جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
جدال نیچه با عقل
نویسنده:
حامد موسوی اصفهانی؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رویکرد نقادانه‌ی نیچه(یا نیچه‌ای) نسبت به عقل چگونه‌است؟ عقل و عقلانیت، تا قرون متمادی یگانه روش، یا اصلی‌ترین روش فلسفه شمرده می‌شده است. حال در این میان فلاسفه‌ای بوده‌اند که بیشترین نقد را نسبت به عقل داشته‌اند. فریدریش ویلهم نیچه(1900-1844) از جمله‌ فلاسفه‌ای است که نقد‌هایی را نسبت به عقل وارد کرده‌است. همان‌طور که خودش بیان می‌کند، فلسفه‌ی غربی، بر اساس ایمانی‌ گستاخانه به عقل شکل گرفته‌است.(ر.ک به نیچه، 1377، ص350، پاره‌ی 359) بنابراین نقد وی نسبت به عقل، هم‌پای نقد وی نسبت به تمامی دستگاه‌های فلسفی گذشته‌ است. نیچه آمده‌است تا فلسفه‌ای نو برپا کند. بنابراین نیچه در مقام یک نقاد تمام‌عیار عقل قرار‌دارد. عقلی که ادعا دارد که فلسفه را خودش به تنهایی پرورانده، بال و پر داده و پرواز آموخته‌است. حال نیچه به دنبال آن است تا بیان دارد که این فلاسفه،‌ با وجود تمام ادعای عقل‌گرایی خویش، در ورطه‌ی فلسفه‌ورزی، از عقل صرف بهره‌ای نداشته‌اند و عموما درگیر نگاه محدود( و انسانی خویش) به مسائل بوده‌اند. عقل صرف یا محض، کودکی ناقص‌الخلقه است که هیچ‌گاه نزیسته‌است. آن چنان که خودش می‌گوید، وی از جنگ‌آوران است.(ر.ک به نیچه، 1387، ص59) چنین جنگ‌آوری که برادران جنگی خویش را به پیکار دعوت می‌کند،(ر.ک به همو) چه جایگاهی برای عقل در چنین جنگی در نظر گرفته‌است؟ اگر فلسفه‌ی وی را نوعی قانون‌گذاری تلقی کنیم، چنان که خودش فلسفه‌ی راستین را چنین می‌داند،(ر.ک به نیچه، 1375، ص179-177، پاره‌ی 211) حال حکم این قانون‌گذار در مورد عقل چیست؟ این پرسش‌هایی که بیان شد، به محور اول این تحقیق اشاره دارند. پرسش دیگر از درون همین پرسش سر بر‌می‌آورد. توضیح آنکه، فردریش نیچه، با آن که پایش را در قرن بیستم نگذاشت، اما پیش‌بینی‌هایش درباره‌ی این عصر درست از آب درآمد. چنان که خودش می‌گوید، گفته‌هایش تا عصر خویش، هنوز به آدمیان نرسیده‌است.(ر.ک به نیچه، 1387، ص 162) طنین وی نه تنها پایه‌های قرن پس از وی را به صدا درآورد، بلکه هنوز هم آوایش در گوش مردمان این عصر به گوش می‌رسد. تأثیر نیچه بر روی فلاسفه‌ی قاره‌ای این عصر بر کسی پوشیده نیست. حال باید دید که نقد‌هایی که نیچه به عقل وارد نموده‌است، در کدام یک از این متفکران تکرار شده‌است و ایشان چگونه نیچه و عقل‌گریزی وی را درک‌ کرده‌اند؟ وی نه تنها جنگ در برابر عقل را رهبری می‌کند، بلکه باید دریافت که برادران جنگی وی در این پیکار کدام‌اند؟ این جدال نیچه‌ای با عقل که در این دوران طنین افکنده‌است،‌ چگونه در امثال هایدگر، فوکو، دریدا و ... خودش را مجددا بازآفرینی می‌کند؟ فلاسفه‌ی پست‌مدرن از نیچه چگونه برای نقد عقل مدرن استفاده می‌کنند؟
مقایسه رویکرد عقلی معتزله با رویکرد عقلی شیعه (سید مرتضی، شیخ مفید، شیخ طوسی، خاندان نوبختی)
نویسنده:
پدیدآور: محسن انصاری بایگی ؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
