مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تفاسیر تابعین تابعین تفاسیر تک نگار تفاسیر عصر کهن تفاسیرعصر جدید تفسیر ابن عباس تفسیر اجتماعی تفسیر اجتهادی تفسیر اجمالی قرآن تفسیر اخلاقی تفسیر ادبی تفسیر اشاری تفسیر اهل بیت (ع) تفسیر اهل سنت تفسیر باطن قرآن تفسیر باطنیه تفسیر به رأی تفسیر بیانی تفسیر پلورالیستی قرآن تفسیر پوزیتیویستی تفسیر پیامبر (ص) تفسیر تابعین تفسیر تاریخی تفسیر تبیینی قرآن تفسیر تحلیلی تفسیر تدبری قرآن تفسیر تربیتی تفسیر ترتیبی تفسیر تمسکی قرآن تفسیر خوارج تفسیر درایی تفسیر دوران نهضت های اصلاحی تفسیر رمزی تفسیر سیستمی تفسیر شیعه تفسیر صحابه تفسیر ظاهر قرآن تفسیر عرفانی تفسیر عصر جدید تفسیر علمی قرآن تفسیر فقهی تفسیر فلسفی تفسیر قرآن با قرآن تفسیر کلامی تفسیر مأثور تفسیر متصوفه تفسیر مزجی تفسیر موضوعی تفسیر وجوه قرآن تفسیرسکولاریستی قرآن تفسیرمعنوی زبدة البیان (مقدس اردبیلی)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2328
تحلیل و بررسی افزوده‌های تفسیری اجزاء پانزدهم و شانزدهم قرآن کریم
نویسنده:
باب‌اله محمدی نبی‌کندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اسلام به عنوان دینی که پیروان خود را به تفکر فرا خوانده است، نخستین مشوق مسلمانان در کسب علم بوده است. از آغاز پیدایش اسلام و با تأکید پیامبر (ص) که می‌فرماید: «در جستجوی علم بر آیید. اگر چه در چین باشد». مسمانان به تحصیل علوم مختلف پرداختند. یکی از علوم موجود، قرآن است که مسلمانان برای بهره گیری و انتقال آن به ملل مختلف، به ترجمه آن پرداختند. سبک بیانى قرآن به گونه‏اى است که ارائه‌ معانى و مفاهیم ژرف‌آن جز با افزودن عبارت‏هاى تفسیرى مقدور نیست و چاره‏اى از اعمال تغییرات دیگر وجود ندارد. از این رو با همه‌ تلاشى که نویسندگان و مترجمان نموداند، بازهم پاسخگوی خوانندگان نیست. دلیل این امر وجود آیات مجمل در قرآن کریم است. آیاتمجمل آیاتى است که دلالت‌شان روشن نمى‏باشد و فهم معناى آنها نیازمند تفسیر است. اسباب اجمال رااموری همانند: وجود الفاظ مشترک، حذف برخى واژه‏ها، نامشخص بودن مرجع ضمیر، کاربرد الفاظ غریب، تقدیم و تاخیر، و وجود چند احتمال در معناى آیه می داند. افزون بر این، فهم معناى برخى آیات تنها با دانستن شأن نزول یا فضاى نزول آنها میسر است. بى شک افزودن همه این امور به ترجمه قرآن آن را از شکل رایج ترجمه خارج کرده و به تفسیر نزدیک مى‏سازد که مترجمان در این زمینه، ناگزیر از گنجاندن افزوده هایی نمایان شده در متن ترجمه بوده‌ اند، که اغلب با استناد به تفاسیر و یا کتابهای سببنزولو یا مباحث کلامی و اصولی انجام گردیده است. در این جاست‌که نیاز به تحلیل و تطبیق عبارات و جملات افزوده در این ترجمه ها و سنجش میزان انطباق آنها با آراء مشهور، احساس گردید. در این زمینه، ابتدا آیاتی‌که مترجمان در ترجمه‌ این آیات از افزوده هایی استفاده نموده اند، استخراج شده است و بعد از آن، صرفاً ترجمه‌ مترجمانی از میان هفت ترجمه‌ منتخب، ذکر شده است که افزوده‌ی کلیدی و موثر برای فهم بهتر آیه داشته‌اند و پس از استخراج ترجمه ها، افزوده ها از نظر مطابقت با آراء و نظریات مفسران در زمینه های مختلف احکامی یا لغوی با توجه به تفاسیر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. و سپس از طرف نگارنده‌ این رساله، تحلیل و بررسی انجام می‌گیرد که آیا، افزوده‌ ذکر شده از طرف مترجم، پشتوانه‌ی تفسیری دارد یا خیر؟ و تا چه حد با آراء مفسران مطابقت دارد.؟ و کدام یک از مترجمان افزوده بهتری را ارائه داده است.؟ این پژوهش، به بررسی‌ افزوده‌های ‌هفت ترجمه‌‌ معاصر قرآن به‌ زبان ‌فارسی در ترجمه‌ ‌اجزاء 15-16، که از میان ترجمه‌های ‌دیگرانتخاب ‌شد، یعنی؛ ترجمه های «الهی‌قمشه‌ای، خرمشاهی، صفارزاده، فولادوند، گرمارودی، مشکینی و مکارم» پرداخته و نیاز‌ وعدم‌ نیاز و ضرورت و عدم ضرورت این افزوده‌ها و همچنین منابع و مآخذ مورد استفاده قرار گرفته شده از طرف مترجمان فوق الذکر در ترجمه این اجزاء، توسط نگارنده این رساله مورد بررسی قرار گرفته است‌که‌ مراجعه‌ به‌آراء مشهور از مفسران شیعه و اهل سنت‌، و در برخی موارد آراء حدیثی مبنای این‌ پژوهش بوده و با تحلیل و بررسی نگارنده در پایان بررسی هر آیه همراه می‌باشد.
روش تفسیری پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)
نویسنده:
شیما عالمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدفی که من از این پایان نامه دنبال کردم بیان این نکته است که روش تفسیری پیامبر روشی جامع محسوب میشود و آن حضرت از مناهج مختلف تفسیری چون شیوه عقلی قرآن به قرآن و...بهره جسته است .مجموعه ای که ملاحظه میشود سیری گام به گام در راستای همین هدف بوده است. در فصل اول این مجموعه تفسیر رد عصر پیامبر مورد بررسی قرار گرفته است، در فصل دوم مروری به آراء تفسیری پیامبر به جهت بیان زوایای گفتاری آن حضرت آمده است. فصل سوم به مبانی تفسیری پیامبر می پردازد و در فصل چهارم روش ها و سبک های تفسیری مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پایان این مجموعه به بازتاب روش تفسیری پیامبر در تفاسیر معاصر پرداخته ایم و در نهایت نگارنده با استعانت از شواهد روایی و نیز برگفته هایی از اندیشه ی مفسران مختلف به این نتیجه رسیده است که روش تفسیری پیامبر منحصر رد روش خاصی نیست.
قرآن و مرجعیت علمی اهل بیت در تاویل
نویسنده:
حسین ردایی کلارستاقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از آنجاكه اعلميت و به ويژه برخورداری از علم لدنی يكی از مؤلّفه های ركنی در اثبات نبوت نبی يا امامت امام است، از اين رو اثبات علم به تأويل برای اهل بيت از آيات قرآن كريم، تـأثير به سزايی در ضرورت مرجعيت علمی اهل بيت به خصوص نزد اهل سنت دارد؛ چرا كه بيشتر علمای اهل سنّت اعتقادی به مرجعیت اهل بيت ندارنـد؛ هرچنـد فـضيلت علمـی اينـان نـزد بسياری از رجال علمی و سياسی آنان مورد اتفاق است و بر همـين اسـاس برخـی از بزرگـان اهـل سنّت نهايت مستفاد از روايات نبوی در فضايل علمی اهل بيت و به ويژه اميرالمـؤمنين را مرجعیـت علمی آنان دانستند، نه مرجعیت سياسی. ولی علمای شيعه بر مرجعيت علمی اهل بيت و علـم آنان به تأويل آيات قرآن اذعان دارند . هرچند نزد برخی از آنان دلالـت آيـات قـرآن بـر مطلـب مذكور تمام نيست، ولی دلالت روايات برآن قطعی است . در نوشتار پيشرو، درصـدديم دلالـت آيات قرآن و به خصوص آيه«والراسخون فی العلم» برعلم بهیتأويل اهل بيت را اثبات نموده وبه ادله و شبهات كسانی كه دلالت آيه مذكوربرمدعا را نپذيرفته اند، پاسخ دهيم.
