جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده‌ای بزرگتر؟
نویسنده:
رضا مختاری خویی ، محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رساله معروفِ فارابی موسوم به «الجمع بین رأی الحکیمین» در صدد آن است که نشان دهد علیر غم اعتراضاتی که مردم عصر فارابی به وجود اختلافات اساسی میان افلاطون و ارسطو _به عنوان دو تن از اعلام فلسفه_ و در نتیجه بی‌ اعتباری روش فلسفی می‌ کردند، میان آن دو اختلافی وجود نداشته است و برداشت اختلافات، نتیجه نگاه‌ های سطحی است. ما ضمن اشاره به نقش بسیار کمرنگ و غیر اساسی اثولوجیا در تألیف رساله الجمع _بر خلاف دیدگاه رایج که مدعی است اثولوجیای منحول دلیل اصلی تألیف الجمع بوده است_ و ضمن پاسخ به کسانی که در انتساب رساله الجمع به فارابی تشکیک کرده‌اند، با مروری بر تاریخچه الجمع‌ نویسی و رساله‌هایی که با هدف هماهنگ کردن آراء افلاطون و ارسطو تألیف شده‌اند، بطور خاص به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چرا فلاسفه نخستینِ جغرافیای اسلام مجبور بودند الجمع بنویسند و در پی چنین اندیشه‌ ای باشند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 72
ت‍اری‍خ‌ ع‍ل‍م‌ ک‍لام‌
نویسنده:
محمد ش‍ب‍ل‍ی‌ ن‍ع‍م‍ان‍ی‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ فخر داع‍ی‌گ‍ی‍لان‍ی‌
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: شرکت سهامی چاپ رنگین‏‫,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تاریخ علم کلام تألیف علاّمه شبلى نعمائى (1857-1914 ميلادى) که از علماى بزرگ هند در قرن اخير مى‌باشد. این کتاب توسط سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى به فارسی ترجمه شده است. اين كتاب از دو بخش كه بخش اوّل به نام تاريخ علم كلام و بخش دوم آن‌كه قطورتر از بخش اوّل و مقصود اصلى از تدوين و تألیف كتاب همين بخش است به نام علم كلام جديد مى‌باشد. با توجه به اينكه آنچه از لفظ تاريخ در ذهن ما نقش مى‌بندد اختصاص به ممالك، اقوام و اشخاص دارد يعنى آنچه در اين زمينه نوشته مى‌شده است مربوط و راجع به آنها بوده است ولى امروزه فن تاريخ‌نويسى ترقى كرده علاوه بر اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مى‌نويسند و آن به اين معناست كه يك علم يا يك فن از كى ظاهر شده، علل و اسباب ظهور يا پيدايش آن‌چه بوده تا چگونه مراحل تكامل و ترقى را پيموده و بالاخره تحولات و تطورات كه در آن با گذشت زمان رويداده چه بوده است كتاب تاريخ علم كلام به همان روشى كه در بالا ذكر شد مى‌باشد كه آن روش انتقاد علمى مى‌باشد علاّمه كتاب خود را تألیف نموده است. البتّه منظور اساسى علاّمه شبلى نعمائى از تاريخ علم كلام همانا تاريخ علم كلام عقلى است كه در مقابل فلسفه يونان و براى مبارزه با آن تدوين يافته است نه علم كلام نقلى كه از مجادلات فرق اسلامى باهم ظاهر شده است. علاّمه شبلى هدف خود از تحرير اين كتاب را اينگونه توضيح ميدهد: امروز در عقائد و افكار مذهبى بواسطه ناسازگارى دانشها با آنچه در كتاب‌هاى دينى آمده است تزلزل و سستى يا دودلى پيدا شده و بزرگترين خطرى كه امروز به اسلام رو آورده همانا فلسفه مادى است و عناصر روشن‌فكر و تحصيل كرده‌هاى جديد