جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5207
تجربه نزدیک به مرگ از دیدگاه ریموند مودی و ملاصدرا
نویسنده:
محسن نعیم آبادی؛ استاد راهنما: علیرضا فاخرزاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از اندیشمندانی که هم در حوزه علوم تجربی دارای مدرک پزشکی است و هم دانش آموخته ی فلسفه است ریموند مودی است. او یکی از افرادی است که به قول دیگران پرده ی تاریکی را از چیزی که تا آن زمان نمی شد از آن سخن گفت یعنی تجربه ی نزدیک به مرگ کنار زد. از زمان انتشار اولین کتاب زندگی پس از مرگ او به نام زندگی پس از زندگی، بسیاری افراد از ادیان و فرهنگ های غربی و غیر غربی تجربیات مشابه با روایات و مشاهده های تجربه گرهای آن کتاب را و یا بررسی های خود را در حوزه تخصص خود در آن زمینه مطرح کردند که تایید کننده آن تجربه ها و مشاهدات بود. در حال حاضر نیز نهادی به نام انجمن بین المللی مطالعات نزدیک به مرگ در حال انتشار مطالعات در این زمینه در مجله تخصصی "مطالعات نزدیک به مرگ" است. ریموند مودی معتقد است روایت افرادی که دارای تجربه ی نزدیک به مرگ هستند از عالمی با خصوصیات و ویژگی های متفاوت از این عالم و آنچه در آن عالم از درگذشتگان و غیر آنان نقل کرده اند، از انسجام مشترک و واقعی برخوردار است و بر خلاف رویای محض دارای آشفتگی و هرج و مرج نیست. افرادی که مودی مشاهدات آنان را گزارش کرده است پس از بازگشت از تجربه خود دچار تغییر اساسی در نگرش شده اند.آنان در چند لحظه اول تجربه جدید خود، میل شدیدی برای بازگشت به بدن و پشیمانی شدید از جدایی از بدن داشته اند اما هنگامی که در حال جدایی از بدن به عمق خاصی در تجربه خود می رسند، نمی خواهند برگردند و حتی ممکن است در برابر ایده بازگشت به بدن مقاومت کنند. ریموند مودی به عنوان یک تجربه نگار تجربه های نزدیک به مرگ را به جهات گوناگون بررسی کرده است .یکی از کتاب های ریموند مودی کتاب زندگی پس از زندگی است. بخش مهم و اصلی این کتاب یعنی بخش دوم آن با عنوان تجربه مرگ است که مواردی در آن تحت چند عنوان مرتب و ارائه شده است. این عناوین از بررسی های او بدست آمده است که حکایت از وجود ویژگی های مشترک در اکثر گزارش های او دارد. او با تحلیل صدوپنجاه مورد از پدیده های تجربه نزدیک به مرگ در این کتاب، این اصول مشترک را از دل این تجربه ها به دست آورده است که زمان نگارش کتاب ، این عناوین به پانزده ویژگی رسیده است. این ویژگی ها عبارت بود از: وصف ناپذیری، شنیدن خبرها، احساس آرامش و آسودگی، صدا، تونل تاریک، خروج از جسم، دیدار دیگران، وجود نورانی، مرور، مرز یا محدوده، بازگشتن، به دیگران گفتن، تاثیر بر زندگی، نگرش های تازه به مرگ و تایید و گواه داشتن. از جمله علومی که می تواند مدل و گزارش های تجربه ی زندگی نزدیک به مرگ ریموند مودی را مورد بررسی قرار دهد و پیش فرض ها و لوازم آن را ارزیابی نماید، یافته ها و دیدگاه های حکمای اسلامی در مورد حقیقت نفس انسان ، قوای آن و رابطه ی آن با بدن است. از جمله فیلسوفان اسلامی ملاصدرا است که می توان با توجه به دیدگاه های او در مورد نفس انسان ، قوای نفس و رابطه ی نفس با بدن، تجربه های مورد نظر ریموند مودی مورد بررسی ، ارزیابی و