صفحات :
از صفحه 125 تا 144
مبانی کلامی امامیه در تفسیر (با رویکرد نقادانه به آرای ذهبی, عسال و رومی)
نویسنده:
علی راد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مقصود از نظریه تفسیری, مجموعه شاخصه ها و مولفه های تشکیل دهنده هویت دانش تفسیر است, و تصور آنها در تعریف تفسیر ضروری است. مذهبِ امامیه دارای نظریه تفسیری خاص خود است. نخستین بار مفسّران کهن امامیه در حوزه بغداد با تکیه بر اجتهاد و نقل معتبر, نظریه تفسیر اجتهادی این مکتب را طراحی کرده اند که در آثار تفسیری آنان نُمود یافته است, هر چند روند تدوین این نظریه تدریجی بوده است لکن از وحدت مبانی در ادوار مختلف تاریخی برخوردار بوده و در دوره معاصر به مرحله تثبیت رسیده است. مفسران اجتهادی معاصر امامیه از دو حوزه نجف و قم, اندکی اختلاف در برخی از مولفه ها همانند قلمرو تفسیر با یکدیگر اختلاف دارند لکن در مولفه های مبانی, منابع و روش وحدت نظر دارند. مبانی کلامی, از مولفه های مهم نظریه تفسیری امامیه به شمار می آید و مقصود از آن, باورهای علمی و اعتقادی مفسّران ِامامی درباره مولفِ قرآن, ویژگیهای متن قرآن, اصول نظری و کاربردی تفسیر است. کلامی بودن مبانی تفسیر, بدین معناست که استوار بر ادله برهانی بوده و قابلیت تحلیل, توصیف و دفاع منطقی را دارند.این مبانی به دو گونه عام و خاص تقسیم میشوند. مبانی کلامی عام, اصول مشترک امامیه با دیگر مذاهب اسلامی در تفسیر است, و نوعی وحدت نظر بین امامیه و دیگر مذاهب اسلامی در آنها دیده میشود. مبانی کلامی خاص, اصول اختصاصی امامیه در تفسیر قرآن است که وجه تمایز امامیه از دیگر مذاهب اسلامی در تفسیر میباشد؛ «عصمت امامان شیعه», «عترت, وارثان برگزیده قرآن», «جامعیت غیر استقلالی قرآن» از جمله این مبانی هستند. مبانی کلامی امامیه در مبانی کاربردی تفسیر مانند روش, منابع و داوری تفسیری تاثیر گذار است. مفاد این تاثیر, توجه به روش تفسیری عترت در چگونگی تبیین آیات, بهره مندی از احادیث اهل بیت(ع) به عنوان منبع ویژه در تفسیر و عدم مخالفت رای مفسر با مجموعه تعالیم عترت است. برخی از نویسندگان معاصر اهل سنّت اشکالاتی را نسبت به برخی از مبانی کلامی امامیه در تفسیر مطرح کرده‌اند که از نظر روشی و محتوایی دچار خطا بوده و ناشی از عدم درک درست آنان از مبانی کلامی امامیه در تفسیر میباشد.
