مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تغایر جزئی کلی ماهیت معانی بسیط معانی بین معانی غیر بین معانی مرکب ( مقابل بسیط ) معانی مرکب ( مقابل مفرد ) معانی مفرد معنای استقلالی معنای التزامی معنای تضمنی معنای حقیقی معنای غیر استقلالی معنای مجازی معنای مطابقی مفهوم ممتنع الوجود مفهوم ممکن الوجود مفهوم واجب الوجود مقولات
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 62
تولید معنا از قراردادهای سمانتیکی طبق مدل شعاعی
نویسنده:
هومن محمد قربانیان
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قراردادهای سمانتیکی، یعنی اصولی که سازنده های اصلی معنای کلمات هستند، برای کلمات گوناگون به شکل های متفاوتی ظاهر می شوند، و نظریة کریپکی مدل بسیار مناسبی است که نحوة ظهور این قراردادها را مشخص می کند. قراردادهای معنایی یکی از کاربردهای کلمه هستند که در سیستم باورهای زبانی کاربران زبان برجسته شده باشند. با قبول سمانتیک کریپکی، تا زمانی که قرارداد سمانتیکی ثابت باشد، اکتشافات و اختراعات جدید سبب تغییر معنای کلمات نمی شود. هم چنین برای توجیه نحوة تولید معنا و تأثیرگذاری معانی کلمات گوناگون بر هم، مدل شعاعی مدل بسیار مناسبی است، مخصوصاً وقتی یک کاربرد آن کلمه را مانند اصلی برای تولید معنایش معرفی کرده ایم. این مدل برخلاف تعاریف مفهومی و انتزاعی از کلمات، می تواند همة درجات متفاوت معنای یک کلمه را پوشش و نشان دهد که معنای یک کلمه خاصیتی دینامیک دارد.
«تأمّلی در ساختار معنایی غزل حافظ»
نویسنده:
عسگر صلاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
الف. موضوع و طرح مسئله(اهمیت موضوع و هدف): دیوان حافظ به نظر بسیاری زنده‌ترین دیوان شعر در عصر ماست. در این که راز این ماندگاری در چیست بسیار گفته‌اند و «گویند به دوران‌ها». به گمان ما ساختار معنایی ویژ? غزل حافظ یکی از رموز زیبایی، تأویل‌پذیری و در نهایت ماندگاری آن است. بحث روشمند در ساختار معنایی غزل حافظ، بحثی است تازه که به صورت بسیار جزئی در یکی دو ده? اخیر مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفته است و هنوز در آغاز راه است و در همین آغاز راه نیز اختلاف نظرها چشم‌گیر است؛ تا جایی که برخی پژوهش‌گران به ساخت‌شکنی در شعر او توجه دارند و برخی دیگر به ساختگرایی.بیان مسأله یکی از ویژگی‌های سبکی غزل حافظ پوشیده بودن پیوند معنایی ابیات - به عنوان واحدهای معنایی سازنده ساختار معنایی غزل- با یکدیگر است که موجب می‌شود ساختار معنایی در یک غزل او در ظاهر و در نگاه‌های نخستین گسسته احساس شود تا جایی که بعضی پژوهندگان این گسستگی و شکاف میان مضامین ابیات در یک غزل را، ویژگی خاص غزل حافظ می‌دانند و چنین می‌پندارند که هر بیت یا هر چند بیت در یک غزل از حافظ استقلال معنایی دارد و مستقل از ابیات دیگر یا بی‌ارتباط با آنهاست. اما به باور این پژوهش چنین نیست چرا که ساختار معنایی در غزل‌های حافظ اگرچه اغلب در ظاهر گسسته نماست ولی در میان ابیات یک غزل او با هسته مرکزی همان غزل پیوند معنایی وجود دارد؛ این پیوند معنایی اغلب در میان خود ابیات یک غزل نیز وجود دارد؛ یعنی پیوندها و تداعی‌های معنایی باریک و گاه باریک‌تر از مو در میان بیت‌ها وجود دارد که اغلب در نگاه‌های نخستین ناپیداست و کشف این پیوندها میان ابیات با یکدیگر و میان ابیات با هسته مرکزی غزل و نیز کشف خود هسته مرکزی غزل، نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل متن - چه سنتی و چه مدرن - کشف انسجام در ساختار معنایی متن - در اینجا غزل - است. البته ساختار غزل حافظ اجاز? هر تأویل را به خواننده نمی‌دهد و این نکته‌ای است باریک که برخی تأویل کنندگان غزل حافظ از آن غافل بوده‌اند.