تبیین قرار گیرد. ملاصدرا در دیدگاه خود در مورد نفس انسان و رابطه ی آن با بدن، قائل به رابطه ذاتی و اتحادی نفس و بدن است که البته حدوث نفس را جسمانی می داند که به تدریج به سمت تجرّد پیش میرود و بر این اساس نفس ابتدا ماّدی محض است (نامی) سپس ماّدی مثالی (نامی حساس متحرک بالاراده) میشود و ممکن است به مرتبه مادی مثالی عقلی هم نایل شود؛ سپس با حدوث مرگ، تجرّد یافته، روحانی و مجرد محض خواهد شد. توجیه عقلانی ملاصدرا بر چنین باوری پذیرش اشتداد در وجود و تحقق حرکت جوهری اشتدادی در نفس انسان است. براین اساس فرد ضمن حفظ مراتب پیشین به ساحت تجرد راه مییابد و حتی پس از نیل به ساحت تجردی، ساحت مادی را از دست نمیدهد، از این رو میتواند به حرکت خویش ادامه دهد. بازتاب طبیعی رابطه اتحادی نفس و بدن، و وجود دو ساحت مادی و تجردی در نفس، نظریه وحدت نفس و قوا است، بنابراین همه قوای مادی (نباتی) و مجرد (حیوانی و انسانی،) خود نفس اند و به بیان دقیقتر مراتب و شئون نفس اند. به گونهای نفس در مرتبه قوای نباتی مادی و در مرتبه قوای حیوانی مجرد مثالی و در مرتبه قوای عقلی مجرد عقلی است. ملاصدرا حقیقت نفس را حقیقت تعلقی و عین اضافه به بدن میداند؛ به گونهای که به هیچ وجه نمیتوان برای نفس هویتی غیر از اضافه آن به بدن در نظر گرفت، هویتی که خالی از جنبه نفسانیت و تعلق به جسم باشد. از نظر ملاصدرا نفس ابتدا مادی محض است (نامی) سپس مادی مثالی (نامی حساس متحرک بالاراده) میشود و ممکن است به مرتبه مادی مثالی عقلی هم نایل شود، زیرا نیل به تجرد عقلی در همگان اتفاق نمیافتد بلکه در افراد نادری روی میدهد به این صورت که همان نفس مادی مثالی در ادامه وجود خود، مادی مثالی عقلی میشود و با مرگ تجرّد یافته، روحانی و مجرد محض خواهد شد. در این پژوهش مدل و گزارش های تجربه ی زندگی نزدیک به مرگ که توسط ریموند مودی ارائه گردیده است بر اساس نقطه نظرات و دیدگاه های ملاصدرا مورد بررسی قرار خواهد گرفت و پیش فرض ها و لوازم آن ارزیابی خواهد شد.
بررسی نقش حرکت جوهری نفس بر سبک زندگی معنوی
نویسنده:
نعیمه حمیسی ، علی فضلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشمندان بسیاری تاکنون به بررسی پیامدهای نظریه حرکت جوهری ملاصدرا در فلسفه محض پرداخته‌اند؛ امّا چنان‌که شاید از این نظریه برای ارائه سبک زندگی معنوی استفاده نشده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی درصدد است با تبیین برخی از ابعاد این نظریه، اصول و روش‌های کاربردی آن را تبیین کند تا نقش حرکت جوهری نفس بر سبک زندگی معنوی مشخص شود؛ از‌این‌رو به توضیح رابطه حرکت جوهری و تحول‌پذیری نفس، استکمال تدریجی نفس و پیوستگی نفس و بدن با یکدیگر و با جهان پرداخته است. اعتقاد به این نظریه برخی اصول و در پی اصول، اهتمام بر به‌کارگیری روش‌های معنوی را در سبک زندگی فرد به دنبال دارد تا وی را به سوی غایت مطلوب سوق دهد. گزینش این دیدگاه نتایجی در پی دارد که عبارت‌اند از: علم به تحول‌پذیری نفس، محافظت از نیت‌ها و رفتار، تدریجی‌بودن استکمال، استمرار اعمال، مراقبه و محاسبه دائم، پیوستگی نفس و بدن و جهان‌دید آینده‌نگر و کل‌نگر و در پی آن گزینش اعمال متناسب با این دیدگاه.