بررسی تطبیقی موارد اختلاف تفسیر آیات الاحکام از دیدگاه فرقین
نویسنده:
وحیده حمامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تفسیرآیات الاحکام به عنوان شاخه ای از علم تفسیر، همزمان با نزول قرآن، مورد توجه پیامبر (ص)، صحابه و دیگر مفسران قرار گرفت. مفسران فریقین نیز هریک براساس روش و مبانی مورد پذیرش خویش، به تفسیرآیات الاحکام، اهتمام ورزیدند، به گونه ای که کتب متعددی با عناوینی هم چون آیات الاحکام و احکام القرآن تدوین نمودند، از طرف دیگر تفاسیرمتعددی با رویکرد فقهی، توسط ایشان به رشته تحریر درآمد.با بررسی اقوال دانشمندان در باب تعداد آیات الاحکام، مشخص گردید افرادی مثل قطب الدین راوندی، محمد بن سائب کلبی، جمال الدین و فخرالدین متوج بحرانی و... معتقدند تعداد آیات الاحکام پانصد آیه است و این همان نظریه مشهور است. اما افرادی مثل ابن عربی، آیت الله معرفت، قرطبی و... تعداد آیات الاحکام را بیش از پانصد آیه می دانند و این نظر ناشی از آن است که آیات را چند بعدی دانسته و آیات مربوط به قصص، تاریخ الأنبیاء و... را قابل استناد در مباحث فقهی می دانند. گروه سوم مبنای شمارش را آیاتی می دانند که شأن نزول فقهی داشته نهایتا تعداد آیات الاحکام را کمتر از پانصد آیه می دانند و افرادی مثل خضری بک ، فاضل مقداد، محقق اردبیلی از این گروه هستند.هدف اصلی این پژوهش، پس از تبیین جایگاه تفسیر آیات الاحکام و شناخت روش تفسیری و مبانی تفسیرآیات الاحکام، کشف علل اختلاف تفسیر، در موارد اختلافی آیات الاحکام، از جمله آیه وضو (مسح پا)، نماز مسافر، روزه مسافر و ازدواج موقت می باشد.با بررسی تطبیقی تفاسیر فریقین، ذیل آیات الاحکام اختلافی مورد نظر، مشخص گردید عوامل عمده اختلاف تفاسیر مربوط به سه حوزه اصلی روایات، قرائات و ادبیات می باشد .گرچه عوامل دیگری به صورت مقطعی و محدود نیز در تفسیر هر آیه ، موجبات اختلاف تفسیر را فراهم کرده است. پس از تحقیق و بررسی انجام شده مشخص گردید روش تفسیر آیات الاحکام، روش اجتهادی است، از طرف دیگر برخی مباحث مانند "حجیت ظواهر"،"جواز فهم وتفسیر قرآن"و "توجه به شرایط و ضوابط فقهی، تفسیری" به عنوان مبانی تفسیرآیات الاحکام شناخته شده است.
اهم اندیشه‌های کلامی ابوالفتح رازی در تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن.
نویسنده:
عبدالعلی عنایتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله در پنج فصل تدوین شده است . در فصل اول درباره خداوند و برهانهای اثبات وجود باری و توحید توضیح داده شده است پس صفات ثبوتی خداوند همچون عالم و قادر وحی و صفات سلبی خداوند همچون مکان نداشتن، مرئی نبودن مطرح شده است در فصل دوم حسن و قبح و اینکه انسان غافل افعال خویش است . خداوند ظام نیست و کار قبیح انجام نمی‌دهد و تکلیف مالایطاق نمی‌کند، آمده است . در فصل سوم: درباره نبوت ، فرق نبی بار رسول، درباره عضمت و دوری پیامبران از عیوب همچنین حضرت محمد (ص) قرآن و دیگر معجزات پیامبر سخن گفته‌ام. در فصل چهارم امامت تعریف شده است و دلائل امامیه از قبیل قاعده لطف ، عصمت و دلایل نقلی همچون آیه عشیره، مباهله، ولایت برای نصب امام از جانب خداوند آورده شده است ، همچنین مناقب اهل بیت ، تعداد ائمه، حضرت مهدی (عج) مطرح شده است . در فصل پنجم: ایمان، ایمان و اختیار، زیادت و نقصان ایمان، گناهان صغیره و کبیره و عدو وعید، احباط و تکفیر، توبه، شفاعت ، امر به معروف و نهی از منکر بحث شده است .
