جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5207
مفهوم خدا از دیدگاه ملاصدرا و شانکارا چاریا
نویسنده:
فاطمه امرائی؛ استاد راهنما: حسین فلاحی اصل؛ استاد مشاور: اردشیر منظمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
عقل از دیدگاه ملاصدرا و رابرت جی استرنبرگ
نویسنده:
هاجر درویشی؛ استاد راهنما: فروغ رحیم پور؛ استاد مشاور: جنان ایزدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل مهم ترین و اصیلی ترین قوه در وجود انسیان و میزان و معیار تشیخیخ حق و باطل و درسیت و خطاسیت. هر شیناختی که از طریق سیایر قوا به دسیت می آوریم و هر عملی که انجام می دهیم در کنار به کار گیری عقل معنا و مفهوم می یابد و انسیانیت انسیان به کم و کیف عملکرد عقلانی او وابسیته اسیت. عقل چراغ راه آدمی به سیوی تعادل و تعالی اسیت. ن اسیان با عقل و اندیشیه راه درسیت زندگی را تشخیخ می دهد و به تدبیر امور خو د و جامعه می پرداز د. یکی از مباحث مهم در فلسیفه اسیلامی شیناخت انسیان و قوای نفس اوسیت و در این میان شیناخت قوه عاقله از اهمیت ویژه ای برخوردار اسیت به گونه ای که در تعریف فلسیفه )حکمت( گفته شیده اسیت فلسیفه )حکمت( آن اسیت که انسیان جهانی شیو د عقلانی مشیابه جها ن عینی. انسیان باید در درون خو د جهانی شیو د عقلانی یعنی عقل ا و به حقیقت موجودات دسیت یابد ، عالم هسیتی ر ا آنچنان که هسی ت بشناسد و چنان که شایسته رفتار انسانی است عمل کند.)ملاصدرا ، 1397 : 23 و 24 - ابن سینا ، 1376 : 466 ) بحث عقل علاوه بر فلسفه در علوم گوناگون از جمله در روانشناسی رشد ) (developmental psychology هم مطرح شده و روان شناسان مختلفی به آن پرداخته اند . در این رساله از میان فلاسفه صدر المتالهین و از میان روان شناسان استرنبرگ برگزیده شده اند تا دیدگاهشان در مورد عقل مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. رابرت جی استرنبر گ روان شناس برجسته و استا د دانشگاه کرنل آمریکاست که همانند ملاصدرا در آثار خود توجه ویژه ای به شناخت ، اهمیت ، کارکر د و رشد عقل دار د.اسیترنبر گ و ملاصیدر ا هریک با دیدگاه خاص خو د عقل ر ا تعریف نموده و در مور د کارکر د و رشید و پرورش آن سیخن گفته اند. مقایسیه یان د و دیدگاه یان فرصیییت ر ا فرهم می کند که ببینیم هر یک از یان د و در تعریف عقل چه مولفه هایی ر ا مور د توجه قرار داده اند، از نظر آنهیا عقیل چیه کیارکر دی دار د و چیه راهکیارهیایی می توان بر ای رشییید وپرورش عقیل ارائیه دا د. یان راهکیارهیا می توانید بیه گسیییترش عقلانیت و تفکر و عمل عقلانی در جامعه کمک نماید و نقش عقل ر ا درپیشیبر د اهداف انسیانی و حل مشیکلات فر دی و اجتماعی انسیانه ا نشان دهد. ملاصدرا نفس ناطقه انسان را دارای دو قوه نظری و عملی می داند . عقل نظری صدق و کذب قضایای کلی را معین می کند و با ارتباط با عالم مافوق خود دانش لازم ر ا برای تشخیخ درست از نادرست فراهم می آورد. عقل عملی با استفاده از مفاهیم و قضایای کلی عقل نظری ، خیر و شیر را در قضیایای جزئی و مصیادی ق ، پیش پای انسیان می گذارد و محرک