بررسی تطبیقی معناداری زندگی در اندیشه ملاصدرا و وایتهد
نویسنده:
علی اله بداشتی ، مهدی منفرد ، علی ناییجی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«معناداری» رابطۀ تنگاتنگی با شیوۀ زندگی انسان‌ها دارد. معناداری را چه امر عینی یا ذهنی بدانیم، در زندگی آدمیان نقش اساسی ایفا می‌کند. نوع نگرش انسان به زندگی و عالم طبیعت، عامل مهمی در معناداری یا بی‌معنایی است. ملاصدرا معناداری را در حرکات موجودات مادی تحلیل می‌کند. او غایت‌مندی را امری عینی می‌داند و میان غایت‌مندی، وجود خداوند و معناداری رابطه مستقیمی برقرار می‌کند. از نظر او سراسر عالم خیر است و با حرکت جوهری از قوه به فعل می‌روند. حرکت در این فرایند، ابزار رسیدن به کمال نهایی است. وایتهد نیز عالم طبیعت را مساوی با پویش می‌داند که به سوی کمال در حرکت است. او خدا را ناظم جهان طبیعت می‌داند که سراسر خیر است؛ همچنین عنصر اصلی تشکیل‌دهندۀ عالم ماده، حرکت و روابط میان اشیاست. بنابراین می‌توان نوعی همسویی میان اندیشۀ این دو فیلسوف یافت و از بررسی تطبیقی این دو نحلۀ فلسفی، معناداری را استنباط کرد.
صفحات :
از صفحه 153 تا 176
دلایل تحقق سه تحول در فهم فلسفی ملاصدرا
نویسنده:
علی بابایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در میانِ اهلِ حکمت موضع‌گیری‌هایی در موردِ مسلکِ فلسفی صدرالمتالهین وجود دارد؛ تردیدی نیست که صدرالمتالهین زمانی به اصالت ماهیت اعتقاد داشته و به صراحت به آن اشاره کرده است؛ همچنین قول صدرالمتالهین به وحدت تشکیکی وجود هم محرز است؛ اما در این‌که آیا در این‌مرحله باقی مانده و یا به وحدت شخصی وجود هم رسیده و کدام یک موضعِ حقیقی و نهایی صدرالمتالهین ست، اختلاف است؛ از موضعِ این مقاله با دو راه می‌توان به سه سیر تحول فلسفی صدرالمتالهین پرداخت: یکی از راه اشاره به تصریح‌های صدرا در این موضوع و دیگری از راه تبیینِ تحول‌هایی که بر مبنای هر سه سیر در موضوعاتِ مهمی چون علیت، جوهر و عرض، حرکت، علم، واحد و کثیر، نفس‌شناسی، مواد ثلاث، تقدم و تاخر و بلکه در غالب مباحث فلسفی اتفاق افتاده است؛ مقاله حاضر هر دو راه را برای نشان دادنِ تحققِ سه سیر صدرایی مد نظر قرار می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 98 تا 124
هبوط، نردباني تا بيكرانه عروج (تبيين هبوط از ديدگاه حكمت متعاليه)
نویسنده:
راضیه نیکی ، سعید رحیمیان ، عبدالعلي شكر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دربارة هبوط حضرت آدم‌(ع) تفاسير و تاويل متفاوتي، اعم از رويكرد مدحي و ذمّي وجود دارد اما اينكه كدام تفسير با مقام نبوت و خلافت ايشان سازگارتر بوده و از دقت و قوت بيشتري برخوردار است، نياز به بحث و بررسي دارد. در اين مقاله تبيين ميشود كه در ميان تفاسير متعدد، چگونه وجه مدحي هبوط بيش از وجه ذمّي آن قابل دفاع است و از سويي آيا ميتوان براي هبوط وجه ضرورت و وجوب نيز لحاظ نمود يا خير؟ از ديدگاه اهل معرفت ـ بخصوص صدرالمتألهين‌ـ پيدايش كثرات كرانه‌ناپيداي عالم طبيعت، عمران و آباداني زمين، كثرت نسل انسان، استكمال او در پرتو عشق، عرفان و عمل تا نيل به مقام لامقامي خليفةاللهي و بويژه ظهور يافتن غايت عالم هستي، انسان كامل محمدي، حضرت خاتم الانبياء‌(ص) و اهل بيت مطهر ايشان‌(ع) در كسوت بشري و بسياري بركات ديگر، همه در پرتو هبوط محقق شد. از اينرو هبوط نه فقط امري ممدوح، بلكه ضروري بود كه طبق ارادة تكويني و ازلي خداوند، ضرورتاً بايد محقق ميشد و انسان را نردباني ميگشت از حضيض نزول تا بينهايت عروج و صعود.