مرعوب و علماى قديم هم بندرت وارد مباحث و سؤالات جديد شده بنابراین افق مذهب غبارآلود و تيره به نظر مى‌آيدبعضى از نويسندگان اسلامى معتقد شده‌اند كه علم كلام فعلى كه نتيجه افكار بيش از يك‌هزار سال قبل است كارى ساخته نيست و آن نمى‌تواند در برابر حملات فلسفه جديد پايدارى نموده اعتراضات و شكوك و شبهات وارده را جواب كافى دهد، دليل آنهم روشن است زيرا نحوه اعتراضاتى كه در دوره‌هاى پيشين بر اسلام وارد مى‌شده نوعيت آن امروزه بكلى تغيير كرده است و بيشتر مقابله با فلسفه يونان بوده است بنابراین براى صيانت و دفاع از مذهب در مقابل اعتراضات و شبهات مخالفين يا حملات فلسفه جديد احتياج مبرمى به كلام جديد است. ولى به نظر ما اين فكر صحيح نيست و علم كلام جديد بايد بر مبانى و اصول كلام قديم استوار باشد و سررشته اصول مقرّره بزرگان سلف در هيچ مورد از دست داده نشود و براى اين امر لازم است نشان داده شود كه ائمه اسلام در هر عهد چه مبادى و اصولى را اختيار نموده‌اند و نيز تغييراتى كه در آن روى داده‌اند از چه قسم و نوع آن‌چه بوده است.به عبارت ديگر و خلاصه اينكه مبادى و اصول كلام قديم را بايد گرفت و مطابق مشرب، ذوق و سليقه كنونى مرتب و مدون ساخت كه من با تألیف اين كتاب اينكار را تحقّق بخشيدم. از طرف ديگر هدف من از تحرير اين كتاب اين بوده كه در زبان اردو، عربى و فارسی چنين كتابى در رابطه با تاريخ علم كلام وجود نداشته و من با نوشتن اين كتاب از يك طرف يك نقيصه بزرگ ادبيات اسلامى را تدارک و جبران نموده و از طرف ديگر اين تألیف كه در حقيقت تألیف علم كلام است در دائره تاريخ آمده است. ساختار و گزارش محتوا: بخش اول: علاّمه شبلى در بخش اول كه بعد از مقدّمه مترجم آمده و به نام تاريخ علم كلام است مقدّمه‌اى در رابطه با انگيزه و هدف خود از تحرير اين كتاب را آورده است پس وارد مبحث تاريخ علم كلام كه تاريخچه‌اى از علم كلام نقلى است مى‌شود و منظور او تاريخچه مجادلات فرق اسلامى باهم مى‌باشد آورده شده است در اين مختصر بذكر عوامل واسباب بروز اختلاف عقائد و آراء و ازدياد فتاوى و ميل به بدعتها و بالاخره ظهور علم كلام پرداخته. مسئله بسيار مهمى كه در اينجا مطرح شده مسئله قضا و قدر و عوامل پديد آمدن آنست و در آخر اين بحث به اصول عقايد دو فرقه اشعرى و معتزلى و اختلافات شديد و سختى كه بين آنها جريان داشته مى‌پردازد. علاّمه شبلى بعد از اين وارد مرحله علم كلام عقلى مى‌شود كه مقصود اصلى كتاب است و از آن مبسوطا سخن ميراند.او علل و اسباب پيدايش، تاريخ ظهور كلام و وجه تسميه آن مى‌پردازد سپس بذكر اساسى مؤسسين و بانيان يا شخصيت‌هاى برجسته علم كلام و شرح حالات آنها كه از ابوالهذيل علاف شروع و به خاندان نوبختى پايان مى‌يابد مى‌پردازد. سپس وارد قرن چهارم و از متكلمين اين قرن مى‌نويسد و سپس ميرسد به قرن پنجم كه قرن انحطاط و زوال علم كلام است مى‌پردازد تا اينجا دور اول علم كلام به پايان ميرسد و دور دوم علم كلام يا دور دوم اشاعره است آغاز مى‌گردد و شرح احوال ابوالحسن اشعرى مؤسس طريقه اشعريه و سپس حالات غزالى و رازى دو مرد بزرگ علم كلام آمده و در آخر به ذكر احوال علاّمه آمرى پرداخته است.