جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2
مبانی معرفت شناختی نظریه کثرت گروی جان هیک
نویسنده:
رضا اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
چکیده :
جان هیک با وام گرفتن از مفهوم «دیدن به عنوان ...» ویتگنشتاین و تعمیم آن به کل تجربه های ادراکی و نیز وام گیری از تمایز کانتی میان نومن و فنومن میان «حقیقت فی نفسه» و «حقیقت عند المدرک» تمایز می نهد. حقیقت فی نفسه همان خداوند در عالم واقع است و حقیقت عند المدرک همان تصوری است که در هر دین از خداوند ارایه شده است. دو تمایز ذکر شده مهم ترین مبنای معرفت شناختی نظریه کثرت گرایانه هیک را در باب ادیان تشکیل می دهند. به نظر می رسد نظریه ادراک و نظریه توجیه در نظریه کثرت گرایانه هیک در باب ادیان از نوعی ابهام برخوردار هستند.
صفحات :
از صفحه 35 تا 54
کردار ادراکی، نقطه تلاقی نفس و بدن در فلسفه برگسون
نویسنده:
مهدی سلطانی گازار
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هنری برگسون فیلسوف فرانسوی، از پیشگامان جریانی است که در بحبوحه نگرش های پوزیتیویستی مدرن، نقش و حجیت دریافت های متافیزیکی، اخلاقی و دینی را در فلسفه احیا کرد. برگسون با برگزیدن روش معرفتی شهود، به جای روش آزمایشگاهی و پوزیتیویستی علم جدید، محوریتی قاطع به این دریافت ها داد. او هر گونه نگاه تجزیه گر به متعلقات معرفت را نادیده گرفتن پیوند و همبستگی ذاتی و در نتیجه قلب ماهیت آنها تلقی می کرد. به نظر برگسون جهان و تمام پدیده های آن خصلت زمانی دارند و پویا هستند. او از زمان معنای استمرار و توالی هم بسته پدیده ها را مدنظر دارد و از آن به «دیرند» تعبیر می کند. از دید او شناخت این ماهیت ذاتی تنها با روش شهودی و ارتباط بی واسطه با جهان و پدیده ها میسر است. بارزترین نمونه این شناخت، وجدانی است که ما از حالات درونی خود داریم. برگسون از نگرش معرفت شناسی خود در جهت تحلیل و تبیین رابطه نفس و بدن بهره می برد. او دوگانگی نفس و بدن را می پذیرد و تحلیل کردار ادراکی را توجیه گر رابطه آنها معرفی می کند. از نظر او معرفت دو سویه دارد؛ یکی تاثرات حسی و دیگری خاطره یا یاد که در نقطه ای به نام «یادمانده- نمود» به هم می پیوندند. این نقطه همانند پرده پیانو تاثرات دریافتی را به جریان معرفتی تبدیل می کند. اما به نظر نمی رسد تحلیل برگسون هم تفاوت بنیادینی با غده صنوبری دکارت داشته باشد و در واقع مشکل ثنویت و رابطه نفس و بدن را حل نمی کند، چرا که او نیز دوگانگی نفس و بدن را هستی شناختی تلقی می کند نه معرفت شناختی.
صفحات :
از صفحه 121 تا 137
  • تعداد رکورد ها : 2