جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
التأويل جناية أم ضرورة : دراسة وصفية مقارنة
نویسنده:
محمد نبيل طاهر العمري
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
جریان شناسی اندیشه های تفسیری نومعتزله؛ مطالعه ی موردی مسئله ی تأویل
نویسنده:
پدیدآور: حسن زرنوشه فراهانی؛ استاد راهنما: سهیلا پیروزفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در دوره‌ی معاصر، ظهور برخی عوامل سبب شد نام معتزله بار دیگر بر سر زبان‌ها بیفتد و برخی افراد نظیر محمدعبده به سبب عقل‌گرایی در مواجه با آموزه‌های دینی، با عنوان نومعتزله شناخته شوند. تلاش برای شناخت دقیق جریان نومعتزله، بررسی نسبت آن با معتزله و مطالعه‌ی انتقادی آراء تأویلی آن‌ها در پژوهش حاضر مورد توجه قرار گرفته است. این رساله ضمن معرفی مکتب معتزله، بررسی سیر معتزله‌پژوهی در سده‌ی گذشته، و بررسی نسبت نومعتزله با گفتمان اصلاح‌گرایی پدیدآمده از زمان سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده؛ اصل وجود مکتب مشخصی با عنوان نومعتزله را مورد تردید قرار داده و با بررسی و تحلیل الگوهای اثرگذار بر چهره‌های شاخص مکتب ادبی که امتداد نومعتزله در عرصه‌ی تفسیر قرآن به شمار می‌روند نشان داده است نظریات مطرح‌شده از سوی این مکتب، ارتباط روشن و مشخصی با اندیشه‌های معتزله ندارد. رویکرد تأویلی معتزله نشان می‌دهد از تأویل برای اثبات توافق میان عقل و نص، در مواردی که ظاهر نص با مبانی عقلی و اصول خمسه‌ی آن‌ها ناسازگار باشد بهره می‌گیرند. آراء تأویلی نومعتزله با محوریت اندیشه‌های نصرحامد ابوزید نشان می‌دهد اندیشه‌های تأویلی او بدون توجه به مبانی عقلی و اصول خمسه‌ی معتزله، تلفیقی کاملاً گزینشی از برخی نظریات کهن اسلامی و نظریات هرمنوتیکی و زبان‌شناسی غربی، برای اثبات تاریخ‌مندی قرآن و زمینه‌سازی برای تطبیق مفاهیم آن با مدرنیته است.
منطق فهم القرآن المجلد3
نویسنده:
کمال حیدري؛ محرر: طلال حسن؛ ناظر: عبد الرضا عبد الحسین
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دار فراقد,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
منطق فهم القرآن، سلسله مباحث قرآنی «سید کمال حیدری» به قلم «طلال حسن» است. نویسنده در این اثر به شیوه تفسیر قرآن به قرآن با استفاده از روایات، به تفسیر و تأویل «آية الكرسي» پرداخته است. ساختار کتاب در ضمن یک مقدمه و سه باب تألیف شده است. مقدمه، قریب به 20 صفحه از اثر را به خود اختصاص داده است. باب اول کتاب تمام جلد اول، باب دوم جلد دوم و قریب دو ثلث جلد سوم را فراگرفته است. باب سوم نیز در ثلث آخر جلد سوم ارائه شده است. مطالب هر باب در ضمن فصولی و در مجموع در 15 فصل مطرح شده است. جلد3 در سومین باب کتاب موضوع تأویلات آية الكرسي مطرح شده است. نویسنده در بخشی از مباحث کتاب بر این نکته تأکید می‌کند که معصومین (علیهم السلام)، راسخون در علم و عالم به تأویل قرآن و ترجمان آن هستند و علم به تأویل قرآن منحصر به خداوند متعال نیست. اخبار فراوانی در این رابطه وارد شده است؛ همچنان‌که ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «ما راسخان در علم هستیم و ما هستیم که تأویل آن را می‌‌دانیم» نویسنده در ادامه مباحث این باب، واژه‌ها و مفردات آية الكرسي را معنا می‌کند و سپس در سه مقطع به معنای جملات می‌پردازد. سپس در انتهای کتاب «کرسی» را محور و قطب و خلیفه می‌داند که اگر نبود چیزی در هستی استقرار نمی‌یافت و در حقیقت واسطه تکوینی بین خداوند متعال و خلق اوست. وی کرسی را مظهری از مظاهر خداوند متعال می‌داند که در رسول اعظم و عترت طاهره تجلی یافته است
