جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی اصل سنخیت علت و معلول از دیدگاه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
جواد کوشککی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصل علیت که بر ‌این اساس شاهد وابستگی و ارتباط علت و معلول می‌باشیم بیانگر رابطه خاصی بین علت و معلول است که بر اساس آن هر علتی معلولی، و هر معلولی علتی ‌دارد ‌ولی یکی از فروعات اصل علیت سنخیت ‌علت ‌و معلول است که بر اساس آن از علت معین فقط معلول معین صادرمی‌شود و معلول معین فقط از علت معین صحت صدور دارد. سنخیت به این معنا در هر سه مکتب پذیرفته شده ولی سنخیت به معنای خاص، که بر پایه نسبت بین علت هستی بخش با معلول و هم چنین بر مبنای اصالت وجود و تشکیک وجود مطرح شده، در حکمت متعالیه از توجیه بهتری برخوردار است به طوری که مناسبت وجودی بین علت و معلول (سنخیت علت و معلول)، بدین صورت توجیه می شود که علت مرتبه کامله وجود معلول و معلول مرتبه نازله وجود علت محسوب می‌شود. در این نوشتار سعی بر بررسی اصل سنخیت علت و معلول از دیدگاه حکمت متعالیه، اشراقو مشاء می‌باشد.
پیشینه خداشناسی حکمت متعالیه در آثار افلوطین
نویسنده:
محمد حقیقی راد؛ استاد راهنما: محمدکاظم علمی سولا؛ استاد مشاور: مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
کاوش در مبانی حکمت متعالیه جهت شناخت بهتر و دقیق‌تر آن امری ضروری است و در همین راستا تبیین پیشینه حکمت متعالیه در زمینه خداشناسی و سیر تاریخی مباحث خدا‌شناسی و مقام احدیت و واحدیت از افلوطین تا ملاصدرا اهمیت دارد. در این پژوهش با روش اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و بررسی اثولوجیای افلوطین و آثار ملاصدرا می‌توان شواهدی مبنی بر استفاده مستقیم و غیرمستقیم او از اثولوجیای افلوطین مشاهده کرد؛ بنابراین پس از بیان نظریات افلوطین در زمینه مسایل خداشناسی، ابتدا تاثیر او بر برخی فیلسوفان، متکلّمان و عرفای برجسته اسلامی در این مسایل مورد بررسی و تحلیل قرار خواهدگرفت و سپس به اصول و مبانی که ملاصدرا تحت تاثیر افلوطین آن‌ها را بیان کرده‌است، پرداخته می‌شود. در ادامه شباهت‌ها و تفاوت‌های میان این دو فیلسوف تحلیل می‌گردد و در پایان پس از نقادی و ارزیابی این شباهت‌ها این نتیجه حاصل می‌شود که ملاصدرا اگرچه تحت تاثیر افلوطین بوده اما تکیه او بر آیات و روایات و شهود‌های ناب عرفانی و براهین عمیق فلسفی وی موجب ارائه دیدگاه‌های خاص و منحصر به‌فرد در زمینه اصول و مبانی حکمت متعالیه و نوآوری‌هایی در آن و اخذ نتایجی خاص از این اصول و مبانی شده‌است که فلسفه او را از فلسفه افلوطین متمایز می‌نماید و پاسخ‌گوی بسیاری از مسایلی است که در فلسفه‌های پیشین پاسخ قانع کننده‌ای برای آن وجود نداشت.