مؤلف پس از اين علم كلام اشاعره را تحت عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره زير دقت نظر گرفته و مسائل اختصاصى اشاعره مورد انتقاد قرار داده است. بعد از اين دوره سوم آغاز مى‌گردد در اين بحث علاوه بر شرح احوال ابن رشد، ابن تيميه و شاه ولى الله از ابتكارات و اختراعات آنها در علم كلام به تفصيل و مشروح بحث نموده است.مؤلف براى تكميل تاريخ علم كلام از اين پس دفترى از حكماى اسلامى كه در اثبات مسائل مذهبى روى اصول فلسفه و تطبيق شريعت با منطق و حكمت مقامى بلند و ارجمند دارند باز كرده از فارابى، ابن سينا و ابن مسكويه و در آخر از شيخ اشراق و خصوصيات و مميّزات او در فلسفه صحبت داشته در آخر اين بخش كتاب تاريخ علم كلام مؤلف يك بحث با عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام‌دارد او اوّل از اينجا آغاز مى‌كند كه اين فكر سالها در اذهان رسوخ داشته كه بيشتر مسائل علم كلام مقتبس از يونانيان و از آنها گرفته شده و مسلمانان فاقد قوه ابتكار و اختراع بوده خطايى بزرگ است و با قلم خود چنان با دليل و برهان روشن مى‌سازد كه براى خواننده هيچ شك و شبهه‌اى باقى نمى‌گذارد كه مسلمانان در الهيّات فرسنگها از يونانيان جلو بوده‌اند و علامه شبلى در آخر اين بحث علم كلام را تشريح كرده كه علم كلام عبارت از دو چيز است يكى اثبات عقائد اسلامى و ديگر ردّ بر فلسفه ملاحده و ديگر مذاهب بخش دوم: بخش دوم كتاب كه به نام علم كلام جديد است با مقدّمه مترجم آغاز و سپس ديباچه مؤلف و بعد از آن بحث علوم جديده و مذهب، مذهب جزء فطرت انسانى، مذهب اسلام و در بحث عقل و مذهب مى‌آورد كه دليل منكرين مذاهب در غرب برپايه اين مسئله است كه مذاهب را برخلاف عقل يافته‌اند و الاّ اگر مذهبى مبتنى بر عقل و مطابق با تحقيقات عقلى باشد اين مخالفين را با آن هيچگونه مخالفت و نزاعى نخواهد بود و علاّمه در اينجا واضح و آشكار مى‌كند كه اسلام در ميان مذاهب تنها مذهبى است كه عقل را تاج افتخار انسانى قرار داده و تمام تعاليم آن هماهنگ با عقل و منطق است. بعد از اين بحث وارد مرحله الهيّات مى‌شود و در صانع عالم تحت عنوان وجود بارى سخن مى‌گويد و در رابطه با اثبات صانع فقط طريقه قرآن مجيد را در اين باب برگزيده و دلايل و براهین حكما و متكلمين را در اين باب رد مى‌كند سپس به ذكر اعتراضات عمده ملاحده فعلى اروپا پرداخته و يك‌يك را جواب و ردّ مى‌كند بعد از فراغت از بحث واجب به بحث از نبوت مى‌پردازد و در آخر اين بحث، نبوت محمد(ص) مورد بررسى قرار مى‌گيرد و براى اينكه اثبات نمايند كه پيامبر(ص) با منبع وحى اتصال داشته بعضى از مسائل مربوط به عقايد، عبادات، اخلاق و...آورده‌و آنها بقدرى كامل، متقن و بلندپايه‌اند كه در مخيله هيچ حكيم و فيلسوف و يا قانونگذارى خطور نكرده و آنها بدون وحى ممكن نيست به فكر كسى بيايند از جمله حقوق اجتماعى اسلام:حقوق انسانى، حقوق زن، حقوق عامه مردم و وراثت و...