مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1738
امکان‌سنجی تحقّق علوم انسانی اسلامی در پرتو ارزیابی رویکردهای گوناگون پیرامون رابطۀ علم و دین
نویسنده:
سیده فرشته مظفری ، جواد ایروانی ، سهیلا پیروز فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف: کاستی‌های علوم انسانی، موجب شکل‌گیری ضرورت تحول علوم انسانی در قالب تحقق علوم انسانی اسلامی در جوامع مسلمان شده است. امر مبنایی در تحقق آن، نوع رابطۀ علم و دین است. مسئلۀ مقاله پیش‌رو این بود که چه نوع رویکردهایی پیرامون رابطۀ علم و دین، مبانی لازم را برای تحقق علوم انسانی اسلامی فراهم می‌آورند. روش: از آنجا که ارزیابی این امر زمانی میسّر می‌شود که بتوان رویکردهای گوناگون را با معیاری علمی و متفق‌علیه سامان بخشید، معیار تقسیم بر اساس روابط چهارگانۀ منطقی انتخاب‌شده و کلان‎دیدگاههای موجود ذیل هر رابطه، ارائه و نقّادی شده‌اند. این مطالعه با روش کتابخانه‌ای آغاز شد و در قالب روش تحلیلی و انتقادی ادامه یافت. یافته‌ها: این پژوهش نشان داد رویکردهایی که به تباین، تساوی یا عموم و خصوص مطلق بین علم و دین منجر می‌شوند، تحقق علوم انسانی اسلامی را منسد یا محدود می‌کنند. نتیجه‌گیری: مطابق دلایلی که در متن آمده است، رویکرد تداخل روشمند با ارائۀ تعریف دقیق از علم و دین، جاگذاری درست گزاره‌های تبیینی و هنجاری، بهره‌مندی از تعدد روشی در استنتاج علوم و...، نتایج مثبتی را در تحقق علوم انسانی اسلامی در دوران گذار از علوم سکولار به دست می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 31
بررسی تطبیقی "عقل اسلامی" ارکون  و "عقل دینی" (فکردینی) مطهری و نسبت آن‌ها با مسئله انحطاط
نویسنده:
فریده پورمشک دوز؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: مهدی اخوان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در سال‌های اخیر بازخوانی سنت و اندیشة اسلامی به جهت مواجهه مسلمانان با مسئله انحطاط از مسائل بااهمیت و ویژه در جهان اسلام برشمرده می‌شود. ارکون؛ ناقد رادیکال سنت، با دغدغة دیرینة انحطاط و عقب‌ماندگی مسلمانان، برای نخستین بار به نقد تاریخی عقل اسلامی دست می‌زند. وی عقل اسلامی را که سازوکار و نظام حاکم بر اندیشه در تاریخ اسلام معرفی می‌نماید، عامل اصلی عقب‌ماندگی سرزمین‌های اسلامی تشخیص می‌دهد. به باور ایشان، عقل اسلامی ضمن متعدد بودن، با ویژگی‌هایی نظیر فراتاریخی بودن، نقش اسطوره‌ای داشتن، دگماتیک بودن و نص‌گرا بودن زمینه عقب‌ماندگی مسلمین را فراهم کرده است. او تحت تأثیر متفکران فرانسوی هم‌عصر خود نظیر پیر بوردیو و ژاک دریدا در تلاش است تا با روش‌های نوین علوم انسانی نظیر روان‌شناسی تاریخی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، تبار‌شناسی و واسازی به نقد اندیشة اسلامی پرداخته و با دو رویکرد آسیب‌شناسی و اسلام‌شناسی تطبیقی، پروژة خروج از رکود اندیشه در جهان اسلام را طراحی ‌نماید. مرتضی مطهری نیز متفکری از عالم تشیع با دغدغه‌ای مشترک با ارکونِ سنی مذهب، دوری از فکر اسلامی را سبب اصلی انحطاط مسلمین می‌داند. وی ضمن معرفی آسیب‌های فکر دینی، احیای هویت و "من" اسلامی و درک صحیح از مقتضیات زمان را راه‌حل رهایی از رکود اندیشه ذکر می‌کند. اما به نظر می‌رسد پروژة ارکون به دلیل گستردگی نقد و عبور از سنت؛ و طرح مطهری به جهت ناکافی بودن، نمی‌توانند به‌مثابه راه‌حل نهایی برای خروج از بن‌بست انحطاط مسلمین محسوب گردند.