چیستی، تعدد، لوازم و آثار مترتب بر مرگ در حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه کاظم‌ زاده کلاته‌ جعفرآباد ؛ استاد راهنما: سیدمرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پژوهش که تحت عنوان چیستی، تعدد، لوازم و آثار مترتب بر مرگ می‌باشد، ابتدا به مبانی مهم فلسفی ملاصدرا پرداخته و سپس دیدگاه ایشان در مورد چیستی، تعدد، لوازم و آثار مترتب بر مرگ را بیان می‌کند. این مبانی مهم فلسفی ملاصدرا شامل حرکت جوهری، دوساحتی بودن انسان و ارتباط نفس و بدن می‌باشد؛ که با توجه به این مبانی مرگ عبارت از جدایی نفس از بدن است که در طی حرکت جوهری‌اش امری طبیعی و ضروری است. مرگ به هیچ عنوان امری عدمی نمی‌باشد؛ بلکه مرتبه‌ای از حیات است که موجب گذر از عالم طبیعت و رسیدن به جهان پس از مرگ یعنی عالم مثال و سیر ادامه مسیر استکمالی نفس خواهد بود تا به مرتبه عقلانی برسد. بنابراین تعدد مرگ شامل دو مرحله است: یک مرتبه جدایی نفس از بدن طبیعی و در مرتبه دیگر جدایی نفس از بدن مثالی و برزخی است. لوازم مرگ در واقع اموری هستند که در کنار مسئله مرگ و پس از تبیین معنا و انواع آن مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ که می‌توان به مسئله مهم معاد و جهان پس از مرگ و استکمال نفس با مرگ و ... اشاره کرد. هدف از این پژوهش بررسی همه جانبه مرگ و شناخت بیش از پیش این مسئله مهم و دیگر مسائل مربوطه همچون معاد است؛ و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که مرگ امری عدمی نیست، بلکه امری موجود و مخلوق خداوند است و همگان آن را خواهند چشید. این پزوهش به روش اسنادی-کتابخانه‌ای و جمع آوری مطالب انجام شده است.
معنای زندگی از منظر علامه طباطبایی و تأثیر آن بر سبک زندگی انسان
نویسنده:
پدیدآور: ربابه داورپور ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی ؛ استاد مشاور: امیر راستین طرقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
انسان مختار معاصر که دائماً در حال حرکت و دستیابی به پیشرفت‌های وسیعی در حوزه‌های علمی و فناوری است، ‌‌اما در این حرکت، ‌‌همچنان در جستجوی غایت و مقصدی انگیزه‌بخش برای رسیدن به معنا و اثرپذیری سبک زندگی از آن است. ‌بنابراین پرداختن به این موضوع، ‌‌در میان اندیشمندان و به‌ویژه فیلسوفان مسلمان، ‌‌از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا سبک زندگی انسانی که معنای آن از باورها، ‌‌عقاید و ارزش‌های الهی استخراج شود، ‌‌می‌تواند او را به سوی دستیابی به فضائل اخلاقی در عمل و تحقق کمال سوق دهد. ‌از این‌رو در این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و با شیوه‌ توصیفی-تحلیلی می‌باشد، ‌‌تلاش بر این بوده‌است که، ‌‌با بیان مبانی نظری و مؤلفه‌های تأثیرگذار معنا در سبک زندگی، ‌‌از دیدگاه اندیشمند برجسته‌ی مسلمان، ‌‌علامه طباطبایی به این مهم پرداخته شود. ‌براساس یافته‌های این پژوهش، ‌‌از دیدگاه علامه طباطبایی، ‌‌تمامی اجزاء و ابعاد هستی در اتصال و ارتباط با یکدیگر و جدایی‌ناپذیر از رکن اساسی توحید است. ‌بنابراین برای درک و همراهی بیشتر انسان با این ارتباط، ‌‌او را به سوی نگاه عالمانه به هستی و خالق این جهان دارای انتظام و هدفمند سوق می‌دهد. ‌ازاین‌رو توحید محوری و ایمان را به‌عنوان مؤلفه‌های اساسی معنابخش به زندگی و راهبر سبک آن می‌دانند، ‌‌به‌گونه‌ای که سبک زندگی متعالی مدنظر ایشان، ‌‌بسیار متأثر از مبانی نظری و به خصوص تأثیر ویژه و عمیق رابط بودن وجود انسان نسبت‌به خداوند می‌باشد. ‌در این نگاه، ‌‌انسان خود را در عین فقیر مطلق دانستن، ‌‌اما با درک ارزشمندی خود، ‌‌از انجام امور موهوم و لهوولعب در زندگی دوری گزیده و با انجام اعمال صالح و روی آوردن به قناعت، ‌‌به‌منزله مؤلفه‌های مؤثر در سبک زندگی، ‌‌با ترک مصرف‌گرایی افراطی،که هم اکنون به‌عنوان رکن اصلی سبک زندگی مدرن می‌باشد، ‌‌به کنش‌ها و رفتارهای خود رنگ توحیدی بخشیده و زندگی خود را صرف رسیدن به حیات طیب، ‌‌در همین دنیا می‌نماید.