ب. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه ها:واحد تحلیل واحد تحلیل ما در این رساله بیت است. اما نه به صورت مجزّا و مستقل، بلکه در ساختار کلی غزل و در پیوند با بیت‌های پیش و پس آن و نیز در پیوند با هست? مرکزی غزل.سوال‌های تحقیق الف) آیا در یک غزل از حافظ، هر یک از ابیات «ساز و سرودی دیگر» سر می‌دهد و ابیات یک غزل هر کدام استقلال معنایی دارند؟ و یا این که معمولاً به ظاهر چنین می‌نماید و حال آن که به واقع و یا به باطن چنین نیست؟ ب) آیا می‌توان در هر غزل حافظ از دید معنایی، هسته‌ای مرکزی کشف کرد و پیوند ابیات با این هست? مرکزی را نشان داد؟ ج) و اگر بر آن شدیم که اغلب غزل‌های حافظ از یک ساختار معنایی منسجم برخوردار است، پس چه عواملی در ایجاد چنین ساختاری نقش دارد؟سوابق تحقیق از اشارات بسیار جزئی که بگذریم – البته در متن رساله و در جای خود، به این اشارات پرداخته‌ایم - به قول دکتر علی محمد حق‌شناس، مقال? «قرآن و اسلوب هنری حافظ» از بهاء الدین خرمشاهی را می‌توان آغازگر جدی بحث‌های روشمند در این زمینه دانست. مقال? «حافظ شناسی: خود شناسی» از دکتر حق‌شناس، مقال? «بحثی در ساختار غزل فارسی» از دکتر سعید حمیدیان، کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ» از داریوش آشوری، و به ویژه کتاب «گمشد? لب دریا» از دکتر تقی پورنامداریان، از جمله تحقیقات راهگشایی است که در این باب صورت گرفته است. پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه گیری و روشهای نمونه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گرد آوری و تجزیه و تحلیل داده ها: روش انتخاب غزل‌ها در این رساله نخست چند غزل از حافظ (14 غزل) در قیاس با و به همراه با غزل‌هایی از سلمان ساوجی (7 غزل)، عماد فقیه (4 غزل) و خواجوی کرمانی (5 غزل) که از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی به هم شبیه‌اند، مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است؛ به این صورت که از میان غزل‌های مشابه این چهار شاعر غزل‌هایی انتخاب شده است که هم بیشترین شباهت را از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی غزل – همه یا برخی از این موارد – دارا باشند و هم این که از منظر ساختار معنایی، گسستگی و یا گسسته نمایی بیشتری میان ابیات هر یک از این غزل‌ها احساس شود. و سپس چند غزل از حافظ (19 غزل) به صورت مستقل، تحلیل ساختاری شده است. در انتخاب این غزل‌ها موارد زیر لحاظ شده است: الف) اغلب در هر یک از این غزل‌های گزیده، بیشترین گسست معنایی در میان ابیات هر غزل احساس شده است. ب) سعی شده است که به نحوی از گونه‌های معنایی مختلف غزل حافظ نمونه و یا نمونه‌هایی مطرح شود. گونه‌هایی چون: عرفانی، عاشقانه، سیاسی – مدحی، ملامتی و یا «شعر رندانه»، غزل – مرثیه، انتقادی (چون غزل «نقد صوفی نه همه ...»)، خیّامی، حسب حال نامه، و ... . ج) تا حد امکان سعی شده است غزل‌هایی انتخاب شود که از منظر ساختار معنایی – البته تا جایی که نگارنده اطّلاع دارد – مورد بحث و بررسی جدی و روشمند، قرار نگرفته باشند. و اگر به ندرت مورد چنین تحلیلی قرار گرفته باشند، حتماً و البته به گمان نگارنده، نکته و یا نکته‌های دیگر در آن قابل طرح بوده است که تحلیل مجدد آن را اقتضا کرده است. روش تحلیل ساختار معنایی غزل‌ها یکی از اصول اساسی در نگرش ساختاری «تأکید بر روابط میان اجزاء» در یک نوع یا گون? ادبی است تا جایی