جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 84995
مبانی فلسفی جرم‌انگاری؛ تحلیل رذایل اخلاقی از چشم‌انداز نظریه خودحاکمیتی و اصل آسیب
نویسنده:
کامران محمودیان اصفهانی ، محمدعلی اردبیلی ، نسرین مهرا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در عرصه فلسفه حقوقِ فضیلت، نظریه اخلاق فضیلت برای توجیه فلسفی جرم‌انگاری به کار می‌رود. از همین‌رو، به منظور مطرح‌کردن نوعی نظریه جرم‌انگارانه فضیلت‌گرا به گرانیگاه این نظریه، یعنی رذایل اخلاقی، توجه ویژه می‌شود. جرم‌انگاری رفتارهایِ رذیلانه با دشواری‌هایی مواجه است، از جمله تهدید خودمالکیتی و توجیه این رفتارها در ترازوی اصل آسیب. اکنون پرسش اصلی این است که: گسترۀ جرم‌انگاریِ رذایل اخلاقی در بستر نظریه خودحاکمیتی تا کجا است؟ همچنین، می‌توان این پرسش را مطرح کرد که: چگونه نظریه جرم‌انگار فضیلت‌گرا می‌تواند بنا بر خوانشی از اصل آسیب توجیه شود؟ نوشتار حاضر با روشی توصیفی‌تحلیلی به این رهیافت نائل شده است که جرم‌انگاری بعضی از رذایل اخلاقی موجب می‌شود حق خودمختاری شهروندان نقض شود. از این‌رو جرم‌انگاری این رفتارها موجه نخواهد بود. از دیگر سو، از چشم‌انداز نظریه جرم‌انگاری فضیلت‌گرا، رذیلت اخلاقی شرط کافی و حتی لازم برای جرم‌انگاری نیست. به همین دلیل، با فرض اینکه جرم‌انگاری رذیلتی، بر اساس خوانشی از اصل آسیب، موجه باشد، آنگاه الزاماً نمی‌توان ادعا کرد که به‌کارگیری حقوق کیفری علیه این رفتار کارآمد است. افزون بر این، هدف از پژوهش پیش رو، تبیین حدود و دشواری‌هایِ نظریه جرم‌انگاری فضیلت‌گرا در بستر نظریه خودحاکمیتی و اصل آسیب است.
صفحات :
از صفحه 137 تا 158
چالش‌های اخلاقی اصلاح نژاد لیبرال بر اساس اصل عدالت
نویسنده:
ناصر نورمحمد ، علیرضا آل بویه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دیرباز بشر در آرزوی بهسازی ترکیب ژنتیکی نسل خود و پاک‌سازی آن از برخی معلولیت‌ها و نقص‌ها بوده و همواره در عصرهای مختلف این دغدغه به سبک‌های مختلف پیگیری شده است. وجود سیاست‌های اقتدارگرا و نژادپرستانه و روش‌های تبعیض‌آمیز در اصلاح نژاد قدیم، حکم به غیراخلاقی‌بودن آن را آسان می‌نمود،‌ اما قضاوت درباره اصلاح نژاد لیبرال و جدید قدری دشوار است. زیرا گروهی با استناد به زمینه‌های علمی و بسترهای اجتماعی ناشی از پیشرفت‌های علم ژنتیک و ارزش‌های جوامع لیبرالی حکم به اخلاقی‌شدن آن می‌کنند و در مقابل گروه دیگر با وجود این زمینه‌ها، چالش‌های اخلاقی مربوط را همچنان باقی می‌دانند. یکی از این چالش‌های مهم، نقض اصل عدالت، البته به ‌گونه‌ای متفاوت با گذشته، است. بی‌عدالتی در اصلاح نژاد قدیم به سبب تحمیل برنامه اصلاح نژاد به ‌صورت تبعیض‌آمیز بر طبقه خاصی بود و نمود بی‌عدالتی در شیوه جدید اصلاح نژاد این است که مزایایش در صورت تجویز در دسترس اقشار خاصی قرار می‌گیرد و امکان بهره‌برداری همگانی از آن نیست. تجویز بی‌قید و شرط اصلاح نژاد بدون بررسی برخی ملاحظات اخلاقی، پیامدها و چالش‌های اخلاقی دیگری را نیز به دنبال خواهد داشت. چالش‌های اخلاقی متنوعی همچنان در برنامه اصلاح نژاد لیبرال و جدید با محوریت اصل عدالت وجود دارد. نوشتار حاضر در پی شناسایی، بررسی و تحلیل اخلاقی آنها است.