جنبش اعتزال یکی از مهم‌ترین جریان‌های کلامی در تاریخ اسلام است که اوایل قرن دوم هجری در بصره شکل گرفت و با حمایت خلفای عباسی، همچون مأمون، معتصم و واثق، به سرعت گسترش یافت. این جریان آغاز رسمی عقل‌گرایی در علم کلام محسوب می‌شود. در بغداد، امامیه ـ از جمله شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و خاندان نوبختی ـ به دلیل شرایط سیاسی و تعامل با معتزله، هم‌سویی قابل‌توجهی با این جریان پیدا کردند و عقل‌گرایی در میان آنان استمرار یافت. مسئله اصلی پژوهش بررسی اشتراکات و تمایزات عقل‌گرایی میان معتزله و امامیه بغداد است. این نوشتار با روش تاریخی، تحلیلی و مقایسه‌ای، وجوه هم‌سویی و افتراق این دو جریان را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اعتزال نوعی «گفتمان کلامی» است که پس از قرن دوم هجری شکل گرفت که مهمترین ویژگی آن تاکید بر عقل بعنوان منبع مستقل و عقل گرایی و تقدم بخشیدن به عقل بعنوان الگوی غالب در تولید معارف دینی و بویژه کلام است. عقل‌گرایی امامیه بغداد نیز کمابیش در چارچوب همین گفتمان قرار می‌گیرد. در این میان، شیخ مفید عقل را بی‌نیاز از سمع نمی‌دانست و بر پیوند عقل و نقل تأکید داشت، درحالی‌که سید مرتضی برای عقل نقش مستقلی قائل بود. این اختلاف دیدگاه، طیفی نسبتا متنوع از عقل‌گرایی را در امامیه رقم زد. هرچند میان امامیه و معتزله در مبانی و روش‌ها و محتوای اعتقادات کلامی تفاوت‌هایی وجود داشت، اما این تفاوت‌ها انسجام کلی گفتمان عقل‌گرایی را خدشه‌دار نکرد و هر دو مکتب در گسترش عقل‌گرایی در سنت کلامی اسلامی نقش مؤثر داشتند.
بایسته‌ها و موانع روش‌ شناختی کارکردگرایی حکمت اسلامی در حکمرانی
نویسنده:
محسن مهدی پور؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی؛ استاد مشاور: وحید خادم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشه‌های فراوانی در حکمت اسلامی در زمینه خداشناسی، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، ارزش‌شناسی، انسان‌شناسی و ... مطرح شده است. این اندیشه‌ها باید بتوانند به میوه‌هایی در حوزه عمل و رفتار انسان‌ها چه فردی و چه اجتماعی منجر شوند. کارکردگرایی یعنی داشتن کارکرد عینی. گامی که وارد عرصه پیشرفت می‌شود و پیشرفت، بیشتر تداعی‌بخش عمل و موفقیت در تولید اثر خارجی است تا نظر؛ هرچند نظر را هم دربر می‌گیرد. حکمت عملی در مجموعه حکمت اسلامی عهده‌دار کاربردی‌سازی مباحث نظری بوده و در بخش اخلاق فردی، توانسته گام‌های موفقی بردارد. از جمله موضوعات کاربردی که درباره آن، فراوان سخن گفته شده، معنای زندگی است. بسیاری از مباحث کلامی، مهارت‌هایی که در مباحث اخلاقی مطرح شده و بسیاری از بحث‌های هستی‌شناسی که در فلسفه و کلام اسلامی مورد بحث قرار گرفته‌اند، جهت و معنای زندگی را روشن می‌کنند؛ اما متن زندگی اهمیت بیشتری از معنای زندگی دارد. اینکه حکمت نظری ما از امتداد عملی برخوردار نیست و نتوانسته در عرصه عمل ثمرات خود را نشان دهد، ریشه متدولوژیک و روش‌شناختی دارد. توضیح آنکه مسئله کانونی حکمای اسلامی صرفاً بر موضوعات انتزاعی بوده و کمتر تلاش کرده‌اند که ثمرات عملی این مباحث انتزاعی را استخراج کنند؛ به عبارت دیگر، فیلسوف مسلمان پس از اینکه بحث نظری خود را مطرح کرد، مدعا و استدلال آن را بیان کرد، اشکالات آن را پاسخ گفت و تمثیل‌هایی نیز برای تقریب آن به ذهن مخاطب ارائه کرد، دیگر از خود نمی‌پرسد که این نظر چه فایده‌ای در عینیت خارجی دارد و به چه محصولی باید نائل شود. به نظر می‌رسد در نگاه حکمای اسلامی، نظر بماهو نظر هر چند از اهمیت زیادی برخوردار است، اما برای اینکه بتواند در جامعه اسلامی مفید واقع شود، بایستی محصولات آن نیز استخراج شده و به دست مخاطب برسد؛ بنابراین نظر مهم است؛ اما کفایت نمی‌کند. باید یک مرحله جلوتر رفت و آن را به عرصه عمل آورد.
