جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4599
تحلیل و تبیین مسئله علم و آگاهی از دیدگاه دیوید جان چالمرز در مقایسه با دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
علیرضا نعمت الهی؛ استاد راهنما: محمد بیدهندی؛ استاد مشاور: امیراحسان کرباسی زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
نقش حرکت جوهری در تعالی نفس انسانی از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
محمدرضا رسولی؛ استاد راهنما: محمد مهدی نبویان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تعالی نفس انسانی و سعادت انسان، همواره یکی از اصلی ترین دغدغه های انسان خردمند است، پژوهش حاضر، تلاش می کند تا نقش حرکت جوهری را در تعالی نفس انسانی از دیدگاه علّامه طباطبایی مورد بحث و بررسی قرار دهد؛ و هم چنین نظر علّامه، پیرامون حرکت جوهری و نیز تعالی نفس مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ پس از آن نیز به بحث از کیفیت تاثیر حرکت جوهری بر تعالی نفس پرداخته خواهد شد و از حدود و ثغور آن از دیدگاه علّامه بحث خواهد شد. روش این تحقیق تحلیلی و کتابخانه ای است. و هم چنین نوع تحقیق در نوشتار حاضر از نوع مطالعه بنیادی است. به طور خلاصه از دیدگاه مرحوم علّامه تمام تغییرات این عالم و هم چنین حصول اعتقادات قلبی و ملکات عملی ـ که حالتی را در نفس انسانی ثبت می کنند و موجب نوعیت یافتن انسان به این صور می شوند ـ، بر پایه حرکت جوهری می باشد، و اساساً تمام حصول ملکات و آنچه موجب سعادت انسان می شود در بستر حرکت در جوهر رخ خواهد داد، و انسان به صورت پیوسته مراتبی از قوه را که به سبب تعلّق به ماده واجد است، از طریق حرکت جوهری به فعلیت می رساند، و صورت نوعیه مقوّم ماده خارجیه مبدّل به صورت خیالی، و صورت خیالی مبدّل به صورت عقلی می گردد، و این صور علمیه مکمّل جوهر نفس خواهند بود، نه عرض زائد بر آن.
نقد و بررسی اندیشه لارنس کراوس درباره مسئله خلقت با تاکید بر دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
محمد علی سجادیان؛ استاد راهنما: حسین رحمانی تیرکلایی؛ استاد مشاور: محمد صادق جمشیدی راد؛ استاد مشاور: حسن بطحایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
لارنس کراوس معتقد به آفرینش خودبه‌خودی و هوشمندانه جهان از «عدم» است. وی توسط قوانین فیزیک کوانتوم و کیهان‌شناسی نوین با روش علوم تجربی اثبات می‌کند که جهان از یک انفجار بزرگ آغاز شده و دائما در حال گسترش است و این فرآیند نیازی به خالق ندارد بلکه خود جهان آنقدر باعظمت و هوشمند است که خلقت را به خود او نسبت می‌دهیم. تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیل محتوا، اندیشه کراوس را بر مبنای اندیشه‌های علامه‌طباطبایی به نقد می‌کشد، علامه معتقد است کل این جهان مانند بدن انسان با کلیه اعضایش یک واحد شخصی است و از سلسله علت‌ها و معلول‌ها تشکیل شده که بر روی هم علتی می‌خواهد. جهان با توجه به حرکت جوهری ذاتی، دائما در حال حدوث است، و چون مجموعا یک وجود خارجی است، بعنوان یک واحد حادث، نیازمند به علت است، و در صورتی که کسی حرکت جوهری جهان را منکر شود، امکان ذاتی آن انکارناپذیر است، زیرا جهان دارای ماهیت است و لازمه ماهیت، امکان ذاتی است؛ بنابراین، هر ممکنی نیازمند به علت است. کراوس معتقد به عقل خودبنیاد بشری است و امور غیبی را متضاد با عقل می‌داند، بنابراین در نزد وی قابل شناخت نیستند. مهمترین پیامد تفکر کراوس، ترویج بی‌معنای و بی‌هدفی زندگی می‌باشد، که هدف از نقد اندیشه وی، بیشتر به این امر توجه دارد. در قلمرو دین چیزی به نام عقل ستیزی وجود ندارد، بلکه برخی از معارف فراعقل هستند. کراوس متوجه این امر نشده است که حیطه ابزار درک و اثبات عالم ماوراء، عقل محض و یا فلسفی از طریق معقولات ثانوی و شهود می‌باشد و ابزار حواس و تجربه ظرفیت این را ندارند که عالم ماوراء را اثبات یا نفی کنند. بنابراین آن چه در نزد کراوس مغالطه شده، این است که وی با ابزار حواس و عقل تجربی می‌خواهد به جنگ عالم ماوراء برود و آن را انکار کند.