صفحات :
از صفحه 53 تا 64
عشق‌الهی و نقش آن در سلوک معنوی انسان از نگاه عین‌ القضات همدانی و ملاصدرا
نویسنده:
نوید فرهمند؛ استاد راهنما: مهدی گنجور، محمد بیدهندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتالهین با ایده‌ی وحدت‌وجود، همه موجودات را آینه‌ی قدرت حق می‌بیند. در نظر او هر موجودی به‌سان آینه‌ای است که مظهر و مجلای جمال و جلال حق است ولی این آینه‌ها همه نمودی از آن بود و نمادی از آن نهاد است که هستی مطلق و وجود حقیقی است. بدین ترتیب وقتی که عارف با اعتقاد به وحدت‌وجود، خدا را حقیقت جاری در تمامی عالم دانسته و غیرخدا را صرفا هستی‌نما بداند، یعنی در نظر او، ماسوی‌الله، چیزی جز عدم نیست و هرچه هست، همه پرتو روی حبیب است، لذا اولا به هر چیزی عشق می‌ورزد چرا که می‌بیند که همه عالم از اوست و ثانیا: درصدد آزادی خویش از قید هستی که نمودی بیش نیست برمی‌آید تا با کنار زدن حجاب‌ها، خود را مورد توجه جلوه‌ی جمال حق قرار دهد و در وجود حقیقی حق، فانی شود. این فنای در هستی خداوند، تنها با عشق ورزیدن به او تحقق‌پذیر است و نیروی معجزه‌آسای عشق، یگانه پر و بال انسان در پرواز بسوی آن حقیقت مطلق است. (خلیلی، 1396: 83) ملاصدرا در طی کتاب اسفار، در حال سیر ذهنی از کثرات ذهنیه بسمت وحدت است و به همین منظور نام کتاب فلسفی خویش را با مراحل سیروسلوک عرفا تطبیق داده است. اگر نگاهی دقیق‌تر به مقدمه‌ی اسفار بیندازیم، از نظر صدرا، فلسفه‌ای که به عرفان ختم نگردد، عقیم مانده و از دست یازیدن به حقیقت باز میماند. انسان در سیر تکاملی خویش، نه با علم حصولی بلکه با علم حضوری باید با آن حقیقت یگانه، متحد گشته و خود، نقش هستی را از ضمیر وجود خویش بخواند. در واقع باید از سیر آفاقی متوجه سیر انفسی شده و در عوالم درون و خودشناسی به آن حقیقت مطلق نظر اندازد. این مهم با سعی و تلاش فکری و حصولی بدست نمی‌آید بلکه لازمه‌اش تهذیب نفس و تزکیه‌ی باطن بوسیله‌ی عشق است. افق اندیشه‌ی عرفانی از سطح تفکر فلسفی، عالی‌تر است چرا که تشبه انسان به خیر محض و کمال مطلق، غرض نهایی و کمال مطلوب فلسفه است، در حالی که عارف رهسپار کوی فنای در خداوند و بقای به اوست. در واقع از نظر نگارنده، فلسفه و عرفان چیزی جدای از هم و در عرض هم نیستند بلکه عرفان در راستای فلسفه و در ادامه‌ی آن می‌باشد. یعنی همانطور که فیلسوف، به مثابه‌ی جهانی عقلانی گردیده که اکثر افراد فاقد چنین عالم ذهنی‌ای هستند، عارف نیز واجد جهانی قلبی شهودیست که فیلسوف را از آن بهره‌ای نیست. این امر در مقدمه اسفار، رساله کسر اصنام جاهلیه و رساله سه‌اصل صدرا کاملا مشهود است. (ملاصدرا، 1391: 72 و 1393: 7) . فیلسوف برای تکامل وجودی خویش و رفتن به مراحل بالاتر ادراک و معرفت راهی جز قدم گذاشتن در راه عرفان ندارد.