فهم نوآورانه از دین از نظر استاد مطهری
نویسنده:
زهرا حاجی نیا؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی؛ استاد مشاور: جعفر مروارید
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در عرصه‌ی نواندیشی دینی، یکی از کسانی که در جهان اسلام اندیشه‌های کمتر مورد توجه قرار گرفته است استاد مطهری می‌باشد. وی در کتاب اسلام و مقتضیات زمان با طرح پاره‌ای از مباحث نواندیشی و مطرح نمودن برخی دیدگاه های نو، تلاش کرده است تا بحث نوآوری در دین را مورد کنکانش و بازنگری قرار دهد. از جمله مباحثی که در آراء و اندیشه‌های استاد مطهری در عرصه‌ی نواندیشیِ دینی می‌تولن نام برد عبارتند از: تغییر در دین، معرفت دینی با نگاهی نو، تغییر باورهای معارفی مسلمان با نگاهی نو به گزاره‌های معرفتی دین، اجتهاد در تمامیت دین به همراه اجتهاد مشروع در حوزه‌ی احکام فقهی و نیز نوآوری‌های صحیح دینی در برابر بدعت‌های نامشروع آن با اینکه گذشتگان در برخی از این مباحث ورود پیدا کرده‌اند امّا نقطه‌ی قوت دیدگاه استاد مطهری در طرح مباحث نواندیشی دینی، محور قرار دادن معرفت و شناخت جدید از دین است. در رساله‌ی حاضر تلاش بر آن است تا بر اساس مبانی استاد مطهری ملاک‌های نوآوری و فهم نوآورانه از دین از نگاه ایشان با تکیه بر مباحث معرفت و شناخت تبیین و تحلیل گردد.
پیامدهای تربیتی حرکت جوهری نفس انسان
نویسنده:
پژمان شهیدی؛ استاد راهنما: مرتضی حسینی؛ استاد مشاور: جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله ای که می خواهیم به آن بپردازیم، پیامدهای تربیتی نسبت نفس با قوا و در نهایت با بدن هست. این مساله از دو ریز مساله تشکیل می شود که ریز مساله اول مبنایی برای ریز مساله دوم است: ریز مساله اول، مساله نسبت نفس با قوا و بدن یعنی «رابطه نفس و زیر مجموعه های نفس» است؛ حل این مساله طبق مبانی صدرایی بر اساس حرکت جوهری اشتدادی می باشد و در نتیجه عنوان بهتری که می توان برای این مساله انتخاب کرد و از منظر علوم تربیتی ارزشمندتر است، عنوان مراحل رشد و تکون انسان بر اساس حرکت جوهری اشتدادی نفس اوست. ریز مساله دوم که در واقع نقطه ثقل این پژوهش می باشد، پیامدهای تربیتی مراحل رشد و تکون انسان بر اساس حرکت جوهری اشتدادی نفس اوست که در این مساله به دنبال این هستیم تا اصول کلی تربیتی را از دل این مبحث استخراج کنیم. برای این کار ابتدا به مباحثی همچون حرکت جوهری اشتدادی و مراحل رشد انسان بر اساس آن و نسبت نفس با قوا و بدن بر مبنای حکمت متعالیه پرداخته می شود و سپس بر اساس مبانی گفته شده، پیامدهای تربیتی به دست می آید. پیشینه تحقیق در ریز مساله اول در سه بخش حرکت جوهری نفس، حدوث یا قدم نفس و رابطه نفس با قوا و بدن قابل بررسی است: در رابطه با حرکت جوهری نفس، فلاسفه مشاء به حرکت در حوزه اعراض نفس اعتقاد داشتند ولی ملاصدرا حرکت در جوهر نفس را پذیرفت و شارحان او نیز حرکت جوهری اشتدادی نفس را پذیرفتند. در رابطه با حدوث یا قدم نفس، نظریه قدم نفوس منتسب به افلاطون