انسیان به سیوی انجام عمل خیر اسیت . )ملاصدرا، 1381 : 431 ) تعریف اسیترنبرگ از عقل به گونه دیگری اسیت بدین معنا که از منظراو عقل عبارتسیت از به کار بردن دانش ضیمنی توسیط هوش عملی برای رسیییدن به خیر عمومی. از دیدگاه او عقل از طریق ایجاد تعادل میان علایق شییخخ، دیگران و جامعه و با اسییتفاده از ارزشییهای اخلاقی انسیان را به خیر عمومی می رسیاند. اسیترنبرگ معتقد اسیت که بر ای سینجش توانایی های انسیان هوش تحلیلی کافی نیسیت. چ ه بسیارند افرا د با هوشی که از حل مشکلات و مسائل زندگی عاجزند و یا از هوش خو د به ضرر و زیان دیگران و بر ای ضربه زدن به انسان های دیگر اسیتفاده می کنند. بنابر این آنچه به انسیان یان بینش ر ا می دهد که بر ای دیگران خیر وخوبی بخواهد و همچنین در برخورد با مشییکلات و تنش ها راه درسییت ر ا به انسییان نشییان می دهد عقل اسییت. ) Sternberg, 2004:145-150,2022:53-69 ,2001:227-245 ( با توجه به تعریف اسیترنبرگ از عقل باید گفت دیدگاه او با عقل عملی از نظر ملاصیدرا قابل مقایسیه اسیت. نمود این تفاوت در تعریف و آثار و لوازمی که در سایر مباحث عقل به جا می گذارد در رساله بررسی خواهد شد
مطالعه مقایسه ای فناء از منظر مکتب ابن عربی و ملاصدرا
نویسنده:
محمد طالبی؛ استاد راهنما: محمد جواد پاشایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مفهوم فناء از مهم ترین مفاهیم عرفان نظری به شمار می‌رود. هدف پژوهش حاضر بررسی و تبیین تفاوت مفهوم «فناء» در مکتب عرفانی ابن عربی و حکمت متعالیه ملاصدرا است. این نوشتار که با روش تحقیق کیفی سامان یافته است، با شیوه توصیفی- تحلیلی و نیز با بهره‌مندی از تکنیک‌ها و ابزارهای موجود در روش‌های تحلیل اسنادی به تحلیل تطبیقی دو مکتب در موضوع فناء پرداخته است. یافته ها نشان داد که عرفا با توجه به مفهوم وحدت شخصیه وجود و تجلی اسماء الهی، فناء را نوعی اتحاد با یکی از اسمای الهی می دانند. سالک زمانی به فناء فعلی می‌رسد که اسم فعلی را در وجود خود متجلی کرده باشد، هنگامی به فناء صفاتی دست می‌یابد که با یکی از اسماء صفاتی متحد شود، و در نهایت هنگامه ای به فناء ذاتی نائل می شود که به اوج مقام فناء و اتحاد با اسماء ذاتی رسیده باشد. در این دیدگاه، سالک تنها می‌تواند تا تعین ثانی در صقع ربوبی یا تعین اول پیش رود، که جایگاه اوج قرب الهی و وصال به خداوند است. ملاصدرا اما فناء را به معنای مقام خلافت الهی و انجام حق امانت الهی می داند. او آغاز مرحله فناء را ورود سالک به عالم عقل و مفارقات می‌داند و معتقد است که سالک با پشت سر نهادن مراحل سلوکی و تحول درونی، اتحاد با عقول مختلف (از عقل فعال تا عقل اول) پیدا می کند و به فناء الی الله نائل می شود. صدرا فناء را نه انعدام وجود بلکه گسترش و تحول وجودی می داند که در آن سالک به صورت کامل از تعلقات خلقی آزاد شده و وجود خود را در وجود حق محو می کند. در نهایت، عرفای مکتب ابن عربی فناء را در صقع ربوبی که تعین ثانی و یا تعین اول است جستجو می‌کنند، در حالی که ملاصدرا فناء را در عالم عقل و اتحاد با آن تبیین می کند.