که این رویکرد، پیام یا محتوای اثر ادبی را چیزی جز انسجام درونی اثر و روابط اجزای آن نمی‌داند و بر آن است که معنا یا محتوای اثر همان ساختار اثر است. رویکرد هرمنوتیکی نیز، خواه هرمنوتیک سنتی – که در پی رسیدن به معنای ثابت و نیت مولف است – و خواه هرمنوتیک گادامری، تلاش می‌کند که ساختار منسجم متن را نشان دهد و پراکندگی ظاهری آن را توجیه کند. هرمنوتیک ادبی «در پی آن است که هر یک از اجزای یک متن را در فرایندی که عموماً «دور تفسیر شناختی» نامیده می‌شود بر کلی کامل منطبق سازد: ویژگی‌های فردی در مقابل کل متن قابل فهم است و کل متن در پرتو ویژگی‌های فردی قابل فهم می‌شود». تأکید این دو نوع رویکرد برای نشان دادن کلیت یک متن یا نوع ادبی، از طریق کشف و نشان دادن روابط و پیوند‌ها میان اجزای آن متن یا نوع ادبی، نکت? مشترک مهمی است که این دو نوع رویکرد را در کنار یکدیگر و در پیوند با هم قرار می‌دهد. راهنما و راهگشای ما در تحلیل ساختار معنایی غزل‌های مورد بحث در این رساله، همین نکت? مشترک و مهم بوده است؛ به این صورت که تلاش ما برای نشان دادن روابط معنایی میان بیت‌ها در هر غزل، داخل در مقول? ساختارگرایی است و اغلب برای نشان دادن این پیوند‌ها از رویکرد هرمنوتیکی یعنی تأویل مدد جسته‌ایم و هدف از این تأویل نیز چیزی جز رسیدن به ساختار منسجم آن غزل و توضیح گسسته‌نمایی ظاهری میان اجزای آن یعنی ابیات آن، نبوده است. نکت? دیگر این که ما کوشیده‌ایم تا در هر یک از غزل‌های مورد بحث در این رساله، یک هست? مرکزی کشف کنیم و پیوند آن را با ابیات غزل نشان دهیم. این هست? مرکزی را می‌توان ژرف‌ساخت غزل شمرد که با روساخت غزل یعنی هر یک از ابیات به عنوان واحد‌های روساختی، پیوند معنایی دارد. و این نیز داخل در مقول? ساختارگرایی است یعنی در راستای یکی دیگر از اصول اساسی رویکرد ساختارگرایی است ؛اصلی که بیان می‌دارد «ساختار‌ها در زیر سطح روساخت قرار دارند».ت. یافته های تحقیق و نتیجه گیری: در ساختار معنایی غزل حافظ، هسته یا موضوعی مرکزی وجود دارد و ابیات هر غزل به عنوان واحدهای معنایی سازنده و یا شکل دهنده به ساختار معنایی آن غزل، همواره با این هست? مرکزی و غالباً با یکدیگر روابط معنایی دارند. اما کشف هست? مرکزی غزل‌ها و نشان دادن پیوند معنایی ابیات با این هسته و نیز نشان دادن پیوند معنایی ابیات با یکدیگر – که تلاشی است برای کشف انسجام ساختاری غزل- نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل - چه سنتی و چه مدرن – کشف یا نشان دادن انسجام در ساختار معنایی متن – در این جا غزل – است. و چنین تأویلی بر این فرض مهم استوار است که متن – در اینجا غزل حافظ- از انسجام معنایی برخوردار است و از این رو تلاش می‌کند تا این انسجام معنایی را کشف کند؛ یا آن را بازسازی کند و یا انسجام معنایی نوینی برای آن بیافریند. در غزل حافظ یکی از عوامل مهمی که هم کشف هست? مرکزی غزل را دشوار می‌کند و هم پیوند معنایی ابیات در یک غزل و در نتیجه انسجام ساختار معنایی آن را گسسته می‌نمایاند و توجه به آن در کشف انسجام ساختار معنایی غزل، نقش موثری دارد، تغییر مخاطب ابیات (صناعت التفات) در یک غزل و گاه حتا در یک بیت است که هم بسامد بالایی دارد و هم اغلب به گونه‌ای پوشیده صورت می‌گیرد. و اما عواملی که در ایجاد انسجام ساختار معنایی غزل – غزل‌های مورد بحث در این پژوهش – نقش دارد، عبارتند از:الف) وجود هسته‌ای مرکزی در غزل. ب) تناسب و یا پیوند معنایی میان ابیات.ج) تناسب معنایی ردیف با هسته و یا موضوع غزل.د) تناسب معنایی مطلع و مقطع غزل.ه) استعاره‌گرایی.