صفحات :
از صفحه 89 تا 112
معنویت دینی و معنای زندگی: نگاهی به چالش پوچی
نویسنده:
وحید سهرابی فر ، ابوالقاسم فنائی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معنویت دینی در جهان جدید با چالش‌های مختلفی مواجه است. یکی از این چالش‌ها مسئلۀ معناداری یا پوچی زندگی است. در حالی که در جهان سنتی کمتر متفکری پیدا می‌شد که زندگی را تهی و پوچ بداند، امروزه شاهد نگاه‌های پوچ‌گرایانۀ مختلف به زندگی هستیم. این نگاه‌ها در تقابل با نگاه معنوی به زندگی هستند. در مقالۀ حاضر به چالشی می‌پردازیم که نگاه پوچ‌گرایانه به زندگی برای معنویت دینی و نگاه معنوی به زندگی ایجاد می‌کند. ابتدا رویکردهای مختلف به معنای زندگی -طبیعت‌گرایی، فراطبیعت‌گرایی، ناطبیعت‌گرایی و پوچی- را مرور می‌کنیم. سپس سه خوانش گوناگون از پوچی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. این خوانش‌ها بر اساس فقدان هدف، فقدان ارزش و آرزوهای دست‌نیافتنی صورت‌بندی شده است. راهکارهای مختلفی برای مقابله با پوچی ارائه می‌شود، از قبیل طغیان، ترک خواستن، بازسازی ارزش‌ها و مواجهۀ طنازانه با هستی. پیشنهاد مقالۀ حاضر در چند محور مطرح می‌شود: نخست آن که معنای زندگی را باید از جنس «روایت زندگی» بدانیم، و چنین رویکردی به معنای زندگی با رویکردهای صرفاً استدلالی به معنای زندگی تفاوت دارد. دوم این که داوری میان روایت‌های مختلف بر اساس عقلانیت نظری و عقلانیت عملی امکان‌پذیر است. سوم این که معنویت دینی با افزودن عناصری به نظام باورهای ما می‌تواند روایت ما از زندگی را معنادار سازد و ما را از چالش پوچی رها کند.
بازخوانی دیدگاه تامس نیگل درباره معنای زندگی با تکیه بر کارکرد زندگی
نویسنده:
محمد مهدی ستوده ، محمدرضا بیات
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تامس نیگل، فیلسوف تحلیلی معاصر، با تکیه بر وجود گرایش و تمایل شدید در انسان‌ها به هماهنگی با هستی معتقد است که این گرایش پرسشی واقعی را درباره ربط و نسبت انسان‌ها با هستی پدید می‌آورد که باید بدان پاسخ داد. زیرا به گمان او اگر بتوان به این پرسش اساسی پاسخ داد می‌توان معناداری زندگی انسان‌ها را تبیین کرد و از بی‌معنایی در زندگی رهایی یافت. او کوشیده با جستجو در دیدگاه‌های هیوم، کانت، سیجویک، سارتر، نیچه، افلاطون و آموزه‌های مشترک ادیان، پاسخ این پرسش را بیابد. او با ارزیابی این پاسخ‌ها هیچ یک از آنها را نپذیرفته و به این نتیجه رسیده که پرسش فوق پاسخ درخوری ندارد؛ در نتیجه، زندگی بی‌معنا است. در این مقاله، با توضیح دیدگاه نیگل و نقدهای او بر پاسخ‌های فیلسوفان فوق و ادیان، به چهار مطلب اصلی پرداخته شده است: (1) می‌توان با توجه به پرسش اساسی او درباره ربط و نسبت انسان با هستی، نظریه‌ای درباره معنای زندگی ارائه کرد که بر «کارکرد زندگی» انسان استوار است. (2) بر خلاف دیدگاه او، می‌توان برخی از پاسخ‌های فلسفی و دینی را پذیرفت. (3) اگرچه با تکیه بر پاسخ‌های فلسفی و دینی پذیرفته‌شده می‌توان کارکرد زندگی نوع انسان در هستی را تبیین کرد، ولی به مدد آنها نمی‌توان درباره کارکرد زندگی هر فرد انسانی داوری‌ای انجام داد، زیرا داوری درباره کارکرد زندگی هر فرد انسانی منوط به اتمام زندگی او در این جهان و اشراف کامل بدان است که در توان انسان‌ها نیست. (4) حتی اگر مانند نیگل پاسخ‌ها به پرسش از ربط و نسبت انسان با هستی را نپذیریم، باز هم می‌توان از معنای زندگی انسان‌ها دفاع کرد، زیرا معنای زندگی هر فرد انسانی لزوماً در گرو پاسخ به پرسش اساسی فوق نیست و با تکیه بر کارکرد زندگی هر فرد انسانی در مجموعه‌های کوچک‌تر از هستی که دارای اهداف ارزشمندند نیز می‌توان از معنای زندگی وی دفاع کرد.