بررسی تطبیقی 5 آیه اول سوره نساء از منظر علامه طباطبایی، جوادی آملی، آلوسی، تفسیر المنار، ابن عاشور، سید عبدالحسین طیب
نویسنده:
نجیبه موسوی؛ استاد راهنما: مصطفی جلالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی آیات قرآن‌ و تفاسیر‌، بیانگر‌ آن است که برخی از آیات دربردارنده مفاهیمی عمیق‌تر و گسترده‌تر و محل بحث بیشتر در تفسیر‌ است. از جمله آیات مورد بحث مفسران آیات 1 تا 5 سوره نسا می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی بررسی تطبیقی 5 آیه اول سوره نساء از منظر علامه طباطبایی، جوادی آملی، آلوسی، تفسیر المنار، ابن عاشور، سید عبدالحسین طیب با روش توصیفی-تحلیلی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد؛ آیه اول سوره نساء با خطاب عموم مردم بر لزوم تقوای الهی هم رابطه انسان با خدا را تنظیم می‌کند و هم پیوند آنان با یکدیگر را در آیه اشاره به خلقت همه انسان‌ها از نفس واحد شده که همه مردان و زنان حتی آدم و حوا از یک حقیقتند تا همگان را به عظمت قدرت پروردگار توجه دهد و مقدمه‌ای برای تاکید مجدد بر تقوای الهی و نیز تقوای ارحام باشد. آیات دوم تا پنجم نیز در حقیقت زمینه‌سازی برای بیان احکام ارث و احکام ازدواج است و این دو موضوع بیشترین تاثیر را در شکل‌گیری جوامع انسانی و بقای آن دارد، زیرا احکام ازدواج مبین نظام خانواده تولید مثل و تداوم نسل اند که اجزای تشکیل دهنده جامعه‌اند و احکام ارث بیانگر توزیع بخشی از ثروت است که بنیان و بقای جامعه بدان وابسته است. از خطوط اصلی اسلام رعایت مسائل حقوقی عاطفی و امور شخصی یتیمان است. بر همین اساس این آیات روش جاهلی در سودجویی از یتیمان محروم کردن آنان از ارث تهاجم به مال یتیم و اتلاف آن و سوء استفاده از آن را باطل دانسته و همه اعم از اولیا و اوصیای یتیم و دیگران را از خوردن مال یتیم و خیانت در پرداخت آن نهی می‌کند.
رابطه توحید با انفاق در قرآن کریم با محوریت آرای علامه طباطبایی در المیزان
نویسنده:
فاطمه لندرانی؛ استاد راهنما: محمد مصطفائی؛ استاد مشاور: حسن صیانتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انفاق یکی از موضوعات پر تکرار در قرآن است که بُعد تربیتی آن بسیار حائز اهمیت است. بیان ویژگیهای انفاق و انفاق کنندگان حقیقی چنانکه مد نظر قرآن است و مهم‌تر از آن، چگونگی دستیابی به اخلاص در انفاق بر اساس سه اصل مورد نظر علامه طباطبایی (توحید خالص، عبودیت محض، حب عبودی) که نوعی رمزگشایی از چگونگی اتمام مکارم اخلاقی در مکتب قرآن است، دغدغه پژوهش حاضر می‌باشد. در مسیر این پژوهش از روش تفسیر موضوعی با رویکرد تدبر در آیات مرتبط با انفاق و با محوریت آرای علامه طباطبایی در خصوص الگوی اخلاق توحیدی استفاده خواهد شد.