است. صدرالمتألهین مانند ابن سینا و شیخ اشراق معتقد است که نفس حادث است. ولی تفاوت ملاصدرا با دیدگاه قبل از خودش این است که نفس حادث است به حدوث بدن؛ بر خلاف ابن سینا و شیخ اشراق که نفس را حادث با حدوث بدن می دانند؛ که نظریه او معروف به جسمانیت الحدوث شد و شارحان ملاصدرا مثل حکیم سبزواری، علامه طباطبایی و شاگردان ایشان نیز آن را پذیرفتند. در خصوص رابطه نفس با قوا و بدن، در سنت حکمی اسلامی در رابطه با این مسئله به این نتیجه رسیده اند که حل اساسی این بحث توسط صدرالمتألهین صورت گرفته است. توضیح آنکه دیدگاه رسمی حکمای مشاء درباره این مساله این بود که حقیقت نفس یک حقیقت مستقل و منفصل از قوا، آلات و اعضای بدن است و تمام قوا و اعضای بدن در دست نفس، ابزاری است مانند رابطه ناخدا با کشتی. ولی از نظر ملاصدرا اینطور نیست؛ بلکه از دیدگاه صدرالمتألهین و به تبع او فیلسوفان صدرایی مسلک متاخر، رابطه نفس با بدن، مثل رابطه صورت با ماده یک رابطه ذاتی و یک ترکیب اتحادی است و با هم یک حقیقت را تشکیل می دهند. اما در قسمت ریز مساله دوم این تحقیق، منبع مکتوب مستقلی یافت نشد و در نتیجه پیشینه تحقیق ندارد؛ هر چند که به نحو پراکنده می توان مطالبی را از آثار گوناگون پیدا کرد. تمایز کاری که در این پژوهش انجام می شود نسبت به کار پیشینیان در این است که حکمای اسلامی با روش عقلی صرفا به مبانی این مسئله پرداخته اند ولی تاکنون بحث مکتوب مستقلی مشاهده نشده که تحلیل فلسفی از گزاره های تربیتی که می توان در این مسئله از اندیشه صدرالمتألهین استخراج کرد، ارائه داده باشند. از همین رو این پایان نامه عهده دار چنین کاری است و پلی بین مباحث حکمت نظری و حکمت عملی محسوب می شود. انجام این تحقیق در مرتبه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است و در مرحله تفصیل تحلیلی و عقلی است؛ توضیح آنکه در این تحقیق، به شرح پیامدهای تربیتی که می توان از دل مبانی حرکت جوهری اشتدادی نفس انسان به روش عقلی استخراج کرد، پرداخته می شود. دستاورد های قابل انتظار از پیامدهای تربیتی حرکت جوهری نفس انسان: 1. در نظر گرفتن نیازهای تربیتی انسان متناسب با لایه های وجودی او 2. پرورش علاقه های ذاتی انسان در راستای علاقه برتر 3. تربیت اسلامی در بستر تعادل جویی برتر با تخریب تعادل های پیشین 4. تربیت حقیقی مساوق با حرکت جوهری نفس انسان 5. اصلاح جوهر شناختی انسان ریشه درمان تمام مشکلات تربیتی
مقایسه رویکرد عقلی معتزله با رویکرد عقلی شیعه امامیه بغداد (سید مرتضی، شیخ مفید، شیخ طوسی، خاندان نوبختی)
نویسنده:
محسن انصاری بایگی؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعریف مسأله و تبیین موضوع: معتزله گروهی از متکلمان مسلمان اهل سنت است که معتقد به اصالت عقل در برابر نقل می باشند. معتزله عقل نظری را بر نقل حاکم می‌دانند ازاین جهت، آنها به تأویل آن دسته از متون دینی که به ظاهر، با عقل ناسازگار است، پرداختند. به عنوان مثال، رؤیت الهی را که در برخی متون به آن تصریح شده انکار کردند و آن را به تأویل بردند؛ زیرا به لحاظ عقلی، رؤیت بدون مکان و جهت ممکن نیست و چون خداوند مکان و زمان ندارد، رؤیت او در این جهان و در آخرت ممکن نیست. در میان متکلمان اهل سنت، معتزله به متکلمان امامیه نزدیکترند و در برخی اصول اعتقادی مانند توحید و عدل با هم مشترکند. ارتباط نزدیک شیعیان و معتزله در برخی دوره‌های تاریخی بیشتر شده و علمای عقل‌گرای شیعه مانند شیخ مفید و سید مرتضی به معتزله نزدیک بودند. با این حال همواره اختلاف نظرهای مهمی بین شیعیان و معتزله وجود داشته و مجادلات بسیاری بین علمای شیعی و معتزلی درباره عقاید کلامی در گرفته است. برای نمونه شیعیان در اندیشه امامت، جایگاه مرتکب گناه کبیره و امر به معروف و نهی از منکر با معتزلیان اختلاف داشته‌اند. در واقع منشا اختلاف غیبت امام بوده است البته که در دوران حکومت آل بویه این دو گروه در عقل گرایی نزدیک به هم شدند و با وجود ارتباط و نزدیکی شیعیان با معتزله، این ارتباط همواره یکسان نبود و نسبت به گروه‌های مختلف شیعی یا معتزلی و نیز نسبت به دوره‌های مختلف تاریخی تفاوت می‌یافت؛ برای نمونه گروهی از علمای شیعه که گرایش حدیثی بیشتری داشتند با معتزله اختلاف بیشتری داشتند و علمای شیعی عقل گرا به طور طبیعی نزدیکی‌های فکری بیشتری با معتزله داشتند هر چند این نزدیکی هیچ گاه به شکل کامل نبود و اختلاف نظرهای جدی بین شیعیان و معتزله همواره وجود داشت.. قرار گرفتن شیعه و معتزله در برابر اهل حدیث که اصولا با عقل‌گرایی و علم کلام به شدت مخالف بودند، به اتحاد و نزدیکی شیعه و معتزله، مخصوصا در دوره‌هایی که خلفای عباسی از اهل حدیث حمایت می‌کردند، یاری رساند. از همین رو پیوند معتزله و شیعه در دوران دوم خلافت عباسی که با حمایت خلفا از جریان حدیث‌گرایی همراه بود بیشتر شد و در دوران سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به اوج خود رسید. دوران حکومت آل بویه، دوران رشد ارتباط و شیعیان و معتزلیان در بغداد بود. در این دوران علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقل‌گرایانه بسیار نزدیک به معتزله بودند. هر دو گروه شیعه و معتزله به حکومت آل بویه نزدیک بودند و مورد حمایت بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در امور دینی اهل مدارا بودند. با سر کار آمدن آل بویه، معتزله که پیشتر تحت فشار جریان‌های حدیث گرا با حمایت حنابله بودند، آزادی بیشتری یافتند، مجالس بزرگ درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند مرتبه حکومتی از جمله قضاوت رسیدند. در این دوران علمای شیعه و معتزلی ارتباط استادی و شاگردی گسترده‌ای نیز داشتند. از جمله شیخ مفید و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب داشتند. البته مبانی شیخ مفید با شاگرد خویش سید مرتضی در عقل گرایی متفاوت است. در مقایسه این افراد عقل گرایانی شناخته می شوند که لوازم عقل گرایی را به صورت کامل نمی پذیرند و نقل گرایانی نیز هستند که نمی توانند به صورت کلی عقل گرایی را انکار کنند.