صفحات :
از صفحه 177 تا 200
ارزیابی ایراد کانتوری پاتریک گریم به علم مطلق الهی با تکیه بر دیدگاه پلانتینگا و ملاصدرا
نویسنده:
ملیحه آقائی، سید احمد فاضلی ، زهرا خزاعی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
استدلال کانتوری گریم از جمله براهینی است که در مباحث فلسفی اخیر ناسازگاری مفهوم علم مطلق را مورد هدف قرار داده است. گریم با استناد به اصل ریاضی کانتور و بر مبنای تعریف پذیرفته‌شدۀ علم مطلق، یعنی علم به تمامی گزاره­های صادق، وجود عالم مطلق را به دلیل عدم امکان وجود متعلق علم او، یعنی «مجموعه گزاره­های صادق»، انکار می­نماید. در این زمینه پاسخ­های متعددی در دفاع از علم مطلق الهی از سوی متفکران مسیحی معاصر ارائه شده که یکی از مهم­ترین آنها خودمتناقض دانستن این استدلال است که پلانتینگا آن را مطرح کرده است. سنت فلسفه اسلامی از جهت تبیین ماهیت علم مطلق با سنت الهیات مسیحی تفاوت مبنایی دارد. اما با توجه به ظرفیت حکمت متعالیه صدرایی، با استناد به مباحثی چون تعریف و ماهیت مجموع و همچنین شرایط تسلسل محال، می‌توان علاوه بر ابطال فرض استدلال گریم مبنی بر وجود حقایق بیشتری از مجموعه تمام حقایق، امکان علم عالم مطلق به سلسله نامتناهی از مجموعه حقایق را اثبات نمود.
صفحات :
از صفحه 23 تا 48
معنای زندگی، عاشقانه‌ترین جهان ممکن و اختفای الهی
نویسنده:
محمدجواد الهی اصل ، عباس یزدانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شلنبرگ برای اولین بار در سال 1993 استدلالی با عنوان «اختفای الهی» را علیه خداباوری ارائه کرد. از آن زمان تا کنون استدلال او در کانون نقد و دفاع قرار داشته است. در این نوشتار، که با رویکرد تحلیلی-انتقادی انجام می‌پذیرد، ضمن تقریر استدلال شلنبرگ، افزون بر مهم‌ترین نقدهای مطرح‌شده بر استدلال او، دو نقد متفاوت دیگر بر این استدلال مطرح می‌شود. یکی از این نقدها از طریق معنای زندگی است. شلنبرگ در رابطه با مزیت ارتباط عاشقانه با خداوند معتقد است که چنین رابطه‌ای به بهزیستی انسان کمک می‌کند. او ارتباط شخصی با خداوند را دارای ارزش ذاتی و مهم‌ترین عامل در معنادار بودن زندگی انسان می‌داند. اما پرسش اصلی این است که آیا ارتباط شخصی با خداوند، یعنی ارتباطِ آگاهانه، تعاملی و معنادارِ مثبت با او، حقیقتاً مهم‌ترین عامل در معنادار بودن زندگی انسان است؟ نقد دوم از طریق عدم فعلیت عاشقانه‌ترین جهان ممکن است. در این نقد بیان می‌کنیم که هر جهانی را که در نظر بگیریم، می‌توانیم جهانی عاشقانه‌تر از آن را نیز تصور کنیم و آن جهان نیز امکان فعلیت دارد. بنابراین، اگر عشق کامل الهی مستلزم فعلیت یافتن عاشقانه‌ترین جهان ممکن نباشد، پس با تحققِ ناباوریِ قاصرانه نیز سازگار است.