مفاتيح فهم القرآن
نویسنده:
سید کمال حیدري؛ محرر: سید رضا غرابي
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
عراق/کاظمین: مؤسسة الإمام الجواد علیه السلام للفكر والثقافة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
کتاب «درآمدی بر سامانه معرفتی فهم قرآن»، حلقه ای از مجموعه مباحثی است که نویسنده به جهت بازنگریِ دو بُعد نظری و عملی کتاب “منطق فهم قرآن” به آن پرداخته است. در کتاب حاضر، نویسنده کوشیده است که دستاوردها و نتایج کتاب «منطق فهم القرآن» در سطح رویکردها و روشها و همچنین در سطح نظریه ها، عناوین و اصطلاحات را بیان نماید. این کتاب به چند مقدمۀ روشی و یازده فصل به صورت زیر تقسیم می گردد: ۱. مقدمه های تفسیری به روش جدید ۲. رابطۀ بین رویکرد مورد استفاده در فرآیند تفسیری و بین اهداف قرآنی والا که باید آنها را محقق کرد ۳. بیان حقیقت تأویل و نیاز به آن جهت فهم حقیقت قرآن ۴. روش تفسیری، محدویت ها، نقشه ها و کاربردهای آن در فرآیند تفسیری و تأویلی ۵. روش در فرآیند تفسیری و تمایز آن با رویکرد ۶. روش برگزیده در مطالعۀ متون علماء ۷. روش بر گزیده در نقد سخنان دیگران ۸. نظام زبان شناختی قرآن و آنچه که آن را از زبان عربی متمایز می کند ۹. علوم قرآنی با نگرشی جدید ۱۰. اصول قرآنی و روائی جهت قواعد تفسیری و تأویلی ۱۱. ظوابط دیگری جهت تحلیل متون قرآن
تأويل عند أهل العلم
نویسنده:
الشريف أبي محمد الحسن بن علي الكتاني الأثري
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
بررسی معناشناختی صفات خبری از دیدگاه صفاتیه (اشاعره) و معتزله با تاکید بر اندیشه فخر رازی و زمخشری
نویسنده:
فاطمه گلپایگانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه مفید,
چکیده :
موضوع صفات الهی به طور عام و صفات خبری(سمعی) به طور خاص، پس از موضوع امامت از اولین موارد اختلافی بین مسلمانان بوده و طیفی از تنزیه مطلق و نفی کلیه صفات(الهیات سلبی) تا تشبیه و تجسیم خداوند را در بر می گرفت. در این بحث، اختلاف پیرامون دو محور بوده است: الف) رابطه ذات و صفات و ب) هستی شناسی و معناشناسی صفات خبری(از اثبات هر دو جنبه تا نفی آن) کسانی که با نگاه حد اکثری کلیه صفات ذاتی و خبری را برای خداوند اثبات می کردند، صفاتیه و بعدها اشاعره نام گرفتند و کسانی که صفات را نفی می کردند(ضد صفاتیه) از سوی مخالفین معطله لقب یافتند.اشاعره به مرور از صفاتیه متقدم فاصله گرفتند و به دیدگاه معتزله نزدیک شدند. اما با ظهور مجدد سلفی گری، دورۀ بازگشت به صفاتیه متقدم آغاز و این جریان در نقد اشاعره بسیار فعالند. در خصوص صفات خبری که تاکید اصلی این تحقیق است، دو نماینده از جریان اشاعره و معتزله برگزیده و مورد مقایسه و ارزیابی واقع شده است. زمخشری به عنوان یک معتزلی تمام عیار، همه صفات خبری را با حمل به مجاز، استعاره و کنایه به تاویل برده است. فخر رازی به عنوان اشعری متاخر، علاوه بر بحث صفات خبری در تفسیر خویش، در کتاب مستقلی که در نقد کتاب توحید ابن خزیمه (صفاتیه متقدم) نگاشته، با نفی دیدگاه صفاتیه متقدم، موضعی نزدیک به زمخشری دارد. امامیه صفات خبری را از نظر هستی شناسی نفی و از نظر معناشناسی با روش های مختلف در غیر معنای لغوی اولیه به کار برده اند.