هستی شناسی زن در حکمت متعالیه و آیات و روایات
نویسنده:
پدیدآور: اکرم ساقی ؛ استاد راهنما: محمد کاظم علمی سولا ؛ استاد مشاور: سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
رساله حاضر با عنوان هستی شناسی زن در حکمت‌متعالیه و آیات و روایات پژوهشی است برای بررسی دخالت یا عدم دخالت جنسیت درنفس و قوای نفسانی و کمال آن است. آنچه انگیزه انتخاب عنوان «زن» به‌جای «جنسیت» بوده است، عبارات خاص ملاصدرا در باب زن بود که در بحث از«عقل» و نیز در بحث از «هدف آفرینش موجودات» بیان کرده است. دراین اثر نگارنده سه مرحله را درهستی شناسی زن طی نموده‌اند: ابتدائاً ارتباط نفس با جنسیت بررسی شده است و ادله‌ای ازجمله: وحدت نفس و بدن، شأنیت عرض برای جوهر، تشابه رابطه نفس و بدن با رابطه حق تعالی و صفات او و... بر وجود رابطه میان آن‌ها اقامه‌گشته‌است؛ سپس بحث «هستی شناسی قوا» تبیین شده که یکی از استدلال های اقامه شده مبتنی براصل وحدت نفس و قوا ملاصدرا است که بنا بر آن جنسیت پذیری نفس بر جنسیت پذیری قوا تأثیرگذار می‌باشد. درفصل پایانیِ رساله درمورد اینکه چه رابطه‌ای میان کمال و سعادت انسان و جنسیت او برقرار است، بحث شده و براساس آنچه درعبارات تفسیری و فلسفی ملاصدرا و نیز مبانی وی آمده و همچنین پس از بررسی نظرات اندیشمندانی که متقدم از او و مؤثر بر اندیشه‌هایش بوده‌اند، این نتیجه حاصل‌شد که میان دو جنس در کمال نهایی تفاوت است.
بررسی مصادیق علم حضوری و برآیند های تربیتی آن در نظر ملاصدرا و مقایسه آن با رویکرد سازنده گرایی در آموزش
نویسنده:
فاطمه بنی اسد؛ استاد راهنما: مرتضی حسینی؛ استاد مشاور: فاطمه فرضعلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از آنجا که ملاصدرا حقیقت علم را امری وجودی می داند و بر این باور است که علم، زمانی حاصل میشود که نفسِ معلوم نزد عالم حاضر شود، لذا میتوان به این نتیجه رسید که علم، نزد صدرالمتألهین منحصر در علم حضوری است. به ویژه آنجا که خود میگوید« علم، از حقایقی است که انیت آن عین ماهیت آن است.» پس با نظر به اینکه علم حضوری پایه و اساس همه علوم بشری است و بدون آن انسان فاقد علم و دانش خواهد بود، لذا تبیین و تحلیل علم حضوری، به ویژه بررسی دقیق مصادیق آن در حکمت متعالیه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در بحث از مصادیق علم حضوری در پژوهش های مختلف به موارد متعددی تحت عنوان مصادیق علم حضوری اشاره شده است از جمله این موارد عبارتند از: 1) علم نفس به ذات خود که از بدیهی ترین اقسام علم حضوری است و فلاسفه در اثبات حضوری بودن علم نفس به ذات، به دو مقدمه استناد کرده اند، اول تجرد نفس و دوم علم مجردات به نفس خود. 2) علم نفس به بدن که ملاصدرا در اسفار ذیل علم حضوری انسان به قوای نفس، علم حضوری انسان به بدن را تبیین میکند. 3) علم به افعال انسان اعم از علم نفس به افعال جوارحی و جوانحی که ذیل علم علت به معلول تبیین میگردد.4) علم به حالات نفس که در واقع حضوری بودن علم انسان به صفات نفس، یکی از بدیهی ترین امور می باشد از آنجا که تجربه فردی هرکس برای اثبات آن قابل استناد می باشد.5) علم نفس به مبدا وجودی خود، از آنجا که علم معلول مجرد به علت خود یکی از مصادیق علم حضوری محسوب میشود و از طرفی انسان معلول و مخلوق خداوند می باشد، لذا علم او به هستی خدا به عنوان علت خویش، علم حضوری خواهد بود. که البته این نوع علم متناسب با سعه وجودی معلول محقق میشود. 