جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تحلیل انتقادی رویکردهای شوپنهاور به متافیزیک جنسیت با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
نفیسه فیاض بخش ، زهرا خورگامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به مقایسه و تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های متافیزیکی آرتور شوپنهاور و آیت‌الله جوادی آملی در زمینه جنسیت می‌پردازد. شوپنهاور، متأثر از فرهنگ مردسالارانه و جبرگرایی زیستی قرن نوزدهم اروپا، جنسیت را به نقش‌های زیستی محدود کرده، زنان را موجوداتی ناقص می‌داند. درمقابل جوادی آملی، با تکیه بر انسان‌شناسی اسلامی و آموزه‌های قرآنی، بر کرامت ذاتی و برابری معنوی زن و مرد تأکید دارد و کمال انسانی را در بندگی خدا می‌بیند. این مطالعه با روشی تحلیلی-تطبیقی، متون اصلی این دو متفکر را بررسی و تفاوت‌های آنها را در بسترهای فرهنگی-فلسفی‌شان تحلیل می‌کند. مقایسه این دو دیدگاه که برای اولین بار انجام شده، نشان‌دهنده تأثیر عمیق پیشینه‌های فلسفی بر نگرش‌های جنسیتی است. نقد دیدگاه شوپنهاور از منظر عرفان اسلامی به‌ویژه تأکید بر زنان به عنوان مظهر صفات الهی، نوآوری کلیدی پژوهش است. یافته‌ها بر ضرورت بازنگری مفاهیم سنتی جنسیت و جایگزینی آنها با رویکردهای مبتنی بر برابری معنوی و عدالت جنسیتی تأکید دارند و راهکارهایی برای ارتقای برابری جنسیتی در جوامع معاصر پیشنهاد می‌دهند.
صفحات :
از صفحه 171 تا 199
مقایسه نظریه تجربه ی زیسته و علم حضوری در اندیشه دیلتای و ملاصدرا
نویسنده:
ریحانه نوری؛ استاد راهنما: حسن رهبر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت شناسی یکی از مباحث مهم در تاریخ فلسفه است به گونه ای که در هر دستگاه فلسفی ناگزیر به آن پرداخته شده است. برخی فیلسوفان همچون کانت محوریت فلسفه ی خویش را بر آن قرار داده است و عده ای چون ملاصدرا بنای معرفت شناسی خود را بر محور هستی شناسی منحصر به فرد خویش نهاده اند. ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلامی که آراء او را میتوان تلفیقی از تمامی اندوخته متقدمان مسلمان اون دانست، بنیانگذار حکمت متعالیه می‌باشد که این مکتب بر اصل وجود و تمایز آن با ماهیت استوار است. او در اندیشه‌های معرفت شناسانه خویش بر مفهوم علم حضوری تاکید بسیار دارد و آن را مبنای هر نوع شناخت از جمله شناخت حاصل از علم حصولی می‌داند. ویلهلم دیلتای فیلسوف آلمانی قرن 19 میلادی است. تفکر دلتای را می‌توان با تحلیل و بررسی نظریه معرفت شناسانه وی به نام «تجربه زیست» دریافت. در نظریه تجربه زیسته او می‌توان رد پای نظرات کانت ، هگل ، شلینگ و شلایرماخر را یافت. تجربه زیسته دیلتای یکی از مهم‌ترین مفاهیم هرمونیک او است هرچند نمی‌توان تعریف دقیقی از این مفهوم در آرای او یافت. از نظر دیلتای تجربه زیسته تجربه به عام‌ترین معناست و مستقل بر رابطه درون و بیرون که پیوستگی اولیه حیات نفسانی یا درونی را آشکار می سازد. در واقع فهم حیات نفسانی و حالات و ظهورات آن از تجربه زیسته صورت می‌گیرد از این حیث درکی شهودی است که از کل حیات به اجزا حالات و ظهورات حیات می‌رسد. بنابراین از بررسی نظریات ملاصدرا و دیلتای می‌توان چنین استدلال کرد که بنیادی‌ترین شناخت ادراک بی‌واسطه مدرِک از امور است که ملاصدرا آن را «علم حضوری» و دیلتای آن را «تجربه زیسته» می‌نامد.این دو نظریه از جهات زیادی دارای شباهت می باشند از این روی میتوان به بررسی تطبیقی این دو نظریه پرداخت.