در اينجا مسئله تأويل را كه از مسائل مشكل و بسيارى از اختلافات مذهبى از اين مسئله سرچشمه گرفته مورد بحث قرار داده است پس از آن علاّمه شبلى وارد بحث در روحانیات شده ملائكه، وحى و الهام و سپس به مسئله ترقى و تمدن كه مورد توجّه فلاسفه امروز است پرداخته زيرا فلاسفه مذاهب را سد راه ترقى دانسته‌اند و ثابت مى‌كند كه اسلام دينى است جامع و كامل كه تمدن را با آغوش باز مى‌پذيرد و آنرا در دامن خود پرورش ميدهد آخرين بحث در اين مرحله بحث پيوستگى بين دين و دنيا آمده و بخش دوم با دو ضميمه كه عبارت از دو خطابه از امام رازى و آن ديگر از امام غزالى كه راجع به نبوّت و رسالت ايراد شده پايان مى‌يابد. در آخر اين قابل ذكر است كه در آغاز هر بخش، فهرست موضوعى کتاب‌ها به تفصيل آمده است و در آخر بخش کتاب‌ها فهرست اعلام و غلطنامه درج گرديده است. كتاب تاريخ علم كلام كه از دو بخش تشكيل شده و در يك مجلد منتشر شده است، تألیف علامه شبلى نعمائى هندى است كه بوسيله سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى از زبان اردو (ظاهرا زبان اصلى كتاب باشد) به زبان فارسی ترجمه شده است چاپ اول،1386 توسط ليتوگرافى و چاپ ديبا (انتشارات اساطير)
وحي الإلهيّ عند المفكّرين الإسلاميّين الفارابيّ أنموذجاً
نویسنده:
حاتم كريم الجياشيّ
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 197 تا 246
تاثیر اعتقاد به جاودانگی نفس در نظریه سعادت اخلاقی از دیدگاه ارسطو، فارابی، ابن سینا
نویسنده:
معصومه موسوی اصل؛ استاد راهنما: مهدی زمانی؛ استاد مشاور: مهدی ارجمندفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به طور کلی هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر اعتقاد به جاودانگی نفس در نظریه سعادت اخلاقی از دیدگاه ارسطو ، فارابی و ابن سینا است . نوع تحقیق توصیف و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای است . بر اساس نتایج مطالعه حاضر ارسطو در اصول اخلاقیش به نیازهای طبیعت بشر چشم دوخته است و به دنبال سعادت خوشی برای زندگی این جهان و روزمره انسان است . ارسطو غایت فلسفه اخلاق را سعادت فردی و غایت سیاست را خوشبختی همگانی می‌داند . ارسطو معتقد است که سعادت ، برترین خیر است با این حال سعادت انسانی را به معنای «لذت » یا « ارضا » شدن نمی‌داند . بلکه سعادت در دیدگاه او از یک مفهومی است که در ارتباط با روح و عقل انسان است و از سوی دیگر با عمل در ارتباط است یعنی برای سعادتمند شدن ، رفتار و زندگی سعادتمندانه نیز لازم است . و سعادت را همان فعالیت نفس در انطباق به فضیلت کامل می‌داند و معتقد است که آدمیان باید چنان رفتار کنند که به سعادت نائل شوند ارسطو نفس انسان را قائل به جاودانگی می‌داند و نفس عقل فعال است که فناناپذیر و ازلی است . ارسطو معتقد است این عقل نه با بدن متولد می‌شود و نه با آن از میان می‌رود ، بلکه ابدی و ازلی است . نفس برای فارابی از جواهری است که جزء جسم محسوب می‌شوند ، زیرا نفس حدوث جسمانی و صورت نگری دارد . از نظر فارابی جوهریت نفس فرع است بر اثبات تجرد آن در نظرگاه فارابی با اثبات تجرد نفس ، خود به خود ، جوهریت آن نیز ثابت می‌شود . فارابی منکر اصل معاد نبوده و معتقد است شرط رسیدن به معاد بقای پس از مرگ و رسیدن به مرتبه عقل بالفعل و نفس ناطقه است . فارابی سعادت را خیری می‌داند که مطلوب لذات است و مهم‌ترین عوامل موثر در وصول به سعادت تعقل و دین می‌داند نفس برای ابوعلی سینا جوهری مجرد و مستقل می‌داند که تنها در مقام فعل به بدن محتاج است ابن سینا ، جاودانگی و بقای نفس پس از مفارقت از بدن را از طریق برهان ثابت می‌کند . رابطه نفس و بدن را رابطه ماده و صورت نمی‌داند و این دو جواهری مستقل از هم هستند و در نهایت با از بین رفتن بدن نفس همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد و همه نفوس عاقله را جاودانه می‌داند . و معتقد است علم به حقیقت اشیاء فقط برای سعادت نفس است ، نه برای جاودانگی نفس ، و از دو راه عقل و شرع می‌توان به شناخت سعادت دست یافت0
