جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5020
اتّحاد عاقل و معقول از دیدگاه ملاصدرا و ابن سینا
نویسنده:
محمد سالاری، جهانگیر مسعودی، ابوالفضل حسینی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اتحاد عاقل و معقول تلاشی است در راستای تبیین نحوه رابطه علم با عالِم و کیفیت ادراک که به واسطه آن اشکالات معروف وجود ذهنی دفع می‌شوند. با قبول این نظریه اشکال جوهر و عرض بودن شئ واحد و صدق دو مقوله بر یک شئ که به قول حکیم سبزواری عقل‌ها را سرگردان کرده، مطرح نخواهد شد؛ مدعای ملاصدرا در نظریه اتّحاد این است که هر وجود معقولی، عاقل نیز هست، بلکه هر صورتی که در نفس ناطقه آدمی حاصل گردد، خواه معقول و خواه محسوس، با مدرک خود یکی است. اتحادی که ابن سینا بر ابطال آن برهان اقامه نموده است مربوط به دو موجودی است که قبل از اتحاد در عرض هم بالفعل موجود و متحصل باشند (و تغایر آن دو، حقیقی باشد نه تحلیلی عقلی). صدرا نیز چنین اتحادی را به همان دلیلی که ابن سینا بیان نموده است پذیرفتنی نمی‌داند. در اتحاد عاقل و معقول، در بحث از علمِ نفس به غیر، فلاسفه اختلاف دارند، در عین حال که همگی اتفاق دارند که هر موجودِ مجردِ قائم بذات، نسبت به خود، عقل و عاقل و معقول است. هیچ یک از حکمای اسلامی در علم مجرد به ذات خود، منکر اتحاد نیست، زیرا در این مورد، صورت ذهنی وجود ندارد تا صورت ذهنی، عارض بر نفس و نه عین آن باشد. آنچه مورد تردید بحث است مربوط به ادراک به غیر است. در حقیقت اینجا یک جوهر است که به‌اعتباری عاقل، به‌اعتباری عقل و به ‌اعتباری دیگر معقول است. در واقع، اینجا وحدت است نه اتحاد.
صفحات :
از صفحه 53 تا 72
نقش محبّت در کمال آدمی با تکیه بر آراء سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
مرتضی شجاری، علی فرضی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سهروردی و ملاصدرا بر این باورند که بدون عنصر محبّت، کمال انسان دست نیافتنی است. از نظر سهروردی انوار سافل با محبّت و اشتیاق نسبت به انوار عالی، درصدد نیل به کمال و رفع کاستی‌های رتبی خود هستند. آدمی نیز با ادراک حقایق به عالم نور گرایش پیدا کرده و به نورالانوار نزدیک می‌گردد؛ زیرا محبّت ثمره معرفت است و هر چه محبّت به حق تعالی بیشتر شود، تقرّب به خدا و نهایتاً وصول به کمال آسان‌تر می‌شود. اما ملاصدرا با اثبات محبّت برای تمامی کائنات، بر این باور است که در هر موجود امکانی، عشق به کمال به ودیعه نهاده شده است تا بدین وسیله آن موجود امکانی، هم حافظ کمالات موجود خود باشد و هم مشتاق کمالات مفقود. از نظر وی، هر انسانی به اندازه بهره‌مندی از محبّت به کمال نائل می‌شود؛ چرا که تحوّل جوهری سالکان، یکسان و یکی نیست. از این‌رو، هر متحرّکی به اندازه سعه هستی خود و بر اساس محبّت، به سمتِ کمال حرکت می‌کند.
صفحات :
از صفحه 101 تا 118
 تبارشناسی تبیین علامه طباطبایی از چگونگی انتزاع معقول ثانی در کلمات صدرالمتألهین با تأکید بر مفهوم وجود
نویسنده:
مهدی مطهری، محمد انتظام
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
استاد مطهری معتقدند علامه طباطبایی نخستین فیلسوف در تاریخ فلسفه اسلامی است که به چگونگی انتزاع معقول ثانی پرداخته است. منظور ایشان این نیست که پیش از علامه به این مسئله توجه نشده است، حتی می‌توان گفت عناصر اصلی تبیین علامه در کلمات صدرالمتألهین وجود دارد. عناصر ملهم از آموزه‌های صدرالمتألهین در تبیین علامه عبارت‌اند از: ۱) معقولات ثانیه، علوم حصولی مسبوق به علوم حضوری‌اند ۲) علم نفس به خود، قوا و افعالش و نیز ادراک حسی، علم حضوری‌اند؛ ۳) بررسی فرایند انتزاع معقولات ثانیه را باید از یکی از این علوم حضوری آغاز کرد؛ ۴) معقولات ثانیه محصول نگاه استقلالی به نسبت میان پدیده‌های یافت شده، نفسانی یا خارجی، است.