علل موقعی در هستی شناسی مالبرانش و ملاصدرا
نویسنده:
مرضیه ایوازه؛ استاد راهنما: حسن رهبر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه علیت، به عنوان یکی از بنیادین ترین مباحث فلسفی همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. تبیین نحوه ارتباط بین علت ومعلول وپاسخ به این پرسش که چگونه یک پدیده می تواند مسبب پیدایش پدیده های دیگر باشداز جمله دغدغه های فیلسوفان در طول تاریخ بوده است . در این میان مفهوم«علل موقعی» جایگاه ویژه ای دارد ، این مفهوم به ویژه در فلسفه مالبرانش ، فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم ، برجستگی خاصی یافته است؛نظریه علل موقعی یا اکازیونالیزم به نتایج مهمی دیگری نیز منجر می شود،در این نظریه مالبرانش مطرح می کند که خداوند نقش فعال تری از ما ایفا می کند به گونه ای که اراده وآزادی ما کمتر به نظر می آید . در این دیدگاه،وقتی من به طور آگاهانه انگشت خودرا حرکت می دهم ،این فرصت وموقعیتی برای خداونداست علت حرکت انگشت من شود یا وقتی آجری روی انگشت من قرار می گیرد این موقعیتی برای خداوند است که احساسی آگاهانه از درد را به من بدهد ؛ البته مالبرانش منکر این نیست که من به وجهی علت طبیعی حرکت بازوی خود هستم اما اصطلاح «علت طبیعی» در این جا به معنی «علل موقعی» است . چگونه اراده من می تواند چیزی جز یک علت موقعی باشد مسلماٌ اگر بازوی خود را حرکت دهم ،نمی دانم چگونه آن را حرکت دهم .
مسأله «حدوث عالم» در تیمائوس افلاطون و حدوث العالم ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه رضازاده جودی؛ استاد راهنما: میثم سفیدخوش؛ استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مفهوم حدوث و پیدایش جهان در اندیشه‌ دو فیلسوف برجسته، افلاطون و ملاصدرا انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد تفاوت‌ها و شباهت‌های هستی‌شناختی و متافیزیکی این دو فیلسوف را در زمینه‌ی آفرینش جهان و نحوه تبیین آن تحلیل نماید. رویکرد این پژوهش، تحلیلی ـ تطبیقی است و مسأله خود را مشخصاً در دو اثر تیمائوس افلاطون و رساله حدوث‌العالم ملاصدرا جستجو می کند. هدف پژوهش، بررسی و تبیین تفاوت‌های هستی‌شناختی و متافیزیکی میان این دو نظام فکری است. افلاطون در رساله تیمائوس، با ارائه‌ی روایتی اسطوره‌گونه اما ساختارمند، تصویری از آفرینش جهان ترسیم می‌کند که در آن «دمیورژ» یا صانع ، جهان را بر اساس صور ازلی و ماده‌ی بی‌صورت سامان می‌دهد. در این میان، مسائلی چون تقدم روح بر جسم، نقش عناصر چهارگانه، و مفهوم زمان، جایگاهی کلیدی دارند. ملاصدرا با نقد دیدگاه‌های رایج متکلمان و فلاسفه در باب حدوث و قدم عالم، نظریه‌ای مبتنی بر حرکت جوهری و اصالت وجود مطرح می‌کند که در آن، جهان مادی در حال پیدایش مستمر و سیال است. به باور او، آفرینش نه رویدادی دفعی، بلکه فرآیندی تدریجی و پیوسته است که در آن، طبیعت، نفس و ماده، به‌صورت سلسله‌وار و تدریجی، مراتب وجود را طی می‌کنند. ملاصدرا با اتکا به پیوند میان حرکت، زمان و وجود، تصویری زنده و پویا از عالم ارائه می‌دهد که در آن، هستی در حال تحقق مداوم است و هر مرتبه‌ی وجودی، ناظر به مرتبه‌ای بالاتر از خویش است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه هر دو فیلسوف به نوعی حدوث قائل‌اند، اما تلقی آن‌ها از «زمان » ، «علت» و «وجود» ، تفاوت‌هایی بنیادین دارد: افلاطون به کیهان‌شناسی‌ای ساختار‌یافته در چارچوب نظم عددی و صور مثالی باور دارد، در حالی‌که ملاصدرا هستی را در بستر حرکت پیوسته و تجلی دائمی حقیقت تفسیر می‌کند.