رهیافت فلسفی چالش شرور در معنا داری زندگی انسان
نویسنده:
معصومه اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهزندگی انسان همواره در معرض پرسش های مختلفی به وسیله فیلسوفان قرار داشته است. از جمله سوالات و دغدغههای فلسفی پیرامون زندگی انسان، مساله معناداری، هدفمندی و غایت در زندگی انسان است. از زمان یونان باستان که تاریخفلسفه از آن زمان به دست ما رسیده است یکی از مفاهیم عمده و مهم در فلسفه، بحث از غایت، هدف و معنا بوده است. ازنظر ارسطو پی بردن به ریشه و علل امور منوط به کشف علل چهارگانه اشیاء است. که یکی از آن علل چهارگانه، علت غاییاست. مادامی که غایت و هدف یک موجود آشکار نگردد در واقع هنوز علم ما به آن موجود کامل نشده است. حال در موردانسان همواره این یک دغدغه و پرسش مهمی بود که زندگی اش دارای چه هدف و معنایی است. در این زمینه متفکراننظرات متفاوتی دارند. که عده ای قائل به معناداری زندگی انسان شدند و در توجیه این قول از خودشناسی، اعتقاد دینی وایمان به خدا کمک گرفتند. در مقابل عده ای از فیلسوفان و متفکران با ذکر چالش هایی در زندگی انسان و ارائه دلایلی معناداری زندگی انسان را رد کردند. از جمله چالش های مهم در مقابل مدافعان معنا داری زندگی انسان مساله شر است. اساسابحث شرور و معنا داری زندگی انسان یکی از جنجالی ترین و مهمترین مباحثی است که طی قرون و اعصار متمادی موردتحلیل و بررسی متفکران دینی و غیردینی واقع شده و در جریان پر تلاطم تاریخ بشر تبدیل به شبهات و چالش های بسیاریشده است که ذهن آدمی را درگیر و او را نسبت به وجود آفریننده ی هستی همچنین ارزشمندی و غایتمندی زندگی اینجهانی بسیار دغدغه مند ساخته است. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه و مطالعه منابع اصلی به جا مانده از اینموضوع و کتب شارحان و مفسران آنها و هم چنین مطالعه مقالات نوشته شده در ارتباط با موضوع پژوهش به تحلیل وبررسیمسأله معناداری زندگی انسان و چالش شرور بپردازد. هدف در این پژوهش که در پنج فصل گردآوری شده است ،پرداختن بهمسأله مذکور وجایگاه آن در فلسفه وهم چنین پیامد کلامی آن درمورد معرفت خداوند از نظر فلاسفه ودانشمندان اسلاموغرب است.این پژوهش شامل بررسی ، شرح و بسط مسأله ی معنا داری زندگی انسان و همچنین مسأله ی چالش برانگیزشرور که اذهان متفکرین و فلاسفه را درگیر خود ساخته می باشد . این که آنها چگونه و با چه دلایلی مسأله ی معناداری راثابت کرده اند و تأثیر چالش شرور بر آنرا چگونه تشریح کرده اند و به آن چه پاسخ هایی داده اند. . در این پژوهش سعی بر آناست به این پرسش که : آیا ناظم و آفریننده ی جهان همان خدای ادیان توحیدی است ؟ و آیا زندگی همراه و سرشار از رنج وآلام در این جهان ، ارزش و غایتی را دنبال می کند و دارای معناست یا خیر ، پاسخ دهیم؛ و به این نتیجه برسیم که با نقشیکه دین در معنا داری زندگی ایفا می کند شرور نمی توانند چالشی علیه آن محسوب شوند.واژه های کلیدی: شر – معنا– زندگی– خدا– انسان– دین
بررسی نحوی و معنایی منطق درجه دوم
نویسنده:
علیرضا دارابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