این مهم با عشق میسر خواهد شد، هرچند ظهور عشق حقیقی مستلزم عنایت معشوق حقیقی‌ست. لذا عرفا، عشق الهی را از مواهب خدادادی میدانند و نه از مکاسب بشری. (خلیلی، 1396، 79) عین‌القضات هم به این نتیجه رسیده است که انسان برای کسب معرفت و تکامل وجودی خویش، راهی جز عاشق شدن و قدم گذاشتن در وادی عرفان ندارد. هرچند او سلوک عقلانی ملاصدرا را طی نکرده است و مستقیما قدم در راه عرفان گذاشته است. از همین رو تبیینی که ملاصدرا میتواند از عشق الهی و تطبیق آن بر سیر ذهنی فیلسوف ارائه دهد از عهده‌ی عین‌القضات خارج است. هر دو به آن حقیقت لایزال رسیده‌اند اما یکی میتواند هم با زبان فلسفه و هم با زبان عرفان آن را منتقل کند و دیگری فقط با زبان تمثیل عرفانی از عهده این امر برمی‌آید. در واقع همانطور که خواجه نصیرالدین طوسی، فلسفه را با کلام آشتی داد و بین آنها تطبیق برقرار کرد و پس از او کلام شیعی رنگ فلسفی به خود گرفت، صدرالمتالهین هم فلسفه‌ی حصولی مشائی و فلسفه‌ی تماما ذوقی اشراق را با عرفان نظری آشتی داد و بیشتر مفاهیم فلسفه را منطبق بر عرفان نمود. در واقع وی عرفان را، ادامه‌ی فلسفه دانسته و فلسفه را طریق و مسیر بسوی معرفت‌نفس و عرفان میداند. (صدرالمتالهین، 1391: 7 و 1392: 3-18) نگارنده نیز درصدد برقراری گفتگو و دیالکتیک در مورد عشق بین این دو شخصیت بزرگ عرفانی می‌باشد. در پی اینکه هر کدام از این دو عارف، با توجه به شاکله‌ی وجودی خویش، عشق را چگونه تجربه کرده‌اند و آن حقیقت لایزال چگونه خود را به این دو عاشق، نمایانده است؟ در رساله عشق از کتاب تمهیدات، عین‌القضات برای عشق حالات و مراتبی قائل است‌ و عشق را برای سالک فرض راه شمرده و در تمامی مراحل سیروسلوک، شرط لازم برای شناخت و معرفت را عاشق‌شدن می‌داند. عین‌القضات در تمهید ششم در بیان حقیقت و حالات عشق، طیف دیگری از معنای عشق را به تصویر می‌کشد. او به صراحت می‌گوید: «اگر عشق خالق نداری باری عشق مخلوق مهیا کن تا قدر این کلمات تو را حاصل شود» (عین‌القضات، 1396: 56) با توجه به دیدگاه این عارف بزرگ معنای عشق در «عاشق شدن» به آن شکوفایی درونی منجر می‌شود. او برای این‌که آدمی بتواند به این تجربه منحصربه فرد درونی «دیدار با خویشتن» دست پیدا کند، تجربه‌ عاشقی را فرض راه می‌داند. در واقع عشق زمینی و مجازی می‌تواند دریچه‌ ورود به شناخت همان حقیقت عشق باشد و البته شناخت هوای نفسانی و خواهش‌های درونی و امیال از نظر او بخشی از سیروسلوک سالک است که در مسیر کمال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. «در عشق قدم نهادن کسی را مسلم شود که با خود نباشد و ترک خود کند و خود را ایثار عشق کند». او در تمثیل، عشق را به مثابه‌ آتشی می‌بیند که هرجا