ترادف در قرآن
نویسنده:
طیبه اقبالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پایان‌نامه موضوع وجود یا عدم وجود ترادف در قرآن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.ابتدا ترادف در لغت و اصطلاحو زبان‌شناسی تعریف شده و دیدگاه‌های مخالفان و موافقان مورد ارزیابی قرار گرفته است. این ارزیابی‌ها نشان داده است که موافقان دقت و موشکافی لازم را در معنای دقیق واژگان به کار نگرفته‌اند. از سوی دیگر مخالفان برخلاف موافقان با توجه به معنای اصیل واژه‌ها و این‌که هر کلمه برای دلالت بر یک معنای خاصی وضع شده است، وجود ترادف در قرآن را رد می‌کنند. موضوع دیگری کهدر این پایان نامه مورد توجه قرار می‌گیرد، ارتباط ترادف با برخی دانش‌های علوم قرآنی مانند: احرف سبعه، وجوه و نظایر، تأکید، آیات متشابه و تفسیرمی‌باشد. اتفاق نظری از سوی عالمان شیعه و سنی درباره‌ی پذیرش حدیث احرف سبعه وجود ندارد. از این‌رو، ارتباط آن با ترادف احتمال بعیدی به نظر می‌رسد. با توجه به این موضوع که مجوز تبدیل الفاظ مترادف به یک‌دیگر باعث نابودی اعجاز قرآن می‌شود. از سوی دیگر وجوه و نظایر نشان می‌دهد که وجود معنی واحد در میان معانی گوناگون دو واژه دلیلی بر وجود ترادف نیست. همچنین در تأکید و متشابه دو واژه می‌توانند دارای معانی نزدیک باشند، اما نمی-توانند مترادف کامل باشند. اما ترادف در بحث تفسیر آیات به جهت تفهیم و توضیح معانی با در نظر گرفتن عدم ترادف تام بین واژگان می‌تواند به کار رود. در این‌جا مفسران باید به موارد استعمال واژگان در قرآن توجه داشته باشند و تا آن‌جا که می‌توانند از هم‌معنایی کامل بین کلمات بپرهیزند. از آن‌جا که قرآن در اوج فصاحت و بلاغت بر پیامبر اکرم نازل شده است، بهترین و ارزشمندترین منبع برای مقایسه‌ی موارد استعمال واژگان مترادف به‌شمار می‌رود. با بررسی‌های انجام گرفته و همچنین ذکر نمونه‌هایی از قرآن روشن می-شود که کلمات هم معنا، با توجه به بافت و سیاقی که در آن به کار رفته‌‌اند امکان جانشینی با مترادفاتشان را ندارند و تمام الفاظ به کار رفته در قرآن، در جایی متناسب بامعنایشان استعمال شده‌اند. همچنین دو واژه ممکن است دارای معنی و مفهوم واحدی باشند اما هم-معنای مطلق نیستند. زیرا این دو واژه گرچه می‌توانند در برخی جهات شبیه به هم باشند ولی در سطوح دیگر دارای تفاوت‌های معنایی با هم هستند. در این پایان‌نامهوجود ترادف در قرآن رد می‌شود.
بررسی تفسیری و تأویلی ما ادراک از دیدگاه قرآن و روایات معصومین (ع)
نویسنده:
مهناز طاهرقلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
«ما أدراک» یکی از عبارات به کار رفته در قرآن کریم است که سیزده بار در ده سوره از قرآن تکرار شده که این سور عبارت‌اند از: الحاقّه، المدثر، المرسلات، الانفطار، المطففین، الطارق، البلد، القدر، القارعه، الهمزه. و همچنین متعلقات آن که عبارت‌اند از: الحاقه، سقر، یوم الفصل، یوم الدین (2 بار)، سجین، علیّین، الطارق، العقبه، لیله القدر، القارعه، الهاویه، الحطمه.تمامی ما ادراک‌های قرآن در ظاهر خطاب به رسول خدا(ع) است و معانی که این عبارات در مورد آن‌ها استعمال شده معنا و مفهومی فراسوی دید پیامبر(ص) می‌باشد.علاوه بر عبارت قرآنی ما ادراک، عبارات ما یدریک، ما کنت تدری، و ما ادری هم در قرآن به کار رفته که همگی دلالت بر خطاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) دارد. غالب مفسرین ما ادراک‌های قرآن را از دیدگاه ظاهری و تفسیری مورد بررسی قرار داده‌اند و از معنای باطنی و تأویلی آن غفلت ورزیده‌اند. پژوهش حاضر عبارت «ما ادراک» و متعلقات آن را علاوه بر جنبه ظاهری، از جنبه باطنی که برگرفته از روایات ائمه هدی(ع) می‌باشد مورد بررسی قرار داده است.