منطق درجه دوم بخشی از منطق کلاسیک است که واژگان آن با اضافه کردن متغیر معمولی به واژگان منطق درجه اول شکل می گیرند به تبع این تغییر واژگان قواعد ساخت اصول موضوعه و قواعد استنتاجی آن نیز بر مبنای منطق درجه اول شکل می گیرد اصول موضوعه این منطق متشکل از قالب های اصل موضوعی منطق درجه اول چند قالب اصلی موضوعی که شباهت زیادی به اصلو منطق درجه اول دارند و همچنین قالب های اصل موضوعی فراگیری رابطه ای و فراگیری تابعی است. در این منطق می توان اصل موضوع اینهمانی را بر پایه تعریف لایب نیتسی از اینهمانی به دست آورد. برای منطق درجه دوم دو معناشناسی مختلف ارایه شده است. معناشناسی استاندارد که مدل های آن شباهت زیادی به مدلهای معمول در منطق درجه اول دارد معناشناسی هنکین که تفاوت اساسی آن با مدل های استاندارد در توانایی محدود نمودن توابع و مجموعه است. هر فرمول معتبر در معناشناسی هنکین در معناشناسی استاندارد نیز معتبر است اما عکس آن صادق نیست. هر فرمول صدق پذیر در معناشناسی استاندارد در معناشناسی هنکین نیز صدق پذیر است اما عکس آن صادق نیست اصول موضوعه فراگیری رابطه ای و فراگیری تابعی و در معناشناسی هنکین معتبر نیستند. بهنجاری و سازگاری منطق درجه دوم هم براساس معناشناسی مدل استاندارد و هم معناشناسی مدل هنکین قابل اثبات است. اما به کمک قضیه ناتمامیت حساب گودل می توان اثبات کرد که منطق درجه دوم بر پایه معناشناسی استاندارد ناتمام است. همچنین بر پایه این معناشناسی فراقضیه نافشردگی برای منطق درجه دوم قابل اثبات است. اما بر پایه معناشناسی هنکین تمامیت و فشردگی منطق درجه دوم اثبات می شود. درابه منطق درجه دوم بحث های فلسفی مختلفی صورت گرفته است. از مهم ترین این مباحث ایرادات کواین به منطق درجه دوم است که براساس نظریاتش در وجود شناسی و همچنین درباره رابطه نظریه مجموعه ها و منطق منطق درجه دوم را قابل قبول نمی داند. اما می توان به ایرادات کواین پاسخ داد و از منطق درجه دوم دفاع کرد.
عوامل و مولفه‌های تعیین کننده معنا در چهارچوب نظریه کاربردی
نویسنده:
هومن محمد قربانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تئوری های معناداری را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: نخست تئوری های سمانتیکی معناداری که در صدد روشن کردن ماهیت معنا هستند و دوم، تئوری های زیربنایی معناداری که مسئله اصلی آنها این است که «چرا عبارات زبانی دارای معنایی هستند که اکنون دارند». تئوری ارائه شده در این رساله، تئوری است که در زمره تئوری های زیربنایی قرار می گیرد و در این تحقیق، به دنبال آراء پل هورویچ، برای پاسخگویی به مسئله چرایی معناداری کلمات پیشنهاد می شود. این تئوری فرایندی را پیشنهاد می-کند که بر اساس آن، کلمات در مواجهه عامل انسانی با حقایق عینی واجد معنا می شوند. گرایش عامل انسانی به استفاده از یک واژه به طریقی خاص، مانند تابع (یا نظم و قاعده ای) می باشد که ورودی آن عوامل تاثیرگذار ذهنی و عینی در معنایابی عبارات زبانی و خروجی آن قاعده ای است که بر کاربرد های صحیح یک کلمه حاکم است. این تمایل و گرایش بستر تبدیل جملات تعیین کننده معنی، به معیاری برای سنجش کاربردهای صحیح است.جملات تعیین کننده معنی که معنای یک کلمه از آنها تولید می شود دارای ویژگی خاصی به نام مقبولیت هستند. این جملات سبب تولید ویژگی ها و خصوصیات بنیادی معناداری کلمه شده و باعث می شوند آن کلمه معنای خاصی را داشته باشد که اکنون دارد. به تعبیر دیگر، الگوی کلی حاکم بر کاربرد یک کلمه، با چند واسطه، از ویژگی مقبولیت آن ناشی می شود. ویژگی مقبولیت سبب می شود برخی جملات حاوی کلمه نقشی برجسته پیدا کرده و تعیین می کند چه شرایطی باید مهیا باشد تا به عنوان مثال بتوان به شکلی قابل قبول یک کلمه را به برخی از اشیا نسبت داد. همچنین با کمک نظریه های زبانشناسی شناختی که توسط لیکاف و لانگاکر توسعه یافته است و مدل شعاعی و نظریه سرنمون، می-تواند چنین توضیح داد که سرنمونها، کاربردهای برجسته شده یک کلمه بوده و هر چه کاربردی از جمله تعیین کننده معنی دورتر و متفاوت تر باشد، معنی کلمه نیز از معنای اصلی آن دورتر خواهد بود.