بررسی تطبیقی نقش و جایگاه عقل در تبیین باورهای دین از منظر فارابی و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
سیدمحمدباقر موسوی کراماتی ، محمدمهدی گرجیان عربی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله رابطه عقل و دین از جمله موضوعات چالش‌برانگیزی است که در فلسفه، کلام و اندیشه دینی پیشینه‌ای کهن دارد. این دیرپایی بحث‌برانگیزانه از آن رو است که نسبت عقل و دین، نقش اثرگذاری در پهنه معرفت دینی بجا می‌نهد و همین امر موجب آن شده که حکیمان مسلمان نیز درتأملاتشان اهتمام خاصی به تبیین نوع تعامل عقل و دین روا دارند. در این میان فارابی فیلسوف پرآوازه قرن چهارم و آیت الله جوادی آملی حکیم برجسته معاصر در آثار خویش کوشیده‌اند با خوانشی همگرایانه، سازواری عقل و نقل را به اثبات رسانند. از نظرگاه این دو حکیم بلند مرتبه تاریخ فلسفه، معرفت عقلانی نه تنها از معرفت دینی گسسته نیست بلکه در قلمرو معرفت دینی قرار می‌گیرد و هیچ یک از دیگری در رسیدن به حقایق بی‌نیاز نیست. هر چند که این دو فیلسوف در نگاه کلی راجع به عدم تعارض عقل و دین هم‌نظرند، اما در چگونگی تبیین رابطه آن دو و نیز در روش بهره‌مندی از عقل در تبیین آموزه‌های دینی و محدودیت فهم عقل اختلاف نظر دارند.
کاوش در چرایی تقرب فارابی به فلسفه دینی در عالم اسلام
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، مهدی صانعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله این تحقیق کشف عواملی است که فارابی را به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام سوق داده است. یافته‏های ما براساس تحلیل و ارزیابی داده‏های موجود در متن آثار وی و شواهد فضای فلسفی روزگار او، از این قرار است: گفتمانِ فلسفی غالب در عصر فارابی، یکی از علل گرایش این فیلسوف به فلسفه دینی بوده؛ زیرا ‌مباحث مربوط به نسبت دین و فلسفه از سال‏های اولیه تحصیل فارابی در مرو تا تحصیلات تکمیلی و استادی‏ او در بغداد، وی را همراهی می‏کرده است. مرو محلی برای یهودیت یونانی‌مآب محسوب می‏شد که به ایجاد هماهنگی بین دین و فلسفه تمایل داشت. به‌علاوه دو تن از معلمان او (یوحنا بن حیلان و متی ‏بن یونس) در بغداد، اولی پیرو فلسفه اسکندرانی و دومی از مترجمان بعضی شروح فلسفی مکتب اسکندرانی بود. میراث فلسفی ترجمه‌شده در روزگار او نیز که حاوی بعضی شروح و آثار اسکندرانی و نوافلاطونی بود، نقش مهمی در ساخت ایده فلسفه دینی در ذهن فارابی داشت. همچنین قرائت خاص وی از مابعدالطبیعه که متأثر از علائق معرفتی او به آموزه‏های کتاب آسمانی مسلمانان بود به‏همراه درکی که از وحدت حقیقت داشت از اسباب دیگر، در نزدیک کردن فارابی به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام به شمار می‏رود.