منهج التأويل بين ابن رشد وموسى بن ميمون وسبينوزا
نویسنده:
اشرف منصور
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
The Ismailis Their History and Doctrines
نویسنده:
Farhad Daftary
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
«تأمّلی در ساختار معنایی غزل حافظ»
نویسنده:
عسگر صلاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
الف. موضوع و طرح مسئله(اهمیت موضوع و هدف): دیوان حافظ به نظر بسیاری زنده‌ترین دیوان شعر در عصر ماست. در این که راز این ماندگاری در چیست بسیار گفته‌اند و «گویند به دوران‌ها». به گمان ما ساختار معنایی ویژ? غزل حافظ یکی از رموز زیبایی، تأویل‌پذیری و در نهایت ماندگاری آن است. بحث روشمند در ساختار معنایی غزل حافظ، بحثی است تازه که به صورت بسیار جزئی در یکی دو ده? اخیر مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفته است و هنوز در آغاز راه است و در همین آغاز راه نیز اختلاف نظرها چشم‌گیر است؛ تا جایی که برخی پژوهش‌گران به ساخت‌شکنی در شعر او توجه دارند و برخی دیگر به ساختگرایی.بیان مسأله یکی از ویژگی‌های سبکی غزل حافظ پوشیده بودن پیوند معنایی ابیات - به عنوان واحدهای معنایی سازنده ساختار معنایی غزل- با یکدیگر است که موجب می‌شود ساختار معنایی در یک غزل او در ظاهر و در نگاه‌های نخستین گسسته احساس شود تا جایی که بعضی پژوهندگان این گسستگی و شکاف میان مضامین ابیات در یک غزل را، ویژگی خاص غزل حافظ می‌دانند و چنین می‌پندارند که هر بیت یا هر چند بیت در یک غزل از حافظ استقلال معنایی دارد و مستقل از ابیات دیگر یا بی‌ارتباط با آنهاست. اما به باور این پژوهش چنین نیست چرا که ساختار معنایی در غزل‌های حافظ اگرچه اغلب در ظاهر گسسته نماست ولی در میان ابیات یک غزل او با هسته مرکزی همان غزل پیوند معنایی وجود دارد؛ این پیوند معنایی اغلب در میان خود ابیات یک غزل نیز وجود دارد؛ یعنی پیوندها و تداعی‌های معنایی باریک و گاه باریک‌تر از مو در میان بیت‌ها وجود دارد که اغلب در نگاه‌های نخستین ناپیداست و کشف این پیوندها میان ابیات با یکدیگر و میان ابیات با هسته مرکزی غزل و نیز کشف خود هسته مرکزی غزل، نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل متن - چه سنتی و چه مدرن - کشف انسجام در ساختار معنایی متن - در اینجا غزل - است. البته ساختار غزل حافظ اجاز? هر تأویل را به خواننده نمی‌دهد و این نکته‌ای است باریک که برخی تأویل کنندگان غزل حافظ از آن غافل بوده‌اند.ب. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه ها:واحد تحلیل واحد تحلیل ما در این رساله بیت است. اما نه به صورت مجزّا و مستقل، بلکه در ساختار کلی غزل و در پیوند با بیت‌های پیش و پس آن و نیز در پیوند با هست? مرکزی غزل.سوال‌های تحقیق الف) آیا در یک غزل از حافظ، هر یک از ابیات «ساز و سرودی دیگر» سر می‌دهد و ابیات یک غزل هر کدام استقلال معنایی دارند؟ و یا این که معمولاً به ظاهر چنین می‌نماید و حال آن که به واقع و یا به باطن چنین نیست؟ ب) آیا می‌توان در هر غزل حافظ از دید معنایی، هسته‌ای مرکزی کشف کرد و پیوند ابیات با این هست? مرکزی را نشان داد؟ ج) و اگر بر آن شدیم که اغلب غزل‌های حافظ از یک ساختار معنایی منسجم برخوردار است، پس چه عواملی در ایجاد چنین ساختاری نقش دارد؟