین امر موجب آن شده که حکیمان مسلمان نیز درتأملاتشان اهتمام خاصی به تبیین نوع تعامل عقل و دین روا دارند. در این میان فارابی فیلسوف پرآوازه قرن چهارم و آیت الله جوادی آملی حکیم برجسته معاصر در آثار خویش کوشیده‌اند با خوانشی همگرایانه، سازواری عقل و نقل را به اثبات رسانند. از نظرگاه این دو حکیم بلند مرتبه تاریخ فلسفه، معرفت عقلانی نه تنها از معرفت دینی گسسته نیست بلکه در قلمرو معرفت دینی قرار می‌گیرد و هیچ یک از دیگری در رسیدن به حقایق بی‌نیاز نیست. هر چند که این دو فیلسوف در نگاه کلی راجع به عدم تعارض عقل و دین هم‌نظرند، اما در چگونگی تبیین رابطه آن دو و نیز در روش بهره‌مندی از عقل در تبیین آموزه‌های دینی و محدودیت فهم عقل اختلاف نظر دارند.
کاوش در چرایی تقرب فارابی به فلسفه دینی در عالم اسلام
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، مهدی صانعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله این تحقیق کشف عواملی است که فارابی را به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام سوق داده است. یافته‏های ما براساس تحلیل و ارزیابی داده‏های موجود در متن آثار وی و شواهد فضای فلسفی روزگار او، از این قرار است: گفتمانِ فلسفی غالب در عصر فارابی، یکی از علل گرایش این فیلسوف به فلسفه دینی بوده؛ زیرا ‌مباحث مربوط به نسبت دین و فلسفه از سال‏های اولیه تحصیل فارابی در مرو تا تحصیلات تکمیلی و استادی‏ او در بغداد، وی را همراهی می‏کرده است. مرو محلی برای یهودیت یونانی‌مآب محسوب می‏شد که به ایجاد هماهنگی بین دین و فلسفه تمایل داشت. به‌علاوه دو تن از معلمان او (یوحنا بن حیلان و متی ‏بن یونس) در بغداد، اولی پیرو فلسفه اسکندرانی و دومی از مترجمان بعضی شروح فلسفی مکتب اسکندرانی بود. میراث فلسفی ترجمه‌شده در روزگار او نیز که حاوی بعضی شروح و آثار اسکندرانی و نوافلاطونی بود، نقش مهمی در ساخت ایده فلسفه دینی در ذهن فارابی داشت. همچنین قرائت خاص وی از مابعدالطبیعه که متأثر از علائق معرفتی او به آموزه‏های کتاب آسمانی مسلمانان بود به‏همراه درکی که از وحدت حقیقت داشت از اسباب دیگر، در نزدیک کردن فارابی به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام به شمار می‏رود.
صفحات :
از صفحه 121 تا 140
بررسی چیستی کمال از منظر فارابی
نویسنده:
عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث کمال یکی از مسائل بنیادی علوم مختلف است. مساله اصلی این مقاله این است که ماهیت کمال از منطر فارابی چیست؟ برای حل این مساله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده و اهم یافته های این تحقیق این است که فارابی تعریف ماهوی برای کمال ارایه نداده و مراد وی از کمال این است که واجد نقص نیست. او بر این باور است که میان کمال، سعادت، لذت و خیر ارتباط وجود دارد؛ یعنی همه خیرها و سعادت ها برای انسان نوعی کمال محسوب می شوند و حداقل برخی از لذت ها کمال است. به بیان دیگر، این الفاظ گرچه از جهت مفاهیم با یکدیگر متفاوت هستند، اما حداقل در برخی مصادیق با هم مشترک‏اند. از نظر فارابی کمال امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف است. با ملاحظه موجودات درمی‏یابیم که خداوند در بالاترین رتبه و موجودات مادی در رتبه پایین کمال قرار دارند. این فیلسوف سه ملاک -عقل فعال ، سعادت ورسیدن به حضرت حق - را به عنوان ملاک های کمال قصوی در آثار مختلفش مطرح کرده است. این سه ملاک باهم مانعه الجمع نیستند، بلکه امکان جمع این سه ملاک وجود دارد. او کمال را در مورد ذات، صفات و فعل خداوند نیز مطرح می‏کند و بر ادعایش برهان اقامه می‏نماید.