بررسی رویکرد باطنی (انفسی) علامه حسن زاده آملی به مفاهیم دینی
نویسنده:
امیرحسین بازوبندی؛ استاد راهنما: سعید انواری؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
قرآن کتاب آسمانی مسلمانان همواره از سوی گروه های مختلف فکری در جامعه اسلامی تفسیر شده است. در میان فلاسفه و عرفا همواره نوعی نگاه به قرآن و مفاهیم دینی وجود داشته که به نگاهی باطنی و فراتر از ظاهر شناخته شده است. این نگاه نه تنها به قرآن بلکه به اکثر مفاهیم و اعتقادات دینی وجود دارد و به عنوان نگاه انفسی از آن یاد می شود. جوهره این نگاه به نفس ناطقه انسانی و اصول معرفت شناسی و هستی شناسی حاکم به نفس باز می گردد. بنابراین اعتقادات دینی باید در نفس ناطقه انسانی پیاده شوند و در حقیقت خودمان به دنبال آنها برویم نه در بیرون از خود. در میان معاصران، علامه حسن زاده آملی به این رویکرد و نگاه انفسی به دین اهتمام تامی دارند و معرفت نفس یا خود شناسی در آثار ایشان اهمیت فراوانی دارد و آثار زیادی در این زمینه نگاشته اند. از این رو به بررسی تفسیر انفسی قرآن و برخی مفاهیم دینی در آثار ایشان پرداخته شده است. در نگاه انفسی، قرآن در واقع شرح اطوار و حالات وجودی نفس ناطقه است که در قالب الفاظ مادی و این سویی به بیان و شرح نفس ناطقه انسان پرداخته است. روایات نیز بیان تفسیر انفسی هستند و در راهیابی به تفسیر انفسی بسیار مددکارند. نقش استاد الهی، در تفسیر انفسی و نگاه انفسی به دین، نقش محوری و اساسی است به طوری که بدون استاد الهی طی این مسیر، میسر نیست، زیرا با داشتن استاد الهی است که انسان آورده های خود را می سنجد. تفسیر انفسی راهی است که این فهم را برای انسان میگشاید.
بررسی و نقد دیدگاه الجابری به فارابی و ابن سینا در موضوع فلسفه و دین
نویسنده:
علی پیری؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: حسین کلباسی، حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بازخوانی فلسفه اسلامی از پیشینه‌ای نیرومند در درون متفکران اسلامی برخوردار نبوده و عمدتا مستشرقان کوشیدند تا خوانشی از میراث عقلی اسلامی صورت دهند. در دوره معاصر برخی از محققان و مورخان جهان عرب، یا تحت تاثیر تلاشهای مستشرقان و یا در پرتو مخالفت با آنان دست به بازخوانی فلسفه اسلامی زدند. خوانش ابراهیم مدکور، مصطفی عبدارازق، فضل‌الرحمان، محمد ارکون، محمد عابد الجابری، و حسن حنفی بخشی از کوششهای محققان عرب در باره جریان فلسفی دنیای اسلام محسوب می‌شود. بازخوانی جابری به سبب خصلتهای خاص این نوع از فهم، یکی از بازخوانی‌های مهم محسوب می‌شود اما در عین حال از اشکالات و اشتباهات بسیاری رنج می‌برد. وی با تدوین آثاری در حوزه فکر و فلسفه اسلامی ، تاثیرات زیادی از خود برجای گذاشته است. مدعیات او در باره دو بخشی بودن فلسفه اسلامی و تاکید بر مشرق و مغرب اسلامی، توجهات و در عین حال نقدهای بسیاری را برانگیخت. وی در بیشتر آثار خود دست به خوانشی انتقادی از فارابی و ابن سینا و بطور کلی فلسفه اسلامی در مشرق زده و آنرا بواسطه طرح نظریه سازگاری دین و فلسفه، در درون رویکرد ایدئولوژیک قرار داده است. در مقابل از ابن رشد به سبب شرح غیر نقادانه ارسطو و بازگشت