بررسی فضای صدور روایات امام رضا (علیه السلام)
نویسنده:
ناصر بهادری نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شناخت فضاي صدور روايات معصومان آنچنان اهميت دارد كه گاه بدون در نظر گرفتن آن، به فهمي‌نادرست و چه بسا گمراه‌كننده خواهيم رسيد به عبارت ديگر در بسياري از موارد بايد بدانيم كه معصوم، در هنگام بيان سخن يا انجام عمل خود در چه شرايطي هست يا مخاطب در چه وضعيتي قرار دارد و از اين دست مجهولات كه بايد به آنها پاسخ روشني داده شود. احاديث امام رضا(عليه‌السلام) هم از اين قاعده مستثني نيستند و براي شناخت بهتر و صحيح آنها بايد به قرائن مقامي‌(فضاي صدور) عصر حضرت دقت بيشتري مبذول داشت. به كمك روايات حضرت رضا(عليه‌السلام) و ديگر معصومان، كتب تاريخي و ملل و نحل مي‌توان به فضاي صدور احاديث امام دست پيدا كرد. اهل حديث، معتزله، واقفيه، غلات، خوارج، مرجئه، خلفاي بني العباس (مأمون) و سادات حسني و حسيني از فرق و جريان‌هايي هستند كه در جاي جاي روايات حضرت حضور دارند بنابراين با دقت در عقايد و فعاليت‌هاي آنها مي‌توان شناخت نسبتا كاملي از احاديث امام به دست آورد به طوري كه با حضور آنها بود كه امام به رد عقايدي چون؛ تشبيه و تجسيم، اختيار محض، جبر مطلق، قائم بودن امام هفتم پرداختند و با جريان ها و اقداماتي مثل؛ غصب خلافت، ادعاي دروغين امامت و اسرائيليات مقابله كردند و همچنين به اثبات و تبيين مباحثي مانند؛ بداء، عصمت انبياء، نبوت پيامبر اكرم، جايگاه الهي و فضيلت اهل بيت، اهميت ايمان و عمل و احكام فقه شيعه مبادرت ورزيدند.
نقش و جایگاه عقل در تفسیر الجامع لأحکام القرآن قرطبی
نویسنده:
مجید خزاعی، محمدرضا ستوده‌نیا و مهدی لطفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
تفسیر قرطبی، در دسته‌بندی تفاسیر، در گروه تفاسیر فقهی جای می‌گیرد و افزون بر مباحث فقهی مباحث گوناگون دیگری را نیز در خود جای داده است. یکی از موضوعات جالب توجه این تفسیر عقل است و جایگاه آن در سه حوزۀ فقهی، کلامی، و تفسیری قابل بررسی است. قرطبی در مقام نظر مجالی برای ورود عقل در حوزه‌های فقهی و کلامی نمی‌بیند، اما در عمل در مواردی به دلیل عقلی استناد کرده است. وی در حوزۀ قرآنی نقش پررنگی برای عقل در تفسیر قرآن قائل است. قرطبی در حوزۀ تفسیر با گشاده‌دستی نقش عقل در تفسیر را تبیین می‌کند و، با قبول تفسیر به رأی، عقل را منبعی مهم در تفسیر قرآن می‌داند و موافقان صرف تفسیر اثری را نقد و آن‌ها را تخطئه می‌کند. قرطبی روایات تفسیر به رأی را ناظر به دو دسته از مفسران می‌داند و، با قبول نقش عقل در تفسیر، در ذیل آیات به تعریف خود از عقل پرداخته است و بر اهمیت آن در تفسیر قرآن و ناکافی بودن اکتفای بر نقل تأکید دارد. مراد قرطبی از عقل طاعت الهی است و بر این اساس کسانی مانند کافران، که به طاعت الهی نمی‌پردازند، فاقد عقل‌اند. در این نوشتار درصدد بررسی تعریف عقل از دیدگاه قرطبی و نیز تبیین جایگاه آن در حوزۀ تفسیری هستیم.
صفحات :
از صفحه 1 تا 14
  • تعداد رکورد ها : 2328