صفحات :
از صفحه 201 تا 220
بررسی اِسناد نظریه تکامل برزخی به ابن‌سینا
نویسنده:
سیده زهرا موسوی بایگی ، سید محمد موسوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تکامل نفوس پس از مفارقت از بدن یکی از مهم‌ترین مسائل فلسفی است که در چند دهه اخیر در پرتوی آموزه‌های دینی مطرح شده است. برخی از محققان و پژوهشگران بر این باورند که در آثار حکما، از جمله ابن‌سینا، اشارات فراوانی مبنی بر پذیرش تحقق تکامل برزخی و اخروی یافت می‌شود. ابن‌سینا در چهار اثر فلسفی خود از تعابیری استفاده می‌کند که به باور محققان مذکور نمایانگر وقوع حرکت و استکمال در نفوس غیرکامل پس از مفارقت از بدن است. به عقیده ایشان، با التفات به گفتار شیخ، این استکمال قابل تعمیم به تمام نفوس است. پژوهش حاضر، که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده است، می‌کوشد نشان دهد برداشت مذکور حاصل تفسیر متن شیخ در ساحت پیشفرض‌های این محققان بودهاست، نه در چارچوب اندیشه ابن‌سینا. او نه اصل تحقّق تکامل نفس مجرد را اثبات می‌کند و نه امکان آن را، بلکه تنها خواهان اثبات بقا و معاد نفوس غیرکامل است. از این رو عبارات موهم معنای استکمال نفس پس از جدایی از بدن عنصری را باید متناسب با نظام و مبانی کلی فلسفه وی و ناظر به مسئله اصلی او تفسیر و تبیین کرد.
صفحات :
از صفحه 221 تا 238
بررسی معناشناسی فضایل و رذایل اخلاقی از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
حسین احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معناشناسی اخلاق از مباحث فلسفه اخلاق است. منظور از معناشناسی اخلاق بررسی و ارائه تعریفی از مفاهیم اخلاقی است که به تبیین حقیقت و تعیین قلمروی محکی مفاهیم اخلاقی می‌پردازد. این تحقیق به روش تحلیلی و با استفاده از تبیین‌های عقلانی به این پرسش پاسخ می‌دهد که معنای فضایل و رذایل اخلاقی و روش فهم آن معانی از منظر علامه طباطبایی چیست؟ علامه رویکرد جامعه‌شناسانه را برای معناشناسی فضایل و رذایل اخلاقی، به دلیل غیرواقع‌گرایانه و نسبی‌گرایانه بودن آن، که سبب هرج‌ومرج می‌شود، مردود می‌داند، و رویکردهای فضیلت‌مدارانه و آخرت‌مآبانه را کمال‌گرایانه تبیین می‌کند. او هدف رویکرد فضیلت‌مدار را کمال دنیوی و هدف رویکرد آخرت‌مآبانه را کمال اخروی می‌داند. این در حالی است که رویکرد توحیدمحور در معناشناسی اخلاق بر حب الهی برای وصول به خدا تأکید دارد. فضایل و رذایل اخلاقی نزد علامه به صورت مقایسه‌ای به دست می‌آیند، پس از سنخ مفاهیم فلسفی‌اند. از این رو باید به روش مفاهیم فلسفی معناشناسی شوند. به همین جهت، علامه معنای این مفاهیم را به روش مقایسه میان رفتار اختیاری با هدف اخلاق خاص اسلامی که متناسب با ذات انسانی است انتزاع می‌کند. به نظر می‌رسد علامه نقش عرف و شهود را در معناشناسی فضایل و رذایل مشخص نکرده است.