باشد و به هرجا رسد می‌سوزاند و به‌رنگ خود درمی‌آورد و سالک همانند پروانه‌ای است که قوت خود را از آتش می‌گیرد و بی آتش قراری ندارد و خود را به آتش می‌زند تا همه نار گردد و از خود خبری ندارد. عین‌القضات کوشیده است تا با نشان دادن درجات عشق (صغیر و کبیر و میانه) بگوید به غایت، حساب عاشق با عشق است نه با صورت معشوق و نه حساب او با فراق و وصال باشد و عاشق باید تمامی خود را به عشق بدهد. ملاصدرا نیز در یک تقسیم‌بندی جامع دقیقا عشق را به سه نوع اکبر، اوسط و اصغر تقسیم میکند (ملاصدرا، 1393، ج7: 183) یکی از راه‌های نیل به عشق حقیقی الهی، عشق مجازی نفسانی عفیف است.
تأثیر مبانی هستی‌شناسی بر شناخت در فلسفه صدرایی
نویسنده:
عبدالله حسینی؛ استاد راهنما: مجید میردامادی؛ استاد مشاور: جواد رقوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه صدرایی به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین نظام‌های فلسفی اسلامی، ارتباط عمیقی میان هستی‌شناسی (Ontological) و شناخت‌شناسی (Epistemological) برقرار می‌سازد. در این نظام، ملاصدرا با استفاده از اصولی مانند اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و وحدت وجود، به تبیین فرآیند پویای شناخت انسان از جهان می‌پردازد دستاوردهای جدید ملاصدرا در حوزه‌ی شناخت از دیدگاه رئالیستم؛ که شناخت را انطباق ادراک با واقعیت عینی خارجی، ایدئالیستم؛ که شناخت را مبتنی بر ایده‌ها و تصورات ذهنی و پروگماتیستم؛ که شناخت را مبتنی بر عملکرد و کاربرد مفاهیم می‌داند فراتر رفته و با پیوند عین و ذهن، هم واقعیت را به‌عنوان یک امری اصیل و مستقل از ذهن می‌پذیرد و هم به تأثیرگذاری ذهن در شناخت از طریق صور علمیه و اتحاد عاقل و معقول اذعان دارد. آنچه در این منظومه فکری مشهود است اتخاذ مبانی متمایز ملاصدرا در حوزه هستی‌شناسی و شناخت است محور اصلی بحث در نوشتار حاضر تأثیرات مبانی هستی‌شناسی بر شناخت نزد ملاصدرا، به‌صورت توصیفی و تحلیلی می‌باشد. اهمیت مسئله مزبور ازاین‌روست که در حکمت متعالیه، شناخت از واقعیت و حقیقت تنها به ادراکات حسی یا خیالی محدود نمی‌شود؛ بلکه به نحوی عمیق‌تر با هستی و مراتب آن پیوند می‌خورد. ازاین‌رو، فهم دقیق تأثیرات مبانی هستی‌شناسی بر مسئله شناخت، می‌تواند دیدگاه نوینی درباره نحوه شناخت و دریافت حقیقت در این نظام فلسفی ارائه دهد. سرانجام رساندن این تحقیق در شش فصل بوده که هر یک از فصول به بررسی تمام جوانب یک موضوع خاص پرداخته است. نتیجه‌ی به‌دست‌آمده اینکه؛ نظام هستی‌شناسی ملاصدرا با اصولی نظیر اصالت وجود، وحدت وجود، حرکت جوهری و تشکیک وجود چارچوبی منسجم و پویا برای شناخت فراهم می‌آورند که در آن شناخت تابع مراتب وجودی و در فرآیندی از تکامل دائمی است.