بررسی مصادیق علم حضوری و برآیند های تربیتی آن در نظر ملاصدرا و مقایسه آن با رویکرد سازنده گرایی در آموزش
نویسنده:
فاطمه بنی اسد؛ استاد راهنما: مرتضی حسینی؛ استاد مشاور: فاطمه فرضعلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از آنجا که ملاصدرا حقیقت علم را امری وجودی می داند و بر این باور است که علم، زمانی حاصل میشود که نفسِ معلوم نزد عالم حاضر شود، لذا میتوان به این نتیجه رسید که علم، نزد صدرالمتألهین منحصر در علم حضوری است. به ویژه آنجا که خود میگوید« علم، از حقایقی است که انیت آن عین ماهیت آن است.» پس با نظر به اینکه علم حضوری پایه و اساس همه علوم بشری است و بدون آن انسان فاقد علم و دانش خواهد بود، لذا تبیین و تحلیل علم حضوری، به ویژه بررسی دقیق مصادیق آن در حکمت متعالیه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در بحث از مصادیق علم حضوری در پژوهش های مختلف به موارد متعددی تحت عنوان مصادیق علم حضوری اشاره شده است از جمله این موارد عبارتند از: 1) علم نفس به ذات خود که از بدیهی ترین اقسام علم حضوری است و فلاسفه در اثبات حضوری بودن علم نفس به ذات، به دو مقدمه استناد کرده اند، اول تجرد نفس و دوم علم مجردات به نفس خود. 2) علم نفس به بدن که ملاصدرا در اسفار ذیل علم حضوری انسان به قوای نفس، علم حضوری انسان به بدن را تبیین میکند. 3) علم به افعال انسان اعم از علم نفس به افعال جوارحی و جوانحی که ذیل علم علت به معلول تبیین میگردد.4) علم به حالات نفس که در واقع حضوری بودن علم انسان به صفات نفس، یکی از بدیهی ترین امور می باشد از آنجا که تجربه فردی هرکس برای اثبات آن قابل استناد می باشد.5) علم نفس به مبدا وجودی خود، از آنجا که علم معلول مجرد به علت خود یکی از مصادیق علم حضوری محسوب میشود و از طرفی انسان معلول و مخلوق خداوند می باشد، لذا علم او به هستی خدا به عنوان علت خویش، علم حضوری خواهد بود. که البته این نوع علم متناسب با سعه وجودی معلول محقق میشود. 6) علم حضوری علتِ هستی بخش به معلول خود. 7) علم حضوری به محسوسات به ویژه ادراک بصری که شیخ اشراق بر آن استدلال کرده اما ملاصدرا با بیاناتی آن را رد میکند. 8) علم حضوری در موجودات مادی به این معنا که آیا موجودات مادی به خود و دیگران از جمله علت هستی بخش خود علم حضوری دارند یا خیر، و همچنین اینکه آیا موجودات مادی متعلق علم حضوری واقع می شوند یا خیر. در این مورد از مصادیق علم حضوری آراء گوناگون و متضادی وجود دارد. صدرالمتألهین نیز در این باره سخنان دو پهلو دارد، چرا که در پاره ای موارد علم به آنها را انکار کرده و در مواردی پذیرفته است که طرح ادله او نیازمند بررسی بیشتر و دقیق تر می باشد. مصادیق مذکور از علم حضوری با اختلافاتی در تعداد آنها در پژوهش های متعدد مطرح شده است. ولیکن پژوهش حاضر درصدد است تا با ژرفنگری در آثار صدرالمتألهین به مصادیق بیشتری از علم حضوری دست یابد، زیرا بر این باوریم که میتوانیم بر مصادیق علم حضوری بیفزاییم. علاوه بر این پژوهش پیش رو در نظر دارد ضمن بررسی مصادیق علم حضوری در نظر صدرالمتألهین، با توجه به ویژگی های علم حضوری از جمله خطا ناپذیری و همچنین فطری بودن آن، برآیند های تربیتی و آموزشی علم حضوری را تحلیل کند. توضیح بیشتر اینکه از آنجا که هر نظام آموزشی در دنیا بر رویکرد و دیدگاه خاصی بنا شده و هر یک از این رویکرد ها تمام چهارچوب نظام آموزشی از جمله روش تدریس، شیوه ارزشیابی و به خصوص مواد و موضوعات درسی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ لذا رویکردی که در نظام تعلیم و تربیت اتخاذ می شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما در حال حاضر رویکردی که در نظام آموزشی کشور ما غالب است، رویکرد «موضوع-محور» می باشد که یکی از قدیمی ترین رویکرد های آموزشی است؛ دراین نظام آموزشی تمرکز اصلی بر مواد درسی است و همین امر سبب غفلت از استعداد ها، علایق، سلیقه ها و توانایی های خاص هر دانش آموز می شود و در واقع دانش آموز منفعلانه صرفاً پذیرنده اطلاعات و معلم انتقال دهنده مطالب درسی می باشد. اکنون با نظر به آنچه گفته شد در بررسی رویکرد های نوین آموزشی که نواقص مدل های آموزشی سنتی را به حداقل می رساند و در فرآیند یادگیری، دانش آموزان به طور فعال و درون جوش به کسب علم نائل میشود با رویکرد نوین سازنده گرایی مواجه می شویم. سازنده‌گرایی یک نظریه یادگیری است که بر این ایده استوار است که یادگیرندگان به‌طور فعال دانش خود را از طریق تجربیات و تعامل با محیط می‌سازند. این نظریه بر نقش فعال یادگیرنده در فرآیند یادگیری تأکید دارد و معتقد است که دانش به‌صورت فردی و اجتماعی ساخته می‌شود. اکنون این پژوهش درصدد است تا با بررسی تطبیقی برآیندهای تربیتی علم حضوری از دیدگاه ملاصدرا و الگوی سازنده‌گرایی، رویکردی نوین در تعلیم و تربیت ارائه دهد.