صفحات :
از صفحه 135 تا 150
نگاه ملاصدرای فیلسوف به علم فقه و عقلانیت‌پذیری گزاره‌های آن
نویسنده:
ابراهیم نوئی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده شهرت حِکمی صدرالمتألهین شیرازی معمولاً شأن فقهیش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. مجموعۀ آثار حِکمی، تفسیری، حدیثی و اخلاقی وی نمایشگر چهرۀ فقهی ایشان است. او به معانی لغوی، روایی و اصطلاحی فقه و موضوع این علم و مفاهیم اساسی رایج در این علم، از قبیل طاعت و معصیت و احکام پنج‌گانۀ فقهی التفات کامل دارد و جایگاه این علم در میان علوم و نسبت آن با گزاره‌های اعتقادی و اخلاقی در دین و نیز وجه اشتراک و تفاوت شریعت با طریقت و حقیقت را با رویکرد خاص خود تبیین می‌کند. هم از ضرورت پایبندی همگان به گزاره‌های فقهی سخن گفته است و هم به تبیین ضرورت گزاره‌های فقهی در دین می‌پردازد و در مسیر تبیین عقلانیت‌پذیری گزاره‌های فقهی، علاوه بر اینکه این گزاره‌ها را خردستیز نمی‌داند، وضع آنها را مقتضای مصالح و مفاسدی نفس‌الأمری می‌داند و از ناتوانی عقل بشر از درک آنها در مقام اثبات سخن می‌گوید. تکاپوی عقل در این زمینه معمولاً به خطا می‌انجامد؛ زیرا یا مصالح جزیی را بر مصالح عمومی در متعلقات احکام ترجیح می‌دهد یا مصالح دنیوی را بر مصالح حقیقی رجحان می‌بخشد. اعتماد به این گزاره‌ها روح تعبد انسانی را تقویت می‌کند. هر چند به این جهت می‌توان از فراخردی این گزاره‌ها سخن گفت؛ ارائۀ دلیل عقلی محکمی برای اعتماد به آن گزاره‌ها دشوار نیست؛ چون دستکم گزاره‌های قطعی الصدور فقهی فراخرد از منبعی صادر شده‌اند که عقل بر عصمتش گواهی می‌دهد و اطمینان به صدق این گزاره‌ها، عقلانیت‌پذیری آنها را به‌دنبال دارد.
صفحات :
از صفحه 807 تا 832
نسبت حرکت و زمان در فلسفه ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
آصف احسانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسش این مقاله نحوه ارتباط حرکت و زمان است. هرچند مباحث فلسفی ذاتاً هم‌دوش و هم‌ذات دشواری و دیریابی است، درهم‌تنیدگی حرکت و زمان درعین ضعف وجودی و درآمیختگی‌شان با عدم، این نسبت را مبهم کرده و بر پیچیدگی آن افزوده است. در بحث حرکت، ابن‌سینا با انکار وجود خارجی حرکت قطعی، از حرکت توسطی به‌مثابه حقیقت خارجی حرکت دفاع می‌کند؛ اما ملاصدرا باتوجه‌به نظریه حرکت جوهری، عینیت حرکت قطعی را اثبات می‌کند. ازطرفی ابن‌سینا بحث زمان را به‌تبع حرکت، از عوارض جسم می‌داند؛ پس آن را در طبیعیات مطرح می‌کند؛ اما ملاصدرا زمان را مقدار حرکت در جوهر می‌داند؛ یعنی عالم طبیعت دائماً در حرکت، تغییر و تجدد است و زمانْ مقدار این تجدد و تغییر طبیعت است. صدرا زمان را محمول عرض تحلیلی و معقول ثانی فلسفی می‌داند. نزد ابن‌سینا زمان هیچ‌گاه با حرکت توسطی، به‌مثابه حقیقت خارجی حرکت، انطباق نمی‌یابد، بلکه زمان منطبق بر نسبت‌های تجددی و متصرم حالت یکنواخت حرکت فلک است؛ ولی برای صدرا حرکت قطعی همچون حقیقت عینی حرکت، عین تجدد و تقضی است و با زمان انطباق تام دارد.