سوابق تحقیق از اشارات بسیار جزئی که بگذریم – البته در متن رساله و در جای خود، به این اشارات پرداخته‌ایم - به قول دکتر علی محمد حق‌شناس، مقال? «قرآن و اسلوب هنری حافظ» از بهاء الدین خرمشاهی را می‌توان آغازگر جدی بحث‌های روشمند در این زمینه دانست. مقال? «حافظ شناسی: خود شناسی» از دکتر حق‌شناس، مقال? «بحثی در ساختار غزل فارسی» از دکتر سعید حمیدیان، کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ» از داریوش آشوری، و به ویژه کتاب «گمشد? لب دریا» از دکتر تقی پورنامداریان، از جمله تحقیقات راهگشایی است که در این باب صورت گرفته است. پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه گیری و روشهای نمونه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گرد آوری و تجزیه و تحلیل داده ها: روش انتخاب غزل‌ها در این رساله نخست چند غزل از حافظ (14 غزل) در قیاس با و به همراه با غزل‌هایی از سلمان ساوجی (7 غزل)، عماد فقیه (4 غزل) و خواجوی کرمانی (5 غزل) که از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی به هم شبیه‌اند، مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است؛ به این صورت که از میان غزل‌های مشابه این چهار شاعر غزل‌هایی انتخاب شده است که هم بیشترین شباهت را از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی غزل – همه یا برخی از این موارد – دارا باشند و هم این که از منظر ساختار معنایی، گسستگی و یا گسسته نمایی بیشتری میان ابیات هر یک از این غزل‌ها احساس شود. و سپس چند غزل از حافظ (19 غزل) به صورت مستقل، تحلیل ساختاری شده است. در انتخاب این غزل‌ها موارد زیر لحاظ شده است: الف) اغلب در هر یک از این غزل‌های گزیده، بیشترین گسست معنایی در میان ابیات هر غزل احساس شده است. ب) سعی شده است که به نحوی از گونه‌های معنایی مختلف غزل حافظ نمونه و یا نمونه‌هایی مطرح شود. گونه‌هایی چون: عرفانی، عاشقانه، سیاسی – مدحی، ملامتی و یا «شعر رندانه»، غزل – مرثیه، انتقادی (چون غزل «نقد صوفی نه همه ...»)، خیّامی، حسب حال نامه، و ... . ج) تا حد امکان سعی شده است غزل‌هایی انتخاب شود که از منظر ساختار معنایی – البته تا جایی که نگارنده اطّلاع دارد – مورد بحث و بررسی جدی و روشمند، قرار نگرفته باشند. و اگر به ندرت مورد چنین تحلیلی قرار گرفته باشند، حتماً و البته به گمان نگارنده، نکته و یا نکته‌های دیگر در آن قابل طرح بوده است که تحلیل مجدد آن را اقتضا کرده است. روش تحلیل ساختار معنایی غزل‌ها یکی از اصول اساسی در نگرش ساختاری «تأکید بر روابط میان اجزاء» در یک نوع یا گون? ادبی است تا جایی که این رویکرد، پیام یا محتوای اثر ادبی را چیزی جز انسجام درونی اثر و روابط اجزای آن نمی‌داند و بر آن است که معنا یا محتوای اثر همان ساختار اثر است. رویکرد هرمنوتیکی نیز، خواه هرمنوتیک سنتی – که در پی رسیدن به معنای ثابت و نیت مولف است – و خواه هرمنوتیک گادامری، تلاش می‌کند که ساختار منسجم متن را نشان دهد و پراکندگی ظاهری آن را توجیه کند. هرمنوتیک ادبی «در پی آن است که هر یک از اجزای یک متن را در فرایندی که عموماً «دور تفسیر شناختی» نامیده می‌شود بر کلی کامل منطبق سازد: ویژگی‌های فردی در مقابل کل متن قابل فهم است و کل متن در پرتو ویژگی‌های فردی قابل فهم می‌شود». تأکید این دو نوع رویکرد برای نشان دادن کلیت یک متن یا نوع ادبی، از طریق کشف و نشان دادن روابط و پیوند‌ها میان اجزای آن متن یا نوع ادبی، نکت? مشترک مهمی است که این دو نوع رویکرد را در کنار یکدیگر و در پیوند با هم قرار می‌دهد. راهنما و راهگشای ما در تحلیل ساختار معنایی غزل‌های مورد بحث در این رساله، همین نکت? مشترک و مهم بوده