بررسی حیات برزخی از دیدگاه مکتب تفکیک و ملاصدرا
نویسنده:
ارشاد حسین؛ استاد راهنما: مهدی آزاد پرور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله «حیات برزخی» از بنیادی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مباحث در قلمرو انسان‌شناسی، معادشناسی و فلسفه نفس در اندیشه اسلامی به شمار می‌آید. این بحث، ناظر به مرحله‌ای از وجود انسان است که میان مرگ و قیامت کبری قرار دارد؛ مرحله‌ای که در آن روح، پس از مفارقت از بدن مادی، با بدنی متناسب با عالم برزخ به حیات و ادراک خویش ادامه می‌دهد. کیفیت این حیات، نوع ارتباط روح با بدن مثالی و امکان یا عدم امکان تکامل روح در این عالم، از مهم‌ترین پرسش‌های مطرح در میان حکما و متکلمان مسلمان بوده است. در میان مکاتب فکری شیعه، دو دیدگاه برجسته و تأثیرگذار در این زمینه مطرح گردیده است: دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) در چارچوب حکمت متعالیه و دیدگاه مکتب تفکیک در سنت نص‌گرای مشهد. ملاصدرا با ابتناء بر اصولی همچون حرکت جوهری، تشکیک وجود، تجرد نفس از ماده، اتحاد عاقل و معقول، و وجود بدن مثالی، حیات برزخی را مرحله‌ای از استمرار حرکت و تکامل وجودی نفس می‌داند؛ بدین معنا که روح انسان پس از مرگ نیز در مسیر صعود و اشتداد وجودی قرار دارد و در پرتو تجسم اعمال، با صورت‌های برزخی اعمال و ملکات خویش مواجه می‌شود. در مقابل، مکتب تفکیک با تأکید بر تمایز معرفت وحیانی از فلسفه و عرفان نظری، به نفی هرگونه تفسیر فلسفی از مفاهیم غیبی پرداخته و حیات برزخی را مرحله‌ای ثابت و غیرقابل تکامل می‌شمارد که حقیقت آن تنها از طریق نصوص قرآن و روایات اهل‌بیت(ع) قابل درک است. نتیجه پژوهش آن است که هرچند مکتب تفکیک و مکتب فلسفی ملاصدرا در اصلِ بقای روح پس از مرگ و وجود عالم برزخ هم‌نظرند، اما در تبیین کیفیت حیات روح و ماهیت بدن برزخی اختلاف مبنایی دارند. ملاصدرا بر پایه‌ی اصولی چون تجرد نفس و حرکت جوهری، برزخ را مرحله‌ای از تکامل وجودی روح می‌داند و بدن برزخی را حاصل تجلی نفس می‌شمارد. در مقابل، مکتب تفکیک با تکیه بر نصوص قرآن و روایات، روح را جوهری مادی و لطیف دانسته و حیات برزخی را امری واقعی و محسوس می‌داند که در آن روح با بدنی لطیف‌تر از بدن دنیوی زندگی می‌کند. بدین‌سان، تفاوت دو دیدگاه در تحلیل حقیقت روح، تفسیر بدن برزخی و امکان حرکت و کمال در برزخ آشکار می‌شود. این پژوهش می‌کوشد با تبیین دقیق این تمایزها، زمینه گفت‌وگوی علمی میان نگرش فلسفی و نص‌گرای تفکیکی را فراهم سازد و برداشتی جامع‌تر از استمرار وجود انسان در عالم برزخ ارائه دهد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی، ضمن تبیین مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی هر دو مکتب، به بررسی تطبیقی دیدگاه آنان در خصوص ماهیت روح، بدن مثالی، ادراکات برزخی و امکان تکامل روح پس از مرگ پرداخته است.