صفحات :
از صفحه 239 تا 258
بررسی تطبیقی نظریه فطرت مطهری و نظریه ناهشیار یونگ
نویسنده:
علی رضا فارسی نژاد ، امید ارجمند
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
چکیده :
مطهری با بهره گیری از میراث قرآنی، فلسفی، عرفانی و علوم و فلسفه‌های جدید کامل‌ترین تقریر از نظریه فطرت را ارائه می‌دهد. وی در ابتدا سه مرتبه طبیعت، غریزه و فطرت را برای انسان در نظر می‌گیرد. مرتبه فطرت را به دو بخش فطرت شناخت و فطرت گرایش تقسیم می‌کند و برای فظرت گرایش، گرایش‌های پنج گانه‌ای را ذکر می‌کند. یونگ تحت تاثیر دیگر روان‌شناسان و سنت‌های فلسفی و عرفانی، نظریه ناهشیار را مطرح می‌نماید. او در ابتدا روان انسان را به دو بخش روان خودآگاه و روان ناخودآگاه تقسیم می‌کند. سپس روان ناخودآگاه را به دو قسم ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی تقسیم می‌کند و برای ناخودآگاه جمعی کهن الگوهای مختلفی ذکر می‌کند. هدف این پژوهش بررسی و تطبیق چارچوب کلی این دو نظریه می‌باشد که به روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی این هدف دنبال شده است. انسان شناسانه بودن هر دو نظریه، تناظر فطرت شناخت با خودآگاه، و فطرت گرایش با ناخودآگاه، همسنگی فطرت فردی با ناخودآگاه فردی و فطرت عمومی با ناخودآگاه جمعی، شباهت گرایش‌های پنج گانه فطری با کهن الگوها، محمل قرار گرفتن هر دو نظریه برای تبیین پدیده‌های دینی از شباهت‌های این دو نظریه است. اختصاص نظریه فطرت به جنبه‌های مثبت و متعالی و پرداختن نظریه ناهشیار به جنبه‌های مثبت و منفیِ نفس از تفاوت‌های این دو نظریه می‌باشد.
بررسی اندیشۀ جبرگرایی عطار بر اساس توحید افعالی و قرب نوافل
نویسنده:
ابوالفضل افشاری پور ، رضا حیدری نوری ، رضا فهیمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در بین موضوعات و مسائل مختلف فلسفی، کلامی ‌و عرفانی، موضوع جبر و اختیار انسان از جمله موضوعاتی است که همواره از دیرباز مورد توجه ادیان و مذاهب گوناگون قرار گرفته است و در این موضوع فیلسوف و غیرفیلسوف شریکند این سؤال است که آیا اعمال و رفتاری که از انسان سر می‌زند یا آنچه که برای وی رخ می‌دهد همه در ید قدرت خود انسان است یا تحت ‌تأثیر عوامل و نیروهای دیگری است. اعتقاد به اینکه انسان موجودی مختار است یا مجبور همواره در بینش اجتماعی انسان تأثیر گذاشته است و اهمیت آن تا بدانجاست که بزرگان و هنرمندان و صاحبدلانی چون عطّار با تمام بینش علمی‌ و فهم ذوقی و شهودی خویش در پی پاسخ به این سؤال و دستیابی به جوابی درخور درخصوص مسألۀ جبر و اختیار آدمی‌ بوده‌اند. عطار در مشرب کلامی، اشعری و نیز از زمرۀ صوفیه است. اما برخلاف اشعری‎ها و صوفیه‎ای که جبرگرای مطلق هستند، دیدگاه‎های متفاوتی را در خصوص جبر و اختیار مطرح نموده است. عطار جبر کلامی و نکوهیده و ناپسند را قبول ندارد و در موارد بسیاری مراد او از جبر، دیدگاه عارفانه و توصیف صفت جبار بودن حضرت حق و تشریح و توضیح رضایت بنده در مقابل حق و توحید افعالی است از این رو دیدگاه توحید افعالی عطار که یکی از مراتب توحیدی است سبب شباهت اندیشۀ وی با عقاید کلامی اشاعره شده است. نتایج این پژوهش که به شیوۀ کتابخانه‎ای و روش توصیفی ـ تحلیلی و سندکاوی به دست آمده است نشان می‎دهد که عطار در عالم هستی بنابر اصل توحید فاعلی، تنها فاعل در عالم را حضرت حق می‎بیند و در بسیاری از اشعار وی به صراحت مسألۀ جبرگرایی با سلب هرگونه قدرت و اراده از انسان از منظر عرفانی مطرح می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 29 تا 50
  • تعداد رکورد ها : 84995