تحلیل و ارزیابی مبانی نظریه جعل معنای زندگی، با تاکید بر تفکر اسلامی
نویسنده:
نفیسه حفیظی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اگر جعل معنای زندگی را به این معنا در نظر بگیریم که معنایی عینی برای زندگی وجود ندارد و انسان خود به زندگی معنا می بخشد (ذهنی گرایی)، آنگاه مساله‌ی پژوهش حاضر شناسایی مهمترین مبانی دیدگاه جعل معنای زندگی (مشخصا نظریه ریچارد تیلور و دیوید ویگنز) و نیز تحلیل و ارزیابی آنها با تاکید برتفکر دینی خواهد شد. از خلال بررسی دیدگاه این دو فیلسوف دو گونه نظریه‌ی جعل معنای زندگی بدست می‌آید؛ جعل تمام عیارتیلور، با نفی ارزش و معنای واقعی، سرچشمه معنا را انسان می‌داند. ویگنز با نقد رویکرد ذهنی‌گرای تیلور معنای زندگی را ترکیبی از امری مکشوف و کوشش صاحب زندگی می‌داند(جعل محدود). وی این دیدگاه را بر پایۀ نوعی نگاه پدیدارشناسانه به اخلاق، بنا می‌سازد که به موجب آن ارزش اخلاقی نه کاملا مستقل از سوژه و علایق و حساسیت های آن است نه بریده از واقعیت. حساسیت های انسانی در محدوده ی زبان اخلاق تاثیرگذار بوده، توافق بر آنها معنای احکام اخلاقی را تثبیت می‌نمایند لکن صدق احکام اخلاقی مبتنی بر واقعیت است. در مواردی که علایق و حساسیت های انسان با جهان سازگار گردد و منظر انسانی پرده از ویژگیهای عینی بردارد، می توان گفت معنا امری مکشوف – مجعول است در غیر این صورت، حساسیت ها و علایق، تا حد زیادی تعیین کننده ی ارزش و معنا می‌گردند؛ در این موارد به جعل (ذهنی گرایی معقول) و نه تعهدی معلق آنگونه که جعل تمام عیار تیلور می‌گوید، روی می‌آوریم. این پژوهش با تبیین اهم مبانی ارزش شناختی دیدگاه جعل، مهمترین چالشهای جعل گرایی تمام عیار را ناشی از ناواقع گرایی اخلاقی به عنوان مبنای اصلی این دیدگاه و مهمترین چالش جعل محدود را نسبیت گرایی اخلاقی می‌داند.