بررسی مبانی نحوه صدور کثرات از واحد از دیدگاه ملاصدرا و مقایسه آن با نظریه وحدت شخصی وجود ابن عربی
نویسنده:
مریم فتاح زاده؛ استاد راهنما: ناصر فروهی؛ استاد مشاور: سعید علیزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
: مسئله نحوه صدور کثرات از واحد یکی از مباحث مهم فلسفی و عرفانی نزد اندیشمندان اسلامی می‌باشد. فیلسوفان اسلامی نظریات متفاوتی در بررسی این مسئله ارائه داده اند و فیلسوفانی که قائل به تباین ذاتی بین موجودات متکثر در جهان خارج هستند با توجه به قانون علیت و قاعده الواحد و عقل اول و.... چگونگی صدور کثرات از واحد ر ا تبیین نموده اند در مقابل این گروه فیلسوفانی همچون ملاصدرا که تباین ذاتی کثرات را قبول ندارد بر اساس نظام فیض واصالت وجود و تشکیک وجود و بر اساس مبانی فلسفی خود نحوه صدور کثرات از واحد را تبیین نموده است. در این پژوهش تلاش شده است که مبانی نحوه صدور کثرات از واحد از نظر هر دو اندیشمند بزرگ اسلامی به صورت مقایسه‌ای مورد بحث و بررسی قرار گرفته و اشتراکات و افتراقات هر دو دیدگاه مداقه نظر واقع شده و در نهایت نظریه‌ای که جمع دو دیدگاه فلسفی ملاصدرا و عرفانی‌ ابن‌عربی است به دست آوریم و در نهایت این نتیجه حاصل شد که ملاصدرا دارای دو دیدگاه است‌ که‌ در یک‌ امتداد هستند. در دیدگاه اول، از راه تشـکیک‌ وجود، صادر اول را عقل اول‌ می‌داند که‌ مجرای بقیه‌ کثرات و صوادر است‌ و در دیدگاه نهایی که همگـام بـا وحدت شخصی‌ وجود و عرفان‌ ابن‌عربی است، همه‌ کثرات را آیات و مظاهر خداوند متعال‌ می‌داند که‌ از او در یک‌ مرتبـه‌ ظاهر شده است و آن یک مرتبه، نَفَس‌ رحمانی یا همان وجود (ظهور) عام و منبسط‌ است‌ که همه‌ ماسوی را در بر می‌گیرد.
«وجود رابط» نزد حکمای پساصدرا (آقاعلی مدرس، علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی)
نویسنده:
نصور مهرابی کوشکی؛ استاد راهنما: محمد کیوانفر؛ استاد مشاور: علی فضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود رابط در بین علمای گذشته در دو صورت به کار می رفت: یکی در وجود رابط در قضایا ، و دیگری در مورد وجود فی نفسه لغیره. صدرا در نظریه پردازی های فلسفی خود به نوع دیگری از وجود رابط دست یافت و با تکیه بر برخی اصول فلسفی خویش موجودات امکانی را عین ربط و تعلق به واجب الوجود دانسته و هرگونه استقلال را از آنها سلب نموده و نام وجود رابط را برای آنها وضع کرد. در میان فلاسفه ی اسلامی بعضی از بزرگان، در برخی از مقدمات و مبانی آن خدشه کردند و سایر علمای حکمت متعالیه را بر آن داشتند تا در صدد بیان تقریر و ادله ی مناسب برای روشن تر شدن مساله و حل اشکالات آن بر آیند. در میان این بزرگان دیدگاه آقا علی مدرس و علامه طباطبایی و استاد جوادی آملی هم از جهت قائل آن و هم از جهت بیان حائز اهمیت بیشتری است. بنابراین در این رساله ی دکتری ما بر آن شدیم که دیدگاه این سه بزرگوار حول بیانات ملاصدرا را تقریر و تبیین و تطبیق کامل کرده و آنها را مورد تحلیل و مقایسه ی فلسفی قرار داده و تلاش کنیم به یک وجه مشترک جامع و صحیح درمورد وجود رابط برسیم.