6) علم حضوری علتِ هستی بخش به معلول خود. 7) علم حضوری به محسوسات به ویژه ادراک بصری که شیخ اشراق بر آن استدلال کرده اما ملاصدرا با بیاناتی آن را رد میکند. 8) علم حضوری در موجودات مادی به این معنا که آیا موجودات مادی به خود و دیگران از جمله علت هستی بخش خود علم حضوری دارند یا خیر، و همچنین اینکه آیا موجودات مادی متعلق علم حضوری واقع می شوند یا خیر. در این مورد از مصادیق علم حضوری آراء گوناگون و متضادی وجود دارد. صدرالمتألهین نیز در این باره سخنان دو پهلو دارد، چرا که در پاره ای موارد علم به آنها را انکار کرده و در مواردی پذیرفته است که طرح ادله او نیازمند بررسی بیشتر و دقیق تر می باشد. مصادیق مذکور از علم حضوری با اختلافاتی در تعداد آنها در پژوهش های متعدد مطرح شده است. ولیکن پژوهش حاضر درصدد است تا با ژرفنگری در آثار صدرالمتألهین به مصادیق بیشتری از علم حضوری دست یابد، زیرا بر این باوریم که میتوانیم بر مصادیق علم حضوری بیفزاییم. علاوه بر این پژوهش پیش رو در نظر دارد ضمن بررسی مصادیق علم حضوری در نظر صدرالمتألهین، با توجه به ویژگی های علم حضوری از جمله خطا ناپذیری و همچنین فطری بودن آن، برآیند های تربیتی و آموزشی علم حضوری را تحلیل کند. توضیح بیشتر اینکه از آنجا که هر نظام آموزشی در دنیا بر رویکرد و دیدگاه خاصی بنا شده و هر یک از این رویکرد ها تمام چهارچوب نظام آموزشی از جمله روش تدریس، شیوه ارزشیابی و به خصوص مواد و موضوعات درسی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ لذا رویکردی که در نظام تعلیم و تربیت اتخاذ می شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما در حال حاضر رویکردی که در نظام آموزشی کشور ما غالب است، رویکرد «موضوع-محور» می باشد که یکی از قدیمی ترین رویکرد های آموزشی است؛ دراین نظام آموزشی تمرکز اصلی بر مواد درسی است و همین امر سبب غفلت از استعداد ها، علایق، سلیقه ها و توانایی های خاص هر دانش آموز می شود و در واقع دانش آموز منفعلانه صرفاً پذیرنده اطلاعات و معلم انتقال دهنده مطالب درسی می باشد. اکنون با نظر به آنچه گفته شد در بررسی رویکرد های نوین آموزشی که نواقص مدل های آموزشی سنتی را به حداقل می رساند و در فرآیند یادگیری، دانش آموزان به طور فعال و درون جوش به کسب علم نائل میشود با رویکرد نوین سازنده گرایی مواجه می شویم. سازنده‌گرایی یک نظریه یادگیری است که بر این ایده استوار است که یادگیرندگان به‌طور فعال دانش خود را از طریق تجربیات و تعامل با محیط می‌سازند. این نظریه بر نقش فعال یادگیرنده در فرآیند یادگیری تأکید دارد و معتقد است که دانش به‌صورت فردی و اجتماعی ساخته می‌شود. اکنون این پژوهش درصدد است تا با بررسی تطبیقی برآیندهای تربیتی علم حضوری از دیدگاه ملاصدرا و الگوی سازنده‌گرایی، رویکردی نوین در تعلیم و تربیت ارائه دهد.