بررسی تطبیقی بنیان اخلاق از نگاه آرتور شوپنهاور و محیی‌ الدّین ابن عربی
نویسنده:
سعید شیخمرادی؛ استاد راهنما: مجید ضیایی؛ استاد مشاور: سمیه منفرد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در بسیاری از مکاتب فکری، از فلسفه انتقادی اروپا تا عرفان نظری اسلامی، پرسش از «بنیان اخلاق» همواره در پی کشف معیاری بوده است که بتواند هدایت رفتار انسانی را فراتر از قراردادها، مناسبات ابزاری و ملاحظات مصلحت‌اندیشانه بر عهده گیرد. در این میان، فاصله زمانی، فرهنگی و زبانی فراوان میان آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم، و محیی‌الدین ابن‌عربی، عارف صوفی قرن هفتم هجری، در نگاه نخست امکان گفت‌وگو میان نظام‌های اخلاقی آنان را دور از ذهن جلوه می‌دهد. با این حال، در لایه‌های ژرف‌تر اندیشه هر دو، می‌توان اشاراتی به تجربه‌ای بنیادی یافت که غایت آن، برهم‌زدن مرز میان «خود» و «دیگری» و تعریف دوباره نسبت انسان با کل هستی است. این پژوهش با روش تحلیلی‌ـ‌تطبیقی، نخست به واکاوی مفاهیم کلیدی «شفقت» و «وحدت اراده» در چارچوب اخلاق شوپنهاور، و «مهرورزی»، «صلح کل» و «وحدت وجود» در نظام عرفانی ابن‌عربی پرداخته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که اگرچه رویکرد شوپنهاوری متأثر از متافیزیک اراده به سوی کاستن از رنج و نهایتاً نفی اراده انسان سوق می‌یابد، و رویکرد ابن‌عربی با اتکا به متافیزیک وحدت‌وجودی، بر گسترش رحمت الهی و تجلی اسماء و صفات حق در زندگی اخلاقی تأکید دارد، هر دو نگاه در پذیرش بنیاد هستی‌شناختی یگانگی موجودات اشتراک دارند. این اشتراک، اخلاق را نه محصول تصمیم‌سازی عقلانی صرف، بلکه نتیجه شهود و درک حضوری از پیوند کلیه مراتب وجود می‌داند. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که چنین بنیانی، با وجود تفاوت در زبان بیان، غایت‌شناسی و بستر تاریخی، می‌تواند ظرفیت ارائه الگویی اخلاقی جهان‌شمول را فراهم آورد؛ الگویی که بتواند در عرصه‌های اخلاق فردی، عدالت اجتماعی، تعامل میان‌فرهنگی و حتی اخلاق زیست‌محیطی به کار بسته شود. از این رو، بازخوانی این همگرایی در ساحت متافیزیکی و شهودی اخلاق، می‌تواند گامی مؤثر در جهت توسعه نظریه‌های اخلاقی چندساحتی معاصر و پاسخ به بحران‌های ناشی از گسست‌های فرهنگی و معنوی جهان امروز باشد.
رسالة في الأمور العامة (حاشية على شرح المواقف)
نویسنده:
هابيل چلبي
نوع منبع :
کتاب , آثار مخطوط(خطی) و طبع قدیم
منابع دیجیتالی :
قراءة التأويلية لدى نصر حامد أبو زيد
نویسنده:
خالد القرني
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
مبانی معرفت دینی حاکمیت دینی ازنظر حسن حنفی
نویسنده:
سیدمحراب الدین کاظمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دراین نوشتارمبانی فکری حسن حنفی درباب رابطة دین وسیاست به چالش کشیده می شود، به صورت خاص مبانی معرفت دینی حاکمیت سیاسی دینی ایشان مورد تحلیل وارزیابی قرارمی گیرد، حنفی تلاش می کند که با دیدگاه انتقادی برمبانی عقلی وعقلایی متفکران دینی سنتی ونواندیشان دینی راست گرا بتازد وآنان را ازگردونة رقابت درتقابل باجهان مدرن ویافته های امروزی بشرخارج سازد، لکن دراین جستارنشان داده می شود که مبانی عقلی ایشان گرفتارنقدهای است که خودش ازآن فرارمی کرد، مهم ترین اشکالاتی که بردیدگاه ومبانی ایشان وارد می شود این است که مبانی ایشان گرفتار نسبیت درمعرفت وشناخت، نسبیت دراصول وارزشهای اخلاقی، عدم توجه به تفاوتهای اساسی درمیان فرهنگ دینی غرب وجهان اسلام است، ترکیب دیدگاه ومبانی فکری فلسفی غرب مانند: اگزیستانسیالیست الحادی، مارکسیست، پرگماتیست وپوزیتویست، به علاوة تفکرناسیونالیستی پان عربیسم ازتفکر او معجونی ساخته که لوازم باطل مزبور را درپی دارد.