وجه نیاز بشر به دین در دنیای معاصر از منظر شهید صدر و عبدالکریم سروش
نویسنده:
عارفه صدوقی؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی؛ استاد مشاور: اعظم ایرجی نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در عصر حاضر، با گسترش عقلانیت و پیشرفت علم مدرن، جایگاه دین در زندگی انسان به چالش کشیده شده است. این پژوهش با هدف تبیین وجوه نیاز بشر به دین، به بررسی کارکردهای دین در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی می‌پردازد و به‌طور خاص اندیشه‌های شهید سید محمد‌باقر صدر و عبدالکریم سروش در این موضوع را موردبررسی قرار داده است. این پایان‌نامه با روش توصیفی-تحلیلی دیدگاه‌های این دو اندیشمند را تبیین و مقایسه کرده است. درنهایت، با توجه به یافته‌های پژوهش، به این نتیجه می‌رسیم که هر دو اندیشمند بر وجود نیاز انسان به دین تأکید دارند. اما درعین‌حال، در تفسیر و تبیین این نیاز و راه‌های پاسخگویی به آن، تفاوت‌هایی اساسی دارند. شهید صدر با رویکردی اعتدال‌گرایانه معتقد است دین دارای نظم و همبستگی بوده و از بنیان‌های استوار و منطقی برخوردار است؛ به همین دلیل دین با مکتب‌سازی، متناسب با نیازهای هر عصر و دورانی، و در تمام سطوح، چه فردی و چه اجتماعی برای انسان راهکار دارد. در مقابل، سروش با رویکردی حداقلی، معتقد است دین برای زندگی دنیوی بشر برنامه‌ای ندارد و پیامبران در پی سعادت اخروی انسان‌ها بودند؛ لذا بر ابعاد شخصی، معنوی و اخلاقی دین، تأکید داشته و آن را به‌عنوان یک تجربه فردی و درونی مطرح می‌کند.
بررسی ادله روایی دیدگاه عبدالکریم سروش در انتساب اقتدارگرایی به اسلام
نویسنده:
حامد سجادی ، جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نسبت دین و قدرت از جمله موضوعاتی است که از دیرباز مورد سوالات بسیاری از اندیشمندان حوزه فلسفه دین قرارگرفته است؛ در میان نواندیشان معاصر عبدالکریم سروش در سلسله جلساتی به بیان رابطه دین و قدرت پرداخته است. وی زبان اسلام را زبان قدرت و خشونت معرفی می کند و از پیامبر اسلام به عنوان یک شخصیت قدرت طلب و اقتدارگرا نام می برد و قرآن را به منزله بیانات و سخنان رسول، آکنده از شواهد اقتدارگرایی می داند.سروش در تبیین مدعی خود، به دسته ای از روایات تاریخی از سیره نبوی اشاره می کند که به عقیده وی بر نسبت اقتدارگرایی به پیامبر اسلام دلالت دارد. این جستار با رویکرد تحلیلی- انتقادی ضمن بررسی ادله روایی دیدگاه سروش، به نقد آن پرداخته و پس از برشمردن ملاکات صحت گزاره های تاریخی، بر این عقیده است که ادله روایی سروش، با این ملاکات همخوانی نداشته بلکه نقش جریانات سیاسی دستگاه خلافت در خوانش اقتدارگونه از سیره نبوی قابل کتمان نیست؛ مضاف بر آن که دیدگاه سروش با آیات قرآن و سیره نبوی تعارض داشته و دیدگاه وی در این زمینه از جامعیت لازم برخوردار نیست.
صفحات :
از صفحه 133 تا 156
تحلیلی از برخی مبانی و پیش فرض های معرفتی موافقان و مخالفان علم دینی
نویسنده:
جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در دو دهه گذشته، بسیاری از مدافعان و مخالفان علم دینی به ارائه دیدگاه پرداخته اند؛ اما در بیشتر این موارد، از طرح مبانی و پیش فرض های معرفتی آنان در این دیدگاه ها غفلت شده است.این نوشتار، با کاوش در دیدگاه های موافقان و مخالفان علم دینی، مبانی معرفتی آنان را استخراج و تحلیل کرده است. با احصا و استقرای اولیه، به هشت مبنای معرفتی دست یافته ایم که چهار مورد از آنها، در این نوشتار و بقیه، در جستاری دیگر ارائه خواهد شد. چهار محور نخستین عبارت است از:‐اصالت دادن به موضوع شناسایی یا فاعل شناسایی؛‐ارزش پذیری یا ناارزش پذیری علم؛‐دخالت یا عدم دخالت پیش فرض های متافیزیکی در علم؛‐علم دیدن یا عمل دیدن علم.
صفحات :
از صفحه 43 تا 66
عقلانیت و دین
نویسنده:
فخازنوغانی وحیده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,