بررسی طلسمات از منظر عقل و نقل
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه ارادانی ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
طلسم و طلسمات پدیده‌ای است که از گذشته تا به امروز مورد توجه و علاقه انسان بوده اگر چه این امور اغلب در باور عوام و گاهی خواص جامعه با خرافات و باورهای غیر عقلانی گره خورده‌ است. طلسم، آمیزه‌ای از ترکیب قوای فعال آسمانی با قوای منفعل زمینی جهت تأثیر گذاری شگفت‌آور بر پدیده‌ها را گویند و به طور کلی به مجموعه‌ای از اعمال، اذکار، اوراد و نقوش خاص اطلاق می‌شود که به منظور ایجاد تأثیرات خارق‌العاده در عالم هستی انجام می‌گیرد. با توجه به زندگی پرچالش انسان امروز، اموری از قبیل طلسم که شبیه راه میانبر برای حل مشکلات یا رسیدن به آرزوها از طرف جمع کثیری از مردم مورد توجه قرار گرفته است، روشن شدن نسبت این امور با عقل و نقل، می‌تواند پاسخگوی سوالات اساسی در این زمینه باشد. در این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه‌ای سعی شده است به جایگاه هستی شناختی این امر از منظر عقل و نقل پرداخته شود و چالش‌های اعتقادی پیش رو مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل نقش معرفت عقلانی در کنترل خشونت‌گرایی دینی
نویسنده:
پدیدآور: سید حسین حسینی الهی ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی ؛ استاد مشاور: سید مجید میردامادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
خشونت، یکی از گسترده‌ترین و پرفرازونشیب‌ترین پدیده‌ها‌ی روزگار ما است. به‌یقین، خشونت به‌عنوان یک رفتار دِهشَت انگیز مبتنی بر تضییع حقوق دیگران، نه‌تنها هیچ ملازمه و ارتباطی با عقلانیت ندارد، بلکه عقل با تمام نیرو به مقابله با خشونت‌گرایی به پا می‌خیزد. ازآنجایی‌که دین یک امر عقلانی است و ارتباط تنگاتنگ با عقل دارد، خشونتِ نامشروع نمی‌تواند مستند به دین و بر خاسته از آن باشد. نویسنده در نوشتار حاضر با روش توصیفی/تحلیلی و با استمداد از معرفت‌شناسی عقل نظری و عقل عملی، در جستجوی رابطه‌ی میان تعقل و خشونت است. هدف از این پژوهش، کاهش و کنترل خشونت از منظر عقل است. بر این معیار، نتایج فلسفی پژوهش نشان می‌دهد نه‌تنها هیچ نوع پیوند و رابطه‌ای میان تعقل با خشونت و درنتیجه میان دین و خشونت، فرهنگ و خشونت و اخلاق و خشونت وجود ندارد، بلکه دین و به‌تبع آن دیگر امور دینی همچون رحمانیت دین، غایت‌مندی انسان، استخلاف انسان از خداوند به‌عنوان منبع معرفتی و تربیتی هر نوع رفتار خشونت‌آمیز و خشونت‌طلبی را نفی می‌کند و آدمی را به برپایی جهان امن و آرامش با هم نوعان و دیگر موجودات، هدایت می‌کند. آنچه از خشونت به دین نسبت داده‌شده است یا از روی تعصب است و یا از سر لجاجت و دشمنی که ریشه‌ی همه‌ی این‌ها جهل و نبود تفکر عقلانی است.