صفحات :
از صفحه 73 تا 92
مقایسه و نقد دیدگاه اخلاقی شوپنهاور و نیچه
نویسنده:
حمید هاشمیان فلاح؛ استاد راهنما: جعفر مروارید؛ استاد مشاور: محمد کاظم علمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اخلاق شوپنهاور و نیچه نقش پر رنگی در دیدگاه انسان عصر حاضر به زندگی داشته است و نمی‌توان این دو فیلسوف پست‌مدرن را - با همه قرابت و غرابتی که در دیدگاه‌های خود دارند - در تأسیس مبانی جدید اخلاقی بشر نادیده گرفت. هر چند دیدگاه‌های اخلاقی این دو فیلسوف -به‌ویژه نیچه- در مجامع علمی و عمومی کشور تا حدی مطمح نظر پژوهشگران و فلسفه ورزان بوده است و در این میان آثاری چند در قالب کتاب، پایان‌نامه و مقاله فراهم آمده است، بااین‌وجود کمتر شاهد نگاهی تطبیقی و مقایسه‌ای بوده‌ایم که نتیجه آن می‌تواند دست‌مایه‌ای برای محققین و علاقه‌مندان باشد تا از این رهگذر سره از ناسره بازشناخته شده و یا دیدگاهی نوین پا به عرصه میدان اندیشه و اخلاق گذارد. شوپنهاور و نیچه با نظریات خاص و بدیع خود در امر اخلاق، نقش غیرقابل‌انکاری در شکل‌گیری فلسفه اخلاق جدید و نگاه انسان به ارزش‌های اخلاقی در زندگی دارند. نگاه منفی‌نگر بودایی شوپنهاور به زندگی که به یک دیدگاه رواقی پیوند می‌خورد، در پی تحمل دنیا و کسب فضیلت است. او وجود انسان را مملو از رنج، سرخوردگی و نارضایتی می داند. شوپنهاور معتقد بود که برای غلبه بر این رنج، انسان ها باید نوعی از زهد را در آغوش بگیرند، از امیال خود چشم پوشی کنند و از کارهای دنیوی کناره گیری کنند. فلسفه اخلاق شوپنهاور با تمرکز بر شفقت، زهد و به حداقل رساندن رنج انسان مشخص می شود. اندیشه های او تأثیر قابل توجهی بر فلسفه اخلاق داشته است و همچنان بر مباحث معاصر درباره اخلاق و طبیعت انسانی تأثیر می گذارد. نیچه اما نگاهی بنیان‌برانداز به اخلاق دارد و در پی در انداختن طرحی نو و باز ارزش گذاری همه ارزش های اخلاقی و از جمله مفاهیم نیک و بد است. او معتقد بود که اخلاق سنتی، به ویژه اخلاق مسیحی، مبتنی بر مفاهیم منسوخ شده است و مانع از توانایی انسان برای عظمت می شود. وی اخلاق را ابزاری می دانست که ضعیفان برای قدرت گرفتن بر قوی از آن استفاده می کنند. نقد نیچه از اخلاق سنتی مبتنی بر این ایده اساسی او است که اخلاق مخلوق انسان است و به این ترتیب، هیچ مبنای عینی برای اخلاق وجود ندارد. او معتقد بود که اخلاق یک اختراع انسانی است که برای ارتقای ثبات اجتماعی و دادن حس هدف و معنای زندگی به افراد طراحی شده است. نیچه استدلال می کرد که اخلاق محصول یک زمینه تاریخی خاص است و در طول زمان با توجه به نیازهای جوامع مختلف تغییر کرده است. دیدگاه‌های این دو اندیشمند دربردارنده نظریات و مقولات جدیدی در فلسفه اخلاق و به ویژه مفهوم سعادت انسان است که این پایان‌نامه در پی بررسی و تحلیل دقیق، یافتن نقاط قوت و ضعف و نقد آن است.