بررسی رویکردهای مختلف به مسئله دلالت لفظ بر معنی در زبان دین
نویسنده:
راضیه راشدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده:فهم دین وابسته به فهم زبان دین است. آشنایی با زبان دین و فهم آن در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد اما باید گفت یکی از پیچیده‌ترین و پربحث ترین موضوعاتی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. دلالت لفظ بر معنی درعین‌حال که مسئله ساده‌ای پنداشته می‌شود دارای پیچیدگی‌ها و ظرافت‌هایی است. به‌گونه‌ای که در متون دینی عدم آشنایی با آن سبب بدفهمی‌هایی از متن دین می‌شود تا آنجا که می‌توان ریشه برخی از شبهات کلامی را عدم درک درست از معنی و محتوای گزاره‌های دینی دانست. ازاین‌جهت به نظر می‌رسد بحث زبان دین و بررسی چگونگی معناداری آن یکی از مسائل مبنایی و اثربخش در حوزه کلام و فلسفه دین باشد. همچنین در خصوص چگونگی وضع الفاظ بر معانی رویکردهای مختلفی وجود دارد یکی از پرسش‌های مهم مسئله مدخلیت اراده در موضوعٌ له است. به‌عبارت‌دیگر آیا دلالت تابع ارادۀ متکلم است؟ بدین‌صورت که متکلم متعهد می‌شود که هر وقت این معنا را اراده کرد این لفظ را بگوید یا این‌که دلالت تابع اراده نیست بلکه هرگاه لفظ از دهان متکلم خارج شود چه معنای آن را اراده کرده باشد چه اراده نکرده باشد بر معنی دلالت کند. این مسئله به‌صورت پراکنده در آثار منطقیون و برخی از فلاسفه غرب به چشم می‌خورد همچنین یکی از مباحث اصولی نیز به شمار می‌آید. در این پژوهش سعی می‌شود تا با روش توصیفی تحلیلی رویکردهای مختلف نسبت به چگونگی دلالت لفظ بر معنی در زبان دین بیان‌شده و همچنین دسته‌بندی دقیقی از این رویکردها ارائه شود. در آخر به این نتیجه می‌رسیم که تا حدودی دلالت لفظ بر معنی در زبان دینطبق رویکرد ویتگنشتاین متأخر و آلستون متأثر از وضعیت اجتماعی بوده و همچنین در صورت پذیرش رویکرد استعمالی دو دیدگاه کلی به وجود می‌آید که یکی معنی را همان کاربرد و دیدگاه دیگر بدین‌صورت است که معتقدند ازآنجاکه گزاره‌های دینی دارای کارکرد هستند لذا معنادارند.واژگان کلیدی:دلالت، لفظ، معنا، زبان دین، تحلیل.
بررسی تطبیقی نظریه های چیستی معنا در علم اصول و فلسفه تحلیلی
نویسنده:
مهدی طیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درباره چیستی معنای الفاظ دیدگاه‌های متفاوتی در ساحت فلسفه تحلیلی و به طور خاص در فلسفه زبان بیان شده است. برخی معنای الفاظ را همان مصداق و مدلول آن‌ها می‌دانند و تفکیکی بین معنا و مدلول معتقد نیستند. نظریات گوناگون دیگری نیز وجود دارد و معنا را تصورات ذهنی، توصیفی معین یا نامعین از لفظ، رفتار فعلی یا شأنی مخاطب در هنگام شنیدن لفظ، کاربرد لفظ یا ... می‌دانند. در این پژوهش علاوه بر نقد دیدگاه‌های مذکور، نظرات علمای اصول فقه که به این مسئله پرداخته‌اند و معنای الفاظ را موجودات خارجی، تصورات ذهنی، مطلق مفاهیم یا ... می‌دانند، نقل و نقد گردیده و اشتراکات و افتراقات بین مباحث فلاسفه تحلیلی و علمای علم اصول بیان شده است. نگارنده معنا را حقیقتی منتزع از اشیاء و اشخاص بدون تقّید به وجود ذهنی یا خارجی آن‌ها و مستقل از زبان و ذهن می‌داند.
اعم بودن علیّت حد وسط در برهان لمّ از خارجی و تحلیلی و پیامد آن
نویسنده:
حسن معلمی,محمدعلی نوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آنچه از معنای علیّت مرتکز در ذهن است، علیّت خارجی است و، به دنبال آن، معمولاً شناخت از علیّتِ حد وسط در برهان لمّ به گونۀ علیت خارجی است. از این رو، برخی همچون علامه طباطبایی بر این باورند که در فلسفه اولی به دلیل اینکه موضوع آن «موجود بما هو موجود» است و، بنابراین، چیزی بیرون از این موضوع نیست تا علت آن باشد، برهان لمّ که حد وسط در آن علت خارجی نتیجه است راه ندارد. این نوشتار بر آن است که در نقد این دیدگاه، افزون بر اشاره به پاسخ های دیگر، بر این پاسخ تمرکز کند که علیّت، اعم از خارجی و تحلیلی است تکیه کلام بر سخنان برخی اندیشمندان است که ماهیت علیّت تحلیلی را آشکار کرده، نشان می دهد که علیّت حد وسط در برهان لمّ می تواند به گونه تحلیلی باشد و براهین لمِّ به کاررفته در فلسفه اولی این گونه اند.
  • تعداد رکورد ها : 62