مبانی و لوازم فلسفی، کلامی تجسم اعمال
نویسنده:
پدیدآور: زهرا طالبی ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی ؛ استاد مشاور: وحید خادم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تجسم اعمال به معنای ظهور حقیقت اعمال، نیات و کردار دنیوی در نشئه بعدی و متناسب با همان عالم است. هدف در این پژوهش تحلیل و واکاوی مبانی فلسفی و هم‌چنین مبانی کلامی‌ای است که با تکیه‌بر آن، نظریه تجسم اعمال ارائه‌شده است. مبانی فلسفی در دودسته‌ی مبانی بعید و قریب موردبررسی قرار می‌گیرند و مبانی کلامی هم در دودسته‌ی آیات و روایات که هر یک تقسیم‌بندی‌های خاص خود رادارند مورد تحلیل و بررسی قرار خواهند گرفت. صدر المتألهین با طرح این نظریه توانست تا حدودی زیادی عقل و نقل را آشتی دهد. پس از واکاوی این مبانی، شبهات و اشکال واردشده به این دیدگاه، به‌ویژه شبهات عقلانی واردشده همچون مخالفت‌های فخر رازی و علامه مجلسی مورد تبیین و تحلیل قرار می‌گیرد. درنهایت توانمندی‌های این نظریه در مرتفع نمودن برخی از اساسی‌ترین مسائل مربوط به معاد و برزخ موردبررسی قرار می‌گیرد. در این پژوهش تلاش بر این است به روش توصیفی و کتابخانه‌ای و با تکیه‌بر اساسی‌ترین آثار ملاصدرا و شارحان مکتب حکمت متعالیه، درکی عمیق و تصویری درست و واضح از این مبحث ارائه دهیم.
بررسی نظریه انکشاف علم صدرایی از منظر آیات و روایات
نویسنده:
پدیدآور: محمد جواد صبور ؛ استاد راهنما: امیر راستین طرقی ؛ استاد مشاور: سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
پیش از صدرالمتألهین در خصوص کیفیت حصول علم دیدگاه‌های گوناگونی مطرح بوده است: حصول علم از طریق «افاضه صور علمی توسط عقل فعال» (به عنوان یک موجود بیرونی) به نفس انسان و یا از طریق «اتصال نفس به عقل فعال»، «تجرید صور علمی» توسط نفس، و یا از راه «اضافه معلوم به عالِم» دانسته‌اند. در حکمت متعالیه با طیفی از دیدگاه‌ها مواجه هستیم، که نظریاتی همچون «سلوک عالِم»، «مشاهده از دور»، «اتحاد با عقل فعال» و «انشاء نفس» نشان دهنده آراء غیرنهایی ملاصدرا و نظریه «انکشاف علم»بیانگر دیدگاه نهایی حکمت صدرایی است. قرائت انکشافی از علم بیان می‌دارد که منبع علم و معرفت نه امری بیرونی، که همانا خود نفس می‌باشد و کمال علمی در باطن نفس حاصل است و فرآیند حصول علم چیزی جز انکشاف و اظهار مکنونات خود نفس نیست. این نوشتار بر آن است تا این خوانش صدرایی از علم را به نقل معتبر یعنی آیات و روایات عرضه کند و امکان و میزان سازگاری آن با قرآن و حدیث را روشن نماید. بدین منظور، با مراجعه به قرآن کریم و تفاسیر مختلف، مواردی که به نحوی مؤید یا معارض با نظریه انکشاف بوده از زوایای گوناگون مورد واکاوی قرار داده شده و در گام بعدی، در فحص روایات، دسته‌بندی سه‌گانه از روایات حاصل گردید: روایاتی که دلالت بر نظریه انکشاف دارند، روایاتی که به ظاهر ناسازگار با این نظریه هستند، و دسته پایانی مواردی که اقتضای خاصی نسبت به نظریه نداشته و حالت بی‌طرف دارند. جمع‌بندی نهایی در بررسی آیات و روایات به ویژه روایات، سازگاری نسبی نظریه انکشاف با نقل است، زیرا علاوه بر دارا بودن موارد مؤید، موارد ناسازگار قابلیت توجیه و موارد بی‌طرف قابلیت جمع با موارد موافق را دارد.