صفحات :
از صفحه 17 تا 40
نقش ویژگی‌های هستی‌شناختی اراده در شناخت حقیقت آن از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
امیر راستین، علیرضا کهنسال، مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اراده از مهم‌ترین مفاهیم فلسفی و کلامی است که اندیشمندان اسلامی، تعریف‌های فراوان و گاه متضادی برای آن آورده‌اند.در این نوشتار نشان می‌دهیم که ملاصدرا باتوجه‌به مبانی حکمت متعالیه و ضمن تفسیر ویژۀ خود از حقیقت اراده، سه ویژگی هستی‌شناختی را برای این حقیقت مطرح می‌کند.براساس‌این ویژگی‌ها، تفسیرهای رقیب را نقد و راز کژفهمی‌ها را در شناخت حقیقت اراده تبیین می‌کند. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: آمیختگی وجودی اراده با حالات نفسانی دیگر؛ وجودی بودن اراده و تنزه از ماهیت؛ تشکیکی بودن حقیقت اراده. تمام این اوصاف در تبیین حقیقت اراده مؤثرند و غافل شدن اندیشمندان دیگر از آن‌ها سبب انحراف معرفتی‌شان شده است. همچنین دو عامل اخیر، در شکل‌گیری دیدگاه صدرایی در تبیین حقیقت اراده نیز نقش مؤثری دارند؛ دیدگاهی که حقیقت اراده را از سنخ ابتهاج و محبت می‌داند.
صفحات :
از صفحه 41 تا 60
بررسی انتقادات احسائی به برهان تضایف ملاصدرا در اثبات اتحاد عالم و معلوم
نویسنده:
محمود صیدی، احسان کردی اردکانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اتحاد عالم و معلوم از مبانی مهم حکمت متعالیه است که ملاصدرا با الهام از فلاسفۀ نوافلاطونی آن را تبیین و اثبات کرده است. این اتحاد به دو مقام کثرت در وحدت و وحدت در کثرت تقسیم می‌شود و برهان تضایف یکی از مهم‌ترین استدلال‌های اثبات آن در مقام کثرت در وحدت است. این برهان سه نکتۀ اساسی دارد: وجود ادراکی موجود مجرد، معلوم بالذات نبودن موجودات مادی و اضافۀ عالم و معلوم. انتقادات احسائی نیز متوجه این‌هاست. ازنظر احسائی به‌دلیل فعلی بودن معنای ادراک، قدیم و نامخلوق شدن مادیات درصورت معلوم نبودن آن‌ها و لازمۀ مبدأ اشتقاق بودن اضافۀ عالم و معلوم، برهان ملاصدرا با انتقادات اساسی مواجه است؛ باوجوداین، به‌دلیل اتحاد عالم و معلوم در مقام کثرت در وحدت یا مقام ذات بودن این برهان، معلوم بالعرض بودن مادیات و معلوم بالذات بودن صورت‌های علمی آن‌ها و عدم لزوم میان مبدأ اشتقاق و نسبت اضافه، انتقادات احسائی مشکلات اساسی دارند.
صفحات :
از صفحه 61 تا 77
اراده خدا از نگاه خواجه نصیرالدین طوسی، ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
آرمین منصوری ، علی الله بداشتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چگونگي ارادة الهی یکی از مسائل بحث‌برانگیز خداشناسی است كه برغم پذیرش ارادة الهی بعنوان یکی از صفات الهی توسط تمامی اندیشمندان، اختلاف نظرهای بسیاری در تفسیر آن وجود دارد. هدف این مقاله بررسی، مقایسه و ارزیابی آراء خواجه نصیرالدین طوسی، ملاصدرا و علامه طباطبایی در سه بعد معناشناسی، منشأ و هستی‌شناسی ارادة الهی است. خواجه نصیر اراده را عین داعی که همان علم به مصلحت فعل است، میداند و در نتیجه به ارادة ذاتی خداوند معتقد بوده و آن را از صفات ذات میداند. ملاصدرا عینیت حب با اراده را نیز به عینیت علم به مصلحت فعل با اراده اضافه کرده و اراده را صفت ذات قلمداد میکند و روایات وارده از معصومین در صفت فعل بودن اراده را با تغییر معنا و مرتبة آن از معنای قصد انجام فعل و مقام ذات به معنای ایجاد و مرتبة موجودات بالفعل توجیه میکند. اما علامه ‌طباطبایی ارجاع اراده به علم به نظام اصلح را مناقشه‌يي لفظی دانسته و آن را صرفاً نامگذاری قلمداد ميكند. او با ارجاع اراده به هر صفت ذاتی دیگری غیر از علم، مانند حب، مخالف بوده و در نتیجه اراده را نه از صفات ذات بلکه منتزع از مقام فعل و از صفات فعل تلقي ميكند و منشأ انتزاع آن را نفس فعلی که در خارج اتفاق می‌افتد یا حضور علت تامه برای فعل، معرفی میکند. بنظر میرسد تغییر نگاه هستی‌شناسانه به اراده و صفت فعلی دانستن آن توسط علامه در توجیه محذوریتهای عقلی، دقیقتر از صفت ذات دانستن اراده بدون عنایت به تغایر مفهومی میان اراده با علم و حب است که توسط خواجه و ملاصدرا ارائه شده است.