صفحات :
از صفحه 121 تا 140
بررسی چیستی کمال از منظر فارابی
نویسنده:
عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث کمال یکی از مسائل بنیادی علوم مختلف است. مساله اصلی این مقاله این است که ماهیت کمال از منطر فارابی چیست؟ برای حل این مساله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده و اهم یافته های این تحقیق این است که فارابی تعریف ماهوی برای کمال ارایه نداده و مراد وی از کمال این است که واجد نقص نیست. او بر این باور است که میان کمال، سعادت، لذت و خیر ارتباط وجود دارد؛ یعنی همه خیرها و سعادت ها برای انسان نوعی کمال محسوب می شوند و حداقل برخی از لذت ها کمال است. به بیان دیگر، این الفاظ گرچه از جهت مفاهیم با یکدیگر متفاوت هستند، اما حداقل در برخی مصادیق با هم مشترک‏اند. از نظر فارابی کمال امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف است. با ملاحظه موجودات درمی‏یابیم که خداوند در بالاترین رتبه و موجودات مادی در رتبه پایین کمال قرار دارند. این فیلسوف سه ملاک -عقل فعال ، سعادت ورسیدن به حضرت حق - را به عنوان ملاک های کمال قصوی در آثار مختلفش مطرح کرده است. این سه ملاک باهم مانعه الجمع نیستند، بلکه امکان جمع این سه ملاک وجود دارد. او کمال را در مورد ذات، صفات و فعل خداوند نیز مطرح می‏کند و بر ادعایش برهان اقامه می‏نماید.
صفحات :
از صفحه 189 تا 216
نشست «نسبت فرهنگ و متافیزیک نزد فارابی»
شخص محوری:
مهدی ساعتچی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیه‏ای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار می‏رود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز می‏شود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف می‏توان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.
صفحات :
از صفحه 76 تا 98
ارزیابی دیدگاه فارابی درباره انتظار بشر از دین
نویسنده:
مجید افضلی؛ استاد راهنما: محمدرضا بیات؛ استاد مشاور: امیرعباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پایان نامه به تحلیل و ارزیابی دیدگاه‌های ابونصر فارابی درباره انتظارات بشر از دین می‌پردازد. فارابی، یکی از فیلسوفان مسلمان، دین را یک نظام جامع و فراگیر می‌داند که باید به تمام ابعاد زندگی انسان، از نیازهای فردی و معنوی تا مسائل اجتماعی پاسخ دهد. او بر این باور است که دین و فلسفه مکمل یکدیگرند و انسان ها را به زبان های متفاوتی به سعادت حقیقی می رسانند. در این پایان نامه، با تکیه بر تعاریف ویلیام آلستون و نینیان اسمارت از دین و نظریه مزلو درباره هرم نیازهای بشر نشان داده شده است که با وجود وابستگی فارابی به پارادایم سنتی، مولفه های اساسی فلسفی فارابی قابلیت بازنگری و ارائه خوانشی مدرن از انتظارات بشر از دین را دارد. به باور وی، سعادت در سطح فردی به معنای کمال و تجرد عقلانی و در سطح اجتماعی به معنای جامعه بافضیلت و عادل، انتظار اساسی بشر از دین است و انتظاری از دین داشت که بتواند جامعه‌ای آرمانی و اخلاقی ایجاد کند. ارائه نظام فلسفی متناسب با نیازهای جامعه خویش و تأکید فارابی بر نقش اجتماعی دین از زمره نکات مثبت دیدگاه او است. دیدگاه فارابی درباره جامعیت دین، لوازم غیرقابل دفاع نظریه وی درباره سعادت مانند آرمانی بودن دیدگاه‌های او درباره سعادت عقلانی و مدینه فاضله، ناسازگاری نگاه فراتاریخی او به انسان با نگاه جامعه شناختی وی، عدم تناسب دیدگاه وی با انتظارات بشر معاصر از دین، تأکید زیاد وی بر نقش دین که می‌تواند فرصت‌ دستیابی به سعادت از راه‌های عقلانی و فلسفی را نادیده بگیرد یا کاهش دهد، برداشت او درباره نسبت میان دین و فلسفه، دین و عقلانیت و سازگاری عقل و دین و تاثیر بستر تاریخی بر مفهوم مدینه فاضله از زمره کاستی ها دیدگاه فارابی است.