جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3
مناسبات فقه و اخلاق؛ گفت‌وگوی علی مهجور با ابوالقاسم فنائی
نوع منبع :
مقاله , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
صدانت,
چکیده :
به عنوان نخستین پرسش بفرمائید از نظر شما، فقه و اخلاق چه حوزه‌‌هایی از زندگی انسان را پوشش می‌دهند؟ برای اینکه بتوان دو موضوع را با یکدیگر مقایسه کرد باید میان آن دو سنخیتی وجود داشته باشد. فقه رشته‌ای علمی است، و با «علمِ اخلاق» یا بخش‌هایی از «فلسفه اخلاق» و نیز با «علم حقوق» قابل مقایسه است، نه با خود اخلاق؛ خود «اخلاق» را با «شریعت» می‌توان مقایسه کرد. بنابراین، پرسش شما یا باید این باشد که «شریعت و اخلاق چه حوزه‌هایی از زندگی انسان را پوشش می‌دهند؟»، یا باید این باشد که «علم فقه و علم اخلاق چه حوزه‌هایی از زندگی انسان را پوشش می‌دهند؟». پاسخ این دو پرسش البته یکسان است. به نظر من وقتی درباره قلمرو شریعت و اخلاق یا قلمرو علم فقه و علم اخلاق سخن می‌گوییم، دو معنای از قلمرو را باید از یکدیگر تفکیک کنیم. معنای اول را «قلمرو بالقوّه» می‌نامیم و معنای دوم را «قلمرو بالفعل». قلمرو بالقوه مجموعه‌ی موضوعاتی است که شریعت و اخلاق یا علم فقه و علم اخلاق «ممکن» و «محتمل» است درباره آن اظهارنظر کرده باشند، اما قلمرو بالفعل مجموعه‌ی موضوعاتی است که این دو عملاً درباره آن اظهارنظر کرده‌اند، یعنی حیطه‌ای که آن پتانسیل و استعداد در مورد آن موضوعات به فعلیت رسیده است. در پرتو تفکیک این دو معنای از قلمرو، می‌توان گفت که قلمرو بالقوّه شریعت و اخلاق به مثابه دو منبع ارزش/هنجار، و نیز قلمرو بالقوّه علم فقه و قلمرو علم اخلاق به مثابه دو رشته علمی ناظر به این دو منبع، علی‌الاصول «مطلق» است، بدین معنا که ممکن و محتمل است که این دو منبع یا این دو علم در تمام حوزه‌های زندگی حرفی برای گفتن و توصیه‌ای برای چگونه زیستن داشته باشند. عملاً نیز هم در اخلاق و هم در شریعت هم احکام «فردی» داریم و هم احکام «اجتماعی»؛ هم احکام «سیاسی» داریم و هم احکام «اقتصادی» و هکذا. به گمان من حتی کشف کردنِ سکوت یکی از این دو منبع یا هر دوی آنها در مورد برخی از موضوعات اهمیت دارد. زیرا در اثر این کشف ما می‌فهمیم که یا در آن مورد کاملاً آزادیم و از نظر دینی و/یا اخلاقی هیچ وظیفه‌ای نداریم، یا در آن مورد موظفیم با مراجعه به سایر منابع هنجارگذار، مانند عرف یا رأی عموم مردم، تصمیم بگیریم که چگونه عمل کنیم. بنابراین، اگر مقصود شما قلمرو بالقوه باشد، می‌توان گفت که چون قلمرو بالقوه این دو مطلق است، هم‌پوشانی کامل دارند. البته تلقی رایج در فرهنگ اسلامی قلمرو این دو علم را کاملاً از یکدیگر تفکیک می‌کند؛ در این تلقی، موضوع علم فقه «فعلِ مکلَّفین» و موضوع علم اخلاق «خُلقِ مکلفین» معرفی می‌شود، اما به گمان من این تلقی نادرست است. اما اگر مقصودتان قلمرو بالفعل شریعت و اخلاق یا علم فقه و علم اخلاق باشد، این قلمرو محدود است؛ یعنی هم شریعت و اخلاق و به تبع آنها هم علم فقه و علم اخلاق در مواردی عملاً سکوت کرده‌اند و انسان را به حال خود رها کرده‌اند. در هر دو مورد زمینه‌ها و حوزه‌هایی داریم که، به تعبیر آیت الله شهید محمد باقر صدر، می‌توان آن را «منطقه الفراغ» یعنی منطقه‌ی خالی از حکم هنجاری و خالی از توصیه دینی و/یا اخلاقی نامید.
  • تعداد رکورد ها : 3