به عقل ارسطویی دفاع کرده است. جابری دو اثر مستقل در باره بازخوانی و با نام بازخوانی فلسفه در مشرق و مغرب اسلامی تدوین کرده و مشرق و مغرب اسلامی را در دو کتاب خود دو بخش متمایز و حتی کاملا متفاوت پنداشته است. در بازخوانی فلسفه در شرق اسلامی، دست به بررسی و البته کاملا نقادانه سلبی از فارابی، ابن سینا، سهروردی و حتی غزالی زده و مهمرین نقد بر فارابی و ابن سینا را گسست از ارسطو و گرایش آندو به سازگاری بخشیدن میان حکمت و شریعت دانسته است و نتوانست به سبب خوانش نادرست دریابد که شالوده فلسفه فارابی و ابن سینا را همین گسست معرفتی از سنت یونانی و استقلال بخشیدن به فلسفه و تفکر عقلی شکل می‌دهد. جابری بجای خود عقل بر عقل عربی تاکید کرده و نتوانست بنیانهای عقل فلسفی فارابی و ابن سینا را دریابد. پژوهشهای جابری در باره فلسفه اسلامی و بطور خاص در باره ایندو فیلسوف کاستی‌های چشمگیری داشته و بر مفروضات کاملا نادرستی استوار است گرچه پیش از او بسیاری از محققان جهان عرب نیز فلسفه اسلامی را در درون عقل عربی بررسی کرده و بر آن نام مجعول فلسفه عربی داده‌‍اند. آثار و دیدگاههای جابری در باره فلسفه اسلامی و نوع بازخوانی او از فیلسوفان اسلامی، چندان بنحو صحیح در ایران خوانده نشده و مورد نقد اساسی قرا ر نگرفته است. در این رساله قصد داریم مدعیات اصلی جابری در باره فلسفه اسلامی، فارابی و ابن سینا و حکمت مشرقی، و نیز ابن رشد و بالاخره مسئله تلفیق حکمت و شریعت را مورد بررسی و نقد قرار دهیم.
نقش عقل در اعتقاد ديني از دیدگاه غزالي و خواجه نصير
نویسنده:
فاطمه عباسي؛ استاد راهنما: محمدرضا اسدي؛ استاد مشاور: ؛ غلامرضا ذكياني
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع رابطه عقل و دین و نسبت آن‌ها با هم و این‌که عقل چه نقشی را در اعتقادات دینی عهده‌دار است، همواره در طول تاریخ تفکر بشر چالش برانگیز بوده و موجب شکل‌گیری نظام‌های فکری و عقیدتی گوناگونی شده است. از سویی، این پرسش که عقل چه جایگاهی در اعتقاد دینی دارد و در چه موضوعاتی می‌تواند ایفای نقش کرده و در چه مواضعی نباید دخالت کند، پرسشی است که ممکن است برای هر فرد دینداری مطرح شود؛ در واقع این مسأله و پاسخ آن با زندگی هر انسانی پیوندی عمیق دارد و می‌تواند در سرنوشت او تأثیری بسزا داشته باشد. برای پاسخگویی به این سؤال مهم و ضروری، تلاش‌های فراوانی از سوی متفکرین و اندیشمندان صورت گرفته است. در این تحقیق، جایگاه عقل در اعتقادات دینی به صورت تطبیقی میان دو متفکر و اندیشمند بزرگ جهان اسلام که هر کدام از آن‌ها تأثیری بس عمیق و ماندگار بر تفکر بشریت گذاشتند، یعنی غزالی و خواجه نصیر طوسی، مورد بررسی و تحلیل واقع شده و درصدد پاسخگویی به این سؤال مهم هستیم که آیا عقل، نقشی در اعتقادات دینی ایفا می‌کند یا خیر؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت است، محدوده و حوزه دخالت و ایفای نقش آن در اعتقادات چیست و عقل انسانی در کدامیک از موضوعات اعتقادی کاربرد دارد؟غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی متعلق به دو حوزه فکری مختلف هستند و در اصول و مبانی فکری با یکدیگر تفاوت دارند، هرچند در برخی اصول اعتقادی مشابهت‌هایی میان آن‌ها وجود دارد. غزالی اندیشمندی مخالف فلسفه و برهان و استدلال عقلی تلقی می‌شود که تمایل به ایمان‌گرایی و عدم دخالت عقل در حوزه اعتقادات دینی دارد. البته نظریات او در همه مواضع یکسان نبوده و خود او گاهی از براهین عقلی جهت اثبات عقاید دینی بهره می‌گیرد؛ ولی مجموعه نظریات او دلالت بر عجز عقل از اثبات عقاید دینی دارد. البته حیات فکری غزالی دارای تحولات چشمگیری است که همین امر سبب ارائه نظریات متفاوت و بعضا متناقض دراین حوزه شده است. خواجه نصیرالدین طوسی که می‌توان او را یک فیلسوف و متکلم نامید، عقل را زیربنای اعتقادات دینی معرفی کرده و اصول عقلانی را حاکم بر نقل می‌داند، به این صورت که صحت اعتقادات دینی از طریق عقل مورد سنجش و ارزیابی قرار می‌گیرد. از نظر او، عقل جایگاهی بس رفیع در اعتقادات دارد و خود او، براهین عقلی گوناگونی برای اعتقادات دینی ارائه می‌کند. نظریات وی از انسجام بیشتری برخوردار بوده و با قرآن و سنت دینی ما سازگاری بیشتری دارد
تحلیل مبانی فلسفی آیت الله جوادی آملی در باب دین
نویسنده:
فاطمه مویدی؛ استاد راهنما: محمدرضا اسدی؛ استاد مشاور: عبدالله نصری، غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با بررسی آثار مکتوب و دیجیتالی استاد جوادی آملی در صدد شناخت مبانی فلسفی دین از دیدگاه ایشان بوده و مطالب را در سه بخش هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی ارائه نموده است. در بخش هستی‌شناسی، سه محور اصلی بررسی شده: اول این‌که دین از وجودی عینی و ذومراتب برخوردار است که در هر نشأه، صورت خاص خودش را دارد و مرتبه‌ی اعتباری آن اگرچه به حمل اولی اعتباری است، اما به حمل شایع، یک حقیقت ثابت است که منشأ آثار تکوینی اولاً در اذهان و سپس در اعیان می‌گردد. دوم: منشأ قانون الهیِ دین، تنها علم و اراده‌ی ازلی خداوند است؛ چراکه تنها خالق انسان که از تمام ابعاد وجودی او آگاه است، قادر به ربوبیت تشریعی او می‌باشد و انسان به دلیل نواقص وجودی‌اش، نه از طریق عقل و نه به وسیله‌ی توانایی‌های ویژه‌اش، قادر به قانون‌گذاری نیست. سوم: خداوند قانون خود را از طریق مکانیزم ویژه‌ی وحی به واسطه‌ی وجود پیامبر در اختیار بشر قرار داده است. در بخش انسان‌شناسی، انسان در قالب سه نظام فاعلی، داخلی و غایی معرفی شده است. در نظام فاعلی که بخش عمده‌ی مباحث آن در فلسفه‌ی الهی مطرح می‌شود، از مبدأ فاعلی و سیر تکوین انسان بحث شده است. نظام داخلی به بررسی ویژگی‌های درونی انسان که هر کدام به شکلی نیاز به دین و قانون الهی را یادآور می‌شوند، پرداخته. در نظام غایی، هدف انسان در زندگی، قلمرو حرکت، مسیر حرکت و پایان سیر او ترسیم شده. در بخش معرفت‌شناسی، اولاً امکان فهم ثابت دین و رد نظریه‌های نسبیت و ترابط علوم مطرح شده، ثانیاً چون موضوع هر علمی، یکی از ممکنات یعنی یکی از افعال خداست، همه‌ی علوم به عنوان علوم اسلامی معرفی شده، ثالثاً منابع فهم دین عقل و نقل عنوان شده. عقل علیرغم محدودیت‌هایی که دارد، با همه‌ی اقسامش اعم از تجربی، ریاضی، تجریدی و نیمه تجریدی از منابع فهم دین است. قرآن و سنت معصومین علیهم‌السلام هم منابع دیگر شناخت دین هستند.