برسی تربیت اخلاقی در نظریه سعادت و شقاوت ذاتی علامه طباطبایی با استفاده از آموزه های علوی
نویسنده:
زهرا مطهری فر؛ استاد راهنما: محسن شیراوند؛ استاد مشاور: ابراهیم رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی در کتاب "رساله افعال" بحثی تحت عنوان سعادت و شقاوت ذاتی را مطرح کرده است. ایشان معتقدند بین بنیه ها و مزاج های بدنی و نیز خلق و خو رابطه مستقیمی برقرار است. منظور از خلق و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خو آن رفتارهایی است که در اثر تکرار تبدیل به ملکه شده و به سختی قابل تغییر میباشد. علامه میگوید بخشی از سعادت و شقاوت هر کس مربوط به طینت بوده و قبل از تولد در عالم ذر معین گشته و علاوه بر این ایشان بخشی از سعادت و شقاوت را هم تأثیر نطفه بر اخلاق میداند که این مبحث تحت عنوان تأثیر بدن بر اخلاق بیان شده است. طبق نظر علامه هر کس به ذات خود یعنی از جایی که از آن نزول کرده بر میگردد و براین اساس علاوه بر خصوصیات جسمانی، خلق و خوی پدر و مادر نیز به فرزند منتقل میشود. علامه پردازش این دو مسئله را با استفاده از دو قاعده معروف فلسفی یعنی حرکت جوهری در نفس و قاعده حدوث جسمانی و بقاء روحانی به سرانجام میرساند. بر این اساس ایشان معتقدند سعادت و شقاوت، ذاتی است لکن این به هیچ وجه به معنای بطلان تاثیر تربیت و بیهوده بودن تکلیف و اضمحلال نظام جزاء و پاداش نیست. آدمی در طول مسیر حیات دنیوی خود در معرض احوالات و عقیده های مختلفی قرار میگیرد، بعضی از این امور را می‌پذیرد و در نتیجه در جانش رسوخ پیدا کرده و جزئی جدایی ناپذیر از او می شود و همین مسئله موجب آن میشود که هر انسانی از انسان دیگر متمایز باشد چرا که در جان هر فردی بعضی از احوالات و عقاید رسوخ پیدا میکند؛ بنابراین اگر آن احوال و عقاید، خوب باشد آن فرد در مسیر سعادت و اگر بد باشد در مسیر شقاوت و بدبختی قرار میگیرد. بنابراین دسته ای از روایات سعادت و شقاوت را مربوط به طینت دانسته و از محتوای آن چنین برداشت میشود که سعادت و شقاوت هر انسانی قبل از تولد مشخص میگردد. ▪ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ(ع) عَنْ مَعْنَی قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) الشَّقِیُ‌ مَنْ‌ شَقِیَ‌ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَقَالَ الشَّقِیُّ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ وَ هُوَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیَعْمَلُ أَعْمَالَ الْأَشْقِیَاءِ وَ السَّعِیدُ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ وَ هُوَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیَعْمَلُ أَعْمَالَ السُّعَدَاءِ. (التوحیدشیخ صدوق، باب 58، ص356) فردی از امام موسی بن جعفر (ع) درباره معنای حدیث رسول خدا (ص) پرسید ایشان فرمودند:« یعنی بدبخت کسی است که در شکم مادرش بدبخت شده و نیک بخت کسی است که در شکم مادرش نیک بخت شده و حضرت (ع) فرمود که بدبخت کسی است که خدا دانسته که او به زودی اعمال بدبختان را به عمل آورد و حال آنکه او را در شکم مادرش باشد و نیک بخت کسی است‌ که خدا دانسته او به زودی اعمال نیکبختان را به عمل آورد و حال آنکه او در شکم مادرش باشد». دسته ای دیگر از روایات سعادت و شقاوت را متأثر از پدر و مادر دانسته بدان معنا که مزاج، بنیه و اخلاق پدر و مادر در انسان تأثیر می‌گذارد و بخشی دیگر از روایات در باب تأثیر تربیت در انسان و نقش تربیت در سعادت و شقاوت می باشد. ▪ قالَ علی ابن ابی طالب (ع) إِنَّ اللَّهَ_ عَزَّوَجَلَّ_ خَلَقَ آدَمَ مِنْ‌ أَدِیمِ‌ الْأَرْضِ‌ فَمِنْهُ السِّبَاخُ وَ مِنْهُ الْمِلْحُ وَ مِنْهُ الطَّیِّبُ فَکَذَلِکَ فِی ذُرِّیَّتِهِ الصَّالِحُ وَ الطَّالِحُ. ( علل الشرائع، ج1،ص54 ) خداوند عزوجل آدم را از روی زمین آفرید، پس بعضی از آن شوره زارها، و بعضی از آن نمک ها، و بخشی هم پاک و طیّب است، هم چنین در فرزندان او برخی نیکوکار و برخی تبه کارند. ▪ قالَ علی ابن ابی طالب (ع) إنّما فرّقَ بینهم مبادیٌ طینَهم، و ذالکَ أنّهم کانوا فلقه مِن سَبَخِ أرضٍ و عَذبها، و حزنِ تربهِ وَسهلِها، فَهم علی حسبِ قربِ أرضِهم یتقاربونَ، و علی قدرِ اختلافها یَتَفاوَتون، فتامُّ الرّواءِ ناقصُ العقلِ، و مادُّ القامهِ قصیرُ الهمَّه، و زاکی العملِ قبیحُ المُنظرِ، و قریبُ القعرِ بعیدُ السّبرِ، و معروفُ الضربیهِ منکرُ الجلبیهِ، و تائهُ القلبِ مُتَفرِّق اللُّبِّ، و طلیقُ الِلّسان حدیدُ الجَنانِ. ( نهج البلاغه صبحی صالح ص354-355، کلام234 ) از مالک بن رحیله نقل شده است که گفت خدمت امیر مومنان(ع) بودیم، در آنجا صحبت از تفاوت های مردم شد، امام (ع) فرمود: آنچه بین آنها تفاوت به وجود آورده، آغاز سرشت آنهاست، چه اینکه آنها از قطعه ای از زمین شور و شیرین، سفت و سست، ترکیب یافته اند؛ و بر حسب نزدیک بودن خاکشان با هم نزدیکند، و به مقدار فاصله خاکشان با یکدیگر، متفاوت اند، افراد خوش منظر، سست عقلند؛ بلند قدان، کم همت، پاکیزه عملان، بد منظرند؛ و کوتاه قدان خوش فکر و عمیقند؛ آنها که نهادی پاک دارند، اعمالشان نیز پاک است، کسانی که عقلشان حیران است، افکارشان پراکنده است و سخنوران قوی دل هستند ▪ حال این مسئله واضح است که احادیث مربوط به حوزه سعادت و شقاوت ذاتی ، تا حدودی رنگ و بوی جبر به خود گرفته و به نظر میرسد تأثیر تربیت و آموزش اخلاقی کم اثر و یا حتی بی‌اثر باشد. در واقع محل نزاع این است که آیا تربیت در این میان تأثیری دارد یا اینکه سعادت و شقاوت هر کس از روز ازل معین گردیده و هر فردی اجبارأً در مسیر شقاوت یا سعادت قرار میگیرد و تربیت در این عرصه نقشی ندارد، در این پژوهش ما در‌ صدد آن هستیم که نقش تربیت و میزان تأثیر آن را مشخص کنیم.
نگرشی بر حصر تعلق علم حصولی به ماهیت و علم حضوری به وجود از منظر علامه طباطبایی و استاد فیاضی
نویسنده:
روح الله صدراللهی ، هادی ملک زاده
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی با تفسیر خاصی که از اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و تحلیل ویژهای که در مسئله وجود ذهنی قائل است، احکام متفاوتی برای ماهیات نسبت به وجودها و أعدام و اوصاف آنها قائل است که منجر به اختصاص علم حصولی به ماهیت و علم حضوری به وجود شده است. بر همین اساس، تعریفی بدیع از علم حضوری و حصولی ارائه کرده است. علامه همچنین علم حصولی به واجب‌الوجود و علم حضوری به ماهیات را ممتنع عقلی می‌شمارد. این پژوهش بر آن است تا با روشی توصیفی-تحلیلی از منظر استاد فیاضی به این مسائل فلسفی نظری افکند و از رهگذر مقایسه، به تفاوت‌های چشمگیر ناشی از تفسیر اصالت وجود توسط دو متفکر تاکید نماید. استاد فیاضی اصالت وجود را به گونه‌ای دیگر تفسیر می‌کند و ادله وجود ذهنی را ناتمام می‌خواند. ایشان انقسام مفاهیم به حقیقی و اعتباری و تفکیک مفهوم ماهیت از وجود و عدم و اختصاص علم حصولی به ماهیت و اختصاص علم حضوری به وجود و امتناع علم حصولی به واجب و امتناع علم حضوری ممکن و واجب، به ماهیات را عاری از حقیقت می‌شمارد. استاد فیاضی، دلیل بر این نتایج فلسفی را مبانی مورد بحث آن می‌داند.