است؛ به این صورت که تلاش ما برای نشان دادن روابط معنایی میان بیت‌ها در هر غزل، داخل در مقول? ساختارگرایی است و اغلب برای نشان دادن این پیوند‌ها از رویکرد هرمنوتیکی یعنی تأویل مدد جسته‌ایم و هدف از این تأویل نیز چیزی جز رسیدن به ساختار منسجم آن غزل و توضیح گسسته‌نمایی ظاهری میان اجزای آن یعنی ابیات آن، نبوده است. نکت? دیگر این که ما کوشیده‌ایم تا در هر یک از غزل‌های مورد بحث در این رساله، یک هست? مرکزی کشف کنیم و پیوند آن را با ابیات غزل نشان دهیم. این هست? مرکزی را می‌توان ژرف‌ساخت غزل شمرد که با روساخت غزل یعنی هر یک از ابیات به عنوان واحد‌های روساختی، پیوند معنایی دارد. و این نیز داخل در مقول? ساختارگرایی است یعنی در راستای یکی دیگر از اصول اساسی رویکرد ساختارگرایی است ؛اصلی که بیان می‌دارد «ساختار‌ها در زیر سطح روساخت قرار دارند».ت. یافته های تحقیق و نتیجه گیری: در ساختار معنایی غزل حافظ، هسته یا موضوعی مرکزی وجود دارد و ابیات هر غزل به عنوان واحدهای معنایی سازنده و یا شکل دهنده به ساختار معنایی آن غزل، همواره با این هست? مرکزی و غالباً با یکدیگر روابط معنایی دارند. اما کشف هست? مرکزی غزل‌ها و نشان دادن پیوند معنایی ابیات با این هسته و نیز نشان دادن پیوند معنایی ابیات با یکدیگر – که تلاشی است برای کشف انسجام ساختاری غزل- نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل - چه سنتی و چه مدرن – کشف یا نشان دادن انسجام در ساختار معنایی متن – در این جا غزل – است. و چنین تأویلی بر این فرض مهم استوار است که متن – در اینجا غزل حافظ- از انسجام معنایی برخوردار است و از این رو تلاش می‌کند تا این انسجام معنایی را کشف کند؛ یا آن را بازسازی کند و یا انسجام معنایی نوینی برای آن بیافریند. در غزل حافظ یکی از عوامل مهمی که هم کشف هست? مرکزی غزل را دشوار می‌کند و هم پیوند معنایی ابیات در یک غزل و در نتیجه انسجام ساختار معنایی آن را گسسته می‌نمایاند و توجه به آن در کشف انسجام ساختار معنایی غزل، نقش موثری دارد، تغییر مخاطب ابیات (صناعت التفات) در یک غزل و گاه حتا در یک بیت است که هم بسامد بالایی دارد و هم اغلب به گونه‌ای پوشیده صورت می‌گیرد. و اما عواملی که در ایجاد انسجام ساختار معنایی غزل – غزل‌های مورد بحث در این پژوهش – نقش دارد، عبارتند از:الف) وجود هسته‌ای مرکزی در غزل. ب) تناسب و یا پیوند معنایی میان ابیات.ج) تناسب معنایی ردیف با هسته و یا موضوع غزل.د) تناسب معنایی مطلع و مقطع غزل.ه) استعاره‌گرایی.
وضع و دلالت الفاظ در گلشن راز
نویسنده:
حکمت نصراله
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
نظر شیخ محمود شبستری درباره وضع و دلالت الفاظ این است که الفاظ دو گونه وضع دارند؛ وضع اول که وضع جلالی است، و وضع ثانی که وضع جمالی است. در وضع اول، هر لفظی، دارای رابطه ای ذاتی و تکوینی با مدلول خویش است؛ اما آن معنای ذاتی دور از دسترس افهام عموم مردم است. لفظ، از صقع وجودی خود تنزل می کند و توسط ارباب کشف و شهود در اختیار مردم، قرار می گیرد و عقلا با رعایت مناسبت، آن الفاظ را با وضعی ثانوی و بر اساس عرف زندگی، در معانی محسوس وضع می کنند. اکنون برای عبور از معنای محسوس، به مدلول ذاتی و غیبی لفظ، ناگزیریم از تاویل بهره بگیریم تا بتوانیم از معنای ثانی به معنای اول بازگردیم. آن چه می تواند در این کشف معنوی ما را یاری کند و راه عبور از محسوس به نامحسوس را هموار نماید، تمثیل و تشبیه است.
صفحات :
از صفحه 87 تا 96