معاد از دیدگاه ملاصدرا و ملااسماعیل خواجویی
نویسنده:
پدیدآور: منصوره عندلیبی ؛ استاد راهنما: حسن ابراهیمی ؛ استاد مشاور: مهدی عظیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از مهمترین مسائلی که همیشه ذهن و قلم اندیشمندان را به خود مشغول داشته است مسئله‌ی معاد است که هر یک از مکاتب کوشیده‌اند به این مسئله پاسخ گویند. در این میان، حکمت متعالیه با نوآوری این مسئله را صورت‌بندی عقلانی می‌کند. در این میان دیدگاه‌های مختلف برخی از حکمای هم عصر ملاصدرا تحت الشعاع درخشش این خورشید پر فروغ قرار می گیرد. از جمله حکمایی که هم عصر ملاصدراست و دیدگاه‌های او مغفول واقع شده است حکیم ملا اسماعیل خواجویی است. باید به این نکته توجه داشت که دیدگاه‌های هر اندیشمند تا حد زیادی مولود زمانه‌ی خود است و حکیم خواجویی در عصر حمله‌ی افغانان به اصفهان، انتقال قدرت از صفویه به افشاریه، رواج اخباری‌گری به علت مهاجرت علما به نجف و سیطره‌ی دیدگاه‌های ملارجبعلی تبریزی که پیرو حکمت مشاء است، رساله‌ای تحت عنوان ثمره الفواد فی نبذ من مسائل المعاد می‌نگارد. این رساله در پاسخ به مسائل معاد است اما حکیم خواجویی در این رساله به هیچ روی به دیدگاه‌های حکمت متعالیه اشاره‌ای ندارد و این در حالی است که خود از شاگردان حکیم اردستانی است که از حلقه‌ی شاگردان ملاصدرا است. حاصل بررسی رساله‌ی حکیم خواجویی و مقایسه‌ی آن با دیدگاه های صدرایی چنین است که هر دو حکیم معتقد هستند که معاد امری فطری است و آنچه که از نقل، در اثبات آن می‌آید صرفاً جهت تنبیه مطلب است. ملاصدرا بیان می‌دارد که اثبات معاد متکی بر اثبات بقای نفس است اما حکیم خواجویی در این رابطه معتقد است که نفس انسان و نفوس تمام موجودات دیگر به بقای الهی باقی هستند. ملاصدرا بیان می‌کند که، نفس به علت تجرد و تاکد وجودی که می یابد، در برزخ، جسم برزخی خود را خلق می‌کند اما حکیم خواجویی معتقد است که اثبات عقلانی جسم برزخی ممکن نیست؛ اما به طریق نقل و بر اساس روایات این مطلب قطعی است. در ادامه، حکیم خواجویی با توجه به آیات و روایات بیان می‌دارد که جنیان، ملائک و حیوانات همه دارای نفس و حشر هستند اما افلاک خود تحت تدبیر ملائکه و بدون نفس هستند و بنابراین حشری هم ندارند. ملاصدرا اما معتقد است که تمام هستی دارای حشر و رو به سوی خداوند دارد و عقول مجرده خلقتشان همان حشر آنها است. حیوانات در صورتی که دارای قدرت خیال باشند به صورت فردی محشور می‌شوند و در صورتی که فاقد قدرت خیال باشند با متحد شدن با رب النوع خود محشور می‌شوند. در رابطه با بهشت و دوزخ، حکیم خواجویی میان بهشت تقوا پیشگان و بهشت حضرت آدم تفاوتی قائل نشده و طبق روایات بیان می‌دارد که بهشت و دوزخ اکنون موجود است اما ملاصدرا معتقد است که بهشت حضرت آدم با بهشت تقوا پیشگان متفاوت بوده اما هر دو از جهت شرافت با هم برابرند چرا که اولی در قوس نزول و دومی در قوس صعود قرار دارد اما این دو بر یکدیگر منطبقند.
  • تعداد رکورد ها : 5207