صفحات :
از صفحه 51 تا 69
تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و نسبت‌سنجی آن با صفات سلبی واجب الوجود با تأکید بر الهیات علامه طباطبایی.
نویسنده:
حامده راستایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چگونگی وحدت واجب الوجود، به قدر وجود و وحدت واجب الوجود مورد تأمل، توافق و موضوع استدلال موافق فیلسوفان مسلمان قرار نگرفته است؛ فیلسوفان مسلمان که برای وحدت، اقسام متعددی را برشمرده‌اند، در مسألۀ اثبات توحید واجب الوجود، آنگاه که چگونگی وحدت را مسکوتٌ عنه رها نکرده‌اند، گاهی به چگونگی آن وحدت تصریح، گاهی بدان اشاره، و گاهی دربارۀ آن به ابهام و اجمال سخن گفته‌اند؛ با این حال می‌توان به صورتی غیر مستقیم از مباحث آنها دربارۀ صفات سلبیه، نسبت به رأیی که دربارۀ چگونگی وحدت واجب الوجود اتخاذ کرده‌اند به آگاهی‌ای اطمینان‌بخش‌ دست یافت. این پژوهش با تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و تأمل در پاره‌ای از عبارات فارابی، ابن‌سینا،‌ سهروردی، صدر المتألهین و علامه طباطبایی در خصوص صفات سلبی واجب الوجود، نشان داده است که وحدت اطلاقی واجب الوجود، اگر چه در کامل‌ترین تفسیر خویش، خود را در عبارات علامه طباطبایی نمایان ساخته است اما می‌توان رگه‌هایی از آن را در آنچه آن چهار فیلسوف دربارۀ صفات سلبی نگاشته‌اند نیز پی گرفت، آنها را نیز در فهرست باورمندان به وحدت اطلاقی ـ‌ البته در مراتبی نازل‌تر ـ جای داد، و در نهایت عدم مخالفت وحدت واجب الوجود در فلسفۀ ایشان با توحید در متون دینی را به اثبات رساند.
صفحات :
از صفحه 111 تا 131
مقایسه تطبیقی خوانش تفسیری دوگانه امر و خلق از منظر علامه طباطبایی با خوانش فلسفی و عرفانی آن
نویسنده:
محمد رضا خانی ، علی اوسط باقری ، ابراهیم خانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی ره با تمسک به آیاتی از قرآن کریم به تشریح دوگانه‌ای هستی‌شناسانه‌، در تقسیم عوالم با عنوان دوگانه خلق و امر پرداخته است. این مقاله با روش توصیفی ـ تطبیقی با مراجعه به آثار علامه طباطبایی ضمن تبیین دیدگاه ایشان دربارۀ دوگانه قرآنی «جهت خلقی» و «جهت امری»، به بررسی ابعاد هستی‌شناختی این دوگانه قرآنی در فلسفه و عرفان اسلامی پرداخته است. رابطه تنگاتنگی میان «دوگانۀ قرآنی جهت خلقی و جهت امری» با «دوگانۀ عرفانی جهت خلقی و جهت حقی» از یک سو و «عین الربط بودن معلول به علت» در فلسفه از سوی دیگر وجود دارد. از این منظر «حیثیت امری» در قرآن کریم که دال بر حیثیت استناد موجودات به خداوند بدون ملاحظه وسائط طولی و عرضی است، مساوق «حیثیت عین الربطی معلول به علت» در فلسفه اسلامی و مساوق «جهت حقی» در عرفان اسلامی یعنی حیثیت غیر استقلالی و وجه اللهی ظهورات ذات الهی است. همچنین «حیثیت خلقی» موجودات در قرآن کریم که به معنای توجه هر موجودی به جایگاه خود و نقش آفرینی وسائط طولی و عرضی در به وجود آمدن آن می‌باشد؛ مستلزم خودیابی وجودی آن موجود است که در اصطلاح عرفانی از آن به «جهت خلقی» تعبیر می‌شود.