تحلیل و بررسی امکان تحول علوم انسانی جدید به علوم انسانی اسلامی بر مبنای حکمت متعالیه
نویسنده:
سعید لواسانی؛ استاد راهنما: محمدرضا اسدی؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن، غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تحول علوم انسانی غربی به علوم انسانیِ اسلامی برمبنای حکمت متعالیه بر این پرسش استوار است: «آیا امکان تولید علوم انسانی وجود دارد؟» و «اگر چنین امری ممکن است، ماهیت این تحول چیست؟» در این پژوهش بیان شده است، تحول در سه سطح بنا شده است: تحول وجودی، تحول برون‌علمی یا فلسفی و تحول درون‌علمی و پسینی. تحول عمیق علوم انسانی، تحول برون‌علمی ـ برون از علوم انسانی ـ است. و آن هم تحول وجودی است که تحول عالَمِ تأمل‌کنندگان در علوم انسانی است و هم تحول مبانی معرفتی و فلسفی علوم انسانی است. این پژوهش با گذر از چیستی و هویت علوم انسانی و ویژگی‌های معرفت‌شناختی آن، که سوبژکتیوته خاصۀ اصلی آن است؛ هویت علوم انسانیِ اسلامی را به بحث می‌نشیند. تعریف مختار از علوم انسانیِ اسلامی «کُنش معنی‌دار انسانی» است. آن‌گاه نظر دو تن از مخالفان علوم انسانیِ اسلامی و مدافعان علوم انسانی تجربی یعنی سروش و ملکیان را طرح و نقد می‌کند و سپس نظر دو تن از اساتید حکمت متعالیه معاصر یعنی مصباح یزدی و جوادی آملی را طرح و بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که جا برای پژوهش‌های بیشتر باز است. و در نهایت مبانی هستی‌شناسانه، معرفت‌شناسانه، انسان‌شناسانه و روش‌شناسانۀ حکمت متعالیه برای تحول علوم انسانی را تبیین می‌کند و بخشی‌ از دلالت‌ها و تأثیرات هریک از این مبانی را در علوم انسانی اسلامی نشان می‌دهد.خلاصۀ پژوهش حاضر آن است که حکمت متعالیه دو خدمت در تحول علوم انسانی غربی به علوم انسانی اسلامی می‌کند: اول؛ مبانی و بنیادهای علوم انسانی را تغییر می‌دهد و بنیان علوم انسانی را الهی می‌کند. به تعبیر دیگر بستر علوم انسانیِ اسلامی در حکمت اسلامی شکل می‌گیرد. دوم؛ اصول تاسیسی در جزئیات و فروع علوم انسانی به دست می‌دهد که در علوم انسانی غربی موجود نیست. بنابراین منظور از تحول علوم انسانی نه تأسیس است و نه تهذیب و نه گسست بنیادین. بلکه تحول وجودی و فلسفی و معرفتی در مبنای علوم انسانی و گذر از علوم انسانی سوبژکتیو به علوم انسانیِ اسلامی است.
  • تعداد رکورد ها : 1738