صفحات :
از صفحه 35 تا 48
مواجهه ی فلسفی، عرفانی ابن سینا و ملاصدرا با مسئله ی شر
نویسنده:
مریم سالم
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به دنبال روی دادن پدیده­های ناگواری چون بیماری­های فراگیر، سیل، زلزله، جنگ و نظایر آن و قربانی شدن انسان­های زیاد در یک برهه­ی زمانی کوتاه و ناتوانی انسان در کنترل و مهار آن پدیده­ها، ذهن انسان­های خداباور در رابطه با صفات الهی، به ویژه خیر محض بودن و نیز عنایت او نسبت به جهان هستی، دچار چالش هایی می شود که در طول تاریخ علم به صورت چالش شر مطرح شده است. رفع این چالش از افکار عمومی، همیشه دغدغه­ی متفکران خدا­باور بوده است و آن­ها را بر آن داشته تا به نحوی بین خدای خیر محض و جهان مادیِ مملو از شرور، ارتباط صحیحی برقرار نموده و نشان دهند شر ناشی از نواقص موجود در عالم ماده است و ربطی به خدای خیر ندارد. در این مقاله تلاش می­شود پاسخ فیلسوفانه­ی ابن­سینا و عارفانه­ی ملاصدرا و عرفا تبیین شود و بر این نکته تأکید شود که چون شر از ناحیه­ی کثرت و ماهیت مطرح می­شود، امری ذهنی است و وجود خارجی ندارد، اگرچه عدمی هم نیست و همانطور که کثرت و ماهیت به تبع وجود و وحدت، در خارج موجود است، شر به تبع وجود در خارج موجود می­شود. ضمناً نشان داده می شود پاسخ عرفانی ملاصدرا تکمله­ی پاسخ فلسفی ابن­سینا و سازگار با مبانی حکمت متعالیه­ی وی است و در واقع پاسخ فلسفی ابن­سینا در حکمت بحثی مفید فایده است و پاسخ عرفانی ملاصدرا در حکمت شهودیِ تأیید شده در حکمت سینوی و بسط یافته در حکمت صدرایی کارایی دارد.
بررسی نقش عشق و محبت در سیر تکامل نفس از دیدگاه سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیداورنده:مریم علی پور اقدم؛ استادراهنما:ناصرفروهی ؛ استادمشاور :سهراب حقیقت
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله عشق از همان ابتدا مورد توجه فیلسوفان بوده است. از دیدگاه اغلب فلاسفه، عشق موجودات به سبب وجود آنها غریزی است. با مطالعه آراء دو فیلسوف نامی، سهروردی و ملاصدرا، درمی یابیم که عشق و حب و تاثیر آن در نفس، در مکتب فلسفی هریک دارای نکات خاصی است. سهروردی، مطابق با مبانی فلسفی خود تبیین می کند که انوار سافل با محبّت و اشتیاق نسبت به انوار عالی، درصدد رسیدن به کمال و رفع کاستی های رتبی خود هستند. آدمی نیز با ادراک حقایق به عالم نور گرایش پیدا کرده و به نورالانوار نزدیک میگردد؛ زیرا محبّت ثمره معرفت است و هر چه محبّت به حق تعالی بیشتر شود، تقرّب به خدا و نهایتاً وصول به کمال وجود آسان تر می شود. اما ملاصدرا آن را دارای حقیقتی کلی می داندکه دارای ویژگی های خاص خودش است. با اثبات محبّت برای تمامی کائنات، بر این باور است که هر انسانی به اندازه بهره مندی از محبّت به کمال نائل می شود. از این رو، هر متحرّکی به اندازه هستی خود و بر اساس محبّت، به سمتِ کمال حرکت می کند. با وجود تفاوت هایی در شرح و بسط مقوله عشق و حب در تکامل نفس، هر دو معتقدند که بدون وجود و حضور عشق و حب، تکامل انسان امری محال است. این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و رایانه ای صورت گرفته است.
  • تعداد رکورد ها : 5020