صفحات :
از صفحه 29 تا 53
بررسی رابطه اخلاق و معاد از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
مریم اشرفی قبچاق؛ استاد راهنما: منصور ایمان پور؛ استاد مشاور: سهراب حقیقت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ساحت اخلاق چه در حوزه عمل و چه از حیث نظری و معرفتی، یکی از مباحث دیرین تاریخ فلسفه است. و در باب آن از جهات مختلف، سخنان و آرای مختلفی ارائه شده است و مکاتبی چون اخلاق وظیفه، اخلاق مبتنی بر نتیجه و اخلاق فضیلت در این باب شکل گرفته است. سخنان و آرای علامه طباطبائی در این باب پیچیده و قابل توجه است. ایشان از یک طرف خوب و بد اخلاقی و تشخیص فضایل و رذایل را فطری دانسته و فطرت آدمی را بستر و خاستگاه اخلاق و دین معرفی می کنند؛ از طرف دیگر تحقق این اخلاق را به نتیجه آن موکول می نمایند و معتقد است که ملاک کار نیک و بد همان اثر حاصل از آن برای انسان است و بر آن اساس، کارها، خوب یا بد نامیده می شوند و بر آن اساس، آدمی محاسبه و دارای پاداش یا عقاب می شود؛ نه براساس متن عمل خارجی که تنها نوعی از حرکت است. علامه طباطبائی در یک نگاه کلان، ظرف اصلی تحقق نتایج اعمال را نیز همان جهان آخرت دانسته و معاد مشتمل بر پاداش و جزا را ضامن بی بدیل دین و اخلاق قلمداد می کند. برخی تعابیر او در این زمینه چنین است: « المعاد هو الغرض من الخلقه».« لایقوم دین علی ساق الا بمعاد». بنابراین از نظر ایشان، ایمان به آخرت و اذعان به حساب و جزا، تنها اصلی است که انسان را از ارتکاب اعمال بد باز می دارد و او را ملازم طریق سعادت می کند. پس بدون محاسبه و جزا «فیکون الشرع لغوا و الامر و النهی سدی لا اثر لهما». افزون بر رابطه فوق میان اخلاق و معاد، یک رابطه دیگری میان آن دو مطرح است و آن تحقق سنخ معاد برای هر فردی متناسب با اعمال دنیوی اوست. از نظر علامه طباطبائی حقیقت و مسمای اعمال به تدریج هویت آدمی را تشکیل می دهد و با حضور یا تجسم خود سنخ معاد آدمی را تشکیل می دهد. از طرفی معارف توحیدی، نه‌تنها به‌عنوان اصول بنیادی دین، بلکه به‌عنوان راهنمای عمل در زندگی روزمره انسان‌ها، تأثیر زیادی در شکل‌دهی به رفتارها و تصمیمات اخلاقی آن‌ها دارند. در واقع، این اصول همواره به‌عنوان مبنایی برای تحلیل و بررسی رابطه میان اخلاق و معاد در اندیشه‌های دینی و فلسفی مطرح می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که معاد هم علت غایی برای انجام کارهای نیک و اجتناب از کارهای زشت است و هم عینیت و تحقق و نتیجه اعمال اخلاقی است! تحلیل این رابطه دو سویه، موضوعی است که این پایان نامه آن را انجام داد. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی بهره‌ می‌برد که مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای است. نتایج نشان داد با توجه به اینکه معاد به‌عنوان ضامن بی‌بدیل دین و اخلاق عمل می‌کند و ایمان به آخرت انسان را از ارتکاب اعمال بد باز می‌دارد. این نتیجه به اهمیت اعتقاد به معاد در شکل‌گیری رفتارهای اخلاقی اشاره دارد. لذا تأثیر عمیق معارف توحیدی بر رفتارها و تصمیمات اخلاقی انسان‌ها و نقش آن‌ها به‌عنوان مبنای تحلیل‌های اخلاقی، نشان‌دهنده اهمیت این معارف در زندگی روزمره و شکل‌دهی به اصول اخلاقی است.
  • تعداد رکورد ها : 4599