صفحات :
از صفحه 189 تا 216
نشست «نسبت فرهنگ و متافیزیک نزد فارابی»
شخص محوری:
مهدی ساعتچی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیه‏ای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار می‏رود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز می‏شود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف می‏توان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.
صفحات :
از صفحه 76 تا 98
عقل و دین ازدیدگاه فارابی و پروکلوس
نویسنده:
معصومه کرمی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: رضا سلیمان حشمت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فارابی فیلسوفی مسلمان و عقل گراست. وی شش معنای عقل را مطرح کرده است. عقل عرفی، عقل متکلمان، نظری، عملی و پنجمین عقل، عقلی است که درآن چهار عقل بالقوه، بالملکه، بالفعل و مستفاد را مطرح کرده است. تلاش فارابی درعقل و نسبتی که میان عقل و سیاست، انسان، سعادت برقرار می سازد معطوف به معنای پنجم ازعقل است. و عقل ششم عقل فعال است. انسان با عبوراز عقل بالقوه می تواند به مراحل بالاتر عقل برسد. فارابی انسانی که واجد عقل بالفعل شود را انسان الهی می نامد. ومعرفت کامل موجب دست یافتن به سعادت است. فارابی میان دین وفلسفه تعارضی نمی بیند ومعتقد است میان آنها سازگاری است چراکه هردو امر واحدی را می گویند فلسفه حقیقت آن امررا می گوید ودین آن حقیقت را نشان می دهد. پروکلوس فیلسوفی نوافلاطونی است که معتقد به سه گانه بازگشت، صدور، بقاء است. هرچیزی ازعلت صادر می شود واقانیم پایین تر معلول اقانیم بالاتر خود هستند. اقانیم مراتب متکثر جهان هستند که ازاحد به عنوان واحد محض و بالاترین اقنوم صادر می شوند و به تدریج بسط می یابند.
ارزیابی دیدگاه فارابی درباره انتظار بشر از دین
نویسنده:
مجید افضلی؛ استاد راهنما: محمدرضا بیات؛ استاد مشاور: امیرعباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پایان نامه به تحلیل و ارزیابی دیدگاه‌های ابونصر فارابی درباره انتظارات بشر از دین می‌پردازد. فارابی، یکی از فیلسوفان مسلمان، دین را یک نظام جامع و فراگیر می‌داند که باید به تمام ابعاد زندگی انسان، از نیازهای فردی و معنوی تا مسائل اجتماعی پاسخ دهد. او بر این باور است که دین و فلسفه مکمل یکدیگرند و انسان ها را به زبان های متفاوتی به سعادت حقیقی می رسانند. در این پایان نامه، با تکیه بر تعاریف ویلیام آلستون و نینیان اسمارت از دین و نظریه مزلو درباره هرم نیازهای بشر نشان داده شده است که با وجود وابستگی فارابی به پارادایم سنتی، مولفه های اساسی فلسفی فارابی قابلیت بازنگری و ارائه خوانشی مدرن از انتظارات بشر از دین را دارد. به باور وی، سعادت در سطح فردی به معنای کمال و تجرد عقلانی و در سطح اجتماعی به معنای جامعه بافضیلت و عادل، انتظار اساسی بشر از دین است و انتظاری از دین داشت که بتواند جامعه‌ای آرمانی و اخلاقی ایجاد کند. ارائه نظام فلسفی متناسب با نیازهای جامعه خویش و تأکید فارابی بر نقش اجتماعی دین از زمره نکات مثبت دیدگاه او است. دیدگاه فارابی درباره جامعیت دین، لوازم غیرقابل دفاع نظریه وی درباره سعادت مانند آرمانی بودن دیدگاه‌های او درباره سعادت عقلانی و مدینه فاضله، ناسازگاری نگاه فراتاریخی او به انسان با نگاه جامعه شناختی وی، عدم تناسب دیدگاه وی با انتظارات بشر معاصر از دین، تأکید زیاد وی بر نقش دین که می‌تواند فرصت‌ دستیابی به سعادت از راه‌های عقلانی و فلسفی را نادیده بگیرد یا کاهش دهد، برداشت او درباره نسبت میان دین و فلسفه، دین و عقلانیت و سازگاری عقل و دین و تاثیر بستر تاریخی بر مفهوم مدینه فاضله از زمره کاستی ها دیدگاه فارابی است.