نقش معلومات فلسفی در تفسیر قرآن بر اساس آراء ملاصدرا
نویسنده:
احمد فربهی؛ استاد راهنما: محمد باقر سعیدی روشن؛ استاد مشاور: علی اکبر بابایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
بررسی تطبیقی مفهوم آزادی انسان از دیدگاه ملاصدرا و نیچه
نویسنده:
یاسین خالصی؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آزادی از بنیادی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مفاهیم فلسفی است که در حوزه‌های متافیزیک، انسان‌شناسی، اخلاق و سیاست جایگاهی محوری دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی، به بررسی مفهوم آزادی در آرای ملاصدرا، فیلسوف مسلمان و بنیان‌گذار حکمت متعالیه، و فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی منتقد سنت متافیزیک غرب، می‌پردازد. ملاصدرا آزادی را امری ذاتی و مرتبط با حرکت جوهری و مراتب وجودی انسان می‌داند که در هماهنگی با اراده و مشیت الهی معنا می‌یابد. آزادی نزد او با تعالی روح، قرب به حق و تحقق اختیار عقلانی در چارچوب نظام هستی تعریف می‌شود. در مقابل، نیچه با نگرشی انتقادی به متافیزیک و اخلاق سنتی، آزادی را در قالب اراده معطوف به قدرت و توانایی انسان برای خلق ارزش‌های جدید و رهایی از قیود فرهنگی و دینی تفسیر می‌کند. این تحقیق با تکیه بر روش کیفی و رویکرد تحلیلی-هرمنوتیکی، به مطالعه آثار اصلی دو فیلسوف و منابع ثانویه پرداخته و به مقایسه نظام‌مند مبانی هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و اخلاقی آنان می‌پردازد. هدف اصلی، روشن‌سازی وجوه اشتراک و افتراق این دو دیدگاه و تبیین غایت آزادی در چارچوب دو سنت فکری متمایز است. نوآوری پژوهش در ایجاد فضای گفت‌وگوی بینافرهنگی میان حکمت اسلامی و فلسفه پست‌مدرن، ارائه الگویی ترکیبی از آزادی، و بازخوانی چالش‌های معاصر چون نسبی‌گرایی اخلاقی و بحران معنویت در پرتو اندیشه‌های ملاصدرا و نیچه است. یافته‌های این مطالعه می‌تواند برای فلسفه تطبیقی، علوم انسانی و مباحث تربیتی و فرهنگی کاربردهای گسترده‌ای داشته باشد.
مفهوم و تصور خدا در اندیشه ملاصدرا، مولوی و سهراب سپهری
نویسنده:
زهرا کنعانی هرندی؛ استاد راهنما: اسماعیل زارعی حاجی آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پایان‌نامه به بررسی مفهوم و تصور خدا در اندیشه سه متفکر برجسته، ملاصدرا، مولوی و سهراب سپهری می‌پردازد. این پژوهش با بررسی دیدگاه‌های کلامی، فلسفی و روانشناختی مرتبط با مفهوم خدا، به تحلیل و مقایسه نظرات این سه اندیشمند در باب شناخت خداوند، صفات الهی و تجلیات او در هستی می‌پردازد. هدف از این تحقیق، ارائه درکی جامع از چگونگی شکل‌گیری تصور خدا در اندیشه این متفکران و تأثیر آن بر جهان‌بینی و آثار آن‌ها است. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه هر یک از این اندیشمندان با رویکردی متفاوت، به تبیین و تفسیر مفهوم خداوند پرداخته‌اند. همچنین، به بررسی نقش باورهای دینی و اعمال مذهبی در شکل‌گیری هویت فردی، بهزیستی و رفتار انسان در ارتباط با خدا می‌پردازد. بررسی‌ها نقش تجربیات دینی، دعا و مراقبه را در سلامت روان و انعطاف‌پذیری عاطفی مورد تاکید قرار می‌دهند.
  • تعداد رکورد ها : 5207